پرش به محتوای اصلی

درس 9 (عربی هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 9 (عربی هشتم)

عنوانِ درس: اَلسَّفْرَةُ الْعِلْمِيَّةُ (سفرِ علمی). متنِ درس گفت‌وگویِ دانش‌آموزانِ یک مدرسه با مدیره دربارهٔ سفرِ علمی به یاسوج است: لباسِ گرم و حوله و مسواک بردارید، ساعتِ هفتِ صبح در حیاطِ مدرسه باشید. بعد دانش‌آموزان می‌پرسند کجا می‌رویم، چند روز می‌مانیم، با چه وسیله‌ای، کجا غذا می‌خوریم و کجا استراحت می‌کنیم. همین بافتِ سفر، بهانه‌ای است برای یاد گرفتنِ صیغه‌های تازهٔ مضارع و ساختارِ «داشتن».

واژگانِ کلیدی

کلمه معنی نکته
مِنْشَفَةٌ حوله جمع: مَناشِفُ
فُرْشاةٌ مسواک، برس مَعْجونُ أَسْنانٍ = خمیرِ دندان
أَسْنانٌ دندان‌ها مفرد: سِنٌّ
مَطْعَمٌ رستوران جمع: مَطاعِمُ — وزنِ مَفْعَل
مَلْعَبٌ زمینِ بازی جمع: مَلاعِبُ — وزنِ مَفْعَل
شَلَّالٌ آبشار جمع: شَلَّالاتٌ
مُحافَظَةٌ استان (و نیز: مراقبت) معنی را بافتِ جمله روشن می‌کند
مَسْموحٌ مجاز ضدّ: مَمْنوعٌ
فَطورٌ / غَداءٌ / عَشاءٌ صبحانه / ناهار / شام سه وعدهٔ غذایی
اَلَّذينَ کسانی که (جمعِ مذکر) مؤنث: اَللَّواتي
أَوْلِياءُ دوستان، سرپرستان مفرد: وَلِيٌّ
حُسْنیٰ نیکوتر (مؤنث) مذکر: أَحْسَنُ
بِمَ با چه چیزی؟ «بِـ» + «ما»

عبارت‌های مهم: سَوْفَ يَذْهَبْنَ (خواهند رفت)، عَلَيْكُنَّ بِمُراعاةِ... (باید رعایت کنید)، فِي الْأُسْبوعِ الْقادِمِ (در هفتهٔ آینده)، مِنَ الْخَميسِ إلَی السَّبْتِ (از پنج‌شنبه تا شنبه)، بِالْحافِلَةِ (با اتوبوس)، فَرِحَ الْجَميعُ (همه خوشحال شدند).

قاعدهٔ اصلی: چهار صیغهٔ تازهٔ مضارع

صیغه ضمیر مثالِ درس
يَفْعَلونَ هُمْ (جمعِ مذکرِ غایب) يَسْمَعونَ الْقُرآنَ
يَفْعَلْنَ هُنَّ (جمعِ مؤنثِ غایب) يَسْمَعْنَ الْقُرآنَ
يَفْعَلانِ هُما (مثنّای مذکرِ غایب) يَجْمَعانِ الْأَزْهارَ
تَفْعَلانِ هُما (مثنّای مؤنثِ غایب) تَجْمَعانِ وَرَقَ الشَّايِ

با این چهار صیغه، جدولِ مضارع کامل می‌شود. یک نکتهٔ ظریف که سوژهٔ آزمون‌هاست: مضارع ۱۴ صیغه دارد اما فقط ۱۳ شکل، چون «أَنْتُما» برای مذکر و مؤنث یک شکل دارد: تَكْتُبانِ.

تلهٔ اصلی — «تَفْعَلانِ» برای دو ضمیر: أَنْتُما تَكْتُبانِ الدَّرْسَ (شما دو نفر درس می‌نویسید) و هُما تَكْتُبانِ الدَّرْسَ (آن دو زن درس می‌نویسند). تنها راهِ تشخیص، ضمیر یا سیاقِ جمله است.

و توجه کن که هر چهار صیغهٔ بالا در فارسی «انجام می‌دهند» ترجمه می‌شوند؛ فارسی این تفاوت‌ها را در فعل نشان نمی‌دهد، ولی عربی نشان می‌دهد.

مالکیت با «لِـ» و «عِنْدَ»

عربی فعلِ مستقلی برای «داشتن» ندارد. دو ساختار جایش را می‌گیرند:

«لِـ» + اسم/ضمیر: لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنیٰ (خداوند نام‌های نیکو دارد)، لَنا مَكْتَبَةٌ واسِعَةٌ (ما کتابخانه‌ای وسیع داریم)، لَهُمْ حَديقَةٌ صَغيرَةٌ (آن‌ها باغِ کوچکی دارند).

«عِنْدَ» + اسم/ضمیر: عِنْدَكَ صَديقٌ صادِقٌ (تو دوستی راستگو داری)، عِنْدي مُعْجَمُ الْعَرَبِيَّةِ (من فرهنگِ عربی دارم).

تفاوتشان ظریف است: «لِـ» مالکیتِ واقعی و قانونی را می‌رساند، «عِنْدَ» بیشتر چیزی را که الآن نزدِ کسی است. در ترجمهٔ فارسی هر دو «دارد» می‌شوند.

«كَيْفَ» — چگونه؟

«كَيْفَ» دربارهٔ حالت و چگونگی می‌پرسد و پاسخش معمولاً یک قیدِ حالت است: كَيْفَ حالُكَ؟ — أَنَا بِخَيْرٍ. كَيْفَ وَصَلْتَ؟ — بِسُرْعَةٍ.

نکاتِ صرفی و اعرابی

۱. «بِمَ» — الفِ «ما» حذف می‌شود. وقتی «ما»ی پرسشی بعد از حرفِ جر بیاید، الفش می‌افتد: بِما ← بِمَ، لِما ← لِمَ، إلَی ما ← إلامَ. پس «بِمَ نَذْهَبُ؟» درست است، نه «بِما نَذْهَبُ؟».

۲. اسم‌های موصول: اَلَّذي (مفردِ مذکر)، اَلَّتي (مفردِ مؤنث)، اَلَّذينَ (جمعِ مذکر)، اَللَّواتي (جمعِ مؤنث).

۳. عدد و معدود: بعد از اعدادِ ۳ تا ۱۰ معدود مجرور می‌آید: «ثَلاثَةُ مَلاعِبَ» (سه زمینِ بازی). اما «مَلاعِبَ» ممنوع‌من‌الصرف است، پس به‌جای کسره فتحه گرفته.

۴. خبر با مبتدا مطابقت می‌کند: «طالِباتُ الْمَدْرَسَةِ مَسْروراتٌ» — هر دو مرفوع‌اند و «مَسْروراتٌ» جمعِ مؤنثِ سالمِ «مَسْرورٌ» است.

۵. آینده: «سَـ» یا «سَوْفَ» + مضارع = آینده: سَوْفَ يَذْهَبْنَ إلَی ياسوج (به یاسوج خواهند رفت)، سَنَذْهَبُ غَداً (فردا خواهیم رفت). تفاوتشان فقط این است که «سَـ» به فعل می‌چسبد و «سَوْفَ» جدا می‌آید.

۶. نونِ «يَفْعَلونَ» با نونِ «يَفْعَلْنَ» یکی نیست. در «يَكْتُبونَ» نون بعد از واو آمده (جمعِ مذکر)، اما در «يَكْتُبْنَ» اصلاً واوی نیست و حرفِ پیش از نون ساکن است (جمعِ مؤنث). جای واو را که ببینی، جنسِ فاعل را فهمیده‌ای.

۷. «يـ» یعنی غایب، «تـ» یعنی مخاطب: «يَكْتُبونَ» (می‌نویسند) در برابرِ «تَكْتُبونَ» (می‌نویسید).

نکاتِ فراتر از کتاب

ریشهٔ «غ-ف-ر» از پرکاربردترین ریشه‌های قرآنی است: غُفْرانٌ، مَغْفِرَةٌ، غَفورٌ، غَفَّارٌ — و آیهٔ درس ﴿إنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنوبَ جَميعاً﴾ از امیدبخش‌ترین آیاتِ قرآن است. واژه‌های بر وزنِ «فَعيل» جمعشان «أَفْعِلاء» می‌شود: وَلِيٌّ ← أَوْلِياء، نَبِيٌّ ← أَنْبِياء، غَنِيٌّ ← أَغْنِياء. مؤنثِ صفتِ تفضیلیِ «أَفْعَل» هم وزنِ «فُعْلیٰ» دارد: أَحْسَن ← حُسْنیٰ، أَكْبَر ← كُبْریٰ، أَصْغَر ← صُغْریٰ.

یک نکتهٔ خیلی به‌دردبخور: حرکتِ میم، مکان را از ابزار جدا می‌کند. وزنِ «مَفْعَل» (میمِ فتحه‌دار) اسمِ مکان می‌سازد — مَطْعَمٌ (جای خوردن)، مَلْعَبٌ (جای بازی)، مَسْجِدٌ (جای سجده). اما میمِ کسره‌دار (مِفْعَلَة، مِفْعال) اسمِ ابزار می‌سازد — مِنْشَفَةٌ (حوله، ابزارِ خشک کردن)، مِفْتاحٌ (کلید)، مِصْباحٌ (چراغ). این دقیقاً همان تله‌ای است که آزمون‌های تیزهوشان دوستش دارند.

یک نمونهٔ کامل برای تمرین

سؤال. در کدام گزینه فعل با فاعلش هماهنگ نیست؟

۱) اَلطّالِباتُ يَجْمَعْنَ الْأَزْهارَ.
۲) اَلْمُعَلِّمونَ يَكْتُبونَ التَّمارينَ.
۳) اَلطِّفْلانِ تَلْعَبانِ فِي الْمَلْعَبِ.
۴) اَلْأُخْتانِ تَجْمَعانِ وَرَقَ الشّايِ.

پاسخ: گزینهٔ ۳. در گزینهٔ ۱ فاعل جمعِ مؤنثِ غایب است و «يَجْمَعْنَ» درست است؛ در گزینهٔ ۲ فاعل جمعِ مذکرِ غایب است و «يَكْتُبونَ» درست؛ در گزینهٔ ۴ «اَلْأُخْتانِ» مثنّای مؤنث است و «تَجْمَعانِ» با «تـ» درست است. اما «اَلطِّفْلانِ» مثنّای مذکرِ غایب است و فعلش باید يَلْعَبانِ باشد؛ «تَلْعَبانِ» مخصوصِ مثنّای مؤنث یا مخاطب است.

جمع‌بندی

  • چهار صیغهٔ تازه: يَفْعَلونَ / يَفْعَلْنَ / يَفْعَلانِ / تَفْعَلانِ
  • مضارع ۱۴ صیغه دارد ولی ۱۳ شکل
  • «تَفْعَلانِ» هم «أَنْتُما» است هم «هُما»ی مؤنث — ضمیر تعیین می‌کند
  • مالکیت با «لِـ» یا «عِنْدَ»؛ عربی فعلِ «داشتن» ندارد
  • «بِمَ» الف ندارد؛ «سَـ / سَوْفَ» + مضارع = آینده
  • مَفْعَل = اسمِ مکان / مِفْعَلَة و مِفْعال = اسمِ ابزار

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه ترجمهٔ نادرستی از جمله «لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنیٰ» است؟

  • خداوند نام‌های نیکوست
  • خداوند نام‌های نیکو دارد
  • نام‌های نیکو از آن خداست
  • برای خدا نام‌های نیکوست

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنیٰ» ساختاری مالکیتی با «لِـ» است (برایِ خدا/مالِ خداست)؛ ترجمهٔ «خداوند نام‌های نیکوست» فعلِ اسنادیِ «است» را به‌جایِ رابطهٔ مالکیتی به‌کار برده، انگار می‌گوید «خدا خودش نام‌هاست»، که با ساختارِ اصلیِ جمله نمی‌خواند؛ پس این ترجمه نادرست است. خداوند نام‌های نیکو دارد: این ترجمه دقیقاً معنایِ «لِـ» (مالکیت) را رسانده و درست است. نام‌های نیکو از آن خداست: این هم ساختارِ مالکیتی را به‌درستی با «از آنِ» بیان کرده و درست است. برای خدا نام‌های نیکوست: این هم ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ درستی از «لِـ» (برایِ خدا) است. تلهٔ تستی: در ساختارهایِ «لِـ + اسم»، معنایِ اصلی «داشتن/مالِ کسی‌بودن» است؛ ترجمه‌ای که این رابطهٔ مالکیتی را به یک جملهٔ اسنادیِ ساده تبدیل کند، مفهوم را عوض کرده و نادرست می‌شود.

2. کدام کلمه بر وزن «مَفْعَل» نیست؟

  • شَلَّالٌ
  • مَطْعَمٌ
  • مَلْعَبٌ
  • مَسْجِدٌ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«شَلَّالٌ» بر وزنِ «فَعَّال» (با تشدید) است، نه «مَفْعَل»؛ درحالی‌که «مَطْعَمٌ»، «مَلْعَبٌ» و «مَسْجِدٌ» هر سه بر وزنِ «مَفْعَل» (اسمِ مکان، با میمِ فتحه در آغاز) ساخته شده‌اند. مَطْعَمٌ: بر وزنِ «مَفْعَل» است (جایی که در آن می‌خورند)، پس هم‌خانوادهٔ دو گزینهٔ دیگر است، نه گزینهٔ متفاوت. مَلْعَبٌ: بر وزنِ «مَفْعَل» است (جایی که در آن بازی می‌کنند)، پس با وزنِ خواسته‌شده مطابقت دارد. مَسْجِدٌ: بر وزنِ «مَفْعَل» است (جایی که در آن سجده می‌کنند)، پس این هم هم‌وزن با بقیه است، نه گزینهٔ متفاوت. تلهٔ تستی: کلمه‌ای که با حرفِ «م» شروع می‌شود همیشه بر وزنِ «مَفْعَل» نیست؛ «شَلَّالٌ» با «ش» شروع می‌شود و اصلاً از این خانواده نیست.

3. کدام گزینه از نظر ساختار صرفی برای ترجمهٔ جملهٔ «آن دو زن به بازار رفتند» صحیح است؟

  • هُمَا ذَهَبَتَا إِلَى السُّوقِ
  • هُمَا ذَهَبَتْ إِلَى السُّوقِ
  • هُمَا ذَهَبَا إِلَى السُّوقِ
  • هُمَا تَذْهَبَانِ إِلَى السُّوقِ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«آن دو زن به بازار رفتند» فعلِ ماضیِ مثنیِ مؤنثِ غایب می‌خواهد؛ «ذَهَبَتَا» (ذَهَبَ+تا) دقیقاً همین صیغه است — پسوندِ «تا» نشانهٔ ماضیِ مثنیِ مؤنث است. هُمَا ذَهَبَتْ إِلَى السُّوقِ: «ذَهَبَتْ» صیغهٔ ماضیِ مفردِ مؤنثِ غایب است (او رفت)، نه مثنی؛ با ضمیرِ «هُمَا» (دو نفر) نمی‌خواند. هُمَا ذَهَبَا إِلَى السُّوقِ: «ذَهَبَا» صیغهٔ ماضیِ مثنیِ مذکرِ غایب است (آن دو مرد رفتند)، نه مؤنث. هُمَا تَذْهَبَانِ إِلَى السُّوقِ: «تَذْهَبَانِ» فعلِ مضارع است (می‌روند)، درحالی‌که جمله به گذشته (رفتند) اشاره دارد. تلهٔ تستی: باید هم‌زمان زمانِ فعل (ماضی)، جنسِ فاعل (مؤنث) و عددِ فاعل (مثنی) را با هم بررسی کرد؛ تغییر در هرکدام، صیغهٔ فعل را کاملاً عوض می‌کند.

4. در عبارت «ثَلاثَةُ مَلاعِبَ»، چرا کلمهٔ «مَلاعِبَ» به جای کسره، فتحه گرفته است؟

  • زیرا جمع مکسر است و جمع مکسر در حالت مجرور فتحه می‌گیرد
  • زیرا «مَلاعِبَ» ممنوع‌من‌الصرف است و در حالت مجرور فتحه می‌گیرد
  • زیرا عدد «ثلاثة» باعث نصب معدود می‌شود
  • زیرا «مَلاعِبَ» اسم مکان است و در مجرور فتحه می‌گیرد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مَلاعِبَ» جمعِ مکسّر بر وزنِ «مَفاعِل» و ممنوع‌من‌الصرف است؛ اسم‌هایِ ممنوع‌من‌الصرف در حالتِ مجرور به‌جایِ کسره، فتحه می‌گیرند — دقیقاً همین دلیلِ فتحه‌گرفتنِ «مَلاعِبَ» است. زیرا جمع مکسر است و جمع مکسر در حالت مجرور فتحه می‌گیرد: این قاعده نادرست است؛ همهٔ جمع‌هایِ مکسّر در مجرور فتحه نمی‌گیرند (مثلاً «كُتُبٍ» با کسره مجرور می‌شود)، فقط جمعِ مکسّرِ ممنوع‌من‌الصرف این ویژگی را دارد. زیرا عدد «ثلاثة» باعث نصب معدود می‌شود: عددهایِ ۳ تا ۱۰ معدود را منصوب نمی‌کنند، بلکه مجرور می‌کنند (به‌صورتِ اضافه). زیرا «مَلاعِبَ» اسم مکان است و در مجرور فتحه می‌گیرد: اسمِ مکان‌بودن ربطی به فتحه‌گرفتن در جر ندارد؛ دلیلِ واقعی ممنوع‌من‌الصرف‌بودن است. تلهٔ تستی: فتحه‌گرفتنِ «مَلاعِبَ» در مجرور فقط به یک دلیل برمی‌گردد — ممنوع‌من‌الصرف‌بودن؛ نباید این را با قاعدهٔ کلیِ جمعِ مکسّر، نقشِ عدد، یا معنایِ کلمه اشتباه گرفت.

5. کدام گزینه ضمیر مناسبی را برای فعل «تَفْعَلانِ» در جمله‌ای که به دو زن غایب اشاره دارد، نشان می‌دهد؟

  • هُنَّ (جمع مؤنث)
  • أَنْتُما (مخاطب)
  • هُما (مؤنث)
  • هُمْ (جمع مذکر)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فعلِ «تَفْعَلانِ» وقتی به دو زنِ غایب اشاره دارد، با ضمیرِ «هُما (مؤنث)» می‌آید؛ این همان صیغهٔ مثنیِ مؤنثِ غایب است که با «تـ» شروع و به «انِ» ختم می‌شود. أَنْتُما (مخاطب): این ضمیر برایِ مخاطب (دو نفری که با آن‌ها صحبت می‌شود) به کار می‌رود، نه برایِ غایب؛ سؤال صراحتاً «غایب» را خواسته. هُمْ (جمع مذکر): این ضمیر جمعِ مذکرِ غایب است (بیش از دو نفر، مرد)، نه مثنیِ مؤنث؛ هم در عدد و هم در جنس ناسازگار است. هُنَّ (جمع مؤنث): این ضمیر جمعِ مؤنثِ غایب است (بیش از دو زن)، نه مثنیِ مؤنث؛ فعلِ آن «يَفْعَلْنَ» است نه «تَفْعَلانِ». تلهٔ تستی: «تَفْعَلانِ» بینِ دو ضمیرِ متفاوت (أَنْتُما مخاطب، و هُما مؤنثِ غایب) مشترک است؛ کلیدواژهٔ «غایب» در سؤال دقیقاً همان چیزی است که باید أَنْتُما را کنار بگذارد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان