پرش به محتوای اصلی

نام‌ها و یادها — فارسی تیزهوشان هفتم (استعداد درخشان)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

نام‌ها و یادها (فارسی تیزهوشان هفتم)

نام، لقب، یادکرد تاریخی و فرهنگ واژگان در این فصل به ما یاد می‌دهند که شناخت متن فقط به معنی جمله محدود نیست: باید بدانیم واژه در چه دوره یا حوزه‌ای به کار رفته، چه بار عاطفی دارد و در جمله چه نقشی بازی می‌کند.

درس «نصیحت امام (ره)»: خطاب، واژه و احترام

نامه‌ای از امام خمینی در پاسخ به دانش‌آموزان لحنی صمیمی و محترمانه دارد: از محبت آن‌ها قدردانی می‌کند و درس‌خواندن بانشاط، خوش‌اخلاقی، رفتار مسئولانه و احترام به پدر و مادر و معلم را کنار هم می‌گذارد. دانایی بدون رفتار نیک کامل نیست؛ نویسنده رشد علمی و اخلاقی را دو بخش یک مسیر می‌داند.

منادا کسی یا چیزی است که گوینده او را خطاب می‌کند؛ «ای» از نشانه‌های آن است ولی گاهی خطاب بدون نشانه می‌آید. نشانه‌های (ره) و (س) کوتاه‌شدهٔ دعا و احترام‌اند («رحمة الله علیه» و «سلام الله علیها/علیه») و بخشی از تلفظ نام نیستند. در بلندخوانی، خطاب را با مکث کوتاه از ادامه جدا کن.

واژه‌های مهم: ترقی پیشرفت، سعادت نیک‌بختی، سلامت تندرستی، اخلاص پاکی نیت، تنفر بیزاری، عطا کردن بخشیدن، سعی کردن کوشیدن و انتخاب کردن برگزیدن. عطش در معنای اصلی تشنگی شدید است و برای دانش یعنی اشتیاق شدید. ضریح سازهٔ مشبک پیرامون آرامگاه است. علامه لقب دانشمند صاحب دانش گسترده است، نه نام. در روان‌خوانی دربارهٔ کودکی علامه محمدتقی جعفری سه ویژگی را از رفتارها بیرون بکش: کنجکاوی، حساسیت به طبیعت و علاقه به یادگیری.

درس «کلاس ادبیات»: پروین اعتصامی

شعر کنار مزار دربارهٔ گذر عمر، مرگ، یادکرد درگذشته و دعاست. واژه‌ها: بالین بستر، اختر ستاره، سائل درخواست‌کننده، قضا سرنوشت، تمکین فروتنی و پذیرش، دهر روزگار، فاتحه دعای یادبود و تسکین آرام کردن. جای خالی را با واژه‌ای پر کن که هم در معنی و هم در آهنگ و قافیه بنشیند.

مفاخره یعنی گوینده از توان یا هنر خود و اثرش سخن بگوید و آن را بستاید؛ هر اشاره به نام شاعر مفاخره نیست. تخلص نام ادبی شاعر است و ممکن است با نام شناسنامه‌ای‌اش فرق کند. «نیما یوشیج» نام شناسنامه‌ای و تخلص نیماست؛ «نیما» به معنی کمان و «یوشیج» منسوب به یوش مازندران است و او را «پدر شعر نو فارسی» می‌نامند. عنوان دوپهلوی «زندگیِ حسابی» دو برداشت دارد: زندگی سنجیده و درست، یا زندگی‌ای که حساب و اندازه دارد؛ برای هر برداشت شاهد زبانی بیاور.

«گل و گِل» و فرهنگ لغت

گُل شکوفهٔ گیاه است و گِل خاک نرم؛ حرکت کوتاه مصوت معنی را عوض می‌کند و تشخیص آن به بافت (عطر و شکفتن یا خاک و شستن) بستگی دارد. حریر پارچهٔ نازک، مشک و عبیر عطرهای خوش‌بو هستند و «شنیدستم» صورت کهن «شنیده‌ام» است که در شعر انتخاب سبکی است، نه غلط املایی.

در فرهنگ لغت واژه را به ترتیب الفبایی بیاب و بخش‌های مدخل را جدا بخوان: آوانگاری، هویت دستوری، ریشه، شمارهٔ معنی‌ها، برچسب حوزه یا دوره و شاهد. شاهد تعریف نیست؛ نمونه‌ای است که تعریف را آزمودنی می‌کند. معنی مناسب را با بافت جمله و نقش دستوری انتخاب کن، نه اولین معنی را.

درس «عهد و پیمان»: ساختمان و ظرفیت فعل

در «می‌شنوم»، بن مضارع «شنو» معنی اصلی را می‌دهد، شناسه «ـم» شخص اول مفرد را نشان می‌دهد و «می‌» بخشی از ساخت فعل حال است. بن ماضی با حذف «ـن» از مصدر به دست می‌آید و بن مضارع از ساخت امر. برای تحلیل هر فعل، چهار چیز را بنویس: مصدر، زمان، شخص و شمار.

ظرفیت فعل یعنی فعل چه وابسته‌هایی برای کامل شدن جمله می‌خواهد:

  • تک‌ظرفیتی: فقط نهاد («پرنده پرید»).
  • دوظرفیتی: نهاد و مفعول («مینا نامه نوشت») یا نهاد و مسند («آب سرد شد»).
  • سه‌ظرفیتی: نهاد، مفعول و متمم («مینا نامه را به خواهرش داد»).

برای آزمودن، وابسته‌ای را حذف کن؛ اگر جمله ناقص شد، آن وابسته لازم بوده است. شناسه را با ضمیر مستقل اشتباه نگیر: در «می‌شنوم» «من» می‌تواند حذف شود. تکرار فعل (مثل «برد و برد») دوام یا شدت را می‌رساند. «حال خوبی نداشت» و «حال بد داشت» از نظر منطقی نزدیک‌اند ولی لحن و شدتشان فرق دارد.

ترتیب تحلیل یک فعل

۱) مصدر را بیاب. ۲) بن ماضی را با حذف «ـن» از مصدر به دست بیاور. ۳) بن مضارع را از ساخت امر پیدا کن (در مصدرهای آغازشده با «آ»، پس از حذف «بـ»، «آ» را بازگردان). ۴) شناسه، شخص، شمار، زمان و مثبت یا منفی بودن را تعیین کن. فعل را فقط از روی حرف آخرش دسته‌بندی نکن.

مثال: «می‌افزایم» و «می‌افزودیم» هر دو از «افزودن» هستند؛ اولی اول‌شخص مفرد حال و دومی اول‌شخص جمع گذشتهٔ استمراری است. «می‌اندازید» دوم‌شخص جمع حال از «انداختن» و «می‌اندوزیم» اول‌شخص جمع حال از «اندوختن» است. شباهت ظاهری، مصدر و معنی را یکی نمی‌کند.

دقت در خواندن فرهنگ لغت

اگر چند مدخل تا چند حرف نخست یکسان باشند، حرف بعدی ترتیب را تعیین می‌کند. مدخل یعنی همهٔ اطلاعاتی که فرهنگ دربارهٔ یک واژه آورده است؛ برابرنهاد فقط یکی از اجزای آن است. برای واژه‌ای چندمعنا، معنی‌ای را برگزین که با شاهد مدخل و بافت جمله سازگار باشد. نمودارهای ریشه‌شناسی ارتباط ساختاری واژه‌ها را نشان می‌دهند؛ آن‌ها را با توضیح نوشتاری مدخل کنترل کن.

داستان «سیاوش» (۴): بیانیه، سجع و تعلیق

سیاوش به‌جای پذیرفتن دشواری املا، کلاس را برای اعتراض جمع می‌کند و بیانیه‌ای حماسی می‌خواند و واژه‌های دشوار را «دشمن» می‌نامد. طنز از فاصلهٔ موضوع واقعی (امتحان املا) و لحن بسیار جدی او می‌آید. در نثر بیانیه سجع و در شعر او قافیه و وزن دیده می‌شود؛ سجع پایان عبارت‌های نثر است و قافیه پایان مصراع‌ها.

تعلیق یعنی نویسنده پاسخ یک نگرانی را عقب بیندازد تا خواننده ادامه را بخواهد. جمع شدن دانش‌آموزان، انتظار واکنش و بعد سکوت یا ورود دبیر، پرسش «حالا چه می‌شود؟» را زنده نگه می‌دارد؛ نشانه‌ای را که این انتظار را ساخته نشان بده، نه فقط نام آرایه را.

ضرب‌المثل «آش کشک خاله‌ات است، بخوری پاته، نخوری پاته» یعنی کاری یا نتیجه‌ای تحمیل شده و گریزی از پیامدش نیست. برای مقایسهٔ «ضحاک ماردوش» شاهنامه با پویانمایی اقتباسی، شخصیت‌ها و رخدادهای مشترک را جدا بنویس و بعد تفاوت‌های روایت، تصویر و پایان را با شاهد بیاور.

بلندخوانی و نکته‌های املایی

لحن حماسی بیانیه با بلندخوانی یکنواخت ساخته نمی‌شود: روی واژه‌های خطاب، فعل‌های پرقدرت و عبارت‌های تکرارشونده تکیه کن، در پایان هر تصویر مکث کن و هنگام گذر از خطابه به اعتراض، آهنگ را عوض کن. در املا، اگر واژه‌ای را نمی‌شناسی، از حدس شکل حروف شروع نکن؛ جمله را بفهم، معنی را محدود کن و بعد شکل معیار را بررسی کن. اشتباه شعر دست‌نویس سیاوش اغلب از اتصال نادرست، فاصله‌گذاری یا شبیه‌نوشتن حروف می‌آید؛ اصلاح باید هم واژه را درست کند و هم علت اشتباه را روشن کند.

واژه‌ها و رابطه‌های تکمیلی

جفت‌های هم‌معنی: آسایش/فراغت، اضطراب/نگرانی، اعجاب/شگفتی، بی‌خبری/غفلت، بیزاری/تنفر، پیشرفت/ترقی، حیات/زندگی، رهگذر/عابر، ستم/جفا، سودمند/مفید، شوق/وجد، مزار/زیارتگاه و مصاحبت/هم‌نشینی. یقین و تردید متضادند و احتیاج و محتاج هم‌خانواده‌اند. مترادف را با هم‌خانواده اشتباه نگیر. «چشم از جهان فروبستن» کنایه از مردن است. پسوند ـچه در «باغچه» و ـک در «مرغک» کوچک‌ساز هستند. دستپاچگی آشفتگی ناشی از نگرانی یا شتاب است و ابا داشتن یعنی ناخشنود بودن از چیزی. جمع شکسته مثل «آثار» (اثر) و «مزارع» (مزرعه) ساخت درونی تغییر می‌کند.

چند واژهٔ دیگر: حرم می‌تواند فضای درونی مکان زیارتی یا مجموعهٔ پیرامون آن باشد و جمله گستره را تعیین می‌کند؛ سردر سازهٔ بالای ورودی؛ ملک کشور یا پادشاهی؛ زنده‌دلان مشتاقان؛ نوید خبر خوش؛ مردم چشم اصطلاحی برای مردمک؛ پروا گاهی ترس و احتیاط و گاهی ملاحظه است. «مرغ» در فارسی کهن به معنی عام پرنده بود و در «مرغابی» و «مرغزار» باقی مانده است. دو اثر مشهور ویکتور هوگو «بینوایان» و «گوژپشت نوتردام» است.

اشتباه‌های رایج

اشتباه درست
هر اشاره به نام شاعر در شعر مفاخره است. مفاخره یعنی ستایش توان یا هنر خود.
سجع و قافیه یکی‌اند. سجع در پایان عبارت‌های نثر و قافیه پایان مصراع‌هاست.
فعل تنها زمان می‌سازد. فعل ظرفیت جمله را هم تعیین می‌کند.
در فرهنگ اولین معنی را برمی‌داریم. معنی را با شاهد و بافت بسنج.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. برای یافتن معنی مناسب واژهٔ چندمعنای «بار» در جملهٔ «بارِ سفر را بست»، کدام کار نخست سودمندتر است؟

  • معنی‌های مدخل را با همراهیِ «سفر» و فعل «بستن» بسنجیم
  • فقط نخستین معنیِ فرهنگ را جایگزین واژه کنیم
  • واژه را با هم‌آوای آن عوض کنیم تا جمله تازه شود
  • همهٔ معنی‌های مدخل را بی‌توجه به جمله حفظ کنیم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا هم‌نشینی با سفر و بستن، معنیِ وسایلِ همراهِ مسافر را فعال می‌کند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «همهٔ معنی‌های مدخل را بی‌توجه به جمله حفظ کنیم»: حفظ همهٔ معانی بدون بافت، انتخاب معنی را حل نمی‌کند.؛ «فقط نخستین معنیِ فرهنگ را جایگزین واژه کنیم»: ترتیب مدخل همیشه بافت جمله را جایگزین نمی‌کند.؛ «واژه را با هم‌آوای آن عوض کنیم تا جمله تازه شود»: هم‌آوا ممکن است معنی و املای جمله را به‌کلی عوض کند. پ) تلهٔ تستی: در فرهنگ‌خوانی، مدخل را با شاهد و بافت محک بزنیم، نه با شمارهٔ معنی به‌تنهایی. در نتیجه، «معنی‌های مدخل را با همراهیِ «سفر» و فعل «بستن» بسنجیم» پاسخ درست است.

2. کدام تحلیل دربارهٔ ترکیب‌های «کتابِ آموزنده» و «کتابِ دانش‌آموز» درست است؟

  • اولی اضافی است و دومی وصفی است
  • هر دو وصفی‌اند، چون اسم نخست دارند
  • هر دو اضافی‌اند، چون کسره دارند
  • اولی وصفی است و دومی اضافی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا «آموزنده» ویژگی کتاب را بیان می‌کند؛ «دانش‌آموز» مالک یا وابستهٔ کتاب را مشخص می‌سازد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «هر دو اضافی‌اند، چون کسره دارند»: وجود کسره به‌تنهایی نوع ترکیب را تعیین نمی‌کند.؛ «اولی اضافی است و دومی وصفی است»: نقش دو جزء برعکس توصیف شده است.؛ «هر دو وصفی‌اند، چون اسم نخست دارند»: در ترکیب دوم، جزء دوم ویژگی کتاب نیست؛ وابستگی را می‌رساند. پ) تلهٔ تستی: به رابطهٔ معنایی دو اسم نگاه کنیم؛ کسره به‌تنهایی نشانهٔ ترکیب اضافی نیست. در نتیجه، «اولی وصفی است و دومی اضافی است» پاسخ درست است.

3. در بیتِ ساخته‌شدهٔ «حافظا، از آتشِ نمرود پند گیر / نامِ ابراهیم، چراغِ راهِ جان شود»، کدام دو ویژگی ادبی دیده می‌شود؟

  • «آتش» ردیف و «چراغ» نشانهٔ جمع است
  • «ابراهیم» مفعول و «راه» فعلِ اسنادی است
  • «حافظا» تخلّص در خطاب و «نمرود/ابراهیم» اشارهٔ داستانی است
  • «حافظا» نهاد و «نمرود» قافیهٔ دو مصراع است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا نام در جایگاه خطاب می‌تواند تخلّص باشد و یادکردِ نمرود و ابراهیم به داستانی شناخته‌شده اشاره می‌کند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: ««حافظا» نهاد و «نمرود» قافیهٔ دو مصراع است»: «حافظا» خطاب است، نه نهاد؛ «نمرود» نیز در پایانِ هر دو مصراع نیامده است.؛ ««آتش» ردیف و «چراغ» نشانهٔ جمع است»: آتش و چراغ تکرار نشده‌اند و نشانهٔ جمع نیستند.؛ ««ابراهیم» مفعول و «راه» فعلِ اسنادی است»: «ابراهیم» در این ساخت مفعولِ فعل نیست و «راه» نیز فعل نیست. پ) تلهٔ تستی: نامِ شاعر را از نقشِ دستوریِ واژه جدا کنیم و اشارهٔ تاریخی را با قافیه اشتباه نگیریم. در نتیجه، ««حافظا» تخلّص در خطاب و «نمرود/ابراهیم» اشارهٔ داستانی است» پاسخ درست است.

4. کدام ردیف از سه واژه‌ای ساخته شده که همگی با افزودنِ جزء به پایهٔ واژگانی پدید آمده‌اند؟

  • درخت، دفتر، آسمان
  • خوبی، خانه، رفتار
  • گلستان، سنگ، آموزگار
  • دانشمند، هم‌دل، بی‌فکر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا «دانشمند»، «هم‌دل» و «بی‌فکر» با پسوند، پیشوند یا جزء وابسته از پایه ساخته شده‌اند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «درخت، دفتر، آسمان»: این ردیف نمونه‌های واژهٔ ساده دارد و افزودن جزء در همه دیده نمی‌شود.؛ «خوبی، خانه، رفتار»: «خوبی» و «رفتار» ساخت‌پذیرند، اما «خانه» واژهٔ ساده است.؛ «گلستان، سنگ، آموزگار»: «گلستان» و «آموزگار» ساخت دارند، ولی «سنگ» ساده است. پ) تلهٔ تستی: واژهٔ طولانی الزاماً مشتق نیست؛ جزء واژه‌ساز و پایه را جدا کنیم. در نتیجه، «دانشمند، هم‌دل، بی‌فکر» پاسخ درست است.

5. در «نرگس نامه را به برادرش سپرد»، کدام تحلیل ظرفیت «سپردن» را کامل‌تر نشان می‌دهد؟

  • نامه مفعول و هر دو گروه دیگر صفت آن هستند
  • فعل فقط نهاد می‌خواهد و دو گروه دیگر حذف‌پذیر نیستند
  • نرگس نهاد، نامه مفعول و برادر متممِ گیرنده است
  • نرگس مفعول، نامه نهاد و برادر قید زمان است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا سپردن در این معنی سپارنده، چیزی که سپرده می‌شود و معمولاً گیرنده می‌گیرد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «نرگس مفعول، نامه نهاد و برادر قید زمان است»: نرگس انجام‌دهندهٔ کار است و برادر زمان را نشان نمی‌دهد.؛ «نامه مفعول و هر دو گروه دیگر صفت آن هستند»: «به برادرش» گروه حرف‌اضافه‌ای و گیرنده است، نه صفت نامه.؛ «فعل فقط نهاد می‌خواهد و دو گروه دیگر حذف‌پذیر نیستند»: فعل در این کاربرد بیش از نهاد می‌طلبد و دو گروه مفعولی/متممی در معنی نقش دارند. پ) تلهٔ تستی: ظرفیت فعل را از رابطه‌های معنایی‌اش پیدا کنیم، نه از تعداد واژه‌های جمله. در نتیجه، «نرگس نهاد، نامه مفعول و برادر متممِ گیرنده است» پاسخ درست است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. مفاخره و تخلص را تعریف کنید و با یک مثال توضیح دهید چرا هر اشاره به نام شاعر در شعر مفاخره نیست.

پاسخ نمونه

مفاخره یعنی گوینده یا شاعر از توانایی، جایگاه یا هنر خود و اثرش سخن بگوید و آن را بستاید. تخلص نام ادبی است که شاعر در شعر به جای نام اصلی خود به کار می‌برد؛ مثلاً «نیما» تخلص علی اسفندیاری است.

اگر شاعر نام خود را فقط به‌عنوان امضا یا خطاب در بیت بیاورد (مثلاً بگوید «ای پروین، …» بدون اینکه خود را بستاید)، نام او آمده ولی ستایشی در کار نیست؛ پس مفاخره نیست. مفاخره وقتی است که خودِ گوینده موضوع ستایش باشد.

۲. ظرفیت فعل را تعریف کنید و برای تک‌ظرفیتی، دوظرفیتی و سه‌ظرفیتی هر کدام یک جمله بنویسید. چگونه می‌توان ظرفیت را آزمود؟

پاسخ نمونه

ظرفیت فعل یعنی فعل چه وابسته‌هایی را برای کامل شدن جمله لازم دارد.

  • تک‌ظرفیتی: «پرنده پرید.» (فقط نهاد)
  • دوظرفیتی: «مینا نامه نوشت.» (نهاد و مفعول) یا «آب سرد شد.» (نهاد و مسند)
  • سه‌ظرفیتی: «مینا نامه را به خواهرش داد.» (نهاد، مفعول و متمم)

برای آزمودن، فعل را در یک جملهٔ ساده بگذارید و یکی از وابسته‌ها را حذف کنید: اگر جمله ناقص شد یا معنی‌اش عوض شد، آن وابسته برای این کاربرد فعل لازم است. نقش‌ها را بر اساس کاربرد همان جمله تعیین کنید، چون یک فعل در جمله‌های مختلف ممکن است ظرفیت متفاوت داشته باشد.

۳. تعلیق چیست؟ در بخش بیانیهٔ سیاوش نشان دهید چه نشانه‌هایی تعلیق ساخته‌اند و پاسخ آن چه زمانی روشن می‌شود.

پاسخ نمونه

تعلیق یعنی نویسنده پاسخ یک نگرانی یا نتیجهٔ مهم را عقب می‌اندازد تا خواننده بخواهد بداند چه می‌شود.

در بخش بیانیه، نشانه‌های تعلیق این‌ها هستند: دانش‌آموزان دور سیاوش جمع می‌شوند؛ او با لحن حماسی می‌خواند و همه منتظر واکنش کلاس‌اند؛ سپس فضا ناگهان با سکوت کلاس یا ورود دبیر عوض می‌شود. این توالی در ذهن خواننده پرسش «حالا چه می‌شود؟» را نگه می‌دارد.

پاسخ هنگامی روشن می‌شود که واکنش خاموش کلاس و رسیدن دبیر فاصلهٔ خیال پرشور سیاوش با واقعیت را آشکار می‌کند و او ناچار می‌شود رفتار خود را دوباره بسنجد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان