پرش به محتوای اصلی

درس 3 (عربی هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 3 (عربی هشتم)

عنوان درس مِهْنَتُكَ فِي الْمُسْتَقْبَلِ (شغل تو در آینده) است. معلم از دانش‌آموزان می‌پرسد در آینده چه‌کاره می‌شوند: صادق می‌خواهد مهندس کشاورزی شود، ناصر کتاب‌فروشی را دوست دارد و حدیثِ «اَلْکُتُبُ بَساتینُ الْعُلَماءِ» (کتاب‌ها بوستان‌های دانشمندان‌اند) را می‌خواند، قاسم مخترع می‌شود، منصور ورزشکار است و امین می‌خواهد چشم‌پزشک شود تا به مردم خدمت کند. جمع‌بندی درس با حدیث پیامبر است: «خَیْرُ النَّاسِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ» — بهترین مردم سودمندترینشان برای مردم است.

واژگان کلیدی

کلمه معنی نکته
مِهْنَةٌ شغل جمع: مِهَنٌ
مُسْتَقْبَلٌ آینده از ریشهٔ قَبِلَ
صارَ / أَصیرُ شد / می‌شوم با «کانَ» (بود) اشتباه نشود
فَحَصَ / أَفْحَصُ معاینه کرد / می‌کنم طبّی
طِبُّ الْعُیونِ چشم‌پزشکی عَیْن = چشم و چشمه
مَرْضَی بیماران جمع مکسّرِ مَریضٌ
بِلادٌ کشورها مفرد: بَلَدٌ
یَحْتاجُ إِلی نیاز دارد به هم‌معنی «بِحاجَةٍ إِلی»
بَیْعٌ فروش از باعَ / یَبیعُ
آخَرینَ دیگران جمعِ آخَرُ

نام مشاغل درس

عربی فارسی وزن
خَبّازٌ نانوا فَعّال
حَدّادٌ آهنگر فَعّال
نَجّارٌ نجار فَعّال
طَبّاخَةٌ آشپز (زن) فَعّال + تاء
بائِعٌ فروشنده فاعِل
سائِقٌ راننده فاعِل
مُمَرِّضٌ / مُمَرِّضَةٌ پرستار اسم فاعل
مُخْتَرِعٌ مخترع اسم فاعل
شُرْطِیٌّ پلیس منسوب به شُرْطَة

قاعدهٔ اصلی: «سَ» و «سَوْفَ» برای آینده

فعل مضارع به‌تنهایی هم حال است هم آینده. اما وقتی سَ یا سَوْفَ به سرش بیاید، فقط آینده می‌شود و در فارسی با «خواهـ...» ترجمه می‌شود:

بدون پیشوند با «سَ» با «سَوْفَ» ترجمه
أَکْتُبُ سَأَکْتُبُ سَوْفَ أَکْتُبُ خواهم نوشت
تَصیرُ سَتَصیرُ سَوْفَ تَصیرُ خواهی شد
تَفْحَصینَ سَتَفْحَصینَ سَوْفَ تَفْحَصینَ معاینه خواهی کرد

دو نکتهٔ نوشتاری که نمره‌ساز است:

  • سَ بدون فاصله به فعل می‌چسبد: سَأَذْهَبُ (نه «سَ أَذْهَبُ»).
  • سَوْفَ همیشه جدا نوشته می‌شود: سَوْفَ أَذْهَبُ.

صرف «صارَ» (شد)

ضمیر ماضی مضارع آینده
أَنا صِرْتُ أَصیرُ سَأَصیرُ
أَنْتَ صِرْتَ تَصیرُ سَتَصیرُ
أَنْتِ صِرْتِ تَصیرینَ سَتَصیرینَ

نمونه از متن درس: سَوْفَ أَصیرُ مُهَنْدِساً زِراعِیّاً (مهندس کشاورزی خواهم شد)، سَوْفَ أَصْنَعُ جَوّالاً جَدیداً (گوشی جدیدی خواهم ساخت)، کُلُّ مِهْنَةٍ مُهِمَّةٌ (هر شغلی مهم است).

تله‌های رایج

۱. پایانهٔ «ـینَ» با «سَ» هم می‌ماند. درست: سَتَفْحَصینَ — نه «سَتَفْحَصی».

۲. «تَـ» همیشه به معنای «تو» نیست. برای غایبِ مؤنث هم می‌آید. در «سَتَصیرُ الْبِنْتُ مُمَرِّضَةً» فعل دربارهٔ «دختر» (او) است، نه «تو». به فاعلِ جمله نگاه کن.

۳. «صارَ» یعنی «شد»، نه «بود». «بود» ترجمهٔ «کانَ» است. «صارَ» بر تغییرِ حالت دلالت دارد.

۴. «مَرْضَی» جمع است. مفردش «مَریضٌ» است و باید «بیماران» ترجمه شود (مثل جَریح ← جَرْحَی).

۵. هر کلمهٔ وزن فَعّال شغل نیست. این وزن معنای مبالغه هم دارد: «کَذّاب» یعنی «بسیار دروغگو»، نه یک شغل. معنی را از بافت جمله بگیر.

۶. لام تعلیل. در لِخِدْمَةِ النَّاسِ حرف «لِ» یعنی «برای» (علت)، نه «به»: «برای خدمت به مردم».

نکتهٔ فراتر از کتاب

«صارَ» مثل «کانَ» از افعال ناقصه است؛ یعنی به‌جای فاعل و مفعول، اسمِ مرفوع و خبرِ منصوب دارد: صارَ قاسِمٌ مُخْتَرِعاً — «قاسِمٌ» مرفوع (اسم) و «مُخْتَرِعاً» منصوب (خبر). این را در پایهٔ نهم کامل‌تر می‌خوانی، ولی دانستنش الان کمک می‌کند بفهمی چرا آخرِ آن کلمه تنوین نصب دارد.

پلِ عربی و فارسی

  • مُسْتَقْبَل از ریشهٔ «قَبِلَ» است؛ «استقبال» فارسی یعنی رو به جلو ایستادن — درست مثل «آینده».
  • تَقَدُّم از «قَدَّمَ»؛ «تقدیم»، «مقدّمه» و «متقدّم» همه از همین ریشه‌اند.
  • مُهَنْدِس برعکس است: عرب‌ها آن را از واژهٔ فارسیِ «اندازه» ساخته و معرّب کرده‌اند.
  • جَوّال (تلفن همراه) از «جالَ / یَجولُ» (گشت و گذار کرد) می‌آید، یعنی «بسیار گردنده» — چون همراهِ صاحبش می‌گردد.

نمونه سؤال

سؤال. عَیِّنِ الْخَطَأَ فِی التَّرْجَمَةِ (ترجمهٔ نادرست را مشخص کنید):

۱) «سَوْفَ أَصْنَعُ جَوّالاً جَدیداً»: گوشی جدیدی خواهم ساخت.
۲) «الْبِلادُ بِحاجَةٍ إِلی کُلِّ الْمِهَنِ»: کشور به همهٔ شغل‌ها نیاز دارد.
۳) «سَتَصیرُ الْبِنْتُ مُمَرِّضَةً»: دختر پرستار شد.
۴) «یَحْتاجُ الْمَرْضَی إِلَی الطَّبیبِ»: بیماران به پزشک نیاز دارند.

پاسخ: گزینهٔ ۳. «سَتَصیرُ» یعنی «سَ + تَصیرُ» و آینده است؛ ترجمهٔ درست «دختر پرستار خواهد شد» است، نه «شد» (که ترجمهٔ «صارَتْ» می‌بود). نکتهٔ ظریفش این است که «تَـ» اینجا برای غایبِ مؤنث است، چون فاعلِ صریح «الْبِنْتُ» در جمله آمده. بقیهٔ گزینه‌ها درست‌اند: ۱ آیندهٔ متکلم، ۲ جملهٔ اسمیه با «بِحاجَةٍ إِلی» و ۴ فعل «یَحْتاجُ» با فاعل جمعِ «الْمَرْضَی».

جمع‌بندی

  • مضارعِ تنها = حال یا آینده؛ با «سَ/سَوْفَ» = فقط آینده.
  • «سَ» چسبیده، «سَوْفَ» جدا.
  • «سَتَفْحَصینَ» پایانهٔ مؤنث را نگه می‌دارد.
  • «تَـ» برای مخاطب و برای غایبِ مؤنث مشترک است.
  • صارَ = شد؛ مَرْضَی = بیماران؛ فَعّال = حرفه یا مبالغه.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام‌یک از کلمات زیر، برخلاف سه گزینهٔ دیگر، بر وزن «فَعّال» ساخته نشده است؟

  • خَبّازٌ
  • حَدّادٌ
  • مُهَنْدِسٌ
  • نَجّارٌ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «مُهَنْدِسٌ» درست است. «مُهَنْدِسٌ» کلمه‌ای معرّب از فارسی «اندازه» است و بر وزن فَعّال ساخته نشده، بلکه یک وامواژهٔ فارسی است که شکل عربی به خود گرفته. «خَبّازٌ» رد می‌شود چون از ریشهٔ خَبَزَ (نان پخت) دقیقاً بر وزن فَعّال است. «حَدّادٌ» رد می‌شود چون از ریشهٔ حَدَدَ (تیز کرد) بر وزن فَعّال است. «نَجّارٌ» رد می‌شود چون از ریشهٔ نَجَرَ (تراشید) بر وزن فَعّال است. تلهٔ تستی: چهار کلمه در ظاهر هم‌شکل به نظر می‌رسند، اما یکی از میان آن‌ها اصلاً ریشهٔ عربی سه‌حرفی برای اشتقاق فَعّال ندارد و باید از راه دانستنِ وامواژه‌بودنش شناسایی شود، نه صرفاً از روی شکل ظاهری.

2. کدام‌یک از کلمات زیر بر وزن «فَعّال» نیست؟

  • طَبّاخٌ
  • مُمَرِّضٌ
  • خَیّاطٌ
  • فَلّاحٌ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «مُمَرِّضٌ» درست است. «مُمَرِّضٌ» اسم فاعل از باب تفعیل (ریشهٔ مَرَّضَ) است، نه بر وزن فَعّال. «طَبّاخٌ» رد می‌شود چون از ریشهٔ طَبَخَ (پخت) بر وزن فَعّال است. «خَیّاطٌ» رد می‌شود چون از ریشهٔ خاطَ (دوخت) بر وزن فَعّال است. «فَلّاحٌ» رد می‌شود چون از ریشهٔ فَلَحَ (شخم زد) بر وزن فَعّال است. تلهٔ تستی: «مُمَرِّضٌ» با میم اول (مُ) شروع می‌شود، درست مثل بسیاری از اسم‌فاعل‌های ابواب مزید؛ این نشانه‌ای است که باید همیشه بررسی شود، چون وزن فَعّال چنین میمی در ابتدای کلمه ندارد.

3. در جملهٔ «صَدیقی حَدّادٌ ماهِرٌ فی مَدینَتِنا» شغلِ دوستِ گوینده چیست و این کلمه بر چه وزنی ساخته شده است؟

  • آهنگر — بر وزن فَعّال
  • نجار — بر وزن فاعِل
  • آهنگر — بر وزن فاعِل
  • نانوا — بر وزن فَعّال

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «آهنگر — بر وزن فَعّال» درست است. «حَدّادٌ» یعنی آهنگر و از ریشهٔ حَدَدَ (تیز کرد) دقیقاً بر وزن فَعّال ساخته شده. «نجار — بر وزن فاعِل» رد می‌شود چون هم معنای شغل و هم وزنِ ذکرشده هر دو نادرست‌اند؛ حَدّاد نجار نیست. «آهنگر — بر وزن فاعِل» رد می‌شود چون معنای شغل درست است اما وزنِ فاعِل برای این کلمه غلط است؛ فاعِل مخصوص کلماتی مثل سائِق است. «نانوا — بر وزن فَعّال» رد می‌شود چون وزن درست ذکر شده اما معنای شغل اشتباه است؛ نانوا معادل خَبّاز است نه حَدّاد. تلهٔ تستی: در سؤال ترکیبی باید هم معنا و هم وزن هم‌زمان درست باشند؛ نادرست‌بودن فقط یکی از این دو کافی است تا کل گزینه رد شود.

4. کلمهٔ «کَذّاب» در زبان عربی بر وزن «فَعّال» است. با توجه به این وزن، معنای درستِ آن کدام است؟

  • دروغ‌فروش، کسی که شغلش دروغ‌گفتن است
  • بسیار دروغگو، کسی که زیاد دروغ می‌گوید
  • دروغِ کوچک، بی‌اهمیت و زودگذر
  • کسی که یک‌بار دروغ گفته است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «بسیار دروغگو، کسی که زیاد دروغ می‌گوید» درست است. وزن فَعّال همیشه اسم حرفه نمی‌سازد؛ گاهی معنای مبالغه (زیادیِ انجام کار) می‌دهد، و «کَذّاب» دقیقاً نمونهٔ همین کاربرد است. «دروغ‌فروش، کسی که شغلش دروغ‌گفتن است» رد می‌شود چون دروغ‌گفتن شغل و حرفه نیست، پس این کاربرد فَعّال از نوع حرفه نمی‌تواند باشد. «دروغِ کوچک، بی‌اهمیت و زودگذر» رد می‌شود چون این عبارت اسم ذات (خودِ دروغ) را توصیف می‌کند، نه صفت شخص. «کسی که یک‌بار دروغ گفته است» رد می‌شود چون مبالغه دقیقاً یعنی تکرار و زیادیِ کار، نه یک‌بار انجام‌دادن آن. تلهٔ تستی: هر کلمه‌ای بر وزن فَعّال نام شغل نیست؛ باید از بافتِ جمله تشخیص داد که وزن فَعّال اینجا حرفه را می‌رساند یا مبالغه را.

5. عبارت قرآنی «عَلَّامُ الْغُیُوبِ» (سورهٔ مائده) نیز بر وزن «فَعّال» است. با توجه به کاربردِ این وزن، معنای درستِ آن چیست؟

  • مخترعِ راه‌های کشفِ اسرار
  • آموزگارِ حرفه‌ایِ علومِ پنهانی
  • کسی که فقط یک‌بار غیب را دانسته است
  • بسیار داننده و آگاه به نهان‌ها

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «بسیار داننده و آگاه به نهان‌ها» درست است. همان‌طور که «کَذّاب» مبالغه در دروغگویی می‌رساند، «عَلَّامُ» نیز مبالغه در دانستن است، یعنی داناییِ بسیار و کامل به غیب. «آموزگارِ حرفه‌ایِ علومِ پنهانی» رد می‌شود چون دانستنِ غیب یک حرفه یا شغل نیست که وزن فَعّال آن را به معنای اسم حرفه بسازد. «کسی که فقط یک‌بار غیب را دانسته است» رد می‌شود چون این دقیقاً برعکسِ معنای مبالغه (تکرار و کمال) است. «مخترعِ راه‌های کشفِ اسرار» رد می‌شود چون این عبارت به‌جای دانستن، بر ساختن و اختراع تأکید دارد که ربطی به وزن فَعّال در این کلمه ندارد. تلهٔ تستی: دیدنِ وزن فَعّال در متنی مذهبی یا قرآنی نباید بلافاصله ذهن را به سمت اسم حرفه ببرد؛ در این‌جا هم مثل «کَذّاب» معنای مبالغه حاکم است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان