شکفتن (هشتم)
این فصل دو درس دارد: «ارمغان ایران» دربارهٔ شناخت ایران و افتخار به فرهنگ آن، و «سفر شکفتن» دربارهٔ مهارتهایی که برای خوب زندگی کردن لازم داریم. هر دو یک حرف مشترک دارند: شکوفا شدن، خودش کار و تلاش میخواهد.
درس سوم: ارمغان ایران — میر جلالالدین کزّازی
نوع متن: نثر ادبی به شکل یک نامه، خطاب به نوجوان ایرانی. لحنش پدرانه و دلسوزانه است. متن دو بخش دارد: معرفی ایران و بزرگترین هدیهاش به جهان، و سپس داستان «فوت کوزهگری».
ایران یعنی چه؟ نویسنده میگوید «ایران» یعنی سرزمین آزادگان — این معنی جزو مهمترین نکات امتحانی درس است. ایران سرزمینی کهن و خاستگاه خردمندان، دانایان، دلیران و پهلوانان نامدار است.
برترین ارمغان ایران به جهان چیست؟ نه ثروت، نه قدرت نظامی؛ بلکه اندیشه و خِرَد و فرهنگ. نویسنده میگوید حتی دشمنان ایران هم ناچارند این سرزمین را «سپند» (مقدس) و «ارجمند» بنامند و ایرانیان را به خاطر آزادگیشان بستایند.
نویسنده از تو چه میخواهد؟ اینکه ایران را بشناسی، آنگونه که شایسته است به دیگران بشناسانی، دل از هر آلایش پاک کنی، بخوانی و بجویی و بپویی، و «فرّ و فروغ» ایران را بیشتر کنی.
داستان فوت کوزهگری: کوزهگری ماهر شاگردی داشت که پس از سالها گمان کرد همهچیز را آموخته و مستقل شد. اما کوزههایش هرگز زیبا و شفاف از آب درنمیآمد. برگشت و استاد گفت: من هر کوزه را پیش از گذاشتن در کوره فوت میکنم تا گرد و خاکش پاک شود؛ تو همین یک نکته را ندیده بودی. از همینجا اصطلاح «فوت کوزهگری» ساخته شده، یعنی نکتهٔ ظریف و کلیدی که فقط استادکاران میدانند. توجه کن که «فوت» اینجا یعنی دمیدن با دهان، نه مرگ.
واژههای مهم درس
| واژه | معنی |
|---|---|
| ارمغان | هدیه، سوغات |
| سپند | مقدس، پاک |
| فرّ | شکوه، جلال |
| فروغ | روشنایی، درخشش |
| فرزانگی | خردمندی |
| فرهیختگی | تربیتیافتگی، ادبآموختگی |
| خِرَد | عقل، دانش |
| تیرهرای | بدفکر |
| خیرهرو | گستاخ، بیشرم |
| آلایش | آلودگی |
| تکاپو | تلاش، جنبوجوش |
| خاستگاه | زادگاه، منشأ |
آرایهٔ درس: واجآرایی
واجآرایی یعنی تکرار آگاهانهٔ یک حرف یا صدا در یک عبارت، طوری که موسیقی کلام بیشتر شود. حواست باشد که تکرار تصادفی، واجآرایی نیست؛ باید برای زیبایی باشد.
«کشور ما، همواره سرزمین سپند فَرّ و فُروغ و فَرزانگی و فَرهیختگی بوده است.»
اینجا حرف «ف» چهار بار پشت هم آمده و کلام را آهنگین کرده است. نمونهٔ مشهور دیگر از منوچهری دامغانی:
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است / باد خنک از جانب خوارزم، وزان است
که در آن حرف «خ» واجآرایی ساخته است.
فرقش با جناس و تکرار: واجآرایی تکرار یک حرف در چند واژهٔ مختلف است؛ جناس آوردن دو واژهٔ کامل با تلفظ نزدیک و معنی متفاوت است (مثل «یار» و «دیار»)؛ و تکرار ساده یعنی آوردن عیناً یک واژه چند بار برای تأکید. اگر سؤال از تو خواست حرف تکرارشونده را پیدا کنی، جواب واجآرایی است.
کنایهٔ درس: «چشم و چراغ» یعنی عزیز و گرامی. در متن آمده: «تویی که در این روزگار، چشم و چراغ ایرانی و بهارآفرین باغ ایران.» این ترکیب کنایه است نه تشبیه، چون منظور معنای ضمنی است، نه شباهت ظاهری.
سبک نگارش: کزّازی بهجای واژههای عربی، معادلهای فارسی میآورد: خِرَد بهجای عقل، سپند بهجای مقدس، ناگزیر بهجای ناچار. به این سبک نثر فارسیگرا میگویند و کزّازی (متولد ۱۳۲۷، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و نویسندهٔ «نامهٔ باستان» در شرح شاهنامه) از برجستهترین نویسندگان این سبک است.
نکتهٔ املایی — قانون تبدیل «ه» به «گ»: هرگاه پسوند «ی» یا «ان» به واژهای بیاید که به هـ غیرملفوظ (هایی که تلفظ نمیشود) ختم شده، آن «ه» به «گ» تبدیل میشود: زنده + ی = زندگی، پرنده + ان = پرندگان. اما اگر «ه» ملفوظ باشد (مثل ماه و راه)، این قانون کار نمیکند: ماه + ی میشود «ماهی»، نه «ماهگی». همچنین شکل درست «فروغ» است، نه «فروق».
درس چهارم: سفر شکفتن
ایدهٔ اصلی: زندگی مثل یک سفر است، پر از فراز و نشیب. برای اینکه این سفر خوب پیش برود، باید مهارتهایی یاد بگیریم.
دو پشیمانی: نویسنده از دو حسرت میگوید؛ حسرت گذشته («ای کاش جوان بودم و میدانستم») و حسرت آینده («ای کاش کسی را داشتیم که…»). هر دو یعنی از دست دادن فرصت. پیام اصلی درس این است: هر لحظه یک فرصت است و زمان برنمیگردد. دقت کن پیام درس فقط «نگرانی از آینده» نیست؛ نویسنده هر دو حسرت را همارز میداند.
مهارتهای سفر زندگی
| مهارت | یعنی چه |
|---|---|
| خودآگاهی | شناخت تواناییها، نیازها، استعدادها و ضعفهای خود |
| ارتباط مؤثر | ارتباط درست و سنجیده با دیگران |
| تصمیمگیری | تدبیر مناسب در موقعیتهای مهم |
| چیرگی بر احساسات | مهار شادی، خشم و ترس |
| تفکر خلاق | یافتن راهحل تازه برای مشکلها |
نتیجهٔ متن: با توکل به خدا و تلاش بیشتر میتوان این مهارتها را به دست آورد و زندگی را پر از طراوت و شکوفایی کرد.
دستور زبان: اسم و اجزای جمله
فعل محور جمله است و خودش تعیین میکند جمله به چه چیزهایی نیاز دارد: «رفت» فقط نهاد میخواهد، «خواند» نهاد و مفعول، «خرید» نهاد و مفعول و متمم. نهاد انجامدهندهٔ کار است، مفعول چیزی که کار بر آن واقع میشود و با نشانهٔ «را» میآید، و متمم کاملکنندهٔ معنی فعل است و همیشه پس از حرف اضافه (از، به، با، در) میآید.
اسم واژهای است که چیزی یا کسی را نام میبرد و ویژگی مهمش این است که در جایگاههای مختلف، نقشهای مختلف میگیرد:
- مینا آمد. ← «مینا» نهاد
- مینا کتاب را خواند. ← «کتاب» مفعول
- مینا کتاب را از فروشنده خرید. ← «از فروشنده» متمم
خیلیها «از فروشنده» را مفعول میگیرند چون بعد از مفعول آمده؛ ولی حرف اضافهٔ «از» نشان میدهد که متمم است. برخلاف اسم، فعل همیشه در جایگاه فعلی میماند.
املا و نگارش: شکل درست این واژهها را بدان: استعداد (نه استئداد)، مهارت (نه محارت)، نصیب (نه نسیب)، هیجانات (نه حیجانات)، نظیر (نه نضیر). ضمناً در متن رسمی، اعداد را با حروف بنویس نه با رقم: «هفت آسمان»، نه «۷ آسمان».
غنیسازی: مهارتهای این درس برگرفته از فهرست دهگانهٔ سازمان بهداشت جهانی (WHO) در سال ۱۹۹۷ است که شامل خودآگاهی و همدلی، ارتباط مؤثر و روابط بینفردی، تصمیمگیری و حل مسئله، تفکر خلاق و تفکر انتقادی، و مقابله با هیجانها و استرس میشود. مهارت خودآگاهی هم با روایت مشهور «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه» (هرکس خود را بشناسد، خدای خود را شناخته است) پیوند دارد. دربارهٔ اسم هم بدان که در دستور فارسی، اسم را از نظر مصداق به خاص (مینا، ایران) و عام (کتاب، شهر)، و از نظر ساختمان به ساده، مشتق، مرکب و مشتقمرکب تقسیم میکنند.