پرش به محتوای اصلی

قوانین نیوتون، تکانه و گرانش (فیزیک ۳)

خلاصه‌ای از درسنامه‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

مفهوم نیرو

نیرو حاصل برهم‌کنش دو جسم بر یکدیگر است؛ همیشه دو طرف دارد و نیرویی که از هیچ‌کجا نیامده باشد وجود ندارد. نیرو کمیتی برداری است (اندازه، جهت و نقطهٔ اثر)، یکایش نیوتون (N\text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) است و با نیروسنج اندازه گرفته می‌شود. نیرو می‌تواند تندی جسم را عوض کند، جهتش را بچرخاند، شکلش را تغییر دهد، یا آن را از سکون به حرکت درآورد.

نیروها از نظر سرچشمه دو دسته‌اند: تماسی (اصطکاک، کشش طناب، نیروی دست، فنر) و میدانی (گرانشی، الکتریکی، مغناطیسی) که بدون تماس اثر می‌کنند؛ زمین از فاصلهٔ میلیون‌ها کیلومتر هم ماه را می‌کشد.

تلهٔ کنکوری: برایند نیروها (FnetF_{net}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) را با نیروی تعادل‌کننده اشتباه نگیر. برایند مجموع برداری همهٔ نیروهاست، اما تعادل‌کننده نیرویی است که اگر اضافه شود جسم را به تعادل می‌رساند — هم‌اندازهٔ برایند ولی خلاف جهت آن. وقتی جسمی زیر اثر چند نیرو در تعادل است، هرکدام به‌تنهایی تعادل‌کنندهٔ بقیه است.

اگر دو نیرو بر هم عمود باشند، برایندشان از فیثاغورس به دست می‌آید: Fnet=F12+F22F_{net}=\sqrt{F_1^2+F_2^2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین. این میان‌بر در کل فصل بارها تکرار می‌شود.

سه قانون حرکت نیوتون

قانون اول — لختی

اگر نیروی خالص وارد بر جسم صفر باشد، جسم حالت خود را حفظ می‌کند: ساکن بماند ساکن می‌ماند، در حرکت باشد با همان تندی و جهت ادامه می‌دهد.

F⃗net=0⇒v⃗=ثابت\vec{F}_{net}=0 \Rightarrow \vec{v}=\text{ثابت}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

این مقاومت در برابر تغییر حالت لختی نام دارد و با جرم بیشتر می‌شود؛ به همین دلیل هل دادن کامیون متوقف‌شده از هل دادن دوچرخه سخت‌تر است.

تلهٔ کنکوری: «نیروهای متوازن» یعنی برایند صفر است، نه اینکه هیچ نیرویی نباشد. خودرویی که با سرعت ثابت روی جادهٔ افقی یا حتی روی یک سربالایی حرکت می‌کند، همچنان نیروهای متوازن دارد.

وقتی اتوبوسی ناگهان ترمز می‌کند سرنشین به جلو پرت می‌شود، نه به این دلیل که نیرویی او را به جلو هل می‌دهد، بلکه چون بدنش بنا بر لختی می‌خواهد با سرعت قبلی ادامه دهد؛ در شروع ناگهانی حرکت هم به همین دلیل به عقب متمایل می‌شود.

قانون دوم — نیرو و شتاب

شتاب جسم با نیروی خالص هم‌جهت و متناسب است و با جرم نسبت وارون دارد:

F⃗net=ma⃗a=Fnetm\boxed{\vec{F}_{net}=m\vec{a}} \qquad a=\frac{F_{net}}{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

F⃗net\vec{F}_{net}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برایند همهٔ نیروهاست، نه فقط نیرویی که در صورت سؤال برجسته‌تر است؛ اول باید برایند برداری را گرفت، بعد Fnet=maF_{net}=maادامهٔ فرمول را افقی ببین نوشت.

رویکرد سیستمی: وقتی چند جسم با نخ یا میله به هم متصل‌اند و شتاب یکسان دارند، شتاب مشترک را از دیدن کل مجموعه به‌عنوان یک جسم بگیر: a=Fخالص بیرونیmمجموعa=\dfrac{F_{\text{خالص بیرونی}}}{m_{\text{مجموع}}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین. اما نیروی داخلی بین دو جزء (مثل کشش نخ) را باید با نوشتن F=maF=maادامهٔ فرمول را افقی ببین روی یکی از اجزا به‌تنهایی پیدا کرد؛ سیستم فقط شتاب را می‌دهد.

حذف یک نیرو از تعادل: اگر جسمی در تعادل باشد و یکی از نیروها ناگهان برداشته شود، برایند نیروهای باقی‌مانده دقیقاً هم‌اندازه و خلاف جهت همان نیروی حذف‌شده است؛ لازم نیست دوباره همه را برداری جمع بزنی. مثلاً با حذف نیروی 15 N15\ \text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین از جسمی 5 kg5\ \text{kg}ادامهٔ فرمول را افقی ببین در تعادل، بلافاصله a=3 m/s2a=3\ \text{m/s}^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌شود.

قانون سوم — کنش و واکنش

F⃗12=−F⃗21\boxed{\vec{F}_{12}=-\vec{F}_{21}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

این جفت‌نیرو هم‌اندازه، هم‌راستا و خلاف جهت‌اند، از یک نوع‌اند (هر دو گرانشی یا هر دو تماسی) و همیشه بر دو جسم متفاوت وارد می‌شوند. همین ویژگی آخر پارادوکس «اسب و ارابه» را حل می‌کند: اگر نیروی اسب به ارابه و نیروی ارابه به اسب همیشه برابر و مخالف‌اند، پس چرا چیزی حرکت می‌کند؟ چون این دو هرگز روی یک جسم نمی‌نشینند. برای تحلیل حرکت ارابه فقط نیروهای وارد بر خودِ ارابه مهم‌اند؛ کنش و واکنش هرگز با هم جمع نمی‌شوند و یکدیگر را خنثی نمی‌کنند.

انواع نیرو

وزن

W⃗=mg⃗\boxed{\vec{W}=m\vec{g}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

وزن برخلاف جرم ثابت نیست و به مکان بستگی دارد: روی زمین 9.89.8ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر جرم (بر حسب نیوتون) و روی ماه حدود 1.61.6ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر آن است، چون شتاب گرانشی ماه کمتر است.

نیروی عمودی سطح (نرمال)

نیرویی که سطح، عمود بر خودش و رو به بیرون، وارد می‌کند. این نیرو همیشه با وزن برابر نیست:

حالت آسانسور FNF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین تفسیر
ساکن یا با سرعت ثابت FN=mgF_N=mgادامهٔ فرمول را افقی ببین نیروها متوازن‌اند
شتاب aaادامهٔ فرمول را افقی ببین رو به بالا FN=m(g+a)F_N=m(g+a)ادامهٔ فرمول را افقی ببین احساس سنگین‌تر شدن
شتاب aaادامهٔ فرمول را افقی ببین رو به پایین FN=m(g−a)F_N=m(g-a)ادامهٔ فرمول را افقی ببین احساس سبک‌تر شدن
سقوط آزاد (a=ga=gادامهٔ فرمول را افقی ببین) FN=0F_N=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین بی‌وزنی

تلهٔ کنکوری: در سقوط آزاد جسم وزن (نیروی گرانشی) همچنان دارد؛ آنچه از بین رفته نیروی نرمال است. بی‌وزنی یعنی نبود احساس وزن، نه نبود خود وزن.

اگر جسم به‌جای کف آسانسور به دیوار کناری فشرده شده باشد، شتاب قائم روی FNF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین اثری ندارد (چون FNF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین را فشار افقی می‌سازد)؛ در عوض اصطکاک باید m(g+a)m(g+a)ادامهٔ فرمول را افقی ببین را تحمل کند نه فقط mgmgادامهٔ فرمول را افقی ببین را.

آویز در چارچوب شتاب‌دار افقی

جسم آویزان از سقف وسیله‌ای که با شتاب افقی aaادامهٔ فرمول را افقی ببین حرکت می‌کند باید با همان aaادامهٔ فرمول را افقی ببین شتاب بگیرد، و تنها تأمین‌کنندهٔ آن مؤلفهٔ افقی کشش نخ است. از Tsin⁡θ=maT\sin\theta=maادامهٔ فرمول را افقی ببین و Tcos⁡θ=mgT\cos\theta=mgادامهٔ فرمول را افقی ببین، با تقسیم بر هم:

tan⁡θ=ag\boxed{\tan\theta=\frac{a}{g}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

اگر وسیله تندتر شود آویز به عقب و اگر ترمز کند به جلو کج می‌شود — همان جهتی که سرنشین هم بابت لختی به آن سو متمایل می‌شود. در پیچ نیز آویز به سمت بیرون پیچ کج می‌شود، چون شتاب مرکزگرا رو به داخل است.

اصطکاک

اصطکاک ایستایی از شروع حرکت جلوگیری می‌کند و مقدارش متغیر است — دقیقاً به اندازهٔ لازم، تا یک سقف مشخص. اصطکاک جنبشی هنگام لغزش واقعی ظاهر می‌شود و ثابت است:

fs≤fs,max⁡=μsFNfk=μkFN(μk<μs)f_s \leq f_{s,\max}=\mu_s F_N \qquad f_k=\mu_k F_N \qquad (\mu_k<\mu_s)ادامهٔ فرمول را افقی ببین

پرتکرارترین اشتباه: تا وقتی جسم ساکن است، اصطکاک ایستایی با نیروی محرک برابر است، نه با μsFN\mu_sF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین — مگر در آستانهٔ لغزش که این دو یکی می‌شوند. نوشتن همیشگی f=μFNf=\mu F_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط برای اصطکاک جنبشی و برای سقف اصطکاک ایستایی درست است.

روی سطح شیب‌دار، نرمال فقط مؤلفهٔ عمود بر سطح وزن را خنثی می‌کند: FN=mgcos⁡θF_N=mg\cos\thetaادامهٔ فرمول را افقی ببین. از اینجا دو رابطهٔ کلیدی می‌آید: جسمی که رو به پایین می‌لغزد شتابش a=g(sin⁡θ−μkcos⁡θ)a=g(\sin\theta-\mu_k\cos\theta)ادامهٔ فرمول را افقی ببین است، و جسمی که رو به بالای شیب فرستاده شده شتاب کاهشی a=g(sin⁡θ+μkcos⁡θ)a=g(\sin\theta+\mu_k\cos\theta)ادامهٔ فرمول را افقی ببین دارد، چون وزن و اصطکاک هر دو رو به پایین شیب عمل می‌کنند.

آیا جسم پس از توقف روی شیب می‌ماند؟ پاسخ از مقایسهٔ tan⁡θ\tan\thetaادامهٔ فرمول را افقی ببین با μs\mu_sادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌آید: اگر tan⁡θ>μs\tan\theta>\mu_sادامهٔ فرمول را افقی ببین باشد جسم حتماً می‌لغزد، وگرنه همان‌جا می‌ماند.

اصطکاک همیشه لازم نیست جسمی را که «روی» سطح است نگه دارد: اگر جعبه‌ای را با نیروی افقی به دیواری بفشاری، همان نیرو نقش FNF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین را بازی می‌کند و اصطکاک ایستایی رو به بالا وزن را نگه می‌دارد؛ شرط سرنخوردن mg≤μsFNmg\leq\mu_sF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین است. اگر همزمان نیرویی مماس بر دیوار هم بخواهد جسم را به کناری بلغزاند، اصطکاک دو مؤلفهٔ عمود بر هم پیدا می‌کند و اندازهٔ کلش از جمع فیثاغورثی آن‌ها به دست می‌آید، نه از جمع سادهٔ اعداد.

نکتهٔ تجربی: اصطکاک به مساحت سطح تماس بستگی ندارد.

کشش طناب

طناب فقط می‌کشد، هرگز نمی‌فشارد. در طناب سبک اندازهٔ کشش در سرتاسر طول یکسان است، و قرقرهٔ ایده‌آل (بدون جرم و اصطکاک) فقط جهت نیرو را عوض می‌کند نه اندازه‌اش؛ پس کشش دو طرف طناب برابر است حتی اگر یکی افقی و دیگری قائم باشد. اگر چند جسم را یکی زیر دیگری از سقف آویزان کنیم، هر طناب وزن همهٔ جسم‌های زیر خودش را تحمل می‌کند: T1=(m1+m2)gT_1=(m_1+m_2)gادامهٔ فرمول را افقی ببین ولی T2=m2gT_2=m_2gادامهٔ فرمول را افقی ببین.

نیروی کشسانی فنر — قانون هوک

Fe=kx\boxed{F_e=kx}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

kkادامهٔ فرمول را افقی ببین ثابت فنر بر حسب N/m\text{N/m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و xxادامهٔ فرمول را افقی ببین تغییر طول نسبت به طول طبیعی است. نیروی فنر همیشه رو به نقطهٔ تعادل است و به همین دلیل «بازگرداننده» نام دارد. kkادامهٔ فرمول را افقی ببین ویژگی خودِ فنر است نه پیکربندی آن: همان kkادامهٔ فرمول را افقی ببین که از آویزان‌کردن قائم به دست می‌آید، در حالت افقی هم معتبر است. در بستن چند فنر، حالت موازی سختی‌ها را جمع می‌کند (keq=k1+k2k_{eq}=k_1+k_2ادامهٔ فرمول را افقی ببین) و حالت سری معکوس‌ها را (1keq=1k1+1k2\frac{1}{k_{eq}}=\frac{1}{k_1}+\frac{1}{k_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، پس ترکیب سری همیشه نرم‌تر از هر فنر سازنده‌اش است.

تلهٔ کنکوری: اگر فنری را از دو سر مخالف هرکدام با نیروی FFادامهٔ فرمول را افقی ببین بکشیم و ساکن بماند، تغییر طولش از F=kxF=kxادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌آید نه از 2F=kx2F=kxادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ دقیقاً مثل کشش طناب، دو سر با یک نیروی مشترک کار می‌کنند.

مقاومت شاره و تندی حدی

شاره نیرویی مخالف جهت حرکت وارد می‌کند که به تندی جسم و مساحت سطح روبه‌روی حرکت بستگی دارد. برای جسم در حال سقوط a=g−fDma=g-\frac{f_D}{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ هرچه جسم تندتر شود fDf_Dادامهٔ فرمول را افقی ببین بزرگ‌تر می‌شود تا با وزن برابر گردد، آنگاه شتاب صفر می‌شود و جسم با تندی حدی به سقوط ادامه می‌دهد (شرطش fD=mgf_D=mgادامهٔ فرمول را افقی ببین). در حرکت رو به بالا وضعیت برعکس است: مقاومت و وزن هر دو رو به پایین‌اند، پس a=g+fDma=g+\frac{f_D}{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و جسم سریع‌تر از حالت خلأ کند می‌شود و به ارتفاع کمتری می‌رسد.

تعادل بین دو سطح عمود بر هم

اگر جسمی همزمان به دو سطح تکیه داشته باشد که بر هم عمودند (مثل گلوله‌ای در شیار بین دو صفحهٔ 37∘37^\circادامهٔ فرمول را افقی ببین و 53∘53^\circادامهٔ فرمول را افقی ببین)، دو نیروی نرمال هم بر هم عمودند و برایندشان باید وزن را خنثی کند:

FN12+FN22=W2\boxed{F_{N1}^2+F_{N2}^2=W^2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

قید مهم: این میان‌بر فقط وقتی مجاز است که عمود بودن از هندسهٔ مسئله تأیید شود، نه فرض.

تکانه و ضربه

p⃗=mv⃗F⃗net=Δp⃗ΔtJ⃗=F⃗net⋅Δt=Δp⃗\boxed{\vec{p}=m\vec{v}} \qquad \boxed{\vec{F}_{net}=\frac{\Delta\vec{p}}{\Delta t}} \qquad \vec{J}=\vec{F}_{net}\cdot\Delta t=\Delta\vec{p}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

تکانه برداری و هم‌جهت با سرعت است، و J⃗\vec{J}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (ضربه) برابر تغییر تکانه است. همین رابطه توضیح می‌دهد چرا کیسهٔ هوا جان می‌بخشد: تغییر تکانهٔ سرنشین در هر حالت یکسان است، اما کیسهٔ هوا Δt\Delta tادامهٔ فرمول را افقی ببین را بزرگ‌تر می‌کند و نیروی وارد بر او را کاهش می‌دهد.

بقای تکانه (فراتر از کتاب): اگر نیروی خالص خارجی صفر باشد، تکانهٔ کل ثابت می‌ماند: m1v⃗1+m2v⃗2=m1v⃗1′+m2v⃗2′m_1\vec{v}_1+m_2\vec{v}_2=m_1\vec{v}_1'+m_2\vec{v}_2'ادامهٔ فرمول را افقی ببین. این نتیجه مستقیماً از قانون سوم می‌آید، چون تغییر تکانهٔ یک جسم دقیقاً منفی تغییر تکانهٔ دیگری است. نمونهٔ کلاسیکش پس‌زنی تفنگ است: تکانهٔ کل پیش از شلیک صفر بوده، پس پس از شلیک هم صفر می‌ماند و تفنگ در خلاف جهت گلوله با سرعتی بسیار کمتر (به نسبت وارون جرم‌ها) پس می‌زند.

تمایز مهم: تکانه در هر برخوردی پایسته است، اما انرژی جنبشی فقط در برخورد کشسان. در برخورد کاملاً ناکشسان که دو جسم به هم می‌چسبند و با تندی مشترک vf=m1v1m1+m2v_f=\frac{m_1v_1}{m_1+m_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌روند، همیشه بخشی از انرژی جنبشی به گرما و تغییر شکل و صدا می‌رود، ولی تکانه دقیقاً پایسته می‌ماند.

نکتهٔ ظریف: تغییر تکانه به بردار سرعت وابسته است نه اندازهٔ آن؛ حتی اگر تندی توپ پیش و پس از برخورد یکسان باشد، تغییر جهت یعنی تغییر تکانه. به همین دلیل در حرکت دایره‌ای یکنواخت هم تکانه ثابت نمی‌ماند.

حرکت دایره‌ای یکنواخت

وقتی جسمی با تندی ثابت روی دایره می‌چرخد، اندازهٔ سرعت ثابت است اما جهتش دائم عوض می‌شود؛ یعنی جسم شتاب دارد، شتابی که همیشه رو به مرکز است:

ac=v2rFnet=mv2rT=2πrv\boxed{a_c=\frac{v^2}{r}} \qquad \boxed{F_{net}=\frac{mv^2}{r}} \qquad T=\frac{2\pi r}{v}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

نیروی مرکزگرا نوع جدیدی از نیرو نیست؛ نامی است که به برایند نیروهای آشنا می‌دهیم وقتی نقش نگه‌داشتن جسم روی دایره را بازی می‌کنند: گرانش برای ماه، اصطکاک ایستایی برای خودرو در پیچ، کشش نخ برای توپ چرخان.

نکتهٔ ظریف: چون شتاب مرکزگرا همیشه عمود بر سرعت لحظه‌ای است، هرگز مؤلفه‌ای هم‌جهت با سرعت ندارد؛ پس اندازهٔ سرعت تغییر نمی‌کند و کار نیروی مرکزگرا صفر است.

پیکربندی مرکزگرا از کجا می‌آید نتیجه
آونگ مخروطی (نخ با زاویهٔ θ\thetaادامهٔ فرمول را افقی ببین از قائم) مؤلفهٔ افقی کشش نخ v=rgtan⁡θv=\sqrt{rg\tan\theta}ادامهٔ فرمول را افقی ببین
پیچ شیب‌دار بدون اصطکاک مؤلفهٔ افقی نیروی نرمال v=rgtan⁡θv=\sqrt{rg\tan\theta}ادامهٔ فرمول را افقی ببین
پیچ تخت اصطکاک ایستایی vmax⁡=μsgrv_{\max}=\sqrt{\mu_s g r}ادامهٔ فرمول را افقی ببین
اوج مسیر دایره‌ای قائم وزن، وقتی FN=0F_N=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین شود vmin⁡=grv_{\min}=\sqrt{gr}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

در دو ردیف اول، مؤلفهٔ قائم نیرو وزن را خنثی می‌کند و مؤلفهٔ افقی نقش مرکزگرا را بازی می‌کند؛ با تقسیم دو معادله بر هم آن نیرو حذف می‌شود و tan⁡θ=v2rg\tan\theta=\frac{v^2}{rg}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌ماند.

تلهٔ کنکوری: در بالاترین نقطهٔ مسیر دایره‌ای قائم (لوپ ترن هوایی یا سطل آب چرخان)، شرط «به‌سختی روی مسیر ماندن» یعنی نیروی عمودی سطح صفر شود، نه اینکه سرعت صفر شود.

نیروی گرانشی عمومی

نیوتون نشان داد نیرویی که سیب را به زمین می‌کشد و نیرویی که ماه را دور زمین نگه می‌دارد یکی هستند.

F=Gm1m2r2G=6.67×10−11 N⋅m2/kg2\boxed{F=G\frac{m_1m_2}{r^2}} \qquad G=6.67\times10^{-11}\ \text{N·m}^2/\text{kg}^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین

این نیرو همیشه جاذبه است و با مربع فاصله کم می‌شود: با دو برابر شدن فاصله، نیرو یک‌چهارم می‌شود نه نصف. با برابر گذاشتن آن با mgmgادامهٔ فرمول را افقی ببین:

g=GMeRe2gh=GMe(Re+h)2\boxed{g=\frac{GM_e}{R_e^2}} \qquad g_h=\frac{GM_e}{(R_e+h)^2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

پس شتاب گرانشی سطح یک سیاره با نسبت M/Me(R/Re)2\frac{M/M_e}{(R/R_e)^2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین تعیین می‌شود؛ سیاره‌ای با جرم هشت برابر و شعاع دو برابر زمین، ggادامهٔ فرمول را افقی ببینی فقط دو برابر دارد. برای رسیدن به 1n\frac{1}{n}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابرِ ggادامهٔ فرمول را افقی ببین سطحی هم باید Re+h=n ReR_e+h=\sqrt{n}\,R_eادامهٔ فرمول را افقی ببین باشد؛ مثلاً وزن در ارتفاع h=(2−1)Re≈0.414Reh=(\sqrt2-1)R_e\approx0.414R_eادامهٔ فرمول را افقی ببین نصف می‌شود.

حرکت ماهواره: برای ماهواره در مدار دایره‌ای، همان گرانش نقش مرکزگرا را بازی می‌کند:

GMemr2=mv2r⇒v=GMer\frac{GM_em}{r^2}=\frac{mv^2}{r} \quad\Rightarrow\quad \boxed{v=\sqrt{\frac{GM_e}{r}}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

هرچه ماهواره دورتر باشد به تندی کمتری نیاز دارد. با ترکیب این رابطه و T=2πrvT=\frac{2\pi r}{v}ادامهٔ فرمول را افقی ببین:

T=2πr3GMe⇒T2∝r3T=2\pi\sqrt{\frac{r^3}{GM_e}} \quad\Rightarrow\quad \boxed{T^2\propto r^3}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

این همان قانون سوم کپلر است: اگر شعاع مدار nnادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر شود، تناوب n3/2n^{3/2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر می‌شود، نه nnادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر و نه n2n^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر (با دو برابر شدن شعاع، تناوب 22≈2.832\sqrt2\approx2.83ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر می‌شود).

ترفند پرکاربرد: هرجا GGادامهٔ فرمول را افقی ببین و MeM_eادامهٔ فرمول را افقی ببین جداگانه داده نشده‌اند ولی ggادامهٔ فرمول را افقی ببین و ReR_eادامهٔ فرمول را افقی ببین در دسترس‌اند، از جایگزینی GMe=gRe2GM_e=gR_e^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین استفاده کن.

دو تلهٔ رایج: نخست، فاصله همیشه از مرکز زمین اندازه‌گیری می‌شود نه از سطح آن؛ با ارتفاع hhادامهٔ فرمول را افقی ببین باید Re+hR_e+hادامهٔ فرمول را افقی ببین را جا گذاشت. دوم، بی‌وزنی فضانورد به معنای صفر شدن گرانش نیست: او مثل کابین آسانسوری که سیمش پاره شده در سقوط آزاد پیوسته است و همان گرانش شتاب مرکزگرا را تأمین می‌کند؛ چون هیچ سطحی او را نگه نمی‌دارد FN=0F_N=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

نیروی گرانشی هم بردار است: وقتی چند جسم همزمان به جسم سوم نیرو وارد می‌کنند باید نیروها را برداری جمع زد — با فیثاغورس اگر عمود باشند، وگرنه با تجزیه به مؤلفه‌ها.

الگوهای کلیدی حل مسئله

آسانسور و ترازو: عدد ترازو همان FNF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین است نه وزن واقعی؛ وزن در همهٔ حالت‌ها یکسان می‌ماند و فقط FNF_Nادامهٔ فرمول را افقی ببین تغییر می‌کند.

دو جسم متصل با طناب از روی قرقره: برای هر جسم جداگانه معادله بنویس (کشش برای هر دو یکسان)، سپس دو معادله را جمع کن تا TTادامهٔ فرمول را افقی ببین حذف شود. برای m1m_1ادامهٔ فرمول را افقی ببین روی سطح افقی بدون اصطکاک و m2m_2ادامهٔ فرمول را افقی ببین آویزان: a=m2gm1+m2a=\frac{m_2g}{m_1+m_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و T=m1aT=m_1aادامهٔ فرمول را افقی ببین. برای ماشین آتوود: a=(m2−m1)gm1+m2a=\frac{(m_2-m_1)g}{m_1+m_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین. اگر m1m_1ادامهٔ فرمول را افقی ببین روی شیب بدون اصطکاک باشد: a=m2g−m1gsin⁡θm1+m2a=\frac{m_2g-m_1g\sin\theta}{m_1+m_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین.

قطار چندجسمی: شتاب مشترک را از کل سیستم بگیر، سپس برای کشش بین دو جعبه فقط جرمی را که آن کشش باید جلو ببرد در aaادامهٔ فرمول را افقی ببین ضرب کن.

دو جعبهٔ روی هم: اگر جعبهٔ بالایی فقط با اصطکاک ایستایی شتاب بگیرد، از μsmAg=mAamax⁡\mu_sm_Ag=m_Aa_{\max}ادامهٔ فرمول را افقی ببین نتیجه می‌شود amax⁡=μsg\boxed{a_{\max}=\mu_s g}ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ جرم حذف می‌شود، یعنی این مرز به جرم هیچ‌کدام بستگی ندارد.

خلاصهٔ فرمول‌ها

F⃗net=ma⃗F⃗12=−F⃗21W=mg\vec{F}_{net}=m\vec{a} \qquad \vec{F}_{12}=-\vec{F}_{21} \qquad W=mgادامهٔ فرمول را افقی ببینfs≤μsFNfk=μkFNFe=kxf_s\leq\mu_sF_N \qquad f_k=\mu_kF_N \qquad F_e=kxادامهٔ فرمول را افقی ببینkeq,موازی=k1+k21keq,سری=1k1+1k2k_{eq,\text{موازی}}=k_1+k_2 \qquad \frac{1}{k_{eq,\text{سری}}}=\frac{1}{k_1}+\frac{1}{k_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببینp⃗=mv⃗J⃗=F⃗netΔt=Δp⃗\vec{p}=m\vec{v} \qquad \vec{J}=\vec{F}_{net}\Delta t=\Delta\vec{p}ادامهٔ فرمول را افقی ببینac=v2rFc=mv2rT=2πrva_c=\frac{v^2}{r} \qquad F_c=\frac{mv^2}{r} \qquad T=\frac{2\pi r}{v}ادامهٔ فرمول را افقی ببینF=Gm1m2r2g=GMeRe2vماهواره=GMerT2∝r3F=G\frac{m_1m_2}{r^2} \qquad g=\frac{GM_e}{R_e^2} \qquad v_{\text{ماهواره}}=\sqrt{\frac{GM_e}{r}} \qquad T^2\propto r^3ادامهٔ فرمول را افقی ببینFN12+FN22=W2aپرتاب رو به بالا در هوا=g+fDmtan⁡θآویز شتاب‌دار=agF_{N1}^2+F_{N2}^2=W^2 \qquad a_{\text{پرتاب رو به بالا در هوا}}=g+\frac{f_D}{m} \qquad \tan\theta_{\text{آویز شتاب‌دار}}=\frac{a}{g}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان