پرش به محتوای اصلی

Cloze Test

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

۱. Cloze Test چیست؟

Cloze Test بخشی از آزمونِ زبانِ کنکور است که در آن یک متنِ پیوسته (۱۰۰ تا ۲۰۰ کلمه) ارائه می‌شود و باید از بینِ ۴ گزینه، مناسب‌ترین را برایِ هر جای خالی انتخاب کنید.

نکته‌ی کلیدی: Cloze Test مجموعه‌ای از چند سؤال جدا نیست؛ یک متن واحد و به‌هم‌پیوسته است. پاسخِ هر خالی معمولاً به جمله‌های قبل، بعد، یا کل متن وابسته است — نه فقط جمله‌ای که خودش در آن قرار دارد. همین ویژگی آن را هم‌زمان هم قدرتمند می‌کند (چون گرامر، واژگان، و درکِ مطلب را با هم می‌سنجد)، هم پرخطر (چون اگر فقط جمله‌ی محلی را بخوانید، دقیقاً در تله‌ای می‌افتید که طراح چیده است).


۲. نقشه‌ی راه پنج‌گامی

گام ۱ — یک‌بار کل متن را بدونِ توجه به خالی‌ها بخوانید: هدف، فهمِ موضوعِ کلی، لحن، و جهت‌گیریِ متن است. به هر خالی که رسیدید، فقط یک حدسِ ذهنی بگذارید و ادامه دهید.

گام ۲ — برایِ هر خالی، جمله‌ی خودش + قبل و بعد را با دقت بخوانید: دنبالِ سرنخ (clue) بگردید — کلمه‌ی ربط‌دهنده، قرینه‌ی زمانی، هم‌معنی یا متضاد. سرنخ گاهی دو-سه جمله جلوتر یا عقب‌تر پنهان است.

گام ۳ — قبل از دیدنِ گزینه‌ها، خودتان حدس بزنید: این کم‌استفاده‌ترین و مهم‌ترین تکنیک است. اگر مستقیم گزینه‌ها را ببینید، ذهن درگیرِ شباهت‌های ظاهری‌شان می‌شود؛ اگر اول خودتان حدس بزنید، مغز مستقیماً دنبالِ نزدیک‌ترین معنا می‌گردد.

گام ۴ — گزینه‌های نادرست را حذف کنید، نه اینکه دنبالِ «گزینه‌ی درست» بگردید: وقتی می‌پرسید «کدام‌ها قطعاً غلطند؟»، نگاهِ نقادانه‌تری پیدا می‌کنید.

گام ۵ — بعد از پاسخ به همه‌ی خالی‌ها، کل متن را با پاسخ‌های انتخابی بازخوانی کنید: این گام را هیچ‌وقت حذف نکنید. اگر متن روان و منسجم پیش نمی‌رود، حتماً حداقل یک پاسخ اشتباه است.

مدیریتِ زمان (برایِ ۵ خالی): خواندنِ اول ≈ ۱ دقیقه؛ هر خالی ۴۵ ثانیه تا ۱ دقیقه؛ بازخوانیِ نهایی ≈ ۱ دقیقه. قانونِ طلایی: اگر رویِ یک خالی بیش از ۱ دقیقه گیر کردید، بهترین حدس‌تان را بزنید و رد شوید — حلِ بقیه‌ی متن اغلب سرنخِ بیشتری می‌دهد.

وقتی معنایِ کلمه را اصلاً بلد نیستید: به بخش‌هایِ کلمه (پیشوند/پسوند مثلِ -ful، -less، un-) برایِ جهتِ معنایی نگاه کنید؛ گزینه‌ها را با هم مقایسه کنید (گزینه‌ای که «جفت ندارد» اغلب غلط است)؛ فقط از قرینه‌ی دستوری استفاده کنید؛ و هرگز خالی نگذارید — حدسِ آموزش‌دیده همیشه بهتر از بی‌جوابی است.


۳. ۷ تله‌ی طلایی (نمونه‌ی واقعیِ ۴ تا از این تله‌ها را در متنِ کاملِ بخشِ ۵ هم می‌بینید)

۱. جمله‌ی محلی: گزینه فقط با همان جمله‌ای که خالی در آن است جور درمی‌آید، اما با جمله‌ی قبل/بعد متناقض می‌شود. مثال: "The policy was expected to cut costs. ___, the savings were far smaller." اگر فقط جمله‌ی دوم را بخوانید Similarly بی‌ضرر به‌نظر می‌رسد؛ اما تضادِ «انتظار / نتیجه» یعنی پاسخ However است.

۲. هم‌معنایی کاذب: چند گزینه لغت‌نامه‌ای نزدیک‌اند، فقط یکی از نظر collocation جور است. مثال: "…to ___ the meeting until further notice." از میان postpone/delay/suspend/cancel، فقط postpone… until further notice عبارتِ طبیعیِ انگلیسی است.

۳. کلماتِ مطلق: always, never, all, completely در متنِ محتاطانه‌ی آکادمیک اغلب غلط‌اند. مثال: "While exercise ___ improves health, the amount needed varies…" ادامه‌ی جمله («varies») یعنی باید generally باشد، نه always.

۴. هم‌نشینیِ مشابه: حرف‌اضافه‌ای که با فعل/صفتِ مشابه درست است، نه با کلمه‌ی موجود در جمله. مثال: consistent with درست است، consistent to (که با «similar to» اشتباه گرفته می‌شود) غلط.

۵. عدمِ‌تطابقِ لحن: گزینه از نظر معنا درست است، اما محاوره‌ای/رسمی‌بودنش با متن نمی‌خواند. مثال: در متنِ آکادمیک «Researchers ___ that further study is needed» با suggest تکمیل می‌شود، نه say.

۶. ساختارِ درهم: هر ۴ گزینه از همان چند کلمه ساخته شده‌اند، فقط با ترتیبِ متفاوت. مثال: "Success in this field ___ hard work and dedication." فقط requires a combination of ترتیبِ دستوریِ سالم دارد؛ بقیه همان کلمات را جابه‌جا کرده‌اند بدونِ ساختنِ جمله‌ی درست. چهار نمونه‌ی واقعی‌اش (خالی‌های ۴۸، ۵۱، ۵۲، ۵۵) در بخشِ ۵.

۷. اصطلاحِ جعلی: گزینه شبیهِ یک اصطلاحِ ثابت است، اما جزئی از آن (اغلب حرف‌اضافه) عوض شده. مثال: "The two proposals are, ___, quite different in scope." اصطلاحِ واقعی فقط by the same token است؛ at/in/on the same token هیچ‌کدام درست نیستند، فقط آشنا به‌نظر می‌رسند. نمونه‌ی واقعی‌اش (خالیِ ۵۴) در بخشِ ۵.


۴. دسته‌بندیِ علمیِ جای خالی‌ها

زمان و وجهِ فعل: دنبالِ قرینه‌ی زمانی بگردید. مثال: "By the time she arrives, we ___ the meeting." «By the time + حالِ ساده» یعنی عملِ دیگر باید پیش از آن کامل شده باشد؛ فقط will have finished این رابطه را می‌سازد.

حروفِ اضافه‌ی ثابت: حرف‌اضافه‌ای که واقعاً با آن فعل/صفت می‌آید را بشناسید، نه آنی که «معنا می‌دهد».

فعل/صفت حرف اضافه فعل/صفت حرف اضافه
depend / rely on consist / capable / aware of
interested / involved in succeed / result in
famous / responsible for different / suffer from
associated / consistent with

مثال: "The success largely depends ___ community involvement." «depend» تقریباً همیشه با on می‌آید.

ضمایر و ارجاع‌دهنده‌ها: مرجع را در جملاتِ اطراف بیابید و تعداد/نوع را تطبیق دهید. مثال: "The researchers published their findings. ___ work challenges old assumptions." مرجع «researchers» جمع است، پس فقط Their جور است.

صفت و قید: اگر کلمه‌ی توصیف‌شونده اسم است، صفت لازم است؛ اگر فعل/صفتِ دیگر است، قید لازم است. مثال: "The experiment was ___ more complex…" — برایِ تشدیدِ صفتِ تفضیلی به قید نیاز داریم: significantly.

واژگانی: انتخاب بر اساسِ منطقِ کلِ متن، نه فقط جمله. مثال: "Climate change poses a serious ___ to coastal cities." «poses a serious ___» تقریباً همیشه با کلماتِ منفی می‌آید — پاسخ: threat.

Collocations (ترکیب‌های ثابت):

فعل + اسم معنا
make a decision تصمیم گرفتن
pay attention توجه کردن
play a role نقش داشتن
draw a conclusion نتیجه‌گیری کردن
pose a threat/challenge تهدید/چالش ایجاد کردن
bridge a gap شکاف را پر کردن

گفتمانی: رابطه‌ی منطقی را قبل از دیدنِ گزینه‌ها تشخیص دهید.

رابطه ربط‌دهنده‌ها
تضاد however, nevertheless, although, despite
علت because, since, as, due to
نتیجه therefore, thus, consequently, so
تأکید indeed, in fact, moreover, furthermore

مثال: "Many experts predicted the project would fail. ___, it exceeded all expectations." رابطه تضاد است؛ پاسخ: However (نه Therefore که رابطه‌ی علّیِ غلط می‌سازد).


۵. نمونه‌ی واقعیِ کاملِ کنکور ۱۴۰۴ (متن + هر ۱۰ خالی + گزینه‌ها)

این متن عیناً از دفترچه‌ی کنکور سراسری ۱۴۰۴ (Part E) است — بدونِ حذف یا خلاصه‌سازیِ خودِ پاساژ، تا شکلِ واقعیِ سؤال روی کاغذ دیده شود.

Passage:
"Over the last decade, technology has made possible increasingly sophisticated simulated environments and the ability to use these environments for entertainment, education, and social interaction. The ___(46) increase in computing power, coupled with the integration of the Internet into mainstream society, has given birth to numerous gaming environments and "virtual worlds." These worlds and environments are increasingly complex, ___(47), engaging, and enabling of a wide range of activities, goals, and social behavior. ___(48) research are those computer environments associated with gaming. Participation in video games has become the fastest growing form of human ___(49). Attesting to this, annual ___(50) from video games have surpassed those of Hollywood, making them the world's largest entertainment medium. Moreover, participation in gaming ___(51) of demographic groups, capturing an ever-increasing proportion of both youth and adult leisure time. Whether they take the form of traditional video games, online communities, or "massively multiplayer online" (MMO) adventures, computer games comprise a large and growing share of people's time and energy. This increased participation in games is not, however, ___(52). Some scholars have argued that participation in computer games may ___(53) a number of negative effects, including increased tendencies toward violence, lower psychological and physical well-being, lower achievement and productivity, and more impoverished personal and familial relationships. ___(54), other scholars have argued that psychological benefits can be derived from game experiences, including a sense of efficacy and power over one's environment, as well as improvements in learning. Given the variety and complexity of computer game activities, ___(55) that games have the potential to yield both psychological harms and benefits to players."

(۴۶) 1) incredulous 2) agonizing 3) exponential 4) sinking
«exponential increase» (افزایشِ تصاعدی) collocation رایجِ متونِ علمی‌ست؛ «sinking» خلافِ‌جهتِ کلِ پاراگراف (رشدِ فناوری) است. پاسخ: ۳

(۴۷) 1) restraining 2) humid 3) ignorant 4) immersive
فهرستِ صفت‌های مثبت: complex, ___, engaging, enabling. فقط «immersive» (غرقه‌کننده) هم‌راستاست. پاسخ: ۴

(۴۸) 1) Of particular relevance to 2) In particular relevance of 3) As particular relevant with 4) Of particular relevant in
تله‌ی ۶ (ساختارِ درهم): جمله وارونه شده («Of particular relevance to research are those environments…»)؛ عبارتِ ثابت فقط relevance to است، نه relevance of/relevant with/relevant in. پاسخ: ۱

(۴۹) 1) procreation 2) recreation 3) identification 4) perseverance
«سریع‌ترین شکلِ رو‌به‌رشدِ ___ انسانی» → recreation (تفریح). دقت به شباهتِ املاییِ فریبنده با procreation (تولیدمثل). پاسخ: ۲

(۵۰) 1) spectrums 2) expenses 3) revenues 4) impediments
معیارِ «بزرگیِ» یک صنعتِ سرگرمی revenues (درآمد) است، نه expenses (هزینه) — تله‌ی دو کلمه‌ی مالیِ نزدیک. پاسخ: ۳

(۵۱) 1) is a variety commonplace across 2) that is across a commonplace variety 3) that is commonly across a variety 4) is commonplace across a variety
تله‌ی ۶ دیگر: فعلِ اصلی باید مستقیم is commonplace across a variety of باشد؛ افزودنِ that is فعلِ اصلیِ جمله را حذف می‌کند. پاسخ: ۴

(۵۲) 1) occurring without controversy 2) without controversy been occurred 3) controversial without have occurred 4) controversially without occurring
ساختارِ ادبیِ is not… without controversy (litotes = «بدونِ جنجال نیست»)؛ «occur» فعلِ ناگذر هرگز مجهول نمی‌شود، پس گزینه‌ی ۲ غلط است. پاسخ: ۱

(۵۳) 1) inspect 2) uproot 3) prevent 4) foster
تله‌ی بارِ معنایی: «foster» را همیشه مثبت یاد می‌گیریم، اما اینجا فقط یعنی «ایجادکردن» (خنثی) و با «اثراتِ منفی» کاملاً سازگار است؛ prevent/uproot معنایِ معکوس دارند. پاسخ: ۴

(۵۴) 1) In contrast 2) At the same token 3) Comparatively 4) As opposed to
تله‌ی ۷ (اصطلاحِ جعلی): فقط In contrast به‌تنهایی ابتدایِ جمله می‌نشیند و دیدگاهِ مخالف را معرفی می‌کند؛ At the same token تحریفِ اصطلاحِ واقعیِ by the same token است. پاسخ: ۱

(۵۵) 1) they seem evident 2) they evidently seem 3) it seems evident 4) it evidently seem
ساختارِ ثابت it seems evident that…؛ «they» نیازمندِ یک اسمِ جمعِ روشن قبل از خودش است که اینجا نیست. پاسخ: ۳

جمع‌بندی: از ۱۰ خالی، ۴ تا تله‌ی ساختارِ درهم بودند (۴۸،۵۱،۵۲،۵۵)، ۲ تا collocation (۴۶،۴۷)، ۲ تا کلماتِ شبه‌همانند (۴۹،۵۰)، و ۲ تا تله‌ی بارِ معنایی/اصطلاحِ جعلی (۵۳،۵۴) — دقیقاً نشان می‌دهد چرا نمی‌شود فقط با حفظِ لغت این بخش را حل کرد.


۶. چک‌لیستِ نهایی

  • همیشه اول کل متن را بدونِ توجه به خالی‌ها بخوانید.
  • برایِ هر خالی، جمله‌ی قبل را هم بخوانید — نه فقط جمله‌ای که خالی در آن است.
  • قبل از دیدنِ گزینه‌ها، خودتان حدس بزنید.
  • دنبالِ حذفِ گزینه‌های غلط باشید، نه فقط پیداکردنِ گزینه‌ی درست.
  • وقتی چند گزینه هم‌معنی به‌نظر می‌رسند، دنبالِ collocation دقیق باشید، نه فقط معنایِ لغت‌نامه‌ای.
  • به کلماتِ مطلق (always, never, completely) با شک نگاه کنید.
  • حرف‌اضافه‌ها را با کلمه‌ی دقیقاً موجود در جمله جفت کنید، نه با کلمه‌ای مشابه.
  • به لحنِ کلیِ متن (رسمی/غیررسمی) توجه کنید.
  • بعد از پاسخ به همه‌ی خالی‌ها، کل متن را یک‌بار دیگر بخوانید تا انسجام را چک کنید.
  • هیچ‌وقت خالی جا نگذارید — حتی حدسِ آموزش‌دیده بهتر از هیچ‌جوابی است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. -1

  • established
  • constructed
  • assembled
  • concluded

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«established» درست است چون قید «firmly» تنها با این صفتِ مفعولی هم‌نشینیِ تثبیت‌شده می‌سازد و معنایِ «شکل‌گرفته و تغییرناپذیر» می‌دهد که دقیقاً همان باورِ قدیمیِ توصیف‌شده در جملهٔ بعد است. «constructed» به ساختِ فیزیکیِ یک بنا اشاره دارد و برایِ اندامِ زنده با قید firmly ترکیب نمی‌شود. «assembled» یعنی «سرِهم‌شده از قطعات» که تصویرِ مکانیکیِ نادرستی از مغز می‌دهد. «concluded» یعنی «به‌پایان‌رسیده» و با حرفِ اضافهٔ after childhood معنایِ منطقی نمی‌سازد. **تلهٔ تستی:** هر چهار گزینه صفتِ مفعولی‌اند، ولی فقط یکی با قیدِ firmly هم‌نشینیِ ثابت دارد.

2. -2

  • has completely overturned
  • have completely overturned
  • completely has overturned
  • having completely overturned

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«have completely overturned» درست است چون فاعلِ جمله «breakthroughs» جمع است و به فعلِ کمکیِ جمع نیاز دارد، و جایگاهِ طبیعیِ قید بینِ فعلِ کمکی و صفتِ مفعولی است. «has completely overturned» مفرد است و با فاعلِ جمع مطابقت ندارد. «completely has overturned» علاوه بر همان خطایِ مطابقت، قید را پیش از فعلِ کمکی نشانده که ترتیبِ نادرستی است. «having completely overturned» شکلِ وجهِ وصفی است و فعلِ اصلیِ جمله را تأمین نمی‌کند، پس جمله بی‌فعل می‌ماند. **تلهٔ تستی:** فاصلهٔ زیادِ «breakthroughs» تا فعل باعث می‌شود چشم به اسمِ مفردِ neuroscience تکیه کند و فعلِ مفرد انتخاب شود.

3. -3

  • substitute
  • account
  • compensate
  • provide

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«compensate» درست است چون با حرفِ اضافهٔ for معنایِ «جبران‌کردنِ آسیب» می‌دهد و دقیقاً همان کاری است که نورون‌هایِ سالم پس از آسیب انجام می‌دهند. «substitute» با for می‌آید ولی معنایش «جایگزینِ چیزی شدن» است و باید بعدش خودِ چیزِ جایگزین‌شونده بیاید، نه آسیب. «account» با for معنایِ «توضیح‌دادن یا توجیه‌کردن» می‌دهد که برایِ نورون بی‌معناست. «provide» با for معنایِ «تأمینِ معاشِ کسی» دارد و در بافتِ عصب‌شناسی کاربرد ندارد. **تلهٔ تستی:** هر چهار فعل با for می‌آیند، پس حرفِ اضافه هیچ سرنخی نمی‌دهد و باید معنا سنجیده شود.

4. -4

  • Though this capacity remarkable is
  • This capacity though is remarkable
  • Remarkable this capacity though is
  • Remarkable though this capacity is

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«Remarkable though this capacity is» درست است چون ساختارِ امتیازیِ وارونه در انگلیسی الگویِ ثابتِ «صفت + though + فاعل + فعلِ ربطی» دارد و معنایِ «هرچند این توانایی چشمگیر است» می‌دهد که با «not all rewiring is beneficial» تقابلِ منطقی می‌سازد. «Though this capacity remarkable is» فعلِ ربطی را به انتها برده و ترتیبِ اجزا را شکسته است. «This capacity though is remarkable» though را در جایگاهِ قیدِ میانیِ جمله نشانده و بندِ امتیازی نمی‌سازد. «Remarkable this capacity though is» صفت و فاعل را بدونِ though کنارِ هم آورده و ساختار را نامفهوم کرده است. **تلهٔ تستی:** چون هر چهار گزینه از عیناً یک مجموعه واژه ساخته شده‌اند، فقط ترتیبِ اجزا تمایز می‌گذارد.

5. -5

  • harness
  • hamper
  • mimic
  • inherit

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«harness» درست است چون معنایِ «مهارکردن و به‌کارگرفتنِ یک نیرو در جهتِ هدف» می‌دهد و با هدفِ جمله، یعنی طراحیِ برنامهٔ توان‌بخشی، هم‌راستاست. «hamper» یعنی «مختل‌کردن» و جهتِ معناییِ معکوس دارد؛ کسی برایِ بازتوانی نمی‌خواهد انعطاف‌پذیریِ عصبی را مختل کند. «mimic» یعنی «تقلیدکردن» که برایِ شبیه‌سازیِ رایانه‌ای معنا دارد نه برایِ برنامهٔ درمانیِ بیمار. «inherit» یعنی «به‌ارث‌بردن» و اصلاً فعلی نیست که با «understanding how to» دربارهٔ یک توانایی موجود به‌کار رود. **تلهٔ تستی:** hamper و harness از نظرِ ظاهرِ نوشتاری شبیه‌اند ولی جهتِ معنایی‌شان کاملاً مخالف است.

6. -6

  • which have
  • who have
  • who has
  • whom have

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«who have» درست است چون مرجعِ ضمیر «Neurologists» انسان و جمع است، پس هم ضمیرِ موصولیِ فاعلیِ انسان لازم است هم فعلِ کمکیِ جمع. «which have» برایِ مرجعِ غیرانسان به‌کار می‌رود و برایِ متخصصان نادرست است. «who has» ضمیرِ درستی دارد اما فعلش مفرد است و با مرجعِ جمع نمی‌خواند. «whom have» ضمیرِ مفعولی است، در حالی‌که این ضمیر خودش فاعلِ فعلِ pioneered است و نمی‌تواند مفعولی باشد. **تلهٔ تستی:** انتخابِ درستِ who کافی نیست؛ مطابقتِ شمارِ فعلِ کمکی هم هم‌زمان سنجیده می‌شود.

7. -7

  • So decisive the timing is
  • So the timing is decisive
  • So decisive is the timing
  • Decisive so is the timing

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«So decisive is the timing» درست است چون وقتی جمله با so + صفت آغاز شود، وارونگیِ فعلِ ربطی و فاعل الزامی است و ادامهٔ جمله با that به نتیجه می‌رسد. «So decisive the timing is» فاعل و فعل را وارونه نکرده و قاعدهٔ وارونگی را نقض می‌کند. «So the timing is decisive» so را از صفت جدا کرده و ساختارِ نتیجه‌ایِ so ... that را از بین برده است. «Decisive so is the timing» ترتیبِ صفت و so را وارونه کرده که در انگلیسی ساختارِ معتبری نیست. **تلهٔ تستی:** وارونگی فقط زمانی لازم است که so مستقیماً پیش از صفت بیاید، و همین نکته در گزینه‌های بدونِ وارونگی نادیده گرفته شده است.

8. -8

  • patients to perform
  • to patients performing
  • that patients performing
  • that patients perform

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«that patients perform» درست است چون فعل recommend در ساختارِ التزامی با بندِ that و فعلِ سادهٔ بدونِ نشانهٔ زمان می‌آید. «patients to perform» ساختارِ مصدری پس از recommend را به‌کار برده که این فعل آن را نمی‌پذیرد. «to patients performing» حرفِ اضافهٔ بی‌مورد افزوده و بندِ فعلی نمی‌سازد. «that patients performing» بندِ that را با شکلِ ing آورده که فعلِ صرف‌شده نیست و بند را ناقص می‌گذارد. **تلهٔ تستی:** قیاسِ نادرست با فعل‌هایی مثلِ advise که مصدر می‌پذیرند، داوطلب را به سویِ ساختارِ مصدری می‌کشاند.

9. -1

  • concluded
  • settled
  • silenced
  • sparked

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«sparked» درست است چون معنایِ «برانگیختن و شعله‌ورکردن» می‌دهد و با صفتِ fierce که شدتِ مناقشه را نشان می‌دهد هم‌نشین می‌شود؛ ادامهٔ متن هم دو اردوگاهِ مخالف را توصیف می‌کند، یعنی بحث هنوز جاری است. «settled» یعنی «فیصله‌دادن» و اگر مناقشه فیصله یافته بود، ادامهٔ متن نمی‌توانست دو دیدگاهِ فعالِ متضاد را گزارش کند. «silenced» یعنی «خاموش‌کردن» که باز هم با شدتِ توصیف‌شدهٔ بحث ناسازگار است. «concluded» یعنی «به پایان‌رساندن» و همان تناقضِ زمانی را ایجاد می‌کند. **تلهٔ تستی:** سه گزینهٔ نادرست همگی معنایِ پایان‌دادن می‌دهند و فقط توجه به fierce و به دو دیدگاهِ فعالِ جملهٔ بعد آن‌ها را رد می‌کند.

10. -2

  • exacerbate
  • exemplify
  • eradicate
  • evaluate

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«exacerbate» درست است چون فعلِ warn نشان می‌دهد پیامدِ موردِ اشاره منفی است و این فعل معنایِ «وخیم‌ترکردنِ نابرابریِ موجود» می‌دهد. «exemplify» یعنی «نمونه‌آوردن برایِ چیزی» که هشدارِ جدی را توجیه نمی‌کند. «eradicate» یعنی «ریشه‌کن‌کردن» و پیامدی مثبت است، پس با warn نمی‌خواند. «evaluate» یعنی «ارزیابی‌کردن» که کنشی خنثی و بی‌خطر است. **تلهٔ تستی:** هر چهار گزینه با حرفِ e آغاز می‌شوند و ظاهرِ آکادمیکِ یکسانی دارند، ولی فقط بارِ منفیِ فعلِ درست با warn سازگار است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان