پرش به محتوای اصلی

02_دینامیک (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

مفهوم نیرو و قوانین نیوتون

نیرو حاصل برهم‌کنش دو جسم است؛ کمیتی برداری با یکای نیوتون (N)، که می‌تواند سرعت، جهت یا شکل جسم را تغییر دهد یا حرکت را آغاز/متوقف کند.

قانون اول (لختی): اگر نیروی خالص صفر باشد، جسم حالت حرکتی خود را حفظ می‌کند: Fnet=0v=ثابت\vec F_{net}=0 \Rightarrow \vec v=\text{ثابت}. لختی مقاومت جسم در برابر تغییر حالت است و با جرم بیشتر می‌شود.

نکته: «نیروهای متوازن» یعنی برایند صفر، نه نبود نیرو — جسم با سرعت ثابت روی سطح افقی یا حتی شیب‌دار نیز نیروی متوازن دارد.

قانون دوم: Fnet=ma\vec F_{net}=m\vec a، یعنی a=Fnet/ma=F_{net}/m. Fnet\vec F_{net} برایند برداری همهٔ نیروهای وارد بر جسم است.

قانون سوم (کنش-واکنش): F12=F21\vec F_{12}=-\vec F_{21} — هم‌اندازه، هم‌راستا، خلاف جهت، از یک نوع (هر دو گرانشی یا هر دو الکتریکی)، و همیشه بر دو جسم مختلف وارد می‌شوند؛ پس هرگز یکدیگر را خنثی نمی‌کنند.

انواع نیروها

وزن: W=mg\vec W=m\vec g، همیشه رو به مرکز زمین؛ g9.8 N/kgg\approx9.8\ \text{N/kg} روی زمین (ماه ۱.۶، مریخ ۳.۷). وزن با ارتفاع کم می‌شود اما جرم ثابت است.

نیروی عمودی سطح (FNF_N):

  • سطح افقی، ساکن: FN=mgF_N=mg
  • آسانسور با شتاب aa به بالا: FN=m(g+a)F_N=m(g+a)
  • آسانسور با شتاب aa به پایین: FN=m(ga)F_N=m(g-a)
  • سقوط آزاد: FN=0F_N=0 (بی‌وزنی، نه بی‌جرمی)

اصطکاک ایستایی: fsμsFNf_s\le\mu_sF_N، در آستانهٔ حرکت fs,max=μsFNf_{s,\max}=\mu_sF_N. اصطکاک جنبشی: fk=μkFNf_k=\mu_kF_N (ثابت، μk<μs\mu_k<\mu_s). اصطکاک به مساحت سطح تماس بستگی ندارد.

کشش طناب (تنش): در طناب سبک در همهٔ نقاط یکسان است؛ طناب فقط می‌کشد، نمی‌فشارد.

نیروی فنر (قانون هوک): Fe=kxF_e=kx؛ جهت همیشه به سمت تعادل. فنرهای موازی: keq=k1+k2k_{eq}=k_1+k_2؛ سری: 1/keq=1/k1+1/k21/k_{eq}=1/k_1+1/k_2.

مقاومت شاره: خلاف جهت حرکت، به تندی، شکل و چگالی سیال بستگی دارد؛ در تندی حدی شتاب صفر می‌شود.

تکانه و ضربه

p=mvFnet=ΔpΔtJ=FnetΔt=Δp\vec p=m\vec v\qquad \vec F_{net}=\frac{\Delta\vec p}{\Delta t}\qquad \vec J=\vec F_{net}\cdot\Delta t=\Delta\vec p

با افزایش زمان تماس (Δt\Delta t)، نیروی وارد کاهش می‌یابد (مثل کیسهٔ هوا). بقای تکانه (فراتر از کتاب): اگر نیروی خالص خارجی صفر باشد، ptotal\vec p_{total} ثابت می‌ماند.

