پرش به محتوای اصلی

اسلام و انقلاب اسلامی (هفتم)نمونه سؤال و درسنامه کنکور

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

درس دوازدهم — خدمات متقابل اسلام و ایرانیان


۱. موضوع و نویسنده

این درس نوشته شهید مرتضی مطهری است. موضوع اصلی: ایران و اسلام چه چیزی به هم دادند؟


۲. سلمان فارسی — نقطه آغاز

متن با حدیث معروف پیامبر اسلام (ص) شروع می‌شود: «سلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت» (سلمان از ماست، از اهل‌بیت ما).

نکته مهم: سلمان اهل ایران (اصفهان — جی) بود و اولین ایرانی‌ای که مسلمان شد. پیامبر با این جمله می‌گوید سلمان از نظر اعتقاد و اخلاص چنان به ارزش‌های اسلامی نزدیک شد که گویی از خانواده خود پیامبر است — نه از نظر خون.

این جمله در واقع اعلام می‌کند که اسلام متعلق به یک ملت یا زبان خاص نیست.


۳. اسلام — دین همه ملت‌ها

اسلام آیین و قانونی است که تعلق به همه افراد بشر دارد و زبان خاصی را تحمیل نمی‌کند؛ هر ملتی با خط و زبان خود می‌تواند از آن پیروی کند.

نکته مهم: این ویژگیِ «جهانی بودن» دلیل اصلی موفقیت اسلام در جذب ملت‌های مختلف بود — ایرانیان، ترکان، هندیان و دیگران توانستند بدون از دست دادن زبان یا فرهنگ خود مسلمان شوند.


۴. دو نتیجه بزرگ برای ایرانیان

نتیجه توضیح
اول: اثبات لیاقت و استعداد ایرانیان توانستند در پیش‌رفت تمدن اسلامی نقش برجسته‌ای بگیرند
دوم: سهم در تمدن جهانی ایرانیان توانستند بخش بزرگی از تمدن عظیم اسلامی را بسازند

۵. زبان فارسی و تمدن اسلامی

اگر زبان فارسی از میان رفته بود، آثاری مانند مثنوی، گلستان، دیوان حافظ و آثار نظامی نداشتیم.

زبان فارسی دو کار بزرگ انجام داد: ۱. ظرف شد — مفاهیم اسلامی را در قالب شعر و نثر زیبا بیان کرد. ۲. پل شد — حقایق اسلام را به فارسی‌زبانان رساند.

اثر نویسنده/شاعر
مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین رومی
گلستان سعدی
دیوان حافظ حافظ شیرازی
آثار نظامی نظامی گنجوی

۶. دانشمندان ایرانی در تمدن اسلامی

نام حوزه فعالیت
بوعلی سینا پزشکی، فلسفه
فارابی فلسفه، موسیقی، منطق
ابوریحان بیرونی ریاضیات، جغرافیا، تاریخ
خیام ریاضیات، نجوم، شعر
خواجه نصیرالدین طوسی ریاضیات، نجوم، فلسفه

نکته مهم: همه این‌ها ایرانی بودند اما در تمدن اسلامی کار کردند — اسلام و ایران رابطه‌ای دوطرفه داشتند.


۷. خدمت از روی عشق و ایمان

ایرانیان این خدمات را از روی میل و اخلاص داده‌اند... شاهکارهای بشری تنها و تنها با عشق و ایمان پدید می‌آیند.

نکته ادبی: «تنها و تنها» یک تأکید مضاعف است — یکی از مهم‌ترین جمله‌های درس.


۸. هنر اسلامی ایرانی

متن به معماری، نقاشی و خوشنویسی ایران در دوره اسلامی اشاره می‌کند. وقتی یک نسخه قرآن با خط زیبا و تذهیب ایرانی می‌بینی، در واقع دو چیز را با هم می‌بینی: روح اسلام + ذوق ایران.


۹. معنای واژگان مهم درس

واژه معنی
اخلاص صداقت و خلوص نیت
استعداد توانایی ذاتی
مظاهر جلوه‌ها، نمودها
ذوق احساس زیباشناختی
شاهکار اثر بسیار برجسته و ماندگار
حقایق جمع حقیقت
بی‌نظیر مثل و نظیر ندارد
تمدن مجموعه دستاوردهای علمی، هنری و اجتماعی یک ملت

۱۰. دانش زبانی — ضمیر و مرجع ضمیر

✦ ضمیر و مرجع ضمیر

به‌جای تکرار یک اسم، از ضمیر استفاده می‌کنیم. مثال: «مریم دانش‌آموز پرتلاشی است، دوستانش آینده خوبی را برای او پیش‌بینی می‌کنند.» مرجع ضمیر کلمه‌ای است که ضمیر به آن برمی‌گردد — اینجا «مریم».

✦ انواع ضمیر

۱. ضمیر جدا (مستقل): من، تو، او / ما، شما، ایشان

۲. ضمیر پیوسته (به کلمه می‌چسبد): ـَم، ـَت، ـَش / ـِمان، ـِتان، ـِشان

نکته امتحانی: «ضمیر پیوسته» یعنی ـم، ـت، ـش... که به یک کلمه چسبیده‌اند؛ «مرجع ضمیر» یعنی این ضمیر به‌جای کدام اسم آمده.

مثال تمرین: «شهید رجایی به همراهانش گفت: من این نظم را از آقای بهشتی یاد گرفته‌ام.» — «ش» در «همراهانش» ← ضمیر پیوسته، مرجع: شهید رجایی. «من» ← ضمیر جدا، مرجع: شهید رجایی.


۱۱. نکات فراتر از کتاب

✦ چرا ایرانیان اسلام را پذیرفتند؟

اسلام تحمیلی نبود — جذاب بود. ارزش‌هایی مثل عدالت، برادری انسان‌ها و علم‌دوستی («اُطلُبُوا العِلمَ ولو بِالصّین») با روح ایرانی هماهنگ بود.

✦ «رابطه متقابل» — مفهوم کلیدی درس

اسلام به ایران داد ایران به اسلام داد
ارزش‌های اخلاقی و دینی علم، هنر، ادبیات
وحدت و هویت زبان فارسی برای انتقال مفاهیم
انگیزه برای علم و تمدن دانشمندان و متفکران بزرگ

✦ بیت‌الحکمه

در دوره خلفای عباسی، مرکز علمی «بیت‌الحکمه» در بغداد تأسیس شد که کتاب‌های علمی یونانی، ایرانی و هندی به عربی ترجمه می‌شد. خاندان برمکی (ایرانیان اهل بلخ)، از مهم‌ترین حامیان این جنبش ترجمه بودند — نمونه‌ی مهمی از «خدمت ایرانیان به تمدن اسلامی».


۱۲. اشتباهات رایج دانش‌آموزان

خیلی‌ها فکر می‌کنند «سلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت» یعنی سلمان واقعاً از نظر نسب از خانواده پیامبر بود؛ ولی این یک تعبیر معنوی است، نه نسبی.

خیلی‌ها فکر می‌کنند بوعلی سینا، فارابی، بیرونی و خیام چون آثارشان اغلب به عربی نوشته شده، «عرب» بودند؛ ولی همه ایرانی بودند — عربی فقط زبان بین‌المللی علم آن دوران بود.

خیلی‌ها فکر می‌کنند هر دانشمند ایرانیِ تمدن اسلامی نمونه‌ی خوبی برای «نقش زبان فارسی» هم هست؛ اما بوعلی سینا چون به عربی می‌نوشت، نمونه‌ی مناسبی برای «زبان فارسی به‌عنوان ظرف مفاهیم اسلامی» نیست — نمونه‌ی درست‌تر مولانا، سعدی یا حافظ‌اند.


۱۳. نمونه سؤال

سؤال عادی. طبق درس، دو دستاورد بزرگ گرایش ایرانیان به اسلام چه بود؟

پاسخ: اول، اثبات لیاقت و استعداد؛ دوم، سهم در تمدن جهانی.

سؤال تیزهوشانی. در جمله‌ی «سلمان از ایران آمد؛ ایمانش به اسلام او را نزد پیامبر عزیز کرد، و مسلمانان قلبشان از این خبر شاد شد» ضمیرهای جدا و پیوسته را با مرجعشان مشخص کنید.

پاسخ: «ایمانش» ← پیوسته، مرجع: سلمان. «او را» ← جدا، مرجع: سلمان. «قلبشان» ← پیوسته، مرجع: مسلمانان. نکته: یک جمله می‌تواند بیش از یک مرجع داشته باشد.


۱۴. جمع‌بندی

درس دوازدهم پاسخ می‌دهد به یک سؤال بنیادی: چرا ایران و اسلام این‌قدر به هم گره خورده‌اند؟ جواب این است که این رابطه انتخابی و دوطرفه بود. ایرانیان از روی عشق و اخلاص اسلام را پذیرفتند، و در عوض با زبان فارسی، علم، هنر و ادبیاتشان، تمدنی ساختند که تاریخ آن را «تمدن اسلامی» می‌شناسد. پیام اصلی درس: شاهکارهای بشری تنها و تنها با عشق و ایمان پدید می‌آیند.


درس سیزدهم — اُسوه نیک


۱. موضوع درس

این درس درباره ویژگی‌های اخلاقی پیامبر اسلام (ص) است. «اُسوه» به معنی سرمشق، الگو و نمونه است. خداوند در قرآن (سوره احزاب، آیه ۲۱) می‌فرماید: «رسول خدا برای شما، اسوه و نمونه نیکویی است.»

نکته مهم: پیامبر (ص) فقط یک شخصیت تاریخی نیست — بلکه الگویی عملی برای رفتار روزمره. اسوه بودن یعنی «قابل تقلید»، نه فقط «قابل احترام».


۲. رفتار پیامبر (ص) با فرزندان

پیامبر (ص) با امام حسن (ع) و امام حسین (ع) با مهر رفتار می‌کرد. گاهی وقتی در سجده بود، آن‌ها روی دوش او می‌نشستند و او تا پایین آمدنشان صبر می‌کرد، سپس آن‌ها را در آغوش می‌گرفت و می‌بوسید.

نکته مهم: این رفتار سه پیام دارد: صبر و بردباری (نماز را قطع نکرد)، محبت بدون تکلف، احترام به کودک.


۳. رفتار پیامبر (ص) با خدمتکاران

انس بن مالک، ده سال خدمتکار پیامبر (ص) بود، می‌گوید: «در مدت ده سال... یک‌بار سخن تند از او نشنیدم.»

نکته مهم: این نشان می‌دهد پیامبر (ص) در خانه — جایی که کمتر «قضاوت می‌شود» — همان رفتار کریمانه‌ای داشت که در انظار عمومی.


۴. رفتار پیامبر (ص) در میان مردم

رفتار معنا و پیام
گشاده‌رو بود حتی در غم شادی واقعی در درون بود
به روی کسی خیره نمی‌شد احترام به حریم شخصی
در سلام به همه، حتی کودکان، پیشدستی می‌کرد برابری انسانی
از بیماران عیادت می‌کرد همراهی با مردم در سختی‌ها
سخن دیگران را قطع نمی‌کرد احترام به نظر دیگران
اجازه نمی‌داد کسی در حضورش از دیگری بدگویی کند حفظ حیثیت افراد غایب

نکته مهم: پیامبر (ص) «جز در مقام دادخواهی» اجازه بدگویی نمی‌داد — یعنی شکایت از ظلم مجاز بود، اما غیبت بی‌دلیل نه.


۵. برخورد پیامبر (ص) با بدرفتاری نسبت به خودش

«بدرفتاری با خویش را می‌بخشید ولی هیچ‌گاه زبانش را به دشنام نمی‌آلود. درباره کسانی که به حریم قانون تجاوز می‌کردند، گذشت و مدارا نداشت.»

نکته مهم — چرا این تفاوت مهم است؟ عفو و بخشش یک امتیاز شخصی است — هر کسی فقط از حق خودش می‌تواند بگذرد، نه از حق دیگران.


۶. سادگی در زندگی

پیامبر (ص) از تجمل دوری می‌جست، در کارهای خانه کمک می‌کرد. نکته مهم: این انتخاب بود، نه فقر — کسی که مجبور به سادگی است با کسی که آن را انتخاب می‌کند، از نظر شخصیتی بسیار متفاوت‌اند.


۷. شعر سعدی — ستایش پیامبر (ص)

ماه فرو نَماد از جمال محمد / سرو نَشباد به اعتدال محمد

واژه معنا
فرو نَماد فرونمی‌آید، کمتر نیست
ظِلال سایه‌ها — یعنی همه پیامبران در سایه محمد(ص) جمع شدند

۸. معنای واژگان مهم درس

واژه معنی
اُسوه الگو، سرمشق
عطوفت مهربانی، محبت قلبی
گشاده‌رو خوش‌برخورد
مدارا نرمی، گذشت
تجمل زندگی پرزرق‌وبرق
دادخواهی شکایت از ظلم

۹. دانش زبانی — بُن و شناسه فعل زمان حال

فعل زمان حال با «می» شروع می‌شود: می‌نویسم، می‌خوانی، می‌رود. هر فعل شش ساخت دارد (سه مفرد، سه جمع).

✦ بُن مضارع

بخش ثابتی که در همه شش ساخت تکرار می‌شود. در «می‌نویسم/ی/د...» بخش «نویس» ثابت است: بُن مضارع «نوشتن» = نویس.

✦ شناسه

بخشی که به بُن اضافه می‌شود و شخص و شمار را نشان می‌دهد:

شخص مفرد جمع
اول ـَم ـیم
دوم ـی ـید
سوم ـَد ـَند
می+بُن مضارع+شناسه=فعل زمان حال\text{می} + \text{بُن مضارع} + \text{شناسه} = \text{فعل زمان حال}

مثال: می‌خوانم ← بُن «خوان» / می‌رویم ← بُن «رو» / می‌پرسد ← بُن «پرس»

نکته دستوری مهم: «برمی‌خاست» (بلند شدن از جا، بُن «خیز») با «برمی‌خواست» که در این معنا اصلاً وجود ندارد؛ «خواستن» (اراده کردن) بُن آن «خواه» است.


۱۰. حکایت — چراغ (از بهارستان جامی)

نابینایی در شب، چراغ به دست، بر راهی می‌رفت. یکی پرسید چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلانِ تاریک‌اندیش است تا به من تنه نزنند.

پیام حکایت: نابینا عاقل‌تر از بینا رفتار می‌کند — نابینایی چشم کمتر از نابینایی دل آسیب می‌زند.


۱۱. نکات فراتر از کتاب

✦ «اسوه» در روان‌شناسی اجتماعی

روان‌شناسان مفهومی به نام role model دارند: انسان‌ها رفتارشان را عمدتاً از طریق مشاهده و تقلید یاد می‌گیرند، نه پند و اندرز.

✦ جامی — نویسنده بهارستان

نورالدین عبدالرحمان جامی (قرن نهم هجری) آخرین شاعر بزرگ کلاسیک فارسی است. «بهارستان» را به تقلید از «گلستان سعدی» نوشت.

✦ می‌دانستید؟

«اسوه حسنه» در قرآن فقط درباره پیامبر اسلام (ص) نیامده؛ در سوره ممتحنه (آیه ۴) درباره حضرت ابراهیم (ع) هم به کار رفته — یعنی «الگو بودن» ویژگی مشترک پیامبران بزرگ است.


۱۲. اشتباهات رایج دانش‌آموزان

خیلی‌ها فکر می‌کنند پیامبر (ص) هرگونه بدرفتاری را می‌بخشید؛ ولی او فقط بدرفتاری نسبت به شخص خودش را می‌بخشید — در برابر تجاوز به حق دیگران، گذشت نمی‌کرد.

خیلی‌ها فکر می‌کنند «بُن مضارع» را می‌توان از روی مصدر با قاعده‌ی ثابتی به دست آورد؛ ولی بُن مضارع قاعده‌ی ثابتی ندارد و باید حفظ شود.

خیلی‌ها «برمی‌خاست» (از مصدر برخاستن) را با «برمی‌خواست» (از مصدر خواستن) اشتباه می‌نویسند.

خیلی‌ها فکر می‌کنند «شناسه» و «ضمیر پیوسته» یک چیزند؛ ولی شناسه به فعل می‌چسبد (می‌نویسم)، ضمیر پیوسته به اسم (کتابم).


۱۳. نمونه سؤال

سؤال عادی. بُن مضارع فعل‌های «می‌شنوند» و «می‌پرسد» را بنویسید و شناسه هرکدام را مشخص کنید.

پاسخ: «می‌شنوند» ← بُن مضارع: شنو / شناسه: ـَند. «می‌پرسد» ← بُن مضارع: پرس / شناسه: ـَد.

سؤال تیزهوشانی. در بیت سعدی «آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی / آمده جمع در ظِلالِ محمد» منظور از «ظِلال» چیست، و این بیت چه پیامی می‌دهد؟

پاسخ: «ظِلال» یعنی سایه‌ها. پیام: همه‌ی پیامبران بزرگ در سایه‌ی وجود پیامبر اسلام (ص) جمع شده‌اند — از نگاه سعدی، او کامل‌ترین حلقه‌ی این زنجیره است.


۱۴. جمع‌بندی

درس سیزدهم تصویری از پیامبر اسلام (ص) ارائه می‌دهد که بر رفتار روزمره تمرکز دارد — مهربان، صادق، بی‌تکبر و عادل با کودکان، خدمتکار و مردم عادی. «اسوه بودن» یعنی سازگاری کامل بین درون و بیرون.


درس چهاردهم — امام خمینی (قُدِّسَ سِرُّه)


۱. موضوع درس

شرح زندگی، مبارزات و شخصیت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، نوشته امیرحسین فردی. «قُدِّسَ سِرُّه» یعنی «روحش پاک باد» — بعد از نام عالمان بزرگ دینیِ درگذشته نوشته می‌شود.


۲. دوران کودکی و نوجوانی

روح‌الله مهرماه ۱۲۸۱ خورشیدی در خمین به دنیا آمد — همان روز، روز وفات حضرت فاطمه زهرا (س) بود. چند ماه بعد، پدرش مصطفی به دست مأموران حکومت خان‌های زمان کشته شد. در هفت سالگی قرآن را ختم کرد. تا نوزده سالگی در خمین درس خواند، سپس به حوزه علمیه اراک رفت و با آیت‌الله عبدالکریم حائری (ره) آشنا شد که بعدها حوزه علمیه قم را تأسیس کرد.


۳. ویژگی‌های اخلاقی در دوران جوانی

مهربانی و ساده‌زیستی، نظم و دقت، سیمای جذاب و معنوی، خوش‌بیانی — پایه‌هایی که سال‌ها بعد دنیای اسلام را تغییر داد.


۴. مرجعیت و آغاز مبارزه

پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی (ره) در ۱۳۴۰، علما امام خمینی را به مرجعیت انتخاب کردند. در سال ۱۳۴۱، مبارزه آشکار با شاه را آغاز کرد.


۵. دستگیری، تبعید و از دست دادن فرزند

۱۵ خرداد ۱۳۴۲: حکومت شاه امام را دستگیر کرد؛ مردم تظاهرات کردند و شماری شهید شدند. امام به ترکیه و سپس نجف (عراق) تبعید شد. در سال ۱۳۵۶، فرزندش حاج آقا مصطفی در نجف به شهادت رسید.


۶. پیروزی انقلاب

امام تا سال ۱۳۵۷ در نجف مبارزه با شاه و استعمارگران را ادامه داد. سپس اقامتش در عراق هم ممنوع شد و به پاریس رفت.

«یک آموزگار، یک مربی و یک استاد داشتند و او کسی جز امام خمینی نبود.»

شاه در دی‌ماه ۱۳۵۷ از ایران گریخت. امام روز ۱۲ بهمن، پس از ۱۵ سال دوری، به ایران بازگشت. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی پیروز شد و نظام شاهنشاهی سرنگون شد.


۷. دوران رهبری

امام بیش از ده سال رهبری کشور را بر عهده داشت؛ در خانه‌ای ساده زندگی می‌کرد و همان ویژگی‌های اخلاقی دوران جوانی را حفظ کرد.

نکته مهم: کسی که با قدرت تغییر می‌کند، قدرت را برای خود می‌خواهد؛ کسی که بعد از رسیدن به قدرت همان می‌ماند که بود، قدرت را وسیله می‌بیند نه هدف. امام نمونه دوم بود.


۸. رحلت

شب ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، امام خمینی از دنیا رفت. «امام رفت، اما راه او به یادگار ماند.»


۹. معنای واژگان مهم درس

واژه معنی
حوزه علمیه مرکز آموزش دینی
مرجعیت مقام عالی دینی که مردم به او رجوع می‌کنند
استعمارگر کشوری که منابع ملل دیگر را تصاحب می‌کند
تبعید اجبار به ترک وطن
اعتصاب دست کشیدن از کار یا تحصیل به‌عنوان اعتراض

۱۰. دانش زبانی — بُن و شناسه فعل زمان گذشته

فعل گذشته با «ـت» یا «ـد» پایان می‌پذیرد: نوشتم، رفتی، خواند.

✦ بُن ماضی

مصدر منهای «ن» = بُن ماضی:

مصدر بُن ماضی
نوشتن نوشت
رفتن رفت
دیدن دید
گرفتن گرفت

✦ شناسه فعل گذشته

شخص مفرد جمع
اول ـَم ـیم
دوم ـی ـید
سوم — (بدون شناسه) ـَند

نکته مهم: در سوم شخص مفرد گذشته، شناسه‌ای وجود ندارد — فعل دقیقاً همان بُن ماضی است («او نوشت»).

نکته امتحانی: بُن ماضی با حذف «ن» از مصدر همیشه قاعده‌مند ساخته می‌شود؛ اما بُن مضارع باید حفظ شود، چون اغلب متفاوت است (مثلاً بُن مضارعِ «رفتن» = «رو»، نه «رفت»).


۱۱. روان‌خوانی — «مرخصی» (محمدرضا کاتب)

رزمنده‌ای نوجوان پانزده روز مرخصی از جبهه گرفته و می‌ترسد اگر بگوید باید برگردد، مادرش اجازه ندهد. روز آخر با شوخی و بازیگوشی فرار می‌کند؛ کل خانواده در ایستگاه راه‌آهن منتظرند. وقتی قطار حرکت می‌کند و خانواده «به اندازه یک نقطه» می‌شوند، گریه‌اش می‌گیرد.

نکته ادبی: «نقطه‌ای که تمام قلبم را گرفته بود» — تضاد کوچکیِ ظاهر در برابر بزرگیِ معنا، از برجسته‌ترین تکنیک‌های نثر ادبی.


۱۲. نکات فراتر از کتاب

✦ رهبری کاریزماتیک

رهبر کاریزماتیک کسی است که مردم به‌خاطر ویژگی‌های شخصی‌اش، نه قدرت یا پول، پیرویش می‌کنند. ساده‌زیستی و صبر امام از همین جنس بود.

✦ نقش رسانه در انقلاب ۵۷

در دوران تبعید امام در پاریس، نوار کاست سخنرانی‌های او در ایران دست‌به‌دست می‌گشت — از این انقلاب گاهی به‌عنوان «انقلاب نوار کاست» یاد می‌شود.

✦ «دهه فجر»

فاصله‌ی ده‌روزه‌ی بین ۱۲ بهمن (بازگشت امام) تا ۲۲ بهمن (پیروزی انقلاب) هرسال «دهه فجر» نامیده می‌شود؛ «فجر» یعنی سپیده‌دم.


۱۳. اشتباهات رایج دانش‌آموزان

خیلی‌ها فکر می‌کنند امام خمینی از خانواده‌ای کاملاً مرفه و بدون مشکل بود؛ ولی پدرش چند ماه پس از تولد او کشته شد.

خیلی‌ها فکر می‌کنند امام مستقیم از ایران به پاریس تبعید شد؛ ولی مسیر مرحله‌به‌مرحله بود: ترکیه، سپس نجف، سرانجام پاریس.

خیلی‌ها «بُن ماضی» را هم مثل «بُن مضارع» بی‌قاعده می‌دانند؛ ولی بُن ماضی همیشه با حذف «ن» از مصدر ساخته می‌شود.


۱۴. نکات امتحانی

  • امام خمینی در مهرماه ۱۲۸۱ در خمین متولد شد
  • دستگیری: ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ — تبعید به ترکیه، نجف، پاریس
  • شهادت فرزند امام: سال ۱۳۵۶
  • بازگشت به ایران: ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ — پیروزی انقلاب: ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
  • رحلت: شب ۱۴ خرداد ۱۳۶۸

۱۵. نمونه سؤال

سؤال عادی. بُن ماضی فعل‌های «رسیدن»، «گرفتن» و «گریختن» را بنویسید.

پاسخ: رسیدن ← رسید، گرفتن ← گرفت، گریختن ← گریخت.

سؤال تیزهوشانی. رویدادهای زیر را به ترتیب تاریخی مرتب کنید: «تبعید به پاریس»، «تولد امام خمینی»، «دستگیری در ۱۵ خرداد»، «شهادت حاج آقا مصطفی»، «بازگشت به ایران».

پاسخ: ۱) تولد (۱۲۸۱) ۲) دستگیری (۱۳۴۲) ۳) شهادت حاج آقا مصطفی (۱۳۵۶) ۴) تبعید به پاریس (۱۳۵۷) ۵) بازگشت به ایران (۱۲ بهمن ۱۳۵۷).


۱۶. جمع‌بندی

درس چهاردهم روایتی است از زندگی مردی که از کودکی با درد و از‌دست‌دادن آشنا شد — پدر را در کودکی، فرزند را در سال‌های پایانیِ مبارزه — اما هرگز از مسیر مبارزه برای عدالت بازنایستاد. پیوند این درس با درس سیزدهم آشکار است: پیامبر اسلام (ص) به‌عنوان «اُسوه» معرفی شد که ظاهر و باطنش یکی بود؛ امام خمینی، طبق این درس، همان الگو را در قرن چهاردهم هجری زنده کرد.

این فقط خلاصه‌ی درسنامه است — برای مطالعه‌ی متن کامل با تمام نکات و مثال‌ها، ثبت‌نام کن.

نمونه تست

این خلاصه‌ی درسنامه و نمونه تست‌ها برای تجربه‌ی بهتر تو آماده شده — بانک کامل سؤال و درسنامه‌ی کامل بعد از ثبت‌نام در دسترسته.

1. در ارتباط با خدمات متقابل اسلام و ایرانیان، کدام گزینه درست است؟

  • زبان فارسی به عنوان ظرف و پل برای انتقال مفاهیم اسلامی عمل کرد.
  • اسلام زبان فارسی را به ایرانیان تحمیل کرد.
  • ایرانیان با پذیرش اسلام، زبان و فرهنگ خود را از دست دادند.
  • خدمات ایرانیان به اسلام تنها در زمینه نظامی بود.

«زبان فارسی به عنوان ظرف و پل برای انتقال مفاهیم اسلامی عمل کرد.» درست است زیرا در تعامل ایران و اسلام، زبان فارسی به عنوان ظرفی برای بیان مفاهیم اسلامی و پلی برای انتقال آن به دیگر ملت‌ها عمل کرد، نه اینکه تحمیل شده باشد. «اسلام زبان فارسی را به ایرانیان تحمیل کرد.» رد می‌شود چون اسلام زبان خاصی را تحمیل نمی‌کند. «ایرانیان با پذیرش اسلام، زبان و فرهنگ خود را از دست دادند.» رد می‌شود چون ایرانیان زبان و فرهنگ خود را حفظ کردند و آن را در خدمت اسلام قرار دادند. «خدمات ایرانیان به اسلام تنها در زمینه نظامی بود.» رد می‌شود زیرا خدمات ایرانیان در زمینه‌های علمی، هنری، ادبی و معماری نیز بود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز تصور کند اسلام یک دین عربی است و زبان عربی را تحمیل می‌کند، در حالی که اسلام جهانی است و زبان خاصی را تحمیل نمی‌کند.

2. در سیره پیامبر اسلام (ص)، کدام یک از موارد زیر درست است؟

  • ایشان هرگونه بدرفتاری حتی نسبت به قانون را می‌بخشیدند.
  • بدرفتاری با خود را می‌بخشیدند ولی در برابر تجاوز به قانون گذشت نداشتند.
  • تنها در خانه با مهربانی رفتار می‌کردند و در انظار عمومی سخت‌گیر بودند.
  • هیچ‌گاه از کسی که به ایشان بدی کرده بود، شکایت نمی‌کردند.

«بدرفتاری با خود را می‌بخشیدند ولی در برابر تجاوز به قانون گذشت نداشتند.» درست است زیرا در سیره پیامبر، ایشان بدرفتاری شخصی را می‌بخشید اما تجاوز به حقوق دیگران و قانون را نمی‌بخشید. «ایشان هرگونه بدرفتاری حتی نسبت به قانون را می‌بخشیدند.» رد می‌شود چون پیامبر در برابر قانون گذشت نداشت. «تنها در خانه با مهربانی رفتار می‌کردند و در انظار عمومی سخت‌گیر بودند.» رد می‌شود زیرا رفتار ایشان در خانه و بیرون یکسان و مهربانانه بود. «هیچ‌گاه از کسی که به ایشان بدی کرده بود، شکایت نمی‌کردند.» رد می‌شود زیرا این ادعا مطلق نیست؛ پیامبر در مواردی که لازم بود برای اجرای عدالت، از بدی‌کنندگان شکایت می‌کرد (مانند شکایت از کسانی که به مسلمانان ستم می‌کردند). تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز فکر کند پیامبر همه چیز را می‌بخشید، در حالی که تفاوت بین حق شخصی و حقوق عمومی را نمی‌داند.

3. ترتیب صحیح تبعیدهای امام خمینی (ره) کدام است؟

  • نجف → ترکیه → پاریس
  • پاریس → ترکیه → نجف
  • ترکیه → نجف → پاریس
  • ترکیه → پاریس → نجف

«ترکیه → نجف → پاریس» درست است زیرا امام ابتدا به ترکیه، سپس به نجف و سرانجام به پاریس تبعید شدند. «نجف → ترکیه → پاریس» رد می‌شود چون ترتیب اول نجف نیست. «پاریس → ترکیه → نجف» رد می‌شود چون پاریس آخرین مرحله بود. «ترکیه → پاریس → نجف» رد می‌شود چون بعد از ترکیه به نجف رفتند نه پاریس. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است ترتیب را با نجف شروع کند یا پاریس را قبل از نجف بداند.

4. بن مضارع فعل «برمی‌خاست» چیست؟

  • خاست
  • برخاست
  • بر
  • خیز

«خیز» درست است زیرا بن مضارع فعل «برخاستن» از ریشه «خیز» است (برمی‌خیزم). «خاست» رد می‌شود زیرا بن ماضی است. «برخاست» رد می‌شود زیرا بن ماضی با پیشوند است. «بر» رد می‌شود زیرا تنها پیشوند است و ریشه فعل نیست. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز بن مضارع را با بن ماضی اشتباه بگیرد و «خاست» را انتخاب کند.

5. کدام ویژگی از امام خمینی (ره) نشان‌دهنده اُسوه بودن ایشان است؟

  • خانه ساده و حفظ ویژگی‌های اخلاقی پس از رسیدن به قدرت
  • تبعید به ترکیه و نجف
  • شهادت فرزندشان حاج آقا مصطفی
  • نوشتن کتاب‌های متعدد

«خانه ساده و حفظ ویژگی‌های اخلاقی پس از رسیدن به قدرت» درست است زیرا اسوه بودن یعنی الگوی عملی بودن و امام پس از رسیدن به قدرت نیز ساده‌زیست و اخلاق خود را حفظ کرد. «تبعید به ترکیه و نجف» رد می‌شود زیرا تبعید نشان‌دهنده اسوه بودن نیست بلکه بخشی از مبارزه است. «شهادت فرزندشان حاج آقا مصطفی» رد می‌شود زیرا صبر در مصیبت ویژگی اخلاقی است اما مستقیم‌ترین نشانه اسوه بودن نیست. «نوشتن کتاب‌های متعدد» رد می‌شود زیرا نوشتن کتاب نشانه علمی بودن است نه لزوماً اسوه بودن. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز تصور کند هر ویژگی برجسته‌ای نشانه اسوه بودن است، در حالی که اسوه بودن یعنی رفتار قابل تقلید.

6. در بیت سعدی «آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی / آمده جمع در ظِلالِ محمد»، کلمه «ظِلال» به چه معناست؟

  • نورها
  • سایه‌ها
  • نشانه‌ها
  • خیمه‌ها

«سایه‌ها» درست است زیرا «ظِلال» جمع «ظِل» به معنی سایه است. «نورها» رد می‌شود زیرا ظلال به نور معنی نمی‌دهد. «نشانه‌ها» رد می‌شود. «خیمه‌ها» رد می‌شود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ظلال را با ظلالت (گمراهی) یا ظلّ (سایه) با واژگان دیگر اشتباه بگیرد.

7. در حکایت چراغ از بهارستان جامی، نابینا چراغ را برای چه کسی روشن کرده بود؟

  • برای خود تا راه را ببیند
  • برای دیگران تا او را نبینند
  • برای دیگران تا به او آسیب نزنند
  • برای روشن کردن راه دیگر نابینایان

«برای دیگران تا به او آسیب نزنند» درست است زیرا نابینا گفت چراغ را برای کوردلان تاریک‌اندیش روشن کردم تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند. «برای خود تا راه را ببیند» رد می‌شود زیرا نابینا راه را نمی‌بیند. «برای دیگران تا او را نبینند» رد می‌شود. «برای روشن کردن راه دیگر نابینایان» رد می‌شود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز فکر کند نابینا چراغ را برای خود روشن کرده است.

8. در جمله پایانی داستان «مرخصی» نوشته شده: «نقطه‌ای که تمام قلبم را گرفته بود». این جمله چه چیزی را نشان می‌دهد؟

  • کوچکی والدین در برابر عظمت انقلاب
  • فراموشی تدریجی تصویر والدین
  • خستگی راوی از سفر طولانی
  • عمق عشق و دلتنگی راوی نسبت به والدینش

«عمق عشق و دلتنگی راوی نسبت به والدینش» درست است زیرا جمله نشان‌دهنده تأثیر عمیق عاطفی والدین بر راوی است. «کوچکی والدین در برابر عظمت انقلاب» رد می‌شود زیرا مفهوم جمله عاطفی است نه سیاسی. «فراموشی تدریجی تصویر والدین» رد می‌شود زیرا جمله برعکس، نشان‌دهنده ماندگاری تصویر است. «خستگی راوی از سفر طولانی» رد می‌شود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز معنای ادبی «نقطه» را نادیده بگیرد و آن را صرفاً به کوچکی فیزیکی تعبیر کند.

9. حدیث «سلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت» که پیامبر اسلام (ص) درباره سلمان فارسی فرمود، کدام تفسیر را به‌درستی بیان می‌کند؟

  • سلمان از نسل و خاندان پیامبر اسلام بود و پیامبر با این جمله او را به خویشاوندی نسبی خود نسبت داد.
  • سلمان در ایمان و اخلاص تا آنجا به ارزش‌های اسلامی نزدیک شد که گویی از خاندان پیامبر محسوب می‌شود.
  • پیامبر این جمله را برای تثبیت جایگاه اجتماعی سلمان به‌عنوان اولین ایرانی مسلمان بیان فرمود.
  • از آنجا که سلمان جزو اهل‌بیت نبود، پیامبر با این تعبیر خواست او را به‌طور نمادین به خانواده خود منسوب کند.

«سلمان در ایمان و اخلاص تا آنجا به ارزش‌های اسلامی نزدیک شد که گویی از خاندان پیامبر محسوب می‌شود.» درست است چون متن درس تأکید دارد این جمله تعبیری معنوی و اعتقادی است، نه نسبی. «سلمان از نسل و خاندان پیامبر اسلام بود و پیامبر با این جمله او را به خویشاوندی نسبی خود نسبت داد.» رد می‌شود چون درس صریحاً نسبی بودن را نفی می‌کند. «پیامبر این جمله را برای تثبیت جایگاه اجتماعی سلمان به‌عنوان اولین ایرانی مسلمان بیان فرمود.» رد می‌شود چون هدف اصلی نشان دادن تعلق اسلام به همه ملت‌هاست، نه فقط تثبیت جایگاه یک فرد. «از آنجا که سلمان جزو اهل‌بیت نبود، پیامبر با این تعبیر خواست او را به‌طور نمادین به خانواده خود منسوب کند.» رد می‌شود زیرا این جمله برای تأکید بر نزدیکی معنوی و اخلاص بود، نه برای جبران کمبود نسب. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است گمان کند «سلمان مِنّا اَهلَ البَیت» دلالت بر خویشاوندی نسبی دارد، درحالی‌که مراد نزدیکی اعتقادی و اخلاقی است.

10. کدام یک از آثار زیر نمونه‌ای از «نقش زبان فارسی به‌عنوان ظرف و پل مفاهیم اسلامی» در تمدن اسلامی محسوب نمی‌شود؟

  • گلستان سعدی که با نثری زیبا آموزه‌های اخلاقی و اسلامی را بازگو می‌کند.
  • مثنوی معنوی مولانا که سرشار از مفاهیم قرآنی و عرفان اسلامی است.
  • دیوان حافظ شیرازی که مملو از مضامین توحیدی و عرفانی با زبان فارسی است.
  • کتاب قانون ابن‌سینا که به زبان عربی در زمینه پزشکی نوشته شده است.

«کتاب قانون ابن‌سینا که به زبان عربی در زمینه پزشکی نوشته شده است.» درست است چون این اثر به عربی نوشته شده، بنابراین نمی‌تواند مصداق «زبان فارسی به‌عنوان ظرف مفاهیم اسلامی» باشد. «گلستان سعدی که با نثری زیبا آموزه‌های اخلاقی و اسلامی را بازگو می‌کند.» رد می‌شود زیرا گلستان به فارسی است و مملو از مفاهیم اسلامی است. «مثنوی معنوی مولانا که سرشار از مفاهیم قرآنی و عرفان اسلامی است.» رد می‌شود چون مثنوی به فارسی و سرشار از مفاهیم اسلامی است. «دیوان حافظ شیرازی که مملو از مضامین توحیدی و عرفانی با زبان فارسی است.» رد می‌شود زیرا دیوان حافظ نیز به فارسی و حامل مضامین اسلامی است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است تصور کند هر دانشمند ایرانی تمدن اسلامی (ازجمله ابن‌سینا) می‌تواند نمونه‌ای برای نقش زبان فارسی باشد، درحالی‌که محل تأکید درس بر آثاری است که به فارسی نوشته شده‌اند.

11. متن درس «اُسوه نیک» رفتار پیامبر (ص) را در دو موقعیت متفاوت توصیف می‌کند: برخورد با بدی نسبت به شخص خود و برخورد با تجاوز به حقوق دیگران. تفاوت این دو رفتار چیست؟

  • در هر دو صورت گذشت و بخشش داشت، مگر در مواردی که قانون‌شکنی عمومی رخ داده بود.
  • بدی به خود را می‌بخشید، ولی در برابر تجاوز به حقوق دیگران و قانون گذشت نمی‌کرد.
  • اگر کسی به او شخصاً بدی می‌کرد مجازات می‌کرد، اما تجاوز به قانون را به دلیل مصلحت می‌بخشید.
  • در هر دو صورت اگر شخص مظلوم دادخواهی می‌کرد، گذشت نمی‌کرد وگرنه می‌بخشید.

«بدی به خود را می‌بخشید، ولی در برابر تجاوز به حقوق دیگران و قانون گذشت نمی‌کرد.» درست است زیرا متن درس صریحاً می‌گوید: «بدرفتاری با خویش را می‌بخشید ولی ... درباره کسانی که به حریم قانون تجاوز می‌کردند، گذشت و مدارا نداشت». «در هر دو صورت گذشت و بخشش داشت، مگر در مواردی که قانون‌شکنی عمومی رخ داده بود.» رد می‌شود چون در جایی که به دیگری ظلم شده بود گذشت نمی‌کرد. «اگر کسی به او شخصاً بدی می‌کرد مجازات می‌کرد، اما تجاوز به قانون را به دلیل مصلحت می‌بخشید.» رد می‌شود زیرا عکس مطلب درست است. «در هر دو صورت اگر شخص مظلوم دادخواهی می‌کرد، گذشت نمی‌کرد وگرنه می‌بخشید.» رد می‌شود چون دادخواهی حق مظلوم است، ولی اصلِ بخششِ شخصی فقط مربوط به خود پیامبر بود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است فکر کند پیامبر مطلقاً همه بدی‌ها را می‌بخشید، درحالی‌که بخشش مربوط به حقوق شخصی بود و حقوق دیگران قابل گذشت نبود.

12. پیام اصلی حکایت «چراغ» از کتاب بهارستان جامی چیست؟

  • نابینایان نیز می‌توانند با استفاده از چراغ راه خود را پیدا کنند و از دیگران پیشی بگیرند.
  • هر انسان باید چراغ علم و آگاهی را برای دیگران روشن کند تا از آسیب رساندن دیگران در امان بماند.
  • گاهی کسی که ظاهراً نابینا است عاقل‌تر و دوراندیش‌تر از بسیاری از بینایان عمل می‌کند.
  • چراغ فقط برای کسانی مفید است که چشم دارند و می‌توانند از نور آن استفاده کنند.

«گاهی کسی که ظاهراً نابینا است عاقل‌تر و دوراندیش‌تر از بسیاری از بینایان عمل می‌کند.» درست است زیرا حکایت نشان می‌دهد نابینا با روشن کردن چراغ از برخورد دیگران جلوگیری کرد، درحالی‌که بینایان ممکن بود به دلیل غفلت به او آسیب بزنند. «نابینایان نیز می‌توانند با استفاده از چراغ راه خود را پیدا کنند و از دیگران پیشی بگیرند.» رد می‌شود چون نابینا چراغ را برای خودش روشن نکرده بود. «هر انسان باید چراغ علم و آگاهی را برای دیگران روشن کند تا از آسیب رساندن دیگران در امان بماند.» رد می‌شود هرچند نزدیک است، اما پیام اصلی تضاد بین نابینایی ظاهری و عقلانیت است. «چراغ فقط برای کسانی مفید است که چشم دارند و می‌توانند از نور آن استفاده کنند.» رد می‌شود زیرا این برعکس حکایت است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است پیام حکایت را صرفاً «خدمت به دیگران» یا «استفاده از ابزار» تفسیر کند، درحالی‌که نکته اصلی دوراندیشی نابینا و نابیناییِ دلِ بینایان است.

13. در کدام یک از گزینه‌های زیر، بخش‌های مشخص‌شده به‌ترتیب «شناسه» و «بُن مضارع» را به‌درستی نشان نداده است؟

  • «می‌نویسـَم» : «ـَم» شناسه، «نویس» بُن مضارع
  • «می‌گویـی» : «ـی» شناسه، «گو» بُن مضارع
  • «می‌بخشـیم» : «ـیم» شناسه، «بخش» بُن مضارع
  • «می‌رَوَند» : «ـَند» شناسه، «رفت» بُن مضارع

««می‌رَوَند» : «ـَند» شناسه، «رفت» بُن مضارع» نادرست است چون بُن مضارع فعل «رفتن» برابر «رو» است، نه «رفت». ««می‌نویسـَم» : «ـَم» شناسه، «نویس» بُن مضارع» رد می‌شود چون این بخش‌بندی درست است. ««می‌گویـی» : «ـی» شناسه، «گو» بُن مضارع» رد می‌شود زیرا درست است. ««می‌بخشـیم» : «ـیم» شناسه، «بخش» بُن مضارع» رد می‌شود چون درست است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است بُن مضارع را با بُن ماضی اشتباه بگیرد (مثلاً «رفت» را به‌جای «رو» بنویسد) و فراموش کند که بُن مضارع از روی مصدر با قاعده‌ای ثابت به‌دست نمی‌آید.

14. کدام یک از گزینه‌ها رویدادهای زندگی امام خمینی (ره) را به ترتیب صحیح تاریخی (از قدیم به جدید) نشان می‌دهد؟

  • تولد → تبعید به نجف → تبعید به ترکیه → پیروزی انقلاب اسلامی → رحلت
  • تولد → دستگیری در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ → تبعید به ترکیه → شهادت حاج آقا مصطفی → بازگشت به ایران
  • تولد → تبعید به پاریس → شهادت حاج آقا مصطفی → دستگیری → رحلت
  • تولد → شهادت حاج آقا مصطفی → دستگیری در ۱۵ خرداد → تبعید به نجف → پیروزی انقلاب

«تولد → دستگیری در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ → تبعید به ترکیه → شهادت حاج آقا مصطفی → بازگشت به ایران» درست است. بر اساس متن درس، امام در ۱۲۸۱ متولد شد، در ۱۳۴۲ دستگیر شد، سپس به ترکیه و بعد به نجف تبعید شد، فرزندش حاج آقا مصطفی در ۱۳۵۶ به شهادت رسید و در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت. «تولد → تبعید به نجف → تبعید به ترکیه → پیروزی انقلاب اسلامی → رحلت» رد می‌شود چون تبعید ابتدا به ترکیه بود سپس نجف. «تولد → تبعید به پاریس → شهادت حاج آقا مصطفی → دستگیری → رحلت» رد می‌شود زیرا تبعید به پاریس پس از شهادت و دستگیری رخ داد. «تولد → شهادت حاج آقا مصطفی → دستگیری در ۱۵ خرداد → تبعید به نجف → پیروزی انقلاب» رد می‌شود چون شهادت پس از دستگیری بود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است ترتیب تبعیدها یا وقوع شهادت و دستگیری را جابه‌جا به خاطر بسپارد.

15. در داستان «مرخصی» نوشته محمدرضا کاتب، عبارت پایانی «دیگر آقایم و ننه‌ام به اندازه یک نقطه شده بودند. نقطه‌ای که تمام قلبم را گرفته بود» چه مفهومی را القا می‌کند؟

  • دور شدن تدریجی والدین از میدان دید پسر بر اثر حرکت قطار، در حالی که جایگاه عاطفی آن‌ها در قلبش پررنگ است.
  • کوچک‌شدن اندام والدین به دلیل کهولت سن و ضعف جسمانی در لحظه خداحافظی.
  • این که پسر دیگر به خانواده‌اش اهمیت نمی‌دهد و آن‌ها در نظرش بی‌ارزش شده‌اند.
  • تمثیلی از سختی‌های زندگی در جبهه که تمام وجود پسر را پر کرده است.

«دور شدن تدریجی والدین از میدان دید پسر بر اثر حرکت قطار، در حالی که جایگاه عاطفی آن‌ها در قلبش پررنگ است.» درست است زیرا «نقطه» نماد فاصله فیزیکی است، اما «تمام قلبم را گرفته بود» بر اهمیت عاطفی تأکید دارد. «کوچک‌شدن اندام والدین به دلیل کهولت سن و ضعف جسمانی در لحظه خداحافظی.» رد می‌شود چون علت کوچک‌دیده شدن، دوری ناشی از حرکت قطار است. «این که پسر دیگر به خانواده‌اش اهمیت نمی‌دهد و آن‌ها در نظرش بی‌ارزش شده‌اند.» رد می‌شود زیرا متن عکس این معنا را می‌رساند. «تمثیلی از سختی‌های زندگی در جبهه که تمام وجود پسر را پر کرده است.» رد می‌شود چون «نقطه» به والدین اشاره دارد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است «نقطه» را فقط به معنای کوچکی و بی‌ارزشی برداشت کند، درحالی‌که تضاد بین کوچکی فیزیکی و بزرگی عاطفی مفهوم اصلی است.

16. کدام یک از فعل‌های زیر بین بُن ماضی و بُن مضارع خود «تغییر ریشه» ندارد (یعنی هر دو بُن از یک ریشه مشترک هستند)؟

  • «نوشتن» (بُن ماضی: نوشت، بُن مضارع: نویس)
  • «برخاستن» (بُن ماضی: برخاست، بُن مضارع: خیز)
  • «رسیدن» (بُن ماضی: رسید، بُن مضارع: رس)
  • «گرفتن» (بُن ماضی: گرفت، بُن مضارع: گیر)

«رسیدن» (بُن ماضی: رسید، بُن مضارع: رس) درست است زیرا ریشه هر دو «رس» است و تفاوت فقط در شناسه یا پسوند است. «نوشتن» (بُن ماضی: نوشت، بُن مضارع: نویس) رد می‌شود چون «نوشت» و «نویس» ریشه متفاوت دارند. «برخاستن» (بُن ماضی: برخاست، بُن مضارع: خیز) رد می‌شود چون «برخاست» و «خیز» کاملاً متفاوتند. «گرفتن» (بُن ماضی: گرفت، بُن مضارع: گیر) رد می‌شود زیرا «گرفت» و «گیر» نیز ریشه متفاوت دارند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است تصور کند هر فعل فارسی بین بُن ماضی و مضارع تغییر ریشه دارد، درحالی‌که برخی افعال مانند «رسیدن» ریشه مشترک حفظ کرده‌اند.

17. واژهٔ «اُسوه» در مفاهیم دینی به چه معناست؟

  • الگویی عملی و سرمشقی قابل پیروی در رفتار روزمره
  • شخصیتی بزرگ و قابل احترام که کاریزمای تاریخی دارد
  • دانشمندی که دارای مقام علمی و معنوی بالایی است
  • انسانی معصوم و بدون هرگونه خطا و اشتباه

«الگویی عملی و سرمشقی قابل پیروی در رفتار روزمره» درست است چون «اُسوه» در قرآن (سوره احزاب) به معنای الگوی عملی است که می‌توان در زندگی روزمره از آن پیروی کرد، نه صرفاً یک شخصیت قابل احترام. «شخصیتی بزرگ و قابل احترام که کاریزمای تاریخی دارد» رد می‌شود زیرا اسوه بودن مستلزم پیروی عملی است، نه صرف احترام و کاریزما. «دانشمندی که دارای مقام علمی و معنوی بالایی است» رد می‌شود چرا که اسوه به الگوی رفتاری اطلاق می‌شود، نه صرف مقام علمی. «انسانی معصوم و بدون هرگونه خطا و اشتباه» رد می‌شود زیرا اسوه به معنای الگو بودن است، نه عصمت مطلق. تلهٔ تستی این سؤال در اشتباه گرفتن «اسوه» (الگوی عملی قابل تقلید) با «شخصیت محترم» (صرفاً قابل احترام) است.

18. بر اساس تعالیم اسلامی، واکنش پیامبر اسلام (ص) در برابر بدرفتاری دیگران چگونه بود؟

  • ایشان هرگونه بدرفتاری، چه علیه خود و چه علیه دیگران، را می‌بخشیدند.
  • بدرفتاری نسبت به شخص خود را می‌بخشیدند، اما تجاوز به حقوق دیگران را نمی‌بخشیدند.
  • تنها در صورتی که فرد خطاکار توبه و عذرخواهی می‌کرد، او را می‌بخشیدند.
  • در برابر همهٔ بدرفتاری‌ها، چه شخصی و چه قانونی، قاطعانه و بدون گذشت برخورد می‌کردند.

«بدرفتاری نسبت به شخص خود را می‌بخشیدند، اما تجاوز به حقوق دیگران را نمی‌بخشیدند» درست است زیرا پیامبر (ص) بدرفتاری با خود را می‌بخشید ولی در برابر تجاوز به قانون و حقوق دیگران گذشت نداشت. «ایشان هرگونه بدرفتاری، چه علیه خود و چه علیه دیگران، را می‌بخشیدند» رد می‌شود چون پیامبر در برابر تجاوز به حقوق دیگران گذشت نمی‌کرد. «تنها در صورتی که فرد خطاکار توبه و عذرخواهی می‌کرد، او را می‌بخشیدند» رد می‌شود زیرا شرط بخشش توبه نبود. «در برابر همهٔ بدرفتاری‌ها، چه شخصی و چه قانونی، قاطعانه و بدون گذشت برخورد می‌کردند» رد می‌شود چون بدرفتاری شخصی را می‌بخشیدند. تلهٔ تستی این سؤال در این است که دانش‌آموز گمان کند پیامبر همه چیز را می‌بخشید، در حالی که بخشش مربوط به حق شخصی بود، نه حقوق دیگران.

19. در زبان فارسی، کدام یک از گزاره‌های زیر دربارهٔ بن فعل (بن ماضی و بن مضارع) درست است؟

  • بن ماضی و بن مضارع هر دو با حذف «ن» از مصدر ساخته می‌شوند.
  • بن ماضی از مصدر به‌دست می‌آید، اما بن مضارع قاعدهٔ ثابتی ندارد و باید حفظ شود.
  • بن مضارع با افزودن «می» به بن ماضی ساخته می‌شود.
  • بن ماضی و بن مضارع در همهٔ افعال یکسان هستند.

«بن ماضی از مصدر به‌دست می‌آید، اما بن مضارع قاعدهٔ ثابتی ندارد و باید حفظ شود» درست است زیرا بن ماضی با حذف «ن» از مصدر ساخته می‌شود (مثلاً رفتنرفت\text{رفتن} \rightarrow \text{رفت}) اما بن مضارع مانند «رو» از روی قاعده قابل پیش‌بینی نیست. «بن ماضی و بن مضارع هر دو با حذف «ن» از مصدر ساخته می‌شوند» رد می‌شود چون بن مضارع با حذف «ن» به‌دست نمی‌آید. «بن مضارع با افزودن «می» به بن ماضی ساخته می‌شود» رد می‌شود زیرا بن مضارع ریشهٔ فعل است که «می» و شناسه به آن اضافه می‌شود، نه اینکه از بن ماضی ساخته شود. «بن ماضی و بن مضارع در همهٔ افعال یکسان هستند» رد می‌شود چون در بسیاری از افعال متفاوت‌اند (مثل رفت/رو). تلهٔ تستی این سؤال در این است که دانش‌آموز تصور کند بن مضارع هم مثل بن ماضی قاعده‌مند است.

20. کدام یک از موارد زیر نمونهٔ «خدمت ایران به اسلام» در تمدن اسلامی محسوب می‌شود؟

  • گسترش ارزش‌های اخلاقی اسلامی در میان ایرانیان
  • ایجاد وحدت و هویت اسلامی در ایران
  • گشودن دروازه‌های جهان اسلام بر روی ایرانیان
  • سرودن مثنوی معنوی به زبان فارسی با مضامین قرآنی

«سرودن مثنوی معنوی به زبان فارسی با مضامین قرآنی» درست است زیرا زبان فارسی و ادبیات آن از سوی ایران به اسلام عرضه شده و مفاهیم اسلامی را منتقل کرده است. «گسترش ارزش‌های اخلاقی اسلامی در میان ایرانیان» رد می‌شود چون این خدمت اسلام به ایران است. «ایجاد وحدت و هویت اسلامی در ایران» رد می‌شود چون باز هم خدمت اسلام به ایران است. «گشودن دروازه‌های جهان اسلام بر روی ایرانیان» رد می‌شود زیرا این یک رویداد تاریخی است که بیشتر جنبهٔ خدمت اسلام به ایران دارد. تلهٔ تستی این سؤال در اشتباه گرفتن جهت خدمت (ایران به اسلام در مقابل اسلام به ایران) است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان