پرش به محتوای اصلی

مفاهیم پایهٔ احتمال و آمار (ریاضی ۱)

خلاصه‌ای از درسنامه‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

چرا این فصل دو نیمه دارد؟

نتیجهٔ پرتابِ یک سکه، بارشِ فردا و آرای یک انتخابات از پیش معلوم نیست؛ به این‌ها پدیدهٔ تصادفی می‌گوییم. دو ابزارِ ریاضی سراغِ آن‌ها می‌رود: احتمال پیش از وقوع، شانسِ یک پیشامد را عدد می‌کند؛ آمار پس از وقوع، داده‌ها را جمع می‌کند، نظم می‌دهد، تحلیل می‌کند و از آن‌ها نتیجه می‌گیرد. اینجا نخست از سمتِ داده شروع می‌کنیم و بعد به شمارشِ شانس می‌رسیم.

بخش اول: علمِ آمار، جامعه و نمونه

میانِ آمار و علمِ آمار فرق بگذار: آمار خودِ داده‌های خام است (مثلاً فهرستِ دمای روزانهٔ تهران در یک ماه)، اما علمِ آمار روشِ کار با آن داده‌هاست و چهار مرحله دارد:

جمع‌آوری→سازمان‌دهی و نمایش→تحلیل و تفسیر→نتیجه‌گیری و پیش‌بینی\text{جمع‌آوری}\to\text{سازمان‌دهی و نمایش}\to\text{تحلیل و تفسیر}\to\text{نتیجه‌گیری و پیش‌بینی}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

پیش‌بینیِ دمای ماهِ آینده از رویِ همان اعداد، دیگر آمار نیست؛ علمِ آمار است. کاربردهایش از تشخیصِ بیماری و آزمایشِ دارو تا هواشناسی، کشاورزی، اقتصاد و شناساییِ زیستگاهِ گونه‌های در خطر گسترده است. نمونهٔ آشنای یک شاخصِ آماری، شاخصِ تودهٔ بدن است:

BMI=WH2BMI=\frac{W}{H^{2}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که در آن WWادامهٔ فرمول را افقی ببین وزن به کیلوگرم و HHادامهٔ فرمول را افقی ببین قد به متر است؛ زیرِ 18.518.5ادامهٔ فرمول را افقی ببین کم‌وزن، 18.518.5ادامهٔ فرمول را افقی ببین تا 24.924.9ادامهٔ فرمول را افقی ببین طبیعی، 2525ادامهٔ فرمول را افقی ببین تا 29.929.9ادامهٔ فرمول را افقی ببین اضافه‌وزن و از 3030ادامهٔ فرمول را افقی ببین به بالا درجه‌های چاقی.

جامعه مجموعهٔ همهٔ افراد یا اشیایی است که دربارهٔ ویژگی‌شان تحقیق می‌کنیم و حجمش را با NNادامهٔ فرمول را افقی ببین نشان می‌دهیم؛ نمونه بخشی از جامعه است که برای مطالعه برمی‌گزینیم و حجمش nnادامهٔ فرمول را افقی ببین است، پس همیشه n≤Nn\le Nادامهٔ فرمول را افقی ببین. سراغِ نمونه می‌رویم چون بررسیِ کلِ جامعه معمولاً پرهزینه یا ناممکن است؛ سنجشِ کیفیتِ لامپ‌های یک کارخانه آزمونی تخریبی است و اگر همه را آزمایش کنیم چیزی برای فروش نمی‌ماند.

چهار روشِ رایجِ نمونه‌گیری: در تصادفیِ ساده هر عضو شانسِ برابر دارد؛ در منظم اعضا را شماره می‌کنیم و هر kkادامهٔ فرمول را افقی ببین‌اُمین عضو را برمی‌داریم که در آن k=N/nk=N/nادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ در طبقه‌بندی‌شده جامعه را به زیرگروه‌ها می‌شکنیم و از هر زیرگروه نمونه می‌گیریم؛ در خوشه‌ای چند خوشه را کامل بررسی می‌کنیم. اگر انتخاب تصادفی نباشد، نتیجه به کلِ جامعه تعمیم‌پذیر نیست و گرفتارِ تورشِ نمونه‌گیری می‌شویم.

مرحلهٔ دومِ علمِ آمار، یعنی نمایشِ داده‌ها، هدفش این است که چشم الگو را در یک نگاه ببیند. برای متغیرهای کیفی با دسته‌های کم، نمودارِ دایره‌ای مناسب‌ترین انتخاب است: کلِ دایره همهٔ داده‌ها را نشان می‌دهد و زاویهٔ هر قطاع با سهمِ آن دسته متناسب است. جمعِ درصدهای قطاع‌ها همیشه ۱۰۰ درصد می‌شود، درست مثلِ اینکه احتمالِ کلِ فضای نمونه برابرِ یک است. برای داده‌های کمی معمولاً از نمودارِ میله‌ای یا هیستوگرام استفاده می‌شود.

بخش دوم: متغیر و انواعِ آن

متغیر ویژگی‌ای از اعضای جامعه است که از عضوی به عضوِ دیگر تغییر می‌کند؛ سن، قد، نمرهٔ ریاضی، گروهِ خونی و جنسیتِ یک دانش‌آموز همه متغیرند. متغیرها دو شاخهٔ بزرگ دارند و هر شاخه دو زیرشاخه:

متغیر{کمی{پیوستهگسستهکیفی{ترتیبیاسمی\text{متغیر}\begin{cases}\text{کمی}\begin{cases}\text{پیوسته}\\\text{گسسته}\end{cases}\\ \text{کیفی}\begin{cases}\text{ترتیبی}\\\text{اسمی}\end{cases}\end{cases}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

متغیرِ کمی قابلِ اندازه‌گیری است و مقدارِ عددی می‌گیرد. اگر بتواند هر مقداری را میانِ دو مقدارِ ممکن اختیار کند، پیوسته است و مقادیرش یک بازه از اعدادِ حقیقی را می‌سازد (قد، وزن، دما، زمان)؛ اگر میانِ دو مقدارِ ممکن خلأ باشد، گسسته است و معمولاً عددِ صحیح می‌گیرد (تعدادِ فرزندان، که ۲.۵ برایش بی‌معناست). ابزارِ متغیرِ پیوسته ترازو و متر و دماسنج است، ولی متغیرِ گسسته را می‌شماریم.

متغیرِ کیفی اندازه‌گیری نمی‌شود و مقدارش برچسب است. اگر میانِ برچسب‌ها ترتیبِ طبیعی باشد ترتیبی است (سطحِ تحصیلات، میزانِ رضایت، شدتِ درد، درجهٔ کیفیت) و اگر نباشد اسمی (جنسیت، گروهِ خونی، رنگِ چشم، رنگِ خودرو).

برای تشخیص، همین سه پرسش را به‌ترتیب از خودت بپرس: آیا می‌شود با ابزاری عددِ دقیق به آن نسبت داد؟ اگر آری کمی است و اگر نه کیفی. میانِ دو مقدارِ ممکن، مقدارِ دیگری هم ممکن است؟ اگر آری پیوسته و اگر نه گسسته. میانِ برچسب‌ها ترتیبِ منطقی هست؟ اگر آری ترتیبی و اگر نه اسمی.

سه دامِ پرتکرار را به خاطر بسپار. نخست، رتبه در مسابقه (اول، دوم، سوم) کیفیِ ترتیبی است نه کمی، چون فاصلهٔ میانِ رتبه‌ها معنایِ یکسانی ندارد. دوم، شمارهٔ تلفن و کدِ ملی با اینکه عددند کیفیِ اسمیاند، چون جمع و میانگین‌گرفتن از آن‌ها بی‌معناست. سوم، نمرهٔ امتحان بسته به صورتِ مسئله می‌تواند گسسته (نمره‌های صحیح) یا پیوسته (نمره‌های اعشاری) باشد.

در آمارِ حرفه‌ای همین طبقه‌بندی را به چهار مقیاسِ اندازه‌گیری گسترش می‌دهند: اسمی (فقط نام‌گذاری)، ترتیبی (ترتیب دارد ولی فاصله‌ها معین نیست)، فاصله‌ای (فاصله‌های برابر ولی بدونِ صفرِ مطلق، مثلِ دمای سانتی‌گراد) و نسبی (فاصلهٔ برابر به‌علاوهٔ صفرِ مطلق، مثلِ وزن و درآمد). تفاوتشان عملی است: در مقیاسِ نسبی گفتنِ «دو برابر» معنا دارد، اما ۴۰ درجهٔ سانتی‌گراد از نظرِ گرمای فیزیکی دو برابرِ ۲۰ درجه نیست.

بخش سوم: احتمال

آزمایش تصادفی و فضای نمونه

آزمایشِ تصادفی آزمایشی است که نتیجهٔ دقیقش را نمی‌توان پیش‌بینی کرد، ولی فهرستِ همهٔ نتایجِ ممکنش را می‌دانیم؛ انداختنِ تاس، پرتابِ سکه و کشیدنِ یک کارت از دسته نمونه‌های آشنای آن‌اند.

مجموعهٔ همهٔ نتایجِ ممکن، فضای نمونه است و با SSادامهٔ فرمول را افقی ببین نشانش می‌دهیم. برای یک تاس n(S)=6n(S)=6ادامهٔ فرمول را افقی ببین و برای یک سکه n(S)=2n(S)=2ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ اگر تاس و سکه را با هم بیندازیم، اصلِ ضرب می‌گوید n(S)=6×2=12n(S)=6\times 2=12ادامهٔ فرمول را افقی ببین. همین اصلِ ضرب ستونِ فقراتِ شمارش در کلِ فصل است: هر بار که آزمایش از چند مرحلهٔ مستقل ساخته شده، شمارِ حالت‌ها در هم ضرب می‌شود.

هر زیرمجموعه از SSادامهٔ فرمول را افقی ببین یک پیشامد است. پس اگر A⊆SA\subseteq Sادامهٔ فرمول را افقی ببین باشد، AAادامهٔ فرمول را افقی ببین پیشامد است و چون شمارِ زیرمجموعه‌های یک مجموعهٔ nnادامهٔ فرمول را افقی ببین عضوی برابرِ 2n2^nادامهٔ فرمول را افقی ببین است، روی فضای نمونه‌ای با n(S)n(S)ادامهٔ فرمول را افقی ببین عضو دقیقاً 2n(S)2^{n(S)}ادامهٔ فرمول را افقی ببین پیشامدِ ممکن وجود دارد. برای نمونه، در خانواده‌ای با ۴ فرزند و به ترتیبِ تولد، n(S)=24=16n(S)=2^4=16ادامهٔ فرمول را افقی ببین و پیشامدِ «دقیقاً یک دختر» (41)=4\binom{4}{1}=4ادامهٔ فرمول را افقی ببین عضو دارد.

چهار عملیاتی که باید بی‌درنگ بشناسی

پیشامدها مجموعه‌اند، پس عملیاتِ مجموعه‌ها روی آن‌ها معنا می‌دهد. A∪BA\cup Bادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی دستِ‌کم یکی از دو پیشامد رخ دهد؛ A∩BA\cap Bادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی هر دو با هم؛ A−BA-Bادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی AAادامهٔ فرمول را افقی ببین رخ دهد ولی BBادامهٔ فرمول را افقی ببین نه، که با A∩B′A\cap B'ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر است؛ و متممِ A′A'ادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی AAادامهٔ فرمول را افقی ببین اصلاً رخ ندهد، یعنی A′=S−AA'=S-Aادامهٔ فرمول را افقی ببین. دو رابطهٔ زیر همیشه برقرارند:

n(A∪B)=n(A)+n(B)−n(A∩B)A∪A′=S,A∩A′=∅n(A\cup B)=n(A)+n(B)-n(A\cap B) \qquad A\cup A'=S,\quad A\cap A'=\varnothingادامهٔ فرمول را افقی ببین

دو پیشامد ناسازگاراند هرگاه A∩B=∅A\cap B=\varnothingادامهٔ فرمول را افقی ببین، یعنی هیچ‌وقت با هم رخ نمی‌دهند. سه پیشامد وقتی دو به دو ناسازگاراند که اشتراکِ هر جفتشان تهی باشد. هر پیشامد با متممِ خودش همیشه ناسازگار است.

تعریفِ کلاسیکِ احتمال

وقتی همهٔ نتایجِ فضای نمونه هم‌شانس باشند:

P(A)=n(A)n(S)P(A)=\frac{n(A)}{n(S)}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

و همیشه 0≤P(A)≤10\le P(A)\le 1ادامهٔ فرمول را افقی ببین با P(∅)=0P(\varnothing)=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین و P(S)=1P(S)=1ادامهٔ فرمول را افقی ببین. عددِ صفر یعنی پیشامدِ ناممکن، عددِ یک یعنی پیشامدِ قطعی، و 0.50.5ادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی رخ‌دادن و رخ‌ندادن هم‌شانس‌اند.

سه قضیهٔ اصلی از همین تعریف بیرون می‌آید:

  • قانونِ جمع: P(A∪B)=P(A)+P(B)−P(A∩B)P(A\cup B)=P(A)+P(B)-P(A\cap B)ادامهٔ فرمول را افقی ببین. اگر دو پیشامد ناسازگار باشند، جملهٔ آخر صفر می‌شود و جمعِ ساده کافی است.
  • قانونِ متمم: P(A′)=1−P(A)P(A')=1-P(A)ادامهٔ فرمول را افقی ببین، چون AAادامهٔ فرمول را افقی ببین و A′A'ادامهٔ فرمول را افقی ببین ناسازگارند و اجتماعشان SSادامهٔ فرمول را افقی ببین است.
  • یکنوایی: اگر A⊆BA\subseteq Bادامهٔ فرمول را افقی ببین آنگاه P(A)≤P(B)P(A)\le P(B)ادامهٔ فرمول را افقی ببین.

قانونِ جمع برای سه پیشامد هم تعمیم می‌یابد: تک‌تک احتمال‌ها را جمع می‌کنی، اشتراکِ دوتایی‌ها را کم می‌کنی و اشتراکِ هر سه را دوباره اضافه می‌کنی (اصلِ شمول و طرد).

یک الگوی پرتکرار: دو تاس

فضای نمونهٔ دو تاسِ متمایز 6×6=366\times 6=36ادامهٔ فرمول را افقی ببین حالت دارد و اگر آن را در جدولی 6×66\times 6ادامهٔ فرمول را افقی ببین بچینی، قطرِ اصلی همان حالت‌هایی است که هر دو تاس عددِ یکسان آورده‌اند. شمارِ حالت‌ها برای هر مجموعِ kkادامهٔ فرمول را افقی ببین الگوی ساده‌ای دارد:

n={k−12≤k≤713−k7≤k≤12n=\begin{cases} k-1 & 2\le k\le 7\\ 13-k & 7\le k\le 12\end{cases}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

یعنی مجموعِ ۷ با ۶ حالت پرتکرارترین است و مجموع‌های ۲ و ۱۲ هرکدام تنها یک حالت دارند. همین عدم‌تقارن در ظاهرِ متقارن، خاستگاهِ خیلی از سؤال‌های این بخش است.

راهبردهای حل

۱. نخست فضای نمونه را بشناس و n(S)n(S)ادامهٔ فرمول را افقی ببین را حساب کن. ۲. پیشامد را دقیق تعریف کن و n(A)n(A)ادامهٔ فرمول را افقی ببین را بشمار. ۳. نسبتِ این دو را بگیر. در گامِ شمارش، اگر ترتیب اهمیت دارد سراغِ جایگشت برو و اگر ندارد سراغِ ترکیب. هر وقت هم عبارتِ «حداقل یکی» در صورتِ سؤال دیدی، پیش از هر کاری متمم را امتحان کن:

P(حداقل یکی)=1−P(هیچ‌کدام)P(\text{حداقل یکی})=1-P(\text{هیچ‌کدام})ادامهٔ فرمول را افقی ببین

دو رابطهٔ پرکاربردِ دیگر: P(A−B)=P(A)−P(A∩B)P(A-B)=P(A)-P(A\cap B)ادامهٔ فرمول را افقی ببین و P(A)=P(A∩B)+P(A∩B′)P(A)=P(A\cap B)+P(A\cap B')ادامهٔ فرمول را افقی ببین. و مراقبِ رایج‌ترین دام باش: P(A∪B)P(A\cup B)ادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط وقتی برابرِ P(A)+P(B)P(A)+P(B)ادامهٔ فرمول را افقی ببین است که دو پیشامد ناسازگار باشند.

وقتی فضای نمونه را نمی‌شناسیم

در دنیای واقعی اغلب نمی‌دانیم نتایج هم‌شانس‌اند یا نه. آن‌وقت از احتمالِ تجربی استفاده می‌کنیم: نسبتِ دفعاتی که پیشامد رخ داده به شمارِ کلِ تکرارها. قانونِ اعدادِ بزرگ می‌گوید هرچه آزمایش را بیشتر تکرار کنیم، این عدد به احتمالِ نظری نزدیک‌تر می‌شود؛ سکه‌ای که در ۱۰۰۰ پرتاب ۴۸۷ بار رو بیاورد، احتمالِ تجربیِ 0.4870.487ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌دهد که تقریباً همان 12\frac{1}{2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

کولموگوروف در ۱۹۳۳ کلِ نظریهٔ احتمال را روی سه اصل بنا کرد: احتمالِ هر پیشامد نامنفی است، احتمالِ فضای نمونه برابرِ یک است، و احتمالِ اجتماعِ دو پیشامدِ ناسازگار برابرِ جمعِ احتمال‌هاست. هر چیزی که در این فصل ثابت می‌شود، از همین سه اصل بیرون می‌آید.

احتمالِ شرطی و استقلال

اگر بدانیم BBادامهٔ فرمول را افقی ببین رخ داده، احتمالِ AAادامهٔ فرمول را افقی ببین عوض می‌شود، چون فضای نمونه عملاً به BBادامهٔ فرمول را افقی ببین محدود شده است:

P(A∣B)=P(A∩B)P(B),P(B)>0P(A\mid B)=\frac{P(A\cap B)}{P(B)},\qquad P(B)>0ادامهٔ فرمول را افقی ببین

دو پیشامد مستقلاند هرگاه P(A∩B)=P(A)⋅P(B)P(A\cap B)=P(A)\cdot P(B)ادامهٔ فرمول را افقی ببین، که معادلِ P(A∣B)=P(A)P(A\mid B)=P(A)ادامهٔ فرمول را افقی ببین است؛ یعنی دانستنِ یکی چیزی دربارهٔ دیگری به ما نمی‌گوید. استقلال را با ناسازگاری اشتباه نگیر: پیشامدهای مستقل می‌توانند هم‌زمان رخ دهند (رو آمدنِ سکه و ۶ آمدنِ تاس)، ولی پیشامدهای ناسازگار هرگز. قضیهٔ بیز هم همین احتمالِ شرطی را برعکس می‌کند و در پزشکی و هوشِ مصنوعی کاربرد دارد؛ نتیجهٔ مهمش این است که در یک بیماریِ نادر، حتی آزمایشی با دقتِ ۹۹ درصد هم می‌تواند مثبت‌های کاذبِ فراوان بدهد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان