پرش به محتوای اصلی

روان‌شناسی سلامت و فشار روانی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

روان‌شناسیِ سلامت

روان‌شناسیِ سلامت چیست؟

روان‌شناسیِ سلامت، از یافته‌های علمِ روان‌شناسی برای پیشگیری و درمانِ بیماری‌های جسمی استفاده می‌کند. پیامِ اصلیِ این حوزه، رابطه‌ی متقابلِ جسم و روان است: گاهی روان بر جسم اثر می‌گذارد — مثلِ خانمِ عسگری که فشارِ روانی، فشارِ خونش را بالا برد و به دردِ قلب رساند — و گاهی جسم بر روان اثر می‌گذارد، مثلِ امیدِ چهارده‌ساله که دیابت او را عصبانی و غمگین کرده. سلامت و بیماری دو قطبِ جدا نیستند، بلکه یک طیفِ پیوسته‌اند از مرگ تا سلامتِ کامل که هر فرد روی نقطه‌ای از آن قرار دارد — مثلاً دانشجویی که بدونِ صبحانه، دچارِ سردرد و کسالتِ صبحگاهی است، جایی در میانه‌ی این طیف ایستاده، نه در دو سرِ آن. هدفِ روان‌شناسیِ سلامت هم فقط درمان نیست، بلکه پیشگیری، حفظِ جایگاهِ فعلی و حرکت به‌سویِ سلامتِ بیشتر هم هست. به‌طورِ کلی، روان می‌تواند دو نقش داشته باشد: هم عاملِ ایجادِ بیماریِ جسمانی باشد، هم پیامدِ آن — این دو جهت، آینه‌ی هم‌اند و باید در هر موقعیت مشخص کرد کدام‌یک در جریان است.

سبکِ زندگیِ سالم

سبکِ زندگی یعنی مجموعه‌ی الگوهایِ رفتاری و شناختیِ روزمره‌ی فرد، و مستقیماً با خطرِ بیماری‌هایی مثلِ بیماریِ قلبی، فشارِ خون و دیابت مرتبط است — غذایِ چرب و بی‌تحرکی، دقیقاً همین خطرها را افزایش می‌دهد. سه بُعدِ اصلیِ سبکِ زندگی عبارت‌اند از: تغذیه‌ی سالم (کربوهیدراتِ کافی، چربیِ کم، فیبر و میوه‌یِ زیاد، متناسب با سن و جنس)، ورزش (که علاوه بر لذت و شادابی، در کنترلِ وزن، تنظیمِ سوخت‌وساز و پیشگیری از بیماری نقش دارد؛ پیاده‌روی، کوه‌پیمایی و شنا از نمونه‌های خوبِ آن‌اند)، و مقابله با فشارِ روانی.

فشارِ روانی چیست؟

فشارِ روانی یعنی نیاز به دوباره سازگارشدن با شرایطِ جدیدِ زندگی — و برخلافِ تصورِ رایج، همیشه منفی نیست. فشارِ روانیِ منفی (Distress) ناخوشایند و تهدیدکننده است و به درماندگی و ناامیدی می‌انجامد، مثلِ حواس‌پرتی در امتحان؛ فشارِ روانیِ مثبت (Eustress) چالش‌برانگیز و انگیزه‌بخش است و می‌تواند عملکرد را بهتر کند، درست مثلِ دروازه‌بانی که تا وقتی توپ دور است بی‌تفاوت است اما همین‌که توپ به‌سمتش می‌آید، تمرکزش اوج می‌گیرد و بهترین بازی‌اش را می‌کند. حتی قبولی در کنکور هم می‌تواند فشارِ روانی ایجاد کند، چون به سازگاریِ مجدد نیاز دارد — نکته‌ای که نشان می‌دهد فشارِ روانی از خودِ «تغییر» می‌آید، نه لزوماً از خوب یا بدبودنِ آن. علائمِ فشارِ روانی در چهار سطح ظاهر می‌شوند: جسمانی (مثلِ دردِ معده و سردرد)، هیجانی (مثلِ ترس و عصبانیت)، شناختی (مثلِ کمبودِ تمرکز و فراموشی)، و رفتاری (مثلِ پرخاشگری یا انزوا). ارزیابیِ فشارِ روانی هم دو مرحله دارد: نخست فرد از خودش می‌پرسد که آیا این موقعیت واقعاً خطری برایش هست؛ اگر پاسخ مثبت بود، در مرحله‌ی دوم می‌سنجد که آیا می‌تواند برای تغییرِ آن کاری بکند یا نه — و بر اساسِ همین پاسخ، روشِ مقابله‌اش را انتخاب می‌کند.

مقابله با فشارِ روانی

مقابله یعنی تلاش برای از‌بین‌بردن یا کاهشِ فشارِ روانی، و دو نوعِ اصلی دارد. مقابله‌ی سازگارانه به حل‌شدنِ مسئله کمک می‌کند: مهارتِ حل‌مسئله (مثلِ دانش‌آموزی که از ترسِ رد شدن، وقتِ بیشتری به مطالعه اختصاص می‌دهد)، مشورت‌گرفتن از فردِ خبره (مثلِ آذر که در انتخابِ رشته با مشاور مشورت می‌کند)، استفاده از شوخ‌طبعی در موقعیت‌هایی که کوتاه‌مدت قابلِ حل نیستند، و فعالیتِ بدنی. روش‌های کوتاه‌مدتِ دیگر شاملِ تنفسِ عمیق، گفتنِ «ایست!» برای قطعِ افکارِ منفی، شمردنِ اعداد برای انحرافِ توجه، نوشیدنِ آبِ خنک، به‌خاطرآوردنِ رویدادی خوشایند، و ترکِ موقعیت هستند؛ روش‌های بلندمدت هم شاملِ ورزشِ منظم، نوشتنِ خاطرات (که سطحِ هورمونِ استرس را کاهش می‌دهد)، حمایتِ اجتماعی و برنامه‌ریزی می‌شوند. در برابر، مقابله‌ی ناسازگارانه نه‌تنها کمکی نمی‌کند بلکه فشار را وخیم‌تر می‌کند: منفعل‌شدن و رهاکردنِ تلاش، انتظارِ معجزه بدونِ اقدام، رفتارهایِ تکانشیِ بدونِ فکر (مثلِ رضا که بعد از تعویض‌شدن در بازی، لباسش را پرت می‌کند)، و روی‌آوردن به موادِ شیمیایی و دخانیات (مثلِ بهروز که بعد از مصدومیت، داروهای آرام‌بخش مصرف می‌کند). اعتیاد و بسیاری از انحرافاتِ اجتماعی، ریشه در همین مقابله‌هایِ ناسازگارانه‌یِ تکرارشونده دارند. در مقابل، امیر که بعد از قبول‌نشدن در کنکور، برایِ خودش برنامه‌ریزیِ درسیِ تازه می‌چیند، نمونه‌ی روشنِ مقابله‌ی سازگارانه است — تفاوتِ اصلیِ این دو مسیر در همین نکته است: مقابله‌ی سازگارانه فشار را کاهش می‌دهد، مقابله‌ی ناسازگارانه آن را روی هم انباشته می‌کند.

نقشِ مذهب در سلامت

مذهب از دو مسیر بر سلامت اثر می‌گذارد. مسیرِ مستقیم: توکل به خدا، رابطه با او و عبادت، آرامشِ روانی و بهبودِ سیستمِ ایمنی می‌آورند — الهام در فشارِ رقابتِ کنکور، با توکل و دعا فشارِ روانی‌اش را کنترل می‌کند و تمرکزش را حفظ می‌کند. مسیرِ غیرمستقیم: افرادِ مذهبی معمولاً سبکِ زندگیِ سالم‌تری دارند — کمتر سیگار و الکل مصرف می‌کنند، تغذیه‌یِ بهتری دارند و از رفتارهایِ پرخطرِ جنسی بیشتر پرهیز می‌کنند — و همین سبکِ زندگیِ سالم‌تر، مستقل از راهِ مستقیم، به سلامتِ بهترشان می‌انجامد.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در بررسی رابطه جسم و روان، تفاوت وضعیت «خانم عسگری» و «امید ۱۴ ساله» در چیست؟

  • خانم عسگری دچار فشار روانی مثبت و امید دچار فشار روانی منفی شده و تفاوتشان در نوع فشار است.
  • در هر دو مورد، ابتدا بیماری جسمی ایجاد شده و سپس مشکلات روانی به دنبال آن پدید آمده است.
  • هر دو نمونه‌ای از تأثیر متقابل و همزمان جسم و روان بر یکدیگر در یک لحظه واحد هستند.
  • در خانم عسگری روان بر جسم اثر گذاشته، اما در امید جسم بر روان تأثیر گذاشته است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

خانم عسگری به دلیل فشار روانی دچار فشار خون بالا و درد قلب شد (مسیر روان بر جسم)؛ امید به دلیل بیماری دیابت دچار عصبانیت و غم شد (مسیر جسم بر روان). پس تفاوت اصلی همین دو جهت متفاوت رابطه جسم و روان است. «هر دو نمونه‌ای از تأثیر متقابل و همزمان جسم و روان بر یکدیگر در یک لحظه واحد هستند.» رد می‌شود چون این دو مثال دو مسیر جداگانه و مخالف را نشان می‌دهند، نه یک تأثیر همزمان و یکسان. «خانم عسگری دچار فشار روانی مثبت و امید دچار فشار روانی منفی شده و تفاوتشان در نوع فشار است.» رد می‌شود چون تفاوت اصلی این دو مثال به نوع فشار روانی (مثبت/منفی) مربوط نیست، بلکه به جهت رابطه جسم-روان مربوط است. «در هر دو مورد، ابتدا بیماری جسمی ایجاد شده و سپس مشکلات روانی به دنبال آن پدید آمده است.» رد می‌شود چون این فقط درباره امید صادق است؛ در خانم عسگری برعکس، مسئله روانی منجر به بیماری جسمی شده است. تله تستی: خانم عسگری و امید دقیقاً دو مثال کتاب برای دو جهت مخالف رابطه جسم و روان‌اند؛ نباید این دو را با انواع فشار روانی (مثبت/منفی) اشتباه گرفت.

2. در مدل ارزیابی شناختی فشار روانی (مدل لازاروس)، اگر فرد در مرحله دوم به این نتیجه برسد که «نمی‌تواند برای تغییر موقعیت کاری بکند»، معمولاً به کدام سمت هدایت می‌شود؟

  • استفاده از روش حل مسئله
  • فشار روانی مثبت (Eustress)
  • مقابله هیجان‌محور و تحمل سازگارانه
  • ارزیابی مجدد موقعیت به عنوان فرصت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق مدل ارزیابی شناختی، اگر فرد در ارزیابی ثانویه به این نتیجه برسد که نمی‌تواند موقعیت را تغییر دهد، معمولاً به سمت مقابله هیجان‌محور (تمرکز بر تنظیم احساسات به‌جای حل مستقیم مسئله) و تحمل سازگارانه هدایت می‌شود. «فشار روانی مثبت (Eustress)» رد می‌شود چون این نتیجه‌گیری (ناتوانی در تغییر موقعیت) با ماهیت چالش‌برانگیز و انگیزه‌بخش Eustress هم‌خوانی ندارد. «ارزیابی مجدد موقعیت به عنوان فرصت» رد می‌شود چون این پاسخ به مرحله دیگری از فرایند شناختی مربوط است، نه نتیجه مستقیم «نمی‌توانم کاری بکنم». «استفاده از روش حل مسئله» رد می‌شود چون حل مسئله دقیقاً زمانی به‌کار می‌رود که فرد بتواند موقعیت را تغییر دهد؛ اینجا فرض بر ناتوانی در تغییر است. تله تستی: وقتی پاسخ ارزیابی ثانویه «نه، نمی‌توانم» باشد، مسیر منطقی مقابله هیجان‌محور و تحمل است، نه حل مسئله که نیازمند امکان واقعی تغییر موقعیت است.

3. ارتباط «قانون یرکز-دادسون» با مفهوم فشار روانی مثبت (Eustress) در چیست؟

  • بیانگر این است که هیچ‌گونه فشاری نباید در محیط وجود داشته باشد.
  • نشان می‌دهد فشار روانی مثبت هم به مرور زمان و با تکرار، به بیماری جسمی مزمن تبدیل می‌شود.
  • نشان می‌دهد که هرچه سطح فشار روانی بالاتر برود، عملکرد فرد هم به همان نسبت بهتر می‌شود.
  • تأیید می‌کند که فشار روانی متوسط و چالش‌برانگیز، عملکرد فرد را به نقطه اوج می‌رساند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق قانون یرکز-دادسون، فشار روانی متوسط و چالش‌برانگیز (نه خیلی کم، نه خیلی زیاد) عملکرد فرد را به نقطه اوج می‌رساند؛ این دقیقاً همان ارتباط این قانون با مفهوم فشار روانی مثبت است. «نشان می‌دهد که هرچه سطح فشار روانی بالاتر برود، عملکرد فرد هم به همان نسبت بهتر می‌شود.» رد می‌شود چون طبق منحنی U وارونه، فشار خیلی زیاد باعث افت عملکرد (فلج شدن) می‌شود، نه بهترین عملکرد. «بیانگر این است که هیچ‌گونه فشاری نباید در محیط وجود داشته باشد.» رد می‌شود چون طبق همین قانون، فشار خیلی کم هم باعث بی‌انگیزگی و عملکرد ضعیف می‌شود؛ فشار متوسط لازم است. «نشان می‌دهد فشار روانی مثبت هم به مرور زمان و با تکرار، به بیماری جسمی مزمن تبدیل می‌شود.» رد می‌شود چون این ادعا هیچ ارتباطی با محتوای قانون یرکز-دادسون ندارد. تله تستی: قانون یرکز-دادسون دقیقاً نشان می‌دهد فشار روانی متوسط (نه صفر، نه حداکثر) بهترین عملکرد را ایجاد می‌کند؛ این همان توجیه علمی مفهوم Eustress است.

4. دانش‌آموزی که از ترس مردود شدن در امتحان، به جای مطالعه بیشتر می‌خوابد، از کدام روش مقابله‌ای استفاده کرده است؟

  • مقابله سازگارانه - ترک موقعیت
  • مقابله ناسازگارانه - تکانشی
  • مقابله ناسازگارانه - منفعل بودن
  • مقابله ناسازگارانه - در انتظار معجزه بودن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

خوابیدن به‌جای مطالعه از ترس مردود شدن، یعنی رها کردن کامل تلاش؛ این دقیقاً تعریف «منفعل بودن» است که یکی از انواع مقابله ناسازگارانه محسوب می‌شود. «مقابله ناسازگارانه - در انتظار معجزه بودن» رد می‌شود چون انتظار معجزه یعنی امید به حل خودبه‌خودی مشکل بدون تلاش، درحالی‌که این دانش‌آموز حتی چنین امیدی را هم بیان نکرده، صرفاً کاملاً رها کرده است. «مقابله سازگارانه - ترک موقعیت» رد می‌شود چون ترک موقعیت یک راهبرد سازگارانه کوتاه‌مدت برای فاصله‌گیری موقت است، نه رها کردن کامل و دائمی تلاش. «مقابله ناسازگارانه - تکانشی» رد می‌شود چون رفتار تکانشی واکنشی آنی و هیجانی است (مثل پرت کردن وسیله)، درحالی‌که خوابیدن به‌جای مطالعه یک الگوی مستمر از رهاکردن تلاش است. تله تستی: کلیدواژه «رها کردن کامل تلاش و فعالیت» همیشه به «منفعل بودن» اشاره دارد؛ این را با تکانشی بودن (واکنش آنی) یا انتظار معجزه (امید بی‌عمل) اشتباه نگیرید.

5. رفتار «رضا» (پرت کردن لباس پس از تعویض در بازی) و «بهروز» (مصرف آرام‌بخش پس از مصدومیت) به ترتیب نمایانگر کدام روش‌های مقابله‌ای هستند؟

  • سازگارانه (حل مسئله) - ناسازگارانه (انفعال)
  • ناسازگارانه (انتظار معجزه) - ناسازگارانه (رفتار تکانشی آنی)
  • ناسازگارانه (تکانشی) - سازگارانه (ترک موقعیت کوتاه‌مدت)
  • ناسازگارانه (تکانشی) - ناسازگارانه (مصرف مواد شیمیایی)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

رفتار رضا (پرت کردن لباس پس از تعویض) یک واکنش آنی و هیجانی بدون فکر است، پس مصداق «ناسازگارانه تکانشی» است؛ رفتار بهروز (مصرف آرام‌بخش) اتکا به یک ماده برای فرار از مشکل است، پس مصداق «ناسازگارانه مصرف مواد شیمیایی» است. «ناسازگارانه (تکانشی) - سازگارانه (ترک موقعیت کوتاه‌مدت)» رد می‌شود چون رفتار بهروز (مصرف دارو) ناسازگارانه است، نه سازگارانه کوتاه‌مدت. «سازگارانه (حل مسئله) - ناسازگارانه (انفعال)» رد می‌شود چون رفتار رضا (پرت کردن لباس) اصلاً حل مسئله نیست، بلکه یک واکنش تکانشی است. «ناسازگارانه (انتظار معجزه) - ناسازگارانه (رفتار تکانشی آنی)» رد می‌شود چون رفتار رضا مصداق تکانشی است نه انتظار معجزه، و رفتار بهروز مصداق مصرف مواد است نه تکانشی. تله تستی: هر دو رضا و بهروز مصداق مقابله ناسازگارانه‌اند، اما از دو نوع متفاوت (تکانشی در برابر مصرف مواد شیمیایی)؛ نباید این دو نوع را با هم قاطی کرد.

6. شخصی که در برابر مشکلات مدام می‌گوید «بالاخره یک اتفاقی می‌افتد و همه‌چیز خودبه‌خود درست می‌شود»، دچار کدام آسیب در فرآیند مقابله شده است؟

  • مقابله ناسازگارانه از نوع انتظار معجزه
  • مقابله سازگارانه از طریق تصویرسازی ذهنی
  • استفاده افراطی از روش حل مسئله
  • مقابله ناسازگارانه از نوع منفعل بودن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گفتن «بالاخره یک اتفاقی می‌افتد و همه‌چیز خودبه‌خود درست می‌شود» بدون هیچ تلاش عملی، دقیقاً تعریف «انتظار معجزه» است که یکی از انواع مقابله ناسازگارانه محسوب می‌شود. «استفاده افراطی از روش حل مسئله» رد می‌شود چون در این جمله هیچ تلاش یا اقدام عملی برای حل مسئله دیده نمی‌شود؛ برعکس، فرد کاملاً منتظر مانده است. «مقابله ناسازگارانه از نوع منفعل بودن» رد می‌شود چون منفعل بودن یعنی دست کشیدن کامل از فعالیت بدون هیچ باوری، درحالی‌که این فرد هنوز باور دارد که «اتفاقی» رخ خواهد داد. «مقابله سازگارانه از طریق تصویرسازی ذهنی» رد می‌شود چون این جمله هیچ نشانه‌ای از یک راهبرد شناختی سازگارانه ندارد؛ صرفاً امید بی‌عمل است. تله تستی: تفاوت ظریف «انتظار معجزه» با «منفعل بودن» این است که در انتظار معجزه، فرد باوری (هرچند غیرمنطقی) به حل خودبه‌خودی مشکل دارد؛ در منفعل بودن، حتی این باور هم وجود ندارد و فرد صرفاً تسلیم شده است.

7. کدام گزینه نقش روان در ایجاد بیماری جسمانی را به بهترین شکل توصیف می‌کند؟

  • فردی که به سرطان مبتلا شده است، پس از تشخیص این بیماری دچار افسردگی شدید و ناامیدی می‌شود.
  • دانش‌آموزی به دلیل ترس شدید از ارائه کنفرانس، دچار لکنت زبان می‌شود.
  • تصادف رانندگی باعث قطع نخاع و سپس ناامیدی و افسردگی طولانی‌مدت بیمار می‌شود.
  • عفونت ویروسی باعث بروز تب بالا و بی‌حالی شدید و طولانی در فرد می‌گردد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دانش‌آموزی که به دلیل ترس شدید از ارائه کنفرانس دچار لکنت زبان می‌شود، دقیقاً نشان‌دهنده نقش «عامل ایجاد بیماری جسمانی» روان است؛ یک مسئله روانی (ترس) باعث یک واکنش جسمانی می‌شود. «فردی که به سرطان مبتلا شده است، پس از تشخیص این بیماری دچار افسردگی شدید و ناامیدی می‌شود.» رد می‌شود چون این مثال برعکس است: یک بیماری جسمی (سرطان) باعث مشکل روانی (افسردگی) شده، یعنی نقش «پیامد بیماری جسمانی»، نه عامل ایجاد آن. «تصادف رانندگی باعث قطع نخاع و سپس ناامیدی و افسردگی طولانی‌مدت بیمار می‌شود.» رد می‌شود چون در این مثال هم یک رویداد جسمی (تصادف) علت اولیه بوده و ناامیدی روانی پیامد آن است، نه عامل ایجادکننده. «عفونت ویروسی باعث بروز تب بالا و بی‌حالی شدید و طولانی در فرد می‌گردد.» رد می‌شود چون این اصلاً نمونه‌ای از رابطه جسم و روان نیست؛ صرفاً یک واکنش کاملاً فیزیولوژیک به یک عامل بیماری‌زای جسمی است. تله تستی: برای اینکه مثالی «عامل ایجاد بیماری جسمانی» باشد، باید علتِ اولیه یک مسئله روانی (مثل ترس، استرس) و نتیجه یک واکنش جسمی باشد؛ اگر ترتیب برعکس شود، آن مثال «پیامد بیماری جسمانی» است.

8. کدام‌یک از رفتارهای زیر، نتیجه‌ی مستقیم روش «مقابله ناسازگارانه منفعل» است؟

  • دعوا و درگیری فیزیکی شدید با هم‌کلاسی‌ها پس از دیدن کارنامه ترم
  • برنامه‌ریزی دقیق و هفتگی برای جبران شکست درسی ترم گذشته
  • مشورت جدی با خانواده و مشاور مدرسه برای تغییر رشته تحصیلی
  • کاهش نمرات دانش‌آموز به دلیل رها کردن مطالعه از ترس شکست

پاسخنامه‌ی تحلیلی

کاهش نمرات به دلیل رها کردن مطالعه از ترس شکست، دقیقاً نتیجه مستقیم «منفعل بودن» است؛ فرد به‌جای تلاش، کاملاً از فعالیت دست می‌کشد و پیامد منفی آن (افت نمره) را تجربه می‌کند. «دعوا و درگیری فیزیکی شدید با هم‌کلاسی‌ها پس از دیدن کارنامه ترم» رد می‌شود چون این رفتار مصداق مقابله تکانشی است، نه منفعل بودن. «برنامه‌ریزی دقیق و هفتگی برای جبران شکست درسی ترم گذشته» رد می‌شود چون این رفتار دقیقاً نقطه‌مقابل منفعل بودن است؛ برنامه‌ریزی مصداق مقابله سازگارانه مسئله‌مدار است. «مشورت جدی با خانواده و مشاور مدرسه برای تغییر رشته تحصیلی» رد می‌شود چون این رفتار مصداق مقابله سازگارانه (مشورت) است، نه منفعل بودن. تله تستی: منفعل بودن همیشه با «رها کردن تلاش» همراه است؛ نتیجه مستقیم آن هم باید یک پیامد منفی ناشی از عدم‌تلاش باشد (مثل افت نمره)، نه یک واکنش فعال (چه سازنده چه مخرب).

9. از نظر روان‌شناسی سلامت، تفاوت واکنش دو دانش‌آموز به یک نمره ضعیف یکسان (یکی تلاش بیشتر، دیگری انزوا) ناشی از چیست؟

  • تفاوت ژنتیکی میان این دو دانش‌آموز است
  • تفاوت در نوع ارزیابی شناختی و روش مقابله‌ای اتخاذشده
  • تصادفی و بی‌قاعده بودن رفتار انسان‌هاست
  • تفاوت در نوع تغذیه و ساعات خواب شب قبل از امتحان آن‌هاست

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق روان‌شناسی سلامت، تفاوت واکنش دو نفر به یک رویداد یکسان، ناشی از تفاوت در نوع ارزیابی شناختی (خطرناک یا چالش دیدن موقعیت) و روش‌های مقابله‌ای است که هرکدام انتخاب می‌کنند. «تفاوت ژنتیکی میان این دو دانش‌آموز است» رد می‌شود چون کتاب این تفاوت رفتاری را به فرایندهای شناختی و مقابله‌ای نسبت می‌دهد، نه به عوامل ژنتیکی. «تفاوت در نوع تغذیه و ساعات خواب شب قبل از امتحان آن‌هاست» رد می‌شود چون این یک عامل جزئی و بی‌ربط به تفاوت اصلی در نحوه ارزیابی و مقابله شناختی است. «تصادفی و بی‌قاعده بودن رفتار انسان‌هاست» رد می‌شود چون طبق روان‌شناسی سلامت، این تفاوت‌ها کاملاً قابل‌تبیین بر اساس فرایند ارزیابی شناختی هستند، نه تصادفی. تله تستی: هر تفاوت رفتاری در واکنش به یک رویداد یکسان، معمولاً ریشه در تفاوت ارزیابی شناختی (اولیه/ثانویه) و انتخاب نوع مقابله دارد؛ این اصل کلیدی مدل لازاروس است.

10. اگر فردی موقعیت استرس‌زایی را به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد تفسیر کند، او در کدام مرحله از ارزیابی شناختی مسیر متفاوتی را طی کرده است؟

  • ارزیابی اولیه؛ تفسیر موقعیت به‌عنوان چالش به‌جای تهدید
  • ارزیابی ثانویه؛ تخمین توانایی‌ها و منابع شخصی در دسترس فرد
  • مرحله‌ای که طی آن هیجان منفی شدید در فرد ایجاد می‌شود
  • مرحله انتخاب و استفاده از یک روش مقابله ناسازگارانه توسط فرد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تفسیر یک موقعیت استرس‌زا به‌عنوان «فرصتی برای یادگیری و رشد» (چالش) به‌جای تهدید، دقیقاً در مرحله «ارزیابی اولیه» رخ می‌دهد؛ این همان مرحله‌ای است که فرد میزان خطر موقعیت را می‌سنجد. «ارزیابی ثانویه؛ تخمین توانایی‌ها و منابع شخصی در دسترس فرد» رد می‌شود چون ارزیابی ثانویه به بررسی منابع و توانایی‌های فرد برای مقابله مربوط است، نه به تفسیر اولیه موقعیت به‌عنوان تهدید یا فرصت. «مرحله‌ای که طی آن هیجان منفی شدید در فرد ایجاد می‌شود» رد می‌شود چون تفسیر مثبت (چالش) معمولاً منجر به هیجان مثبت یا خنثی می‌شود، نه هیجان منفی شدید. «مرحله انتخاب و استفاده از یک روش مقابله ناسازگارانه توسط فرد» رد می‌شود چون این سؤال درباره یک مرحله ارزیابی شناختی است، نه انتخاب نوع مقابله. تله تستی: تفاوت «چالش دیدن» با «تهدید دیدن» یک موقعیت، دقیقاً در مرحله ارزیابی اولیه رخ می‌دهد؛ این مرحله همیشه پیش از ارزیابی ثانویه (توانایی‌ها) قرار دارد.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. فردی با بیماری مزمن می‌گوید «چون جسمم بیمار است، روانم هیچ اثری بر روند سلامت ندارد»؛ یکی از نزدیکانش نیز می‌گوید «فقط با آرامش ذهنی بیماری جسمی درمان می‌شود». | ادعا | جهت رابطه پیشنهادی | |---|---| | «روان بر جسم اثر ندارد» | جسم → روان فقط | | «آرامش درمان قطعی است» | روان → جسم فقط | | دیدگاه فصل | اثرگذاری دوطرفه | الف) رابطه دوطرفه جسم و روان را با نقد هر دو ادعا توضیح دهید. ب) سلامت را روی پیوستار سلامت/بیماری تحلیل کنید و بگویید چرا یک تشخیص تمام ابعاد سلامت را تعیین نمی‌کند. ج) برای بررسی رابطه، دو شاخص جسمانی و دو شاخص روانی پیشنهاد دهید و از ادعای علت قطعی بپرهیزید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) الف) وضعیت جسمی می‌تواند خلق و کارکرد روانی را تحت تأثیر قرار دهد و استرس، عادت‌ها و رفتارهای روانی نیز بر سلامت جسمی اثر می‌گذارند. هر دو ادعای تک‌سویه‌اند؛ روان به‌تنهایی درمان قطعی تضمین نمی‌کند و جسم نیز همه تجربه روانی را تعیین نمی‌کند.

ب) ب) سلامت و بیماری دو سر یک پیوستارند و فرد ممکن است با وجود تشخیص، در برخی ابعاد کارکرد و کیفیت زندگی مناسبی داشته باشد یا در کنار سلامت جسمی فشار روانی تجربه کند. تشخیص یک نقطه از تصویر است.

ج) ج) شاخص‌های جسمی مانند فشارخون و میزان فعالیت و شاخص‌های روانی مانند اضطراب خودگزارش‌شده و کیفیت خواب در چند نوبت ثبت شوند. رابطه زمانی و عوامل زمینه‌ای بررسی شود؛ همبستگی به‌تنهایی علت را اثبات نمی‌کند.

کجا بخوانم: درسنامهٔ «درسنامه روانشناسی — درس هشتم» — بخشِ «جسم و روان: یک رابطهٔ دوطرفه»، «پیوستارِ سلامت و بیماری: یک طیفِ رنگی»

نکته مهم: رابطه جسم و روان دوسویه و چندعاملی است؛ تشخیص بیماری را معادل کل وضعیت سلامت نگیرید.

۲. دو نفر با بیماری مشابه، یکی پس از تنظیم خواب و حمایت اجتماعی عملکرد روزانه بهتری دارد و دیگری با درد کمتر اما فشار روانی شدیدتر زندگی می‌کند. الف) این تفاوت را با مفهوم پیوستار سلامت توضیح دهید. ب) کدام عوامل سبک زندگی و کدام عوامل جسم/روان در روایت دخیل‌اند؟ ج) طرح پیگیری‌ای بنویسید که تغییر سلامت را چندبعدی بسنجد و اثر یک عامل را بی‌دلیل بهبود قطعی ننامد.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) الف) سلامت تنها نبود بیماری نیست؛ افراد می‌توانند در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی جایگاه‌های متفاوتی روی پیوستار داشته باشند. شدت تشخیص یکسان، وضعیت کلی سلامت یکسان نمی‌سازد.

ب) ب) خواب و حمایت اجتماعی از الگوهای سبک زندگی/محیط‌اند؛ درد شاخص جسمی و فشار روانی شاخص روانی است. این عوامل می‌توانند بر هم اثر متقابل بگذارند.

ج) ج) خواب، درد، کارکرد روزانه، فشار روانی و حمایت اجتماعی در چند نوبت ثبت شوند و تغییرات دارو/درمان و رویدادهای زندگی نیز لحاظ شوند. پیگیری می‌تواند هم‌زمانی تغییرها را نشان دهد، اما برای نسبت‌دادن علت باید مقایسه و کنترل عوامل داشت.

کجا بخوانم: درسنامهٔ «درسنامه روانشناسی — درس هشتم» — بخشِ «پیوستارِ سلامت و بیماری: یک طیفِ رنگی»، «سبکِ زندگی: پایه‌ای‌ترین عاملِ سلامت»، «جسم و روان: یک رابطهٔ دوطرفه»

نکته مهم: ارزیابی سلامت باید چندبعدی و طولی باشد؛ همراهی دو تغییر دلیل علت‌بودن یکی نیست.

۳. دانشجویی در هفته امتحان خواب را کم می‌کند، وعده‌های غذایی نامنظم دارد، ورزش را کنار می‌گذارد و به‌سبب نگرانی ضربان قلبش تند می‌شود. الف) عوامل سبک زندگی را از نشانه جسمانی و فشار روانی تفکیک کنید. ب) چرخه احتمالی اثر متقابل میان استرس، خواب، بدن و عملکرد را توضیح دهید. ج) دو تغییر کم‌هزینه پیشنهاد دهید و برای هرکدام شاخص پایش و زمان بازبینی تعیین کنید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) الف) کم‌خوابی، بی‌نظمی غذا و حذف فعالیت بدنی رفتارهای سبک زندگی‌اند؛ نگرانی فشار روانی است و تندی ضربان نشانه جسمانی احتمالی آن است. اینها داده‌های جدا اما مرتبط‌اند.

ب) ب) نگرانی می‌تواند برانگیختگی بدنی را بالا ببرد و خواب را مختل کند؛ خواب ناکافی نیز تمرکز و تنظیم هیجان را دشوار کرده و نگرانی و عملکرد ضعیف را تشدید می‌کند. این چرخه احتمالی است و علت‌های پزشکی دیگر نیز باید در نظر گرفته شوند.

ج) ج) زمان خواب نسبتاً ثابت و وعده‌های منظم/پیاده‌روی کوتاه انتخاب شود؛ ساعت خواب، اضطراب خودگزارش‌شده و تمرکز روزانه ثبت شود و پس از دو هفته بازبینی گردد. علائم شدید یا پایدار نیازمند ارزیابی مناسب‌اند و نباید به استرس نسبت قطعی داده شوند.

کجا بخوانم: درسنامهٔ «درسنامه روانشناسی — درس هشتم» — بخشِ «سبکِ زندگی: پایه‌ای‌ترین عاملِ سلامت»، «فشارِ روانی: قلبِ تپندهٔ این فصل»، «جسم و روان: یک رابطهٔ دوطرفه»

نکته مهم: نشانه جسمانی را خودکار روانی فرض نکنید؛ الگوی زمانی و سلامت جسمی را هم بسنجید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان