ضمیمهٔ دین و زندگی ۲ اهلسنت — درس ۷: زمینههای تفرقه و جدایی مسلمانان
اختلاف همیشه به معنای دشمنی نیست
در زندگی اجتماعی، انسانها به سبب تفاوتِ دانش، تجربه، سلیقه و شرایط، در برخی موضوعها نظرهای متفاوت پیدا میکنند. خودِ تفاوتِ نظر لزوماً تفرقه نیست؛ خطر هنگامی پدید میآید که اختلاف به تحقیر، دشمنی، ستم، گسستنِ پیوندهای مشترک یا نادیدهگرفتنِ حقِ دیگران تبدیل شود. پس باید میانِ اختلافِ قابلِ گفتوگو و تفرقهای که جامعه را از همکاری بازمیدارد فرق گذاشت.
درس چند زمینهٔ تاریخی و اجتماعیِ جدایی را بررسی میکند. شناختِ این زمینهها برای سرزنشِ یک قوم یا مذهب نیست؛ کمک میکند عاملِ اختلاف را بشناسیم و از تکرارِ رفتارهایی که همبستگی را از میان میبرد دوری کنیم.
وسوسه و دشمنی؛ زمینهٔ اختلافِ زیانبار
در نگاهِ دینی، وسوسهٔ شیطان میتواند کینه، حسادت، خشم و بدگمانی را تقویت کند. وقتی این احساسها به تحریکِ پیروان و ساختنِ دشمنی میانِ آنان بینجامد، اختلاف از گفتوگوی علمی و منصفانه دور میشود. قرآن در آیاتِ پایانیِ سورهٔ حجرات، از اصلاحِ میانِ دو گروهِ مؤمن، برادریِ ایمانی و پرهیز از تمسخر، بدگمانی و غیبت سخن میگوید. این دستورها راهی عملی برای مهارِ نزاعاند: خبر را نسنجیده نپذیریم، به شخصیتِ افراد حمله نکنیم و برای اصلاحِ رابطه اقدام کنیم.
قدرتطلبی و الگوی حاکمان ستمگر
گاه حاکمی برای حفظِ قدرت، مردم را دستهدسته میکند، گروهی را بر گروهی برتری میدهد و از رقابت و دشمنیِ میانِ آنان سود میبرد. درس این شیوه را با رفتارِ فرعونیان توضیح میدهد: تقسیمکردنِ مردم و تضعیفِ بخشی از جامعه، ابزارِ سلطه است. در چنین وضعی، اختلافِ مردم از تفاوتِ طبیعیِ نظر فراتر میرود و به وسیلهای برای محرومکردن، ترساندن و فرمانراندن تبدیل میشود.
تعصبِ نژادی، زبانی و قومی
تفاوتِ قوم، زبان و رنگ به خودیِ خود دلیلِ برتری یا فرومایگیِ انسانها نیست. تعصب هنگامی پدید میآید که کسی گروهِ خود را برتر بداند، دیگران را تحقیر کند یا حقوقشان را به سببِ هویتشان نادیده بگیرد. آیهٔ ۱۳ سورهٔ حجرات، آفرینشِ مردم از زن و مرد و قرارگرفتنِ آنان در ملتها و قبیلهها را برای شناختِ متقابل یادآوری میکند؛ معیارِ کرامت نزدِ خدا تقواست، نه تبار و زبان. بنابراین تنوعِ قومی میتواند زمینهٔ شناخت باشد، نه مجوزِ تبعیض.
اختلافِ دینی و مرزِ گفتوگوی مسئولانه
اختلاف در باورها و برداشتهای دینی در تاریخ وجود داشته است. پرداختن به آن نیازمندِ دانایی، امانت در نقلِ دیدگاهها، احترام به انسانها و پرهیز از نسبتدادنِ سخنِ نادرست است. آیاتِ پایانِ سورهٔ حجرات یادآوری میکنند که ادعای ایمان با حقیقتِ ایمان یکی نیست و خدا از آنچه در دلهاست آگاه است؛ از این رو نباید با داوریِ شتابزده دربارهٔ باطنِ اشخاص سخن گفت. نقدِ یک استدلال باید از تحقیرِ پیروانِ آن جدا بماند.
اختلافِ مذهبی و تعاملِ سالم
تفاوتِ مذهبی یا فقهی ممکن است از روشهای متفاوتِ فهم و استنباط پدید آید. این تفاوت بهتنهایی مجوزِ دشمنی و قطعِ همکاری نیست. پیروانِ مذاهب میتوانند در عبادت و باورهای خاصِ خود بر مبنای نظرِ پذیرفتهشدهٔ خویش عمل کنند و در امورِ مشترک، با رعایتِ اصول و حقوقِ یکدیگر همکاری داشته باشند. درس بر تعاملِ درست میانِ مسلمانان و پرهیز از تبدیلِ اختلافِ مذهبی به نزاع تأکید میکند.
شکافِ طبقاتی
تفاوتِ اقتصادی وقتی به زمینهٔ جدایی تبدیل میشود که گروهی از امکانات و احترام محروم بمانند، ثروت و قدرت در انحصارِ عدهای قرار گیرد و فاصلهٔ اجتماعی با تحقیر یا ستم همراه شود. عدالت، رعایتِ حق و مسئولیتِ اجتماعی مانع میشود تفاوتِ دارایی به دشمنی و بیاعتمادی بدل شود. سنجشِ یک جامعه فقط با مقدارِ ثروتِ آن نیست؛ چگونگیِ توزیعِ فرصتها و رفتار با افرادِ کمتوان نیز اهمیت دارد.
دستهبندیِ حزبی و سیاسی
حزب و گروهِ سیاسی میتواند وسیلهای برای سازماندهیِ دیدگاهها و مشارکت باشد؛ اما اگر وفاداریِ گروهی جایِ حقیقتجویی و انصاف را بگیرد، هر سخنِ گروهِ خودی بیچونوچرا پذیرفته و هر سخنِ دیگران بیدلیل رد میشود. در این حالت، برچسبزنی و رقابتِ قدرتمحور، منافعِ عمومی را کنار میزند و شکافها را عمیقتر میکند. داوریِ منصفانه باید به دلیل و پیامدِ عمل توجه کند، نه فقط به نامِ گروه.
راهِ کاهشِ تفرقه
برای کاهشِ اختلافِ آسیبزا باید علت را درست تشخیص داد: آیا مسئله اختلافِ علمی است، یا تعصب، منفعتطلبی، تبعیض و تحریک؟ سپس میتوان با آموزش و آگاهی، گفتوگو، انصاف در نقل، رعایتِ حقوق، عدالت، اصلاحِ رابطه و توجه به خیرِ مشترک پیش رفت. وحدت به معنای پاککردنِ تفاوتهای واقعی نیست؛ یعنی تفاوت را بهانهٔ ستم و دشمنی نکنیم و در اصول و مصالحِ مشترک همکاری کنیم.
پیامِ آیاتِ پایانیِ درس
آیاتِ سورهٔ حجرات، مسلمانان را به اصلاحِ نزاع، برادریِ ایمانی، پرهیز از تمسخر و بدگمانی و غیبت، و شناختِ متقابلِ ملتها و قبیلهها راهنمایی میکنند. ترتیبِ پیام مهم است: ابتدا نزاع را اصلاح کنیم؛ سپس حرمت و حقوقِ یکدیگر را نگه داریم؛ و تنوعِ انسانی را وسیلهٔ شناخت بدانیم. در آیاتِ پایانی، ادعای زبانیِ ایمان از ایمانِ ریشهدار جدا میشود و یادآوری میگردد که خدا از کردار و نیتِ انسانها آگاه است.
جمعبندی درس
تفرقه میتواند از کینه و تحریک، قدرتطلبی، تعصبِ قومی، رفتارِ نادرست در اختلافِ دینی و مذهبی، بیعدالتیِ طبقاتی یا جانبداریِ حزبیِ بیانصافانه تغذیه شود. راهِ مقابله، انکارِ تفاوتها نیست؛ تشخیصِ علت، عدالت، گفتوگوی مسئولانه، رعایتِ کرامت و اصلاحِ رابطه است. آیاتِ حجرات این اصول را در رفتارهای روشنِ روزمره—از ترکِ غیبت و تمسخر تا آشتیدادن و شناختِ متقابل—به ما میآموزند.