درس 05 (عربی هفتم)
درسِ پنجم «نُورُ الْکَلامِ» (روشناییِ سخن) از چند حدیث و سخنِ کوتاه ساخته شده، و قاعدهٔ اصلیاش اسمِ مثنی است. مثنی یعنی شکلِ مخصوصِ «دو تا» — چیزی که فارسی ندارد ولی عربی برایش علامتِ جداگانه دارد.
واژههای کلیدی
أَمَانٌ (امنیت)، صِدْقٌ (راستی)، يَقِينٌ (یقین)، مِلَاكٌ (پایه، ملاک)، دَهْرٌ (روزگار)، ذَهَبٌ (طلا)، خَشَبٌ (چوب)، نَافِذَةٌ (پنجره)، کُرْسِيٌّ (صندلی)، وَرْدَةٌ (گُل)، اَلْمَرْءُ (انسان)، خَيْرٌ مِنْ (بهتر از)، فَخْرٌ (افتخار)، يَوْمٌ (روز)، هُوَ/هِيَ (او)، هُمَا (آن دو)، لَكَ (برایت)، عَلَيْكَ (بر تو).
قاعدهٔ اصلی: اسمِ مثنی
مثنی برای دقیقاً دو نفر یا دو چیز به کار میرود و با افزودنِ دو علامت به اسمِ مفرد ساخته میشود:
- ـانِ وقتی اسم مرفوع است (فاعل، مبتدا، خبر): وَلَدَانِ، بِنْتَانِ.
- ـيْنِ وقتی اسم منصوب یا مجرور است (مفعول، یا بعد از حرفِ جر): وَلَدَيْنِ، بِنْتَيْنِ.
نمونهها: طَالِبٌ ← طَالِبَانِ / طَالِبَيْنِ. کُرْسِيٌّ ← کُرْسِيَّانِ / کُرْسِيَّيْنِ.
مؤنثِ «ة»دار: اول «ة» به «ت» تبدیل میشود، بعد علامت اضافه میشود: وَرْدَةٌ ← وَرْدَتَانِ (نه وَرْدَةَانِ)، طَالِبَةٌ ← طَالِبَتَانِ.
اسمِ اشاره و ضمیرِ مثنی
- هٰذَانِ = این دو (مذکر) | هَاتَانِ = این دو (مؤنث)
- هُمَا = آن دو — برای مذکر و مؤنث یکسان است. (برخلافِ جمع که هُمْ برای مذکر و هُنَّ برای مؤنث است.)
نمونه: هٰذَانِ وَلَدَانِ. (اینها دو پسرند.) / هٰذَانِ الْوَلَدَانِ، نَظِيفَانِ. (این دو پسر تمیزند.) / هُمَا سَعِيدٌ وَ حَمِيدٌ. (آن دو سعید و حمیدند.)
مطابقتِ صفت با مثنی
صفت باید هم در عدد (مثنی) و هم در جنس با موصوفش هماهنگ باشد: هٰذَانِ الْکُرْسِيَّانِ خَشَبِيَّانِ (نه خَشَبِيٌّ) / هَاتَانِ الْوَرْدَتَانِ جَمِيلَتَانِ (نه جَمِيلَةٌ) / هٰذَانِ الصَّفَّانِ کَبِيرَانِ.
مثنی در دلِ حدیثها
- نِعْمَتَانِ مَجْهُولَتَانِ، اَلصِّحَّةُ وَ الْأَمَانُ. (دو نعمت ناشناختهاند: سلامتی و امنیت.) نِعْمَتَانِ مبتدا و مَجْهُولَتَانِ خبر است — هر دو مثنیِ مؤنث و مرفوع.
- اَلدَّهْرُ يَوْمَانِ؛ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ. (روزگار دو روز است: روزی به سودت و روزی به زیانت.) يَوْمَانِ خبر و مرفوع است؛ لَكَ = لِـ + كَ و عَلَيْكَ = عَلَی + كَ.
- رِضَا اللهِ فِي رِضَا الْوَالِدَيْنِ. (رضای خدا در رضایتِ پدر و مادر است.) الْوَالِدَيْنِ مثنیِ مجرور است.
- شَيْئَانِ هُمَا مِلَاكُ الدِّينِ: اَلصِّدْقُ وَ الْيَقِينُ. (دو چیز پایهٔ دیناند: راستی و یقین.) شَيْئَانِ مبتدا و مرفوع است، مِلَاكُ الدِّينِ خبر، و «هُمَا» اینجا ضمیرِ فصل است؛ یعنی فقط برای تأکید میانِ مبتدا و خبر آمده و نقشِ اعرابیِ مستقلی ندارد.
- أَدَبُ الْمَرْءِ، خَيْرٌ مِنْ ذَهَبِهِ. (ادبِ انسان بهتر از طلای اوست.) أَدَبُ مبتدا و مضاف، الْمَرْءِ مضافإلیه، خَيْرٌ خبر، و ذَهَبِهِ بعد از «مِنْ» مجرور است.
تلههای رایج
۱. اسمِ اشارهٔ مثنی: هٰذَا فقط مفردِ مذکر است. نادرست: هٰذَا الْوَلَدَانِ نَظِيفَانِ ← درست: هٰذَانِ الْوَلَدَانِ نَظِيفَانِ. و هٰذَانِ فقط مذکر است: نادرست هٰذَانِ الْبِنْتَانِ ← درست هَاتَانِ الْبِنْتَانِ نَظِيفَتَانِ.
۲. صفت را مثنی نکردن: نادرست: هٰذَانِ الْجَبَلَانِ مُرْتَفِعٌ ← درست: مُرْتَفِعَانِ.
۳. هُوَ بهجای هُمَا: نادرست: هُوَ سَعِيدٌ وَ حَمِيدٌ ← درست: هُمَا سَعِيدٌ وَ حَمِيدٌ.
۴. ساختِ مثنیِ مؤنث: «انِ» را مستقیم به «ة» نچسبان؛ اول «ة» را «ت» کن.
۵. ضمیرِ بعد از حرفِ جر: نادرست: خَيْرٌ مِنْ ذَهَبَهُ ← درست: خَيْرٌ مِنْ ذَهَبِهِ.
یک قدم فراتر
- حذفِ نونِ مثنی هنگامِ اضافه: وقتی اسمِ مثنی مضاف شود (اسم یا ضمیری بعدش بیاید)، نونِ آخرش میافتد: وَلَدَانِ ← وَلَدَا الْمُعَلِّمِ (دو فرزندِ معلم)، کِتَابَانِ + هُ ← کِتَابَاهُ (دو کتابِ او)، وَلَدَيْنِ ← وَلَدَيِ الْمُعَلِّمِ.
- ملحق به مثنی: عددِ ۲ دقیقاً مثلِ مثنی إعراب میگیرد: اِثْنَانِ / اِثْنَيْنِ (مذکر) و اِثْنَتَانِ / اِثْنَتَيْنِ (مؤنث).
- هر «ان»ی مثنی نیست! اگر با برداشتنِ «ان» چیزی معنادار باقی نماند، آن کلمه مثنی نیست: وَلَدَانِ مثنی است (وَلَدٌ میماند)، اما بُسْتَانٌ (باغ) و مِيزَانٌ (ترازو) مفردند.
نمونه سؤال
سؤال: در میانِ کلماتِ زیر، کدامیک با وجودِ داشتنِ صدای «ـان»، مثنی نیست؟
۱) وَلَدَانِ ۲) بُسْتَانٌ ۳) طَالِبَانِ ۴) کُرْسِيَّانِ
پاسخ: در گزینههای ۱ و ۳ و ۴، «ان» علامتِ مثنی است و با حذفش اسمِ مفردِ معنادار باقی میماند: وَلَدٌ، طَالِبٌ، کُرْسِيٌّ. اما «بُسْتَانٌ» به معنای باغ، خودش اسمی مفرد است و «ان» جزوِ اصلیِ کلمه است؛ «بُسْت» در عربی معنایی ندارد. گزینهٔ ۲ درست است.