پرش به محتوای اصلی

درس 04 (عربی هفتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 04 (عربی هفتم)

درسِ چهارم «قِيمَةُ الْعِلْمِ» (ارزشِ دانش) است. پسری از کتابخانه برمی‌گردد و پدر او را تشویق می‌کند؛ در پایان حدیثی از پیامبر ﷺ می‌آید: اَلْعَالِمُ بِلَا عَمَلٍ كَالشَّجَرِ بِلَا ثَمَرٍ (دانشمندِ بی‌عمل مانندِ درختِ بی‌میوه است). این درس شش قاعدهٔ مهم را با هم جمع می‌کند.

واژه‌های کلیدی

قِيمَةٌ (ارزش)، أَبٌ (پدر)، اِبْنٌ (پسر)، أُمٌّ (مادر)، ضَيْفٌ (مهمان)، مَكْتَبَةٌ (کتابخانه)، لَوْحَةٌ (تابلو)، جَبَلٌ (کوه)، قَمَرٌ (ماه)، نَاجِحٌ (موفق)، كَبِيرٌ (بزرگ)، أَحْسَنْتَ (آفرین بر تو)، شُكْرًا لَكَ (سپاسگزارم)، ذَهَبَ (رفت)، قَالَ (گفت)، تُحِبُّ (دوست داری)، يُحِبُّ (دوست دارد)، إِنَّ (همانا)، إِلَى (به‌سوی)، كَمَا (همان‌گونه که)، أَيْضًا (همچنین).

قاعدهٔ ۱: اسمِ اشارهٔ نزدیک و دور

نزدیک دور
مذکر هٰذَا (این) ذٰلِكَ (آن)
مؤنث هٰذِهِ (این) تِلْكَ (آن)

نمونه‌ها: هٰذَا الرَّجُلُ طَبِيبٌ. (این مرد پزشک است.) / هٰذِهِ الْمَرْأَةُ طَبِيبَةٌ. (این زن پزشک است.) / ذٰلِكَ الشَّاعِرُ سَعْدِيٌّ. (آن شاعر سعدی است.) / تِلْكَ اللَّوْحَةُ جَمِيلَةٌ. (آن تابلو زیباست.)

ساختار: اسمِ اشاره + اسمِ معرفه (با الـ) + خبر (بدونِ الـ).

قاعدهٔ ۲: مذکر و مؤنث

نشانهٔ اصلیِ مؤنث «ة» است: طَالِبٌ ← طَالِبَةٌ، نَاجِحٌ ← نَاجِحَةٌ، شَاعِرٌ ← شَاعِرَةٌ، كَبِيرٌ ← كَبِيرَةٌ.

  • مؤنثِ بدونِ نشانه (سماعی، یعنی باید حفظ شود): بِنْتٌ، أُمٌّ، اِمْرَأَةٌ.
  • مذکرِ بدونِ نشانه: جَبَلٌ، صَفٌّ، قَمَرٌ.
  • مؤنث‌های «ة»دار: جَزِيرَةٌ، لَوْحَةٌ، مَكْتَبَةٌ، شَجَرَةٌ.

قاعدهٔ ۳: مطابقتِ صفت با موصوف

صفت باید هم‌جنسِ اسمِ خودش باشد: هٰذَا الصَّفُّ كَبِيرٌ / هٰذِهِ الشَّجَرَةُ جَمِيلَةٌ / ذٰلِكَ الْجَبَلُ مُرْتَفِعٌ / تِلْكَ اللَّوْحَةُ جَمِيلَةٌ.

قاعدهٔ ۴: إِنَّ — حرفِ تأکید

«إِنَّ» یعنی «همانا / به‌راستی» و اسمِ بعدش را منصوب می‌کند (فتحه می‌گیرد):

  • إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ طَالِبَ الْعِلْمِ كَثِيرًا. (خداوند طالبِ علم را بسیار دوست دارد.)
  • إِنَّكَ تُحِبُّ الْكِتَابَ. (تو کتاب را دوست داری.)

قاعدهٔ ۵: كَـ — حرفِ تشبیه

«كَـ» یعنی «مانند» و اسمِ بعدش مجرور می‌شود (کسره می‌گیرد): كَالشَّجَرِ (مانندِ درخت)، كَالْقَمَرِ (مانندِ ماه)، كَالْجَبَلِ (مانندِ کوه).

قاعدهٔ ۶: الـ شمسی و الـ قمری

این قاعده فقط دربارهٔ تلفظ است، نه نوشتار.

  • الـ قمری: «ل» خوانده می‌شود. حروفِ قمری: أ ب ج ح خ ع غ ف ق ك م ه و ي. نمونه: اَلْقَمَرُ، اَلْكِتَابُ، اَلْعِلْمُ.
  • الـ شمسی: «ل» خوانده نمی‌شود و حرفِ بعدی مشدّد می‌شود. حروفِ شمسی: ت ث د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ل ن. نمونه: اَلشَّمْسُ ← «اَشْ‌شَمْس»، اَلدَّرْسُ ← «اَدْ‌دَرْس»، اَلرَّجُلُ ← «اَرْ‌رَجُل».

نامِ این دو گروه از خودِ کلمه‌ها گرفته شده: اَلشَّمْسُ شمسی است و اَلْقَمَرُ قمری.

فعلِ ماضی و ضمیرِ متصل

  • ذَهَبْتُ = رفتم (أَنَا) | ذَهَبْتَ = رفتی، به پسر (أَنْتَ) | ذَهَبْتِ = رفتی، به دختر (أَنْتِ).
  • ضمیرِ «ي» یعنی «...م»: وَلَدِي (پسرم)، بِنْتِي (دخترم).

تله‌های رایج

۱. اسمِ اشاره: ملاکِ اصلی جنسِ اسمِ بعدی است، نه حسِ فارسیِ «این/آن». نادرست: هٰذَا الْمَرْأَةُ طَبِيبَةٌ ← درست: هٰذِهِ الْمَرْأَةُ طَبِيبَةٌ. نادرست: هٰذِهِ الْجَبَلُ كَبِيرَةٌ ← درست: هٰذَا الْجَبَلُ كَبِيرٌ.
۲. مؤنثِ سماعی: هر اسمی که «ة» ندارد لزوماً مذکر نیست؛ أُمٌّ و بِنْتٌ مؤنث‌اند.
۳. الـ شمسی نوشتاری نیست: «ل» همیشه نوشته می‌شود (اَلشَّمْسُ، نه اَشَّمْسُ)؛ فقط خوانده نمی‌شود.
۴. إِنَّ بی‌اثر نیست: إِنَّ اللّٰهَ، نه إِنَّ اللّٰهُ.
۵. ملاکِ جنس، کلمهٔ عربی است، نه معنای فارسی: «کوه» و «تابلو» در فارسی جنسیت ندارند، اما جَبَلٌ مذکر و لَوْحَةٌ مؤنث است.

یک قدم فراتر

  • وقتی ضمیرِ متصل به اسمِ «ة»دار بچسبد، آن «ة» در تلفظ «ت» می‌شود: مَكْتَبَةٌ + ي ← مَكْتَبَتِي (کتابخانه‌ام)، شَجَرَةٌ + نَا ← شَجَرَتُنَا (درختِ ما).
  • اسمِ اشارهٔ جمع: هٰؤُلَاءِ (این‌ها) و أُولٰئِكَ (آن‌ها) برای عاقل. اما جمعِ غیرعاقل مثلِ مفردِ مؤنث رفتار می‌کند: هٰذِهِ الْكُتُبُ كَثِيرَةٌ، نه هٰؤُلَاءِ الْكُتُبُ.
  • «إِنَّ» یکی از «حروفِ مشبّهة بالفعل» است؛ خانواده‌اش: إِنَّ / أَنَّ / كَأَنَّ / لٰكِنَّ / لَيْتَ / لَعَلَّ.
  • یک ریشه، یک خانواده: ك-ت-ب ← كَتَبَ، كِتَابٌ، كَاتِبٌ، مَكْتَبٌ، مَكْتَبَةٌ. همچنین قِيمَةٌ از «ق-و-م» (هم‌ریشه با قیامت) و أَحْسَنْتَ از «ح-س-ن» (هم‌ریشه با حَسَن و إحسان).
  • حدیثِ درس یک تشبیه است: موضوع + كَـ + چیزی که به آن تشبیه می‌شود. همین ساختار در قرآن هم فراوان است، مثلِ «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا» (بقره، ۱۷).

نمونه سؤال

سؤال: در همهٔ گزینه‌ها اسمِ اشاره درست انتخاب شده؛ کدام گزینه از نظرِ مطابقتِ صفت با موصوف هم کاملاً درست است؟
۱) هٰذِهِ الشَّجَرَةُ جَمِيلٌ. ۲) هٰذَا الْجَبَلُ مُرْتَفِعٌ. ۳) تِلْكَ اللَّوْحَةُ جَمِيلٌ. ۴) ذٰلِكَ الرَّجُلُ طَبِيبَةٌ.

پاسخ: در گزینهٔ ۱ الشَّجَرَةُ مؤنث است ولی جَمِيلٌ بدونِ «ة» آمده (باید جَمِيلَةٌ باشد). گزینهٔ ۳ همین ایراد را دربارهٔ اللَّوْحَةُ دارد. در گزینهٔ ۴ الرَّجُلُ مذکر است ولی صفتش طَبِيبَةٌ با «ة» آمده. فقط در گزینهٔ ۲ موصوف (الْجَبَلُ) و صفت (مُرْتَفِعٌ) هر دو مذکرند. گزینهٔ ۲ درست است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام فعل برای ضمیر «أَنْتِ» (مؤنث مفرد) مناسب است؟

  • ذَهَبْتَ
  • ذَهَبْتُ
  • ذَهَبْتِ
  • ذَهَبَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ذَهَبْتِ» برای ضمیر مؤنث مفرد «أَنْتِ» مناسب است. «ذَهَبْتَ» برای مذکر مفرد «أَنْتَ» است. «ذَهَبْتُ» برای متکلم «أَنَا» است. «ذَهَبَ» برای غایب مذکر «هُوَ» است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است «ذَهَبْتَ» و «ذَهَبْتِ» را به دلیل شباهت ظاهری اشتباه بگیرد و فراموش کند که حرکت آخر (فتحه برای مذکر و کسره برای مؤنث) تعیین‌کننده است.

2. در عبارت «كَالشَّجَرِ»، حرف «كَـ» چه معنایی دارد و چه تأثیری بر اسم بعد از خود می‌گذارد؟

  • معنای «به سوی» دارد و اسم را منصوب می‌کند
  • معنای «مانند» دارد و اسم را مجرور می‌کند
  • معنای «سوگند» دارد و اسم را مجرور می‌کند
  • معنای «برای» دارد و اسم را منصوب می‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«معنای «مانند» دارد و اسم را مجرور می‌کند» درست است زیرا «كَـ» حرف تشبیه است و اسم پس از آن مجرور می‌شود. «معنای «به سوی» دارد و اسم را منصوب می‌کند» رد می‌شود زیرا «إِلَى» چنین معنایی دارد نه «كَـ». «معنای «سوگند» دارد و اسم را مجرور می‌کند» رد می‌شود اگرچه «بِـ» برای سوگند به کار می‌رود نه «كَـ». «معنای «برای» دارد و اسم را منصوب می‌کند» رد می‌شود زیرا «لِـ» برای مالکیت یا تعلیل است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است حروف جر را با هم اشتباه بگیرد و نقش «كَـ» را فراموش کند.

3. در جمله‌ی «مَكْتَبَتِي كَبِيرَةٌ» کلمه‌ی «مَكْتَبَتِي» از چه کلمه‌ای با افزودن ضمیر «ي» ساخته شده و تلفظ «ة» چه تغییری می‌کند؟

  • از «مَكْتَبَةٌ»؛ تلفظ «ة» به «ت» تبدیل می‌شود
  • از «مَكْتَبٌ»؛ تلفظ «ة» به «ه» تبدیل می‌شود
  • از «مَكْتَبَةٌ»؛ تلفظ «ة» به «ه» تبدیل می‌شود
  • از «مَكْتَبٌ»؛ تلفظ «ة» تغییری نمی‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«از «مَكْتَبَةٌ»؛ تلفظ «ة» به «ت» تبدیل می‌شود» درست است زیرا «مَكْتَبَةٌ» مؤنث است و با افزودن ضمیر، «ة» به «ت» بدل می‌شود (مَكْتَبَتِي). «از «مَكْتَبٌ»؛ تلفظ «ة» به «ه» تبدیل می‌شود» رد می‌شود چون «مَكْتَبٌ» مذکر است و «ة» ندارد. «از «مَكْتَبَةٌ»؛ تلفظ «ة» به «ه» تبدیل می‌شود» رد می‌شود زیرا تبدیل به «ه» نیست. «از «مَكْتَبٌ»؛ تلفظ «ة» تغییری نمی‌کند» رد می‌شود چون اساساً «ة» وجود ندارد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است تصور کند همیشه «ة» به «ه» تبدیل می‌شود، در حالی که در حالت اتصال ضمیر به «ت» تبدیل می‌شود.

4. کدام یک از کلمات زیر مؤنث است اما علامت تأنیث (ة) ندارد؟

  • ذَهَبَتِ (فعل است، نه اسم)
  • الْمَكْتَبَةِ (دارایِ «ة»)
  • الْبِنْتُ (اسمِ سماعی)
  • إِلَى (حرفِ جر است)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«الْبِنْتُ (اسمِ سماعی)» درست است زیرا اسم مؤنث سماعی است و بدون داشتن «ة»، مؤنث محسوب می‌شود. «ذَهَبَتِ (فعل است، نه اسم)» رد می‌شود چون هرچند «ت» در آن نشانهٔ تأنیث فعل است، ولی خود کلمه فعل است و اسم نیست و علامت تأنیث (ة) ندارد. «إِلَى (حرفِ جر است)» رد می‌شود چون حرف جر است و اصلاً جنس دستوری ندارد. «الْمَكْتَبَةِ (دارایِ «ة»)» رد می‌شود چون علامت تأنیث (ة) دارد و پرسش دربارهٔ کلمهٔ بدون علامت است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز تصور کند هر کلمه‌ای که به «ة» ختم نشود مذکر است و مؤنث‌های سماعی مانند «بنت» و «أمّ» را نادیده بگیرد.

5. کدام گزینه درباره تلفظ «ل» در «اَلْقَمَرُ» درست است؟

  • لام خوانده نمی‌شود و قاف مشدد است
  • لام خوانده می‌شود و قاف ساکن است
  • لام خوانده می‌شود و قاف مشدد نیست
  • لام خوانده می‌شود و قاف مشدد است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لام خوانده می‌شود و قاف مشدد نیست» درست است زیرا «ق» از حروف قمری است و «ل» در «الـ» قمری تلفظ می‌شود و حرف بعد (ق) تشدید نمی‌گیرد. «لام خوانده نمی‌شود و قاف مشدد است» رد می‌شود زیرا این قاعده مخصوص حروف شمسی است و «ق» قمری است. «لام خوانده می‌شود و قاف ساکن است» رد می‌شود چون قاف در حالت عادی ساکن نیست و حرکت دارد. «لام خوانده می‌شود و قاف مشدد است» رد می‌شود چون در حروف قمری حرف بعد تشدید نمی‌گیرد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز «ق» را با حروف شمسی اشتباه بگیرد و گمان کند مانند «ش» در «الشمس» عمل می‌کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان