فصل ۱۲
مشاوره سقراطی
جانت ام. اسپنس و نورا ای. اسکوبی
مشاوران تحصیلی اغلب جملاتی مانند موارد زیر را میشنوند:
- «من میخواهم پرستار شوم چون دوست دارم به مردم کمک کنم. از کودکی در این مورد خواب دیدهام، اما واقعاً از کلاسهای آناتومی متنفرم. چه کار کنم؟»
- «یک شیفت اضافی در کار گرفتم؛ واقعاً به پول نیاز دارم. تا وقتی که مطالعه را ادامه دهم و امتحانات را بدهم، اشکالی ندارد که چند هفته کلاس را غیبت کنم، درست است؟»
- «استادم از من متنفر است! با اینکه مقاله را سر موقع تحویل دادم، به من نمره «F» داد. تقصیر من نیست که آنچه نوشتم را دوست نداشت. منصفانه نیست!»
پس از مواجهه با این نوع روایتها از دانشآموزان، مشاوران تحصیلی ممکن است تعجب کنند، «آنها به چه چیزی فکر میکردند؟» سوال آنها در قلب مشاوره سقراطی قرار دارد.
انسانها متنوع هستند و تجارب شخصی افراد را منحصربهفرد میسازد. آنها در جهانی از امکانات بینهایت زندگی میکنند و انتخابهای به ظاهر ناچیز میتوانند به مسیرهای متعدد منجر شوند و هر تعداد پیامد و نتیجه را تعیین کنند. توانایی تصمیمگیری منطقی، سنجش گزینهها و در نظر گرفتن تأثیر بر تصمیمگیرنده و دیگران، برای تحقق اهداف زندگی مرکزی است. با این حال، برای دستیابی به اهداف، افراد ابتدا باید کار دشوار خودشناسی را انجام دهند:
چالش بررسی زندگی فرد، کاری دشوار است. این نیازمند تعادل بین تفکر انفرادی و گفتگوی عمدی با دیگران است. مشاوره سقراطی شامل مجموعهای از سوالات است که نه تنها برای کشف پاسخهای فردی، بلکه برای تشویق بینشی در مورد اینکه ما که هستیم، چه چیزی ما را برمیانگیزد، و مبنای تصمیمات ما چیست، پرسیده میشود. (مکاینتایر، ۲۰۱۱، ص. ۱)
مشاوران تحصیلی تلاش میکنند تا به دانشآموزان کمک کنند تا رشد کنند، توسعه یابند و یاد بگیرند تا بتوانند مدرسه را به طور مؤثر پیمایش کنند، اهداف تحصیلی را با موفقیت تکمیل کنند و به طور کامل به پتانسیل خود برسند. رویکردهای مختلف در این کتاب به مشاوران در انجام این مسئولیت کمک میکند. مشاوران با استفاده از روش سقراطی، به دانشآموزان میآموزند که از مهارتهای تفکر انتقادی خود برای درگیر شدن در خودتأملی، تصمیمگیری آگاهانه و حل چالشهای غیرمنتظره استفاده کنند. هنگامی که دانشآموزان یاد میگیرند از مهارتهای تفکر انتقادی خود برای کشف جنبههای چالشهای خاص استفاده کنند، میتوانند آن مهارتها را برای مقابله با چالشهای آینده منتقل و تطبیق دهند.
اگرچه مشاوران میخواهند به دانشآموزان در رشد، یادگیری و تصمیمگیری آگاهانه کمک کنند، فشارهای زمانی گاهی آنها را مجبور میکند که به سادگی مشکل را تشخیص دهند، پاسخهایی را که دانشآموزان انتظار دارند بدهند، نسخه بپیچند و پیشنهاداتی برای بررسی ارائه دهند. مشاوران ممکن است بتوانند با استفاده از یک رویکرد تجویزی دانشآموزان بیشتری را ببینند و دانشآموزان ممکن است جلسه را با رضایت از خدماتی که دریافت کردهاند ترک کنند، اما شاید نه با یادگیری که شایسته آن هستند. آیا دانشآموزی که فقط مشاوره تجویزی را تجربه میکند، میداند چگونه با یک چالش تحصیلی برخورد کند؟
رویکرد مشاوره سقراطی به دانشآموزان میآموزد که متفکرانی خودآگاه شوند که میتوانند فرآیندهای فکری، باورها و رفتارهای خود را تحلیل کنند. هنگامی که دانشآموزان تفکر ناسازگار یا نادرست را تشخیص میدهند، سیستمهای اعتقادی دیرینه را به چالش میکشند، و پیامدهای مطلوب را به طور کامل بررسی میکنند، به یادگیرندگانی درگیر تبدیل میشوند که مسئولیت موفقیت خود را میپذیرند. فرآیند سقراطی به دانشآموزان کمک میکند تا خودمختارتر، مستقلتر و تابآورتر شوند.
مروری بر مشاوره سقراطی
رویکرد مشاوره سقراطی به شدت بر کار پال و الدر (۲۰۰۹، www.criticalthinking.org) تکیه دارد، که به استانداردسازی زبان، اصطلاحات و فرآیند آموزش تفکر انتقادی کمک کرد. مشارکت آنها راهی ملموس برای مشاوران فراهم میکند تا ایده مشاوره به عنوان تدریس را در چارچوب قرار دهند.
در بحث خود در مورد رویکرد هرمنوتیکی (فصل ۱۳)، سارا چامپلین-شارف و پیتر هاگن از استفاده از علوم انسانی برای راهنمایی درک، پرسش و معناسازی در محیط مشاوره حمایت میکنند. مشاوره سقراطی مشابه رویکرد هرمنوتیکی است از این جهت که روشی برای نگاه به خود، دیگران و جهان ارائه میدهد. راهبردهای سقراطی مشاوره را از طریق استفاده از روایتهای سنتی موجود در علوم انسانی تقویت میکند، اما مشاوره سقراطی چیزی بیش از این است: این شامل مشاورانی میشود که به طور چندرشتهای از علوم انسانی، علوم اجتماعی و رفتاری، و رشتههایی که مشاوران در آنها تحصیل کردهاند و اکنون در آنها کار میکنند، بهره میبرند.
مشاوران سقراطی ابزارهایی را در اختیار دانشآموزان قرار میدهند تا به متفکران و تصمیمگیرندگان خودآگاه تبدیل شوند. جین دریک در فصل ۲ در مورد مشاوره به عنوان تدریس بیان میکند که «مسئولیت اصلی معلم و مشاور تسهیل یادگیری است.» برای مؤثر بودن، معلمان و مشاوران باید از موضوع دانش داشته باشند، از روشهای آموزشی به خوبی برنامهریزیشده استفاده کنند و مهارتهای آموزشی قوی نشان دهند.
در سال ۲۰۱۰، گروهی از مشاوران تحصیلی در مدرسه لوییویل با کارکنانِ مرکزِ دلفیِ تدریس و یادگیریِ همان مدرسه همکاری کردند تا یک رویکرد مشاوره سقراطی را برای کمک به دانشآموزان مشروط برای بازگشت به وضعیت تحصیلی خوب، توسعه دهند (گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I، ۲۰۱۰). اگرچه به طور خاص برای کمک به دانشآموزان در پریشانی تحصیلی ایجاد شده است، رویکرد سقراطی که گروه همکاران ابداع کردند، تقریباً در هر موقعیت مشاورهای قابل استفاده است. مؤلفههای رویکرد مشاوره سقراطی که توسط گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) بیان شده است، شامل موارد زیر است:
- چارچوب تفکر انتقادی
- ارزیابی تفکر دانشآموز
- پرسش سقراطی
- سبک مشاوره پیشدستانه
- تکنیکهای کمککننده
- رویکرد تدریس و یادگیری
مشاوران برای استفاده مؤثر از رویکرد مشاوره سقراطی باید هر شش مؤلفه را ادغام کنند.
تاریخچه و سنت روش سقراطی
چگونه مردی که هرگز چیزی ننوشت و ادعا کرد چیزی با ارزش نمیداند، به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ تبدیل شد؟ رمز و راز و عدم اطمینانی که سقراط را احاطه کرده است، بر جذابیت او میافزاید. بیشتر دانش درباره او از طریق لنز نویسندگان دیگر، به ویژه شاگردانش دیده میشود (تیلور، ۱۹۹۸).
سقراط که به عنوان معلم، مربی، مشاور و شهید توصیف شده است، با این باور زندگی کرد و مرد که حقیقت و فضیلت بیش از افکار عمومی اهمیت دارند. او تفکر سنتی را به چالش کشید و مدعی شد که اکثریت همیشه درست نیستند (ویلسون، ۲۰۰۷). چنین تفکری همیشه او را در میان معاصرانش محبوب نمیکرد، اما افسانهای که او برای باورهایش جان داد، جذابیت او را افزایش میدهد.
تصویر سقراط به عنوان «خرمگس» آتن در دفاعیه افلاطون (۲۳a-c) منعکس شده است، جایی که سقراط در مورد پارادوکس خرد خود صحبت میکند. او ادعا کرد که آگاهی از جهل خود به خرد منجر میشود و کسانی که خود را خردمند میدانند، در واقع چنین نیستند (بریکهاوس و اسمیت، ۲۰۰۲). توانایی او در پذیرش فروتنی فکری، این مرد را درخشان ساخت و تأثیر او را بر اندیشه فلسفی غرب تضمین کرد. مشاوران نیز باید باورهای خود را کشف کنند و سوگیریها را تصدیق کنند تا از انصاف در کار خود با دانشآموزان اطمینان حاصل کنند. پذیرش فروتنی به جای اقتدار، گفتگو را باز میکند و در نتیجه به دانشآموزان اجازه میدهد تا نقشی فعال و برابر در یک رابطه تعاملی داشته باشند.
همانطور که مرگ او نشان داد، استفاده سقراط از روش دیالکتیکی پرسش یا النخوس، همه را راحت نمیکرد. گفتگوی سقراطی شامل بررسی دیدگاههای مختلف از طریق مجموعهای از سوالات و پاسخها است که تفکر را تحریک و ایدهها را آشکار میکند. این روش که معمولاً در دادگاه استفاده میشود، نوعی پرسش سقراطی ایجاد میکند که بحث تقابلی را ایجاد میکند و دیدگاههای مختلف را در برابر یکدیگر قرار میدهد. یک طرف ممکن است طرف دیگر را در ارائه مجموعهای از تناقضات که از یک دیدگاه خاص حمایت میکند، هدایت کند. با این حال، هر برخوردی به تعامل متضاد نیاز ندارد. رویکرد سقراطی شامل روشی برای حذف فرضیههای منفی است. بررسی ناهماهنگی به درک بیشتری از مفروضات فرد منجر میشود. از طریق فرآیند کشف تفکر نادرست، بهترین راهحل ممکن ظاهر میشود.
مشاوران از طریق رویکرد سقراطی، منطق دانشآموز را در حل مسائل و تصمیمگیری ارزیابی میکنند و سپس دانشآموز را از طریق خودتأملی و پرسش، به سمت بهبود مهارتهای تفکر انتقادی خود راهنمایی میکنند. این فرآیند به تصمیمات آگاهانه و برنامههای خوب اندیشیدهشده برای مقابله با چالشها منجر میشود. با این حال، رویکرد سقراطی در یک محیط مشاوره همیشه نتایج عالی به دست نمیدهد. همانطور که هاگن (۱۹۹۴) بیان کرد، «فرآیند همیشه شیرین و روشن نیست. اگرچه سقراط ممکن است همیشه برای بهترینها عمل کرده باشد، وقتی میدانست بهترین چیست، همین را نمیتوان همیشه در مورد دانشآموزان ما گفت» (ص. ۸۷). حتی اگر مشاوران دلایل غیرمنطقی برای تصمیمگیری را کشف کنند، دانشآموزان ممکن است مسیری را انتخاب کنند، که اغلب مسیر کمترین مقاومت است، پر از مشکلات، احساسات، انکار و غرور که میتواند با وجود آگاهی از حقیقت و منطق، بر باور و عمل تأثیر بگذارد. مشاوران با به چالش کشیدن مداوم و پیوسته دانشآموزان برای بررسی فرآیندهای فکری و سیستمهای اعتقادی، کاتالیزوری برای تغییر تدریجی فراهم میکنند. صبر و پشتکار به مشاور در پرورش یادگیری و رشد دانشآموز کمک میکند.
آناتومی مشاوره سقراطی
چارچوب تفکر انتقادی
ویژگیِ منحصربهفردِ رویکرد مشاورهٔ سقراطی این است که — همانطور که در چارچوب تفکر انتقادیِ پال و الدر (۲۰۰۸، www.criticalthinking.org) بیان شده — استانداردهای فکری—وضوح، دقت، صحت، ارتباط، عمق، وسعت، منطق، اهمیت و انصاف—ابزاری برای بررسی مبانی عناصر تفکر—هدف، مسئله مورد سوال، اطلاعات، تفسیر و استنباط، مفاهیم، مفروضات، پیامدها و نتایج، و دیدگاه—فراهم میکند. عناصرِ تفکر، اجزای سازندهٔ همهٔ فرآیندهای فکریاند، و استانداردهای فکری نقشههایی را برای ساختن قضاوتهای صحیح و منسجم ایجاد میکنند. گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) چارچوب تفکر انتقادی پال و الدر (۲۰۰۸، www.criticalthinking.org) را در رویکرد مشاوره سقراطی گنجاند. با این حال، انواع دیگر رویکردهای تفکر انتقادی نیز کاربرد دارند. چارچوب پال-الدر دارای ساختاری رسمی و طرحی خنثی از نظر رشته است. از آن برای توسعه ویژگیهای فکری خاص در متفکر استفاده میشود.
هشت عنصر تفکر، ساختارهای اساسی تفکر، ابعاد اساسی استدلال را مشخص میکنند. آنها که با هم در یک رابطه متقابل نزدیک، همپوشانی و غیرخطی استفاده میشوند، استدلال را شکل میدهند و منطق کلی را برای استفاده از تفکر فراهم میکنند. آنچه برای تفکر انتقادی اساسی است، تواناییِ سنجشِ کیفیتِ استدلال است؛ و استانداردهای فکریِ جهانی معیارهایی برای بررسیِ فرآیندهای فکری و پذیرش یا ردِ نتیجهگیریها فراهم میکنند. ویژگیهای فکری فهرستشده به عنوان پیامدها یا اهداف برای رشد شناختی عمل میکنند. ویژگیهای فکری، استانداردها و عناصر برای ترویج بهبود در درک ذهن و عملکرد آن به هم متصل میشوند (پال و الدر، ۲۰۰۸، www.criticalthinking.org). در حالی که چارچوب امکان تحلیل و ارزیابی تفکر را فراهم میکند، مهمتر از آن، واژگان مشترکی را برای کسانی که در مورد تفکر انتقادی بحث، ارزیابی یا آموزش میدهند، فراهم میکند.
مشاوران با کمک به دانشآموزان در تجزیه و تحلیل فرآیندهای فکری و تحلیلِ مسیرهای عمل با استفاده از یک چارچوب تفکر انتقادی، به دانشآموزان روشهایی برای مقابله با مشکلات تحصیلی آینده و دستیابی به نتایج مطلوب آموزش میدهند. هدف نهایی تفکر انتقادی، اجتناب از خودمحوری و به حداکثر رساندن تفکر عقلانی است که رشد شناختی را تقویت میکند. به مثال گفتگوی مطالعه موردی در انتهای این فصل برای نمونهای از نحوه استفاده از چارچوب مراجعه کنید.
متفکران انتقادی به طور معمول استانداردهای فکری را بر عناصر استدلال به کار میبرند تا ویژگیهای فکری را توسعه دهند.
استانداردها: وضوح، دقت، صحت، ارتباط، منطق، وسعت، عمق، اهمیت، انصاف
عناصر: اهداف، سوالات، اطلاعات، استنباطها، مفاهیم، مفروضات، پیامدها، دیدگاهها
ویژگیهای فکری: فروتنی فکری، شجاعت فکری، خودمختاری فکری، اعتماد به عقل، صداقت فکری، همدلی فکری، انصافطلبی
منبع: پال و الدر (۲۰۰۱، ۲۰۰۸) (www.criticalthinking.org). با اجازه استفاده شده است.
ارزیابی تفکر دانشآموز
برای کمک به دانشآموزان در بهبود مهارتهای تفکر انتقادی خود، مشاوران باید ارزیابی از سطوح استدلال دانشآموزان انجام دهند. دانشآموزان باید این ارزیابی را قبل، در حین و بعد از مداخله مشاوره سقراطی انجام دهند. گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) سه نوع متفکر را که توسط پال و الدر (۲۰۰۹، www.criticalthinking.org) توصیف شده است—سادهاندیش، متمرکز بر بیرون و خودآگاه—مطالعه کردند و توصیفات زیر را از متفکران دانشآموز، از جمله گفتگویی که ممکن است افکار آنها را در نظام آموزشی مشخص کند، ایجاد کردند:
۱. دانشآموزانِ سادهاندیش ناآگاه هستند. آنها تجربه تحصیلی خود را بدون درک روشهایی که سیاستها و منابع سازمانی بر آنها تأثیر میگذارد، طی میکنند. در واقع، ممکن است به این مسائل اهمیت ندهند. دانشآموزانِ سادهاندیش اطلاعات سازمانی را تحلیل نمیکنند و اغلب بدون بررسی حقایق، مفروضاتی را مطرح میکنند. به عنوان مثال، دانشآموزان سادهاندیش ممکن است باور داشته باشند که از نظر تحصیلی عملکرد خوبی دارند اگر در یک درس مردود نشده باشند.
۲. متفکران دانشآموز متمرکز بر بیرون فرآیندهای فکری خودشیفته و تمرکز بیرونی را بیان میکنند. آنها از زبانی استفاده میکنند که نشاندهنده باور به این است که پیامدهای ضعیف برای آنها اتفاق میافتد. آنها ممکن است مسئولیت موقعیتهای خود را نپذیرند و تمایل دارند کسی را برای پیامدهای منفی سرزنش کنند. متفکران دانشآموز متمرکز بر بیرون ممکن است بگویند، «استاد زیستشناسی من به من «F» داد و این مرا مشروط کرد.»
۳. متفکران دانشآموز خودآگاه منصفاندیش هستند و فعالانه به دنبال بهبود توانایی خود در حل مسائل و تصمیمگیری خوب هستند. آنها ممکن است بگویند، «من معتقدم این ترم نمرات خوبی نگرفتم زیرا در آمادهسازی برای امتحانات و نوشتن مقالات، کار را به تعویق انداختم.» آنها در مورد دلایل عملکرد ضعیف تحصیلی خود فکر کردهاند و مسئولیت نتایج را میپذیرند.
البته، دانشآموزان میتوانند به طور همزمان چندین ویژگی توصیفشده را نشان دهند و بسیاری از آنها ترکیبی را منعکس میکنند که به موقعیت، مشکل حلشونده یا تصمیم گرفتهشده بستگی دارد.
در حالی که برخی از مشاوران ممکن است از یک رویکرد قدرتمحور (به فصل ۷ توسط لوری شراینر مراجعه کنید) برای ارزیابی استعدادهای دانشآموز و کار بر روی توسعه آن مهارتها استفاده کنند، کسانی که از مشاوره سقراطی استفاده میکنند، سطح تفکر عقلانی دانشآموز را ارزیابی میکنند. مشاور سقراطی ارزیابی را با درخواست از دانشآموز برای تکمیل یک خودتأملی یا مصاحبه با آنها در جلسات مشاوره انجام میدهد. خودتأملیهای آنلاین گاهی وقتی زمان برای جلسات مشاوره محدود است مفید هستند، اما دانشآموزان گاهی خودتأملی تعیینشده را تکمیل نمیکنند، و تکمیل یک ارزیابی دقیق از تفکر دانشآموز را تا زمانی که ارتباط مستقیم امکانپذیر باشد، دشوار میکند. گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) یک تمرین خودتأملی برای دانشآموزان مشروط ایجاد کردند که به مشاوران کمک میکند تا ویژگیهای تفکر دانشآموزان را درک کنند.
در طول تعاملات خود، مشاوران به طور مداوم رشد دانشآموز را از طریق یک چارچوب که رشد شناختی، پذیرش مسئولیت، مشارکت در زندگی تحصیلی و بهبودهای مورد نیاز را ردیابی میکند، اندازهگیری میکنند. گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) یک چارچوب خاص برای کمک به اندازهگیری تفکر دانشآموز در مورد مشروط شدن ایجاد کردند.
پرسش سقراطی
هنر پرسش سقراطی صحیح برای کاربرد موفق نظریه اساسی است. مشاوران تحصیلی باید یاد بگیرند که چگونه از سوالات برای تحلیل تفکر دانشآموز و همچنین کمک به دانشآموزان برای کسب بینش در مورد باورهای خود و کشف اقدامات جایگزین استفاده کنند. مشاوران با چنین پرسشهایی، دانشآموزان را از بیان مفاهیم مبهم که فاقد تعریف مشخص هستند، به بیان ویژگیهای خاص و درک بیشتر سوق میدهند.
مشاوران با پرسیدن سوالات به دانشآموزان کمک میکنند تا مسائل را به هستهای با اجزای تشکیلدهنده تجزیه کنند، علایق را ارزیابی و روشن کنند، اهداف آموزشی و شغلی را شناسایی کنند، و ترجیحات سبک زندگی را تشخیص دهند. آنها به دانشآموزان کمک میکنند تا جهتگیری منسجمی در زندگی تعیین کنند. مشاوران همچنین از پرسش سقراطی برای آموزش به دانشآموزان در تحلیل، ساختشکنی و بازسازی فرآیندهای فکری خود استفاده میکنند، و دانشآموزانی که در فرآیند شرکت میکنند، پایهای محکم برای ایجاد اهداف مطلوب میسازند. آنها همچنین به دانشآموزان کمک میکنند تا استدلال نادرست را تشخیص دهند و مهارتهای تفکر انتقادی خود را بهبود بخشند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند. گفتگوی مطالعه موردی در انتهای فصل مثالهای خاصی از روشهای استفاده از عناصر تفکر، استانداردهای فکری و ویژگیهای فکری ارائه میدهد.
مشاوران تحصیلی باید در سوالاتی که از دانشآموزان میپرسند، راهبردی باشند. یک جعبه ابزار پرسش سقراطی برای مشاوران با یادگیری رویکرد مشاوره سقراطی مفید است. سوالات را میتوان به روشهای مختلف سازماندهی کرد. به عنوان مثال، مشاوران میتوانند یک فهرست خاص از سوالات را برای هر یک از عناصر تفکر و استانداردهای فکری تهیه کنند. (جدول ۱۲.۱)
جدول ۱۲.۱. جعبه ابزار پرسش سقراطی برای مشاوران
| عناصر تفکر | موضوع: مشروط شدن |
|---|---|
| هدف | • سعی داری به چه چیزی برسی؟ |
| سوال | • سوالات اصلی تو در مورد مشروط شدن چیست؟ • هدف تو از ملاقات با من امروز چیست؟ |
| اطلاعات | • برای پاسخ به سوالات در مورد چگونگی تأثیر مشروط شدن بر تو، به چه اطلاعاتی نیاز داری؟ • چگونه میتوانی اطلاعات را پیدا کنی؟ • برای پاسخ به سوالاتت در مورد مشروط شدن از چه اطلاعاتی استفاده کردی؟ |
| استنباطها/نتیجهگیریها | • در مورد مشروط شدن چه چیزی یاد گرفتی یا فهمیدی؟ |
| مفاهیم | • به نظرت چرا مدرسه دانشآموزان را را مشروط میکند؟ • ایده اصلی در مورد مشروط شدن دانشآموز چیست؟ |
| مفروضات | • چه مفروضاتی منجر به نتیجهگیریهای تو در مورد مشروط شدن شد؟ |
| پیامدها/نتایج | • پیامدهای مشروط شدن چیست؟ این نتایج چه دلالتی بر دستیابی به اهدافات دارد؟ |
| دیدگاه | • از دیدگاه تو، به نظرت چرا مشروط شدی؟ • آیا دیدگاههای دیگری وجود دارد که باید در نظر بگیری؟ |
| استانداردهای فکری | موضوع: مشروط شدن |
|---|---|
| وضوح | • آیا میتوانی جزئیات بیشتری در مورد مفروضاتات در مورد مشروط شدن به من بدهی؟ |
| دقت | • چه مسائلی بر وضعیت تحصیلیات تأثیر میگذارد؟ |
| عمق | • چگونه برنامهات برای بازگشت به وضعیت تحصیلی خوب به موقعیتهای پیچیدهای که منجر به نمرات ضعیف تو شد، میپردازد؟ |
| منطق | • بیایید به منطق پشت دلایلی که مشروط شدهای نگاه کنیم. اول گفتی باید زمانت را بهتر مدیریت کنی تا زمان بیشتری برای مطالعه داشته باشی، و حالا گفتی به این دلیل مشروط هستی که استادت اجازه نداد امتحان را جبران کنی. |
| انصاف | • آیا ممکن است برخی از اطلاعات را برای توجیه دیدگاهات تحریف کنی؟ |
توجه. اقتباس از پال و الدر (۲۰۰۸) (www.criticalthinking.org)، توسط گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰). با اجازه استفاده شده است.
در پرسش سقراطی، مشاوران میتوانند از سه نوع سوال برای تحلیل تفکر دانشآموز استفاده کنند (پال و الدر، ۲۰۰۷، ص. ۱۴، www.criticalthinking.org). سوالات تکسیستمی به پاسخهای صحیح نیاز دارند، در حالی که سوالات بدون سیستم خواستار یک ترجیح یا نظر ذهنی هستند. سوالات سیستمهای متضاد از دانشآموزان میخواهند که پاسخهای متعدد را بسنجند و مناسبترین پاسخ را ارائه دهند. ما مثالهایی را ارائه میدهیم تا به مشاوران در کسب بینش در مورد فرآیندهای فکری یا مهارتهای تصمیمگیری دانشآموزان کمک کنیم.
سوال تکسیستمی: «حداقل معدل مورد نیاز برای رشته شما چقدر است؟» فقط یک پاسخ به این سوال صحیح است. اگر دانشآموز پاسخ نادرست بدهد، مشاور دانشآموز را به تحقیق برای یافتن پاسخ صحیح ارجاع میدهد.
سوال بدون سیستم: «چرا تصمیم به انتخاب رشته پرستاری گرفتی؟» پاسخ، که مبتنی بر ترجیح و نظر است، نمیتواند از نظر صحت ارزیابی شود. اگر دانشآموز پاسخ دهد، «بسیاری از پرستاران در خانواده من هستند و میخواهم سنت خانوادگی را حفظ کنم» یا «دوست دارم در بیمارستانها کار کنم»، مشاور باید سوالات بیشتری بپرسد تا دانشآموز را تشویق کند تا استدلال خود را بیشتر تجزیه کند. این تمرین، دانشآموزانِ سادهاندیش را تشویق میکند تا به سمت تبدیل شدن به متفکران دانشآموز خودآگاه حرکت کنند.
سوال سیستمهای متضاد: «عوامل اصلی که منجر به مشروط شدن تو شد، چیست؟» دانشآموز برای پاسخ به سوال باید از قضاوت منطقی استفاده کند، حقایق را بسنجد و به سوال از دیدگاههای متعدد نگاه کند. اگر دانشآموز پاسخ دهد، «استادم اجازه نداد امتحان را جبران کنم»، مشاور باید تشخیص دهد که رفتار با تفکر متمرکز بر بیرون و عدم قضاوت منطقی سازگار است. مشاور باید به دانشآموز در اصلاح تفکر نادرست کمک کند. با این حال، اگر دانشآموز پاسخی سنجیده ارائه دهد، مانند «چیزهای زیادی به مشروطشدنِ من کمک کرد، مانند کار کردن ساعتهای زیاد و مدیریت ضعیف زمان»، مشاور میتواند راهبردی برای کمک به یک متفکر خودآگاه ایجاد کند، از جمله کمک به تدوین برنامهای برای بازگشت دانشآموز به وضعیت تحصیلی خوب.
مشاوره پیشدستانه
هنگام استفاده از رویکرد مشاوره سقراطی، مشاوران تحصیلی باید از یک پیگیری پیشدستانه برای سنجش پیشرفت دانشآموزان در تکمیل تکالیف استفاده کنند. فصل جنیفر وارنی در مورد مشاوره پیشدستانه (فصل ۹) نمونههایی از این رویکرد را در کار با دانشآموزان ارائه میدهد. به گفته وارنی، رویکرد مداخلهگرانه یا پیشدستانه با افزایش انگیزه و ماندگاری دانشآموز از طریق تماسهای عمدی که برای ایجاد روابط سودمند و مراقبتی بین دانشآموزان و مشاوران طراحی شده است، ارتباط دارد. هنگام استفاده از رویکرد مشاوره سقراطی، مشاوران ممکن است به دانشآموزان تکالیفی بدهند (به عنوان مثال، تحقیق در مورد اطلاعات، شناسایی مفروضات خود، یا بررسی چارچوبهای مرجع مختلف). مشاوران باید از دانشآموزان بخواهند که پیشرفت خود را در تکمیل تکالیف در فواصل زمانی با آنها به اشتراک بگذارند. وقتی دانشآموزان به موقع پاسخی نمیدهند، مشاوران باید به طور پیشدستانه با آنها پیگیری کنند. البته، مشاوران میتوانند پیامهای تلفنی بگذارند و ایمیل بفرستند، اما در بسیاری از موارد، این نوع ارتباطات بیاثر است. گاهی مشاوران باید سابقه دانشآموزان را مسدود کنند تا نتوانند تا زمانی که با مشاور خود ملاقات نکردهاند، در درسها ثبتنام کنند. این اقدام قوی برای دانشآموزان بیپاسخ ضروری میشود.
تکنیکهای کمککننده
درست مانند هر رویکرد مشاوره موفق، روش سقراطی تنها زمانی موفق است که مشاوران تحصیلی به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند و روابط قابل اعتمادی با دانشآموزان خود ایجاد کنند. تکنیکهای کمککننده، مانند آنهایی که در مدلهای مشاوره یافت میشوند، به مشاوران در دستیابی به دانشآموزان با ترویج گوش دادن فعال و تأملی، بازنویسی، شفافسازی، خلاصهسازی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات که برای ایجاد اعتماد، چارچوببندی سوالات کاوشگرانه و تسهیل گفتمان فعال استفاده میشوند، کمک میکند. تکنیک مفید دیگر سکوت است. دادن زمان به دانشآموزان برای فکر کردن در مورد سوال و پاسخ آنها میتواند انواع تفکر عمیق و ارتباطات روشن مورد نیاز برای اجرای تصمیمگیری خوب را ایجاد کند. ما منابع زیر را برای مشاوران توصیه میکنیم تا مهارتهای ارتباطی خود را مرور یا تازه کنند: کوری و کوری (۲۰۰۷)، تبدیل شدن به یک یاور (ویرایش ۵)؛ ایوانز، هرن، اولمان و آیوی (۲۰۱۱)، مصاحبه ضروری (ویرایش ۸)؛ اوکون و کانتروویتز (۲۰۰۸)، کمک مؤثر (ویرایش ۷).
رویکرد تدریس و یادگیری
یک رویکرد مشاوره سقراطی باید با یک پارادایم تدریس و یادگیری پایهگذاری شود. گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) از مفهوم مشاوره NACADA استفاده کردند که شامل راهنمایی در مورد برنامه درسی، روششناسی و نتایج یادگیری دانشآموز است (انجمن ملی مشاوره تحصیلی، ۲۰۰۶). برنامه درسی مشاوره سقراطی از راهبردهای موفقیت دانشآموز، نظریههای رشد دانشآموز، سیاستها و رویههای سازمانی، الزامات برنامه مدرک، و عناصر تفکر پال و الدر (۲۰۰۸، www.criticalthinking.org) تشکیل شده است. روششناسی شامل پرسش سقراطی، مشاوره پیشدستانه، تکنیکهای کمککننده و استانداردهای فکری پال و الدر است. نتایج یادگیری شامل رشد در میان ویژگیهای فکری، توانایی درگیر شدن در خودتأملی تأملی، و شایستگی در تصمیمگیری آگاهانه است.
منبع: انجمن ملی مشاوره تحصیلی (۲۰۰۶). با اجازه استفاده شده است.
یک رویکرد مشاوره سقراطی ابزاری عالی برای مدارس برای حمایت از یک مدل تدریس و یادگیری مشاوره و یک مکانیسم مؤثر برای تعریف مهارتهایی که مشاوران آموزش میدهند (به عنوان مثال، تفکر انتقادی)، روشهای ارائه برنامه درسی (از طریق گفتگوی سقراطی)، و نتایج یادگیری احتمالی (به عنوان مثال، تابآوری و ماندگاری بیشتر ناشی از بهبود عادات فکری) ارائه میدهد. رویکرد مشاوره سقراطی نیازمند آن است که دانشآموزان اطلاعات را تحقیق کنند، تفکر خود را صادقانه و واقعگرایانه تحلیل کنند، و راهحلهای خود را توسعه دهند، نه اینکه به طور منفعل پاسخ سوالات خود را دریافت کنند. مشاوران با استفاده از این پارادایم، دانشآموزان را به چالش میکشند تا با رد استدلالهای مخالف، موضع خود را در مورد یک موضوع دفاع کنند. دانشآموزان مجبور میشوند مفروضات خود را بررسی کنند و ناسازگاریها را در منطق خود کشف کنند. مشاور به جای تمرکز صرف بر تواناییها یا علایق، به دانشآموز میآموزد که دلایل باورها یا رفتارهای خود را تحلیل کند و تعیین کند که آیا استدلال پشت منطق صحیح است یا خیر. رویکرد سقراطی ممکن است در ابتدا باعث ناراحتی دانشآموزان شود زیرا ممکن است نیاز به پذیرش نقص در تفکر خود داشته باشند، اما ناهماهنگی اغلب میتواند کاتالیزوری برای تغییر باشد. بنابراین، مشاوران باید به تدریج وارد این تبادل شوند و زمان کافی برای تأمل به دانشآموزان بدهند.
کاربرد رویکرد مشاوره سقراطی
استفاده مؤثر از رویکرد مشاوره سقراطی نیازمند استفاده از ابزارهای توصیفشده در بخش «آناتومی مشاوره سقراطی»، چارچوب خودارزیابی دانشآموز، جعبهابزار سؤالها (جدول ۱۲.۱)، و تکالیف پیشنهادی است. مشاوران ممکن است نیاز به شرکت در جلسات متعدد با دانشآموزان داشته باشند و با آنها مطابق با توسعه دانشآموزان در فرآیندهای فکری، پیگیری کنند. کاربردِ معمولِ رویکرد مشاوره سقراطی با دانشآموزانی که متفکرانی سادهاندیش یا متمرکز بر بیروناند، در سه جلسه و در طولِ یک ترم انجام میشود زیرا دانشآموزانی که مشکلات تحصیلی را تجربه میکنند، باید در اسرع وقت برنامهای برای بازگشت به وضعیت تحصیلی خوب تدوین کنند. ملاقات با یک دانشآموز در سه زمان مختلف در طول ترم ممکن است مشاوران با حجم مشاوره بالا را به چالش بکشد، و دانشآموزان ممکن است زمانبندی سه قرار ملاقات در یک ترم را تا حدودی دشوار بیابند. بنابراین، اگرچه ایدهآل نیست، یک مشاور ممکن است از ارتباطات الکترونیکی مناسب با دانشآموز استفاده کند. البته، برای رسیدگی به مسائل بلندمدت بدون محدودیتهای زمانی فوری (به عنوان مثال، کشف رشته)، مشاوران میتوانند این جلسات را در بیش از یک ترم پخش کنند.
رویکرد مشاوره سقراطی تقریباً برای هر نوع موقعیت مشاوره دانشآموزان، از جمله موارد پر از چالش، قابل استفاده است. میتواند با انواع مختلف موقعیتهای مشاوره مفید باشد.
دانشآموزان اکتشافی: دانشآموزانی که در حال کشف رشتهها یا مشاغل هستند ممکن است از رویکرد مشاوره سقراطی بهرهمند شوند زیرا مفروضات خود را در مورد پیامدهای انتخاب یک رشته خاص بررسی میکنند. از طریق گفتمان و استفاده از اصطلاحات تفکر انتقادی، دانشآموزان میتوانند عمق دانش خود را در مورد یک رشته خاص بیان کنند. آنها میتوانند آن دانش را در خودتأملی بگنجانند تا تعیین کنند که آیا انتخابهایی را با نتایج واقعگرایانه در نظر میگیرند.
دانشآموزان سال اول: دانشآموزان سال اول با چالشهای زیادی در تطبیق با مدرسه روبرو هستند. مشاوران از طریق تأمل هدایتشده مشخصه رویکرد سقراطی، به دانشآموزان کمک میکنند تا تجارب اولیه خود را در مدرسه بررسی کنند و ناسازگاریهای بین انتظارات و واقعیتهای زندگی مدرسه را حل کنند.
دانشآموزان انتقالی: دانشآموزان انتقالی اغلب با برخی از چالشهای مشابه دانشآموزان سال اول در تطبیق با مدرسه و آشنایی با منابع سازمانی روبرو هستند. آنها همچنین نیاز دارند درک کنند که چگونه کار درس در مدرسه قبلی آنها در برنامه مدرکی که تصمیم به دنبال آن دارند، قرار میگیرد. مشاور با استفاده از پرسش سقراطی، اطلاعاتی را که دانشآموز میداند بررسی میکند و ارتباط تجارب گذشته را با موقعیتهای فعلی ارزیابی میکند.
دانشآموزان در معرض خطر: دانشآموزانی که در معرض خطر مشکلات تحصیلی هستند، ممکن است بیشترین بهره را از رویکرد مشاوره سقراطی ببرند. دانشآموزان در حال مبارزه اغلب ایدههای نادرست و از پیشتصور شدهای در مورد عدم موفقیت خود و اقدامات مورد نیاز برای بهبود وضعیت خود بیان میکنند. رویکرد مشاوره سقراطی دانشآموزان را برای برخورد با حل مسئله به روشی که با چالشهای نظام آموزشی مطابقت دارد، توانمند میسازد. مطالعه موردی نمونهای از روشهای درگیر کردن یک دانشآموز در یک گفتگوی سقراطی را ارائه میدهد.
منبع: گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰). با اجازه استفاده شده است.
نتایج مطلوب مشاوره سقراطی
مشاوران: هاگن (۱۹۹۴) پرسید، «آیا نمیتوانیم انتظار داشته باشیم، همراه با کروکستون، که یک تعامل مشاوره تحصیلی موفق به درجات مختلفی از یادگیری توسط هر دو طرف منجر شود؟» (ص. ۸۷). خودتأملی و رشد به عنوان یک فرد و یک حرفهای، نتایج بسیار مؤثر روش مشاوره سقراطی هستند. مشاوران نیز مانند دانشآموزان خود، باید تفکر خود را در نظر بگیرند و پیش ببرند. گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I (۲۰۱۰) ویژگیهای فکری فروتنی، همدلی، انصافطلبی و صداقت را به عنوان کانونهایی برای بهبود توسعه حرفهای خود انتخاب کردند (پال و الدر، ۲۰۰۸، www.criticalthinking.org).
پرسش مکرر از مجموعههای ارزشی، باورها و ادراکات، مشاوران را در شایستگیهای اصلی مانند خودشناسی و راهبردهای تصمیمگیری تقویت میکند (فولسوم، ۲۰۰۷). آموزش فشرده در مهارتهای ارتباطی و کمککننده، استفاده از ابزارهای ارزیابی، و روششناسی سقراطی برای کاربرد موفق این رویکرد ضروری است. علاوه بر این، مشاوران باید مایل به بررسی باورهای خود، تشخیص کاستیها و در نظر گرفتن دیدگاههای جایگزین باشند.
دانشآموزان: دانشآموزان اغلب خود را به عنوان ناظران منفعل در تلاشهای تحصیلی خود احساس میکنند. مشاوران میتوانند یادگیری، تأمل و در نتیجه توانمندسازی دانشآموز را از طریق رویکرد مشاوره سقراطی تسهیل کنند. سقراط با بسیاری از افراد روبرو شد که به انتخابها و باورهای خود اجازه میدادند توسط اکثریت مرسوم دیکته شود. این افراد هرگز روشهای تفکر خود را زیر سوال نمیبردند و بنابراین زندگی منفعلانهای داشتند (نوسبام، ۱۹۹۷). اگر دانشآموزان بتوانند یاد بگیرند که دلایل باورها و فرآیندهای فکری دیرینه خود را بررسی کنند، میتوانند نه تنها مسئولیت یادگیری، بلکه قدرت کنترل آینده خود را نیز بازیابند. این فرآیند نه مطمئن است و نه فوری. نیازمند زمان، صبر و انضباط از سوی مشاوران و دانشآموزان است. اگر یکی از آنها گفتگوی مداوم را رد کند، فرآیند در بهترین حالت متوقف میشود و در بدترین حالت، شکست میخورد. بنابراین، مشاوران باید سطح تفکری را که دانشآموزان هنگام شروع رابطه خود استفاده میکنند، درک کنند. اگر مشاوران خیلی سریع، خیلی محکم فشار بیاورند، یا از میزان پیشرفت دانشآموزان ناامید شوند، شکست تقریباً تضمینشده است.
دانشآموزانی که در فرآیند آموزشی مشارکت دارند و فعالانه در مورد فرآیندهای تصمیمگیری خود تأمل میکنند، فرصتی برای رشد شناختی و تقویت مهارتهای فکری دارند. «آموزش واقعاً برای آزادی تنها در صورتی مناسب است که شهروندان آزاد تولید کند، شهروندانی که نه به دلیل ثروت یا نسب، بلکه به دلیل اینکه میتوانند ذهن خود را مال خود بدانند، آزاد هستند» (نوسبام، ۱۹۹۷، ص. ۲۹).
ارزیابی
به گفته فولسوم، اسکوبی و شولتز (۲۰۱۰)، ارزیابی به سوال اساسی اما ضروری پاسخ میدهد که آیا نتایج مطلوب محقق شدهاند یا خیر. ارزیابی رشد شناختی و موفقیت دانشآموز با تعداد متغیرهای خارجی که بر هر دو فرآیند تأثیر میگذارند، پیچیده است. بنابراین، استفاده از روشهای متعدد به احتمال زیاد منجر به ارزیابی دقیق یادگیری دانشآموز و مشاور میشود.
یادگیری مشاور را میتوان با اجرای آزمونهای قبل و بعد برای ارزیابی دانش، باورها و نگرشها نسبت به مشاوره پیشدستانه، تفکر انتقادی، مسئولیتهای مشاور و ویژگیهای دانشآموز اندازهگیری کرد. ارزیابی همچنین بینشی در مورد سطح درک شده شایستگی فکری مشاوران قبل و بعد از درگیر شدن در رویکرد مشاوره سقراطی فراهم میکند (گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I، ۲۰۱۰). علاوه بر این، مشاوران باید از فرصتها برای ملاقات در گروههای کوچک برای بحث در مورد تجارب خود و به اشتراک گذاشتن تکنیکهای مؤثر استفاده کنند. استفاده از شاخصهای متعدد مانند خودتأملیهای دانشآموز و چارچوبهای اجرا شده توسط مشاور، بهترین ابزارها را برای ارزیابی یادگیری و رشد شناختی دانشآموز تشکیل میدهند.
سناریوی مشاوره سقراطی
سناریوی I
یک دانشآموز سال دوم نسل اول به نام رایلی پیش مشاوری به نام اسکایلار میآید و میگوید: «من در دو تا از کلاسهایم مشکل دارم. در یکی از آنها نمیفهمم استاد در مورد چه چیزی صحبت میکند، اما این یک درس الزامی در رشته من است. دیگری فقط یک درس عمومی است، اما من مدام نمرات پایینی در تکالیف نوشتاری میگیرم. من همیشه در متوسطهٔ اول در نوشتن خوب بودم. اگر ضعیف عمل کنم، این معدل مرا پایین میآورد، و من ترم گذشته از مشروطی خارج شدم. میخواهم در رشتهام بمانم، اما نمیدانم آیا میتوانم این یک درس را پاس کنم و این واقعاً خانوادهام را ناامید میکند. به نظرت چه کار کنم؟»
ابتدا، اسکایلار لحنی باز و دوستانه ایجاد میکند و سپس نگرانیهای رایلی را بازنویسی میکند: «من واقعاً خوشحالم که برای صحبت در مورد وضعیتت پیش من آمدی. این روشی بالغ برای برخورد با چالشهایی است که با آن روبرو هستی. بیایید ببینیم آیا درست متوجهام شدهام: هدف از دیدار امروزت با من دریافت توصیه در مورد آنچه باید برای رفع چالشهایی که در دو تا از کلاسهایت داری، انجام دهی است. درست است؟»
رایلی پاسخ میدهد، «بله، درست است، اما من همچنین نمیدانم آیا باید رشتهام را تغییر دهم. اگر از قبل در یکی از درسهای رشتهام مشکل دارم، ممکن است نیاز به تغییر مسیر داشته باشم. واقعاً نمیخواهم این کار را انجام دهم زیرا این یک ناامیدی بزرگ برای خانوادهام خواهد بود.»
اسکایلار استرس معضل رایلی را تشخیص میدهد: «متوجهام و مطمئنم که ناامید کردن خانوادهات به شدت برایت سنگین است.»
اسکایلار با ابراز اطمینان از امکان نتیجه مثبت، گفتگو را هدایت میکند: «پس، بیایید ببینیم آیا میتوانیم چند چیز را بررسی کنیم. قبل از اینکه شروع به پرداختن به چالشهایی که در دو درسات داری کنیم، ممکن است نقطه شروع خوبی باشد که نگاه دقیقتری به رشتهای که انتخاب کردهای و دلایل انتخاب آن داشته باشیم. موافقی؟»
پس از گرفتن موافقت رایلی، اسکایلار میگوید: «باشه، پس به من بگو: رشتهات چیست و چرا آن را انتخاب کردی؟»
رایلی توضیح میدهد: «رشته من مهندسی شیمی است و به چند دلیل آن را انتخاب کردم. همیشه از کلاسهای علوم در متوسطهٔ اول لذت میبردم و نمرات بسیار خوبی در آنها میگرفتم. مادربزرگ و عمویم گفتند که من مهندس خوبی میشوم زیرا کلاسهای علوم همیشه برایم آسان بود. علاوه بر این، مهندسان حقوق بسیار خوبی میگیرند و من میتوانستم یک شغل با درآمد بالا پیدا کنم و به مادرم در خرید خانه کمک کنم. در حال حاضر، او در یک آپارتمان زندگی میکند. این یک آپارتمان بسیار خوب است، اما او همیشه میخواست یک باغ بزرگ در حیاط خود داشته باشد.»
اسکایلار رایلی را به عنوان یک متفکرِ سادهاندیش شناسایی میکند زیرا پاسخ به سوال اصلی بر اساس ترجیحات است، نه حقایق یا اطلاعاتی که بهترین پاسخ به سوال را پشتیبانی میکند. اسکایلار برای اطمینان از درک دقیق و نشان دادن مشارکت با رایلی، خلاصه میکند: «پس، مهندسی شیمی را به عنوان رشته انتخاب کردی زیرا از کلاسهای علوم در متوسطهٔ اول لذت بردی، برایت آسان بودند، اعضای خانوادهات فکر میکردند مهندسی برایت مناسب است، و فکر میکردی میتوانی یک شغل با درآمد بالا پیدا کنی تا بتوانی از نظر مالی به مادرت کمک کنی؟»
«بله، اساساً همین است.»
«باشه، قبل از اینکه ادامه دهیم، بیایید چند دقیقه وقت بگذاریم تا تفکرت را در مورد انتخاب رشته بررسی کنیم. موافقی؟»
پس از موافقت رایلی، اسکایلار میگوید: «انتخاب رشته یکی از مهمترین تصمیماتی است که به عنوان یک دانشآموز دبیرستان خواهی گرفت. من در مورد دلایل انتخاب رشتهات بحث خواهم کرد تا مطمئن شویم از یک فرآیند منطقی برای انتخاب مهندسی شیمی استفاده کردهای.»
«باشه، خوب به نظر میرسد.»
«بیایید بگوییم که سوال مورد نظر این است که «آیا مهندسی شیمی رشته مناسب برای من است؟» و من به تو کمک خواهم کرد تا از یک رویکرد منطقی و محکم برای پاسخ به آن سوال استفاده کنی. چه مفروضاتی در مورد مهندسی شیمی به عنوان یک رشته داری؟»
«بگذار ببینم. حدس میزنم فرض میکنم چون با علوم سر و کار دارد، در کلاسها نمرات خوبی خواهم گرفت.»
«آیا میتوانی در مورد تفکرت در مورد این جمله توضیح بیشتری بدهی؟»
«بله، من عاشق کلاسهای علوم در متوسطهٔ اول بودم و همیشه نمرات خوبی میگرفتم. چون در کلاسهای علوم متوسطهٔ اول نمرات خوبی گرفتم، فکر میکنم میتوانم در کلاسهای مهندسی هم خوب عمل کنم.»
«باشه. آیا چیز دیگری بر تصمیمت تأثیر گذاشت؟»
«بله، مهندسان پول زیادی به دست میآورند، و من واقعاً برای کمک به خانوادهام به پول نیاز دارم. حدس میزنم این همه ماجرا باشد.»
اسکایلار برای اطمینان از اینکه رایلی تمام دیدگاههای مرتبط در مورد کسب درآمد را بیان کرده است، با پرسیدن «چه چیز دیگری میتوانی در مورد تمایلات به کسب درآمد خوب به من بگویی؟» تأمل عمیقتری را تشویق میکند. با این حال، رایلی اطلاعات بیشتری خارج از شرایط خانوادگی قبلی ارائه نمیدهد. بنابراین اسکایلار در جهت جدیدی حرکت میکند: «گفتی اعضای خانوادهات فکر میکنند مهندس خوبی میشوی؟ آیا این بر تصمیمت تأثیر گذاشت؟»
«اوه بله، آن هم.»
«نظرات اعضای خانوادهات چگونه با تصمیمت برای انتخاب مهندسی شیمی به عنوان رشته مرتبط است؟»
«من اولین کسی هستم که در خانوادهام به مدرسه میروم، بنابراین واقعاً نماینده خانوادهام هستم. آنچه آنها در مورد رشته مدرسه من فکر میکنند برای من مهم است. نمیخواهم آنها را ناامید کنم.»
اسکایلار برای از بین بردن هرگونه حالت تدافعی که رایلی ممکن است تجربه کند، اطمینان میدهد: «میبینم. از صراحتات متشکرم.»
«باشه، بیایید نگاهی به مفروضاتات بیندازیم و تعیین کنیم که چگونه دیدگاه تو را شکل میدهند.» [رایلی با تکان سر موافقت میکند.] «گفتی یکی از مفروضاتات این است که مهندسی شیمی با علوم سر و کار دارد، بنابراین در کلاسها نمرات خوبی خواهی گرفت. برای حمایت از آن فرض چه شواهد یا اطلاعاتی داری؟»
«خوب، من همیشه در کلاسهای علوم در متوسطهٔ اول نمرات خوبی میگرفتم.»
«در متوسطهٔ اول چه کلاسهای علمی گرفتی؟»
«علوم، زیستشناسی و علوم زمین.»
«آیا هیچ یک از آن درسها در رشته مهندسی شیمی تو الزامی است؟»
وقتی رایلی میگوید، «خوب، فکر نمیکنم،» اسکایلار میپرسد چگونه میتوانند پاسخ را تعیین کنند، و رایلی پیشنهاد میکند که به فهرست درسهای آنلاین مراجعه کنند.
همانطور که روی کامپیوتر اسکایلار نگاه میکنند، رایلی مشاهده میکند: «اینجا میگوید به درسهای شیمی، فیزیک، حساب دیفرانسیل و انتگرال، و مهندسی نیاز دارم. به نظر میرسد بسیاری از درسهای علوم ابتدا به حساب دیفرانسیل نیاز دارند. در متوسطهٔ اول تا جبر ۲ را داشتم، اما پیشحساب یا حساب دیفرانسیل را نگرفتم. با جبر ۲ مشکل داشتم، بنابراین واقعاً نگران قبولی در حساب دیفرانسیل هستم.»
«پس، با تحقیق در مورد درسهای خاص مورد نیاز در رشتهات و مقایسه آنها با انواع درسهای علوم که در متوسطهٔ اول داشتی، آیا هنوز فکر میکنی فرضات در مورد آسان بودن درسها دقیق است؟»
«نه، فکر نمیکنم.»
«باشه، بیایید به فرض بعدیات نگاه کنیم. گفتی مهندسان پول زیادی به دست میآورند. برای حمایت از آن فرض چه شواهدی داری؟»
«خوب، من همیشه این را در مورد مهندسان شنیدهام. هیچ مهندسی را شخصاً نمیشناسم، اما شنیدهام که مردم میگویند مهندسان پول زیادی به دست میآورند.»
«باشه، به نظر میرسد بر اساس آنچه شنیدهای در حال ایجاد یک فرض هستی. درست است؟»
پس از تأیید رایلی، اسکایلار میپرسد: «خوب، چگونه میتوانیم حقوق یک مهندس را پیدا کنیم؟»
«باید نوعی داده در وب وجود داشته باشد. میتوانم در وب جستجو کنم.»
اسکایلار با اشاره به صفحه کامپیوتر میگوید: «بیا، از کامپیوتر من استفاده کن. ممکن است بخواهی با صفحه وب وزارت آموزش ایالات متحده شروع کنی.»
پس از یافتن اطلاعات مفید، رایلی اشاره میکند: «اینجا میگوید که حقوق ورودی متوسط برای مهندسان شیمی ۶۵٬۰۰۰ دلار است. این برای شروع یک شغل پول زیادی است.»
«پس آیا میگویی فرضات مبنی بر اینکه مهندسان حقوق خوبی میگیرند، دقیق است؟»
رایلی این جمله را تأیید میکند، بنابراین اسکایلار به نکته بعدی برای بررسی حرکت میکند: «در مورد خانوادهات که به تو گفتند مهندس خوبی میشوی، چطور؟ فکر میکنی فرض آنها درست است؟»
«خوب، بر اساس عملکرد خوبم در علوم در متوسطهٔ اول، میگویم «بله»، اما آنها نمیدانند چه درسهای علمی را به عنوان یک مهندس باید بگذرانم و اینکه ریاضی بخش بزرگی از برنامه درسی است. پس نه، حدس میزنم فرض آنها ممکن است درست نباشد.»
اسکایلار جهت را تغییر میدهد: «میبینم. خوب، بیایید بر پیامدها و نتایج انتخاب مهندسی شیمی به عنوان رشته تمرکز کنیم. فکر میکنی اگر به حفظ مهندسی شیمی به عنوان رشته ادامه دهی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
«خوب، با توجه به اینکه در اولین درس مهندسیام مشکل دارم و دانشآموز قوی در ریاضیات نیستم، ممکن است خوب پیش نرود. حدس میزنم میتوانم دوباره مشروط شوم و شاید اگر در درسهای رشتهام نمرات خوبی نگیرم، اخراج شوم. فکر نمیکنم مهارتهای ریاضی به اندازه کافی قوی داشته باشم. شاید نتوانم در مهندسی موفق شوم.»
اسکایلار با بازنویسی میتواند به دانشآموز کمک کند تا پیامد را با کلمات شخص دیگری بشنود و در نتیجه آن را به عنوان یک احتمال واقعی درک کند: «پس فکر میکنی مهارتهای ریاضیات ممکن است برایت مشکل ایجاد کند و پیامد آن ممکن است یک تلاش ناموفق در مهندسی باشد؟»
پس از اینکه رایلی سر تکان میدهد و به آرامی این جمله را تأیید میکند، اسکایلار پیشنهاد میکند: «اگر به رشتههای دیگر در علوم که به اندازه مهندسی به ریاضیات نیاز ندارند نگاه کنیم، چطور؟»
رایلی کمی شاد میشود: «این عالی خواهد بود، اما چه نوع مدارک علمی به ریاضیات زیادی نیاز ندارند؟»
«خوب، بیایید تحقیق و بررسی کنیم. به نظرت کجا میتوانی اطلاعات را پیدا کنی؟»
دوباره به پیشنهاد رایلی، آنها به فهرست درسهای آنلاین مراجعه میکنند. رایلی میگوید: «خوب، در اینجا چند مدرک علمی وجود دارد: نجوم، زیستشناسی، شیمی، علوم زمین، زیستشناسی دریایی و هواشناسی. نمیدانم برای علوم زمین چه درسهای ریاضی مورد نیاز است؟ من همیشه کلاسهای علوم عمومی و علوم زمین را در متوسطهٔ اول دوست داشتم.» [مکث.] «به نظر میرسد به جز الزام ریاضی عمومی، هیچ درس ریاضی دیگری نیاز ندارد. عالی!»
«آیا بررسی کردی که آیا هر یک از درسهای علوم زمین دارای پیشنیازهای ریاضی هستند؟»
«اوه آره، حدس میزنم باید آنها را بررسی کنم. نه، به نظر میرسد فقط درسهای علوم زمین تنها پیشنیازها هستند.»
«خوب. به نظرت قبل از تصمیمگیری در مورد علوم زمین به عنوان رشته، چه اطلاعات دیگری باید بررسی یا تحقیق کنی؟»
«حدس میزنم باید بیشتر در مورد محتوای درسهای رشته بدانم.»
«این ممکن است نقطه شروع خوبی باشد. نگاه کردن به توضیحات درس در رشتهات ممکن است به تو کمک کند تا تصمیم بگیری آیا این کلاسها با مهارتهایات مطابقت دارند و آیا از آنها لذت خواهی برد. به نظرت کجا میتوانی آن اطلاعات را پیدا کنی؟» «باید در همان صفحه وب باشد که الان داشتم پیشنیازها را نگاه میکردم.» [رایلی به خواندن ادامه میدهد.] «اینجاست. خوب، اینجا میگوید ۳۶ ساعت درس عمومی وجود دارد، و میدانم حدود نیمی از آنها را تکمیل کردهام. ۴۲ ساعت در رشته و بقیه درسهای پشتیبان هستند. الان دارم توضیحات درس را میخوانم.» [مکث.] «فکر میکنم واقعاً این کلاسها را دوست داشته باشم و پیشنیازها به نظر خوب میرسند.»
«به نظرت قبل از تصمیمگیری برای تغییر رشته به علوم زمین، چه اطلاعات دیگری باید تحقیق کنی؟»
«هوم... خوب، فکر میکنم واقعاً موضوع را دوست داشته باشم و معتقدم مهارتهای لازم برای خوب عمل کردن در درسها را دارم. مطمئن نیستم چه چیز دیگری را باید تحقیق کنم.»
«چه مدارک شغلی و پتانسیل درآمدی ممکن است پس از اخذ مدرک در علوم زمین داشته باشی؟»
«اوه، درست است. حدس میزنم این هم خیلی مهم است. نمیدانم آیا مرکز توسعه شغلی میتواند به من در تحقیق این اطلاعات کمک کند؟»
«این به نظر مکان مناسبی برای شروع تحقیقاتت است. تقریباً زمان جلسه امروز به پایان رسیده است. میخواهم به تو یک تکلیف بدهم. فهرستی از سوالات بنویس تا با مربی شغلی خود در مورد مشاغل در علوم زمین بحث کنی. این هفته با یک مربی شغلی در مرکز توسعه شغلی قرار ملاقات بگذار و سپس هفته آینده با من ملاقات کن تا به من بگویی چه چیزی یاد گرفتی. اگر تغییر رشته به علوم زمین به نظر تصمیم درستی برایت میرسد، خوشحال میشوم در مورد برخی راهبردهایی که میتوانی برای بحث در مورد تغییر رشته با خانوادهات استفاده کنی، با تو صحبت کنم.»
رایلی میگوید: «به نظر برنامه عالی میرسد» و از اسکایلار برای پیشنهادات مفید تشکر میکند. پس از تنظیم برنامهها برای جلسه پیگیری، آنها با احساس بسیار بهتر رایلی در مورد آینده و ابراز قدردانی اسکایلار برای تلاش و صداقت رایلی از هم جدا میشوند.
در این سناریو، اسکایلار تفکر رایلی را ارزیابی کرد و سوالاتی پرسید که به رایلی کمک کرد تا به طور غیرمستقیم الگوهای فکری مرتبط را ساختشکنی و سپس بازسازی کند. اسکایلار حتی در حالی که از زبانی متناسب با چارچوب تفکر انتقادی (مفروضات، اطلاعات، تحقیق و غیره) پال و الدر (۲۰۰۸، www.criticalthinking.org) استفاده میکرد، راهبرد درگیر کردن مهارتهای تفکر انتقادی در حل معضل را برای رایلی توضیح نداد.
خلاصه
آموزش مهارتهای تفکر انتقادی، تصمیمگیری، حل مسئله و مقابله، برنامه درسی مشاوره تحصیلی را تعریف و ارتقا میبخشد. درگیر کردن رویکرد مشاوره سقراطی، ارتباطی را که هاگن (۱۹۹۴) از آن حمایت میکند، ایجاد میکند: «این به همه ما کمک میکند تا در مورد حوزه خود جدی فکر کنیم و به دنبال موازیهایی باشیم که حوزه ما را در ذهن خودمان و همچنین در ذهن سایر متفکران جدی در مدرسه بهتر تثبیت کند» (ص. ۸۸). ترکیب پارادایم تدریس-یادگیری با پرسش سقراطی و چارچوب تفکر انتقادی، بهترین عملکرد را در این حوزه راهنمایی میکند. مشاوره سقراطی که به خوبی انجام شود، اطلاعات به اشتراکگذاریشده، روابط ایجادشده و مفاهیم آموزشدادهشده را با هم ترکیب میکند.
دانشآموزانی که در رویکرد مشاوره سقراطی درگیر میشوند، توانایی خود را برای تصمیمگیری منطقی و آگاهانه، مقابله با چالشهای غیرمنتظره و حل مسائل از طریق تفکر انتقادی تقویت میکنند. با تسلط بر فرآیندهای فکری خود، دانشآموزان شایستگیهای لازم برای پرسش، تأمل و تطبیق با هر موقعیتی، چه در تحصیلات و چه در جای دیگر، را به دست میآورند. بنابراین، مشاوره سقراطی چیزی بیش از یک خدمت ارائهشده میشود و راهی برای ایجاد بزرگسالانی خودراهبر ایجاد میکند که به طور کامل در آینده خود مشارکت دارند.
قدردانی
ما از افرادی که در گروه همکاران مدل بهبود تحصیلی I در مدرسه لوییویل (۲۰۱۰) برای توسعه رویکرد مشاوره سقراطی مشارکت کردند، قدردانی میکنیم: کاترین آدامچیک، کتی بیز، سوزان بست، کاترین بیکسبی، پل ای. بابیت، ویرجینیا براون، ویوین لاکنر، پتی پایت، مارگارت رومان، لورن راست، لیندا اسمیت و ورونیکا ووتن.