پرش به محتوای اصلی

قضیۀ حملی و قیاس اقترانی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

قضیه چیست؟

قضیه جمله‌ای است که قابلیتِ صادق (درست) یا کاذب (غلط) بودن دارد؛ فقط جملاتِ خبری قضیه‌اند — جملاتِ انشایی (امری مثلِ «برو کار کن»، پرسشی، تمنایی) قضیه نیستند، چون منطق فقط با چیزی کار می‌کند که بتواند درست یا غلط باشد.

قضیه دو نوع است: حملی («هر انسانی حیوان است» — نسبتِ مستقیمِ یک چیز به چیزِ دیگر) و شرطی («اگر انسان باشی، حیوانی» — حکمِ مشروط).

اجزا و کیفیتِ قضیهٔ حملی

قضیهٔ حملی از موضوع (آنچه دربارهٔ آن حکم می‌دهیم)، محمول (آنچه به موضوع نسبت می‌دهیم) و رابطه (اسنادِ محمول به موضوع) تشکیل می‌شود؛ در منطق، فعلِ رابطه فقط این‌هاست: است/بود/شد/گشت/گردید — سایرِ افعال باید به این‌ها تبدیل شوند («ماه می‌تابد» ← «ماه تابنده است»). از نظرِ کیفیت، قضیه موجبه (ایجابی: «آهن فلز است») یا سالبه (سلبی: «آهن نافلز نیست») است.

اقسامِ قضایایِ حملی و سور

قضیه یا شخصیه است (موضوع یک فردِ خاص، مثل «سقراط فیلسوف بود») یا محصوره (موضوع کلی + یک «سور»). سور قیدی است که دامنهٔ مصادیقِ موضوع را تعیین می‌کند: «هر» و «هیچ» کلی‌اند، «بعضی» جزئی است. ترکیبِ کیفیت و کمیت چهار نوع قضیهٔ محصوره می‌سازد:

نام سور مثال
موجبه کلیه هر هر انسانی فانی است
سالبه کلیه هیچ هیچ انسانی سنگ نیست
موجبه جزئیه بعضی بعضی حیوانات پرنده‌اند
سالبه جزئیه بعضی بعضی حیوانات پرنده نیستند

قانونی که بدونِ سور بیاید، کلیه فرض می‌شود («آهن در اثرِ گرما منبسط می‌شود» ← «هر آهنی...»)؛ جملهٔ عادیِ بدونِ سور، جزئیه فرض می‌شود («دانشجویان وارد کلاس شدند» ← «بعضی دانشجویان...»). سورهایِ غیراستاندارد هم به سورِ استاندارد تبدیل می‌شوند: اغلب/اکثر ← بعضی، همه/تمامی ← هر.

مربعِ تقابل (احکامِ قضایا)

چهار قضیهٔ محصوره با موضوع و محمولِ یکسان، چهار رابطه دارند:

  • تناقض (موجبه کلیه↔سالبه جزئیه، سالبه کلیه↔موجبه جزئیه): هم کمیت هم کیفیت عوض می‌شود؛ صدقِ یکی حتماً کذبِ دیگری است و برعکس — قطعی‌ترینِ رابطه.
  • تضاد (موجبه کلیه↔سالبه کلیه): فقط کیفیت عوض می‌شود؛ از صدق ← کذبِ دیگری قطعی، اما از کذب ← نامعلوم.
  • تداخل (کلیه↔هم‌کیفیتِ جزئیه): فقط کمیت عوض می‌شود؛ از صدقِ کلیه ← صدقِ جزئیه قطعی.
  • تداخلِ تحتِ تضاد (موجبه جزئیه↔سالبه جزئیه): از کذبِ یکی ← صدقِ دیگری قطعی؛ ضعیف‌ترینِ رابطه.

مثالِ کتاب برایِ تضاد: «همه وعده‌هایِ مدیر عملی شده» صادق ← «هیچ وعده‌ای عملی نشده» حتماً کاذب؛ اما اگر جملهٔ اول کاذب باشد، معلوم نیست جملهٔ دوم صادق است یا کاذب. مثالِ تناقض: «هر دانش‌آموزی کتاب دارد» صادق باشد ← «بعضی دانش‌آموزان کتاب ندارند» حتماً کاذب است.

برایِ باطل‌کردنِ یک حکمِ کلی، یک مثالِ نقض کافی است (مثلاً یک مدادِ رنگی، حکمِ «همه مدادها سیاهند» را باطل می‌کند — این در منطق نوعی تداخل است). اصرار بر کلی‌بودنِ حکم پس از دیدنِ مثالِ نقض («او یک استثناست!» با وجودِ اعتراضِ مشتری) ← مغالطهٔ استثنایِ قابلِ چشم‌پوشی است.

عکسِ مستوی یعنی جابجاییِ موضوع و محمول: موجبه کلیه ← موجبه جزئیه (نه کلیه!)، سالبه کلیه ← سالبه کلیه، سالبه جزئیه عکسِ لازم‌الصدق ندارد. رعایت‌نکردنِ این قواعد ← مغالطهٔ ایهامِ انعکاس (مثلاً از «همه بوته‌ها گیاهند» نتیجه بگیریم «همه گیاهان بوته‌اند»).

اصلِ محال‌بودنِ تناقض («مادرِ قضایا»): دو قضیهٔ متناقض نه هم‌زمان صادق‌اند نه هم‌زمان کاذب — بدیهی‌ترین اصلِ منطق که همهٔ استدلال‌هایِ درست به آن تکیه دارند. پارادوکسِ دروغگو («این سخنِ من دروغ است») نمونه‌ای از تناقض‌نماست که منطق‌دانانِ مسلمان آن را «شبههٔ جذرِ اصم» نامیده‌اند.

قیاسِ اقترانی

استدلالی با دو مقدمه و یک حدِ وسط (جزءِ مشترک) که نتیجه از آن‌ها به‌طورِ قطعی می‌آید و در نتیجه حذف می‌شود؛ مثال: «هر انسانی [حیوان] است + هر [حیوانی] نیازمندِ اکسیژن است ← هر انسانی نیازمندِ اکسیژن است» — حدِ وسط «حیوان» است. موضوعِ نتیجه از مقدمهٔ اول، محمولِ نتیجه از مقدمهٔ دوم می‌آید.

بسته به جایگاهِ حدِ وسط، قیاس چهار شکل دارد: در شکلِ اول حدِ وسط محمولِ مقدمهٔ اول و موضوعِ مقدمهٔ دوم است؛ در شکلِ دوم محمولِ هر دو مقدمه است؛ در شکلِ سوم موضوعِ هر دو مقدمه است؛ در شکلِ چهارم موضوعِ اول و محمولِ دوم است.

شرطِ اولِ اعتبار (قانونِ نتیجه): اگر یک مقدمه سالبه باشد، نتیجه سالبه است؛ اگر هر دو موجبه باشند، نتیجه موجبه است.

حدِ وسط باید هم لفظاً هم معناً تکرار شود؛ نقضِ این ← مغالطهٔ عدمِ تکرارِ حدِ وسط (مثلِ «انگور شیرین است؛ شیرین همسرِ خسرو است؛ پس انگور همسرِ خسرو است» — «شیرین» دو معنایِ متفاوت دارد).

برایِ بررسیِ اعتبار، به هر جزء علامتی می‌دهیم: + (همهٔ مصادیق: موضوعِ کلی یا محمولِ سالبه) یا (بعضیِ مصادیق: موضوعِ جزئی یا محمولِ موجبه). سه شرطِ اعتبار: (۱) هر دو مقدمه سالبه نباشند، (۲) حدِ وسط در حداقل یک مقدمه علامتِ + داشته باشد، (۳) هر جزئی که در نتیجه + است، در مقدمات هم + باشد.

نمونهٔ گام‌به‌گام: «هر الف ب+ است + هیچ ج+ ب+ نیست ← هیچ الف+ ج+ نیست» — شرطِ ۱ برقرار (یک موجبه داریم)، شرطِ ۲ برقرار (ب در مقدمهٔ دوم +ست)، شرطِ ۳ برقرار (الف و ج هر دو در مقدماتشان + هستند) ← معتبر. اما اگر حدِ وسط در هر دو مقدمه علامتِ − داشته باشد (مثلاً هر دو مقدمه موجبه با محمولِ −)، قیاس بلافاصله نامعتبر است. قانونِ کمیتِ نتیجه: اگر موضوعِ نتیجه در مقدمات + بود، سورِ نتیجه کلی (هر/هیچ) است؛ اگر − بود، جزئی (بعضی) است.

فراتر از کتاب

ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ ق.م) بنیان‌گذارِ منطقِ صوری است؛ کتابِ «ارگانون»ِ او شاملِ نظریهٔ قیاس بود، اما قوانینِ تفصیلی برایِ یافتنِ قیاس‌هایِ معتبر در هر شکل را منطق‌دانانِ مسلمان مانندِ ابن‌سینا نوشتند. در منطقِ نمادینِ قرنِ ۱۹، همین قیاس با نمادهایِ ریاضی نوشته می‌شود (x(AxBx),x(BxCx)x(AxCx)\forall x(Ax\to Bx),\forall x(Bx\to Cx)\vdash\forall x(Ax\to Cx)) — نشان‌دهندهٔ آنکه منطقِ ارسطو زیربنایِ منطقِ ریاضیِ مدرن است. قیاس در پزشکی (تشخیص از رویِ علائم)، حقوق (تطبیقِ فعل با ماده‌ی قانونی)، ریاضی و کارآگاهی هم کاربردِ روزمره دارد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام‌یک از جملات زیر در منطق به عنوان «قضیه» شناخته می‌شود؟

  • آیا زمین به دور خورشید می‌چرخد؟
  • برو و کتابت را بیاور
  • مجموع زوایای داخلی مثلث ۱۸۰ درجه است
  • کاش فردا هوا آفتابی باشد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قضیه در منطق جمله‌ای خبری است که قابلیت صادق یا کاذب بودن دارد؛ گزینهٔ «مجموع زوایای داخلی مثلث ۱۸۰ درجه است» تنها جملهٔ خبری میان گزینه‌هاست و می‌تواند صادق یا کاذب باشد. گزینهٔ «کاش فردا هوا آفتابی باشد» انشایی تمنایی است و هیچ ارزش صدق و کذبی ندارد. گزینهٔ «آیا زمین به دور خورشید می‌چرخد؟» انشایی پرسشی است، نه خبری، پس قضیه نیست. گزینهٔ «برو و کتابت را بیاور» انشایی امری (دستور) است و فاقد ارزش صدق و کذب است. تلهٔ تستی: صِرف بامعنابودن یا واقعی‌بودن محتوای یک جمله آن را قضیه نمی‌کند؛ فقط جملات خبری (نه امری، پرسشی یا تمنایی) قضیه‌اند.

2. در بررسی جملات زیر، کدام گزینه فاقد ارزش صدق و کذب است؟

  • ای خردمند عاقل و دانا قصه برخوان
  • دانش اندر دل چراغ روشن است
  • آب در دمای ۱۰۰ درجه می‌جوشد
  • تو را دانش و دین رهاند درست

پاسخنامه‌ی تحلیلی

جملهٔ «ای خردمند عاقل و دانا قصه برخوان» انشاییِ امری (دستور به خواندنِ قصه) است، پس قضیه محسوب نمی‌شود و فاقدِ ارزشِ صدق و کذب است. گزینهٔ «دانش اندر دل چراغ روشن است» یک جملهٔ خبری (قضیه) با رابطهٔ «است» است و ارزشِ صدق دارد، پس فاقدِ ارزشِ صدق و کذب نیست. گزینهٔ «آب در دمای ۱۰۰ درجه می‌جوشد» هم خبری است؛ فعلِ آن رابطهٔ استاندارد نیست، ولی با تبدیل به «آب در دمای ۱۰۰ درجه جوشنده است» به قالبِ قضیهٔ حملی درمی‌آید و قابلِ ارزیابیِ صدق/کذب است. گزینهٔ «تو را دانش و دین رهاند درست» نیز خبری است: از رهاننده‌بودنِ دانش و دین خبر می‌دهد و می‌توان آن را صادق یا کاذب دانست؛ در قالبِ استاندارد «دانش و دین، رهانندهٔ درستِ تو است» می‌شود (فعلِ «رهاند» رابطه نیست و باید تبدیل شود، اما این تبدیل خبری‌بودنِ جمله را عوض نمی‌کند). تلهٔ تستی: نداشتنِ فعلِ ربطیِ «است» جمله را از قضیه‌بودن خارج نمی‌کند؛ فقط نیاز به تبدیل به قالبِ استاندارد دارد. آنچه جمله را از دایرهٔ قضایا بیرون می‌برد، انشایی‌بودن (امری، پرسشی یا تمنایی) است، نه شکلِ فعل.

3. در قضیه حملی «ایران کشور پهناوری است»، کلمه «پهناور» چه نقشی دارد؟

  • سور
  • موضوع
  • محمول
  • رابطه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در قضیهٔ حملی، آنچه به موضوع نسبت داده می‌شود «محمول» نام دارد؛ در «ایران کشور پهناوری است»، «پهناور» به موضوع (ایران) نسبت داده شده، پس محمول است. گزینهٔ «موضوع» نادرست است، چون موضوع همان چیزی است که دربارهٔ آن حکم می‌دهیم، یعنی «ایران»، نه «پهناور». گزینهٔ «رابطه» نادرست است، چون رابطه فقط فعل ربطی («است») است که موضوع و محمول را به هم پیوند می‌دهد. گزینهٔ «سور» نادرست است، چون سور قیدی مثل «هر»، «هیچ» یا «بعضی» است که در این قضیهٔ شخصیه اصلاً وجود ندارد. تلهٔ تستی: در معادل ادبیِ اصطلاحات منطقی، «مسند» با «محمول» یکی است نه با «موضوع»؛ خلط این دو اصطلاح باعث می‌شود «ایران» (موضوع) به‌جای «پهناور» انتخاب شود.

4. فعل ربطی (رابطه) در منطق محدود به کدام افعال است؟

  • رفت، آمد، شد، بود، است
  • است، نیست، می‌شود، می‌رود
  • هست، نیست، دارد، ندارد
  • است، بود، شد، گشت، گردید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در منطق، فعل ربطی (رابطه) فقط شامل «است، بود، شد، گشت، گردید» است؛ سایر افعال باید به این قالب استاندارد تبدیل شوند. گزینهٔ «رفت، آمد، شد، بود، است» نادرست است، چون «رفت» و «آمد» افعال عادی‌اند، نه رابطه‌های استاندارد منطقی. گزینهٔ «است، نیست، می‌شود، می‌رود» نادرست است، چون «می‌شود» و «می‌رود» در فهرست استاندارد رابطه‌ها نیستند. گزینهٔ «هست، نیست، دارد، ندارد» نادرست است، چون «هست»، «دارد» و «ندارد» افعال غیراستاندارد و نیازمند تبدیل‌اند، نه رابطهٔ اصلی. تلهٔ تستی: فعل‌های هم‌معنا مانند «هست» به‌جای «است» یا «دارد» به‌جای «است دارای»، در ظاهر رابطه به نظر می‌رسند اما در منطق باید ابتدا به پنج فعل استاندارد تبدیل شوند.

5. قضیه «این میز چوبی نیست» از نظر اقسام قضیه حملی چه نوع قضیه‌ای است؟

  • سالبه کلیه
  • شخصیه سالبه
  • سالبه جزئیه
  • موجبه کلیه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

چون موضوع قضیهٔ «این میز چوبی نیست» مفهومی جزئی و مشخص (این میز خاص) است، قضیه شخصیه است؛ و چون رابطهٔ آن سلبی («نیست») است، پاسخ درست «شخصیه سالبه» است. گزینهٔ «موجبه کلیه» نادرست است، چون هم کیفیت آن سالبه است (نه موجبه) و هم موضوعش جزئی است، نه کلی. گزینهٔ «سالبه کلیه» نادرست است، چون سالبه‌کلیه به قضیهٔ محصوره با سور «هیچ» نیاز دارد، درحالی‌که موضوع این قضیه یک شیء مشخص (شخصیه) است، نه یک مفهوم کلی با سور. گزینهٔ «سالبه جزئیه» نادرست است، چون جزئیه هم به قضیهٔ محصوره با سور «بعضی» تعلق دارد، نه به قضیهٔ شخصیه که اصلاً سور ندارد. تلهٔ تستی: «شخصیه» و «جزئیه» دو مفهوم کاملاً متفاوتند؛ شخصیه یعنی موضوع یک فرد خاص است (بدون سور)، جزئیه یعنی موضوع کلی است اما فقط با سور «بعضی» مقید شده.

6. قضیه «هیچ انسانی سنگ نیست» دارای کدام کمیت و کیفیت است؟

  • کمیت جزئی، کیفیت موجبه
  • کمیت کلی، کیفیت موجبه
  • کمیت جزئی، کیفیت سالبه
  • کمیت کلی، کیفیت سالبه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

سور «هیچ» نشان‌دهندهٔ کمیت کلی و فعل «نیست» نشان‌دهندهٔ کیفیت سالبه است، پس قضیهٔ «هیچ انسانی سنگ نیست» از نظر «کمیت کلی، کیفیت سالبه» است. گزینهٔ «کمیت کلی، کیفیت موجبه» نادرست است، چون فعل «نیست» صراحتاً سالبه است، نه موجبه. گزینهٔ «کمیت جزئی، کیفیت سالبه» نادرست است، چون سور «هیچ» کلی است، نه جزئی؛ سور «بعضی» است که جزئی‌بودن را نشان می‌دهد. گزینهٔ «کمیت جزئی، کیفیت موجبه» هم در کمیت و هم در کیفیت با قضیه ناسازگار است. تلهٔ تستی: سور «هیچ» با کیفیت سالبه هم‌راستاست اما نباید کمیت و کیفیت را یکی گرفت؛ «هیچ» تعیین‌کنندهٔ کمیت (کلی) است و «نیست» تعیین‌کنندهٔ کیفیت (سالبه)، این دو نقش جداگانه‌اند.

7. اگر قانونی شرعی مانند «روزه بر مسافر واجب نیست» بدون سور بیان شود، در منطق چه نوع قضیه‌ای فرض می‌شود؟

  • شخصیه سالبه
  • سالبه جزئیه
  • سالبه کلیه
  • موجبه جزئیه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قوانین شرعی که بدون سور بیان می‌شوند، به دلیل ماهیت قانون‌بودنشان در حکم قضایای کلیه‌اند؛ چون «روزه بر مسافر واجب نیست» خودش سالبه است (فعل «نیست»)، با اعمال قاعدهٔ کلی‌بودن قوانین بدون سور، پاسخ درست «سالبه کلیه» است. گزینهٔ «سالبه جزئیه» نادرست است، چون قوانین شرعی بدون سور جزئیه فرض نمی‌شوند، بلکه کلیه فرض می‌شوند. گزینهٔ «موجبه جزئیه» نادرست است، هم در کیفیت (قضیه سالبه است، نه موجبه) و هم در کمیت (کلیه است، نه جزئیه). گزینهٔ «شخصیه سالبه» نادرست است، چون موضوع این قضیه («مسافر») مفهومی کلی است، نه یک فرد مشخص. تلهٔ تستی: قاعدهٔ «قانون بدون سور = کلیه» فقط کمیت را تعیین می‌کند؛ کیفیت (موجبه یا سالبه) را باید جداگانه از فعل خود جمله («است» یا «نیست») تشخیص داد.

8. معادل استاندارد قضیه «اغلب دانشجویان موفق شدند» در منطق چیست؟

  • بعضی دانشجویان موفق نشدند
  • بعضی دانشجویان موفق شدند
  • هر دانشجویی موفق شد
  • هیچ دانشجویی موفق نشد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

سورهای غیراستاندارد مانند «اغلب» در منطق معادل سور «بعضی» در نظر گرفته می‌شوند؛ چون فعل قضیه «موفق شدند» (ایجابی) است، معادل استاندارد «بعضی دانشجویان موفق شدند» (موجبهٔ جزئیه) می‌شود. گزینهٔ «هر دانشجویی موفق شد» نادرست است، چون «اغلب» هرگز معادل سور کلی «هر» نیست. گزینهٔ «هیچ دانشجویی موفق نشد» هم در سور (هیچ به‌جای بعضی) و هم در کیفیت (سالبه به‌جای موجبه) با جملهٔ اصلی ناسازگار است. گزینهٔ «بعضی دانشجویان موفق نشدند» سور را درست گرفته اما کیفیت را از موجبه به سالبه برگردانده، درحالی‌که فعل اصلی «موفق شدند» ایجابی است. تلهٔ تستی: تبدیل سور غیراستاندارد («اغلب») به «بعضی» فقط کمیت را مشخص می‌کند؛ کیفیت قضیه باید مستقل و از روی فعل اصلی جمله («شدند» موجبه یا «نشدند» سالبه) تعیین شود.

9. تفاوت «جزئی بودن سور» با «جزئی بودن موضوع» در چیست؟

  • اولی یعنی بعضی مصادیق مدنظرند، دومی یعنی موضوع مفهومی جزئی است.
  • هر دو یک معنای واحد دارند و هیچ تفاوتی با هم ندارند.
  • اولی یعنی موضوع شخص خاصی است، دومی یعنی فقط بعضی مصادیق مدنظرند.
  • اولی برای قضایای سالبه است و دومی برای موجبه.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

جزئی‌بودن سور یعنی فقط بعضی مصادیقِ یک مفهومِ کلی مدنظرند (مثل قضیهٔ محصورهٔ «بعضی الف ب است»)، درحالی‌که جزئی‌بودن موضوع یعنی خودِ موضوع یک فرد یا مصداق مشخص است، یعنی قضیه شخصیه است؛ پس پاسخ درست «اولی یعنی بعضی مصادیق مدنظرند، دومی یعنی موضوع مفهومی جزئی است.» است. گزینهٔ «هر دو یک معنای واحد دارند و هیچ تفاوتی با هم ندارند.» نادرست است، چون این دو مفهوم در سطح کاملاً متفاوتی از تحلیل قضیه قرار دارند و یکی به سور و دیگری به نوع موضوع مربوط می‌شود. گزینهٔ «اولی یعنی موضوع شخص خاصی است، دومی یعنی فقط بعضی مصادیق مدنظرند» دقیقاً برعکسِ تعریف درست را بیان کرده است. گزینهٔ «اولی برای قضایای سالبه است و دومی برای موجبه» نادرست است، چون هم جزئی‌بودن سور و هم جزئی‌بودن موضوع، مستقل از کیفیت موجبه یا سالبه‌بودن قضیه‌اند. تلهٔ تستی: اشتراکِ لفظیِ «جزئی» در دو اصطلاح («جزئی‌بودن سور» و «جزئی‌بودن موضوع») نباید با یکسان‌بودنِ معنا اشتباه گرفته شود؛ این دقیقاً همان نکتهٔ کنکوری هشداردادهٔ درسنامه است.

10. بر اساس مربع تقابل، رابطه بین «هر الف ب است» و «بعضی الف ب نیست» چیست؟

  • تداخل تحت تضاد
  • رابطهٔ تضاد
  • رابطهٔ تداخل
  • رابطهٔ تناقض

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قضیهٔ «هر الف ب است» (موجبهٔ کلیه) و «بعضی الف ب نیست» (سالبهٔ جزئیه) هم در کمیت (کلی/جزئی) و هم در کیفیت (موجبه/سالبه) با هم متفاوتند؛ طبق تعریف، تغییرِ هم‌زمانِ کمیت و کیفیت یعنی «رابطهٔ تناقض» است. گزینهٔ «رابطه تضاد» نادرست است، چون تضاد فقط بین دو قضیهٔ کلیه با کیفیت متفاوت برقرار است، درحالی‌که یکی از این دو قضیه جزئیه است. گزینهٔ «رابطه تداخل» نادرست است، چون تداخل بین دو قضیهٔ هم‌کیفیت (هر دو موجبه یا هر دو سالبه) با کمیت متفاوت برقرار است، درحالی‌که این دو قضیه کیفیت متفاوت دارند. گزینهٔ «تداخل تحت تضاد» نادرست است، چون این رابطه فقط بین دو قضیهٔ جزئیهٔ هم‌کمیت برقرار است، درحالی‌که یکی از این دو کلیه است. تلهٔ تستی: برای تشخیص سریعِ رابطه، همیشه هم کمیت و هم کیفیتِ دو قضیه را با هم مقایسه کن؛ تناقض تنها رابطه‌ای است که هر دو ویژگی هم‌زمان تغییر می‌کنند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان