پرش به محتوای اصلی

فصل 2 (علوم و فنون ادبی 1)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فصل ۲ — از خاستگاه زبان فارسی تا موسیقی نثر

سیر زبان فارسی، از باستان تا دری

زبان‌های ایرانی سه مرحله را پشت سر گذاشته‌اند: فارسی باستان (دورهٔ هخامنشی، خط میخی)، فارسی میانه (پارتیِ اشکانیان و پهلویِ ساسانیان) و فارسی نو که پس از اسلام با الفبای عربی شکل گرفت و «فارسی دری» نام یافت. پیش از اسلام، ادبیات بیشتر سینه‌به‌سینه منتقل می‌شد؛ از همین‌روست که آثار پهلوی مثل اوستا دچار تحریف شدند. کلیله و دمنه و هزار و یک شب هم اصلی پهلوی داشتند، اما نسخهٔ فارسیِ امروزی از روی ترجمهٔ عربیِ آن‌ها تهیه شده است.

نام «دری» از آن‌جا آمده که این زبان، زبان دربار سامانیان بود و ابتدا در مشرق و شمال‌شرقی ایران رواج داشت؛ «فارسی دری» و «فارسی نو» در واقع یک چیزند. در سه قرن نخست هجری، طاهریان نخستین دولت اسلامی ایران بودند که فارسی دری با آن‌ها پدید آمد؛ یعقوب لیث صفاری نخستین کسی بود که آن را زبان رسمی اعلام کرد؛ اما بیشترین نقش در شکوفایی زبان از آنِ سامانیان بود که بخارا را به مرکز فرهنگی تبدیل کردند، و غزنویان هم با پذیرایی از شاعرانی چون عنصری و فرخی و منوچهری، این رواج را ادامه دادند.

دورهٔ طلایی

قرن چهارم و نیمهٔ اول قرن پنجم را «دورهٔ طلایی» می‌نامند: هم‌زمانی شکوفایی نظم و نثر، حضور دانشمندانی چون ابن‌سینا و رازی و شاعرانی چون رودکی، فردوسی، عنصری، فرخی و منوچهری. شعر این دوره ساده و روان است، به واقعیت بیرونی توجه دارد نه مفاهیم ذهنی پیچیده، و تشبیهات و توصیف‌های تازه می‌سازد. حماسه با فردوسی (شاهنامه) به اوج رسید، مدح با عنصری و فرخی و منوچهری در قالب قصیده رونق گرفت، غنا با رودکی و شهید بلخی استحکام یافت و شعر حکمی-اندرزی از کسایی مروزی آغاز و در دورهٔ سلجوقیان با ناصرخسرو به پختگی رسید. نثر این دوره هم ساده و بی‌تکلف بود؛ مهم‌ترین آثارش شاهنامهٔ ابومنصوری (قدیمی‌ترین نثر تاریخی فارسی، که با شاهنامهٔ منظوم فردوسی نباید اشتباه گرفته شود)، ترجمهٔ تفسیر طبری و تاریخ بلعمی‌اند — بلعمی صرفاً مترجم نبود، بلکه با حذف و افزودن مطالب و تنظیم مجدد، عملاً تألیفی مستقل پدید آورد.

از بیت تا واج: ساختار موسیقایی شعر

هر بیت به مصراع، هر مصراع به رکن، هر رکن به هجا و هر هجا به واج تقسیم می‌شود؛ رکن بخشی از مصراع است که از چند هجا تشکیل شده و در تمام مصراع‌های هم‌وزن تکرار می‌شود. واج کوچک‌ترین واحد آوایی زبان است و فارسی ۲۹ واج دارد: ۶ مصوت (سه کوتاه، سه بلند) و ۲۳ صامت — برخی صداها چند شکل نوشتاری دارند (مثلاً «ز، ذ، ظ، ض» همه یک صدا هستند و در واج‌آرایی یک واج محسوب می‌شوند) و ملاک شمارش، همیشه آواست نه خط. هجا هم سه نوع دارد: کوتاه (صامت+مصوت کوتاه)، بلند (صامت+مصوت کوتاه+صامت، یا صامت+مصوت بلند) و کشیده (که در وزن، معادل یک هجای بلند و یک کوتاه محسوب می‌شود، مثل «دوست» یا «آب»).

قواعد کلیدی هجاشناسی: تعداد هجای یک کلمه برابر تعداد مصوت‌هایش است؛ هیچ واژهٔ فارسی با مصوت آغاز نمی‌شود (پیش از آن یک همزهٔ صامت هست، مثل «آب» = «ءاب»)؛ هجای پایانی مصراع همیشه بلند شمرده می‌شود، حتی اگر ذاتاً کوتاه باشد؛ و مصوت بلند پیش از «ن» ساکن کوتاه می‌شود (مثل «ماندن» که «مَندَن» خوانده می‌شود). دو مصراع وقتی هم‌وزن‌اند که هم تعداد هجا و هم ترتیب هجاهای کوتاه و بلندشان دقیقاً در برابر هم قرار گیرد. در شعر نو (نیما و پس از او)، وزن هجایی هنوز هست اما تساوی طول مصراع‌ها دیگر شرط نیست — نکته‌ای که آن را از شعر سپیدِ بی‌وزن جدا می‌کند.

چرا این دوره اهمیت تاریخی هم دارد

جنبش فکری «شعوبیه» در قرون نخست اسلامی، واکنشی بود به برتری‌جویی فرهنگی اعراب؛ ایرانیان در برابر آن بر ارزش‌های ملی خود پافشاری کردند و رواج فارسی دری بخشی از همین مقاومت فرهنگی بود. جالب این‌که دانشمندان بزرگی مثل ابن‌سینا و رازی، با وجود این مقاومت، آثار علمی‌شان را به عربی می‌نوشتند — نه از سرِ بی‌توجهی به فارسی، بلکه چون عربی زبان مشترک علم در جهان اسلام بود و مخاطب بیشتری داشت. نمونهٔ بلعمی هم تفاوت مهمی را نشان می‌دهد: کار او صرفاً «ترجمه» نبود، بلکه «ترجمهٔ آزاد» با حذف، افزایش و بازنویسی — در عمل یک تألیف تازه.

سجع، موسیقیِ نثر

سجع یعنی هم‌آوایی دو واژه در پایان دو جملهٔ متفاوت — از نظر واج پایانی، وزن، یا هر دو (برخلاف قافیه که در پایان مصراع می‌نشیند، نه پایان جمله). سه نوع دارد: متوازی که هم واج پایانی و هم وزن یکسان‌اند و بیشترین ارزش موسیقایی را دارد (مثال سعدی: «توانگری به هنر است نه به مال، و بزرگی به عقل است نه به سال»)، مطرّف که فقط واج پایانی یکسان است، وزن متفاوت («فرا چنگ آرند / بیازارند»)، و متوازن که فقط وزن یکسان است و کمترین ارزش موسیقایی را دارد («عمر / مال»). سجع بیشتر در نثر به کار می‌رود، اما در شعر هم دیده می‌شود؛ نثری که سجع دارد را «مسجّع» می‌نامند — گلستان، کلیله و دمنه و مرزبان‌نامه از نمونه‌های شاخص آن‌اند، چون سجع در نثر همان نقشی را دارد که وزن در شعر: پرکردن خلأ موسیقایی کلام.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه دربارهٔ سیر تحول زبان‌های ایرانی نادرست است؟

  • فارسی باستان زبان دورهٔ هخامنشی بود و با خط میخی نوشته می‌شد.
  • فارسی میانه دو شاخهٔ پارتی، مربوط به اشکانیان، و پهلوی، مربوط به ساسانیان را دربر می‌گرفت.
  • توالی تاریخی این سه مرحله، باستان، سپس میانه و در پایان نو بوده است.
  • فارسی نو پیش از اسلام با الفبای عربی شکل گرفت و دری نامیده شد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «فارسی نو پیش از اسلام با الفبای عربی شکل گرفت و دری نامیده شد» نادرست است، چون فارسی نو پس از اسلام و با الفبای عربی پدید آمد، نه پیش از آن. ب) رد گزینه‌های درست: «فارسی باستان زبان دورهٔ هخامنشی بود و با خط میخی نوشته می‌شد» درست است، چون این زبان تا ۳۳۰ ق.م و در دورهٔ هخامنشی با خط میخی نوشته می‌شد؛ «فارسی میانه دو شاخهٔ پارتی، مربوط به اشکانیان، و پهلوی، مربوط به ساسانیان را دربر می‌گرفت» درست است، چون فارسی میانه دقیقاً به همین دو شاخه تقسیم می‌شد؛ «توالی تاریخی این سه مرحله، باستان، سپس میانه و در پایان نو بوده است» درست است، چون ترتیب زمانی این سه مرحله ثابت و همین‌گونه است. ج) تلهٔ تستی: زمان پیدایش فارسی نو (پس از اسلام) با زمان نگارش آثار پهلوی (پیش از اسلام، سینه‌به‌سینه) در ذهن جابه‌جا می‌شود؛ فارسی نو محصول دوران پس از اسلام است.

2. دربارهٔ ادبیات ایران پیش از اسلام کدام گزینه درست است؟

  • کلیله و دمنه و هزار و یک شب هر دو در اصل به فارسی نو نوشته شده بودند.
  • در دورهٔ هخامنشی، ادبیات بیشتر به‌صورت مکتوب و کمتر به‌صورت سینه‌به‌سینه منتقل می‌شد.
  • اوستا در دورهٔ ساسانی به نگارش درآمد و بیشتر آثار پهلوی رنگ‌وبوی دینی زردشتی داشتند.
  • یادگار زریران و درخت آسوریک هر دو در دورهٔ ساسانی و به زبان پهلوی نوشته شدند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «اوستا در دورهٔ ساسانی به نگارش درآمد و بیشتر آثار پهلوی رنگ‌وبوی دینی زردشتی داشتند» درست است؛ این دو ویژگی دقیقاً دربارهٔ دورهٔ ساسانی صادق است. ب) رد گزینه‌های غلط: «یادگار زریران و درخت آسوریک هر دو در دورهٔ ساسانی و به زبان پهلوی نوشته شدند» نادرست است، چون این دو اثر متعلق به دورهٔ اشکانی و به زبان پارتی‌اند، نه پهلوی؛ «کلیله و دمنه و هزار و یک شب هر دو در اصل به فارسی نو نوشته شده بودند» نادرست است، چون اصل این دو اثر به پهلوی بوده و ترجمهٔ عربی آن‌ها در دست است؛ «در دورهٔ هخامنشی، ادبیات بیشتر به‌صورت مکتوب و کمتر به‌صورت سینه‌به‌سینه منتقل می‌شد» نادرست است، چون در سراسر ایران پیش از اسلام، انتقال ادبیات عمدتاً سینه‌به‌سینه بوده، نه مکتوب. ج) تلهٔ تستی: یادگار زریران و درخت آسوریک را با آثار ساسانی (که پهلوی‌اند) اشتباه می‌گیرند، حال آنکه این دو اثر پارتی و مربوط به اشکانیان‌اند.

3. علت نام‌گذاری «فارسی دری» در کدام گزینه نادرست بیان شده است؟

  • این زبان از آغاز در جنوب و جنوب‌غربی ایران و در میان تودهٔ مردم رواج داشت.
  • این زبان، زبان دربار سامانیان بود و درست به همین سبب آن را دری نامیده‌اند.
  • این زبان زبان محاورهٔ عمومی و مکاتبهٔ رسمی مقامات دولتی بود.
  • این زبان نخستین صورت زبان ادبی فارسی نو در برابر نفوذ گستردهٔ زبان عربی بود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «این زبان از آغاز در جنوب و جنوب‌غربی ایران و در میان تودهٔ مردم رواج داشت» نادرست است، چون فارسی دری ابتدا در مشرق و شمال‌شرقی ایران رواج داشت، نه جنوب و جنوب‌غربی. ب) رد گزینه‌های درست: «این زبان، زبان دربار سامانیان بود و درست به همین سبب آن را دری نامیده‌اند» درست است، چون «دَر» به معنای دربار، خاستگاه این نام‌گذاری است؛ «این زبان زبان محاورهٔ عمومی و مکاتبهٔ رسمی مقامات دولتی بود» درست است، چون این دو کارکرد از ویژگی‌های اصلی فارسی دری بوده است؛ «این زبان نخستین صورت زبان ادبی فارسی نو در برابر نفوذ گستردهٔ زبان عربی بود» درست است، چون فارسی دری همان جایگاه را داشته است. ج) تلهٔ تستی: خاستگاه جغرافیایی فارسی دری (مشرق و شمال‌شرق ایران) با مرکزیت جنوب یا جنوب‌غرب اشتباه گرفته می‌شود.

4. دربارهٔ نقش دولت‌های سه قرن اول هجری در زبان و ادب فارسی، کدام گزینه درست است؟

  • صفاریان به رهبری یعقوب لیث، فارسی دری را زبان علم و دین اعلام کردند و رواج دادند.
  • غزنویان در قرن دوم و سوم هجری دربار خود را پذیرای شاعران فارسی‌گوی زمان کردند.
  • طاهریان نخستین دولت اسلامی ایران بودند و ادبیات فارسی دری با آنان پدید آمد.
  • سامانیان نخستین دولتی بودند که فارسی دری را زبان رسمی دربار خود اعلام کردند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «طاهریان نخستین دولت اسلامی ایران بودند و ادبیات فارسی دری با آنان پدید آمد» درست است، چون طاهریان در قرن سوم هجری نخستین دولت مستقل ایرانی پس از اسلام محسوب می‌شوند. ب) رد گزینه‌های غلط: «صفاریان به رهبری یعقوب لیث، فارسی دری را زبان علم و دین اعلام کردند و رواج دادند» نادرست است، چون یعقوب لیث فارسی دری را زبان رسمی (نه زبان علم یا دین) اعلام کرد؛ «سامانیان نخستین دولتی بودند که فارسی دری را زبان رسمی دربار خود اعلام کردند» نادرست است، چون این کار پیش‌تر توسط صفاریان و یعقوب لیث انجام شده بود، نقش سامانیان شکوفایی فارسی بود نه رسمی‌سازی نخستین آن؛ «غزنویان در قرن دوم و سوم هجری دربار خود را پذیرای شاعران فارسی‌گوی زمان کردند» نادرست است، چون دورهٔ غزنویان قرن چهارم و پنجم هجری است، نه دوم و سوم. ج) تلهٔ تستی: رسمی‌کردن فارسی دری (کار یعقوب لیث صفاری) با شکوفاترین‌کردن آن (کار سامانیان) خلط می‌شود.

5. دربارهٔ سامانیان و جایگاه فرهنگی آنان کدام گزینه نادرست است؟

  • سامانیان نخستین کسانی بودند که فارسی را در برابر عربی زبان رسمی کردند.
  • در دورهٔ سامانیان، شهر بخارا به مرکز فرهنگی مهمی برای ادب فارسی تبدیل شد.
  • سامانیان ترجمهٔ آثار گوناگون به زبان فارسی را پیوسته تشویق و حمایت می‌کردند.
  • دورهٔ سامانیان اوج رواج و شکوفایی زبان فارسی در سه قرن نخستِ هجری به شمار می‌رود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «سامانیان نخستین کسانی بودند که فارسی را در برابر عربی زبان رسمی کردند» نادرست است، چون این اقدام پیش از سامانیان و توسط یعقوب لیث صفاری انجام شد؛ نقش سامانیان شکوفایی، نه رسمی‌سازی نخستین، بود. ب) رد گزینه‌های درست: «در دورهٔ سامانیان، شهر بخارا به مرکز فرهنگی مهمی برای ادب فارسی تبدیل شد» درست است؛ «سامانیان ترجمهٔ آثار گوناگون به زبان فارسی را پیوسته تشویق و حمایت می‌کردند» درست است؛ «دورهٔ سامانیان اوج رواج و شکوفایی زبان فارسی در سه قرن نخستِ هجری به شمار می‌رود» درست است، چون بیشترین شکوفایی ادبیات فارسی در همین دوره رخ داد. ج) تلهٔ تستی: نقش «رسمی‌کردن» فارسی دری (یعقوب لیث) با نقش «شکوفاکردن» آن (سامانیان) اشتباه گرفته می‌شود.

6. در جدول شاعران دربار غزنوی که در متن به آنان اشاره شده، کدام گزینه درست است؟

  • فردوسی به‌عنوان شاعر رسمی دربار غزنوی، شاهنامه را به سفارش خودِ آنان سرود.
  • عنصری، فرخی و منوچهری از شاعرانی بودند که دربار غزنویان پذیرای آنان بود.
  • رودکی و شهید بلخی از شاعران اصلی و مدّاح دربار غزنویان به شمار می‌آمدند.
  • کسایی مروزی و ناصرخسرو در دربار غزنویان به سرایش شعر مدحی مشغول بوده‌اند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «عنصری، فرخی و منوچهری از شاعرانی بودند که دربار غزنویان پذیرای آنان بود» درست است، چون این سه شاعر دقیقاً به‌عنوان شاعران دربار غزنوی معرفی شده‌اند. ب) رد گزینه‌های غلط: «رودکی و شهید بلخی از شاعران اصلی و مدّاح دربار غزنویان به شمار می‌آمدند» نادرست است، چون این دو شاعر با شعر غنایی و نه با دربار غزنوی شناخته می‌شوند؛ «کسایی مروزی و ناصرخسرو در دربار غزنویان به سرایش شعر مدحی مشغول بوده‌اند» نادرست است، چون این دو شاعر با شعر حکمی و اندرزی شناخته می‌شوند، نه شعر مدحی دربار غزنوی؛ «فردوسی به‌عنوان شاعر رسمی دربار غزنوی، شاهنامه را به سفارش خودِ آنان سرود» نادرست است، چون فردوسی با شعر حماسی و شاهنامه شناخته می‌شود، اما جزو شاعران مدحی دربار غزنوی معرفی‌شده در این فهرست نیست. ج) تلهٔ تستی: نوع شعر هر شاعر (حماسی، غنایی، حکمی یا مدحی) با درباری که در آن حضور داشت، اشتباه گرفته می‌شود.

7. چند مورد از عبارات زیر دربارهٔ «دورهٔ طلایی» تمدن اسلامی ایران نادرست است؟ «این دوره به نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری محدود می‌شود. در این دوره آداب و رسوم ملی رواج داشت. نظم و نثر فارسی هم‌زمان شکوفا شدند. دانشمندانی چون ابوعلی سینا و محمد بن زکریای رازی در این دوره حضور داشتند.»

  • سه مورد
  • هیچ مورد
  • یک مورد
  • دو مورد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «یک مورد» درست است؛ تنها جملهٔ نخست نادرست است، چون دورهٔ طلایی به قرن چهارم و نیمهٔ اول (نه دوم) قرن پنجم هجری مربوط است. ب) رد گزینه‌های دیگر: «دو مورد»، «سه مورد» و «هیچ مورد» نادرستند، چون سه جملهٔ دیگر متن (رواج آداب ملی، شکوفایی هم‌زمان نظم و نثر، حضور ابوعلی سینا و رازی) هرکدام به‌درستی از ویژگی‌های دورهٔ طلایی‌اند و فقط بازهٔ زمانیِ «نیمهٔ دوم قرن پنجم» نادرست است. ج) تلهٔ تستی: بازهٔ دقیق دورهٔ طلایی (قرن چهارم و نیمهٔ اول قرن پنجم) با نیمهٔ دوم قرن پنجم اشتباه گرفته می‌شود؛ کافی است فقط همین یک عدد را دقیق به خاطر بسپارید.

8. دربارهٔ ویژگی‌های شعر قرن چهارم و نیمهٔ اول قرن پنجم، کدام گزینه نادرست است؟

  • شاعر این دوره فکر و خیال خود را همان‌گونه که به ذهنش می‌رسد، ساده بیان می‌کند.
  • توجه این شعر بیشتر به مفاهیم انتزاعی و پیچیدهٔ ذهنی است تا واقعیت بیرونی.
  • توصیف، از مهم‌ترین خصیصه‌های شعر این دوره و ستون اصلی تصویرسازی آن به شمار می‌رود.
  • مفاهیم اخلاقی این شعر معمولاً از تعالیم کلی و همگانی اخلاقی فراتر نمی‌رود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «توجه این شعر بیشتر به مفاهیم انتزاعی و پیچیدهٔ ذهنی است تا واقعیت بیرونی» نادرست است، چون شعر این دوره برعکس، به واقعیت بیرونی توجه دارد نه مفاهیم انتزاعی و ذهنی پیچیده. ب) رد گزینه‌های درست: «شاعر این دوره فکر و خیال خود را همان‌گونه که به ذهنش می‌رسد، ساده بیان می‌کند» درست است و همان ویژگی سادگی و روانی است؛ «توصیف، از مهم‌ترین خصیصه‌های شعر این دوره و ستون اصلی تصویرسازی آن به شمار می‌رود» درست است؛ «مفاهیم اخلاقی این شعر معمولاً از تعالیم کلی و همگانی اخلاقی فراتر نمی‌رود» درست است و همان محدودهٔ اخلاقی این شعر است. ج) تلهٔ تستی: ویژگی «توجه به واقعیت بیرونی» با نقیض خودش یعنی «توجه به مفاهیم انتزاعی» عوض می‌شود؛ این دو دقیقاً برعکس هم‌اند.

9. هر یک از عبارات زیر به ترتیب معرف کدام نوع شعرِ قرن چهارم و نیمهٔ اول قرن پنجم است؟ - این نوع شعر با فردوسی و شاهنامه به اوج خود رسید. - این نوع شعر به مدح پادشاهان و رجال دربار اختصاص داشت. - این نوع شعر با کسایی مروزی آغاز شد و با ناصرخسرو در دورهٔ سلجوقی به پختگی رسید.

  • غنایی (تغزل) ـ حماسی (رزمی) ـ مدحی (قصیده)
  • مدحی (قصیده) ـ حکمی و اندرزی ـ حماسی (رزمی)
  • حکمی و اندرزی ـ غنایی (تغزل) ـ حماسی (رزمی)
  • حماسی ـ مدحی (قصیده) ـ حکمی و اندرزی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «حماسی ـ مدحی (قصیده) ـ حکمی و اندرزی» درست است؛ حماسه با فردوسی، مدح با شاعران دربار، و حکمی‌واندرزی با کسایی مروزی و ناصرخسرو پیوند دارد. ب) رد گزینه‌های غلط: «غنایی (تغزل) ـ حماسی (رزمی) ـ مدحی (قصیده)» نادرست است، چون هیچ‌کدام از سه عبارت به شعر غنایی (رودکی، شهید بلخی) اشاره‌ای ندارند؛ «مدحی (قصیده) ـ حکمی و اندرزی ـ حماسی (رزمی)» نادرست است، چون ترتیب انواع شعر را با توصیفات جابه‌جا کرده است؛ «حکمی و اندرزی ـ غنایی (تغزل) ـ حماسی (رزمی)» نادرست است، چون نه توصیف اول با حکمی‌واندرزی می‌خواند و نه غنایی در هیچ عبارتی توصیف شده است. ج) تلهٔ تستی: عبارت سوم (کسایی مروزی، ناصرخسرو) با شعر اندرزی پیوند دارد و نباید با شعر غنایی (رودکی، شهید بلخی) که اصلاً در این سه عبارت نیامده، اشتباه شود.

10. دربارهٔ نثر قرن چهارم و نیمهٔ اول قرن پنجم هجری، کدام گزینه درست است؟

  • این نثر از همان آغاز مصنوع و متکلف بود و اصطلاحات علمی فراوانی در آن دیده می‌شد.
  • این نثر بیشتر با اشعار و امثال آمیخته بود تا بتواند خوانندگان بسیار بیشتری بیابد.
  • این نثر ساده و روان بود و اصطلاحات علمی و اشعار و امثال هنوز در آن رایج نشده بود.
  • این نثر عمدتاً به موضوعات عرفانی و فلسفی می‌پرداخت، نه به موضوعات تاریخی و ملی.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینهٔ «این نثر ساده و روان بود و اصطلاحات علمی و اشعار و امثال هنوز در آن رایج نشده بود» درست است؛ همین دو ویژگی مشخصهٔ اصلی نثر این دوره است. ب) رد گزینه‌های غلط: «این نثر عمدتاً به موضوعات عرفانی و فلسفی می‌پرداخت، نه به موضوعات تاریخی و ملی» نادرست است، چون نثر این دوره بیشتر به موضوعات تاریخی، ملی و حماسی توجه داشت؛ «این نثر از همان آغاز مصنوع و متکلف بود و اصطلاحات علمی فراوانی در آن دیده می‌شد» نادرست است، چون این نثر برخلاف آن، ساده و روان بود و از تکلف دور بود؛ «این نثر بیشتر با اشعار و امثال آمیخته بود» نادرست است، چون در این دوره اشعار و امثال هنوز در نثر رایج نشده بودند. ج) تلهٔ تستی: ویژگی نثر این دوره («ساده و بدون تکلف») با ویژگی نثرهای متأخرتر (مصنوع و همراه با اشعار و امثال) که در دوره‌های بعدی رواج یافت، عوض می‌شود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان