پرش به محتوای اصلی

جغرافیای طبیعی ایران

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

موقعیت جغرافیایی ایران: مطلق و نسبی

هر سرزمین را از دو زاویه می‌توان بررسی کرد: موقعیت ریاضی (یا مطلق) که بر اساس طول و عرض جغرافیایی، محلی ثابت و منحصربه‌فرد را نشان می‌دهد، و موقعیت نسبی که محل قرارگیری یک مکان را نسبت به پدیده‌های پیرامونش (همسایگان، دریاها، منابع اقتصادی) توضیح می‌دهد و با تغییر آن‌ها می‌تواند دگرگون شود.

ایران بین عرض جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجه‌ی شمالی — یعنی در جنوب منطقه‌ی معتدله‌ی نیمکره‌ی شمالی و در کمربند خشک جهانی — و طول جغرافیایی ۴۴ تا ۶۳ درجه‌ی شرقی قرار دارد. همین گستردگی در عرض‌های مختلف، عامل اصلی تنوع آب‌وهوایی و در نتیجه تنوع کشاورزی و محیط‌زیست کشور است.

از نظر موقعیت نسبی، ایران با مجاورت با خلیج فارس، تنگه‌ی هرمز، دریای عمان و دریای خزر از جایگاهی ممتاز برخوردار است. اهمیت خلیج فارس چهاروجهی است: ارزش ارتباطی (حلقه‌ی وصل آفریقا، اروپا و آسیا)، ارزش انرژی (حدود ۶۶ درصد ذخایر نفت و ۲۸ درصد ذخایر گاز جهان)، ارزش اقتصادی (کانون ثروت و بازار مصرف) و ارزش فرهنگی‌ـ‌سیاسی (مرکز جهان اسلام). تنگه‌ی هرمز، آبراهه‌ای هلالی‌شکل، مهم‌ترین آبراه راهبردی جهان و دروازه‌ی خروج نفت خلیج فارس است. دریای خزر بزرگ‌ترین پهنه‌ی آبی محصور در خشکی جهان است (از نظر حقوقی دریاچه، هرچند «دریا» نامیده می‌شود) و برای ایران منبع نفت‌وگاز و تأمین‌کننده‌ی حدود ۹۰ درصد خاویار جهان است؛ دریای عمان هم با اتصال به آب‌های آزاد، اهمیت اقتصادی و دفاعی دارد.

مرز مشترک ایران با ۱۵ کشور همسایه حدود ۸۷۵۵ کیلومتر است که بیشترین سهم آن مرز خشکی و کمترین سهم مرز رودخانه‌ای است؛ طولانی‌ترین مرز ایران با عراق و کوتاه‌ترین با ارمنستان است. دسترسی به دریا برای هر کشور مزیت‌هایی مثل روابط بازرگانی گسترده‌تر، دسترسی به منابع شیلاتی و منابع معدنی بستر دریا به همراه دارد؛ علاوه بر مرزهای خشکی و آبی، خطوط هوایی هم نوعی مرز محسوب می‌شوند که امکان ارتباط با سایر کشورها را فراهم می‌کنند.

ناهمواری‌های ایران: کوهستان و سرزمین هموار

ناهمواری‌های ایران در دوران اول تا سوم زمین‌شناسی پدید آمدند و شکل نهایی‌شان در اواخر دوران سوم تثبیت شد؛ پس از آن، در دوره‌ی کواترنر (۲.۵ میلیون سال اخیر)، عوامل فرسایشی مثل آب‌های روان، باد، اختلاف دما، یخچال‌ها و فعالیت انسان همچنان آن‌ها را تغییر شکل می‌دهند. تراکم جمعیت هم رابطه‌ی مستقیمی با ناهمواری دارد: مناطق پایکوهی به دلیل دسترسی به آب، خاک حاصلخیز و امنیت طبیعی، متراکم‌ترند.

ناهمواری‌های ایران به دو دسته تقسیم می‌شوند: سرزمین‌های کوهستانی (عمدتاً بیش از هزار متر ارتفاع) و سرزمین‌های پست و هموار. رشته‌کوه‌های اصلی کشور عبارت‌اند از: در شمال، البرز (از تنگه‌ی منجیل تا شاهرود، با دماوند — بلندترین قله‌ی ایران و آتشفشانی از دوره‌ی کواترنر — به همراه کوه‌های آتشفشانیِ سهند و سبلان در آذربایجان)؛ در غرب، زاگرس که از برخورد صفحه‌ی عربستان با اوراسیا و به‌صورت چین‌خورده پدید آمده و گنبدهای نمکی مشخصه‌ی آن‌اند؛ در شمال شرق، کوه‌های شمال خراسان (هزار مسجد، آلاداغ، بینالود) با آرایشی منظم و موازی؛ در مرکز، «مثلث مرکزی» شامل کوه‌های چین‌خورده و توده‌های آذرین منفرد؛ و در شرق و جنوب شرق، منطقه‌ی مکران با گل‌فشان‌هایی که — برخلاف آتشفشان — از خروج گاز یا بخار آب پدید می‌آیند، نه ماگما؛ در همین منطقه، دره‌های عمیق و گودال‌های «کوه‌های مریخی» بشاگرد هم دیدنی‌اند.

سرزمین‌های هموار هم به دو نوع تقسیم می‌شوند: دشت‌ها که سرزمین‌های داخلی و محصور در کوه‌اند (مثل دشت کویر و دشت لوت — که با دمای سطحی تا حدود ۷۰ درجه، گرم‌ترین نقطه‌ی ثبت‌شده‌ی کره‌ی زمین است و در سال ۱۳۹۵ به فهرست میراث جهانی یونسکو پیوست)، و جلگه‌ها که از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا یا دریاچه منتهی می‌شوند و برخلاف دشت‌ها، ارتباط مستقیم با دریا دارند. نواحی کوهستانی و هموار هر دو ارزش‌های اقتصادی مهمی دارند — از ذخایر آب و معادن تا کشاورزی، گردشگری و انرژی‌های پاک — اما بهره‌برداری از آن‌ها باید با اصول محیط‌زیستی همراه باشد.

آب‌وهوای متنوع ایران و عوامل آن

آب‌وهوا (وضعیت غالب و درازمدت جوی یک منطقه) با هوا (حالت آنی و زودگذر جو) فرق دارد. ایران به چهار ناحیه‌ی آب‌وهوایی تقسیم می‌شود: معتدل و مرطوب خزری، سرد کوهستانی، گرم و خشک (فلات مرکزی)، و گرم و مرطوب (سواحل خلیج فارس و عمان). نمونه‌ی این تنوع، فاصله‌ی بارشی بندرانزلی (بیش از ۱۸۰۰ میلی‌متر در سال) تا میرجاوه در سیستان‌وبلوچستان (کمتر از ۵۰ میلی‌متر) است. این تنوع از سه عامل اصلی سرچشمه می‌گیرد:

موقعیت جغرافیایی — عرض جغرافیایی باعث می‌شود دما از شمال به جنوب افزایش یابد؛ کمربند پرفشار جنب‌حاره‌ای که ایران در آن قرار دارد، در تابستان به داخل کشور پیشروی می‌کند و مانع بارش می‌شود؛ و فاصله از دریاها هم مؤثر است — دریای خزر باعث افزایش بارش می‌شود، اما خلیج فارس و دریای عمان فقط هوا را شرجی (مرطوب و گرم بدون بارش) می‌کنند.

ارتفاع و جهت کوهستان‌ها — به ازای هر هزار متر افزایش ارتفاع، دما حدود شش درجه کاهش می‌یابد؛ دامنه‌ی رو‌به‌باد بارش بیشتری می‌گیرد و دامنه‌ی پشت‌به‌باد خشک‌تر است، به همین دلیل دامنه‌ی شمالی البرز (رو به خزر) و دامنه‌ی غربی زاگرس (رو به بادهای غربی) پربارش‌ترند.

توده‌های هوا — پنج توده‌ی هوا بر ایران اثر می‌گذارند که مهم‌ترین‌شان توده‌ی مرطوب غربی (از دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس، در دوره‌ی سرد سال) است که اصلی‌ترین منبع بارش ایران محسوب می‌شود؛ توده‌ی سرد و خشک سیبری، توده‌ی سودانی، توده‌ی گرم و خشک عربستان و توده‌ی مرطوب موسمی (مسئول باران‌های سیلابی جنوب‌شرق) در ادامه اثرگذارند.

سه عامل پرفشار جنب‌حاره‌ای، جهت رشته‌کوه‌ها (که سایه‌باران ایجاد می‌کنند) و دوری از دریاها، پیدایش بیابان‌های ایران — از جمله دشت کویر و بیابان لوت — را توضیح می‌دهند. آب‌وهوا بر کشاورزی، معماری (مثل بادگیر و گنبد در اقلیم گرم‌وخشک، یا بام شیب‌دار در اقلیم سرد)، حمل‌ونقل و سلامت اثر مستقیم دارد. دو پدیده‌ی مهم مرتبط با بحران محیط‌زیستی کشور، وارونگی دما — که در آن، برخلاف حالت عادیِ کاهش دما با افزایش ارتفاع، هوای سرد و سنگین در مجاورت زمین حبس و لایه‌ی هوای گرم بالای آن قرار می‌گیرد، به‌طوری‌که حرکت صعودی هوا و در نتیجه پراکندگی آلاینده‌ها متوقف می‌شود (و در ماه‌های سرد سال آلودگی هوای شهرهای بزرگ را تشدید می‌کند — و ریزگردها (که استان‌های نیمه‌غربی کشور را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهند) هستند.

منابع آب ایران: کمیاب و نامتوازن

میانگین بارش ایران حدود ۲۵۰ میلی‌متر در سال است — یک‌سوم میانگین جهانی — و توزیع آن هم نامتعادل است: غرب و شمال پربارش‌تر، شرق و مرکز کم‌بارش‌ترند. از این آب محدود، حدود ۹۲ درصد صرف کشاورزی می‌شود. رودهای ایران چهار ویژگی دارند: فصلی بودن آبدهی، کاهش حجم آب از غرب به شرق، دائمی یا فصلی بودن بسته به منبع تغذیه، و طغیانی بودن رودهای مناطق خشک. منابع آب کشور از دو مسیر تأمین می‌شوند: بارش برف و باران در فصل سرد که مستقیماً به رودها می‌ریزد، و ذوب برف و آب‌های زیرزمینی در فصل گرم که چشمه، چاه و قنات را تغذیه می‌کند. کانون‌های کوهستانیِ سرچشمه‌ی این رودها هم بر اساس میزان و پایداری بارش به سه دسته‌ی دائمی، فصلی و اتفاقی تقسیم می‌شوند. قنات — ابداع نیاکان ایرانی برای انتقال آب زیرزمینی بدون نیاز به پمپ — یکی از راهکارهای تاریخی مقابله با کم‌آبی است؛ قدیمی‌ترین آن در قصبه‌ی گناباد قرار دارد و در سال ۲۰۱۶ به میراث جهانی یونسکو پیوست.

حوضه‌های آبریز ایران به دو نوع تقسیم می‌شوند: خارجی که آب رودها را به دریا (خزر، خلیج فارس، دریای عمان) می‌رسانند، و داخلی که آب در محدوده‌ی کشور باقی می‌ماند و وارد دریاچه‌های داخلی می‌شود — بخش مرکزی ایران عمدتاً از این نوع است. در میان رودها، کارون پرآب‌ترین، طولانی‌ترین و تنها رود قابل کشتیرانی ایران است. دریاچه‌های دائمی کشور (مثل ارومیه، زریبار، پریشان و مهارلو) عمدتاً در نیمه‌ی غربی و دریاچه‌های فصلی (مثل هامون و جازموریان) عمدتاً در جنوب و جنوب‌شرق قرار دارند.

دریاچه‌ی ارومیه، دومین دریاچه‌ی آب‌شور جهان و زیستگاه فلامینگو، از سال ۱۳۷۴ روندی نزولی داشته و در بیست سال بیش از هشت متر افت تراز را تجربه کرده است. علل این بحران ترکیبی از فقدان مدیریت یکپارچه‌ی حوضه‌ی آبریز، برداشت مفرط آب برای کشاورزی، افزایش جمعیت، تغییر اقلیم، تخریب مراتع و سدسازی فزاینده است؛ طرح ملی نجات این دریاچه از سال ۱۳۹۲ اجراست و هدف نهایی‌اش احیای کامل تا سال ۱۴۰۶ است.

در مقایسه‌ی سه پهنه‌ی آبی اصلی کشور، دریای خزر (طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر) دریاچه‌ای محصور با سطح آبی حدود ۲۸ متر پایین‌تر از آب‌های آزاد است، خلیج فارس (طول حدود ۹۰۰ کیلومتر) به‌شکل هلالی و با جزایری چون قشم — بزرگ‌ترین جزیره‌ی خلیج فارس — شناخته می‌شود، و دریای عمان تنها دریای آزاد ایران است که بندر چابهار، تنها بندر اقیانوسی کشور، در آن قرار دارد. آلودگی دریاها از منابعی چون فاضلاب‌های شهری و صنعتی، زباله‌های پلاستیکی و استخراج نفت، تهدیدی مشترک برای هر سه پهنه‌ی آبی محسوب می‌شود. بحران‌های مشابه ارومیه در بسیاری از منابع آبی کشور نشان می‌دهند که کمیابی آب در ایران، مسئله‌ای فراتر از طبیعت و در پیوند مستقیم با نحوه‌ی مدیریت منابع است.

یک زنجیره‌ی طبیعی به‌هم‌پیوسته

این چهار موضوع در واقع یک زنجیره‌ی علّی‌اند: موقعیت ریاضی و نسبی ایران، جهت و ارتفاع رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس را در کنار هم قرار می‌دهد؛ همین کوه‌ها مسیر توده‌های هوا و الگوی بارش را شکل می‌دهند؛ و همین الگوی بارشِ نامتوازن است که کمیابی و توزیع نابرابر منابع آب کشور را توضیح می‌دهد. فهم این زنجیره کمک می‌کند بحران‌هایی مثل خشکی دریاچه‌ی ارومیه یا گسترش کانون‌های ریزگرد را نه به‌عنوان رویدادهای مجزا، بلکه به‌عنوان پیامد ترکیبیِ ویژگی‌های طبیعی ایران و نحوه‌ی مدیریت انسانی آن‌ها ببینیم.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. عرض جغرافیایی ایران (25°25° تا 40°40° شمالی) چه پیامد مستقیمی بر ویژگی‌های طبیعی کشور داشته است؟

  • قرارگیری کامل در منطقه معتدله و پربارش شمالی
  • قرارگیری بخش اعظم کشور در کمربند پرفشار و خشک جهانی
  • کاهش شدید دما در مناطق جنوبی نسبت به مناطق شمالی کشور
  • یکنواختی کامل آب و هوا در سراسر فلات ایران

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«قرارگیری بخش اعظم کشور در کمربند پرفشار و خشک جهانی» گزینهٔ درست است، زیرا عرض ۲۵ تا ۴۰ درجهٔ شمالی ایران منطبق بر کمربند خشک جهانی (حدود ۲۰ تا ۳۵ درجه) است و همین موقعیت مستقیماً باعث وسعت مناطق کویری کشور شده است «قرارگیری کامل در منطقه معتدله و پربارش شمالی» رد می‌شود، زیرا ایران در جنوب منطقهٔ معتدله قرار دارد، نه به‌طور کامل داخل آن، و پربارش هم نیست «کاهش شدید دما در مناطق جنوبی نسبت به مناطق شمالی کشور» رد می‌شود، زیرا این ادعا برعکس واقعیت است؛ در ایران دما از شمال به جنوب افزایش می‌یابد، نه کاهش «یکنواختی کامل آب و هوا در سراسر فلات ایران» رد می‌شود، زیرا ایران به دلیل همین گستردگی عرض جغرافیایی، تنوع آب‌وهوایی زیادی دارد، نه یکنواختی تلهٔ تستی: عبارت «منطقهٔ معتدله» با «جنوب منطقهٔ معتدله» یکی نیست؛ ایران دقیقاً در جنوب این منطقه است، و همین موقعیت آن را وارد کمربند خشک جهانی می‌کند.

2. ناهمواری‌های ایران در چه دورانی شکل نهایی خود را یافتند و در چه دوره‌ای تحت تأثیر فرسایش قرار گرفتند؟

  • دوران دوم - دوران اول
  • اوایل دورهٔ کواترنر - اواخر دوران سوم
  • دوران اول - دوران دوم
  • اواخر دوران سوم - دورهٔ کواترنر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اواخر دوران سوم - دورهٔ کواترنر» گزینهٔ درست است، زیرا شکل نهایی ناهمواری‌های ایران در اواخر دوران سوم (سنوزوئیک) تثبیت شد و پس از آن در دورهٔ کواترنر تحت تأثیر عوامل فرسایشی (آب، باد، یخچال) تغییر شکل یافت «دوران اول - دوران دوم» رد می‌شود، زیرا نه شکل‌گیری نهایی مربوط به دوران اول است و نه فرسایش نهایی مربوط به دوران دوم؛ هر دو دوره متعلق به پایان کار هستند «دوران دوم - دوران اول» رد می‌شود، زیرا این ترتیب هم اشتباه است و هم برعکس واقعیت زمانی رویدادهاست؛ دوران اول قبل از دوران دوم است «اوایل کواترنر - دوران سوم» رد می‌شود، زیرا این ترتیب برعکس واقعیت است؛ شکل نهایی در پایان دوران سوم رخ داد و فرسایش بعد از آن در کواترنر ادامه یافت، نه برعکس تلهٔ تستی: ترتیب زمانی دقیق اهمیت دارد: ابتدا «شکل نهایی» در اواخر دوران سوم، سپس «تغییر شکل توسط فرسایش» در دورهٔ کواترنر؛ جابه‌جایی این ترتیب یکی از رایج‌ترین اشتباهات است.

3. کدام ویژگی درباره قله دماوند از نظر زمین‌شناسی و جغرافیایی نادرست است؟

  • در دوران اول شکل نهایی یافته است
  • در منطقهٔ البرز مرکزی قرار دارد
  • بلندترین قلهٔ ایران است
  • یک کوه آتشفشانی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«در دوران اول شکل نهایی یافته است» گزینهٔ درست است، زیرا این گزینه نادرست است و به همین دلیل پاسخ صحیحِ این سؤال (که دنبال گزینهٔ نادرست می‌گردد) محسوب می‌شود: دماوند در واقع قلهٔ آتشفشانی‌ای است که شکل‌گیری آن به دورهٔ کواترنر (نه دوران اول) مربوط می‌شود «بلندترین قلهٔ ایران است» رد می‌شود، زیرا این عبارت کاملاً درست است؛ دماوند بلندترین قلهٔ ایران است، پس نمی‌تواند پاسخ این سؤال (دنبال نادرست) باشد «یک کوه آتشفشانی است» رد می‌شود، زیرا این عبارت هم درست است؛ دماوند قلهٔ آتشفشانی البرز است «در منطقهٔ البرز مرکزی قرار دارد» رد می‌شود، زیرا این عبارت هم صحیح است؛ دماوند در بخش مرکزی رشته‌کوه البرز واقع شده است تلهٔ تستی: این سؤال دنبال گزینهٔ «نادرست» می‌گردد، نه «درست»؛ دقت نکردن به این جهت‌گیری سؤال، رایج‌ترین اشتباه است. دماوند متعلق به دورهٔ کواترنر است، نه دوران اول.

4. کدام رشته‌کوه‌ها جزء کوه‌های آتشفشانی آذربایجان محسوب می‌شوند؟

  • بینالود و هزارمسجد
  • علم‌کوه و تخت سلیمان
  • ارسباران و تالش
  • سهند و سبلان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«سهند و سبلان» گزینهٔ درست است، زیرا سهند و سبلان دو تودهٔ مهم کوهستانی در آذربایجان‌اند که برخلاف سایر ارتفاعات چین‌خوردهٔ همان منطقه، منشأ آتشفشانی دارند «ارسباران و تالش» رد می‌شود، زیرا ارسباران و تالش بخشی از ساختار چین‌خوردهٔ شمال کشورند، نه آتشفشانی «بینالود و هزارمسجد» رد می‌شود، زیرا این دو در منطقهٔ شمال خراسان قرار دارند و چین‌خورده‌اند، نه آتشفشانی و نه در آذربایجان «علم‌کوه و تخت سلیمان» رد می‌شود، زیرا این دو قله در رشته‌کوه البرز قرار دارند، نه آذربایجان، و چین‌خورده‌اند تلهٔ تستی: سهند و سبلان تنها کوه‌های آتشفشانیِ آذربایجان‌اند؛ سایر ارتفاعات نام‌برده در گزینه‌های دیگر همگی چین‌خورده و در مناطق دیگری از کشورند.

5. دشت لوت به عنوان گرم‌ترین نقطه سطح زمین، حاصل ترکیب کدام عوامل طبیعی است؟

  • انحلال مواد آهکی زمین
  • انباشت مواد فرسایشی
  • چین‌خوردگی ناودیس‌ها
  • گسل، فرونشست و فرسایش

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«گسل، فرونشست و فرسایش» گزینهٔ درست است، زیرا دشت لوت که رکورددار گرم‌ترین نقطهٔ زمین است، بر اثر عملکرد گسل‌ها، فرونشست زمین و عوامل شدید فرسایشی شکل گرفته است «انحلال مواد آهکی زمین» رد می‌شود، زیرا انحلال آهک علت پیدایش دشت‌هایی مانند دشت کرمانشاه است، نه دشت لوت «انباشت مواد فرسایشی» رد می‌شود، زیرا این علت مربوط به دشت‌های پست داخلیِ دیگر است، نه دشت لوت که علتی متفاوت (گسل و فرونشست) دارد «چین‌خوردگی ناودیس‌ها» رد می‌شود، زیرا چین‌خوردگی علت پیدایش دشت‌هایی مانند دشت نهاوند است، نه دشت لوت تلهٔ تستی: در میان چهار علت پیدایش دشت‌ها، دشت لوت تنها نمونهٔ «گسل و فرونشست» است؛ نباید آن را با نمونه‌های چین‌خوردگی یا انحلال آهکی که علت‌های کاملاً متفاوتی دارند اشتباه گرفت.

6. مهم‌ترین تفاوت جلگه و دشت در چیست؟

  • جلگه‌ها مجاور دریاها و دشت‌ها محصور در کوه‌ها هستند
  • دشت‌ها همیشه بالای ۲۰۰۰ متر ارتفاع دارند
  • جلگه‌ها فقط بر اثر فعالیت آتشفشان‌ها به وجود می‌آیند
  • دشت‌ها حاصلخیزتر از جلگه‌ها هستند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«جلگه‌ها مجاور دریاها و دشت‌ها محصور در کوه‌ها هستند» گزینهٔ درست است، زیرا دشت سرزمینی هموار و محصور در کوهستان است (داخلی)، در حالی که جلگه از یک طرف به کوه‌ها و از طرف دیگر به دریا یا دریاچه منتهی می‌شود «دشت‌ها حاصلخیزتر از جلگه‌ها هستند» رد می‌شود، زیرا معیار اصلی تفاوت دشت و جلگه، حاصلخیزی نیست بلکه موقعیت (محصور در کوه در برابر مجاور دریا) است؛ این ادعا اصلاً مطرح نشده «دشت‌ها همیشه بالای ۲۰۰۰ متر ارتفاع دارند» رد می‌شود، زیرا دشت‌ها لزوماً چنین ارتفاع مشخصی ندارند؛ تعریف دشت بر اساس محصوریت در کوهستان است، نه یک عدد ارتفاعی ثابت «جلگه‌ها فقط بر اثر فعالیت آتشفشان‌ها به وجود می‌آیند» رد می‌شود، زیرا جلگه‌ها حاصل عواملی مانند ساختمان زمین، مقاومت سنگ، عمق آب و تراکم آبرفت‌اند، نه صرفاً آتشفشان تلهٔ تستی: تفاوت اصلی دشت و جلگه در موقعیت جغرافیایی است (محصور در کوه در برابر مجاور دریا)، نه در حاصلخیزی یا ارتفاع؛ این نکته یکی از پرتکرارترین سؤالات همین بخش است.

7. رطوبت بالای سواحل خلیج فارس در تابستان بدون وقوع بارندگی، اصطلاحاً چه نامیده می‌شود و علت آن چیست؟

  • مونسون - ورود هوای اقیانوس هند
  • ریزگرد - تبخیر شدید نمک دریا
  • وارونگی دما - بسته بودن خلیج فارس
  • شرجی - رطوبت دریا و پرفشار حاره‌ای

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«شرجی - رطوبت دریا و پرفشار حاره‌ای» گزینهٔ درست است، زیرا مجاورت با دریای گرم همراه با اثرات پرفشار جنب حاره‌ای که مانع بارش می‌شود، پدیدهٔ رطوبت بالای بدون بارش (شرجی) را ایجاد می‌کند «وارونگی دما - بسته بودن خلیج فارس» رد می‌شود، زیرا وارونگی دما پدیده‌ای زمستانی و مربوط به آلودگی هواست، نه رطوبت تابستانی ساحلی؛ و علت آن بسته بودن محیط نیست «مونسون - ورود هوای اقیانوس هند» رد می‌شود، زیرا مونسون توده‌ای است که در جنوب‌شرق کشور باران سیلابی ایجاد می‌کند، نه پدیدهٔ رطوبت بدون بارش سواحل جنوبی «ریزگرد - تبخیر شدید نمک دریا» رد می‌شود، زیرا ریزگرد پدیده‌ای گردوغباری و خشک است که ربطی به رطوبت دریا ندارد تلهٔ تستی: شرجی را نباید با وارونگی دما یا ریزگرد اشتباه گرفت؛ شرجی مشخصاً پدیدهٔ رطوبت بالای بدون بارش سواحل جنوبی در تابستان است، ناشی از ترکیب رطوبت دریا و پرفشار جنب حاره‌ای.

8. با توجه به قانون کاهش دما در تروپوسفر، اگر دمای یک شهر ساحلی (هم‌سطح دریا) 30°C30°C باشد، دمای قله‌ای به ارتفاع ۳۰۰۰ متر در مجاورت آن چقدر خواهد بود؟

  • 20°C20°C
  • 24°C24°C
  • 18°C18°C
  • 12°C12°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«12°C12°C» گزینهٔ درست است، زیرا به ازای هر ۱۰۰۰ متر افزایش ارتفاع، دما حدود ۶ درجه کاهش می‌یابد؛ برای ۳۰۰۰ متر این کاهش 3×6=183 \times 6 = 18 درجه است، پس دمای نهایی 3018=1230 - 18 = 12 درجه سانتی‌گراد خواهد بود «18°C18°C» رد می‌شود، زیرا این عدد مقدار کاهشِ دما (تفاضل) است، نه دمای نهایی؛ دمای نهایی باید از دمای پایه کم شود: 3018=1230-18=12 «20°C20°C» رد می‌شود، زیرا این عدد نه با محاسبهٔ کاهش دما و نه با دمای نهایی مطابقت دارد؛ محاسبهٔ صحیح 3018=1230-18=12 است «24°C24°C» رد می‌شود، زیرا این عدد با فرض کاهشِ نصفِ مقدار واقعی به دست می‌آید و با قانون کاهش دما (۶ درجه به ازای هر ۱۰۰۰ متر) مطابقت ندارد تلهٔ تستی: رایج‌ترین اشتباه در این نوع سؤالات، گزارش «مقدار کاهش دما» (اینجا ۱۸ درجه) به‌جای «دمای نهایی» (اینجا ۱۲ درجه) به‌عنوان پاسخ است؛ باید حتماً کاهش را از دمای پایه کم کرد.

9. قدیمی‌ترین قنات ایران که نماد ابتکار نیاکان ما برای تطبیق با شرایط کم‌آبی است، چه نام دارد و در کدام استان است؟

  • قنات بلده در استان خراسان جنوبی
  • قنات گوهرریز در کرمان
  • قنات قصبه گناباد در خراسان رضوی
  • قنات زارچ در استان یزد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«قنات قصبه گناباد در خراسان رضوی» گزینهٔ درست است، زیرا قنات قصبه گناباد در استان خراسان رضوی، قدیمی‌ترین و یکی از عمیق‌ترین قنات‌های ایران و جهان است و نمادی از ابتکار نیاکان ایرانی برای مقابله با کم‌آبی محسوب می‌شود «قنات گوهرریز در کرمان» رد می‌شود، زیرا قنات گوهرریز قدیمی‌ترین قنات کشور نیست؛ این جایگاه مختص قنات قصبه گناباد است «قنات زارچ در استان یزد» رد می‌شود، زیرا قنات زارچ در یزد، هرچند طولانی است، قدیمی‌ترین قنات ایران محسوب نمی‌شود «قنات بلده در خراسان جنوبی» رد می‌شود، زیرا این قنات نه در استان درست (باید خراسان رضوی باشد) و نه به‌عنوان قدیمی‌ترین قنات کشور شناخته می‌شود تلهٔ تستی: «قدیمی‌ترین قنات ایران» همیشه به قصبه گناباد در خراسان رضوی اشاره دارد؛ نام‌های مشابه قنات در استان‌های دیگر نباید با آن اشتباه شوند.

10. یک «کانون آبگیر دائمی» در کوهستان‌ها باید چه حداقل شرایطی را داشته باشد؟

  • بیش از ۵۰۰ میلی‌متر بارش و حفظ نزولات حداقل در ۸ ماه از سال
  • صرفاً داشتن یخچال طبیعی دائمی بدون توجه به میزان بارش سالانه
  • ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر مستقل از میزان بارش
  • بیش از ۳۰۰ میلی‌متر بارش و ۶ ماه ذخیره برف

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بیش از ۵۰۰ میلی‌متر بارش و حفظ نزولات حداقل در ۸ ماه از سال» گزینهٔ درست است، زیرا طبق تعریف، کانون آبگیر دائمی باید بیش از ۵۰۰ میلی‌متر بارش داشته باشد و برف و یخ آن حداقل ۸ ماه از سال حفظ شود «بیش از ۳۰۰ میلی‌متر بارش و ۶ ماه ذخیره برف» رد می‌شود، زیرا این اعداد (۳۰۰ میلی‌متر و ۶ ماه) با معیار واقعیِ کانون دائمی (۵۰۰ میلی‌متر و ۸ ماه) مطابقت ندارند «صرفاً داشتن یخچال طبیعی دائمی بدون توجه به میزان بارش سالانه» رد می‌شود، زیرا کانون دائمی به دو شرط هم‌زمان (بارش کافی و مدت نگهداری) نیاز دارد، نه صرفاً وجود یخچال بدون توجه به بارش «ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر مستقل از میزان بارش» رد می‌شود، زیرا معیار کانون دائمی بر اساس بارش و مدت است، نه یک عدد ارتفاعی ثابت و مستقل از بارش تلهٔ تستی: کانون دائمی، برخلاف کانون فصلی، «دو شرط» هم‌زمان دارد (۵۰۰ میلی‌متر بارش + ۸ ماه)؛ کانون فصلی فقط یک شرط (حفظ برف تا گرما) دارد و به عدد بارش کاری ندارد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان