پرش به محتوای اصلی

درس 14 (عربی هفتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 14 (عربی هفتم)

عنوان درس: اَلْجُمَلُ الذَّهَبِيَّةُ یعنی «جمله‌های طلایی». داستانِ کوتاهِ یاسر و چند حکمتِ کوتاه، بهانه‌ای است برای ادامهٔ فعلِ ماضی: این بار سوم‌شخصِ مفرد.

مرورِ درسِ قبل

شخص ضمیر پسوند نمونه
اول مفرد أَنَا ـتُ ذَهَبْتُ
دوم مفردِ مذکر أَنْتَ ـتَ ذَهَبْتَ
دوم مفردِ مؤنث أَنْتِ ـتِ ذَهَبْتِ

قاعدهٔ جدید: سوم‌شخصِ مفرد

شخص ضمیر شکلِ فعل توضیح
سومِ مفردِ مذکر هُوَ فَعَلَ هیچ پسوندی نمی‌گیرد؛ همان شکلِ پایهٔ فعل است
سومِ مفردِ مؤنث هِيَ فَعَلَتْ تاءِ ساکن (ـتْ) اضافه می‌شود

پس جدولِ کاملِ مفرد تا اینجا: كَتَبْتُ، كَتَبْتَ، كَتَبْتِ، كَتَبَ، كَتَبَتْ.

تفاوتِ مهمِ «ـتْ» با «ـتُ / ـتَ / ـتِ»: پسوندهای درسِ قبل حرکت دارند و خودشان فاعل‌اند. اما «ـتْ» ساکن است و فاعل نیست؛ فقط نشانهٔ مؤنث‌بودنِ فاعل است.

جمله فاعل
ذَهَبْتُ أَنَا (ضمیرِ متصلِ ـتُ)
ذَهَبَ يَاسِرٌ يَاسِرٌ (اسمِ ظاهر، مرفوع)
ذَهَبَتْ أُمُّهُ أُمُّهُ (اسمِ ظاهرِ مؤنث)؛ ـتْ فقط نشانهٔ مؤنث است

نمونه‌ها از خودِ درس. مذکر: هُوَ طَرَقَ بَابَ الْمَنْزِلِ (او درِ خانه را کوبید)، هٰذَا الْوَلَدُ أَخَذَ كِتَاباً مِنَ الْمَكْتَبَةِ (این پسر کتابی از کتابخانه گرفت). مؤنث: سَمِعَتْ أُمُّهُ صَوْتَ الْبَابِ (مادرش صدای در را شنید)، هٰذِهِ اللَّاعِبَةُ رَفَعَتْ عَلَمَ إِيرَانَ (این ورزشکارِ زن پرچمِ ایران را بالا برد).

قاعدهٔ التقاء ساکنین

در عربی دو حرفِ ساکن نمی‌توانند کنارِ هم بیایند. حالا تاءِ «فَعَلَتْ» ساکن است؛ اگر بلافاصله بعدش کلمه‌ای با «ال» بیاید، دو ساکن به هم می‌رسند و برای رفعِ این برخورد، تاء کسره می‌گیرد:

نادرست: فَتَحَتْ الْبَابَ. درست: فَتَحَتِ الْبَابَ.

اما اگر کلمهٔ بعدی با «ال» شروع نشود، تاء ساکن می‌ماند: هِيَ بَحَثَتْ عَنِ الْكُتُبِ.

شرط با إِذَا و مَنْ

إِذَا یعنی «هرگاه». ساختارش این است: إِذَا + فعلِ ماضی (شرط) ← فعلِ ماضی (جوابِ شرط). نکتهٔ عجیبش این است که هر دو فعل ماضی‌اند اما معنی‌شان همیشگی یا آینده است:

إِذَا مَلَكَ الْأَرَاذِلُ؛ هَلَكَ الْأَفَاضِلُ.
هرگاه فرومایگان فرمانروا شوند، شایستگان هلاک می‌شوند.

مَنْ در این درس دو کاربردِ متفاوت دارد: پرسشی (مَنْ أَنْتَ؟ = تو کیستی؟) و شرطی به معنیِ «هر کس»:

مَنْ زَرَعَ الْعُدْوَانَ؛ حَصَدَ الْخُسْرَانَ.
هر کس دشمنی بکارد، زیان درو می‌کند.

واژه‌های کلیدی

فعل‌ها: فَتَحَ (باز کرد)، قَرُبَ مِنْ (نزدیک شد به)، بَحَثَ عَنْ (دنبالِ چیزی گشت)، لَعِبَ (بازی کرد)، حَصَدَ (درو کرد)، مَلَكَ (فرمانروا شد)، رَجَعَ (برگشت)، زَرَعَ (کاشت)، وَجَدَ (یافت)، سَلِمَ (در امان بود)، وَصَلَ (رسید)، طَرَقَ (در زد)، هَلَكَ (نابود شد).

اسم‌ها و ادات: إِذَا (هرگاه)، ثُمَّ (سپس)، أَرَاذِلُ (فرومایگان)، أَفَاضِلُ (شایستگان)، قَصِيرٌ (کوتاه، ضد: طَوِيلٌ)، خُسْرَانٌ (زیان)، عُدْوَانٌ (دشمنی)، تَجْرِبَةٌ (تجربه)، وَاجِبٌ (تکلیف)، مُقَصِّرٌ (کوتاهی‌کننده)، بَعْدَ الظُّهْرِ (بعد از ظهر).

تله‌های رایج

۱. فراموشیِ ـتْ برای مؤنث. نادرست: هِيَ فَتَحَ الْبَابَ. درست: هِيَ فَتَحَتِ الْبَابَ.

۲. خلطِ ـتْ با ـتُ. كَتَبْتُ (تاءِ متحرک با ضمه) یعنی «من نوشتم»، اما كَتَبَتْ (تاءِ ساکن) یعنی «او — زن — نوشت». نوشتنِ «كَتَبَتُ» اصلاً در عربی وجود ندارد.

۳. فکر کردن به اینکه فاعل حتماً ضمیر است. فاعل می‌تواند اسمِ ظاهر باشد: يَاسِرٌ رَجَعَ إِلَى الْبَيْتِ.

۴. گمان اینکه اسمِ ظاهرِ مؤنث نیازی به ـتْ ندارد. این علامت فقط به جنسیتِ فاعل نگاه می‌کند، نه به ضمیر یا اسم بودنش: سَمِعَتْ أُمُّهُ.

۵. خلطِ علتِ کسرهٔ تاء با مؤنث‌بودنِ فاعل. تاء همیشه نشانهٔ مؤنث است؛ اما فقط وقتی کسره می‌گیرد که بعدش «ال» بیاید.

۶. مضارع آوردن بعد از إِذَا. بعد از إِذَا فعلِ ماضی می‌آید، هرچند معنیِ حال یا آینده بدهد.

۷. مفعول‌به منصوب است: أَخَذَ كِتَاباً (نه كِتَابٌ)، رَفَعَتْ عَلَماً.

فراتر از کتاب

آرایهٔ جناس. جملهٔ «لِسَانُ الْمُقَصِّرِ، قَصِيرٌ» (زبانِ کوتاهی‌کننده، کوتاه است) بازی با کلمه است: مُقَصِّرٌ و قَصِيرٌ هر دو از ریشهٔ «ق-ص-ر» می‌آیند. به این آرایه در ادبیاتِ عربی جناسِ اشتقاقی می‌گویند.

جمعِ مکسّر بر وزنِ أَفَاعِل. أَرَاذِلُ و أَفَاضِلُ جمعِ مکسّرند، یعنی با تغییرِ ساختارِ داخلیِ کلمه ساخته شده‌اند نه با پسوند: أَرْذَلُ ← أَرَاذِلُ، أَفْضَلُ ← أَفَاضِلُ. این وزن الگویِ پرکاربردِ جمعِ صفت‌های تفضیلی است؛ نمونه‌های دیگر: أَكْبَرُ ← أَكَابِرُ، أَصْغَرُ ← أَصَاغِرُ.

ریشه‌شناسی. مَلَكَ از «م-ل-ك» است و جالب اینکه مَلِكٌ (پادشاه)، مَلَكٌ (فرشته) و مِلْكٌ (مالکیت) همه از یک ریشه‌اند. سَلِمَ از «س-ل-م» می‌آید که پربارترین ریشه‌های عربی است: إِسْلَامٌ، سَلَامٌ، مُسْلِمٌ، سَلِيمٌ. خُسْرَانٌ از «خ-س-ر» است، همان ریشه‌ای که در ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾ (العصر: ۲) به کار رفته.

نمونه سؤال با پاسخ

سؤال: در عبارتِ «طَرَقَتِ الطَّالِبَةُ الْبَابَ ثُمَّ فَتَحَ الْمُعَلِّمُ الْبَابَ»، کدام گزینه نادرست است؟
۱) «طَرَقَتِ» فعلِ ماضیِ سوم‌شخصِ مفردِ مؤنث است و فاعلش «الطَّالِبَةُ» (اسمِ ظاهرِ مؤنث) است.
۲) تاءِ «طَرَقَتِ» به این دلیل کسره گرفته که فاعلِ جمله مؤنث است.
۳) «فَتَحَ» فعلِ ماضیِ سوم‌شخصِ مفردِ مذکر است و چون فاعلش «الْمُعَلِّمُ» مذکر است، پسوندی نمی‌گیرد.
۴) «الْبَابَ» در هر دو جمله مفعول‌به و منصوب است.

پاسخ: گزینهٔ ۲ نادرست است. گزینه‌های ۱، ۳ و ۴ همگی درست‌اند. اما علتِ کسره‌گرفتنِ تاء، مؤنث‌بودنِ فاعل نیست: تاء در هر فعلِ سوم‌شخصِ مفردِ مؤنث می‌آید، ولی فقط وقتی کسره می‌گیرد که بلافاصله بعدش «ال» بیاید — یعنی برای پرهیز از برخوردِ دو ساکن. اثباتش را در همین درس داریم: در «هِيَ بَحَثَتْ عَنِ الْكُتُبِ» فاعل مؤنث است و تاء هم آمده، اما چون بعدش «عَنِ» است نه «ال»، تاء ساکن مانده و کسره نگرفته.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه از نظر صرفی و نحوی کاملاً درست است؟

  • اَلْبِنْتُ کَتَبَتِ الدَّرْسَ
  • اَلْبِنْتُ کَتَبَتْ الدَّرْسَ
  • اَلْبِنْتُ کَتَبَ الدَّرْسَ
  • اَلْبِنْتُ کَتَبْتُ الدَّرْسَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اَلْبِنْتُ کَتَبَتِ الدَّرْسَ» درست است چون فاعل «البنت» مؤنث است و فعل ماضی سوم شخص مفرد مؤنث باید به «ـتْ» ختم شود («کَتَبَتْ») و چون بلافاصله بعد از آن «ال» آمده (الدَّرْسَ)، طبق قاعده التقاء ساکنین تاء ساکن به کسره تبدیل می‌شود و به صورت «کَتَبَتِ» نوشته می‌شود. «اَلْبِنْتُ کَتَبَتْ الدَّرْسَ» رد می‌شود چون تاء ساکن قبل از «ال» بدون کسره باعث التقاء ساکنین می‌شود که در عربی مجاز نیست. «اَلْبِنْتُ کَتَبَ الدَّرْسَ» رد می‌شود چون فعل مذکر است در حالی که فاعل مؤنث است. «اَلْبِنْتُ کَتَبْتُ الدَّرْسَ» رد می‌شود چون «کتبتُ» صیغه متکلم وحده (من نوشتم) است و با فاعل «البنت» (سوم شخص) مطابقت ندارد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است تصور کند «کَتَبَتْ» قبل از «ال» بدون تغییر باقی می‌ماند و از قاعده التقاء ساکنین غافل شود.

2. کدام واژه از نظر وزن جمع، با «أَرَاذِلُ» و «أَفَاضِلُ» هم‌وزن است؟

  • أَکَابِرُ
  • مَسَاجِدُ
  • مُجْتَهِدُونَ
  • صَادِقَاتٌ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«أَکَابِرُ» درست است چون بر وزن «أَفَاعِلُ» است (أَکْبَر ← أَکَابِر) که همان وزن جمع مکسر «أَرَاذِلُ» (أَرْذَل ← أَرَاذِل) و «أَفَاضِلُ» (أَفْضَل ← أَفَاضِل) است. «مَسَاجِدُ» رد می‌شود اگرچه جمع مکسر است، اما بر وزن «مَفَاعِلُ» است نه «أَفَاعِلُ». «مُجْتَهِدُونَ» رد می‌شود چون جمع مذکر سالم است (با علامت جمع واو و نون). «صَادِقَاتٌ» رد می‌شود چون جمع مؤنث سالم است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است هر جمع مکسر را یکسان ببیند و تفاوت وزن‌های «أَفَاعِل» و «مَفَاعِل» را تشخیص ندهد.

3. جمله «خَيْرُ النَّاسِ، أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ» به چه معناست؟

  • بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمندتر است
  • خیر مردم از سود آنان برای مردم است
  • خیر مردم در سودرسانی به آنان است
  • بهترین مردم سودمندترین آنان برای مردم است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«بهترین مردم سودمندترین آنان برای مردم است» درست است. «خَيْرُ» به معنای «بهترین» (اسم تفضیل)، «النَّاسِ» مضاف‌الیه، «أَنْفَعُهُمْ» مبتدای دوم یا خبر بعد از مبتدا (اسم تفضیل به معنای سودمندترین)، «لِلنَّاسِ» جار و مجرور (برای مردم). بنابراین جمله یعنی «بهترین مردم، سودمندترین آنان برای مردم است». «بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمندتر است» رد می‌شود زیرا عبارت «سودمندتر» به جای «سودمندترین» به کار رفته و ساختار اسم تفضیل را به درستی منعکس نمی‌کند. «خیر مردم از سود آنان برای مردم است» رد می‌شود چون «خیر» را به معنای «خیر» (در مقابل شر) گرفته است. «خیر مردم در سودرسانی به آنان است» رد می‌شود چون ساختار جمله را نادرست معنا کرده است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است «خير» را به معنای «خوبی» ترجمه کند و ساختار اسم تفضیل را تشخیص ندهد.

4. در جمله «سَمِعَتْ أُمُّهُ صَوْتَ الْبَابِ»، کدام گزینه تحلیل درستی ارائه می‌دهد؟

  • فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مذکر است و فاعل آن «أُمُّهُ» می‌باشد
  • فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مؤنث است و فاعل آن «صَوْتَ» می‌باشد
  • فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مؤنث است و فاعل آن ضمیر مستتر «هِيَ» می‌باشد
  • فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مؤنث است و فاعل آن «أُمُّهُ» می‌باشد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مؤنث است و فاعل آن «أُمُّهُ» می‌باشد» درست است. «أُمّ» مؤنث است و فعل با فاعل در جنسیت مطابقت کرده و علامت «ـتْ» گرفته است. فاعل اسم ظاهر است نه ضمیر. «فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مؤنث است و فاعل آن ضمیر مستتر «هِيَ» می‌باشد» رد می‌شود چون فاعل در این جمله اسم ظاهر «أُمُّهُ» است و ضمیر مستتری در کار نیست (اگر فاعل ضمیر بود می‌گفت «هِيَ سَمِعَتْ»). «فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مذکر است و فاعل آن «أُمُّهُ» می‌باشد» رد می‌شود چون فعل با علامت «ـتْ» مؤنث است و نمی‌تواند مذکر باشد. «فعل «سَمِعَتْ» ماضی سوم شخص مفرد مؤنث است و فاعل آن «صَوْتَ» می‌باشد» رد می‌شود چون «صوت» مذکر است و نمی‌تواند فاعل مؤنث باشد؛ فاعل «أُمّ» است و «صوت» مفعول به است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است فکر کند همیشه فاعل ضمیر است و اسم ظاهر را نادرست تشخیص دهد.

5. در کدام گزینه، فعل ماضی سوم‌شخص مفرد مؤنث (هِيَ) به‌کار رفته است، تاء آن به‌دلیل وجود «ال» بعد از خود کسره گرفته است، و فاعل آن یک اسم ظاهر مؤنث می‌باشد؟

  • هِيَ بَحَثَتْ عَنِ الْكِتَابِ.
  • فَتَحَتِ الْمُعَلِّمَةُ الْبَابَ.
  • ذَهَبَتْ إِلَى الْمَدْرَسَةِ.
  • كَتَبَتِ الدَّرْسَ.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فَتَحَتِ الْمُعَلِّمَةُ الْبَابَ.» درست است. در این گزینه فعل «فَتَحَتِ» سوم‌شخص مفرد مؤنث است، تاء آن به‌دلیل اینکه بلافاصله بعدش «ال» در «الْمُعَلِّمَةُ» آمده، کسره گرفته است، و فاعل آن اسم ظاهر مؤنث («الْمُعَلِّمَةُ») می‌باشد. - «هِيَ بَحَثَتْ عَنِ الْكِتَابِ.»: تاء در «بَحَثَتْ» ساکن است (چون بعد از آن «ع» بدون ال آمده)، و همچنین فاعل ضمیر منفصل «هِيَ» است، نه اسم ظاهر. - «ذَهَبَتْ إِلَى الْمَدْرَسَةِ.»: تاء در «ذَهَبَتْ» ساکن است (بعد آن «إِلَى» بدون ال آمده). - «كَتَبَتِ الدَّرْسَ.»: هرچند تاء در «كَتَبَتِ» به‌خاطر «ال» کسره گرفته، اما فاعل آن ضمیر مستتر «هِيَ» است، نه اسم ظاهر. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است گزینهٔ «كَتَبَتِ الدَّرْسَ.» را به‌صرف وجود تاء کسره‌دار انتخاب کند، درحالی‌که فاعل آن ضمیر مستتر است، درحالی‌که سؤال وجود فاعل اسم ظاهر مؤنث را نیز شرط کرده است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان