ضمیمهٔ دین و زندگی ۲ اهلسنت — درس ۵: احکام و فقه اسلامی
چرا فقه لازم است؟
انسان در زندگیِ فردی و اجتماعی با انتخابها و وظایفِ عملیِ گوناگون روبهروست. فقه اسلامی به شناختِ احکامِ عملی و تنظیمِ رفتار بر اساسِ راهنماییهای دینی میپردازد. این دانش در کنارِ عقاید و اخلاق، بخشی از فهم و عملِ اسلامی است: باورها جهتِ زندگی را روشن میکنند، فقه وظایف و حدودِ عمل را توضیح میدهد و اخلاق کیفیتِ رفتار را میپرورد.
در متن، فقه دانشی برای شناختِ احکامِ عملی از دلیلهای تفصیلی معرفی میشود. فقه را نباید با تمامِ دین یا با مجموعهای از توصیههای اخلاقی یکی گرفت؛ موضوعِ آن وظایف و حکمهای عملی است و برای دستیابی به آنها به منابع، فهمِ زبان و روشِ استنباط نیاز دارد.
حوزههای فقه
احکامِ فقهی دو حوزهٔ مهم را پوشش میدهند:
۱. عبادات: کارهایی که پیوندِ انسان با خدا را در اعمالی مانند نماز، روزه، زکات، حج و دیگر عبادتها سامان میدهند.
۲. معاملات و روابط: روابطِ فرد با دیگران و جامعه، مانند خانواده، دادوستد، قراردادها، حقوق و وظایفِ اجتماعی و دیگر تعاملها.
فقه زندگی را به عبادتِ فردی محدود نمیکند؛ بسیاری از رفتارهای روزانه و روابطِ اجتماعی نیز موضوعِ حکم و مسئولیتاند. بااینحال، فقه جایِ عقاید، اخلاق، دانشهای تجربی یا تجربهٔ شخصی را نمیگیرد؛ هر حوزه پرسش و روشِ خاصِ خود را دارد.
ویژگیِ فقه و قانونِ بشری
در نگاهِ دینی، منابعِ فقهی به وحی و سنتِ پیامبر تکیه دارند و احکام در پیوند با مسئولیتِ انسان در برابرِ خدا و مردم فهمیده میشوند. قانونهای بشری نیز برای نظم و حقوقِ جامعه اهمیت دارند، اما معمولاً از تصمیم و تجربهٔ انسانی پدید میآیند و ممکن است با شرایط و زمان تغییر کنند. هر دو میتوانند زندگیِ اجتماعی را سامان دهند، ولی منبع، دامنه و مبنای الزامِ آنها یکسان نیست.
فقه اسلامی افزون بر آثارِ دنیوی، مسئولیت و پاسخگوییِ اخروی را نیز در نظر میگیرد. همچنین بخشی از اصول و احکامِ آن پایدارند و در کنارشان مسائل و صورتهای نو پدید میآیند که نیازمندِ فهم و استنباطِ آگاهانهاند. پس پایداریِ اصول با نیاز به پاسخگویی به شرایطِ جدید ناسازگار نیست.
منابع و روشِ استنباط
شناختِ حکم نیازمندِ رجوع به منابعِ معتبر است؛ از جمله قرآن و سنتِ پیامبر. در استنباط، دانشمندان همچنین به روشهای پذیرفتهشدهای مانند اجماع و قیاس توجه میکنند. فهمِ زبانِ عربی، شناختِ متن و سیاق، آگاهی از قواعدِ استنباط و پرهیز از داوریِ شتابزده برای این کار اهمیت دارد.
اجتهاد تلاشِ علمی و روشمند برای بهدستآوردنِ حکمِ یک مسئله از منابعِ شرعی است. مجتهد باید دانش و صلاحیتِ لازم داشته باشد؛ صرفِ علاقه یا خواندنِ ترجمه، برای صدورِ حکم کافی نیست. اختلافِ نظرِ فقهی ممکن است از تفاوت در فهمِ دلیل، روشِ استنباط یا ارزیابیِ روایت پدید آید؛ اختلاف باید با دانش و احترام بررسی شود.
مذاهبِ فقهیِ اهلسنت
در سنتِ فقهیِ اهلسنت چهار مذهبِ شناختهشده شکل گرفتهاند: حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی. هر مذهب به نامِ فقیهی برجسته شناخته میشود و در روشِ استنباط، توجه به روایتها و برخی شیوههای فقهی تفاوتهایی دارد. عالمانِ این مذاهب در تدوین و آموزشِ فقه نقش داشتهاند و پیروانشان در مناطقِ مختلفِ جهان زندگی میکنند.
وجودِ مذاهب به معنای بیقاعدهبودنِ دین نیست؛ اختلافها در بخشی از فهم و استنباطِ احکام رخ میدهند. آشنایی با تاریخ و روشِ مذاهب کمک میکند دانشآموز بداند چرا پاسخهای فقهی گاهی متفاوتاند. احترام به تفاوتِ فقهی با گفتوگو و بررسیِ دلیل سازگار است و نباید به دشمنی یا تکفیر بینجامد.
آیهٔ «بهترین امت» و مسئولیتِ اجتماعی
در پایانِ درس، آیهٔ ۱۱۰ سورهٔ آلعمران نقل شده است: امتِ مسلمان بهعنوانِ بهترین امت معرفی میشود، زیرا به کارِ شایسته دعوت میکند، از ناپسند بازمیدارد و به خدا ایمان دارد. در ترجمه و توضیحِ کتاب، این ویژگیها با مسئولیتِ اجتماعی و توجه به جامعه پیوند مییابند.
این آیه برتری را به نام یا ادعا محدود نمیکند؛ آن را با ایمان و کنشِ اخلاقی همراه میسازد. امر به معروف و نهی از منکر نیز به معنای تحقیر و اجبارِ بیقاعده نیست؛ باید با شناخت، رعایتِ حرمت و روشِ درست انجام شود. دانشِ فقهی میتواند حدودِ مسئولیت را روشن کند و اخلاق، شیوهٔ اجرای آن را انسانی و عادلانه سازد.
جمعبندی درس
فقه اسلامی دانشِ شناختِ احکامِ عملی از منابع و دلیلهای معتبر است و عبادات و روابطِ اجتماعی را در بر میگیرد. قرآن و سنت پایهاند و استنباطِ مسائل به روش و صلاحیتِ علمی نیاز دارد. مذاهبِ فقهیِ اهلسنت حاصلِ کوششهای علمی و تفاوتهای روشمندند. آیهٔ پایانی، ایمان را با دعوت به نیکی و بازداشتن از ناپسند پیوند میدهد؛ این مسئولیت باید با دانش، اخلاق و رعایتِ حقوق همراه باشد.