حرکت دایره‌ای یکنواخت

اندازهٔ سرعت ثابت اما جهتش تغییر می‌کند؛ شتاب و نیروی خالص رو به مرکزند.

ac=v2rT=2πrvFnet=mv2ra_c=\frac{v^2}{r}\qquad T=\frac{2\pi r}{v}\qquad F_{net}=\frac{mv^2}{r}

نیروی مرکزگرا نوع جدیدی از نیرو نیست، بلکه برایند نیروهای موجود (گرانش، اصطکاک، کشش) است که نقش مرکزگرا بازی می‌کند — مثلاً گرانش برای ماه، اصطکاک ایستایی برای خودرو در پیچ.

گرانش عمومی

F=Gm1m2r2g=GMeRe2vماهواره=GMerT=2πr3/2GMeF=G\frac{m_1m_2}{r^2}\qquad g=\frac{GM_e}{R_e^2}\qquad v_{\text{ماهواره}}=\sqrt{\frac{GM_e}{r}}\qquad T=\frac{2\pi r^{3/2}}{\sqrt{GM_e}}

قانون سوم کپلر (فراتر از کتاب): T2r3T^2\propto r^3. اگر فاصله دو برابر شود، نیروی گرانشی چهار برابر کم می‌شود.

مقایسهٔ ضرایب اصطکاک روی چند سطح: لاستیک روی آسفالت (μs1.0, μk0.8\mu_s\approx1.0,\ \mu_k\approx0.8)، فلز روی فلز (0.74, 0.570.74,\ 0.57)، یخ روی یخ (0.1, 0.030.1,\ 0.03) — همیشه μk<μs\mu_k<\mu_s.

مثال‌های حل‌شده

آسانسور: جرم ۶۰kg؛ ساکن: FN=588NF_N=588\text{N}؛ شتاب ۲m/s² بالا: FN=708NF_N=708\text{N}؛ پایین: FN=468NF_N=468\text{N}؛ سقوط آزاد: FN=0F_N=0.

شیب با اصطکاک: جسمی روی شیب با زاویهٔ θ\theta در حال لغزش رو به پایین است؛ از mgsinθμkmgcosθ=mamg\sin\theta-\mu_kmg\cos\theta=ma داریم: a=g(sinθμkcosθ)a=g(\sin\theta-\mu_k\cos\theta)

دو جسم متصل (m1=3m_1=3kg افقی بدون اصطکاک، m2=5m_2=5kg آویزان با طناب): از جمع معادلات m2gT=m2am_2g-T=m_2a و T=m1aT=m_1a: a=m2gm1+m2=6.125 m/s2a=\dfrac{m_2g}{m_1+m_2}=6.125\ \text{m/s}^2, T=18.375 NT=18.375\ \text{N}

ماشین در پیچ شیب‌دار (فراتر از کتاب): برای حرکت بدون نیاز به اصطکاک: FNcosθ=mg, FNsinθ=mv2/rF_N\cos\theta=mg,\ F_N\sin\theta=mv^2/r؛ تقسیم دو رابطه می‌دهد tanθ=v2/(rg)\tan\theta=v^2/(rg)، پس vmax=rgtanθv_{max}=\sqrt{rg\tan\theta}.

ارتفاعی که وزن نصف می‌شود: از برابر قرار دادن GMem/(Re+h)2GM_em/(R_e+h)^2 با نصف مقدار سطح زمین: h=(21)Re0.414Re2646 kmh=(\sqrt2-1)R_e\approx0.414R_e\approx2646\ \text{km}.

نکات کنکوری تکمیلی

  • جسمی با سرعت ثابت روی سطح شیب‌دار هم می‌تواند نیروهای متوازن داشته باشد.
  • «لختی» با جرم یکی است — هر چه جرم بیشتر، تغییر حالت سخت‌تر.
  • شتاب و نیروی خالص همیشه هم‌جهت‌اند؛ محور مثبت را آزادانه انتخاب کن ولی در کل مسئله ثابت نگه‌دار.
  • در حرکت دایره‌ای یکنواخت، کار نیروی مرکزگرا صفر است (عمود بر جابجایی)؛ ac=v2/r=ω2r=4π2r/T2a_c=v^2/r=\omega^2r=4\pi^2r/T^2.
  • اگر فاصلهٔ دو جرم دو برابر شود، نیروی گرانشی چهار برابر کاهش می‌یابد؛ وزن ماهوارهٔ در مدار صفر نیست، همان نیروی گرانشی نقش مرکزگرا را بازی می‌کند.

جمع‌بندی فرمول‌ها

موضوع فرمول
قانون دوم Fnet=maF_{net}=ma
قانون سوم F12=F21F_{12}=-F_{21}
اصطکاک ایستایی/جنبشی fsμsFN, fk=μkFNf_s\le\mu_sF_N,\ f_k=\mu_kF_N
فنر Fe=kxF_e=kx
تکانه p=mv, F=Δp/Δtp=mv,\ F=\Delta p/\Delta t
مرکزگرا ac=v2/r, Fc=mv2/ra_c=v^2/r,\ F_c=mv^2/r
گرانش F=Gm1m2/r2, v=GMe/rF=Gm_1m_2/r^2,\ v=\sqrt{GM_e/r}

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. یک فنر به طول طبیعی L0L_0 با ثابت k=100N/mk = 100\,\text{N/m} روی سطح افقی بدون اصطکاک قرار دارد. یک سر فنر به دیوار و سر دیگر آن به جسمی به جرم m=2kgm = 2\,\text{kg} متصل است. جسم را x=20cmx = 20\,\text{cm} از حالت تعادل کشیده و رها می‌کنیم. جسم در حالی که به سمت دیوار حرکت می‌کند، در لحظه‌ای که از نقطه تعادل عبور می‌کند، چه نیرویی از طرف فنر به آن وارد می‌شود؟

  • 0N0\,\text{N}
  • 5N5\,\text{N}
  • 10N10\,\text{N}
  • 20N20\,\text{N}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«0N0\,\text{N}» درست است. در نقطه‌ی تعادل، فنر به حالتِ طبیعیِ خود بازگشته است، بنابراین تغییرِ طول x=0x=0 است؛ طبقِ قانونِ هوکِ Fe=kxF_e=kx، نیرویِ کشسانیِ فنر در این نقطه صفر است. «5N5\,\text{N}» نادرست است و از فرضِ نادرستِ x=5cmx=5\,\text{cm} (به‌جایِ x=0x=0 در نقطه‌ی تعادل) به دست می‌آید. «10N10\,\text{N}» نادرست است و از فرضِ مشابهی با x=10cmx=10\,\text{cm} ناشی می‌شود. «20N20\,\text{N}» نادرست است؛ این عدد نیرویِ *اولیه* در لحظه‌ی رهاشدن است (kx=100×0.2=20Nkx=100\times0.2=20\,\text{N})، نه نیرو در نقطه‌ی تعادل. تله‌ی تستی: در نوسانِ فنر-جسم، نیرویِ کشسانی همیشه در نقطه‌ی تعادل (نه در نقاطِ ابتداییِ کشش) صفر می‌شود؛ نباید نیرویِ لحظه‌ی رهاشدن را با نیروی نقطه‌ی تعادل اشتباه گرفت.

2. دو جسم m1=2kgm_1 = 2\,\text{kg} و m2=3kgm_2 = 3\,\text{kg} توسط یک طناب ناکشسان و سبک به یکدیگر متصل شده‌اند. جسم m1m_1 روی یک سطح افقی با ضریب اصطکاک جنبشی μk=0.2\mu_k = 0.2 قرار دارد و جسم m2m_2 از لبه سطح آویزان است. مقدار نیروی کشش طناب (بر حسب نیوتن) در این سامانه چقدر است؟ (g=10m/s2g = 10\,\text{m/s}^2)

  • 10.010.0
  • 12.012.0
  • 14.414.4
  • 16.816.8

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«14.414.4» درست است. برایِ m2m_2 (آویزان): m2gT=m2am_2g-T=m_2a؛ برایِ m1m_1 (روی سطح با اصطکاک): Tμkm1g=m1aT-\mu_km_1g=m_1a. با جمعِ این دو معادله: a=m2gμkm1gm1+m2=3045=5.2m/s2a=\dfrac{m_2g-\mu_km_1g}{m_1+m_2}=\dfrac{30-4}{5}=5.2\,\text{m/s}^2؛ سپس T=m1(a+μkg)=2×(5.2+2)=14.4NT=m_1(a+\mu_kg)=2\times(5.2+2)=14.4\,\text{N}. «10.010.0» نادرست است و از نادیده‌گرفتنِ اصطکاک در محاسبه‌ی aa به دست می‌آید. «12.012.0» نادرست است و از خطای دیگری در ترکیبِ دو معادله ناشی می‌شود. «16.816.8» نادرست است و از علامتِ اشتباهِ اصطکاک (جمع به‌جایِ تفریق) حاصل می‌شود. تله‌ی تستی: کششِ طناب باید از رویِ معادله‌ی *یکی* از دو جسم (نه هر دو هم‌زمان بدونِ محاسبه‌ی aa) به دست آید؛ ابتدا باید شتابِ کل دستگاه را از جمعِ دو معادله یافت.

3. یک قایق موتوری با جرم 1000kg1000\,\text{kg} در حال حرکت در آب است. نیروی مقاومت شاره (بر حسب نیوتن) برابر fD=200vf_D = 200v است. موتور قایق یک نیروی ثابت F=4000NF = 4000\,\text{N} به قایق وارد می‌کند. تندی حدی قایق (بر حسب متر بر ثانیه) و شتاب آن در لحظه‌ای که تندی قایق نصف تندی حدی است، به ترتیب از راست به چپ کدام است؟

  • 20m/s20\,\text{m/s} و 1m/s21\,\text{m/s}^2
  • 20m/s20\,\text{m/s} و 2m/s22\,\text{m/s}^2
  • 10m/s10\,\text{m/s} و 2m/s22\,\text{m/s}^2
  • 10m/s10\,\text{m/s} و 1m/s21\,\text{m/s}^2

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«20m/s20\,\text{m/s} و 2m/s22\,\text{m/s}^2» درست است. در تندیِ حدی، شتاب صفر است: FfD=04000=200vtvt=20m/sF-f_D=0 \Rightarrow 4000=200v_t \Rightarrow v_t=20\,\text{m/s}. در تندیِ v=10m/sv=10\,\text{m/s} (نصفِ تندیِ حدی)، نیرویِ مقاومت fD=200×10=2000Nf_D=200\times10=2000\,\text{N} است؛ شتاب: a=FfDm=400020001000=2m/s2a=\dfrac{F-f_D}{m}=\dfrac{4000-2000}{1000}=2\,\text{m/s}^2. «20m/s20\,\text{m/s} و 1m/s21\,\text{m/s}^2» نادرست است و از یک خطای عددی در محاسبه‌ی شتاب ناشی می‌شود. «10m/s10\,\text{m/s} و 2m/s22\,\text{m/s}^2» و «10m/s10\,\text{m/s} و 1m/s21\,\text{m/s}^2» نادرستند؛ این‌ها تندیِ حدی را (به‌جایِ محاسبه‌ی درست از F=fDF=f_D) با نصفِ آن اشتباه گرفته‌اند. تله‌ی تستی: تندیِ حدی از شرطِ F=fDF=f_D (نه از نصفِ آن) به دست می‌آید؛ شتاب در تندیِ دلخواه باید با محاسبه‌ی جداگانه‌ی fDf_D در همان تندی یافت شود.

4. یک فنر به طول طبیعی L0=20cmL_0 = 20\,\text{cm} و ثابت k=500N/mk = 500\,\text{N/m} روی میز افقی بدون اصطکاکی قرار دارد. یک سر فنر به دیوار و سر دیگر به جسمی به جرم m=2kgm = 2\,\text{kg} متصل است. اگر جسم را 10cm10\,\text{cm} از حالت تعادل کشیده و رها کنیم، تندی جسم در لحظه‌ای که طول فنر به 25cm25\,\text{cm} می‌رسد، کدام است؟

  • 0.5m/s0.5\,\text{m/s}
  • 1.0m/s1.0\,\text{m/s}
  • 1.25m/s1.25\,\text{m/s}
  • 1.37m/s1.37\,\text{m/s}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«1.37m/s1.37\,\text{m/s}» درست است. از پایستگیِ انرژیِ مکانیکی: انرژیِ پتانسیلِ کشسانیِ اولیه 12kx12=12×500×(0.1)2=2.5J\frac{1}{2}kx_1^2=\frac{1}{2}\times500\times(0.1)^2=2.5\,\text{J} است. وقتی طولِ فنر به 25cm25\,\text{cm} می‌رسد، تغییرِ طولِ باقی‌مانده x2=5cm=0.05mx_2=5\,\text{cm}=0.05\,\text{m} است و انرژیِ پتانسیلِ آن لحظه 12×500×(0.05)2=0.625J\frac{1}{2}\times500\times(0.05)^2=0.625\,\text{J}؛ پس 12mv2=2.50.625=1.875v=1.8751.37m/s\frac{1}{2}mv^2=2.5-0.625=1.875 \Rightarrow v=\sqrt{1.875}\approx1.37\,\text{m/s}. «0.5m/s0.5\,\text{m/s}» و «1.0m/s1.0\,\text{m/s}» نادرستند و از محاسبه‌ی نادرستِ انرژیِ باقی‌مانده به دست می‌آیند. «1.25m/s1.25\,\text{m/s}» نادرست است و از فرضِ اشتباهِ x2=25cmx_2=25\,\text{cm} (به‌جایِ محاسبه‌ی تغییرِ طولِ واقعیِ 5cm5\,\text{cm} نسبت به طولِ طبیعی) ناشی می‌شود. تله‌ی تستی: باید همیشه «طولِ فعلیِ فنر» را از «تغییرِ طولِ آن نسبت به حالتِ طبیعی» (x=LL0x=L-L_0) تفکیک کرد؛ خلطِ این دو، رایج‌ترین خطایِ این‌گونه مسائل است.

5. جسمی به جرم mm از روی نیم‌کره‌ای به شعاع RR و بدون اصطکاک از حالت سکون رها می‌شود. در لحظه‌ای که زاویه بردار شعاع گذرنده از مرکز نیم‌کره با خط قائم برابر θ\theta است، تکانه جسم چند kgm/s\text{kg} \cdot \text{m/s} است؟

  • 2m2gRcosθ\sqrt{2m^2 g R \cos\theta}
  • m2gR(1sinθ)m\sqrt{2gR(1-\sin\theta)}
  • mgR(1cosθ)m\sqrt{gR(1-\cos\theta)}
  • m2gR(1cosθ)m\sqrt{2gR(1-\cos\theta)}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«m2gR(1cosθ)m\sqrt{2gR(1-\cos\theta)}» درست است. با پایستگیِ انرژیِ مکانیکی: 12mv2=mgR(1cosθ)\frac{1}{2}mv^2=mgR(1-\cos\theta)، پس v=2gR(1cosθ)v=\sqrt{2gR(1-\cos\theta)} و تکانه p=mv=m2gR(1cosθ)p=mv=m\sqrt{2gR(1-\cos\theta)}. «2m2gRcosθ\sqrt{2m^2 g R \cos\theta}» نادرست است؛ این عبارت به‌جایِ (1cosθ)(1-\cos\theta) فقط از cosθ\cos\theta استفاده کرده. «mgR(1cosθ)m\sqrt{gR(1-\cos\theta)}» نادرست است؛ ضریبِ 22 زیرِ رادیکال جا افتاده. «m2gR(1sinθ)m\sqrt{2gR(1-\sin\theta)}» نادرست است؛ به‌جایِ cosθ\cos\theta از sinθ\sin\theta استفاده شده. تله‌ی تستی: در حرکت روی نیم‌کره، ارتفاعِ سقوط (که در پایستگیِ انرژی به‌کار می‌رود) برابرِ R(1cosθ)R(1-\cos\theta) است، نه RcosθR\cos\theta یا R(1sinθ)R(1-\sin\theta)؛ این تفاوتِ هندسیِ ظریف رایج‌ترین منبعِ خطاست.

6. سه فنر یکسان با ثابت kk را به صورت موازی می‌بندیم، سپس یک جرم mm را به انتهای مجموعه وصل کرده و سیستم را از حالت تعادل به اندازه xx به سمت پایین می‌کشیم و رها می‌کنیم. اگر دوره تناوب نوسان TT باشد، با نصف کردن جرم mm، دوره تناوب جدید چند TT می‌شود؟ (فنرها بدون جرم و ایده‌آل هستند.)

  • T2\frac{T}{\sqrt2}
  • TT (بدون تغییر)
  • T2\frac{T}{2}
  • 2T\sqrt{2}\,T

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«T2\frac{T}{\sqrt2}» درست است. سه فنرِ موازی معادل با keq=3kk_{eq}=3k است؛ دوره‌ی تناوب T=2πm3kT=2\pi\sqrt{\frac{m}{3k}}. با نصف‌کردنِ جرم: T=2πm/23k=T2T'=2\pi\sqrt{\frac{m/2}{3k}}=\frac{T}{\sqrt2}. «TT (بدون تغییر)» نادرست است؛ این فرض می‌کند دوره به جرم وابسته نیست، درحالی‌که TmT\propto\sqrt{m}. «T2\frac{T}{2}» نادرست است و از فرضِ اشتباهِ TmT\propto m (به‌جایِ m\sqrt{m}) ناشی می‌شود. «2T\sqrt{2}\,T» نادرست است؛ این جهتِ تغییر را برعکس نشان می‌دهد—کاهشِ جرم باید دوره را *کم* کند، نه زیاد. تله‌ی تستی: دوره‌ی تناوبِ سیستمِ فنر-جرم با ریشه‌ی دومِ جرم متناسب است (TmT\propto\sqrt{m})؛ نصف‌شدنِ جرم، دوره را بر 2\sqrt2 (نه بر 22) تقسیم می‌کند.

7. جسمی به جرم mm روی سطح افقی با ضریب اصطکاک جنبشی μk\mu_k قرار دارد. نیروی FF به طور مماسی به آن وارد می‌شود و جسم شروع به حرکت می‌کند. اگر نیروی FF به صورت F(t)=ktF(t) = kt (با kk ثابت) بر حسب زمان افزایش یابد، شتاب لحظه‌ای جسم در لحظه t=t0t = t_0 کدام است؟ (از مقاومت هوا صرف‌نظر کنید.)

  • kt0mμkg\dfrac{k t_0}{m} - \mu_k g
  • kt0μkmgt0m\dfrac{k t_0 - \mu_k m g t_0}{m}
  • kmμkg\dfrac{k}{m} - \mu_k g
  • kt0m+μkg\dfrac{k t_0}{m} + \mu_k g

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«kt0mμkg\dfrac{kt_0}{m}-\mu_kg» درست است. جسم در حالِ حرکت است، پس اصطکاکِ جنبشیِ ثابتِ fk=μkFN=μkmgf_k=\mu_kF_N=\mu_kmg در خلافِ جهتِ حرکت اثر می‌کند و نیرویِ خالص Fnet=F(t)fk=ktμkmgF_{net}=F(t)-f_k=kt-\mu_kmg است. با تقسیم بر جرم: a(t)=ktμkmgm=ktmμkga(t)=\dfrac{kt-\mu_kmg}{m}=\dfrac{kt}{m}-\mu_kg و در لحظهٔ t=t0t=t_0 همان گزینهٔ درست به دست می‌آید. وارسیِ مستقل با تحلیلِ ابعادی و حالتِ حدی: جملهٔ kt0m\dfrac{kt_0}{m} ابعادِ (N/s)(s)kg=m/s2\dfrac{(\text{N/s})(\text{s})}{\text{kg}}=\text{m/s}^2 دارد و جملهٔ μkg\mu_kg نیز شتاب است؛ همچنین اگر μk=0\mu_k=0 باشد رابطه به a=kt0/ma=kt_0/m (بدونِ اصطکاک) و اگر kt0=μkmgkt_0=\mu_kmg باشد به a=0a=0 (دقیقاً آستانهٔ حرکت) می‌رسد — هر دو همان انتظارِ فیزیکی است. «kt0m+μkg\dfrac{kt_0}{m}+\mu_kg» نادرست است؛ علامتِ جملهٔ اصطکاک را مثبت گرفته، یعنی اصطکاک را شتاب‌دهنده فرض کرده، درحالی‌که اصطکاکِ جنبشی همیشه در خلافِ جهتِ حرکت است. «kt0μkmgt0m\dfrac{k t_0 - \mu_k m g t_0}{m}» نادرست است؛ t0t_0 را در جملهٔ اصطکاک هم ضرب کرده، درحالی‌که μkmg\mu_kmg به زمان بستگی ندارد و مقدارش ثابت است. «kmμkg\dfrac{k}{m}-\mu_kg» نادرست است؛ t0t_0 را از جملهٔ نیرویِ متغیر انداخته و در نتیجه جملهٔ اول ابعادِ m/s3\text{m/s}^3 پیدا می‌کند، نه شتاب. تلهٔ تستی: در نیرویِ وابسته به زمان فقط همان جملهٔ متغیر (ktkt) بر جرم تقسیم می‌شود؛ جملهٔ اصطکاک پس از تقسیم بر mm به μkg\mu_kg تبدیل می‌شود و دیگر نه mm در آن می‌ماند و نه tt.

8. یک فنر به طول طبیعی L0L_0 و ثابت kk داریم. آن را به دو فنر مساوی (هر یک به طول L02\dfrac{L_0}{2} و ثابت kk') برش می‌دهیم. اگر دو فنر حاصل را به صورت موازی ببندیم، ثابت فنر معادل keqk_{eq} کدام است؟

  • keq=0.5kk_{eq}=0.5k
  • keq=1.0kk_{eq}=1.0k
  • keq=2.0kk_{eq}=2.0k
  • keq=4.0kk_{eq}=4.0k

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«keq=4.0kk_{eq}=4.0k» درست است. با برش فنر به دو نیمه، ثابت هر نیمه k=2kk'=2k می‌شود (چون k1Lk\propto\frac{1}{L}، و طول هر نیمه نصف شده است). در اتصال موازی، keq=k+k=2k+2k=4kk_{eq}=k'+k'=2k+2k=4k. «keq=0.5kk_{eq}=0.5k» نادرست است؛ این گزینه انگار طول را دو برابر و ثابت را نصف کرده، درحالی‌که برش باعث افزایش ثابت فنر می‌شود نه کاهش آن. «keq=1.0kk_{eq}=1.0k» نادرست است؛ این گزینه اثر برش فنر روی ثابت آن را کلاً نادیده می‌گیرد. «keq=2.0kk_{eq}=2.0k» نادرست است؛ این گزینه فقط ثابت یک نیمه‌ی برش‌خورده (k=2kk'=2k) را به‌عنوان پاسخ نهایی در نظر گرفته، بدون لحاظ‌کردن اتصال موازیِ دو نیمه. تله‌ی تستی: بریدن یک فنر، ثابت آن را افزایش می‌دهد (چون k1/Lk\propto1/L)؛ این نکته برخلاف تصور شهودیِ برخی دانش‌آموزان است که فکر می‌کنند فنر کوتاه‌تر «نرم‌تر» می‌شود.

9. یک جعبه به جرم mm روی سطح افقی ناهموار قرار دارد. یک نیروی افقی FF به جعبه وارد می‌شود و جعبه در آستانه حرکت است. ناگهان نیروی افقی برداشته می‌شود و یک نیروی قائم به سمت پایین به اندازه mg2\frac{mg}{2} به جعبه اضافه می‌شود. برای اینکه جعبه دوباره در آستانه حرکت قرار گیرد، نیروی افقی جدید چقدر باید باشد؟

  • 23F\frac{2}{3}F
  • 32F\frac{3}{2}F
  • 43F\frac{4}{3}F
  • 34F\frac{3}{4}F

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«32F\frac{3}{2}F» درست است. در حالتِ اول، F=μsmgF=\mu_smg (جسم در آستانه‌ی حرکت است). در حالتِ دوم، نیرویِ عمودیِ سطح N=mg+mg2=32mgN=mg+\frac{mg}{2}=\frac{3}{2}mg می‌شود؛ پس نیرویِ افقیِ جدید برایِ رسیدنِ دوباره به آستانه: F=μs×32mg=32(μsmg)=32FF'=\mu_s\times\frac{3}{2}mg=\frac{3}{2}(\mu_smg)=\frac{3}{2}F. «23F\frac{2}{3}F» نادرست است؛ این عبارت واژگونِ نسبتِ درست است. «43F\frac{4}{3}F» و «34F\frac{3}{4}F» نادرستند و از خطاهایِ دیگری در محاسبه‌ی نیرویِ عمودیِ جدید ناشی می‌شوند. تله‌ی تستی: چون بیشینه‌ی اصطکاکِ ایستایی مستقیماً با نیرویِ عمودیِ سطح متناسب است (fs,max=μsNf_{s,max}=\mu_sN)، هر تغییری در NN (نه در FF خودش) باید مستقیماً در نیرویِ افقیِ لازم برایِ آستانه‌ی حرکت اعمال شود.

10. یک ماهواره در مداری دایره‌ای به شعاع rr به دور زمین می‌چرخد. اگر دوره تناوب این ماهواره TT باشد، شعاع مداری ماهواره‌ای دیگر که دوره تناوب آن 8T8T است، بر حسب rr کدام است؟

  • 22r2\sqrt2r
  • 4.00r4.00r
  • 2.00r2.00r
  • 8.00r8.00r

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«4.00r4.00r» درست است. طبقِ قانونِ سومِ کپلر، T2r3T^2\propto r^3، یعنی (T2T1)2=(r2r1)3\left(\frac{T_2}{T_1}\right)^2=\left(\frac{r_2}{r_1}\right)^3. با جایگذاریِ T2=8T1T_2=8T_1: 64=(r2r1)3r2=4r1=4r64=\left(\frac{r_2}{r_1}\right)^3\Rightarrow r_2=4r_1=4r (چون 43=644^3=64). «22r2\sqrt2r» نادرست است و از به‌کاربردنِ توانِ اشتباهِ rTr\propto\sqrt{T} (به‌جایِ rT2/3r\propto T^{2/3}) به دست می‌آید. «2.00r2.00r» نادرست است و از فراموش‌کردنِ به‌توان‌دورساندنِ TT (یعنی استفاده از Tr3T\propto r^3 به‌جایِ T2r3T^2\propto r^3) ناشی می‌شود. «8.00r8.00r» نادرست است و از فرضِ نادرستِ تناسبِ خطیِ TrT\propto r به دست می‌آید. تله‌ی تستی: در قانونِ سومِ کپلر، توانِ درستِ رابطه T2r3T^2\propto r^3 است، نه TrT\propto r یا TrT\propto\sqrt r؛ باید همیشه دقتِ زیادی به توان‌های ۲ و ۳ در این رابطه داشت.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان