پرش به محتوای اصلی

درس 8 (عربی هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 8 (عربی هشتم)

عنوانِ درس: اَلِاعْتِمادُ عَلَى النَّفْسِ (تکیه بر خود). داستانِ درس دربارهٔ گنجشکی است که جوجه‌هایش را می‌گذارد تا مراقبِ صاحبِ مزرعه باشند. تا وقتی صاحبِ مزرعه از همسایه‌ها و خویشاوندانش کمک می‌خواهد، مادر می‌گوید «در امانیم»؛ اما روزی که او می‌گوید «فردا خودم گندم را جمع می‌کنم»، مادر می‌ترسد و می‌گوید باید کوچ کنیم. پیامِ درس در همین جملهٔ پایانی است: وقتی انسان به دیگری تکیه می‌کند کارِ مهمی پیش نمی‌رود، اما وقتی به خودش تکیه کند، بر همه چیز توانا می‌شود.

واژگانِ کلیدی

کلمه معنی نکته
أَقْرِباءُ خویشاوندان مفرد: قَرِيبٌ — وزنِ أَفْعِلاء
فَرْخٌ جوجه جمع: فِراخٌ
عُشٌّ لانهٔ پرنده جمع: عِشَشَةٌ
قَمْحٌ گندم مترادفِ فصیح: حِنْطَةٌ
مَزْرَعَةٌ مزرعه جمع: مَزارِعُ
يَعْتَمِدُ تکیه می‌کند مصدر: اِعْتِمادٌ
يَقْدِرُ می‌تواند مصدر: قُدْرَةٌ
مُراقَبَةٌ / مُهاجَرَةٌ مراقبت / کوچ هر دو مصدرِ بابِ مُفاعَلَة
أَمانٌ امنیت، امان ریشه: أ-م-ن
كَوْكَبٌ ستاره جمع: كَواكِبُ
ساجِدٌ سجده‌کننده اسمِ فاعل از «سَجَدَ»

عبارت‌های مهم: نَحْنُ في أَمانٍ (ما در امانیم)، إضاعَةُ الفُرصَةِ غُصَّةٌ (از دست دادنِ فرصت، غم است)، عِنْدَما يَعْتَمِدُ عَلى نَفْسِهِ (وقتی به خودش تکیه می‌کند)، يَقْدِرُ عَلى كُلِّ شَيءٍ (بر همه چیز توانا می‌شود).

قاعدهٔ اصلی: چهار صیغهٔ تازهٔ مضارع (غایب)

صیغه ضمیر معنی
يَفْعَلونَ هُمْ (جمعِ مذکرِ غایب) آن مردان می‌کنند
يَفْعَلْنَ هُنَّ (جمعِ مؤنثِ غایب) آن زنان می‌کنند
يَفْعَلانِ هُما (مثنّای مذکرِ غایب) آن دو مرد می‌کنند
تَفْعَلانِ هُما (مثنّای مؤنثِ غایب) آن دو زن می‌کنند

با این چهار صیغه، جدولِ چهارده صیغهٔ مضارع کامل می‌شود.

تفاوتِ «يَـ» و «تَـ»: فقط حرفِ اوّل فرق دارد و همه چیز را عوض می‌کند. «يَجْمَعونَ» یعنی «آن‌ها جمع می‌کنند» (غایب)، اما «تَجْمَعونَ» یعنی «شما جمع می‌کنید» (مخاطب).

«تَفْعَلانِ» دو کاربرد دارد: أَنْتُما تَذْهَبانِ (شما دو نفر می‌روید) و هُما تَذْهَبانِ (آن دو زن می‌روند). تنها راهِ تشخیص، نگاه کردن به ضمیر یا فاعلِ جمله است.

هر چهار صیغه در فارسی یک ترجمه می‌گیرند («انجام می‌دهند»)، چون فارسی نه جنسیتِ دستوری دارد نه مثنّی — اما عربی دارد.

ساختارِ «عَلَيْكَ بِـ» = باید

«عَلَى» + ضمیرِ متصل + «بِـ» + اسم/مصدر، یعنی «باید ...»:

جمله ترجمه
عَلَيْكُنَّ بِمُراقَبَةِ حَرَكاتِ صاحِبِ الْمَزْرَعَةِ باید مراقبِ حرکاتِ صاحبِ مزرعه باشید
عَلَيْنا بِالْفِرارِ باید فرار کنیم
عَلَيْنا بِالْمُهاجَرَةِ باید کوچ کنیم

این ساختار در حدیث هم پرکاربرد است: «عَلَيْكُمْ بِالصِّدْقِ» (باید راست بگویید). اگر آن را با «باید» ترجمه نکنی، ترجمه‌ات نمرهٔ کامل نمی‌گیرد.

نکاتِ اعرابی و تله‌های رایج

۱. فعلِ پیش از فاعلِ جمع، مفرد می‌ماند. «يَجْمَعُ الرِّجالُ الْحَطَبَ» درست است و «يَجْمَعونَ الرِّجالُ» غلط. اما اگر فاعل جلوتر بیاید، مطابقت لازم است: «اَلرِّجالُ يَجْمَعونَ».

۲. جمعِ غیرعاقل با فعلِ مفردِ مؤنث می‌آید. «اَلْفِراخُ تَسْمَعُ كَلامَ الْأُمِّ» — نه «يَسْمَعونَ». همین تله را طراحانِ تیزهوشان کنارِ صیغه‌های تازهٔ این درس می‌گذارند.

۳. «تـ» همیشه نشانهٔ مخاطب نیست. «تَسْمَعُ» هم «تو می‌شنوی» است هم «او (زن) می‌شنود»؛ بدونِ ضمیر یا فاعل، جمله دوپهلوست.

۴. «يَفْعَلْنَ» غایب است، «تَفْعَلْنَ» مخاطب. «يَجْلِبْنَ» یعنی «آن زنان می‌آورند» و «تَجْلِبْنَ» یعنی «شما زنان می‌آورید».

۵. مفعول را با فاعل اشتباه نگیر. در «اَلنِّساءُ يَجْلِبْنَ الطَّعامَ»، «الطَّعامَ» مفعول‌به و منصوب است، نه فاعل.

۶. «أَقْرِباءُ» و «كَواكِبُ» ممنوع‌من‌الصرف‌اند (وزن‌های أَفْعِلاء و فَواعِل). چنین اسمی وقتی نکره باشد، در حالتِ مجرور به‌جای کسره فتحه می‌گیرد.

نکاتِ فراتر از کتاب

«اِعْتِمادٌ» از ریشهٔ «ع-م-د» است؛ «عَمَدَ» یعنی تکیه داد و «عَمود» یعنی ستون. پس «اعتماد به نفس» در فارسی ترجمهٔ عینِ همین عنوانِ درس است. آیهٔ درس از سورهٔ یوسف است: ﴿إنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدينَ﴾؛ توجه کن که «كَوْكَباً» مفرد و منصوب آمده، چون اسمِ پس از عددهای ۱۱ تا ۹۹ همیشه مفرد و منصوب است. جملهٔ «إضاعَةُ الفُرصَةِ غُصَّةٌ» یک ضرب‌المثلِ مشهورِ عربی است («غُصَّة» یعنی غم و گلوگیری) و هم‌معنیِ «فرصت غنیمت دان» در ادبِ فارسی است. یک قلقِ کاربردی هم بگیر: مصدرهای بابِ مُفاعَلَة در فارسی تاءشان «ت» می‌شود — مُراقَبَة ← مراقبت، مُهاجَرَة ← مهاجرت، مُشارَكَة ← مشارکت.

یک نمونهٔ کامل برای تمرین

سؤال. عَيِّنِ الصَّحيحَ (گزینهٔ درست را مشخص کن):

۱) يَجْمَعُ الْفَلّاحونَ الْقَمْحَ.
۲) يَجْمَعونَ الْفَلّاحونَ الْقَمْحَ.
۳) اَلْفَلّاحونَ يَجْمَعُ الْقَمْحَ.
۴) اَلْفَلّاحونَ تَجْمَعونَ الْقَمْحَ.

پاسخ: گزینهٔ ۱. وقتی فعل پیش از فاعلِ جمع بیاید مفرد می‌ماند، پس «يَجْمَعُ الْفَلّاحونَ» درست و گزینهٔ ۲ غلط است. در گزینهٔ ۳ فاعل جلوتر آمده، پس فعل باید «يَجْمَعونَ» باشد. گزینهٔ ۴ هم صیغهٔ مخاطب («تـ») را برای فاعلِ غایب آورده که ناهماهنگ است.

جمع‌بندی

  • چهار صیغهٔ تازه: يَفْعَلونَ (هُمْ) / يَفْعَلْنَ (هُنَّ) / يَفْعَلانِ (هُما م) / تَفْعَلانِ (هُما مؤ)
  • «يـ» = غایب، «تـ» = مخاطب یا غایبِ مؤنث؛ ضمیر تعیین‌کننده است
  • فعلِ پیش از فاعلِ جمع همیشه مفرد می‌ماند
  • جمعِ غیرعاقل ← فعلِ مفردِ مؤنث
  • «عَلَيْكَ / عَلَيْنا / عَلَيْكُنَّ بِـ» = باید

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. في الجملة «هما تَسمَعانِ»، الفعل المُستخدم يدل على ضمير:

  • غائب مثنى مؤنث
  • مخاطب مثنى مذكر
  • غائب مثنى مذكر
  • مخاطب مثنى مؤنث

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«غائب مثنى مؤنث» درست است زیرا «هما» در این جمله ضمیرِ غایبِ مثنی است و فعلِ «تَسمَعانِ» (با حرفِ «تـ» در آغاز) دقیقاً نشانهٔ مثنیِ مؤنث است؛ اگر فاعل مذکر بود، فعل «يَسمَعانِ» می‌شد. «مخاطب مثنى مذكر» رد می‌شود چون هم جنسیت (مذکر به‌جایِ مؤنث) و هم مخاطب/غایب‌بودن (باید مخاطب باشد نه غایب، برایِ همخوانی با آغازِ «تـ» به این معنا) نادرست است؛ در واقع «تَسمَعانِ» می‌تواند مخاطبِ مثنی هم باشد، اما «هما» به‌تنهایی غایب را نشان می‌دهد نه مخاطب را. «غائب مثنى مذكر» رد می‌شود چون این حالت به فعلِ «يَسمَعانِ» (با «یـ») نیاز دارد، نه «تَسمَعانِ». «مخاطب مثنى مؤنث» رد می‌شود چون ضمیرِ «هما» مخصوصِ غایب است؛ مخاطبِ مثنی با ضمیرِ «أَنْتُما» بیان می‌شود، نه «هما». تلهٔ تستی: فعلِ «تَسْمَعانِ» به‌تنهایی هم می‌تواند مخاطبِ مثنی باشد هم غایبِ مثنیِ مؤنث؛ فقط ضمیر یا قرینهٔ جمله (اینجا «هما») است که این ابهام را برطرف می‌کند.

2. عَيِّنِ الترجمة الصحيحة لعبارة «إضاعة الفرصة غصة»:

  • از دست دادن فرصت شادی است
  • از دست دادن فرصت غم است
  • يافتن فرصت سخت است
  • غنيمت شمردن فرصت شيرين است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«از دست دادن فرصت غم است» ترجمهٔ درستِ «إضاعة الفرصة غصة» است؛ «إضاعَة» یعنی «از دست دادن/تلف کردن» و «غُصَّة» یعنی «غم و اندوه». «از دست دادن فرصت شادی است» رد می‌شود چون «غُصَّة» را با معنایِ متضادش (شادی) ترجمه کرده است. «یافتن فرصت سخت است» رد می‌شود چون هم فعلِ اصلی («إضاعَة»=از دست دادن، نه یافتن) و هم مفهومِ «غُصَّة» (غم، نه سختی) را عوض کرده است. «غنیمت شمردن فرصت شیرین است» رد می‌شود چون کلِ موضوعِ جمله (از دست دادنِ فرصت) را به نقیضش (غنیمت‌شمردن) تبدیل کرده است. تلهٔ تستی: کلمهٔ «غُصَّة» با کلماتِ مثبت مانندِ «غنیمت» یا «شادی» به‌آسانی اشتباه گرفته می‌شود، در حالی‌که دقیقاً معنایِ منفیِ «غم/اندوه» را می‌رساند.

3. إذا جاءت كلمة «أقرباء» مجرورة بحرف جر دون إضافة ودون «ال»، فعلامة جرها:

  • فتحة
  • سكون
  • ضمة
  • كسرة

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فتحة» درست است زیرا «أَقْرِباء» بر وزنِ «أَفْعِلاء» ممنوع‌من‌الصرف است و وقتی بدونِ «ال» و بدونِ اضافه در حالتِ مجرور بیاید، به‌جایِ کسره فتحه می‌گیرد. «كسرة» رد می‌شود چون این علامتِ عادیِ جر است که فقط برایِ اسم‌هایِ منصرف (غیرِ ممنوع‌من‌الصرف) یا برایِ «أَقْرِباء»یِ معرفه (با ال یا اضافه) به کار می‌رود. «ضمة» رد می‌شود چون این علامتِ رفع است، نه جر؛ در این سؤال کلمه در حالتِ مجرور قرار دارد. «سكون» رد می‌شود چون «أَقْرِباء» اسمی معرب است، نه مبنی؛ اسمِ معرب هرگز در حالتِ عادیِ اعرابی سکون نمی‌گیرد. تلهٔ تستی: در ممنوع‌من‌الصرفِ نکره (بدونِ ال و بدونِ اضافه)، فتحه جایگزینِ کسرهٔ معمولِ حالتِ جر می‌شود؛ این تنها استثنایِ اصلیِ قاعدهٔ ممنوع‌من‌الصرف است که باید حفظ شود.

4. في جملة «يجمع الرجال الحطب»، ما إعراب كلمة «الحطب»؟

  • فاعل مرفوع بالضمة
  • مبتدأ مرفوع بالضمة
  • نائب فاعل مرفوع بالضمة
  • مفعول به منصوب بالفتحة

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مفعول به منصوب بالفتحة» درست است زیرا در جملهٔ «يجمع الرجال الحطب»، «الرجال» فاعل و «الحطب» مفعول‌به فعلِ «يجمع» است و مفعول‌به همیشه منصوب (با فتحه) می‌آید. «فاعل مرفوع بالضمة» رد می‌شود چون فاعلِ این جمله «الرجال» است، نه «الحطب»؛ فاعل همان چیزی است که کارِ جمع‌کردن را انجام می‌دهد. «مبتدأ مرفوع بالضمة» رد می‌شود چون این جمله، جملهٔ فعلیه است (با فعلِ «يجمع» شروع شده)، پس اصلاً مبتدایی در کار نیست. «نائب فاعل مرفوع بالضمة» رد می‌شود چون فعلِ «يجمع» معلوم است نه مجهول؛ نائب فاعل فقط در جملهٔ مجهول (مثلِ «يُجْمَعُ الحَطَبُ») معنا دارد. تلهٔ تستی: در جملهٔ فعلیهٔ معلوم با فاعل و مفعولِ صریح، مفعول‌به همیشه منصوب است؛ دانش‌آموز نباید آن را با نقش‌هایِ مرفوع (فاعل، مبتدا، نائب‌فاعل) که فقط در ساختارهایِ متفاوت (جملهٔ اسمیه یا مجهول) کاربرد دارند اشتباه بگیرد.

5. أي الجمل التالية صحيحة من حيث مطابقة الفعل مع الفاعل؟

  • النساء يَجْلِبُ الطعامَ
  • النساء يَجْلِبْنَ الطعامَ
  • النساء تَجْلِبُ الطعامَ
  • النساء يَجْلِبونَ الطعامَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«النساء يَجْلِبْنَ الطعامَ» درست است زیرا فاعل «النساء» (جمعِ مؤنثِ عاقل) پیش از فعل آمده و طبقِ قاعده، در این حالت فعل باید کاملاً با فاعل مطابقت کند؛ «يَجْلِبْنَ» (جمعِ مؤنثِ غایب) دقیقاً همین مطابقت را دارد. «النساء تَجْلِبُ الطعامَ» رد می‌شود چون فعل مفرد (تَجْلِبُ) است، در حالی‌که فاعل «النساء» جمع است و پیش از فعل آمده، پس فعل باید هم در عدد مطابقت کند. «النساء يَجْلِبونَ الطعامَ» رد می‌شود چون فعل به‌صورتِ جمعِ مذکر (يَجْلِبونَ) آمده، در حالی‌که «النساء» جمعِ مؤنث است. «النساء يَجْلِبُ الطعامَ» رد می‌شود چون فعل هم مفرد است و هم مذکر، در حالی‌که فاعل جمعِ مؤنث است؛ اینجا هیچ‌کدام از دو ویژگیِ لازم (جمع‌بودن، مؤنث‌بودن) رعایت نشده. تلهٔ تستی: وقتی فاعلِ اسمِ ظاهرِ جمع پیش از فعل بیاید، برخلافِ حالتِ «فعل قبل از فاعل»، فعل باید کاملاً (هم در عدد هم در جنس) با آن مطابقت کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان