پرش به محتوای اصلی

درس 13 (عربی هفتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 13 (عربی هفتم)

عنوان درس: فِي السُّوقِ یعنی «در بازار». دو مکالمهٔ موازی — یکی با مادرِ حمید و یکی با پدرِ حمید — بهانه‌ای است برای شروعِ یادگیریِ فعل ماضی.

قاعدهٔ اصلی: فعل ماضی

فعلِ ماضی کاری است که در گذشته انجام شده. در عربی شکلِ فعل بر اساسِ شخص و جنسِ فاعل تغییر می‌کند: پسوندی به آخرِ فعل می‌چسبد که به آن ضمیرِ متصلِ فاعلی می‌گویند. در این درس فقط سه شکل را یاد می‌گیریم:

شخص ضمیر پسوند نمونه معنی
متکلم أَنَا ـتُ ذَهَبْتُ من رفتم
مخاطبِ مذکر أَنْتَ ـتَ ذَهَبْتَ تو رفتی (مذکر)
مخاطبِ مؤنث أَنْتِ ـتِ ذَهَبْتِ تو رفتی (مؤنث)

راهِ آسانِ حفظ: أَنَا ضمه، أَنْتَ فتحه، أَنْتِ کسره.

نکتهٔ تلفظیِ مهم: وقتی این پسوندها اضافه می‌شوند، حرفِ آخرِ ریشه ساکن می‌شود: ذَهَبَ ← ذَهَبْتُ، كَتَبَ ← كَتَبْتُ، أَكَلَ ← أَكَلْتُ. نوشتنِ «ذَهَبَتُ» با فتحه غلط است.

حالتِ خاصِ اِشْتَرَى: این فعل آخرش «الفِ مقصوره» (ـى) دارد و پیش از پسوند به «يْ» تبدیل می‌شود: اِشْتَرَيْتُ، اِشْتَرَيْتَ، اِشْتَرَيْتِ. نوشتنِ «اِشْتَرَاتُ» غلطِ رایجی است.

دو مکالمهٔ موازی

کتاب عمداً دو گفتگوی همسان آورده تا تفاوتِ مذکر و مؤنث را نشان دهد:

با مادر (مؤنث) با پدر (مذکر)
أَيْنَ ذَهَبْتِ؟ أَيْنَ ذَهَبْتَ؟
هَلِ اشْتَرَيْتِ شَيْئاً؟ هَلِ اشْتَرَيْتَ شَيْئاً؟
أَذَهَبْتِ وَحْدَكِ؟ أَذَهَبْتَ وَحْدَكَ؟
مَعَ صَدِيقَاتِي مَعَ أَصْدِقَائِي
اشْتَرَيْتُ مَلَابِسَ نِسَائِيَّةً اشْتَرَيْتُ مَلَابِسَ رِجَالِيَّةً
فُسْتَاناً وَعَبَاءَةً قَمِيصاً وَسِرْوَالاً

واژه‌های کلیدی

فعل‌ها: أَخَذَ (گرفت)، اِشْتَرَى (خرید)، أَكَلَ (خورد)، غَسَلَ (شست)، قَرَأَ (خواند)، بَقِيَ (ماند)، كَتَبَ (نوشت)، ذَكَرَ (یاد کرد)، ذَهَبَ (رفت)، رَفَعَ (بالا برد).

اسم‌ها و عبارت‌ها: سُوقٌ (بازار)، مَلَابِسُ (لباس‌ها)، فُسْتَانٌ (پیراهنِ زنانه)، عَبَاءَةٌ (چادر)، قَمِيصٌ (پیراهن)، سِرْوَالٌ (شلوار)، هَدِيَّةٌ (هدیه، جمع: هَدَايَا)، قِيمَةٌ (قیمت)، رَخِيصٌ در برابرِ غَالٍ، تُفَّاحَةٌ (یک سیب)، وَحْدَكَ / وَحْدَكِ (تو به تنهایی)، شُكْراً جَزِيلاً (بسیار ممنون)، لَا فَرْقَ (هیچ فرقی نیست).

تله‌های رایج

۱. جابه‌جا کردنِ سه پسوند. این سه فقط با یک حرکت از هم جدا می‌شوند. نادرست: أَنَا ذَهَبْتَ. درست: أَنَا ذَهَبْتُ. نادرست: أَنْتِ اشْتَرَيْتَ. درست: أَنْتِ اشْتَرَيْتِ.

۲. فراموشیِ سکون پیش از پسوند.

۳. مفعول‌به منصوب است و تنوینِ فتحه می‌گیرد: اشْتَرَيْتُ فُسْتَاناً (نه فُسْتَانٌ)، أَكَلْتُ تُفَّاحَةً، كَتَبْتُ رِسَالَةً.

۴. أَمْ و أَوْ هر دو «یا» ترجمه می‌شوند اما یکی نیستند. أَمْ فقط در پرسشِ انتخابی می‌آید (رَخِيصَةً أَمْ غَالِيَةً؟ = ارزان یا گران؟)، اما أَوْ در جملهٔ خبری برای تخییر.

۵. صفتِ سُوق باید مؤنث باشد. «سُوق» در عربی مؤنثِ سماعی است، هرچند «ة» ندارد: اَلسُّوقُ الْكَبِيرَةُ، نه اَلسُّوقُ الْكَبِيرُ.

۶. چرا مَلَابِسَ تنوین ندارد ولی صفتش دارد؟ در «اشْتَرَيْتُ مَلَابِسَ نِسَائِيَّةً» هر دو کلمه منصوب‌اند، اما مَلَابِسُ جمعِ مکسّر بر وزنِ مَفَاعِل و بنابراین غیرمنصرف است؛ اسمِ غیرمنصرف در نصب و جر فقط یک فتحه می‌گیرد، بدون تنوین. صفتش نِسَائِيَّةً اما اسمی عادی است و تنوینِ کامل می‌گیرد.

۷. ماضی فقط این سه شکل نیست. فعلِ ماضیِ عربی برای هر ۱۴ صیغه پسوندِ مخصوصِ خودش را دارد؛ این درس فقط پرکاربردترین‌ها را آموزش می‌دهد.

فراتر از کتاب

فعلِ ماضی مبنی است. یعنی برخلافِ اسم‌ها که مرفوع و منصوب و مجرور می‌شوند، شکلِ آخرِ فعلِ ماضی هرگز به‌خاطرِ جایگاهش در جمله عوض نمی‌شود. پسوندِ ـتُ در ذَهَبْتُ نشانهٔ «من» است، نه نشانهٔ اعراب.

نکتهٔ پنهانِ متنِ درس: اسماء خمسه. چرا خطاب به مادر می‌گوییم «يَا أُمَّ حَمِيدٍ» ولی خطاب به پدر «يَا أَبَا حَمِيدٍ»؟ «أَبٌ» جزوِ گروهی به نامِ اسماء خمسه (أب، أخ، حم، فو، ذو) است؛ این اسم‌ها وقتی مضاف شوند، اعرابشان را با حرفِ عله نشان می‌دهند: رفع با «و» (أَبُو)، نصب با «ا» (أَبَا)، جر با «ي» (أَبِي). چون «أَبَا حَمِيدٍ» منادایِ مضاف و منصوب است، شکلِ أَبَا درست است. اما «أُمّ» جزوِ اسماء خمسه نیست و مثلِ اسمِ معمولی فقط فتحه می‌گیرد.

ریشه‌شناسی. رَفَعَ از «ر-ف-ع» است، همان ریشهٔ «رفیع». غَسَلَ از «غ-س-ل» می‌آید و «غَسَّالَةٌ» (ماشینِ لباسشویی) هم از همین‌جاست. سِرْوَالٌ (شلوار) و فُسْتَانٌ هر دو واژه‌هایی وارداتی در عربی‌اند؛ سِرْوَال از فارسیِ «شلوار» به عربی رفته است.

صرفِ کاملِ فعلِ ماضی. کتاب فقط سه صیغه را می‌آموزد، اما دیدنِ جدولِ کامل کمک می‌کند بدانی این سه، کجای دستگاهِ فعل نشسته‌اند. صرفِ «ذَهَبَ» برای همهٔ ضمیرها:

ضمیر فعل معنی
أَنَا ذَهَبْتُ من رفتم
نَحْنُ ذَهَبْنَا ما رفتیم
أَنْتَ ذَهَبْتَ تو رفتی (مذکر)
أَنْتِ ذَهَبْتِ تو رفتی (مؤنث)
أَنْتُمَا ذَهَبْتُمَا شما دو نفر رفتید
أَنْتُمْ ذَهَبْتُمْ شما رفتید (مذکر)
أَنْتُنَّ ذَهَبْتُنَّ شما رفتید (مؤنث)
هُوَ ذَهَبَ او رفت (مذکر)
هِيَ ذَهَبَتْ او رفت (مؤنث)
هُمَا (مذکر) ذَهَبَا آن دو رفتند
هُمَا (مؤنث) ذَهَبَتَا آن دو رفتند
هُمْ ذَهَبُوا آنها رفتند (مذکر)
هُنَّ ذَهَبْنَ آنها رفتند (مؤنث)

دقت کن که أَنْتُمَا برای مثنایِ مذکر و مؤنث یکسان است (ذَهَبْتُمَا)، اما هُمَا در غایب فرق می‌کند: ذَهَبَا برای مذکر و ذَهَبَتَا برای مؤنث.

همین پسوندها کلیدِ خواندنِ قرآن‌اند. در آیهٔ ﴿قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى﴾ (آل‌عمران: ۳۶) به معنیِ «گفت: پروردگارا، من او را دختر زاییدم»، دو صیغه کنار هم آمده: قَالَتْ (ماضیِ سوم‌شخصِ مؤنث) و وَضَعْتُهَا (ماضیِ متکلم با پسوندِ ـتُ، به‌علاوهٔ ضمیرِ ـهَا).

نمونه سؤال با پاسخ

سؤال: با توجه به قاعدهٔ اسماء خمسه، اگر بخواهیم «يَا أَبَا حَامِدٍ» (ای پدر حامد) را بعد از حرفِ جرِ «مِنْ» بیاوریم — یعنی «از پدر حامد» — کدام شکل درست است؟
۱) مِنْ أَبَا حَامِدٍ ۲) مِنْ أَبُو حَامِدٍ ۳) مِنْ أَبِي حَامِدٍ ۴) مِنْ أَبْ حَامِدٍ

پاسخ: گزینهٔ ۳. «أَبٌ» جزوِ اسماء خمسه است و وقتی مضاف باشد اعرابش را با حرفِ عله نشان می‌دهد: رفع أَبُو، نصب أَبَا، جر أَبِي. در جملهٔ اصلیِ درس، «أَبَا حَمِيدٍ» منادایِ مضاف و منصوب بود، پس با «ا» آمد. اما اینجا بعد از حرفِ جرِ «مِنْ» قرار گرفته و باید مجرور باشد؛ حالتِ جر با «ي» نشان داده می‌شود. پس: مِنْ أَبِي حَامِدٍ.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه شکل صحیح صرف فعل «غَسَلَ» برای ضمیر «أَنْتِ» (مخاطب مؤنث) است؟

  • غَسَلْتُ
  • غَسَلْتَ
  • غَسَلْتِ
  • غَسَلَتْ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«غَسَلْتِ» درست است چون ضمیر «أَنْتِ» به پسوند مخصوص مؤنث مخاطب یعنی «ـتِ» نیاز دارد. «غَسَلْتُ» رد می‌شود زیرا برای متکلم وحده (أَنَا) با پسوند «ـتُ» است. «غَسَلْتَ» رد می‌شود زیرا برای مخاطب مذکر (أَنْتَ) با پسوند «ـتَ» است. «غَسَلَتْ» رد می‌شود زیرا برای غایب مؤنث (هِيَ) با «ـتْ» ساکن است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز هنگام مواجهه با ضمیر مؤنث مخاطب، پسوند «ـتَ» (مذکر) را به‌اشتباه انتخاب کند، زیرا تشخیص حرکت کسره از فتحه در نوشتار برای برخی دشوار است.

2. کدام گزینه صرف صحیح فعل «اِشْتَرَى» برای متکلم وحده است؟

  • اِشْتَرَاتُ
  • اِشْتَرَيْتُ
  • اِشْتَرَيْتَ
  • اِشْتَرَىتُ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اِشْتَرَيْتُ» درست است زیرا فعل معتل‌الآخر (دارای الف مقصوره) پیش از پسوندهای ـتُ/ـتَ/ـتِ، الف را به «يْ» تبدیل می‌کند. «اِشْتَرَاتُ» رد می‌شود چون الف را حفظ کرده و سکون حرف قبل از پسوند رعایت نشده است. «اِشْتَرَيْتَ» رد می‌شود زیرا پسوند «ـتَ» مخصوص مخاطب مذکر است، نه متکلم. «اِشْتَرَىتُ» رد می‌شود زیرا الف مقصوره بدون تبدیل مانده و سکون نادرست است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز تصور کند فعل «اِشْتَرَى» مانند فعل سالم (مثل «ذَهَبَ») صرف می‌شود و الف آن باقی می‌ماند، درحالی‌که باید به «ي» تبدیل شود.

3. کدام گزینه شکل درست عبارت «از پدر حمید» را با رعایت قاعدهٔ اسماء خمسه نشان می‌دهد؟

  • مِنْ أَبَا حَمِيدٍ
  • مِنْ أَبُو حَمِيدٍ
  • مِنْ أَبِي حَمِيدٍ
  • مِنْ أَبْ حَمِيدٍ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مِنْ أَبِي حَمِيدٍ» درست است زیرا «أَبٌ» از اسماء خمسه است و بعد از حرف جر باید به حالت جر با «ي» بیاید. «مِنْ أَبَا حَمِيدٍ» رد می‌شود زیرا «أَبَا» شکل نصب است و برای جر مناسب نیست. «مِنْ أَبُو حَمِيدٍ» رد می‌شود زیرا «أَبُو» شکل رفع است. «مِنْ أَبْ حَمِيدٍ» رد می‌شود چون حرف جر بدون اعراب صحیح نیست و «أَبْ» وجود ندارد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز جملهٔ «يَا أَبَا حَمِيدٍ» را به‌خاطر می‌سپارد و همان شکل «أَبَا» را برای حالت جر به‌کار می‌برد، درحالی‌که اسماء خمسه در سه حالت اعراب متفاوت دارند.

4. در جملهٔ «اشْتَرَيْتُ مَلَابِسَ نِسَائِيَّةً»، دلیل عدم وجود تنوین بر روی «مَلَابِسَ» چیست؟

  • زیرا مفعول به است و مفعول به در حالت نصب تنوین نمی‌گیرد.
  • زیرا «مَلَابِسُ» جمع مکسر بر وزن مَفَاعِل و غیرمنصرف است.
  • زیرا مضاف واقع شده و مضاف تنوین نمی‌پذیرد.
  • زیرا اسم مؤنث است و اسم مؤنث در نصب تنوین ندارد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«زیرا «مَلَابِسُ» جمع مکسر بر وزن مَفَاعِل و غیرمنصرف است» درست است؛ غیرمنصرف‌ها در حالت نصب و جر فقط یک فتحه می‌گیرند و تنوین ندارند. «زیرا مفعول به است و مفعول به در حالت نصب تنوین نمی‌گیرد» رد می‌شود چون مفعول به معمولاً تنوین فتحه می‌گیرد (مگر غیرمنصرف باشد). «زیرا مضاف واقع شده و مضاف تنوین نمی‌پذیرد» رد می‌شود زیرا «مَلَابِسَ» در این جمله مضاف نیست (به «نِسَائِيَّةً» اضافه نشده، بلکه صفت است). «زیرا اسم مؤنث است و اسم مؤنث در نصب تنوین ندارد» رد می‌شود چون اسم مؤنث منصرف تنوین می‌گیرد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز گمان کند هر مفعول به‌ای تنوین ندارد یا دلیل حذف تنوین را با قاعده‌ای کلی مثل مفعول‌بودن اشتباه گیرد، درحالی‌که غیرمنصرف‌بودن علت اصلی است.

5. کدام گزینه جملهٔ «من چادر را برای مادرم خریدم» را با ضمیر متصل مفعولی مناسب برای «عَبَاءَة» به درستی ترجمه کرده است؟

  • اشْتَرَيْتُهُ لِأُمِّي
  • اشْتَرَيْتُهَا لِأُمِّي
  • اشْتَرَيْتُكَ لِأُمِّي
  • اشْتَرَيْتُهُنَّ لِأُمِّي

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اشْتَرَيْتُهَا لِأُمِّي» درست است زیرا «عَبَاءَة» مؤنث مفرد است و ضمیر متصل مفعولی مناسب آن «ـهَا» می‌باشد. «اشْتَرَيْتُهُ لِأُمِّي» رد می‌شود زیرا «ـهُ» ضمیر مذکر مفرد است. «اشْتَرَيْتُكَ لِأُمِّي» رد می‌شود زیرا «ـكَ» ضمیر مخاطب مذکر است نه غایب. «اشْتَرَيْتُهُنَّ لِأُمِّي» رد می‌شود زیرا «ـهُنَّ» ضمیر جمع مؤنث غایب است و برای مفرد به‌کار نمی‌رود. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز با دیدن «عَبَاءَة» که به «ة» ختم می‌شود، آن را مؤنث تشخیص ندهد و ضمیر مذکر «ـهُ» را انتخاب کند، یا ضمیر جمع را به‌اشتباه به‌کار برد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان