پرش به محتوای اصلی

درس 6 (عربی هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 6 (عربی هشتم)

عنوانِ درس: اَلسَّفَرُ (سفر). داستانِ درس دربارهٔ خانواده‌ای است که برای زیارتِ شهرهای مقدّس سفر می‌کند و در راه سری هم به درمانگاه می‌زند؛ به همین دلیل واژگانِ سفر و واژگانِ پزشکی کنارِ هم آمده‌اند.

واژگانِ کلیدی

کلمه معنی نکته
سافَرَ / يُسافِرُ سفر کرد / سفر می‌کند بابِ مُفاعَلَة
قافِلَةٌ کاروان جمع: قَوافِلُ
طائِرَةٌ هواپیما از «طارَ» = پرید
مُسْتَوْصَفٌ درمانگاه جمع: مُسْتَوْصَفاتٌ
وَصْفَةٌ نسخه (پزشکی) از «وَصَفَ» = توصیف کرد
صُداعٌ سردرد از «صَدَعَ» = شکافت
ضَغْطُ الدَّمِ فشارِ خون مَرَضُ السُّكَّرِ = بیماریِ قند
حُبوبٌ مُسَكِّنَةٌ قرص‌های مسکّن مفرد: حَبٌّ
شَرابٌ نوشیدنی، شربت از «شَرِبَ / يَشرَبُ»
أَرْبَعونَ / أَرْبَعينَ چهل رفع «ونَ» — نصب و جر «ينَ»
مَعاً با هم ظرف؛ همیشه مبنی بر فتح
أُولَى اوّلین (مؤنث) مؤنثِ «أَوَّل»: اَلْمَرَّةُ الأُولَى

چند عبارتِ پرکاربرد: أَشْعُرُ بِالصُّداعِ (سردرد دارم)، كَمْ عُمْرُكِ؟ (چند ساله‌ای؟)، ماذا تَكْتُبُ فِي الْوَصْفَةِ؟ (در نسخه چه می‌نویسی؟)، ثَلاثَةُ حُبوبٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ (روزی سه قرص)، مَرَّتَيْنِ فِي كُلِّ يَوْمٍ (روزی دو بار)، ما بِكَ / ما بِكِ؟ (تو را چه می‌شود؟).

قاعدهٔ اصلی: سه صیغهٔ تازهٔ مضارع

این درس صیغه‌های مخاطب را کامل می‌کند:

ضمیر صیغه مثال ترجمه
أَنتُم تَفعَلونَ تَذْهَبونَ می‌روید (مردان)
أَنتُنَّ تَفعَلنَ تَذْهَبنَ می‌روید (زنان)
أَنتُما تَفعَلانِ تَذْهَبانِ می‌روید (دو نفر)

با این سه صیغه، جدولِ چهارده صیغهٔ مضارع کامل می‌شود. یک نکتهٔ طلایی را همیشه به یاد داشته باش: هر چهارده صیغهٔ مضارع فقط چهار پیشوند دارند — يَـ / تَـ / أَـ / نَـ. اگر کلمه‌ای با این چهار حرف شروع نشود، فعلِ مضارع نیست.

نکتهٔ دیگر: هر سه صیغهٔ بالا در فارسی یک ترجمه دارند («شما انجام می‌دهید»)، چون فارسی نه جنسیتِ دستوری دارد نه مثنّی. پس تشخیصِ جنس و شمار فقط از روی خودِ فعلِ عربی ممکن است.

«لِماذا» و راه‌های پاسخ به آن

«لِماذا» یعنی «چرا؟» و از «لِـ» (برای) + «ماذا» (چه) ساخته شده. دو راه برای پاسخ هست:

  • لِأَنَّ + جملهٔ کامل: لِأَنَّ الْجَوَّ لَطيفٌ جِدّاً (چون هوا خیلی خوش است)
  • لِـ + اسم یا مصدر: لِزِيارَةِ الإِمامِ (برای زیارتِ امام)

فراموش نکن: بعد از «لِـ»ی تنها فقط اسم/مصدر می‌آید، نه جملهٔ کامل.

منفی کردنِ فعلِ مضارع

راهِ اوّل — «لا» (رایج‌تر): أَكْذِبُ ← لا أَكْذِبُ (دروغ نمی‌گویم)، تَذْهَبونَ ← لا تَذْهَبونَ (نمی‌روید).

راهِ دوم — «ما» (قرآنی و ادبی): «ما» بیشتر ماضی را منفی می‌کند، اما گاهی مضارع را هم منفی می‌کند: ﴿ما يَخْفَى عَلَى اللهِ مِن شَيءٍ فِي الأَرضِ وَ لا فِي السَّماءِ﴾ — «هیچ چیزی در زمین و آسمان از خدا پنهان نمی‌ماند.»

تفاوتِ «لا»ی نافیه و «لا»ی ناهیه

هر دو پیش از مضارع می‌آیند، ولی کارشان فرق دارد:

  • نافیه: فقط خبرِ منفی می‌دهد و فعل مرفوع می‌ماند ← لا أَكْذِبُ (دروغ نمی‌گویم)
  • ناهیه: نهی و دستورِ منفی است و فعل را مجزوم می‌کند؛ در افعالِ خمسه نون می‌افتد ← لا تَذْهَبوا (نروید!)

راهِ سریعِ تشخیص: به آخرِ فعل نگاه کن. نون دارد (ـونَ / ـانِ / ـينَ)؟ نافیه است. نون افتاده؟ ناهیه است.

تله‌های رایج

۱. «تَفعَلانِ» مشترک است. هم برای مثنّای مخاطبِ مذکر، هم مؤنث؛ ضمن اینکه غایبِ مثنّای مؤنث هم «تَفعَلانِ» است. فقط «يَفعَلانِ» مخصوصِ غایبِ مذکر است. پس همیشه به فاعل نگاه کن، نه فقط به فعل.

۲. «ونَ» در برابر «نَ». «ونَ» برای گروهِ مردانه یا مختلط، «نَ» فقط برای گروهِ کاملاً زنانه: يا نِساءُ، ماذا تَأْكُلنَ؟ (نه تَأْكُلونَ).

۳. غلبهٔ مذکر. اگر گروه هم مرد داشته باشد هم زن، فعل و ضمیر مذکر می‌شوند — حتی اگر زن‌ها بیشتر باشند: أَيُّهَا الأُسْرَةُ، ماذا تَعْمَلونَ؟

۴. «أَشْعُرُ بِـ». حرفِ جرِ «بِـ» بعد از «شَعَرَ» اجباری است: أَشْعُرُ بِالصُّداعِ درست، «أَشْعُرُ الصُّداعَ» غلط.

۵. «أَرْبَعونَ» و «أَرْبَعينَ» دو عددِ متفاوت نیستند. هر دو «چهل»‌اند و فقط حالتِ اعرابی فرق دارد: عُمْرُها أَرْبَعونَ سَنَةً (مرفوع) / هِيَ فِي الأَرْبَعينَ (مجرور).

۶. عربی فعلِ «داشتن» ندارد. به‌جایش «لِـ + صاحبِ چیز» می‌آید: لِهَذِهِ الأُسْرَةِ سِتَّةُ أَوْلادٍ (این خانواده شش فرزند دارد)، لَكَ كِتابٌ (تو یک کتاب داری).

یک نمونهٔ کامل برای تمرین

سؤال. عَيِّنِ الْخَطَأَ (گزینهٔ غلط را مشخص کن):

۱) يا أَيَّتُهَا الْمُمَرِّضاتُ، مَتَى تَذْهَبْنَ إِلَى الْمُسْتَوْصَفِ؟
۲) يا أَبْنَائي، ماذا تَعْمَلونَ الْيَوْمَ؟
۳) يا وَلَدانِ، أَيْنَ تَذْهَبونَ؟
۴) يا بَناتُ، هَل تَشْعُرْنَ بِالتَّعَبِ؟

پاسخ: گزینهٔ ۳. در گزینه‌های ۱ و ۴ مخاطب جمعِ مؤنث است و فعل درست با «نَ» آمده؛ در گزینهٔ ۲ مخاطب جمعِ مذکر است و «تَعْمَلونَ» درست است. اما «وَلَدانِ» مثنّی است (نشانه‌اش «انِ»)، پس فعلش باید تَذْهَبانِ باشد، نه «تَذْهَبونَ» که مالِ جمع است.

چند نکتهٔ خوب برای فهمِ عمیق‌تر

چرا «سافَرَ» این شکلی است؟ این فعل از بابِ مُفاعَلَة است؛ یعنی بعد از حرفِ اوّلِ ریشه یک الف اضافه شده (سَفَرَ ← سافَرَ) و این الف در مضارع هم می‌ماند: يُسافِرُ. این باب یا مشارکتِ دو طرف را می‌رساند (قاتَلَ = با هم جنگیدند، صافَحَ = دست دادند) یا کاری همراه با تلاش را (سافَرَ، جاهَدَ).

ریشه‌ها را بشناس، معنی راحت می‌شود: «طائِرَة» از «طَيْر» (پرنده) است — عربی هواپیما را «پرنده‌وار» نامیده، درست مثلِ فارسی که «هواپیما» ساخته. «صُداع» از «صَدَعَ» یعنی شکافتن؛ انگار سردرد سر را می‌شکافد. «وَصْفَة» از «وَصَفَ» است؛ پزشک در نسخه توصیف می‌کند چه دارویی بخوری.

آیه‌های درس: ﴿إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الإِحْسانِ﴾ — فعلِ «أَمَرَ» هم مثلِ «شَعَرَ» با حرفِ جرِ «بِـ» می‌آید. و ﴿وَ اللهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُم لا تَعْلَمونَ﴾ که هم صیغهٔ «تَعْلَمونَ» و هم «لا»ی نافیه را یک‌جا نشان می‌دهد.

جمع‌بندی

  • أَنتُم ← تَفعَلونَ / أَنتُنَّ ← تَفعَلنَ / أَنتُما ← تَفعَلانِ
  • گروهِ مختلط ← فعلِ مذکر
  • «لا» + مضارع: نافیه (فعل مرفوع) یا ناهیه (فعل مجزوم، نون می‌افتد)
  • «لِماذا؟» ← «لِأَنَّ» + جمله یا «لِـ» + اسم/مصدر
  • «لِـ» به معنیِ «داشتن»؛ «أَشْعُرُ بِـ» با حرفِ جر

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در جملهٔ «يا طالِباتُ، لا تَتْرُكْنَ الصَّفَّ قَبْلَ انْتِهاءِ الدَّرْسِ» نوعِ «لا» کدام است؟

  • نافیه (فعل مجزوم شده)
  • ناهیه (فعل مرفوع مانده)
  • نافیه (فعل مرفوع مانده)
  • ناهیه (فعل مجزوم شده)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ناهیه (فعل مجزوم شده)» درست است: این جمله خطاب به جمعِ مؤنث (طالِباتٌ) با لحنِ فرمان/نهی است — معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد کلاس را پیش از پایانِ درس ترک نکنند. نکتهٔ ظریف این‌جاست: در صیغهٔ جمعِ مؤنثِ مخاطب (تَفعَلنَ)، برخلافِ تَفعَلونَ یا تَفعَلانِ، اساساً نونی برایِ افتادن وجود ندارد، پس ظاهرِ فعل بینِ حالتِ مرفوع و مجزوم یکسان می‌ماند و باید از رویِ بافتِ جمله (نه شکلِ ظاهریِ فعل) به ناهیه‌بودن پی برد. «نافیه (فعل مرفوع مانده)» نادرست است چون در این صیغهٔ خاص، یکسان‌ماندنِ ظاهرِ فعل هیچ تضمینی برایِ نافیه‌بودن نیست؛ بافتِ جمله فرمان است، نه خبر. «نافیه (فعل مجزوم شده)» نادرست است چون این دو مفهوم با هم در تناقضند: اگر فعل واقعاً مجزوم شده باشد، طبقِ قاعدهٔ کلی «لا» باید ناهیه باشد، نه نافیه. «ناهیه (فعل مرفوع مانده)» نادرست است چون همین‌طور متناقض است: اگر فعل مرفوع مانده، «لا» باید نافیه باشد. تلهٔ تستی: در صیغهٔ جمعِ مؤنثِ مخاطب (تَفعَلنَ)، معیارِ رایجِ «افتادنِ نون» برایِ تشخیصِ نافیه/ناهیه اصلاً کاربرد ندارد چون این صیغه از ابتدا نون ندارد که بیفتد؛ تنها راهِ تشخیص در این حالت، خواندنِ معنایِ جمله است.

2. در کدام گزینه «لا»ی به‌کاررفته، برخلافِ سه گزینهٔ دیگر، از نوعِ نافیه است؟

  • لا تَكْذِبونَ عَلَى أَصْدِقائِكُم أَبَداً
  • لا تَخْرُجا مِنَ الْمُسْتَوْصَفِ الآنَ
  • لا تَذْهَبوا إِلَى هُناكَ وَحْدَكُم
  • لا تَشْرَبِي هَذا الدَّواءَ قَبْلَ الطَّعامِ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لا تَكْذِبونَ عَلَى أَصْدِقائِكُم أَبَداً» درست است زیرا فعل «تَكْذِبونَ» نونِ افعالِ خمسه‌اش را کامل نگه داشته (ـونَ)، یعنی مرفوع مانده؛ پس این یک خبرِ منفیِ ساده است («شما هرگز به دوستانتان دروغ نمی‌گویید») و «لا» نافیه است. «لا تَذْهَبوا إِلَى هُناكَ وَحْدَكُم» نادرست است چون «تَذْهَبوا» نونِ افعالِ خمسه را از دست داده (به‌جای تَذْهَبونَ)، یعنی مجزوم شده و «لا» اینجا ناهیه (نروید!) است. «لا تَشْرَبِي هَذا الدَّواءَ قَبْلَ الطَّعامِ» نادرست است چون «تَشْرَبِي» یاءِ مخاطبِ مؤنث را بدونِ نون آورده (فعلِ معتلِ مجزوم)، و بافتِ جمله فرمانِ منفی (ننوش!) است، پس «لا» ناهیه است. «لا تَخْرُجا مِنَ الْمُسْتَوْصَفِ الآنَ» نادرست است چون «تَخْرُجا» نونِ مثنّی را از دست داده (به‌جای تَخْرُجانِ)، یعنی مجزوم شده و «لا» ناهیه (خارج نشوید!) است. تلهٔ تستی: تنها راهِ مطمئنِ تشخیص، نگاه‌کردن به آخرِ فعل است — اگر نونِ افعالِ خمسه (ـونَ/ـانِ/ـينَ) حفظ شده، «لا» نافیه است؛ اگر افتاده، «لا» ناهیه است، نه صرفاً حدس‌زدن از رویِ معنایِ ظاهریِ جمله.

3. دانش‌آموزی جملهٔ «لا تَشْعُرْنَ بِالتَّعَبِ يا مُمَرِّضاتُ» را این‌گونه تحلیل کرده: «چون فعل با تَـ شروع شده و نونِ آخرش هست، پس لا نافیه است.» این تحلیل چه اشکالی دارد؟

  • اشکالی ندارد، تحلیل درست است
  • معیارِ نون در این صیغه کارساز نیست
  • مُمَرِّضاتُ جمعِ مکسر است نه سالم
  • فعلِ درست باید تَشْعُرونَ باشد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«معیارِ نون در این صیغه کارساز نیست» درست است: در جمعِ مؤنثِ مخاطب (تَفعَلنَ)، اساساً نونی برایِ افتادن وجود ندارد که با حذفش مجزوم‌بودن را نشان دهد (برخلافِ تَفعَلونَ یا تَفعَلانِ که نون دارند)، پس معیارِ «نون هست پس نافیه است» در این صیغهٔ خاص کار نمی‌کند؛ باید از بافتِ جمله (خطاب به پرستاران با لحنِ فرمان/توصیه دربارهٔ احساسِ خستگی) به ناهیه‌بودن پی برد. «اشکالی ندارد، تحلیل درست است» نادرست است چون همان‌طور که گفته شد، معیارِ نون در این صیغه کارساز نیست و استدلالِ دانش‌آموز ناقص است. «مُمَرِّضاتُ جمعِ مکسر است نه سالم» نادرست است چون مُمَرِّضاتُ اساساً جمعِ مؤنثِ سالم است (با «اتُ»)، نه جمعِ مکسر، و این اصلاً ربطی به بحثِ لا ندارد. «فعلِ درست باید تَشْعُرونَ باشد» نادرست است چون تَشْعُرونَ برایِ جمعِ مذکر است و اینجا مخاطب صراحتاً «مُمَرِّضاتُ» (پرستاران زن) است، پس تَشْعُرْنَ صحیح است. تلهٔ تستی: در جمعِ مؤنثِ مخاطب، نبودِ تغییرِ ظاهریِ نون بینِ حالتِ مرفوع و مجزوم، دانش‌آموز را به اشتباه به سمتِ «نافیه» می‌کشاند؛ تنها راهِ درست در این صیغه، سنجیدنِ معنا و بافتِ جمله است.

4. معلم به کلاسِ مختلطی (دخترها و پسرها) می‌گوید: «يا أَبْنائي، ...... إِلَى الْمُسْتَوْصَفِ لِزِيارَةِ صَديقِكُمُ الْمَريضِ». کدام فعل برای جای‌خالی مناسب است؟

  • اِذْهَبا
  • اِذْهَبوا
  • اِذْهَبي
  • اِذْهَبْنَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اِذْهَبوا» درست است زیرا «أَبْنائي» (فرزندانم) در فرهنگِ کتاب برای خطابِ کلِ خانواده/گروهِ مختلط به‌کار می‌رود و طبقِ قاعدهٔ «غلبهٔ مذکر»، وقتی گروه هم مذکر و هم مؤنث دارد، فعل و ضمیر همیشه به‌صورتِ مذکر می‌آیند، حتی اگر تعدادِ اعضایِ مؤنث بیشتر باشد؛ پس امرِ جمعِ مذکر «اِذْهَبوا» انتخابِ درست است. «اِذْهَبْنَ» نادرست است چون این صیغه فقط برایِ گروهِ مؤنثِ خالص به‌کار می‌رود، نه گروهِ مختلط. «اِذْهَبا» نادرست است چون این صیغهٔ امرِ مثنّی (برایِ دو نفر) است، درحالی‌که «أَبْنائي» جمع را نشان می‌دهد نه دو نفر. «اِذْهَبي» نادرست است چون این صیغهٔ امرِ مفردِ مؤنث است و نه با جمع‌بودنِ مخاطب و نه با ماهیتِ مختلطِ گروه سازگار نیست. تلهٔ تستی: خیلی‌ها گمان می‌کنند وقتی در گروه زن هم حضور دارد باید فعلِ مؤنث انتخاب شود؛ درحالی‌که قاعدهٔ غلبهٔ مذکر دقیقاً برعکسِ این تصور عمل می‌کند.

5. با توجه به جمله‌های «أَيْنَ الْوَلَدانِ؟ ...... فِي الْحَديقَةِ» و «يا بِنتانِ، ماذا ......؟»، به‌ترتیب کدام گزینه برایِ جای‌خالی‌ها درست است؟

  • يَلْعَبانِ ــ يَفعَلانِ
  • تَلْعَبانِ ــ تَفعَلانِ
  • يَلْعَبانِ ــ تَفعَلانِ
  • تَلْعَبانِ ــ يَفعَلانِ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

پاسخِ درست «يَلْعَبانِ ــ تَفعَلانِ» است. در جملهٔ اول، فاعل «الْوَلَدانِ» (دو پسر) غایب و مثنّای مذکر است، و تنها صیغه‌ای که ویژهٔ غایبِ مذکرِ مثنّاست «يَفعَلانِ» (با یـ) می‌باشد، پس «يَلْعَبانِ» درست است. در جملهٔ دوم، «يا بِنتانِ» ندایی است خطاب به دو دختر، یعنی مخاطبِ مثنّی (چه مذکر چه مؤنث)، و صیغهٔ مخاطبِ مثنّی همیشه «تَفعَلانِ» (با تـ) است، پس جای‌خالیِ دوم «تَفعَلانِ» می‌شود. «تَلْعَبانِ ــ يَفعَلانِ» نادرست است چون دقیقاً برعکسِ قاعده عمل کرده: در جملهٔ اول برایِ غایبِ مذکر «تَلْعَبانِ» آورده (که ویژهٔ غایبِ مؤنث است)، و در جملهٔ دوم برایِ مخاطب «يَفعَلانِ» آورده (که اصلاً برایِ مخاطب به‌کار نمی‌رود). «يَلْعَبانِ ــ يَفعَلانِ» نادرست است چون جای‌خالیِ دوم را هم «يَفعَلانِ» گرفته، درحالی‌که مخاطب هرگز با «يَـ» صرف نمی‌شود. «تَلْعَبانِ ــ تَفعَلانِ» نادرست است چون جای‌خالیِ اول را «تَلْعَبانِ» گرفته، درحالی‌که فاعلِ آن غایبِ مذکر است و باید «يَلْعَبانِ» باشد. تلهٔ تستی: «تَفعَلانِ» بینِ سه بافتِ متفاوت مشترک است (غایبِ مؤنثِ مثنّی، و مخاطبِ مثنّی با هر دو جنس)؛ تنها «يَفعَلانِ» منحصراً برایِ غایبِ مذکرِ مثنّی است — پس دیدنِ «انِ» در آخرِ فعل کافی نیست، باید حرفِ اول را هم دید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان