پرش به محتوای اصلی

Language Functions

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

Language Functions چیست؟

Language Functions بخشی از کنکور زبان است که با گرامر حفظی یا لغت‌های پراکنده کاری ندارد؛ اینجا با زبان زنده طرفید — همان زبانی که آدم‌ها در مکالمه‌ی واقعی به‌کار می‌برند. یک مکالمه‌ی دونفره با یک جای خالی می‌بینید و باید عبارت یا اصطلاحی را پیدا کنید که کارکرد ارتباطی درست را دارد (دلداری‌دادن، لو‌دادن راز، بیان کسالت، …) — نه لزوماً معنای تحت‌اللفظی درست.

اصل طلایی: در این سوالات شما تست لغت نمی‌دهید؛ کارکردِ عبارت را تشخیص می‌دهید. عبارت درست، آنی است که رشته‌ی مکالمه را در مسیرش نگه می‌دارد.

مثال کامل (کنکور ۱۴۰۴):

A: Are you coming to watch the game tonight?
B: No, man! I'm really under the ​___​. I don't think I can make it.
A: It must be from that Chinese food you had last night.

گزینه‌ها: under the table (زیرمیزی)، under the weather (کسل/ناخوش)، under the wire (لحظه‌ی آخر)، under the impression (با این تصور که...). فضای مکالمه (رد دعوت + حدسِ غذا) یعنی جای خالی باید معنای «بیماری» بدهد — فقط under the weather این کارکرد را دارد؛ سه گزینه‌ی دیگر با وجود درست‌بودن دستوری، هرکدام مال یک موقعیت کاملاً متفاوتند.


۴ تله‌ی اصلی

۱. تشابه ظاهری: گزینه‌ها یک بخش مشترک دارند (مثل هر چهارتا با under the) و ذهن فریب شباهت را می‌خورد. راه‌حل: فقط معنا و کارکرد را ملاک بگذارید، نه ظاهر عبارت.

۲. ترجمه‌ی تحت‌اللفظی: اصطلاحات معنای استعاری و یکپارچه دارند. ride the gravy train را کلمه‌به‌کلمه معنا نکنید («سوار قطار سس‌گوشت شدن» بی‌معناست) — معنای واقعی‌اش «در رفاه و سود آسان بودن» است. بسته‌ی کامل اصطلاح را مثل یک واژه‌ی تازه حفظ کنید.

۳. هم‌نشینیِ واژگان: حتی اگر منطقاً چند گزینه هم‌معنی به‌نظر برسند (مثلاً همه مایع‌اند: water, milk, tea, juice)، زبان قرارداد اجتماعی است نه منطق ریاضی. اصطلاح جاافتاده‌ی There's no use crying over spilt milk فقط با milk کامل می‌شود — نه با آب یا چای.

۴. گزینه‌ی درست در بستر غلط: بعضی گزینه‌ها به‌خودی‌خود عبارت‌های کاملاً صحیح و پرکاربردند، اما در آن مکالمه‌ی خاص کارکردشان نمی‌خورد. مثلاً Take heart (دلگرم باش) برای دلداری‌دادن به کسی که ناامید است درست است، اما Face your fears (با ترست روبرو شو) مال تشویق کسی است که از انجام کاری می‌ترسد — دو موقعیت کاملاً متفاوت با گزینه‌های آشنا و هردو «درست».


دو نمونه‌ی تشریحی دیگر (کنکور ۱۴۰۴)

نمونه‌ی الف: «و تازه بدتر اینکه، بیشتر از حد معمول ازم پول گرفتن» → and to add ​___​, they charged me way more than usual. گزینه‌ها: hair to the dog, nuts to bolts, insult to injury, rocks to the bed. کارکرد جمله «بدتر کردن یک موقعیت بد» است — همان «نمک روی زخم پاشیدن». فقط insult to injury اصطلاح واقعی است؛ بقیه ترکیب‌های ساختگی یا تحریف‌شده‌اند (hair to the dog اشاره‌ی نادرست به hair of the dog است که خودش اصطلاحی درباره‌ی رفعِ خماری است، نه این بستر). پاسخ: insult to injury

نمونه‌ی ب: «فکر می‌کنم مری بدون تعارف گفت که از رقبا عقبیم» → she made ​___​ about the fact that we are way behind. گزینه‌ها: no comeback, no bones, no date, no dents. کارکرد جمله «صراحت و بی‌پرده‌گویی» است. make no bones about دقیقاً همین معنا را می‌دهد؛ سه گزینه‌ی دیگر («بدون بازگشت»، «بدون تاریخ»، «بدون فرورفتگی») هیچ‌کدام به صراحت ربطی ندارند و فقط از نظر ساختار جمله جا می‌افتند، نه معنا. پاسخ: no bones

این دو مثال نشان می‌دهند چرا نمی‌شود کارکرد را از روی شکل ظاهریِ عبارت حدس زد — باید همیشه اول ببینید مکالمه دنبال چه چیزی می‌گردد (دلداری؟ صراحت؟ افسوس؟)، بعد گزینه‌ی متعلق به همان کارکرد را انتخاب کنید.

سؤالات این بخش معمولاً با یکی از این الگوها می‌آیند: «Choose the best expression to complete the dialogue»، یا سؤالی که مستقیماً کارکرد را می‌پرسد («What is the speaker's intention?»). در هر دو حالت، مسیر حل یکی است: اول کارکرد را از فضای مکالمه دربیاورید، بعد گزینه‌ها را فیلتر کنید.


خوشه‌های معنایی (به‌جای حفظِ پراکنده)

اصطلاحات را بر اساس کارکرد دسته‌بندی کنید، نه لیست بلندبالای الفبایی؛ سرِ جلسه اول خوشه‌ی مکالمه را تشخیص می‌دهید، بعد گزینه‌ی همان خوشه را پیدا می‌کنید.

خوشه اصطلاح‌های کلیدی
سلامتی و احوال‌پرسی under the weather (کسالت)، add insult to injury (نمک روی زخم)، no use crying over spilt milk (آب رفته به جوی برنمی‌گردد)، take heart (دلگرم باش)
فرصت و زمان jump at the chance (استفاده از فرصت)، miss the boat (فرصت را از دست دادن)، under the wire (لحظه‌ی آخر)، knock on wood (بزن به تخته)
پول و کار under the table (زیرمیزی)، ride the gravy train (رفاه و سود آسان)، make ends meet (دخل و خرج را جور کردن)
شایعه و رازداری hear on the grapevine (از شایعه شنیدن)، let the cat out of the bag (لو‌دادن راز)، keep someone posted (در جریان گذاشتن)
صراحت make no bones about (رک و بی‌تعارف بودن)، not beat around the bush (حاشیه نرفتن)
شجاعت و احتیاط face your fears (با ترس روبرو شدن)، break a leg (موفق باشی)، don't push your courage (شانست را امتحان نکن)

مثال‌های کاربردی: I heard on the grapevine that they're getting married (از شایعه‌ها شنیدم)؛ She made no bones about her dissatisfaction (بی‌پرده گفت راضی نیست)؛ I lost my job, and to add insult to injury, my car broke down (نمک روی زخم پاشیدن، پشت‌سرهم بدشانسی).


یک نمونه‌ی تحلیلی دیگر (کنکور ۱۴۰۳)

B: I arrived late... I think I have missed my ​___​.
گزینه‌ها: heart, boat, pearl, check

فضا: از‌دست‌رفتنِ یک فرصت. miss the boat اصطلاح استاندارد همین کارکرد است؛ miss my heart/pearl هیچ‌کدام اصطلاح واقعی نیستند و فقط از نظر ظاهری با ساختار جمله جور درمی‌آیند. پاسخ: boat


نقشه‌ی راه نهایی

۱. در زبان زنده غوطه بخورید: فیلم، سریال، پادکست — ببینید آدم‌ها موقع دلداری‌دادن، شوکه‌شدن، غیبت‌کردن دقیقاً چه می‌گویند.
۲. خوشه‌ای یاد بگیرید، نه پراکنده: اصطلاح‌ها را زیر عنوان کارکردشان («عبارات دلداری»، «عبارات افسوس») دسته‌بندی کنید.
۳. بعد از هر تست بپرسید «کدام تله فعال بود؟» این تمرین چشم شما را به الگوی طراح عادت می‌دهد.

و سر جلسه: اول فضای کلی مکالمه را حس کنید — دعوا؟ دلداری؟ غیبت؟ — بعد سراغ گزینه‌ها بروید. حتی اگر اصطلاح را دقیق ندانید، همین ترتیب شانس حدس درست را چند برابر می‌کند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. -1

  • off colour
  • in the pink
  • full of beans
  • right as rain

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست «off colour» است؛ اصطلاحی رایج در انگلیسیِ بریتانیایی به‌معنایِ کمی ناخوش و بی‌حال بودن، بدونِ بیماریِ جدی — دقیقاً حالتی که با افتادنِ لپ‌تاپ در ادامه هم‌خوان است. «in the pink» یعنی کاملاً سرحال و سالم، «full of beans» یعنی پرانرژی و سرزنده، و «right as rain» یعنی کاملاً خوب و بهبودیافته — هر سه دقیقاً نقطهٔ مقابلِ حالِ بد را می‌رسانند. **تلهٔ تستی: تضادِ معنایی در هم‌خانواده** — هر چهار گزینه اصطلاحاتِ مربوط به حالِ جسمی/روحی‌اند، اما فقط یکی به بدحالی اشاره دارد و سه‌تایِ دیگر دقیقاً خوب‌حال‌بودن را می‌رسانند؛ فقط با دانستنِ دقیقِ «off colour» می‌شود گزینهٔ درست را از میانِ اصطلاحاتِ متضاد پیدا کرد.

2. -2

  • turn the tables
  • read between the lines
  • cap it all off
  • burst my bubble

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست «cap it all off» است؛ یعنی به‌عنوانِ آخرین و معمولاً بدترین موردِ یک سلسله اتفاقِ ناگوار، این یکی هم اضافه شود — دقیقاً همان نقشی که خرابیِ لپ‌تاپ پس از یک هفته حالِ بد ایفا می‌کند. «turn the tables» یعنی برعکس‌کردنِ یک وضعیتِ نامساعد به نفعِ خود، که هیچ ربطی به اضافه‌شدنِ یک بدشانسیِ تازه ندارد. «read between the lines» یعنی از لابه‌لایِ حرف‌ها به معنایِ پنهان پی‌بردن، کاملاً بی‌ربط به این بافت. «burst my bubble» یعنی خوش‌بینی یا هیجانِ کسی را ناگهان از بین بردن، که با تصویرِ یک روزِ از قبل بد (نه یک خبرِ ناامیدکننده روی حالِ خوب) هم‌خوانی ندارد. **تلهٔ تستی: هم‌خانوادگیِ ظاهریِ منفی** — هر چهار گزینه بارِ معناییِ منفی دارند، اما فقط یکی دقیقاً به معنایِ «آخرین ضربه در یک سلسله بدشانسی» است.

3. -3

  • take heart
  • break a leg
  • face facts
  • stay put

پاسخنامه‌ی تحلیلی

A می‌خواهد دوستش را دلداری بدهد («It's not the end of the world»)، پس کارکردِ لازم «قوتِ قلب دادن» است و «take heart» یعنی دل قوی دار. «break a leg» آرزویِ موفقیت پیش از یک اجرا یا آزمون است، «face facts» یعنی واقعیتِ تلخ را بپذیر که اینجا دلداری نیست بلکه فشارِ بیشتر است، و «stay put» یعنی از جایت تکان نخور. **تلهٔ تستی: گزینهٔ صحیح در بسترِ اشتباه** — هر چهار عبارت در انگلیسیِ روزمره واقعی و پرکاربردند، ولی فقط یکی کارکردِ دلداری دارد.

4. -4

  • make ends meet
  • break the bank
  • foot the bill
  • turn a profit

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست در این بافت «make ends meet» است؛ این اصطلاح یعنی دخل و خرج را به‌زور جور کردن، که با گلایه از کمیِ حقوق کاملاً هم‌خوان است. «break the bank» یعنی هزینهٔ کمرشکن داشتن و فاعلش خرج است نه شخص، پس اینجا بی‌معنا می‌شود. «foot the bill» یعنی حسابِ کسی را پرداختن، که ربطی به کفایتِ حقوق ندارد. «turn a profit» دربارهٔ سوددهیِ کسب‌وکار است، نه گذرانِ زندگیِ شخصی. **تلهٔ تستی: ترجمهٔ تحت‌اللفظی** — ترجمهٔ واژه‌به‌واژه («سرها را به هم رساندن») بی‌معناست؛ کلِ عبارت یک بستهٔ معناییِ واحد است.

5. -5

  • fortune
  • arm
  • leg
  • penny

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ ثابت «cost an arm and a leg» با «arm» تکمیل می‌شود، یعنی هزینه‌ای گزاف داشتن. «fortune» و «penny» با حرفِ تعریفِ «an» از نظرِ دستوری اصلاً جور درنمی‌آیند (باید «a fortune» یا «a penny» می‌بود)، و «leg» هم چون بلافاصله بعد از خودِ جای‌خالی در جمله تکرار شده، اضافی و بی‌معناست. **تلهٔ تستی: نشانهٔ دستوری** — فقط «arm» با «an» هم‌خوانی دارد، پس با دانستنِ همین قاعدهٔ سادهٔ دستوری هم می‌شود گزینهٔ درست را پیدا کرد.

6. -1

  • out of the blue
  • out of the woods
  • off the record
  • under the wire

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست در این بافت «out of the blue» است؛ یعنی کاملاً ناگهانی و غیرمنتظره، که جملهٔ بعدی («کسی انتظارش را نداشت») آن را تأیید می‌کند. «out of the woods» یعنی از خطر گذشتن و به وضعیتِ امن رسیدن، که هیچ ربطی به غافلگیری ندارد. «off the record» یعنی خارج از ثبتِ رسمی و غیرقابلِ نقل، که به محرمانگی مربوط است نه ناگهانی‌بودن. «under the wire» یعنی درست در آخرین لحظه، که دربارهٔ زمان‌بندی است نه غافلگیری. **تلهٔ تستی: تشابهِ ظاهری** — هر چهار گزینه ساختارِ «حرفِ اضافه + the + اسم» دارند و همگی اصطلاحاتِ واقعی‌اند؛ فقط یکی کارکردِ «غافلگیری» دارد.

7. -2

  • off the record
  • through the bush telegraph
  • straight from the horse's mouth
  • on the QT

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست «through the bush telegraph» است؛ اصطلاحی کهن و کم‌کاربرد (در اصل استرالیایی) به‌معنایِ شنیدنِ خبر از طریقِ شبکهٔ غیررسمیِ شایعه و دهان‌به‌دهان. «off the record» یعنی غیررسمی و بدونِ استنادِ رسمی صحبت‌کردن (معمولاً دربارهٔ نقلِ‌قول از یک منبع، نه شایعهٔ شنیده‌شده). «straight from the horse's mouth» دقیقاً برعکس است: یعنی خبر از منبعِ مستقیم و کاملاً موثق. «on the QT» یعنی محرمانه و بی‌سروصدا، که به شکلِ رسیدنِ خبر ربطی ندارد. **تلهٔ تستی: هم‌خانوادگیِ معناییِ بسیار نزدیک** — هر چهار گزینه دربارهٔ نحوهٔ دریافتِ اطلاعات‌اند، اما فقط یک اصطلاحِ کم‌شناخته دقیقاً به «شایعهٔ دهان‌به‌دهان» اشاره دارد.

8. -3

  • be seeing red
  • be over the moon
  • be on cloud nine
  • be in my element

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست در این بافت «be seeing red» است؛ یعنی از شدتِ خشم کنترل را از دست دادن، که با «سارا از دستش عصبانی است» هم‌خوان است. «be over the moon» یعنی بی‌نهایت خوشحال بودن، که دقیقاً خلافِ متن است. «be on cloud nine» یعنی سرِ ذوق بودن، که با خشمِ سارا در تناقض است. «be in my element» یعنی در محیطِ دلخواهِ خود بودن، که باز هم بارِ مثبت دارد. **تلهٔ تستی: گزینهٔ صحیح در بسترِ اشتباه** — واژهٔ «furious» خشم را تصریح می‌کند و هر سه انحرافی شادی را می‌رسانند.

9. -4

  • hold the fort
  • carry the can
  • call the shots
  • pass the buck

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست «carry the can» است؛ یعنی مسئولیتِ یک اشتباه را به‌گردن گرفتن و تاوانش را پس دادن. «hold the fort» یعنی موقتاً ادارهٔ جایی را به‌عهده گرفتن، نه پاسخگوییِ تقصیر. «call the shots» یعنی تصمیم‌گیرندهٔ اصلی بودن، که موضعِ قدرت است نه پاسخگویی. «pass the buck» درست نقطهٔ مقابلِ معناست: یعنی تقصیر را به گردنِ دیگری انداختن، نه خود پذیرفتن. **تلهٔ تستی: هم‌خانوادگیِ موضوعی** — هر چهار گزینه دربارهٔ مسئولیت و تقصیرند، اما فقط یکی معنایِ «پاسخگوبودن» را می‌رساند.

10. -5

  • a walk in the park
  • food for thought
  • rotten luck
  • a piece of cake

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارتِ درست «rotten luck» است؛ یعنی بدشانسیِ محض، که با لغوِ پرواز و دردسرِ جیمز هم‌خوان است. «a walk in the park» یعنی کاری بسیار آسان، «food for thought» یعنی موضوعی که ارزشِ فکرکردن دارد، و «a piece of cake» هم یعنی کاری ساده — هیچ‌کدام ربطی به شانس یا بدشانسی ندارند. **تلهٔ تستی: بی‌ربطیِ آشکار** — سه گزینهٔ غلط اصلاً دربارهٔ شانس نیستند، پس با فهمِ سادهٔ معنا هم می‌شود جواب را زد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان