موقعیت جغرافیایی ایران: مطلق و نسبی
هر سرزمین را از دو زاویه میتوان بررسی کرد: موقعیت ریاضی (یا مطلق) که بر اساس طول و عرض جغرافیایی، محلی ثابت و منحصربهفرد را نشان میدهد، و موقعیت نسبی که محل قرارگیری یک مکان را نسبت به پدیدههای پیرامونش (همسایگان، دریاها، منابع اقتصادی) توضیح میدهد و با تغییر آنها میتواند دگرگون شود.
ایران بین عرض جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجهی شمالی — یعنی در جنوب منطقهی معتدلهی نیمکرهی شمالی و در کمربند خشک جهانی — و طول جغرافیایی ۴۴ تا ۶۳ درجهی شرقی قرار دارد. همین گستردگی در عرضهای مختلف، عامل اصلی تنوع آبوهوایی و در نتیجه تنوع کشاورزی و محیطزیست کشور است.
از نظر موقعیت نسبی، ایران با مجاورت با خلیج فارس، تنگهی هرمز، دریای عمان و دریای خزر از جایگاهی ممتاز برخوردار است. اهمیت خلیج فارس چهاروجهی است: ارزش ارتباطی (حلقهی وصل آفریقا، اروپا و آسیا)، ارزش انرژی (حدود ۶۶ درصد ذخایر نفت و ۲۸ درصد ذخایر گاز جهان)، ارزش اقتصادی (کانون ثروت و بازار مصرف) و ارزش فرهنگیـسیاسی (مرکز جهان اسلام). تنگهی هرمز، آبراههای هلالیشکل، مهمترین آبراه راهبردی جهان و دروازهی خروج نفت خلیج فارس است. دریای خزر بزرگترین پهنهی آبی محصور در خشکی جهان است (از نظر حقوقی دریاچه، هرچند «دریا» نامیده میشود) و برای ایران منبع نفتوگاز و تأمینکنندهی حدود ۹۰ درصد خاویار جهان است؛ دریای عمان هم با اتصال به آبهای آزاد، اهمیت اقتصادی و دفاعی دارد.
مرز مشترک ایران با ۱۵ کشور همسایه حدود ۸۷۵۵ کیلومتر است که بیشترین سهم آن مرز خشکی و کمترین سهم مرز رودخانهای است؛ طولانیترین مرز ایران با عراق و کوتاهترین با ارمنستان است. دسترسی به دریا برای هر کشور مزیتهایی مثل روابط بازرگانی گستردهتر، دسترسی به منابع شیلاتی و منابع معدنی بستر دریا به همراه دارد؛ علاوه بر مرزهای خشکی و آبی، خطوط هوایی هم نوعی مرز محسوب میشوند که امکان ارتباط با سایر کشورها را فراهم میکنند.
ناهمواریهای ایران: کوهستان و سرزمین هموار
ناهمواریهای ایران در دوران اول تا سوم زمینشناسی پدید آمدند و شکل نهاییشان در اواخر دوران سوم تثبیت شد؛ پس از آن، در دورهی کواترنر (۲.۵ میلیون سال اخیر)، عوامل فرسایشی مثل آبهای روان، باد، اختلاف دما، یخچالها و فعالیت انسان همچنان آنها را تغییر شکل میدهند. تراکم جمعیت هم رابطهی مستقیمی با ناهمواری دارد: مناطق پایکوهی به دلیل دسترسی به آب، خاک حاصلخیز و امنیت طبیعی، متراکمترند.
ناهمواریهای ایران به دو دسته تقسیم میشوند: سرزمینهای کوهستانی (عمدتاً بیش از هزار متر ارتفاع) و سرزمینهای پست و هموار. رشتهکوههای اصلی کشور عبارتاند از: در شمال، البرز (از تنگهی منجیل تا شاهرود، با دماوند — بلندترین قلهی ایران و آتشفشانی از دورهی کواترنر — به همراه کوههای آتشفشانیِ سهند و سبلان در آذربایجان)؛ در غرب، زاگرس که از برخورد صفحهی عربستان با اوراسیا و بهصورت چینخورده پدید آمده و گنبدهای نمکی مشخصهی آناند؛ در شمال شرق، کوههای شمال خراسان (هزار مسجد، آلاداغ، بینالود) با آرایشی منظم و موازی؛ در مرکز، «مثلث مرکزی» شامل کوههای چینخورده و تودههای آذرین منفرد؛ و در شرق و جنوب شرق، منطقهی مکران با گلفشانهایی که — برخلاف آتشفشان — از خروج گاز یا بخار آب پدید میآیند، نه ماگما؛ در همین منطقه، درههای عمیق و گودالهای «کوههای مریخی» بشاگرد هم دیدنیاند.
سرزمینهای هموار هم به دو نوع تقسیم میشوند: دشتها که سرزمینهای داخلی و محصور در کوهاند (مثل دشت کویر و دشت لوت — که با دمای سطحی تا حدود ۷۰ درجه، گرمترین نقطهی ثبتشدهی کرهی زمین است و در سال ۱۳۹۵ به فهرست میراث جهانی یونسکو پیوست)، و جلگهها که از یک سو به کوه و از سوی دیگر به دریا یا دریاچه منتهی میشوند و برخلاف دشتها، ارتباط مستقیم با دریا دارند. نواحی کوهستانی و هموار هر دو ارزشهای اقتصادی مهمی دارند — از ذخایر آب و معادن تا کشاورزی، گردشگری و انرژیهای پاک — اما بهرهبرداری از آنها باید با اصول محیطزیستی همراه باشد.
آبوهوای متنوع ایران و عوامل آن
آبوهوا (وضعیت غالب و درازمدت جوی یک منطقه) با هوا (حالت آنی و زودگذر جو) فرق دارد. ایران به چهار ناحیهی آبوهوایی تقسیم میشود: معتدل و مرطوب خزری، سرد کوهستانی، گرم و خشک (فلات مرکزی)، و گرم و مرطوب (سواحل خلیج فارس و عمان). نمونهی این تنوع، فاصلهی بارشی بندرانزلی (بیش از ۱۸۰۰ میلیمتر در سال) تا میرجاوه در سیستانوبلوچستان (کمتر از ۵۰ میلیمتر) است. این تنوع از سه عامل اصلی سرچشمه میگیرد:
موقعیت جغرافیایی — عرض جغرافیایی باعث میشود دما از شمال به جنوب افزایش یابد؛ کمربند پرفشار جنبحارهای که ایران در آن قرار دارد، در تابستان به داخل کشور پیشروی میکند و مانع بارش میشود؛ و فاصله از دریاها هم مؤثر است — دریای خزر باعث افزایش بارش میشود، اما خلیج فارس و دریای عمان فقط هوا را شرجی (مرطوب و گرم بدون بارش) میکنند.
ارتفاع و جهت کوهستانها — به ازای هر هزار متر افزایش ارتفاع، دما حدود شش درجه کاهش مییابد؛ دامنهی روبهباد بارش بیشتری میگیرد و دامنهی پشتبهباد خشکتر است، به همین دلیل دامنهی شمالی البرز (رو به خزر) و دامنهی غربی زاگرس (رو به بادهای غربی) پربارشترند.
تودههای هوا — پنج تودهی هوا بر ایران اثر میگذارند که مهمترینشان تودهی مرطوب غربی (از دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس، در دورهی سرد سال) است که اصلیترین منبع بارش ایران محسوب میشود؛ تودهی سرد و خشک سیبری، تودهی سودانی، تودهی گرم و خشک عربستان و تودهی مرطوب موسمی (مسئول بارانهای سیلابی جنوبشرق) در ادامه اثرگذارند.
سه عامل پرفشار جنبحارهای، جهت رشتهکوهها (که سایهباران ایجاد میکنند) و دوری از دریاها، پیدایش بیابانهای ایران — از جمله دشت کویر و بیابان لوت — را توضیح میدهند. آبوهوا بر کشاورزی، معماری (مثل بادگیر و گنبد در اقلیم گرموخشک، یا بام شیبدار در اقلیم سرد)، حملونقل و سلامت اثر مستقیم دارد. دو پدیدهی مهم مرتبط با بحران محیطزیستی کشور، وارونگی دما — که در آن، برخلاف حالت عادیِ کاهش دما با افزایش ارتفاع، هوای سرد و سنگین در مجاورت زمین حبس و لایهی هوای گرم بالای آن قرار میگیرد، بهطوریکه حرکت صعودی هوا و در نتیجه پراکندگی آلایندهها متوقف میشود (و در ماههای سرد سال آلودگی هوای شهرهای بزرگ را تشدید میکند — و ریزگردها (که استانهای نیمهغربی کشور را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهند) هستند.
منابع آب ایران: کمیاب و نامتوازن
میانگین بارش ایران حدود ۲۵۰ میلیمتر در سال است — یکسوم میانگین جهانی — و توزیع آن هم نامتعادل است: غرب و شمال پربارشتر، شرق و مرکز کمبارشترند. از این آب محدود، حدود ۹۲ درصد صرف کشاورزی میشود. رودهای ایران چهار ویژگی دارند: فصلی بودن آبدهی، کاهش حجم آب از غرب به شرق، دائمی یا فصلی بودن بسته به منبع تغذیه، و طغیانی بودن رودهای مناطق خشک. منابع آب کشور از دو مسیر تأمین میشوند: بارش برف و باران در فصل سرد که مستقیماً به رودها میریزد، و ذوب برف و آبهای زیرزمینی در فصل گرم که چشمه، چاه و قنات را تغذیه میکند. کانونهای کوهستانیِ سرچشمهی این رودها هم بر اساس میزان و پایداری بارش به سه دستهی دائمی، فصلی و اتفاقی تقسیم میشوند. قنات — ابداع نیاکان ایرانی برای انتقال آب زیرزمینی بدون نیاز به پمپ — یکی از راهکارهای تاریخی مقابله با کمآبی است؛ قدیمیترین آن در قصبهی گناباد قرار دارد و در سال ۲۰۱۶ به میراث جهانی یونسکو پیوست.
حوضههای آبریز ایران به دو نوع تقسیم میشوند: خارجی که آب رودها را به دریا (خزر، خلیج فارس، دریای عمان) میرسانند، و داخلی که آب در محدودهی کشور باقی میماند و وارد دریاچههای داخلی میشود — بخش مرکزی ایران عمدتاً از این نوع است. در میان رودها، کارون پرآبترین، طولانیترین و تنها رود قابل کشتیرانی ایران است. دریاچههای دائمی کشور (مثل ارومیه، زریبار، پریشان و مهارلو) عمدتاً در نیمهی غربی و دریاچههای فصلی (مثل هامون و جازموریان) عمدتاً در جنوب و جنوبشرق قرار دارند.
دریاچهی ارومیه، دومین دریاچهی آبشور جهان و زیستگاه فلامینگو، از سال ۱۳۷۴ روندی نزولی داشته و در بیست سال بیش از هشت متر افت تراز را تجربه کرده است. علل این بحران ترکیبی از فقدان مدیریت یکپارچهی حوضهی آبریز، برداشت مفرط آب برای کشاورزی، افزایش جمعیت، تغییر اقلیم، تخریب مراتع و سدسازی فزاینده است؛ طرح ملی نجات این دریاچه از سال ۱۳۹۲ اجراست و هدف نهاییاش احیای کامل تا سال ۱۴۰۶ است.
در مقایسهی سه پهنهی آبی اصلی کشور، دریای خزر (طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر) دریاچهای محصور با سطح آبی حدود ۲۸ متر پایینتر از آبهای آزاد است، خلیج فارس (طول حدود ۹۰۰ کیلومتر) بهشکل هلالی و با جزایری چون قشم — بزرگترین جزیرهی خلیج فارس — شناخته میشود، و دریای عمان تنها دریای آزاد ایران است که بندر چابهار، تنها بندر اقیانوسی کشور، در آن قرار دارد. آلودگی دریاها از منابعی چون فاضلابهای شهری و صنعتی، زبالههای پلاستیکی و استخراج نفت، تهدیدی مشترک برای هر سه پهنهی آبی محسوب میشود. بحرانهای مشابه ارومیه در بسیاری از منابع آبی کشور نشان میدهند که کمیابی آب در ایران، مسئلهای فراتر از طبیعت و در پیوند مستقیم با نحوهی مدیریت منابع است.
یک زنجیرهی طبیعی بههمپیوسته
این چهار موضوع در واقع یک زنجیرهی علّیاند: موقعیت ریاضی و نسبی ایران، جهت و ارتفاع رشتهکوههای البرز و زاگرس را در کنار هم قرار میدهد؛ همین کوهها مسیر تودههای هوا و الگوی بارش را شکل میدهند؛ و همین الگوی بارشِ نامتوازن است که کمیابی و توزیع نابرابر منابع آب کشور را توضیح میدهد. فهم این زنجیره کمک میکند بحرانهایی مثل خشکی دریاچهی ارومیه یا گسترش کانونهای ریزگرد را نه بهعنوان رویدادهای مجزا، بلکه بهعنوان پیامد ترکیبیِ ویژگیهای طبیعی ایران و نحوهی مدیریت انسانی آنها ببینیم.