پرش به محتوای اصلی

نواحی فرهنگی و اقتصادی جهان

خلاصه‌ای از درسنامه‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

ناحیه‌ی فرهنگی: زبان و دین به‌عنوان شاخص

ناحیه‌ی فرهنگی بخشی از سطح زمین است که در آن یک فرهنگ ویژه غالب است و از سایر نواحی متمایز می‌شود؛ معیارهای این تمایز عبارت‌اند از زبان، دین، هنر و معماری، آداب و رسوم، و سبک زندگی روزانه.

زبان نظامی از ارتباطات است که معنای الفاظش فقط برای گروه مشترک‌السخن قابل درک است؛ کارکردهایش هویت‌سازی برای گویشوران و انتقال اطلاعات، تجربه و ارزش‌ها به نسل بعد است، و به همین دلیل مهم‌ترین شاخص فرهنگی به‌شمار می‌رود. زبان‌ها در «خانواده‌های زبانی» — گروه‌هایی با ریشه‌ی مشترک — دسته‌بندی می‌شوند. سه خانواده‌ی زبانی بزرگ جهان‌اند: هند و اروپایی (بزرگ‌ترین خانواده، شامل زیرشاخه‌ی ایرانی که فارسی، کردی، بلوچی و لری را دربرمی‌گیرد، و نیز زبان‌های ژرمن، رمانس، اسلاویک و هندوآریایی)، چینی‌ـ‌تبتی (دومین خانواده از نظر تعداد سخنگو، با ماندارین چینی به‌عنوان معروف‌ترین شاخه‌اش) و آفرو‌ـ‌آسیایی (شامل زبان عربی، رسمی در بیش از بیست کشور و یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل). عوامل تاریخی‌ای مثل جنگ، تجارت، مهاجرت و به‌ویژه اکتشافات جغرافیایی قرن‌های پانزدهم و شانزدهم، الگوی امروزی پراکندگی زبان‌ها را رقم زده‌اند؛ امروزه اینترنت و رسانه‌ها هم عامل مهمی در گسترش زبان‌های غالب (به‌ویژه انگلیسی) شده‌اند، در حالی‌که بسیاری از زبان‌های بومی در خطر انقراض‌اند.

دین هم شاخصی کلیدی است که بر قوانین اجتماعی، ارزش‌های اخلاقی، آیین‌ها و آثار هنری اثر می‌گذارد. ادیان به دو گروه یکتاپرست (اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشت) و غیریکتاپرست (هندوئیسم، بودیسم، ادیان قبیله‌ای) تقسیم می‌شوند. حاصل تأثیر متقابل انسان و محیط، «چشم‌انداز فرهنگی» است — ساختمان‌ها، سبک‌های معماری، مساجد و کلیساها و مکان‌های مقدسی که هنگام مشاهده‌ی یک منطقه دیده می‌شوند و اغلب کسب‌وکارهایی مثل بازار و گردشگری هم دور آن‌ها شکل می‌گیرد.

شش ناحیه‌ی فرهنگی بزرگ جهان

جهان بر پایه‌ی زبان و دین به شش ناحیه‌ی فرهنگی عمده تقسیم می‌شود: غربی‌ـ‌اروپایی (اروپای شمالی و غربی، آمریکای شمالی، استرالیا؛ زبان‌های ژرمن و لاتین؛ مسیحیت پروتستان و کاتولیک؛ صنعتی و رو به سکولاریسم)، اسلاو‌ـ‌ارتدوکس (روسیه و اروپای شرقی؛ مسیحیت ارتدوکس؛ گرایش مادی به‌جامانده از دوران کمونیسم)، اسلامی (بخش وسیعی از آسیا، شمال آفریقا و جنوب‌شرق آسیا؛ اسلام عامل اصلی وحدت میان تنوع قومی‌ـ‌زبانی بالا)، جنوب و شرق آسیا (هندوئیسم و بودیسم؛ کشت برنج و آب‌وهوای موسمی)، آفریقایی (آفریقای مرکزی و جنوبی؛ ادیان قبیله‌ای؛ فرهنگ ترکیبی از قبایل مختلف) و آمریکای لاتین (اسپانیایی و پرتغالی؛ کاتولیک آمیخته با باورهای بومی).

پخش فرهنگی فرایندی است که طی آن یک پدیده (زبان، مذهب، ابزار) از یک مکان به مکان‌های دیگر گسترش می‌یابد، از راه‌هایی چون جنگ، جاده‌ی ابریشم و امروزه به‌ویژه اینترنت. سه نوع پخش فرهنگی وجود دارد: مجاورتی (انتقال مستقیم به مکان همسایه)، مجدد (رهاکردن مکان اولیه و انتقال به مکانی تازه، مثل مهاجرت) و سلسله‌مراتبی (از مراکز بزرگ‌تر به کوچک‌تر). پخش فرهنگی هم پیامدهای مثبت دارد (انتقال نوآوری، غنای متقابل فرهنگ‌ها) و هم منفی (تهدید هویت بومی، از بین رفتن زبان‌ها و سنت‌های محلی)؛ خطر امروزی آن، فرایند یکسان‌سازی فرهنگی است که فرهنگ کشورهای قدرتمند را جایگزین فرهنگ‌های بومی می‌کند.

نواحی اقتصادی: کشاورزی معیشتی و تجاری

فعالیت‌های اقتصادی در چهار بخش دسته‌بندی می‌شوند: بخش اول (استخراج مواد خام مثل کشاورزی و معدن)، دوم (تبدیل صنعتی)، سوم (خدمات) و چهارم (پردازش اطلاعات و پژوهش) — کشورهای توسعه‌یافته عمدتاً در بخش سوم و چهارم، و کشورهای کمتر توسعه‌یافته در بخش اول و دوم فعال‌اند.

کشاورزی به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شود: معیشتی (با فناوری ساده و برای مصرف خانوار یا بازار محلی، مانند گله‌داری شبانی، کشت نوبتیِ کوچنده در نواحی استوایی، کشت غله و دامداری روستایی در نواحی سرد و خشک آسیا، و کشت برنج آبی روی تراس‌های دامنه در آسیای موسمی) و تجاری (با سرمایه و فناوری بالا و هدف صادرات). مهم‌ترین انواع کشاورزی تجاری عبارت‌اند از کشت غله (گندم، برنج، ذرت — با چین و هند به‌عنوان تولیدکنندگان اصلی هر دو محصول، هرچند چین به دلیل مصرف داخلی بالا، صادرکننده نیست)، دامداری تجاری، و کشت تک‌محصولی تخصصی (پلانتیشن) که زمین‌های وسیعی را در نواحی گرم و مرطوب استوایی به یک محصول صادراتی خاص (موز، قهوه، کاکائو) اختصاص می‌دهد و امروز عمدتاً در اختیار شرکت‌های چندملیتی است؛ در کنار آن، باغداری تجاری (مثل باغ‌های زیتون یونان) و کشاورزی مدیترانه‌ای (انگور، زیتون، مرکبات) هم در نواحی معتدل رواج دارند.

بیش از ۸۰۰ میلیون نفر در جهان دچار سوءتغذیه‌اند؛ علت اصلی این بحران، برخلاف تصور رایج، کمبود تولید غذا نیست بلکه فقر و توزیع نابرابر درآمد است — جهان ظرفیت تولید غذای کافی برای همه را دارد.

صنعت نو و فناوری پیشرفته

نواحی صنعتی مهم جهان در آمریکای شمالی، اروپای غربی، مشرق و جنوب‌شرق آسیا (به‌ویژه چین که سهم بزرگی از تولید صنعتی جهان را دارد) و روسیه متمرکزند. در کنار صنایع سنتی، صنایع نوِ فناوری پیشرفته (Hi-Tech) — الکترونیک، هوافضا، زیست‌فناوری، انرژی‌های نو — بر محور نوآوری و ارتباط با بازارهای جهانی شکل گرفته‌اند؛ دره‌ی سیلیکون در کالیفرنیا، به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین ناحیه‌ی صنایع نوی جهان، میزبان شرکت‌های بزرگی چون اپل و گوگل است. کشورها برای گسترش این صنایع، پارک‌های علم و فناوری در کنار قطب‌های صنعتی خود ایجاد می‌کنند — نمونه‌ی جهانی آن شهر علمی تسوکوبا در ژاپن، و نمونه‌ی ایرانی آن پارک فناوری پردیس تهران است.

تجارت جهانی و نابرابری اقتصادی

هیچ کشوری از نظر منابع خودکفا نیست، پس همه ناگزیر به تجارت‌اند. اما این تجارت از تاریخی نابرابر می‌آید: از جاده‌ی ابریشم تا اکتشافات جغرافیایی و استعمار، اروپاییان منابع آسیا، آفریقا و آمریکا را در اختیار گرفتند؛ پس از جنگ جهانی دوم و استقلال مستعمرات، صدور سرمایه و شرکت‌های چندملیتی جای استعمار کهن (تصرف نظامی مستقیم) را گرفت. امروز بیش از شصت‌هزار شرکت چندملیتی فعال‌اند که برخی از آن‌ها درآمدی بیش از تولید ناخالص داخلی چندین کشور دارند.

نظریه‌ی مرکز‌ـ‌پیرامون این نابرابری را توضیح می‌دهد: کشورهای مرکز (آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن) صادرکننده‌ی سرمایه و کالای صنعتی‌اند و مواد خام ارزان از پیرامون می‌خرند؛ کشورهای پیرامون (افغانستان، بنگلادش و مشابه آن‌ها) صادرکننده‌ی مواد خام و واردکننده‌ی کالای صنعتی‌اند؛ و نیمه‌پیرامون (چین، کره‌ی جنوبی، سنگاپور) نقش واسطه دارند و می‌توانند با توسعه، جایگاه‌شان را تغییر دهند — چنان‌که کره‌ی جنوبی در چند دهه از پیرامون به نزدیکی مرکز رسید. اوپک، با هدف دفاع از منافع کشورهای صادرکننده‌ی نفت، و اتحادیه‌های اقتصادی منطقه‌ای مثل اکو (با مقر تهران) و آسه‌آن، از ابزارهای کشورهای در حال توسعه برای کاهش این نابرابری‌اند؛ حدود ۹۰ درصد تجارت جهانی هم از طریق حمل‌ونقل دریایی صورت می‌گیرد که هزینه‌ی کمتر و ظرفیت حمل مسافت‌های طولانی را ممکن می‌کند.

برای هر کشور، تفاوت میان صادرات و واردات «موازنه‌ی تجاری» را می‌سازد: موازنه‌ی مثبت (صادرات بیشتر از واردات) به رفاه کمک می‌کند، اما موازنه‌ی منفی یا کسری تجاری فشار اقتصادی ایجاد می‌کند. کشورها برای حفاظت از اقتصاد ملی‌شان از ابزارهایی چون تعرفه‌ی گمرکی، محدودسازی واردات، اتحادیه‌های اقتصادی منطقه‌ای، و مناطق آزاد تجاری استفاده می‌کنند — مناطقی با معافیت گمرکی و مالیاتی ویژه برای توسعه‌ی صادرات، که در ایران شامل کیش، قشم و انزلی می‌شوند.

یک تصویر واحد از تنوع انسانی

سه محور این خلاصه — فرهنگ، کشاورزی/صنعت، و تجارت — در واقع سه لایه از یک واقعیت واحدند: مردم جهان بر اساس زبان و دین‌شان در نواحی فرهنگی متفاوت زندگی می‌کنند، این نواحی بسته به اقلیم و منابع‌شان الگوهای اقتصادی متفاوتی (از کشاورزی معیشتی تا صنایع فناوری پیشرفته) دارند، و در نهایت همین تفاوت‌های اقتصادی، از طریق تجارت جهانی و روابط قدرت، به نابرابری‌های ساختاری میان کشورهای مرکز و پیرامون منجر می‌شود. شناخت این زنجیره کمک می‌کند رویدادهایی مثل مهاجرت، تغییر زبان غالب یک منطقه یا رشد ناگهانی اقتصاد یک کشور را نه به‌عنوان اتفاق‌های تصادفی، بلکه در بستر همین نظام جهانیِ به‌هم‌پیوسته ببینیم.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان