ضمیمهٔ دین و زندگی ۲ اهلسنت — درس ۲: شورا و خلافت اسلامی
شورا و مشورت
شورا در معنای عمومی، گردآوردنِ نظرها و مشورتکردن برای تصمیمِ جمعی است. قرآن از مشورت در کارها سخن میگوید و جامعهٔ مؤمنان را به تصمیمگیریِ همراه با رایزنی فرامیخواند. مشورت، شنیدنِ دیدگاههای مرتبط، سنجیدنِ دلیلها و توجه به مصلحتِ عمومی است؛ صرفِ برگزاریِ جلسه یا رأیگرفتنِ صوری، بدونِ آگاهی و بررسی، روحِ مشورت را محقق نمیکند.
آیاتِ قرآن اصلِ مشورت را روشن میکنند، اما جزئیاتِ یک الگوی اداریِ واحد برای همهٔ زمانها را تعیین نمیکنند. ازاینرو باید میانِ اصلِ مشورت و شیوههای تاریخی یا معاصرِ اجرای آن فرق گذاشت. موضوعی که به تخصص نیاز دارد باید با نظرِ آگاهان بررسی شود و تصمیمهای جمعی نیز باید امکانِ مشارکت و پاسخگویی داشته باشند.
شورا در تعیینِ خلیفه
پس از رحلتِ پیامبر، جامعه با مسئولیتِ انتخاب و ادارهٔ امور روبهرو شد. کتاب به رخدادهای تاریخیِ شکلگیریِ خلافت و انتخابِ خلیفه میپردازد و از مشورت و بیعت در این مسیر یاد میکند. شناختِ این بحث نیازمندِ تفکیکِ گزارشِ تاریخی از برداشت و ارزیابیِ دینی است؛ دربارهٔ جزئیاتِ رخدادها باید به گزارشهای معتبر رجوع کرد و از تبدیلِ اختلافِ روایت به داوریِ شتابزده پرهیز نمود.
مشورت در این زمینه باید برای یافتنِ فردِ شایسته و حفظِ مصالحِ جامعه به کار رود. بیعت و پذیرشِ عمومی، رابطهٔ متقابل میانِ رهبر و مردم را پدید میآورد؛ این رابطه با اعتماد و مسئولیت همراه است و نباید به اطاعتِ بیقید از رفتارِ ناعادلانه تبدیل شود.
ویژگیها و مسئولیتِ خلیفه
خلیفه مسئولِ ادارهٔ جامعه و پاسداری از نظم و حقوقِ مردم است؛ بنابراین شایستگی، آگاهیِ دینی، تواناییِ اداره، عدالت و اعتمادپذیری در این مسئولیت اهمیت دارند. عنوانِ خلافت بهتنهایی صلاحیتِ فرد را ثابت نمیکند. کارگزار باید در برابرِ مردم و معیارهای دینی پاسخگو باشد و در تصمیمها از مشورت و نظرِ اهلِ آگاهی بهره بگیرد.
مردم نیز در این رابطه صرفاً تماشاگر نیستند. مشارکت در انتخاب و تصمیمهای عمومی، همکاری در امورِ درست، نظارت بر کارگزاران و یادآوریِ مسئولیتها از جلوههای نقشِ آنان است. ادارهٔ جامعه بدونِ اعتماد و همکاریِ مردم دشوار میشود؛ در مقابل، مشارکتِ آگاهانه میتواند از خودرأیی و سوءاستفاده از قدرت جلوگیری کند.
هدفهای خلافتِ اسلامی
درس دو هدفِ کلی را برجسته میکند: تبیین و اجرای درستِ دین، و برقراریِ نظم و عدالتِ اجتماعی. رسیدن به این هدفها تنها با قدرتِ اجرایی ممکن نیست؛ به آگاهی، قانونمداری، عدالت، مشارکتِ مردم و نظارت بر کارگزاران نیاز دارد.
برای تحققِ هدفها، مسئولان باید با مردم و آگاهان مشورت کنند، نظمِ عمومی را در چهارچوبِ حق برقرار سازند و عملکردِ کارگزاران را زیر نظر داشته باشند. حکومتِ عادلانه باید از تبعیض و تعدی جلوگیری کند و امکانِ دادخواهی و بیانِ نظر را حفظ کند.
رابطه با مردم و دیگر حکومتها
رابطهٔ خلیفه و مردم دوطرفه است: مردم در انتخاب و پشتیبانیِ امورِ درست سهم دارند و حاکم نیز باید حقوق، امنیت و مصلحتِ آنان را رعایت کند. اعتماد با صداقت، عدالت و پاسخگویی شکل میگیرد؛ بیعت را نباید بهانهای برای نادیدهگرفتنِ حقِ نقد و اصلاح دانست.
در تعامل با حکومتهای دیگر نیز باید اصولِ دینی، حفظِ حقوق و مصالحِ جامعه و پرهیز از تعدی را در نظر گرفت. نوعِ رابطه با توجه به شرایط و توافقهای معتبر تعیین میشود؛ نه دشمنیِ بیدلیل و نه چشمپوشی از حقوق و امنیتِ مردم، معیارِ کافی برای سیاستگذاری نیست.
آیهٔ پیروزی و وفای به وعده
در پایانِ درس، آیاتِ سورهٔ فتح دربارهٔ رؤیای پیامبر و ورودِ امنِ مسلمانان به مسجدالحرام آمده است. این آیات از وفای وعدهٔ الهی و گواهیِ پیامبر سخن میگویند. در ترجمهٔ کتاب، امنیت، عبادت و اعتماد به وعده در کنارِ رشدِ جامعه مطرح میشود.
مفهومِ آیات، تحققِ وعدهٔ الهی را با صبر و اعتماد پیوند میدهد؛ اما نباید از آن نتیجه گرفت که هر خواستهٔ سیاسی یا هر تصمیمِ جمعی بهطور خودکار تضمینشده است. آیه در بافتِ خود دربارهٔ رخدادِ مشخص و وعدهٔ الهی سخن میگوید و باید همان سیاق را حفظ کرد.
جمعبندی درس
شورا اصلِ مشارکت و سنجشِ نظرها را به تصمیمگیریِ جمعی میآورد، اما شیوهٔ اجرای آن باید با شرایط و موضوع متناسب باشد. انتخابِ خلیفه و بیعت در کتاب در بسترِ رخدادهای تاریخی و مسئولیتِ ادارهٔ جامعه بررسی میشود. رهبر به شایستگی، عدالت، آگاهی و پاسخگویی نیاز دارد و مردم نیز با مشارکت و نظارت نقش دارند. هدفِ حکومت، اجرای درستِ دین و برقراریِ نظم و عدالت است. آیاتِ پایانی سورهٔ فتح وفای وعده و اعتماد را در سیاقِ تاریخیِ خود یادآوری میکنند.