پرش به محتوای اصلی

تعریف (بخش سوم منطق)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

چرا تعریف مهم است؟

بیشترِ اختلافاتِ انسانی نه از بدخواهی، بلکه از نداشتنِ تعریفِ مشترک از مفاهیم است. اگر دو نفر دربارهٔ «آزادی» بحث کنند و یکی آن را «انجامِ هر کاری» و دیگری «انجامِ هر کاری که به دیگران آسیب نمی‌زند» بداند، بحث بی‌نتیجه می‌ماند — نه به‌خاطرِ اختلافِ واقعی، بلکه به‌خاطرِ نداشتنِ تعریفِ مشترک.

اقسامِ تعریف

تعریفِ لفظی (لغوی)

معنایِ لغوی، ریشه، یا معادلِ یک کلمه را بیان می‌کنیم؛ سه شیوه: ریشه‌شناسی (بهمن = به + من)، معادلِ لغوی (فردوس = باغ، بهشت)، مخفف/سرواژه (ناجا = نیرویِ انتظامیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران). فرهنگستانِ زبانِ فارسی از همین روش برایِ ساختِ معادل‌هایِ فارسیِ کلماتِ خارجی استفاده می‌کند.

تعریف از طریقِ ذکرِ مصادیق

به‌جایِ توضیحِ مفهوم، نمونه‌هایش را معرفی می‌کنیم؛ مثل «مرکبات: پرتقال، نارنگی، لیمو و...» یا «پیامبر: حضرتِ محمد (ص)، حضرتِ عیسی (ع)، حضرتِ موسی (ع) و...». این روش وقتی مناسب است که مخاطب با مصادیق آشناتر از خودِ مفهوم باشد، مفهوم انتزاعی باشد و نمونه‌ها ملموس‌تر باشند، یا مخاطب کودک و مبتدی باشد. نشان‌دادنِ تصویر یا نمونهٔ واقعی هم مصداقِ همین نوع تعریف است — مثلاً نشان‌دادنِ یک «طاس» و گفتنِ «این طاس است».

تعریفِ مفهومی — مهم‌ترین نوع

ابتدا امرِ عام (وجهِ اشتراک با مفاهیمِ مشابه) و سپس امرِ خاص (وجهِ تمایز) را بیان می‌کنیم؛ مثال: «انسان = حیوان (امرِ عام) + دارایِ قدرتِ تعقل (امرِ خاص)». بخشِ ستاره‌دار: در تعریف به حد، هم امرِ عام (جنس) هم امرِ خاص (فصل) ذاتی‌اند («انسان حیوانِ ناطق است» — بیانگرِ ذاتِ شیء)؛ در تعریف به رسم، امرِ خاص عرضی است («انسان حیوانی است که می‌خندد» — فقط تمایز می‌دهد، ذات را بیان نمی‌کند). ابن‌سینا رسیدن به تعریفِ حدی را بسیار دشوار می‌دانست. در عمل، انواعِ تعریف اغلب با هم ترکیب می‌شوند: «انتشارات: جمعِ انتشار و نشر (لفظی)، سازمانی که فرایندِ تولیدِ کتاب را برعهده دارد (مفهومی)، مانندِ انتشاراتِ سمت (ذکرِ مصادیق).»

شرایطِ تعریفِ صحیح

چهار شرط برایِ صحتِ یک تعریف لازم است:

  1. واضح بودن: از واژه‌هایِ آشنا و قابلِ فهم استفاده کنیم، نه لفظِ نامأنوس («قیمتی: ثمین»)، استعاره («شجاعت: داشتنِ قلبِ شیر») یا ایهام.
  2. جامع بودن: تعریف باید همهٔ مصادیقِ مفهوم را دربربگیرد. مثالِ غلط: «مثلث: شکلی با سه ضلعِ مساوی» — مثلثِ قائم‌الزاویه را بیرون می‌گذارد.
  3. مانع بودن: تعریف نباید بر مصادیقِ سایرِ مفاهیم هم صدق کند. مثالِ غلط: «آیینه: شیئی که نور را منعکس می‌کند» — آب و فلزاتِ صیقلی را هم دربرمی‌گیرد. مثالِ دیگر: «پرنده: حیوانی که پرواز می‌کند» — هم جامع نیست (شترمرغ و پنگوئن پرنده‌اند اما پرواز نمی‌کنند) هم مانع نیست (خفاش و برخی حشرات پرواز می‌کنند اما پرنده نیستند).
  4. دوری نبودن: در تعریفِ یک مفهوم نباید از خودِ آن (یا مشتقاتش) استفاده کرد؛ مثالِ کلاسیک: «علت: چیزی که معلول دارد / معلول: چیزی که علت دارد» — این دو با هم تعریف می‌شوند و هیچ‌وقت به تعریفِ واقعی نمی‌رسیم. مثالِ دیگر: «ایمان: حالتی که مؤمن دارد» — اما مؤمن یعنی کسی که ایمان دارد! بیتِ مولوی همین دور را نشان می‌دهد: «گفت آنچه خورده‌ام در سبو است / گفت این خفی است، گفت آنچه خورده‌ام...» — هرگز معلوم نمی‌شود در سبو چیست. گاهی هم این دور مخفی است: A با B تعریف می‌شود و B با A، بدونِ آنکه در نگاهِ اول مشخص باشد.

رابطهٔ جامع+مانع با فصلِ نسبِ اربع: تعریفِ صحیح باید با مفهومِ موردنظر رابطهٔ تساوی داشته باشد؛ هر رابطهٔ دیگری (عموم‌وخصوصِ مطلق یا من‌وجه) یعنی تعریف ناقص است — یا چیزی از مفهوم بیرون مانده (جامع نیست) یا چیزهایِ اضافه‌ای هم شامل شده (مانع نیست).

نمونهٔ کاربردیِ تعریفِ متناسب با مخاطب

کتاب نشان می‌دهد تعریفِ «دیزی» برایِ کسی که آبگوشت خورده («نوعی آبگوشت در ظرفِ سفالین») با تعریف برایِ کسی که هرگز آن را ندیده (توضیحِ کاملِ مواد و روشِ پخت) فرق می‌کند — تعریف باید متناسب با مخاطب و دانشِ پیشینِ او باشد.

فراتر از کتاب

در علمِ تجربی، تعریفِ عملیاتی مفهوم را از طریقِ روشِ اندازه‌گیری‌اش تعریف می‌کند (مثلاً «دما: میزانِ انرژیِ جنبشیِ متوسطِ ذرات که با دماسنج اندازه‌گیری می‌شود»؛ تعریفِ «هوش: آنچه آزمونِ IQ اندازه می‌گیرد» ناقص و دوری است اما در روان‌شناسیِ تجربی کاربرد دارد). در حقوق، دقتِ تعریف حیاتی است — مثلاً تفاوتِ «اذن» (اجازهٔ پیش از عمل) و «اجازه» (تنفیذِ عمل پس از انجام) در قراردادها اهمیتِ فراوان دارد. در ریاضیات دقیق‌ترین نوعِ تعریف دیده می‌شود؛ تعریفِ «دایره: مجموعهٔ نقاطی که از یک مرکز به فاصلهٔ ثابتی قرار دارند» هر چهار شرط را دارد. فلاسفه به یک پارادوکسِ بنیادی رسیده‌اند: برایِ تعریفِ هر چیزی به مفاهیمِ دیگر نیاز داریم که آن‌ها هم باید تعریف شوند و این زنجیره یا بی‌نهایت می‌شود یا دایره‌وار — راه‌حل این است که برخی مفاهیم را «بدیهی» می‌نامیم و بدونِ تعریف می‌پذیریم (مثلِ نقطه در هندسهٔ اقلیدسی). داستانِ «خربزه و ندیم» در کتاب هم نشان می‌دهد تعریف می‌تواند ابزارِ دستکاری باشد — یک مفهومِ واحد می‌تواند جنبه‌هایِ متفاوتی داشته باشد که در تبلیغات و رسانه، اغلب فقط یکی از آن‌ها (مثبت یا منفی) برجسته می‌شود؛ همین موضوع تعریف را مستقیماً به تفکرِ انتقادی پیوند می‌زند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ارتباط «تعریف مفهومی» با کدام حیطه از حیطه‌های سه‌گانه است؟

  • حیطه ذهن
  • حیطه لفظ
  • حیطه خارج
  • هم‌زمان هر سه حیطه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تعریف مفهومی از ترکیب امر عام و امر خاص در ذهن ساخته می‌شود، نه از مصداق‌های خارجی و نه از ریشه و معادلِ لغوی؛ پس در میان حیطه‌های سه‌گانهٔ لفظ، ذهن و خارج، به حیطه ذهن مربوط است. وارسی مستقل: سه نوع تعریف با سه حیطه یک‌به‌یک متناظرند — تعریف لفظی با حیطه لفظ، تعریف مفهومی با حیطه ذهن، ذکر مصادیق با حیطه خارج؛ چون تعریف مفهومی در این فهرست دقیقاً روبه‌روی «ذهن» می‌نشیند، همین تناظر پاسخ را تأیید می‌کند. رد سایر گزینه‌ها: «حیطه لفظ» به تعریف لفظی (ریشه، معادل، مخفف) مربوط است نه به ساختنِ امر عام و امر خاص؛ «حیطه خارج» مربوط به ذکر مصادیق است، جایی که نمونه‌های واقعی و عینی معرفی می‌شوند؛ «هم‌زمان هر سه حیطه» نادرست است چون هر نوع تعریف دقیقاً به یک حیطه تعلق دارد و همین تفکیک، مبنای تقسیم‌بندی سه‌گانهٔ تعریف است (هرچند یک عبارتِ ترکیبی می‌تواند سه تعریفِ جدا را کنار هم داشته باشد، خودِ «تعریف مفهومی» تنها یکی از آن‌هاست). تله تستی: چون بسیاری از تعریف‌های واقعی ترکیبی‌اند، دانش‌آموز وسوسه می‌شود گزینهٔ «هر سه حیطه» را بزند؛ اما پرسش دربارهٔ خودِ «تعریف مفهومی» است نه دربارهٔ یک عبارتِ ترکیبی، و تعریف مفهومی فقط در ذهن ساخته می‌شود.

2. کدام گزینه یک «تعریف به حد» را نشان می‌دهد؟

  • یخچال: دستگاه برقی خنک‌کننده
  • انسان: حیوانی که می‌خندد
  • آب: مایعی که در ۱۰۰ درجهٔ سلسیوس می‌جوشد
  • انسان: یک حیوان ناطق است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«انسان: یک حیوان ناطق است» از جنس «حیوان» (امر عامِ ذاتی) و فصل «ناطق» (امر خاصِ ذاتی) ساخته شده و ذاتِ انسان را بیان می‌کند؛ این دقیقاً تعریف به حد است. وارسی مستقل: معیارِ حد این است که امر خاص، فصلِ ذاتی باشد. در سه گزینهٔ دیگر امر خاص به‌ترتیب «خندیدن»، «جوشیدن در ۱۰۰ درجه» و «خنک‌کردن» است؛ هر سه ویژگی‌هایی هستند که از ذاتِ شیء برمی‌خیزند اما خودِ ذات نیستند، یعنی عرض‌اند نه فصل — پس هر سه رسم‌اند و تنها یک گزینه حد می‌ماند. رد سایر گزینه‌ها: «انسان: حیوانی که می‌خندد» تعریف به رسم است، چون «خندیدن» عرضِ خاص است نه فصلِ ذاتی؛ «آب: مایعی که در ۱۰۰ درجهٔ سلسیوس می‌جوشد» هم رسم است، چون نقطهٔ جوش یک خاصیتِ عرضی و وابسته به فشار است، نه ذاتِ مولکولیِ آب؛ «یخچال: دستگاه برقی خنک‌کننده» نیز رسم است، چون کارکردِ خنک‌کردن اثری است که از دستگاه سر می‌زند، نه ذاتِ آن. تله تستی: هر تعریفِ مفهومیِ درست را نباید بلافاصله «حد» نامید؛ فقط زمانی حد است که هم امر عام و هم امر خاص، هر دو ذاتیِ شیء (جنس و فصل) باشند، مثل «حیوان ناطق» برای انسان.

3. رابطه مفهومی بین «تعریف» و «معرَّف» (مفهوم مورد نظر) در یک تعریف صحیح چیست؟

  • رابطه‌ی تباین برقرار است
  • رابطه‌ی عموم و خصوص مطلق
  • رابطه‌ی عموم و خصوص من‌وجه
  • رابطه‌ی تساوی برقرار است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تعریف صحیح باید دقیقاً همان مصادیق معرَّف را بپوشاند، نه بیشتر و نه کمتر؛ این پوشش کامل و دوطرفه همان رابطه تساوی است. رد سایر گزینه‌ها: «رابطه‌ی تباین برقرار است» یعنی هیچ اشتراک مصداقی، که با هدف تعریف (پوشاندن مصادیق معرَّف) در تضاد کامل است؛ «رابطه‌ی عموم و خصوص مطلق» یعنی یکی از دو طرف گسترده‌تر است، که یا جامع نیست یا مانع نیست؛ «رابطه‌ی عموم و خصوص من‌وجه» یعنی هم‌پوشانی جزئی، که هم جامع نیست و هم مانع نیست. تله تستی: دانش‌آموزان گاهی فکر می‌کنند «رابطه‌ی عموم و خصوص مطلق» چون یک رابطه نزدیک و مرتبط است می‌تواند رابطه‌ی تعریف صحیح باشد؛ اما تعریف صحیح فقط با تساوی، نه با هیچ رابطه‌ی دیگری از نسب اربع، سازگار است.

4. اگر در تعریف «پرنده» بگوییم: «حیوانی که پرواز می‌کند»، این تعریف چه اشکالی دارد؟

  • فقط جامع نیست
  • فقط مانع نیست
  • نه جامع، نه مانع
  • دور صریح است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«پرنده: حیوانی که پرواز می‌کند» از دو جهت اشکال دارد: شترمرغ و پنگوئن پرنده‌اند اما پرواز نمی‌کنند (جامع نیست، چون این مصادیق واقعی از تعریف بیرون می‌مانند) و خفاش و بسیاری از حشرات پرواز می‌کنند اما پرنده نیستند (مانع نیست، چون این اغیار وارد تعریف می‌شوند)؛ پس تعریف نه جامع است و نه مانع. رد سایر گزینه‌ها: «فقط جامع نیست» نیمی از مشکل (ورود خفاش و حشرات) را نادیده می‌گیرد؛ «فقط مانع نیست» نیمه دیگر (بیرون‌ماندن شترمرغ و پنگوئن) را نادیده می‌گیرد؛ «دور صریح است» اساساً بی‌ربط است چون هیچ‌جا کلمه «پرنده» یا مشتق آن در تعریف تکرار نشده. تله تستی: وقتی یک ویژگی رفتاری (مثل پرواز) جایگزین ویژگی طبقه‌بندی واقعی شود، معمولاً هم موجودات همان طبقه که آن رفتار را ندارند جا می‌مانند و هم موجودات طبقه‌های دیگر که همان رفتار را دارند وارد می‌شوند؛ باید همیشه هر دو جهت را جداگانه بررسی کرد.

5. هنگامی که یک کودک می‌پرسد «پایتخت چیست؟» و ما در پاسخ می‌گوییم: «مانند تهران، پاریس و توکیو»، از چه تعریفی استفاده کرده‌ایم؟

  • تعریف لفظی
  • تعریف به رسم
  • تعریف مفهومی
  • ذکر مصادیق است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نام‌بردن از نمونه‌های واقعی و ملموس (تهران، پاریس، توکیو) به‌جای توضیح مفهومیِ «پایتخت»، دقیقاً تعریف از طریق ذکر مصادیق است؛ این روش برای کودکان و مبتدیان که هنوز آمادهٔ درکِ تعریف مفهومیِ انتزاعی نیستند مناسب‌تر است. وارسی مستقل: در این پاسخ هیچ امر عام و امر خاصی ساخته نشده و هیچ اشاره‌ای به ریشه یا معادلِ لغوی نیست؛ تنها چیزی که آمده سه نمونهٔ خارجی است، و تعریفی که کل محتوایش نمونه‌های خارجی باشد، بنا بر تعریف، ذکر مصادیق است. رد سایر گزینه‌ها: «تعریف مفهومی» نیازمند بیان امر عام (مثلاً «شهر») و امر خاص (مثلاً «مرکز سیاسی کشور») است که در این پاسخ اصلاً نیامده؛ «تعریف لفظی» نیازمند ریشه، معادل یا مخففِ کلمهٔ «پایتخت» است که وجود ندارد؛ «تعریف به رسم» زیرمجموعه‌ای از تعریف مفهومی است و ساختارِ امر عام + عرضِ خاص می‌خواهد، در حالی که اینجا هیچ ساختارِ مفهومی‌ای ساخته نشده. تله تستی: نشان‌دادن یا نام‌بردن از نمونه‌های واقعی، حتی وقتی خیلی ساده و کوتاه باشد، همیشه ذکر مصادیق است، نه یک نسخهٔ ساده‌شده از تعریف مفهومی.

6. ساختار کلی «تعریف مفهومی» کدام است؟

  • امر عام + امر خاص
  • مفهوم ذهنی + مصداق خارجی
  • ریشه کلمه + معادل لغوی
  • جنس + عرض عام مشترک

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تعریف مفهومی همیشه از ترکیب یک امر عام (وجه اشتراک با مفاهیم مشابه) و یک امر خاص (وجه تمایز از آن‌ها) ساخته می‌شود، مثل «فلز» (عام) و «مایع‌بودن در دمای طبیعی» (خاص) برای جیوه. رد سایر گزینه‌ها: «ریشه کلمه + معادل لغوی» توصیف تعریف لفظی است نه مفهومی؛ «جنس + عرض عام مشترک» نادرست است چون عرض عام (ویژگی مشترک بین چند مفهوم، نه اختصاصی) نمی‌تواند تمایز لازم را ایجاد کند و در ساختار تعریف مفهومی به کار نمی‌رود؛ «مفهوم ذهنی + مصداق خارجی» دو حیطه‌ی متفاوت (ذهن و خارج) را با هم قاطی می‌کند در حالی‌که تعریف مفهومی کاملاً در حیطه ذهن باقی می‌ماند. تله تستی: «عرض عام» با «عرض خاص» به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود؛ فقط عرض خاص (یا فصل) می‌تواند نقش امر خاص را ایفا کند، چون فقط آن، مختص همان مفهوم است.

7. ابن‌سینا دستیابی به کدام نوع تعریف را برای بشر بسیار دشوار یا دست‌نیافتنی می‌دانست؟

  • تعریف به رسم
  • تعریف به حد
  • تعریف لفظی
  • ذکر مصادیق است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ابن‌سینا رسیدن به تعریف به حد (که مستلزم شناخت دقیق ذاتیات یعنی جنس و فصل واقعی شیء است) را بسیار دشوار و تقریباً دست‌نیافتنی برای بشر می‌دانست. رد سایر گزینه‌ها: «تعریف لفظی» صرفاً به ریشه و معادل لغوی نیاز دارد و هیچ دشواری فلسفی خاصی ندارد؛ «ذکر مصادیق است» نیازمند شناخت ذاتیات نیست، فقط نمونه‌های عینی می‌خواهد؛ «تعریف به رسم» چون فقط از عرض خاص (نه فصل ذاتی) استفاده می‌کند، به همان دشواریِ شناخت ذات نیاز ندارد و به همین دلیل ابن‌سینا آن را دشوار نمی‌دانست. تله تستی: تعریف به رسم و تعریف به حد اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند؛ دشواریِ مورد نظر ابن‌سینا مختص «حد» است، چون رسیدن به رسم (که فقط عرض خاص می‌خواهد) بسیار ساده‌تر است.

8. تعریف «زمان: امری که با ساعت سنجیده می‌شود» چه اشکالی دارد؟

  • واضح نیست
  • جامع نیست
  • مانع نیست
  • دوری است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«زمان: امری که با ساعت سنجیده می‌شود» دچار دور است، چون خودِ ساعت ابزاری است که برای اندازه‌گیری زمان ساخته شده؛ یعنی برای فهمیدن «زمان» باید «ساعت» را بشناسیم و برای فهمیدن «ساعت» باید از قبل مفهوم «زمان» را بدانیم. رد سایر گزینه‌ها: «واضح نیست» نادرست است چون کلمات «امر» و «ساعت» کاملاً آشنا و رایج‌اند؛ «جامع نیست» و «مانع نیست» هر دو بی‌ربط‌اند چون این تعریف اصلاً درباره‌ی جا انداختن یا پذیرفتن مصادیق نیست، بلکه مشکلش بازگشت به یک مفهوم وابسته به خودش است. تله تستی: دور در این مثال «صریح» نیست (کلمه «زمان» تکرار نشده) بلکه از راه یک واسطه (ساعت) رخ می‌دهد؛ باید همیشه پرسید آیا فهمِ کلمه‌ی به‌کاررفته در تعریف، خودش از قبل به فهمِ معرَّف نیاز دارد یا نه.

9. کدام شرط از شرایط تعریف صحیح، مستقیماً از ورود مصادیق مفاهیم دیگر به دایره تعریف جلوگیری می‌کند؟

  • واضح بودن
  • جامع بودن
  • مانع بودن
  • دوری نبودن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

شرط مانع بودن دقیقاً یعنی تعریف نباید بر مصادیق مفاهیم دیگر (اغیار) هم صدق کند؛ این شرط مستقیماً جلوی ورود مصادیق بیگانه به دایره تعریف را می‌گیرد. رد سایر گزینه‌ها: «واضح بودن» درباره‌ی فهم‌پذیربودن الفاظ تعریف است، نه ورود یا عدم ورود مصادیق؛ «جامع بودن» برعکسِ این شرط عمل می‌کند و درباره‌ی جا نیفتادن مصادیق خودِ معرَّف است، نه جلوگیری از ورود اغیار؛ «دوری نبودن» درباره‌ی استفاده‌نکردن از خودِ کلمه یا مشتقاتش است و ربطی به ورود مفاهیم دیگر ندارد. تله تستی: «جامع» و «مانع» جهت‌های دقیقاً مخالف هم دارند و باید با دقت از هم تفکیک شوند: جامع یعنی «هیچ‌چیز از خودِ معرَّف بیرون نماند»، مانع یعنی «هیچ‌چیز غیر از معرَّف وارد نشود».

10. اگر تعریفی فقط «جامع افراد» نباشد، رابطه آن با مفهوم مورد نظر (معرَّف) چیست؟

  • عموم و خصوص مطلق، عام‌تر
  • عموم و خصوص من وجه
  • رابطه‌ی تباین است
  • عموم و خصوص مطلق، خاص‌تر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

وقتی تعریف جامع افراد نباشد، یعنی بخشی از مصادیق واقعی معرَّف را جا انداخته و در نتیجه دایره‌اش کوچک‌تر از خودِ معرَّف شده است؛ این دقیقاً یعنی تعریف نسبت به معرَّف خاص‌تر (عموم و خصوص مطلق با تعریفِ خاص‌تر) است. رد سایر گزینه‌ها: «عموم و خصوص مطلق، عام‌تر» برعکس این حالت است و به معنای پذیرفتن اغیار (مانع نبودن) است، نه جا انداختن مصادیق خودی؛ «عموم و خصوص من وجه» به این معناست که تعریف هم جامع نیست هم مانع نیست، در حالی‌که سؤال فقط از نقض جامع بودن پرسیده؛ «رابطه‌ی تباین است» یعنی هیچ اشتراک مصداقی، که خیلی شدیدتر از صرفِ «جامع نبودن» است. تله تستی: باید دقت کرد که «جامع نبودن» با «تعریفِ خاص‌تر» (اخص مطلق) هم‌معناست، در حالی‌که خیلی‌ها به‌اشتباه آن را با «عام‌تر بودن» یکی می‌گیرند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان