ضمیمهٔ دین و زندگی ۲ اهلسنت — درس ۸: آیندهٔ تاریخ در پرتو اخلاق اسلامی
آیندهٔ تاریخ را چگونه میفهمیم؟
آیندهنگریِ اسلامی، نگاه به مسیرِ زندگیِ انسان و جامعه بر پایهٔ وعدهها و سنتهای الهی است؛ بااینحال، تاریخ را ساده و بینیاز از انتخاب و عملِ انسان نمیبیند. انسانها با ایمان، کردار، عدالت یا ستم در سرنوشتِ اجتماعی نقش دارند. وعدهٔ الهی به اهلِ ایمان و عملِ صالح، مسئولیتِ آنان را از میان نمیبرد؛ بلکه آنان را به کوششِ درست و پایبندی به شرایطِ آن فرا میخواند.
در نگاهِ دینی، تاریخ صحنهٔ رویاروییِ حق و باطل نیز هست. پیامبران مردم را به حق دعوت کردند و در برابرِ قدرت و عادتِ نادرست ایستادند. این رویارویی همیشه آسان و کوتاه نیست؛ جامعه ممکن است مدتی زیرِ فشارِ ستم بماند. امیدِ دینی به آینده، امیدی همراه با ایمان، عمل، صبر و مسئولیت است، نه انتظارِ بیعمل یا پیشبینیِ قطعیِ زمان و شکلِ رویدادها.
آیهٔ وعدهٔ جانشینی در زمین
آیهٔ ۵۵ سورهٔ نور به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند وعده میدهد که در زمین جانشین شوند، دینِ پسندیدهشان استوار گردد و پس از بیم به امنیت برسند؛ این وعده با بندگیِ خدا و دوری از شرک پیوند دارد. بنابراین آیه، پیروزی را امتیازی بیقیدوشرط برای هر فرد یا گروه نمیداند. ایمان و عملِ صالح، همراه با وفاداری به بندگیِ خدا، در متنِ وعده آمده است. فهمِ درستِ آیه هم امید میآفریند و هم تکلیف و پاسخگویی.
اخلاق اسلامی؛ سرمایهٔ فرد و جامعه
اخلاق مجموعهای از صفات و رفتارهایی است که منشِ انسان را شکل میدهند. اخلاق اسلامی با ایمان و شناختِ خدا پیوند دارد و فقط آدابِ ظاهری یا پسندِ رایجِ جامعه نیست. صداقت، عدالت، تواضع، مهربانی و امانتداری در رفتارِ فرد آشکار میشوند و همزمان بر اعتماد، امنیت و همکاریِ جمعی اثر میگذارند. در مقابل، خودخواهی و رذیلتِ اخلاقی میتواند رابطهها و زندگیِ اجتماعی را فرسوده کند.
ازاینرو اخلاق هم بُعدِ فردی دارد—مانند پاکیِ نیت و مهارِ خشم—و هم بُعدِ اجتماعی—مانند رعایتِ حق، انصاف و مهربانی با دیگران. آیندهٔ جامعه فقط با قدرت و دارایی ساخته نمیشود؛ منشِ مردم و کیفیتِ رابطههای آنان نیز مسیرِ تاریخ را شکل میدهد.
چهار گام در پرورشِ اخلاق
۱. پیدایی و بیدارکردنِ فطرت
انسان با زمینهای برای شناختِ خوبی و گرایش به خیر آفریده شده است. دیدنِ نظم و زیباییِ آفرینش میتواند انسان را به یادِ خالق و مسئولیتِ خود بیندازد. این زمینه بهتنهایی به معنای بیخطا بودنِ انسان نیست؛ فطرت باید با اندیشه، ایمان و انتخابِ درست پرورش یابد.
۲. رهایی از مهلکات (تخلیه)
تخلیه یعنی پاککردنِ دل و رفتار از صفتها و عادتهایی که انسان و رابطههایش را تباه میکنند. درس از تکبر و حسد سخن میگوید و فساد و بیرحمی را نیز از مهلکات میشمارد.
تکبر خودبزرگبینی و برترشمردنِ خویش بر دیگران است. ممکن است بر پایهٔ دانش، مال، جایگاه، شهرت، قومیت یا ویژگیِ دیگری پدید آید. تکبر رابطه را به تحقیر و نپذیرفتنِ حق میکشاند. یادآوریِ آفرینش و نیازمندیِ انسان، فروتنی و پذیرفتنِ حق به درمانِ آن کمک میکند.
حسد آرزویِ از میانرفتنِ نعمتِ دیگری یا ناخشنودیِ کینهتوزانه از برخورداریِ اوست. حسادت آرامشِ فرد را میگیرد و ممکن است به بدگویی، آزار یا ستم بینجامد. باید تفاوتِ حسد را با آرزویِ پیشرفت و برخورداریِ مشروع برای خود، بدونِ خواستنِ زوالِ نعمتِ دیگری، شناخت. سپاسگزاری از نعمتهای خود، نگاهِ واقعبینانه به کوتاهیِ دنیا، خیرخواهی و دعا برای دیگران به مهارِ حسد کمک میکند.
فساد و بیرحمی نیز در درس از آسیبهای اخلاقیاند: فساد، رفتار و محیطِ اجتماعی را از صلاح دور میکند؛ بیرحمی رنجِ انسانها را نادیده میگیرد و حرمت و امنیت را میشکند. آگاهی از پیامدِ این رفتارها، پاسخگویی، همدلی و مراقبت از حقوقِ دیگران در برابرشان اهمیت دارد.
۳. آراستهشدن به فضیلتها (تحلیه)
تحلیه یعنی پس از کمکردنِ رذیلتها، جان و رفتار را به فضیلتها بیاراییم. فضیلت با تمرین و تکرارِ انتخابهای درست ریشهدار میشود. تواضع، صداقت، امانت، خدمت، خوشرفتاری و احترام به انسانها نمونههایی از منشِ نیکاند. در نگاهِ اسلامی، تکریمِ انسانها و خوشرفتاری تنها به همگروهان محدود نیست؛ باید کرامت و حقِ دیگران را نیز نگه داشت.
۴. جلا دادنِ دل و عمل (تجلیه)
تجلیه به معنای روشن و صافکردن است. در پرورشِ اخلاق، توبه و استغفار، اصلاحِ خطا و جبرانِ حقِ دیگران، عبادتِ آگاهانه و خالصانه و استمرار در عملِ نیک به دل صفا میدهند. توبه فقط پشیمانیِ درونی نیست: اگر حقی پایمال شده، تا جایِ ممکن باید آن را بازگرداند یا جبران کرد و برای تکرارنشدنِ خطا برنامه داشت. عبادت نیز با نیتِ پاک و اثر در رفتار کاملتر میشود.
رحمت؛ پایهٔ رفتارِ انسانی
رحمت، توجهِ همراه با مهربانی به رنج و نیازِ دیگران است. روایتِ درس، مهربانیِ متقابل را میآموزد: کسی که به اهلِ زمین رحم کند، موردِ رحمتِ خدا قرار میگیرد. این اصل در رفتارِ روزمره به شنیدنِ سخنِ دیگری، کمکِ متناسب، گذشت در جایِ درست و پرهیز از آزار میانجامد. رحمت به معنای کنارگذاشتنِ عدالت نیست؛ مهربانی باید با حفظِ حق و جلوگیری از ادامهٔ ستم همراه باشد.
اخلاق و آیندهٔ جامعه
جامعهای که مردمش حقِ یکدیگر را نگه میدارند، به هم اعتماد میکنند و در برابرِ ضعف و نیاز بیتفاوت نیستند، توانِ بیشتری برای همکاری و اصلاح دارد. در مقابل، تکبر، حسد، فساد و بیرحمی پیوندهای اجتماعی را سست میکند و زمینهٔ نزاع و تباهی را افزایش میدهد. پس ساختنِ آیندهٔ بهتر هم به اصلاحِ فرد نیاز دارد و هم به رفتارِ عادلانه در نهادها و رابطههای اجتماعی.
جمعبندی درس
آیندهنگریِ اسلامی امید را با ایمان، عملِ صالح و مسئولیت پیوند میدهد. اخلاق اسلامی سرمایهای برای فرد و جامعه است و در چهار گامِ بیداریِ فطرت، تخلیه از رذیلت، تحلیه به فضیلت و تجلیهٔ دل و عمل پرورش مییابد. دوری از تکبر، حسد، فساد و بیرحمی، و تقویتِ تواضع، رحمت، عدالت و جبرانِ خطا، به سلامتِ رابطهها و اصلاحِ مسیرِ جامعه کمک میکند.