پرش به محتوای اصلی

الکتریسیته — علوم تیزهوشان هشتم (استعداد درخشان)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

الکتریسیته (علوم تیزهوشان هشتم)

لامپ، تلویزیون، گوشی، جاروبرقی، اتو و رایانه همه بر اساس قوانین الکتریسیته ساخته می‌شوند. این فصل از نیروی میان بارها آغاز می‌کند و به جریان، مقاومت و اندازه‌گیری در مدار می‌رسد.

نیروی الکتریکی

اگر کاغذی را روی دیوار بگذاری و چند بار با دست روی آن بکشی، کاغذ به دیوار می‌چسبد؛ پس نیرویی میان کاغذ و دیوار پدید آمده است: نیروی الکتریکی. مالش کاغذ را باردار می‌کند و کاغذ باردار دیوار را جذب می‌کند. در آزمایش حلقهٔ معلق، حلقهٔ پلاستیکی و بادکنک هر دو با پارچهٔ پشمی مالش داده می‌شوند، بار هم‌نام می‌گیرند و حلقه بالای بادکنک معلق می‌ماند؛ چون دافعهٔ الکتریکی رو به بالا با وزن حلقه برابر است و برایند نیروها صفر می‌شود. پس برخلاف گرانش که فقط جاذبه است، نیروی الکتریکی هم جاذبه و هم دافعه دارد.

در آزمایش دانه‌های سردرگم، دانه‌های یونولیت زیر شیشه‌ای که با پشم مالش داده شده، ابتدا بالا می‌روند و به شیشه می‌چسبند و بعد پرت می‌شوند. شیشهٔ باردار دانه‌های خنثی را قطبیده می‌کند: بار مخالف در سمت نزدیک جمع می‌شود و چون جاذبهٔ نزدیک‌تر از دافعه بزرگ‌تر است، دانه بالا می‌رود. پس از تماس، دانه بخشی از بار شیشه را می‌گیرد، هم‌نام می‌شود و رانده می‌شود.

ما روی هیچ چیز «نمی‌ایستیم»! هر جسم از اتم ساخته شده و الکترون‌ها در سطح اتم‌ها هستند. وقتی دو سطح به هم نزدیک می‌شوند، الکترون‌های آنها یکدیگر را می‌رانند و نمی‌گذارند سطح‌ها به هم برسند. نیروی عمودی سطح که ما را روی زمین نگه می‌دارد، اصطکاک، نیروی فنر و همهٔ نیروهای تماسی در اصل نیروی الکتریکی میان اتم‌هاست و ما با فاصلهٔ بسیار ناچیزی از زمین می‌ایستیم.

بار الکتریکی

اتم خنثی است، چون تعداد پروتون‌ها و الکترون‌هایش برابر است. جسم با گرفتن الکترون منفی و با از دست دادن الکترون مثبت می‌شود؛ پروتون‌ها در هسته ثابت‌اند و فقط الکترون‌ها جابه‌جا می‌شوند. بارهای هم‌نام یکدیگر را می‌رانند و ناهم‌نام یکدیگر را می‌ربایند. بار پایسته است (ایجاد یا نابود نمی‌شود، فقط جابه‌جا می‌شود) و کوانتیده است: q=neq=neادامهٔ فرمول را افقی ببین با e=1.6×10−19 Ce=1.6\times10^{-19}\,\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ یکای بار کولن است و هر کولن حدود 6.25×10186.25\times10^{18}ادامهٔ فرمول را افقی ببین الکترون است. میله‌ای با بار +3.2×10−9 C+3.2\times10^{-9}\,\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین به اندازهٔ 3.2×10−91.6×10−19=2×1010\frac{3.2\times10^{-9}}{1.6\times10^{-19}}=2\times10^{10}ادامهٔ فرمول را افقی ببین الکترون از دست داده است. دو کرهٔ فلزی یکسان با +8+8ادامهٔ فرمول را افقی ببین و −2-2ادامهٔ فرمول را افقی ببین میکروکولن پس از تماس هرکدام 62=+3 μC\frac{6}{2}=+3\,\mu\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌گیرند. در سری الکتریسیتهٔ مالشی (پوست، شیشه، مو، پشم، ابریشم، پلاستیک، تفلون) هرچه جلوتر باشد تمایل بیشتری به مثبت شدن دارد: شیشه با ابریشم مثبت و پلاستیک با پشم منفی می‌شود.

اندازهٔ نیروی الکتریکی

دو گوی فویلی آویزان را با میلهٔ باردار باردار می‌کنیم و از هم دور می‌شوند؛ اگر به یکی بار بیشتری بدهیم، فاصله و زاویهٔ نخ‌ها بیشتر می‌شود. هرچه بارها بزرگ‌تر باشند نیرو بیشتر و هرچه فاصله بیشتر باشد نیرو کمتر است: قانون کولن F=k∣q1q2∣r2F=k\frac{|q_1q_2|}{r^2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین با k=9×109 N⋅m2/C2k=9\times10^9\,\text{N}\cdot\text{m}^2/\text{C}^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین. برای +2+2ادامهٔ فرمول را افقی ببین و −3-3ادامهٔ فرمول را افقی ببین میکروکولن در فاصلهٔ 0.3 m0.3\,\text{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین: F=9×109×6×10−120.09=0.6 NF=9\times10^9\times\frac{6\times10^{-12}}{0.09}=0.6\,\text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و چون ناهم‌نام‌اند جاذبه است. با دو برابر شدن فاصله نیرو 14\frac14ادامهٔ فرمول را افقی ببین (یعنی 0.15 N0.15\,\text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) و با دو برابر شدن یک بار نیرو دو برابر (1.2 N1.2\,\text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) می‌شود. نیروی الکتریکی میان پروتون و الکترون اتم هیدروژن حدود 2×10392\times10^{39}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر نیروی گرانشی میان آنهاست؛ پس در مقیاس اتمی نیروی الکتریکی تعیین‌کننده است، ولی چون سیاره‌ها خنثی‌اند، در مقیاس سیاره‌ای گرانش غالب است.

الکتروسکوپ و روش‌های باردار کردن

الکتروسکوپ وسیلهٔ تشخیص باردار بودن و سنجش تقریبی بار است و کلاهک فلزی، میلهٔ فلزی و دو ورقهٔ نازک فلزی در محفظهٔ شیشه‌ای دارد. وقتی باردار شود، ورقه‌ها هم‌نام می‌شوند، یکدیگر را می‌رانند و باز می‌شوند؛ هرچه بار بیشتر باشد، زاویه بیشتر است. فاصلهٔ درجه‌بندی الکتروسکوپ یکسان نیست: هر ورقه مثل آونگ است؛ دافعه آن را دور و وزن آن را قائم می‌کند و چون با بزرگ شدن زاویه فاصلهٔ ورقه‌ها هم زیاد می‌شود، رابطهٔ بار و زاویه خطی نیست و زاویه با افزایش بار کندتر زیاد می‌شود. پس درجه‌ها برای بار مساوی در ابتدا دورتر و بعد نزدیک‌ترند.

  • مالش: دو جسم نارسانا الکترون جابه‌جا می‌کنند؛ یکی مثبت و دیگری منفی با اندازهٔ برابر.
  • تماس: جسم باردار بار خود را با جسم دیگر تقسیم می‌کند؛ بار نهایی هم‌نام با جسم باردارکننده است.
  • القا: جسم باردار را بدون تماس نزدیک و جسم فلزی را به زمین وصل می‌کنیم؛ بار نهایی ناهم‌نام با القاکننده است.

مراحل القا: میلهٔ مثبت را به کرهٔ فلزی روی پایهٔ عایق نزدیک می‌کنیم؛ بارهای منفی به سمت میله و مثبت به طرف دیگر کره می‌روند. کره را به زمین وصل می‌کنیم تا الکترون‌ها از زمین بیایند و بار مثبت طرف دور خنثی شود؛ سپس اتصال زمین را قطع و در پایان میله را دور می‌کنیم. کره بار منفی گرفته و بار میله تغییری نکرده است. بار القایی روی کره کمتر از (یا در حالت ایده‌آل برابر با) بار میله است.

سه کرهٔ فلزی یکسان و یک میلهٔ منفی (بدون تماس میله با کره‌ها): برای اینکه هر سه مثبت و یکسان شوند، سه کره را مثلثی و در تماس با هم می‌گذاریم، با میله القا و زمین می‌کنیم و سپس جدا می‌کنیم؛ به‌سبب تقارن بار مساوی تقسیم می‌شود. برای اینکه هر سه منفی شوند، ابتدا یک کره را با القا مثبت می‌کنیم و از آن مثل میلهٔ مثبت استفاده می‌کنیم تا دو کرهٔ دیگر را با القا منفی کنیم، سپس کرهٔ اول را با زمین خنثی و هر سه را در تماس مثلثی قرار می‌دهیم. قاعده: القا بار ناهم‌نام می‌دهد، تماس دو کرهٔ یکسان بار را نصف می‌کند و هر کرهٔ باردار می‌تواند خود نقش میلهٔ تازه را بازی کند؛ برابری اندازهٔ بارها را با الکتروسکوپ می‌سنجیم.

رسانا و نارسانا

در رسانا الکترون‌ها آزادند و بار در تمام سطح پخش می‌شود (فلزها، گرافیت، آب نمک و بدن انسان)؛ در نارسانا الکترون‌ها به اتم مقیدند و بار همان‌جا می‌ماند (پلاستیک، شیشه، چوب خشک، لاستیک، هوای خشک). نیم‌رسانا (سیلیسیم) میان این دوست. در فلزها رسانایی الکتریکی و گرمایی با هم مرتبط‌اند، چون الکترون‌های آزاد هم بار و هم انرژی گرمایی را منتقل می‌کنند؛ نقره، مس، طلا و آلومینیوم در هر دو عالی‌اند و چوب و پلاستیک در هر دو ضعیف. اما این قاعده همگانی نیست: الماس رسانای الکتریکی نیست، ولی رسانایی گرمایی‌اش از مس هم بیشتر است.

آزمایش‌های الکتریسیتهٔ ساکن در هوای مرطوب درست انجام نمی‌شوند، چون لایهٔ نازک آب روی سطح اجسام و عایق‌ها می‌نشیند؛ آب با املاح رساناست و بار جسم از راه آن به هوا، دست و زمین نشت می‌کند. پس این آزمایش‌ها در هوای خشک و سرد بهتر نتیجه می‌دهند.

زمین خنثای بزرگ: وقتی جسم بار خود را به زمین می‌دهد، زمین آن‌قدر بزرگ است که خنثی می‌ماند، مثل اقیانوسی که یک قطره آب در آن بریزیم. اتصال جسم باردار به زمین تقریباً همهٔ بارش را خالی می‌کند. سیم ارت بدنهٔ فلزی وسایل برقی را به زمین وصل می‌کند تا در اتصال بدنه با سیم برق، جریان از زمین برود نه از بدن ما؛ برق‌گیر هم بار صاعقه را به زمین می‌برد.

تصفیهٔ الکتریکی گردوغبار

در تصفیهٔ الکتروستاتیکی دود کارخانه از کنار سیم‌هایی با ولتاژ بسیار بالا می‌گذرد که هوا را یونیزه و ذرات گرد را باردار می‌کنند؛ سپس ذرات باردار میان دو الکترود مثبت و منفی جذب یکی از آنها می‌شوند، با ضربه زدن به صفحه‌ها در قیف پایین می‌ریزند و گاز تمیز از دودکش خارج می‌شود. ذره‌ای با بار 2×10−12 C2\times10^{-12}\,\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین در میدان 3×105 N/C3\times10^5\,\text{N/C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین نیروی F=qE=6×10−7 NF=qE=6\times10^{-7}\,\text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌گیرد که برای ذره‌ای بسیار سبک هزاران برابر وزن آن است و ذره به‌سرعت جذب می‌شود.

شعبده‌بازی با الکتروسکوپ

میلهٔ منفی را به کلاهک الکتروسکوپ خنثی نزدیک می‌کنیم: الکترون‌ها به ورقه‌ها رانده می‌شوند، ورقه‌ها منفی و باز می‌شوند و کلاهک مثبت می‌شود. با دست به کلاهک می‌زنیم: الکترون‌های ورقه‌ها از راه بدن به زمین می‌روند و ورقه‌ها بسته می‌شوند. دست را برمی‌داریم؛ الکتروسکوپ بار مثبت خالص دارد، اما این بار به‌سبب جاذبهٔ میله در کلاهک مانده و ورقه‌ها هنوز بسته‌اند. وقتی میله را دور می‌کنیم، بار مثبت در کل الکتروسکوپ پخش می‌شود و ورقه‌ها باز می‌شوند؛ الکتروسکوپ با القا مثبت شده است. اما اگر اول میله را دور کنیم و بعد دست را برداریم، الکترون‌ها از زمین برمی‌گردند و ورقه‌ها بسته می‌مانند؛ پس ترتیب این دو کار نتیجه را تعیین می‌کند.

القا و جرقه

با جوراب پشمی روی فرش راه برو و انگشتت را به دستگیرهٔ فلزی نزدیک کن؛ جرقه می‌زند. مالش جوراب و فرش بدن را باردار می‌کند (بدن تقریباً رساناست). نزدیک کردن دست به فلز در آن بار مخالف القا می‌کند و با نزدیک‌تر شدن، بار القایی و جاذبه بیشتر می‌شود تا جایی که الکترون‌ها از یکی کنده می‌شوند و با سرعت زیاد به سوی دیگری می‌روند؛ برخورد آنها با مولکول‌های هوا نور تولید می‌کند. در تاریکی جرقه بهتر دیده می‌شود. هوای خشک وقتی جرقه می‌زند که میدان به حدود 3×106 V/m3\times10^6\,\text{V/m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برسد؛ برای جرقهٔ ۲ میلی‌متری V=Ed=6000 VV=Ed=6000\,\text{V}ادامهٔ فرمول را افقی ببین لازم است که چون جریان و انرژی آن بسیار کم است، بی‌خطر است. صاعقه جرقهٔ عظیم میان ابر و زمین با صدها میلیون ولت است.

اختلاف پتانسیل و باتری

باتری میان دو نقطهٔ مدار اختلاف پتانسیل ثابت ایجاد می‌کند. در مدل آب، آب از منبع بالا پایین می‌آید و با چرخاندن توربین انرژی پتانسیلش را می‌دهد؛ برای ادامهٔ چرخه پمپ باید آب را دوباره بالا ببرد. باتری مثل پمپ است: به بارها انرژی می‌دهد. پمپ معادل باتری، ارتفاع آب معادل ولتاژ، جریان آب معادل جریان الکتریکی، لولهٔ باریک معادل مقاومت، توربین معادل لامپ و آب معادل بار است. اختلاف پتانسیل انرژی داده‌شده به هر کولن بار است: V=EqV=\frac{E}{q}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (ولت = ژول بر کولن) و جریان بار عبوری از هر مقطع در هر ثانیه است: I=qtI=\frac{q}{t}ادامهٔ فرمول را افقی ببین (آمپر = کولن بر ثانیه). باتری ۹ ولتی به ۲۰ کولن بار 180 J180\,\text{J}ادامهٔ فرمول را افقی ببین انرژی می‌دهد و عبور ۱۵ کولن در ۵ ثانیه جریان ۳ آمپر است. در باتری واکنش شیمیایی در دو الکترود انجام می‌شود: در یکی اتم‌ها الکترون از دست می‌دهند و در دیگری الکترون می‌گیرند؛ الکترون زیاد در قطب منفی و کم در قطب مثبت اختلاف پتانسیل است و انرژی شیمیایی به الکتریکی تبدیل می‌شود تا مواد تمام شوند.

مدار و جهت جریان

مدار ساده منبع، سیم، مصرف‌کننده و کلید دارد و جریان فقط در مدار بسته برقرار است. در فلزها الکترون‌های منفی از قطب منفی از راه مدار به قطب مثبت می‌روند، اما جهت قراردادی جریان جهت حرکت بار مثبت، یعنی از مثبت به منفی است. علت تاریخی است: در قرن هجدهم پیش از کشف الکترون جهت مثبت قرارداد شد و بعد معلوم شد در فلزها الکترون منفی در خلاف جهت حرکت می‌کند. چون اثر و رابطه‌ها در هر دو حالت یکسان است، تغییر قرارداد لازم نبود؛ در الکترولیت و گازها هر دو نوع بار حرکت می‌کنند. لامپ فوراً روشن می‌شود، هرچند الکترون‌ها در سیم مسی فقط حدود کسری از میلی‌متر در ثانیه پیش می‌روند، چون میدان الکتریکی تقریباً با سرعت نور پخش می‌شود و همهٔ الکترون‌های آزاد هم‌زمان حرکت می‌کنند؛ مثل لوله‌ای پر از آب که با باز کردن شیر آب بی‌درنگ خارج می‌شود.

مقاومت و قانون اهم

مقاومت (RRادامهٔ فرمول را افقی ببین، یکای اهم) نشان می‌دهد ماده چقدر در برابر عبور جریان ایستادگی می‌کند. قانون اهم: V=IRV=IRادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ در بسیاری از رساناها با دمای ثابت VVادامهٔ فرمول را افقی ببین و IIادامهٔ فرمول را افقی ببین متناسب‌اند. مقاومت سیم R=ρLAR=\rho\frac{L}{A}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است: با طول بیشتر بیشتر، با سطح مقطع بیشتر کمتر، به جنس وابسته (مس و نقره کم، نیکروم زیاد) و در فلزها با دما بیشتر می‌شود. سیمی با 2 Ω2\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین اگر طولش دو برابر شود 4 Ω4\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین و اگر قطرش دو برابر شود (سطح مقطع چهار برابر) 0.5 Ω0.5\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌شود. لامپی که با ۱۲ ولت جریان ۰٫۵ آمپر می‌گیرد مقاومت 24 Ω24\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین و توان P=VI=6 WP=VI=6\,\text{W}ادامهٔ فرمول را افقی ببین دارد و در ۱۰ دقیقه 3600 J3600\,\text{J}ادامهٔ فرمول را افقی ببین مصرف می‌کند.

مسئلهٔ کتاب: در مدار ۳۰ ولتی با مقاومت RRادامهٔ فرمول را افقی ببین، اگر مقاومت دو برابر شود جریان ۵ آمپر کم می‌شود: 30R−302R=5\frac{30}{R}-\frac{30}{2R}=5ادامهٔ فرمول را افقی ببین پس 15R=5\frac{15}{R}=5ادامهٔ فرمول را افقی ببین و R=3 ΩR=3\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ کنترل: جریان از ۱۰ به ۵ آمپر می‌رسد.

سری و موازی: در اتصال سری Req=R1+R2R_{eq}=R_1+R_2ادامهٔ فرمول را افقی ببین و جریان در همه یکسان است؛ ۴ و ۶ اهم با ۲۰ ولت ۱۰ اهم و ۲ آمپر می‌دهند و ولتاژها ۸ و ۱۲ ولت‌اند. در اتصال موازی 1Req=1R1+1R2\frac{1}{R_{eq}}=\frac{1}{R_1}+\frac{1}{R_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و ولتاژ یکسان است؛ ۴ و ۶ اهم معادل 2.4 Ω2.4\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین است و با ۱۲ ولت جریان‌ها ۳ و ۲ آمپر و جریان کل ۵ آمپر می‌شود. وسایل خانه موازی بسته می‌شوند تا هرکدام ولتاژ کامل بگیرد و مستقل کار کند.

آمپرسنج و ولت‌سنج

آمپرسنج جریان را می‌سنجد و سری در مسیر بسته می‌شود تا همهٔ جریان مصرف‌کننده از آن بگذرد؛ مقاومتش باید بسیار کم باشد تا جریان مدار را کم نکند. ولت‌سنج اختلاف پتانسیل را می‌سنجد و موازی با دو سر قطعه بسته می‌شود؛ مقاومتش باید بسیار زیاد باشد تا جریان اضافی نکشد. اگر آمپرسنج را موازی ببندیم، مثل اتصال کوتاه عمل می‌کند، جریان بسیار زیادی از آن می‌گذرد، ممکن است بسوزد و لامپ خاموش می‌شود. اگر ولت‌سنج را سری ببندیم، جریان تقریباً صفر می‌شود، لامپ روشن نمی‌شود و ولت‌سنج تقریباً ولتاژ کل باتری را نشان می‌دهد ولی آسیب نمی‌بیند. ولت‌سنج 10000 Ω10000\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین موازی با مقاومت 1000 Ω1000\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین مقاومت معادل را به حدود 909 Ω909\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌رساند (۹٪ خطا)، اما ولت‌سنج یک مگااهمی خطا را به حدود ۰٫۱٪ کم می‌کند.

پرسش‌های پایان فصل

بار بیشتر از میله روی کرهٔ بزرگ: ممکن است. با القا روی کرهٔ کوچک بار ایجاد می‌کنیم، آن را با کرهٔ بزرگ تماس می‌دهیم تا تقریباً همهٔ بار به کرهٔ بزرگ برود و این کار را با همان میله تکرار می‌کنیم؛ میله باری از دست نمی‌دهد و بار تازه از زمین می‌آید، پس بار کرهٔ بزرگ کم‌کم از بار میله بیشتر می‌شود. ژنراتور وان‌دوگراف بر همین اصل کار می‌کند؛ حد آن یونیزه شدن هوا و جرقه است.

اگر نام مثبت و منفی برعکس بود اشکالی پیش نمی‌آمد، چون نیرو به هم‌نام یا ناهم‌نام بودن بستگی دارد و نام‌گذاری قراردادی است؛ فقط علامت‌ها در فرمول‌ها برعکس می‌شد. نمودار زاویه و بار صعودی است ولی شیبش کم می‌شود و زاویه هرگز به ۹۰ درجه نمی‌رسد. صفحهٔ تلویزیون لامپی با برخورد پرتو الکترونی پرانرژی بار منفی می‌گیرد، شیشهٔ نارسانا آن را نگه می‌دارد و گردوغبار را جذب می‌کند.

الکتروسکوپ منفی و میلهٔ ناشناخته: اگر با نزدیک شدن میله ورقه‌ها ابتدا بسته و سپس باز شوند، میله مثبت است؛ میلهٔ مثبت الکترون‌ها را از ورقه‌ها به کلاهک می‌کشد و ورقه‌ها کم‌بار و بسته می‌شوند و با نزدیک‌تر شدن، ورقه‌ها بار مثبت القایی می‌گیرند و دوباره باز می‌شوند. پس بار میله مثبت و اندازه‌اش از بار منفی الکتروسکوپ بیشتر است. اگر میله منفی بود، ورقه‌ها از ابتدا بازتر می‌شدند.

ایمنی الکتریکی

با دست خیس به وسایل برقی دست نزن؛ مقاومت بدن با دست خیس حدود 1000 Ω1000\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین و با دست خشک حدود 100000 Ω100000\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین است و با ۲۲۰ ولت جریان به‌ترتیب حدود ۲۲۰ میلی‌آمپر (کشنده) و ۲٫۲ میلی‌آمپر (فقط محسوس) است. سیم ارت و فیوز در اتصال کوتاه جریان را قطع می‌کنند؛ سیم و پریز سالم از آتش‌سوزی جلوگیری می‌کند و چند وسیله روی یک پریز جریان زیاد و داغ شدن سیم را به همراه دارد. هنگام رعد و برق زیر درخت تنها نایست. ولتاژ زیاد به‌تنهایی خطرناک نیست؛ جریان و انرژی تعیین‌کننده‌اند.

مثال‌های تمرینی

  • دو کرهٔ یکسان با −6-6ادامهٔ فرمول را افقی ببین و +2+2ادامهٔ فرمول را افقی ببین میکروکولن پس از تماس هرکدام −2 μC-2\,\mu\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌گیرند.
  • نیروی میان دو بار 3 μC3\,\mu\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین در فاصلهٔ 0.5 m0.5\,\text{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر 0.324 N0.324\,\text{N}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و دافعه است؛ اگر فاصله سه برابر شود، نیرو 19\frac19ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌شود.
  • جریان ۴ آمپر در ۱۰ ثانیه q=It=40 Cq=It=40\,\text{C}ادامهٔ فرمول را افقی ببین بار جابه‌جا می‌کند.
  • لامپ 50 Ω50\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین با ۲۲۰ ولت جریان 4.4 A4.4\,\text{A}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و توان 968 W968\,\text{W}ادامهٔ فرمول را افقی ببین دارد؛ مقاومت معادل ۶ و ۳ اهم موازی 2 Ω2\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

اشتباه‌های رایج

اشتباه درست
پروتون‌ها بین اجسام جابه‌جا می‌شوند. فقط الکترون‌ها جابه‌جا می‌شوند.
نیروی الکتریکی فقط جاذبه است. هم جاذبه و هم دافعه است.
در القا جسم با میله هم‌نام می‌شود. ناهم‌نام می‌شود و بار میله تغییر نمی‌کند.
جهت جریان همان جهت حرکت الکترون است. برعکس است (قرارداد).
آمپرسنج موازی بسته می‌شود. آمپرسنج سری و ولت‌سنج موازی است.
زمین بار می‌گیرد و باردار می‌شود. عملاً خنثی می‌ماند.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. جسمی پس از مالش الکترون از دست می‌دهد. بار خالص همان جسم چه می‌شود؟

  • آن جسم منفی می‌شود، چون از دست‌دادن الکترون بار منفی را زیاد می‌کند.
  • آن جسم خنثی می‌ماند، چون در مالش پروتون‌ها جابه‌جا می‌شوند.
  • هر دو جسم مثبت می‌شوند، چون بار کل پایسته است.
  • آن جسم مثبت می‌شود؛ جسمِ الکترون‌دهنده بار مثبت می‌گیرد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

با از دست‌دادن الکترون، تعداد پروتون‌های جسم از تعداد الکترون‌هایش بیشتر می‌شود؛ بنابراین همان جسم بار مثبت پیدا می‌کند. در مالش، الکترون به جسم دیگر منتقل می‌شود و بار کل دو جسم پایسته می‌ماند، اما الزاماً هر دو هم‌علامت نمی‌شوند. گزینهٔ ۲ علامت بار را برعکس می‌گیرد؛ گزینهٔ ۳ نادرست است چون در مالش معمولاً الکترون جابه‌جا می‌شود، نه پروتون؛ گزینهٔ ۴ پایستگی بار را با یکسان‌بودن علامت بار دو جسم اشتباه می‌گیرد. تلهٔ تستی: استنتاجِ علامت هر دو جسم از پایستگی بار، نه از جهت انتقال الکترون.

2. دو جسم باردار هم‌نام را به هم نزدیک می‌کنیم. چه نیرویی میان آن‌هاست؟

  • نیروی دافعه، چون بارهای هم‌نام همدیگر را می‌رانند.
  • نیرویی نیست، چون بارهای برابر خنثی می‌شوند.
  • نیروی جاذبه، چون بارها از هم دورند.
  • نیروی جاذبه، چون هر دو جسم بار دارند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«نیروی جاذبه، چون هر دو جسم بار دارند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: قاعدهٔ بارهای الکتریکی می‌گوید هم‌نام‌ها دفع و ناهم‌نام‌ها جذب می‌کنند.؛ «نیرویی نیست، چون بارهای برابر خنثی می‌شوند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «نیروی جاذبه، چون بارها از هم دورند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «نیروی دافعه، چون بارهای هم‌نام همدیگر را می‌رانند.» درست است، زیرا قاعدهٔ بارهای الکتریکی می‌گوید هم‌نام‌ها دفع و ناهم‌نام‌ها جذب می‌کنند.؛ «نیرویی نیست، چون بارهای برابر خنثی می‌شوند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «نیروی جاذبه، چون بارها از هم دورند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «نیرویی نیست، چون بارهای برابر خنثی می‌شوند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: قاعدهٔ بارهای الکتریکی می‌گوید هم‌نام‌ها دفع و ناهم‌نام‌ها جذب می‌کنند.؛ «نیرویی نیست، چون بارهای برابر خنثی می‌شوند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «نیروی جاذبه، چون بارها از هم دورند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «نیروی جاذبه، چون بارها از هم دورند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: قاعدهٔ بارهای الکتریکی می‌گوید هم‌نام‌ها دفع و ناهم‌نام‌ها جذب می‌کنند.؛ «نیرویی نیست، چون بارهای برابر خنثی می‌شوند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «نیروی جاذبه، چون بارها از هم دورند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. تلهٔ تستی: یکی‌گرفتنِ هر دو جسم باردار با بارهای ناهم‌نام. گزینهٔ درست «نیروی دافعه، چون بارهای هم‌نام همدیگر را می‌رانند.» است.

3. یک میلهٔ منفی را به کلاهک رسانای خنثی نزدیک می‌کنیم، بدون تماس. چرا ورقه‌ها باز می‌شوند؟

  • بار خنثی خودبه‌خود به دو بار مثبت و منفی تبدیل می‌شود.
  • الکترون از میله به کلاهک می‌جهد و بار کل زیاد می‌شود.
  • پروتون‌ها به ورقه‌ها می‌روند و آن‌ها را از هم می‌رانند.
  • بارها در رسانا بازآرایی می‌شوند و ورقه‌ها هم‌نام می‌شوند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«الکترون از میله به کلاهک می‌جهد و بار کل زیاد می‌شود.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: نزدیک‌کردن میله بار خالص نمی‌دهد، اما بارهای رسانا را جدا و بازآرایی می‌کند.؛ «بار خنثی خودبه‌خود به دو بار مثبت و منفی تبدیل می‌شود.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «پروتون‌ها به ورقه‌ها می‌روند و آن‌ها را از هم می‌رانند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: نزدیک‌کردن میله بار خالص نمی‌دهد، اما بارهای رسانا را جدا و بازآرایی می‌کند.؛ «بار خنثی خودبه‌خود به دو بار مثبت و منفی تبدیل می‌شود.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «بارها در رسانا بازآرایی می‌شوند و ورقه‌ها هم‌نام می‌شوند.» درست است، زیرا نزدیک‌کردن میله بار خالص نمی‌دهد، اما بارهای رسانا را جدا و بازآرایی می‌کند.؛ «بار خنثی خودبه‌خود به دو بار مثبت و منفی تبدیل می‌شود.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «بار خنثی خودبه‌خود به دو بار مثبت و منفی تبدیل می‌شود.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: نزدیک‌کردن میله بار خالص نمی‌دهد، اما بارهای رسانا را جدا و بازآرایی می‌کند.؛ «بار خنثی خودبه‌خود به دو بار مثبت و منفی تبدیل می‌شود.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. تلهٔ تستی: خلطِ القای بار با انتقال بار از راه تماس. گزینهٔ درست «بارها در رسانا بازآرایی می‌شوند و ورقه‌ها هم‌نام می‌شوند.» است.

4. چرا جسم خنثی ممکن است به یک میلهٔ باردار جذب شود؟

  • بارهای درون جسم جابه‌جا می‌شوند و سمت نزدیک، جاذبهٔ بیشتری دارد.
  • جسم خنثی بار منفی دارد و همیشه بار مثبت را جذب می‌کند.
  • میله بار جسم را از بین می‌برد و سپس آن را می‌کشد.
  • پروتون‌های جسم خنثی به سوی میله حرکت می‌کنند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«جسم خنثی بار منفی دارد و همیشه بار مثبت را جذب می‌کند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: قطبی‌شدن، بارهای مخالف را در فاصلهٔ نزدیک‌تر قرار می‌دهد و جاذبهٔ خالص می‌سازد. «میله بار جسم را از بین می‌برد و سپس آن را می‌کشد.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: قطبی‌شدن، بارهای مخالف را در فاصلهٔ نزدیک‌تر قرار می‌دهد و جاذبهٔ خالص می‌سازد. «پروتون‌های جسم خنثی به سوی میله حرکت می‌کنند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: قطبی‌شدن، بارهای مخالف را در فاصلهٔ نزدیک‌تر قرار می‌دهد و جاذبهٔ خالص می‌سازد. «بارهای درون جسم جابه‌جا می‌شوند و سمت نزدیک، جاذبهٔ بیشتری دارد.» درست است، زیرا قطبی‌شدن، بارهای مخالف را در فاصلهٔ نزدیک‌تر قرار می‌دهد و جاذبهٔ خالص می‌سازد. تلهٔ تستی: فرضِ اینکه جسم خنثی هیچ برهم‌کنش الکتریکی ندارد. گزینهٔ درست «بارهای درون جسم جابه‌جا می‌شوند و سمت نزدیک، جاذبهٔ بیشتری دارد.» است.

5. در اتصال به زمینِ یک رسانای القاشده، نقش زمین در مدل ساده چیست؟

  • منبعی است که همیشه بار مثبت به رسانا می‌دهد.
  • عایقی است که بار رسانا را برای همیشه نگه می‌دارد.
  • وسیله‌ای است که بار القاکننده را خنثی می‌کند.
  • مخزن بسیار بزرگی است که الکترون می‌تواند با آن جابه‌جا شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مخزن بسیار بزرگی است که الکترون می‌تواند با آن جابه‌جا شود.» درست است، زیرا زمین در این مدل بار زیادی می‌گیرد یا می‌دهد، بی‌آنکه بار کلی‌اش محسوس عوض شود.؛ «منبعی است که همیشه بار مثبت به رسانا می‌دهد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «عایقی است که بار رسانا را برای همیشه نگه می‌دارد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «وسیله‌ای است که بار القاکننده را خنثی می‌کند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «منبعی است که همیشه بار مثبت به رسانا می‌دهد.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: زمین در این مدل بار زیادی می‌گیرد یا می‌دهد، بی‌آنکه بار کلی‌اش محسوس عوض شود.؛ «منبعی است که همیشه بار مثبت به رسانا می‌دهد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «عایقی است که بار رسانا را برای همیشه نگه می‌دارد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «وسیله‌ای است که بار القاکننده را خنثی می‌کند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «عایقی است که بار رسانا را برای همیشه نگه می‌دارد.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: زمین در این مدل بار زیادی می‌گیرد یا می‌دهد، بی‌آنکه بار کلی‌اش محسوس عوض شود.؛ «منبعی است که همیشه بار مثبت به رسانا می‌دهد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «عایقی است که بار رسانا را برای همیشه نگه می‌دارد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «وسیله‌ای است که بار القاکننده را خنثی می‌کند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. «وسیله‌ای است که بار القاکننده را خنثی می‌کند.» نادرست است، زیرا با این اصل سازگار نیست: زمین در این مدل بار زیادی می‌گیرد یا می‌دهد، بی‌آنکه بار کلی‌اش محسوس عوض شود.؛ «منبعی است که همیشه بار مثبت به رسانا می‌دهد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «عایقی است که بار رسانا را برای همیشه نگه می‌دارد.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست؛ «وسیله‌ای است که بار القاکننده را خنثی می‌کند.» نادرست است، چون این برداشت با رابطه یا سازوکار مطرح‌شده سازگار نیست. تلهٔ تستی: برداشتِ زمین به‌عنوان منبع ثابتِ یک نوع بار. گزینهٔ درست «مخزن بسیار بزرگی است که الکترون می‌تواند با آن جابه‌جا شود.» است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. سه روش باردار کردن (مالش، تماس و القا) را مقایسه کنید و مراحل باردار کردن یک کرهٔ فلزی با میلهٔ مثبت به روش القا را بنویسید.

پاسخ نمونه

  • مالش: دو جسم نارسانا الکترون جابه‌جا می‌کنند و یکی مثبت و دیگری منفی با اندازهٔ برابر می‌شود.
  • تماس: بار جسم باردار با جسم دیگر تقسیم می‌شود و بار نهایی هم‌نام با جسم باردارکننده است.
  • القا: بدون تماس و با اتصال به زمین؛ بار نهایی ناهم‌نام با القاکننده است و بار القاکننده تغییر نمی‌کند.

مراحل القا با میلهٔ مثبت: ۱) میله را نزدیک کره می‌آوریم؛ الکترون‌ها به سمت میله و بار مثبت به طرف دیگر کره می‌رود. ۲) کره را به زمین وصل می‌کنیم؛ الکترون‌ها از زمین می‌آیند و بار مثبت طرف دور خنثی می‌شود. ۳) اتصال زمین را قطع می‌کنیم. ۴) میله را دور می‌کنیم؛ بار منفی روی کره پخش می‌شود.

۲. در مداری با باتری ۳۰ ولت و مقاومت RRادامهٔ فرمول را افقی ببین، اگر مقاومت دو برابر شود جریان ۵ آمپر کم می‌شود. مقاومت اولیه را بیابید.

پاسخ نمونه

جریان اولیه I1=30RI_1=\frac{30}{R}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و جریان پس از دو برابر شدن مقاومت I2=302R=15RI_2=\frac{30}{2R}=\frac{15}{R}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است:

30R−15R=5 ⇒ 15R=5 ⇒ R=3 Ω\frac{30}{R}-\frac{15}{R}=5\ \Rightarrow\ \frac{15}{R}=5\ \Rightarrow\ R=3\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین

کنترل: I1=303=10 AI_1=\frac{30}{3}=10\,\text{A}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و با 6 Ω6\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین جریان 5 A5\,\text{A}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است؛ کاهش ۵ آمپر درست است.

۳. آمپرسنج و ولت‌سنج چگونه در مدار بسته می‌شوند و مقاومت هرکدام باید چگونه باشد؟ اگر جای آنها را عوض کنیم چه می‌شود؟

پاسخ نمونه

آمپرسنج جریان را می‌سنجد و سری در مسیر بسته می‌شود؛ مقاومتش باید بسیار کم (ایده‌آل صفر) باشد تا جریان مدار را کم نکند. ولت‌سنج اختلاف پتانسیل را می‌سنجد و موازی با دو سر قطعه بسته می‌شود؛ مقاومتش باید بسیار زیاد باشد تا جریانی از مدار نکشد.

اگر آمپرسنج موازی بسته شود، مثل اتصال کوتاه عمل می‌کند، جریان بسیار زیادی از آن می‌گذرد و ممکن است بسوزد و لامپ خاموش می‌شود. اگر ولت‌سنج سری بسته شود، جریان تقریباً صفر می‌شود، لامپ روشن نمی‌شود و ولت‌سنج تقریباً ولتاژ کل باتری را نشان می‌دهد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان