پرش به محتوای اصلی

نواحی طبیعی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

نواحی طبیعی: آب‌وهوا، ناهمواری و زیست‌بوم‌های جهان

چرا اندونزی گرم و مرطوب است ولی سیبری یخ می‌زند؟ چرا بیابان‌های بزرگ جهان همه دور مدار ۳۰ درجه جمع شده‌اند نه در استوا؟ این بخش پاسخ این سؤال‌ها را در سه لایه می‌دهد: نواحی آب‌وهوایی، شکل‌های ناهمواری زمین، و نواحی زیستی که روی آن‌ها شکل می‌گیرند.

نواحی آب‌وهوایی

باید بین «هوا» — وضعیت گذرا و موقت اتمسفر — و «آب‌وهوا» — میانگین بلندمدت (معمولاً ۳۰ سال) دما و بارش یک منطقه — تمایز گذاشت. عامل اصلی شکل‌گیری نواحی آب‌وهوایی، تابش خورشید است: چون زمین کروی است، تابش در استوا عمود و در قطب‌ها مایل می‌تابد، پس گرمای دریافتی هم بین این دو منطقه به‌شدت فرق می‌کند.

هوای گرم که سبک‌تر است صعود می‌کند و مرکز کم‌فشار می‌سازد؛ هوای سرد سنگین‌تر است و نزول می‌کند و مرکز پرفشار می‌سازد. باد همیشه از پرفشار به کم‌فشار جریان دارد: در مراکز پرفشار آسمان صاف و خشک است، در مراکز کم‌فشار بادهای شدید و بارش داریم. برخورد دو تودهٔ هوای متفاوت هم جبهه می‌سازد که همراه با ناپایداری و بارندگی است — جبههٔ قطبی، محل برخورد هوای سرد قطبی با هوای گرم استوایی، نقش مهمی در آب‌وهوای زمستانهٔ ایران دارد.

در سطح جهانی، این کم‌فشارها و پرفشارها یک الگوی ثابت می‌سازند: کم‌فشار حرارتی در استوا، پرفشار دینامیکی در نزدیکی مدار ۳۰ درجه (که هوا در آن فرو می‌نشیند و بیابان‌های بزرگ جهان را می‌سازد)، کم‌فشار دینامیکی در ۶۰ درجه، و پرفشار دوباره در قطب. ولادیمیر کوپن بر همین اساس، آب‌وهوای جهان را به پنج گروه اصلی تقسیم کرد: استوایی (A)، خشک (B)، معتدل (C)، سرد (D) و قطبی (E) — بخش عمدهٔ ایران در گروه خشک قرار می‌گیرد، در حالی که سواحل شمالی گروه معتدل و برخی کوهستان‌ها گروه سرد را تجربه می‌کنند.

بارش هم به دو شرط نیاز دارد: هوای مرطوب و عامل صعود که هوا را سرد و اشباع کند. سه نوع بارش داریم: همرفتی (گرم‌شدن هوا از پایین، رایج در مناطق استوایی)، جبهه‌ای (برخورد دو تودهٔ هوا، غالب بارش‌های پاییزه و زمستانهٔ ایران) و کوهستانی که وقتی کوه مانع حرکت افقی هوا می‌شود و آن را مجبور به صعود می‌کند رخ می‌دهد — به همین دلیل دامنهٔ «رو به باد» یک کوه همیشه پربارش‌تر از دامنهٔ «پشت به باد» است، مثل دامنه‌های شمالی البرز و غربی زاگرس.

بیابان‌ها مناطقی با کمتر از ۵۰ میلی‌متر بارش سالانه‌اند که یا حوالی مدار ۳۰ درجه شکل می‌گیرند (به دلیل پرفشار دینامیکی) یا در عمق قاره‌ها دور از منابع رطوبت — گاهی حتی کنار دریا هم بیابان دیده می‌شود، مثل آتاکاما و نامیب، وقتی جریان آب سرد ساحلی مانع صعود هوا شود. گرم‌ترین نقطهٔ زمین، بیابان لوت ایران با دمای ثبت‌شدهٔ حدود ۷۰ درجه است. دو نوع بیابان داریم: بیابان گرم (حوالی مدار ۳۰ درجه، مثل صحرای آفریقا و لوت) و بیابان سرد (در عرض‌های بالا یا ارتفاعات، مثل گبی در مغولستان). بیابان با «کویر» فرق دارد: کویر بخشی از بیابان با خاک شور و رسی است که سطح آب زیرزمینی‌اش بالاست و کشاورزی در آن ممکن نیست.

ناهمواری‌ها و اشکال زمین

زمین چهار ناهمواری اصلی دارد: فلات (سرزمین مرتفع و در عین حال نسبتاً هموار، مثل فلات ایران یا فلات تبت که مرتفع‌ترین فلات جهان است)، کوه و رشته‌کوه (برجسته و قله‌دار، مثل البرز و زاگرس)، تپه (کوتاه‌تر از کوه) و دشت (پست و هموار، بیش از یک‌سوم سطح زمین را می‌پوشاند و مهم‌ترین محل زندگی انسان است).

این اشکال از دو دستهٔ عامل پدید می‌آیند: عوامل درونی (تکتونیک صفحه‌ای) که سازنده‌اند و از راه چین‌خوردگی، گسل و آتشفشان کوه می‌سازند؛ و عوامل بیرونی که تخریب‌کننده‌اند و شامل هوازدگی و فرسایش می‌شوند. هوازدگی یعنی خرد و متلاشی‌شدن سنگ‌ها در همان‌جا: هوازدگی فیزیکی فقط سنگ را می‌شکند بدون تغییر ترکیب شیمیایی‌اش (عامل اصلی، اختلاف دما و یخ‌زدن آب در شکاف سنگ، رایج در کوهستان‌های سرد و بیابان‌ها)، هوازدگی شیمیایی هم سنگ را خرد می‌کند و هم ترکیبش را تغییر می‌دهد (عامل اصلی، اکسیژن و رطوبت، رایج‌تر در مناطق گرم و مرطوب)، و هوازدگی زیستی ناشی از فعالیت گیاهان و جانوران است. فرسایش هم یعنی جدا‌شدن و انتقال این ذرات خردشده توسط آب، یخچال، امواج یا باد و رسوب‌گذاری آن‌ها در جای دیگر.

آب جاری دره‌های V شکل می‌سازد، در حالی که یخچال‌ها — توده‌های عظیم یخ که وقتی ضخامتشان به ۶۰ تا ۱۰۰ متر برسد شروع به حرکت می‌کنند و رسوبات خود را به شکل «مورن» به‌جا می‌گذارند — دره‌های U شکل می‌سازند؛ یکی از رایج‌ترین نکات کنکوری همین تفاوت است. امواج دریا هم روی سواحل صخره‌ای غار، طاق و ستون سنگی دریایی می‌سازند و روی سواحل ماسه‌ای رسوبات تراکمی به‌جا می‌گذارند.

در بیابان‌ها، باد مهم‌ترین عامل فرسایش است و دو نوع اثر می‌گذارد: اشکال کاوشی که حاصل برداشتن مواد است، مثل کلوت‌های شهداد در بیابان لوت (شیارهای موازی حاصل باقی‌ماندن رسوبات سخت‌تر پس از برداشتن رسوبات نرم توسط باد) یا چاله‌های بادی که عمقشان می‌تواند به ۴۰ متر برسد، و اشکال تراکمی که حاصل انباشتن مواد است، مثل تپه‌های ماسه‌ای یا «تلماسه» که در لوت ایران تا ۵۰۰ متر ارتفاع می‌گیرند و در جهت باد جابه‌جا می‌شوند — این دو دسته را نباید با هم اشتباه گرفت. در سنگ‌های آهکی و گچی هم فرسایش انحلالی (کارستی) اتفاق می‌افتد، وقتی آب و دی‌اکسیدکربن با هم اسید کربنیک می‌سازند و سنگ آهک را حل می‌کنند؛ نتیجهٔ آن غارهایی مثل علی‌صدر همدان است، با ستون‌های آهکی که از سقف (استالاکتیت) و کف (استالاگمیت) غار رشد می‌کنند.

برای نمایش این ناهمواری‌ها، از نقشهٔ توپوگرافی استفاده می‌شود که با خطوطی به نام «منحنی میزان» نقاط هم‌ارتفاع را به هم وصل می‌کند: هرچه این خطوط به‌هم نزدیک‌تر باشند شیب تندتر است، و هرچه دورتر باشند شیب ملایم‌تر.

نواحی زیستی

سلسله‌مراتب زیستی از کوچک به بزرگ این‌گونه است: بوم‌سازگان (اکوسیستم) — که از بخش زنده (تولیدکنندگان گیاهی، مصرف‌کنندگان و تجزیه‌کنندگان) و بخش غیرزنده (خاک، آب، هوا) تشکیل شده — ← تعداد زیادی بوم‌سازگان که با هم زیست‌بوم (بیوم) می‌سازند ← و در نهایت زیست‌کره (بیوسفر)، یعنی کل پوشش زندهٔ زمین. عامل تعیین‌کنندهٔ نوع زیست‌بوم در هر منطقه، ترکیب دما و بارش است؛ با حرکت از استوا به سمت قطب، به ترتیب جنگل بارانی استوایی، ساوان، بیابان، بیشه‌زار مدیترانه‌ای، علفزار معتدل، جنگل پهن‌برگ، تایگا (جنگل سوزنی‌برگ سرد) و در نهایت توندرا (فاقد درخت) را می‌بینیم — و تنوع پوشش گیاهی در این مسیر پیوسته کاهش می‌یابد. همین الگو با افزایش ارتفاع هم تکرار می‌شود و به آن «منطقه‌بندی عمودی» می‌گویند: با بالا رفتن از دامنهٔ یک کوه، گونه‌ها کم‌تر، گیاهان کوتاه‌تر، فصل رویش کوتاه‌تر و خاک نازک‌تر می‌شود — تقریباً هر ۱۰۰۰ متر ارتفاع معادل ۶ درجه حرکت به سمت عرض جغرافیایی بالاتر است.

شاخص تولید خالص اولیه (NPP) نشان می‌دهد یک زیست‌بوم پس از مصرف تنفس گیاه، چقدر مادهٔ آلی خالص تولید می‌کند؛ بیشترین آن در جنگل بارانی استوایی است (به دلیل نور، گرما و رطوبت کافی برای فتوسنتز سریع) و کمترین در توندرا و بیابان، تقریباً یکسان و بسیار پایین. همین جنگل‌های بارانی به دلیل بیشترین تنوع زیستی جهان، تولید اکسیژن فراوان و ذخیرهٔ عظیم کربن، ذخیره‌گاه حیاتی سیاره محسوب می‌شوند — تخریب آن‌ها یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی روزگار ماست.

سه نوع منظر طبیعی هم اهمیت اقتصادی و زیست‌محیطی ویژه دارند و هرکدام قابلیت‌ها و تهدیدهای خودشان را دارند:

  • بیابان‌ها حدود یک‌سوم سطح زمین را می‌پوشانند و قابلیت‌هایی مثل معادن، انرژی خورشیدی، گردشگری و حتی تحقیقات نجومی (به لطف آسمان صاف) دارند؛ تهدید اصلی‌شان خشکسالی، برداشت بی‌رویهٔ آب زیرزمینی و از‌بین‌رفتن پوشش گیاهی است. راهکار حفاظت، کاشت گیاهان مقاوم به خشکی و مالچ‌پاشی طبیعی روی ماسه‌های روان است.
  • سواحل کمتر از ۱۵ درصد سطح زمین‌اند اما نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت جهان در آن‌ها زندگی می‌کنند؛ در برابر بالاآمدن سطح دریا، توفان و آلودگی پساب آسیب‌پذیرند و با موج‌شکن و تثبیت تپه‌های ماسه‌ای با گیاه محافظت می‌شوند.
  • کوهستان‌ها نزدیک به یک‌دهم مردم جهان را در خود جای داده‌اند؛ در کنار گردشگری و تأمین منابع آب شیرین برای دشت‌های اطراف، با خطر زلزله، لغزش دامنه و ذوب یخچال روبه‌رویند و کشت پوششی دامنه‌ها مهم‌ترین راه مقابله با فرسایش آن‌هاست.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. اگر دمای هوا در سطح دریا (ارتفاع صفر) برابر با ۲۴ درجه سانتی‌گراد باشد، دمای هوا در ارتفاع ۳۰۰۰ متری از سطح دریا در همان منطقه تقریباً چقدر خواهد بود؟

  • ۸ درجه سانتی‌گراد
  • ۱۲ درجه سانتی‌گراد
  • ۴ درجه سانتی‌گراد
  • ۶ درجه سانتی‌گراد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «۶ درجه سانتی‌گراد» است؛ بر اساس قاعدهٔ کاهش دما با ارتفاع (هر ۱۰۰۰ متر افزایش ارتفاع، حدود ۶ درجه کاهش دما)، در ارتفاع ۳۰۰۰ متری این کاهش سه برابر یعنی ۱۸ درجه خواهد بود؛ بنابراین دمای ۲۴ درجهٔ سطح دریا به ۲۴ - ۱۸ = ۶ درجه می‌رسد. رد گزینه‌های نادرست: «۴ درجه سانتی‌گراد» نادرست است چون از محاسبهٔ نادرست نرخ کاهش دما به‌دست می‌آید. «۸ درجه سانتی‌گراد» و «۱۲ درجه سانتی‌گراد» نیز نادرستند چون با اعمال درستِ نرخ ۶ درجه به‌ازای هر ۱۰۰۰ متر روی ۳۰۰۰ متر ارتفاع، مطابقت ندارند. تلهٔ تستی: نرخ کاهش دما با ارتفاع (۶ درجه به‌ازای هر ۱۰۰۰ متر) باید متناسب با تعداد کامل هزار مترها ضرب شود؛ فراموش‌کردن ضرب در تعداد صحیح ۱۰۰۰ متر (اینجا ۳ برابر) رایج‌ترین خطای محاسباتی در این نوع سؤالات است.

2. دلیل اصلی شکل‌گیری بیابان‌های بزرگ جهان در حوالی مدارهای ۳۰ درجه (رأس‌السرطان و رأس‌الجدی) چیست؟

  • دوری بیش از حد از منابع رطوبتی اقیانوسی
  • وجود جریان‌های آب گرم در سواحل این مدارها
  • استقرار کم‌فشار حرارتی ناشی از تابش عمود خورشید بر سطح زمین
  • استقرار پرفشار دینامیکی که مانع صعود هوا و تشکیل ابر می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «استقرار پرفشار دینامیکی که مانع صعود هوا و تشکیل ابر می‌شود» است؛ در حوالی مدارهای ۳۰ درجه، هوایی که از استوا صعود کرده، پس از سرد شدن و از دست دادن رطوبت، در این عرض‌ها فرونشسته و پرفشار دینامیکی ایجاد می‌کند؛ نزول هوا مانع صعود و ابرسازی شده و در نتیجه بارش رخ نمی‌دهد. رد گزینه‌های نادرست: «استقرار کم‌فشار حرارتی ناشی از تابش عمود خورشید بر سطح زمین» نادرست است چون کم‌فشار حرارتی مختص استواست نه مدار ۳۰ درجه، و نتیجهٔ آن بارش است نه خشکی. «دوری بیش از حد از منابع رطوبتی اقیانوسی» نادرست است چون بسیاری از این بیابان‌ها (مانند صحرای بزرگ) به دریا نزدیک‌اند و علت اصلی آن‌ها پرفشار دینامیکی است، نه صرفاً دوری از دریا. «وجود جریان‌های آب گرم در سواحل این مدارها» نادرست است چون در واقع جریان‌های آب سرد (نه گرم) در برخی از این سواحل به تشدید خشکی کمک می‌کنند. تلهٔ تستی: نباید علت بیابان‌های مدار ۳۰ درجه را با علت بیابان‌های درون‌قاره‌ای (دوری از دریا) یکی دانست؛ عامل اصلی و مشترک این کمربند، پرفشار دینامیکی است.

3. عامل اصلی بیابانی بودن مناطقی مانند «آتاکاما» در آمریکای جنوبی با وجود قرارگیری در کنار ساحل چیست؟

  • وزش بادهای قطبی و سرد شدن ناگهانی هوا.
  • وجود رشته‌کوه‌های بلند که مانع ورود بادهای غربی می‌شوند.
  • عبور جریان آب سرد ساحلی و استقرار پرفشار بیابانی.
  • قرارگیری در مدار ۶۰ درجه و کم‌فشار دینامیکی.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «عبور جریان آب سرد ساحلی و استقرار پرفشار بیابانی» است؛ بیابان‌های ساحلی مانند آتاکاما با وجود نزدیکی به دریا، به دلیل عبور جریان آب سرد اقیانوسی (که هوای مجاور را سرد و پایدار نگه می‌دارد و مانع صعود هوا می‌شود) و هم‌زمان استقرار پرفشار، از بارش محروم می‌مانند. رد گزینه‌های نادرست: «وجود رشته‌کوه‌های بلند که مانع ورود بادهای غربی می‌شوند» نادرست است چون هرچند رشته‌کوه آند در همسایگی آتاکاماست، علت اصلی خشکی این منطقهٔ ساحلی، جریان آب سرد و پرفشار است، نه سدشدن باد توسط کوه. «قرارگیری در مدار ۶۰ درجه و کم‌فشار دینامیکی» نادرست است چون آتاکاما نزدیک مدار ۳۰ درجه (نه ۶۰ درجه) قرار دارد و کمربند ۶۰ درجه اساساً کم‌فشار است نه پرفشار. «وزش بادهای قطبی و سرد شدن ناگهانی هوا» نادرست است چون آتاکاما در عرض‌های میانی-گرمسیری قرار دارد، نه در همسایگی مستقیم بادهای قطبی. تلهٔ تستی: بیابان‌های ساحلی مانند آتاکاما و نامیب، برخلاف تصور رایج، به دلیل دوری از دریا خشک نیستند؛ ترکیب جریان آب سرد و پرفشار، علت واقعی خشکی آن‌هاست.

4. اگر از خط استوا به سمت قطب شمال حرکت کنیم، ترتیب تغییرات زیست‌بوم‌ها کدام است؟

  • ساوان \leftarrow بیشه‌زار مدیترانه‌ای \leftarrow بیابان \leftarrow توندرا
  • جنگل بارانی \leftarrow ساوان \leftarrow بیابان \leftarrow جنگل پهن‌برگ \leftarrow توندرا
  • تایگا \leftarrow ساوان \leftarrow علفزار معتدل \leftarrow بیابان \leftarrow جنگل استوایی
  • جنگل بارانی \leftarrow توندرا \leftarrow بیابان \leftarrow تایگا \leftarrow ساوان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «جنگل بارانی \leftarrow ساوان \leftarrow بیابان \leftarrow جنگل پهن‌برگ \leftarrow توندرا» است؛ این توالی با حرکت از استوا به سمت قطب شمال، ترتیب درست کاهش تدریجی گرما و تغییر زیست‌بوم‌ها را نشان می‌دهد. رد گزینه‌های نادرست: «تایگا \leftarrow ساوان \leftarrow علفزار معتدل \leftarrow بیابان \leftarrow جنگل استوایی» نادرست است چون این توالی از قطب به استوا برعکس چیده شده و ترتیب داخلی آن نیز نادرست است. «جنگل بارانی \leftarrow توندرا \leftarrow بیابان \leftarrow تایگا \leftarrow ساوان» نادرست است چون توندرا (سردترین) نمی‌تواند بلافاصله پس از جنگل بارانی (گرم‌ترین) بیاید. «ساوان \leftarrow بیشه‌زار مدیترانه‌ای \leftarrow بیابان \leftarrow توندرا» نادرست است چون جای ساوان و بیابان جابه‌جا شده و از جنگل بارانی به‌عنوان نقطهٔ شروع صرف‌نظر شده است. تلهٔ تستی: توالی صحیح از استوا به قطب باید به‌طور پیوسته و بدون پرش دمایی ناگهانی چیده شود؛ قرار گرفتن زیست‌بوم‌های سرد (توندرا، تایگا) بلافاصله بعد از جنگل بارانی استوایی همیشه نادرست است.

5. با افزایش ارتفاع در یک ناحیه کوهستانی، کدام تغییر در پوشش گیاهی رخ نمی‌دهد؟

  • ضخامت خاک کمتر می‌شود.
  • تعداد گونه‌ها کاهش می‌یابد.
  • قد و بلندی گیاهان کمتر می‌شود.
  • فصل رویش طولانی‌تر می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «فصل رویش طولانی‌تر می‌شود» است (سؤال به‌دنبال تغییری است که رخ نمی‌دهد)؛ با افزایش ارتفاع، فصل رویش کوتاه‌تر می‌شود، نه طولانی‌تر؛ بنابراین این گزینه توصیف نادرستی از اثر ارتفاع است و پاسخ سؤال محسوب می‌شود. رد گزینه‌های نادرست (که همگی واقعاً رخ می‌دهند و بنابراین انتخاب نمی‌شوند): «تعداد گونه‌ها کاهش می‌یابد» درست است و با افزایش ارتفاع واقعاً رخ می‌دهد. «قد و بلندی گیاهان کمتر می‌شود» نیز درست است و از تغییرات شناخته‌شدهٔ ارتفاع بر پوشش گیاهی است. «ضخامت خاک کمتر می‌شود» نیز درست است، چون خاک در ارتفاعات بالا نازک‌تر و زهکشی آن ضعیف‌تر می‌شود. تلهٔ تستی: با افزایش ارتفاع، فصل رویش کوتاه‌تر (نه طولانی‌تر) می‌شود؛ باید دقت کرد که سؤال گزینهٔ نادرست را می‌خواهد، پس باید دنبال جمله‌ای گشت که با روند واقعی مغایرت دارد.

6. نواحی ساحلی چه درصدی از خشکی‌های زمین را تشکیل می‌دهند و میزبان چند درصد از جمعیت جهان هستند؟

  • کمتر از ۱۵ درصد خشکی / ۴۰ درصد جمعیت
  • حدود ۱۰ درصد خشکی / ۹۰ درصد جمعیت
  • حدود ۳۳ درصد خشکی / ۱۰ درصد جمعیت
  • بیش از ۵۰ درصد خشکی‌ها / ۶۰ درصد جمعیت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «کمتر از ۱۵ درصد خشکی / ۴۰ درصد جمعیت» است؛ نواحی ساحلی با وجود اینکه کمتر از ۱۵٪ خشکی‌های زمین را تشکیل می‌دهند، به دلیل جذابیت اقتصادی و دسترسی به دریا، میزبان حدود ۴۰٪ از جمعیت جهان هستند. رد گزینه‌های نادرست: «حدود ۳۳ درصد خشکی / ۱۰ درصد جمعیت» نادرست است چون رقم ۳۳٪ مربوط به وسعت بیابان‌هاست، نه سواحل، و درصد جمعیت ساحل‌نشین بسیار بیشتر از ۱۰٪ است. «بیش از ۵۰ درصد خشکی‌ها / ۶۰ درصد جمعیت» نادرست است چون سواحل هرگز نیمی از خشکی‌های زمین را تشکیل نمی‌دهند. «حدود ۱۰ درصد خشکی / ۹۰ درصد جمعیت» نادرست است چون هر دو عدد این گزینه با آمار واقعی مطابقت ندارد. تلهٔ تستی: نباید سهم کم سواحل از مساحت خشکی‌ها (کمتر از ۱۵٪) را با سهم بسیار بزرگ آن از جمعیت جهان (حدود ۴۰٪) اشتباه گرفت؛ این تضاد میان مساحت کم و جمعیت زیاد، نکتهٔ کلیدی این بحث است.

7. روز جهانی «بیابان‌زدایی» در چه تاریخی گرامی داشته می‌شود؟

  • ۱۱ خرداد (۱ ژوئن)
  • ۲۲ اسفند (۱۳ مارس)
  • ۱۵ اردیبهشت (۵ می)
  • ۱ مهر (۲۳ سپتامبر)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «۱۱ خرداد (۱ ژوئن)» است؛ این تاریخ به‌عنوان روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی نام‌گذاری شده تا توجه جهانی به تهدیدهای بیابان‌زایی و راهکارهای مقابله با آن جلب شود. رد گزینه‌های نادرست: «۲۲ اسفند (۱۳ مارس)»، «۱۵ اردیبهشت (۵ می)» و «۱ مهر (۲۳ سپتامبر)» هر سه نادرستند چون هیچ‌کدام با تاریخ رسمی روز جهانی بیابان‌زدایی مطابقت ندارند و صرفاً تاریخ‌های نزدیک و مشابهی برای ایجاد ابهام‌اند. تلهٔ تستی: تاریخ‌های مناسبتی مشابه یکدیگر (اسفند، اردیبهشت، مهر) به‌راحتی با تاریخ صحیح (۱۱ خرداد) اشتباه گرفته می‌شوند؛ باید این عدد را دقیقاً به‌خاطر سپرد.

8. تفاوت علمی بین دو شاخه «جغرافیای زیستی» و «اکولوژی» چیست؟

  • جغرافیای زیستی به بررسی پراکندگی زیست‌بوم‌ها در سطح زمین می‌پردازد، اما اکولوژی ارتباط موجودات با محیطشان را مطالعه می‌کند.
  • اکولوژی پراکندگی مکانی گونه‌ها را در سطح کرهٔ زمین بررسی می‌کند اما جغرافیای زیستی به شیمی سلولی موجودات زنده می‌پردازد.
  • هر دو دقیقاً یک علم کاملاً واحد و یکسان هستند و هیچ تفاوت مهمی با یکدیگر ندارند.
  • اکولوژی صرفاً و منحصراً در مورد گیاهان است و جغرافیای زیستی تنها در مورد جانوران بحث می‌کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «جغرافیای زیستی به بررسی پراکندگی زیست‌بوم‌ها در سطح زمین می‌پردازد، اما اکولوژی ارتباط موجودات با محیطشان را مطالعه می‌کند» است؛ جغرافیای زیستی بر روی الگوی مکانی و پراکندگی جغرافیایی گونه‌ها و زیست‌بوم‌ها تمرکز دارد، در حالی که اکولوژی (بوم‌شناسی) رابطهٔ موجودات زنده با محیط زندگی‌شان را بررسی می‌کند. رد گزینه‌های نادرست: «اکولوژی پراکندگی مکانی گونه‌ها را در سطح کرهٔ زمین بررسی می‌کند اما جغرافیای زیستی به شیمی سلولی موجودات زنده می‌پردازد.» نادرست است چون این تعریف‌ها هم جابه‌جا شده‌اند و هم شیمی سلولی اساساً موضوع هیچ‌کدام از این دو رشته نیست. «هر دو یک علم هستند و تفاوتی ندارند» نادرست است چون این دو رشته موضوع مطالعهٔ متفاوتی دارند و در متن درسی به‌صراحت از هم تفکیک شده‌اند. «اکولوژی صرفاً و منحصراً در مورد گیاهان است و جغرافیای زیستی تنها در مورد جانوران بحث می‌کند.» نادرست است چون هیچ‌کدام از این دو رشته به این شکل محدود به یک گروه از موجودات نیستند. تلهٔ تستی: «جغرافیای زیستی» (تمرکز بر مکان و پراکندگی) و «اکولوژی» (تمرکز بر رابطهٔ موجود و محیط) با وجود شباهت ظاهری، دو رویکرد متفاوت به مطالعهٔ زیست‌بوم‌ها دارند.

9. بیابان سرد «گبی» در کدام کشور واقع شده است و علت اصلی ایجاد آن چیست؟

  • مغولستان - عرض جغرافیایی بالا و دوری از منابع رطوبتی
  • ایران - استقرار پرفشار جنب استوایی گرم
  • آمریکا - عبور جریان آب سرد ساحلی
  • شیلی - قرار گرفتن در سایهٔ باد کوه‌های بلند آند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «مغولستان - عرض جغرافیایی بالا و دوری از منابع رطوبتی» است؛ بیابان گبی نمونه‌ای از بیابان سرد است که در مغولستان و در عرض‌های جغرافیایی بالا و دور از دریا قرار دارد؛ به همین دلیل، برخلاف بیابان‌های گرمِ مدار ۳۰ درجه، سرد اما همچنان بسیار خشک است. رد گزینه‌های نادرست: «ایران - استقرار پرفشار جنب استوایی گرم» نادرست است چون گبی در ایران نیست و علت شکل‌گیری بیابان‌های گرم ایران (مانند لوت) با علت بیابان سرد گبی متفاوت است. «آمریکا - جریان آب سرد ساحلی» نادرست است چون گبی درون‌قاره‌ای و دور از هر ساحلی است، نه در آمریکا و نه تحت تأثیر جریان آب سرد ساحلی. «شیلی - قرار گرفتن در سایهٔ باد کوه‌های بلند آند» نادرست است چون این توصیف مربوط به بیابان‌های آمریکای جنوبی است، نه گبی در آسیا. تلهٔ تستی: بیابان‌های سرد (مانند گبی و تکله‌ماکان) در عرض‌های بالا یا ارتفاعات شکل می‌گیرند و علت آن‌ها با بیابان‌های گرم مدار ۳۰ درجه (مانند لوت) متفاوت است؛ نباید این دو نوع بیابان و علل آن‌ها را با هم خلط کرد.

10. «گرزدیو (هودو)» نتیجه کدام نوع فرسایش است و مکانیسم تشکیل آن چیست؟

  • فرسایش تراکمی باد - انباشت ماسه‌ها پشت موانع گیاهی
  • فرسایش یخچالی - تراشیده شدن کف دره کوهستانی سرد
  • فرسایش کاوشی باد - از بین رفتن مواد نرم زیرین و باقی ماندن کلاهک سخت سنگی
  • فرسایش انحلالی آب - ترکیب آب با گاز دی‌اکسید کربن و اثر آن بر سنگ آهک

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ صحیح «فرسایش کاوشی باد - از بین رفتن مواد نرم زیرین و باقی ماندن کلاهک سخت سنگی» است؛ گرزدیو (هودو) نتیجهٔ فرسایش کاوشی باد است که مواد نرم‌تر زیر یک لایهٔ سنگی سخت را برمی‌دارد و ستونی شبیه قارچ با کلاهک سخت روی آن باقی می‌گذارد. رد گزینه‌های نادرست: «فرسایش انحلالی آب - ترکیب آب با گاز دی‌اکسید کربن و اثر آن بر سنگ آهک» نادرست است چون این فرایند مربوط به تشکیل غارهای کارستی است، نه گرزدیو که پدیده‌ای بادی است. «فرسایش تراکمی باد - انباشت ماسه‌ها پشت موانع گیاهی» نادرست است چون این توصیف مربوط به تلماسه است، در حالی که گرزدیو نتیجهٔ فرسایش کاوشی (نه تراکمی) است. «فرسایش یخچالی - تراشیده شدن کف دره کوهستانی سرد» نادرست است چون گرزدیو ارتباطی به یخچال ندارد و پدیده‌ای مختص بیابان است. تلهٔ تستی: گرزدیو (هودو) و کلوت هر دو نتیجهٔ فرسایش کاوشی باد (نه تراکمی) هستند؛ نباید مکانیزم کاوشی را با مکانیزم تراکمی (مانند تلماسه) اشتباه گرفت.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان