پرش به محتوای اصلی

قضیۀ شرطی و قیاس استثنایی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

قضیه شرطی و قیاس استثنایی (منطق، درس نهم)

قضیه شرطی: متصل و منفصل

در قضیه‌ی حملی یک نسبت وجود دارد («آهن فلز است»)؛ در قضیه‌ی شرطی به اتصال یا انفصال میان دو نسبت حکم می‌شود.

متصل: ساختار «اگر مقدم، آنگاه تالی». مقدم لزوماً اول جمله نمی‌آید — باید از معنا تشخیص داد. مثال: «با والیبال خداحافظی می‌کنم؛ در صورتی که فردا نبریم» ← مقدم = «نبریم»، تالی = «خداحافظی می‌کنم». جایگزین‌های «اگر»: هرگاه، در صورتی که، چنانچه، وقتی که، گر (شعر کلاسیک)؛ جایگزین «آنگاه»: در این صورت، پس، لذا، بنابراین.

منفصل: ساختار «یا الف یا ب». برای تشخیص نوع، دو سؤال کلیدی: آیا هر دو جزء می‌توانند هم‌زمان صادق باشند؟ آیا می‌توانند هم‌زمان کاذب باشند؟

نوع جمع در صدق جمع در کذب مثال
حقیقی «یا این عدد زوج است یا فرد»
مانعة الجمع «یا به نامزد الف رأی بده یا ب» (شاید هیچ‌کدام)
مانعة الرفع «یا از شماره پرونده یا شماره ملی» (شاید هر دو کار کند)

ترفند حفظ: مانعة الجمع یعنی «جمع در صدق» ممنوع؛ مانعة الرفع یعنی «جمع در کذب (رفع هر دو)» ممنوع؛ حقیقی هر دو را ممنوع می‌کند.

قیاس استثنایی اتصالی — چهار حالت

قیاس استثنایی، قیاسی است که عین نتیجه یا نقیض آن در یکی از مقدمات آمده باشد — برخلاف قیاس اقترانی (دو قضیه حملی) که نتیجه از ترکیب مقدمات ساخته می‌شود.

حالت در مقدمه‌ی حملی می‌آوریم نتیجه اعتبار
وضع مقدم اثبات مقدم (الف) اثبات تالی (ب) ✓ معتبر
رفع تالی نفی تالی (نقیض ب) نفی مقدم (نقیض الف) ✓ معتبر
رفع مقدم نفی مقدم (نقیض الف) نفی تالی؟ ✗ مغالطه
وضع تالی اثبات تالی (ب) اثبات مقدم؟ ✗ مغالطه

مثال وضع مقدم: «اگر باران ببارد، هوا ابری است؛ باران می‌بارد؛ پس هوا ابری است» ✓ — منطق: وقتی مقدم برقرار باشد، تالی حتماً می‌آید.
مثال رفع تالی: «اگر باران ببارد، هوا ابری است؛ هوا ابری نیست؛ پس باران نمی‌بارد» ✓ — منطق: اگر تالی برقرار نباشد، مقدم هم نبوده.
مثال مغالطه‌ی وضع تالی: «اگر پلیس مخفی باشد، اسلحه دارد؛ او اسلحه دارد؛ پس پلیس مخفی است» ✗ — چون داشتن اسلحه دلایل دیگری هم می‌تواند داشته باشد؛ فقط از صدق تالی نمی‌توان به صدق مقدم رسید.
مثال مغالطه‌ی رفع مقدم: «اگر دوپینگ کند، احتمال برنده‌شدن دارد؛ او دوپینگ نمی‌کند؛ پس احتمال برنده‌شدن ندارد» ✗ — چون راه‌های دیگری برای بردن هم ممکن است وجود داشته باشد؛ قضیه فقط می‌گوید دوپینگ یک راه است، نه تنها راه.

ترفند حفظ: وضع مقدم و رفع تالی (وضع→اثبات یک‌طرف، رفع→نفی همان‌طرف) معتبرند؛ رفع مقدم و وضع تالی (طرف مخالف) مغالطه‌اند.

قیاس استثنایی انفصالی

نوع اثبات یکی → نفی یکی →
حقیقی نفی دیگری ✓ اثبات دیگری ✓ (هر ۴ حالت معتبر)
مانعة الجمع نفی دیگری ✓ نتیجه نداریم ✗ (فقط ۲ حالت)
مانعة الرفع نتیجه نداریم ✗ اثبات دیگری ✓ (فقط ۲ حالت)

مثال منفصل حقیقی: «یا ناصر گلدان را شکسته یا پرویز (فقط این دو نفر بودند)؛ پرویز نشکسته؛ پس ناصر شکسته» ✓
مثال مانعة الجمع: «یا به نامزد الف رأی بده یا ب؛ به الف رأی دادی؛ پس به ب رأی ندادی» ✓ — اما از «به ب رأی ندادی» نمی‌توان نتیجه گرفت به الف رأی دادی (شاید به نامزد سومی رأی دادی).
مثال مانعة الرفع: «یا از شماره پرونده یا شماره ملی؛ از پرونده موفق نشد؛ پس از شماره ملی موفق می‌شود» ✓ — اما اگر از پرونده موفق شد، نمی‌توان گفت از ملی موفق نمی‌شود (شاید هر دو کار کند).

ارتباط با ریاضیات، منطق نمادین و فناوری

در ریاضیات: نقیضه‌ی یک قضیه (¬q¬p\neg q \to \neg p) با خود قضیه (pqp\to q) هم‌ارز است — این دقیقاً همان رفع تالی است. اما عکس قضیه (qpq\to p) لزوماً صادق نیست — این همان مغالطه‌ی وضع تالی است. مثال: «اگر متساوی‌الاضلاع باشد، آنگاه متساوی‌الساقین است» درست است، اما عکسش (هر متساوی‌الساقینی متساوی‌الاضلاع است) نادرست است.

در منطق نمادین با نمادهای \rightarrow (اگر...آنگاه)، \vee (یا)، \wedge (و)، ¬\neg (نقیض): pqp\to q فقط وقتی کاذب است که pp صادق و qq کاذب باشد. این یعنی «اگر ماه از پنیر باشد، آنگاه ۲+۲=۴» در منطق نمادین صادق است (چون مقدم کاذب است)! این را «پارادوکس مواد شرطی» می‌نامند و نشان می‌دهد منطق نمادین با زبان طبیعی تفاوت دارد.

در مدارهای الکترونیکی و هوش مصنوعی، گیت‌های AND/OR/NOT دقیقاً همین قواعد منطقی را پیاده می‌کنند (صادق=۱، کاذب=۰). عملگر OR در موتورهای جست‌وجو در واقع مانعة الرفع است (نه حقیقی)، چون نتایج حاوی هر دو کلمه را هم نشان می‌دهد.

مغالطه‌ی رایج روزمره «Post Hoc» شبیه مغالطه‌ی وضع تالی است: «بعد از خوردن این دارو بهبود یافتم، پس این دارو مرا درمان کرد» — نتیجه‌ای نامعتبر، چون بهبود می‌توانست دلایل دیگری هم داشته باشد.

در استدلال حقوقی، وضع مقدم پرکاربردترین استدلال است («اگر متهم در صحنه‌ی جرم بوده، مظنون اصلی است؛ او در صحنه بوده؛ پس مظنون اصلی است») اما بازپرس باید از مغالطه‌ی وضع تالی بپرهیزد (از مظنون‌بودن نمی‌توان نتیجه گرفت در صحنه بوده است).

فارابی (معلم ثانی، ۲۶۰-۳۳۹ هـ.ق) منطق را «دستور زبان تفکر» می‌دانست: «نسبت فن منطق به عقل و فکر مانند نسبت فن نحو به زبان و الفاظ است.»

تمرین تشخیص نوع منفصل (نمونه‌های بیشتر)

قضیه نوع دلیل
«یا گروه خونی او AB است یا O» مانعة الجمع ممکن است هیچ‌کدام (مثلاً A)؛ هر دو ممکن نیست
«یا این طرح تصویب می‌شود یا رد» حقیقی یک طرح یا تصویب یا رد می‌شود — نه هر دو، نه هیچ‌کدام
«یا کارت پایان خدمت بیاور یا کارت معافیت» مانعة الرفع باید حتماً یکی را بیاوری؛ هر دو را هم می‌توانی بیاوری
«حروف انگلیسی یا صدادار یا بی‌صدا» حقیقی یک حرف هم‌زمان هر دو یا هیچ‌کدام نمی‌شود

جدول جامع قیاس اتصالی (چهار حالت با مثال کامل)

قاعده مقدمه‌ی حملی نتیجه اعتبار
وضع مقدم الف ب ✓ معتبر
رفع تالی نقیض ب نقیض الف ✓ معتبر
رفع مقدم نقیض الف نقیض ب؟ ✗ مغالطه
وضع تالی ب الف؟ ✗ مغالطه

مثال شروع کتاب (وضع تالیِ مغالطه‌آمیز): «اگر کودکم همان بیماری را گرفته باشد، تب و دل‌درد خواهد داشت؛ کودکم تب و دل‌درد دارد؛ پس همان بیماری را گرفته است» ✗ — چون تب و دل‌درد علل دیگری هم می‌تواند داشته باشد.

تمرین‌های پایان درس کتاب (با پاسخ کامل)

استدلال نوع اعتبار
«سیگار نمی‌کشم پس عمر طولانی دارم» رفع مقدم ✗ مغالطه
«اسلحه دارد پس پلیس مخفی است» وضع تالی ✗ مغالطه
«مسافران می‌آیند پس جاده بسته نیست» رفع تالی ✓ معتبر
«جاده بسته نیست پس مسافران می‌آیند» رفع مقدم ✗ مغالطه
«مسافران نمی‌آیند پس جاده بسته است» رفع تالی ✓ معتبر

قیاس انفصالی — مثال کامل با چهار حالت

«یا این عدد طبیعی زوج است یا فرد» (منفصل حقیقی):

  • این عدد زوج است → پس فرد نیست ✓
  • این عدد فرد است → پس زوج نیست ✓
  • این عدد زوج نیست → پس فرد است ✓
  • این عدد فرد نیست → پس زوج است ✓
    (هر ۴ حالت در منفصل حقیقی معتبرند، چون یکی حتماً صادق و دیگری حتماً کاذب است.)

نقیض‌نقیض و رابطه‌ی اگر-فقط‌اگر (فراتر از کتاب)

¬(¬p)p\neg(\neg p) \equiv p

در منطق دهم، قضیه‌ی شرطی متصل همیشه یک‌طرفه (\rightarrow) است، برخلاف «اگر و فقط اگر» (\leftrightarrow) که دوطرفه است — به همین دلیل از اثبات تالی نمی‌توان مقدم را نتیجه گرفت.

منطق بولی و اینترنت

عملگر نماد نوع منطقی
AND + یا & عطف
OR | انفصال (مانعة الرفع، نه حقیقی)
NOT - نقیض

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در کدام‌یک از قضایای زیر، به اتصال یا انفصال میان دو نسبت حکم شده است؟

  • مثلث، یک شکل سه‌ضلعی است.
  • اگر هوا سرد شود، آب یخ می‌زند.
  • جیوه یک فلز مایع است.
  • هر انسانی، فانی است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اگر هوا سرد شود، آب یخ می‌زند.» پاسخ درست است. در «اگر هوا سرد شود آب یخ می‌زند» به اتصال میان دو نسبت (سرد شدن هوا، یخ زدن آب) حکم شده، پس شرطی متصل است. اما «مثلث، یک شکل سه‌ضلعی است.» تنها یک نسبت (میان مثلث و سه‌ضلعی بودن) را بیان می‌کند، نه اتصال یا انفصال میان دو نسبت. «جیوه یک فلز مایع است.» نیز فقط یک نسبت حملی دارد. «هر انسانی، فانی است.» هم یک قضیه حملی کلی است و نسبتی به نسبت دیگر متصل یا منفصل نشده. تلهٔ تستی: در این‌گونه سؤالات باید دقت کرد که «حکم به اتصال یا انفصال» یعنی وجود دو نسبتِ جداگانه که به هم مرتبط شده‌اند؛ صرفِ داشتن فعل یا محتوای علمی، قضیه را شرطی نمی‌کند.

2. در قضیه «با والیبال خداحافظی خواهم کرد؛ در صورتی که در بازی فردا برنده نشویم»، مقدم کدام است؟

  • با والیبال خداحافظی می‌کنم
  • بازی فردا برگزار شود
  • در بازی فردا برنده نشویم
  • عبارتِ «در صورتی که»

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«در بازی فردا برنده نشویم» پاسخ درست است. گامِ اول: ادات شرط را می‌یابیم؛ در این جمله «در صورتی که» ادات شرط است. گامِ دوم: آنچه بلافاصله پس از ادات شرط می‌آید مقدم است، پس مقدم «در بازی فردا برنده نشویم» است. وارسیِ مستقل: جمله را به قالبِ استانداردِ «اگر ... آنگاه ...» بازنویسی می‌کنیم: «اگر در بازی فردا برنده نشویم، آنگاه با والیبال خداحافظی خواهم کرد»؛ در این بازنویسی جایگاهِ مقدم و تالی بدون ابهام روشن است. «با والیبال خداحافظی می‌کنم» تالی (جوابِ شرط) است، نه مقدم. «بازی فردا برگزار شود» اصلاً در جمله به‌عنوان شرط ذکر نشده؛ برگزاریِ بازی مفروضِ زمینه‌ای است، نه مقدمِ قضیه. «عبارتِ «در صورتی که»» تنها ادات شرط است و خودش هیچ نسبتی را بیان نمی‌کند، پس نمی‌تواند مقدم باشد. تلهٔ تستی: در این قضیه مقدم در انتهای جمله آمده نه ابتدای آن؛ نباید صرفاً بر اساس ترتیب کلمات، بخش اول جمله را مقدم فرض کرد.

3. قضیه «یا این عدد طبیعی زوج است یا فرد» چه نوع قضیه‌ای است؟

  • مانعة الرفع
  • شرطی متصل
  • منفصل حقیقی
  • مانعة الجمع

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در «یا این عدد طبیعی زوج است یا فرد»، هیچ عدد طبیعی نمی‌تواند هم‌زمان زوج و فرد باشد (جمع در صدق محال) و هیچ عددی هم نمی‌تواند نه زوج باشد نه فرد (جمع در کذب محال)، پس این قضیه «منفصل حقیقی» است. «شرطی متصل» نادرست است چون ادات «یا...یا» نشانهٔ انفصال است نه اتصال. «مانعة الجمع» نادرست است چون در این قضیه جمع در کذب هم محال است، نه فقط جمع در صدق. «مانعة الرفع» هم نادرست است چون جمع در صدق نیز محال است، نه فقط جمع در کذب. تلهٔ تستی: باید هر دو سؤال (امکان صدق هر دو و امکان کذب هر دو) را جداگانه بررسی کرد؛ اکتفا به یکی از آنها به پاسخ نادرست می‌انجامد.

4. در قضیه «تیم ما حتماً برنده می‌شود؛ البته اگر فلانی در خط حمله بازی کند»، تالی کدام است؟

  • قید تأکید حتماً بودن
  • تیم حتماً برنده می‌شود
  • فلانی در حمله بازی کند
  • بازی در خط حملهٔ تیم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تالی بخشی از قضیه شرطی است که جواب شرط را بیان می‌کند؛ در این جمله «اگر فلانی در حمله بازی کند» مقدم است و جواب آن یعنی «تیم حتماً برنده می‌شود» تالی است. «فلانی در حمله بازی کند» خود مقدم است، نه تالی. «بازی در خط حملهٔ تیم» بخشی ناقص و گنگ از مقدم است. «قید تأکید حتماً بودن» صرفاً یک قید تأکیدی داخل تالی است، نه خود تالی. تلهٔ تستی: در این جمله تالی در ابتدا و مقدم (با ادات «اگر») در انتها آمده؛ ترتیب ظاهری کلمات نباید معیار تشخیص مقدم/تالی قرار گیرد، بلکه باید بر اساس ادات شرط و معنا تصمیم گرفت.

5. در یک قضیه شرطی، آیا لزوماً مقدم در ابتدای جمله می‌آید؟

  • بله، همیشه اول می‌آید
  • خیر، بستگی به ساختار و معنا دارد
  • فقط در قضایای منفصل چنین است
  • بله، مگر در شعر کلاسیک

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«خیر، بستگی به ساختار و معنا دارد» پاسخ درست است. گامِ اول: مقدم بر پایهٔ نقشِ منطقی‌اش تعریف می‌شود (بخشی که شرط را بیان می‌کند)، نه بر پایهٔ جایگاهش در جمله. گامِ دوم: برای رد کردنِ ادعای «همیشه اول می‌آید» یک نمونهٔ نقض کافی است: در «با والیبال خداحافظی خواهم کرد؛ در صورتی که در بازی فردا برنده نشویم» مقدم در انتهای جمله آمده است. وارسیِ مستقل: جملهٔ «امشب می‌نویسم؛ اگر وقت پیدا کنم» نیز همین ساختار را دارد و در آن هم تالی زودتر از مقدم آمده؛ پس ادعا با دو نمونهٔ نقضِ مستقل باطل می‌شود. «بله، همیشه اول می‌آید» با همین دو نمونهٔ نقض رد می‌شود. «فقط در قضایای منفصل چنین است» نادرست است چون قضیهٔ منفصل اصلاً مقدم و تالی ندارد، بلکه دو طرفِ انفصال دارد؛ پس این گزینه اساساً موضوعیت ندارد. «بله، مگر در شعر کلاسیک» نادرست است چون این جابه‌جایی مخصوصِ شعر نیست و در نثر و گفتارِ روزمره هم به‌فراوانی رخ می‌دهد. تلهٔ تستی: تشخیص مقدم و تالی باید همیشه از روی ادات شرط و معنا انجام شود، نه از روی جایگاه ظاهری کلمات در جمله.

6. قضیه «یا گروه خونی او A است یا B» چه نوع منفصلی است؟

  • شرطی متصل است
  • منفصل حقیقی است
  • منفصل مانعة الجمع است
  • منفصل مانعة الرفع است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در قضیه «یا گروه خونی او A است یا B»، هر دو جزء نمی‌توانند هم‌زمان صادق باشند (کسی هم‌زمان فقط A و فقط B نیست)، اما می‌توانند هم‌زمان کاذب باشند (اگر گروه خونی او AB یا O باشد)، پس «منفصل مانعة الجمع است». «منفصل حقیقی» نادرست است چون در حقیقی، کذب هر دو هم باید محال باشد، در حالی‌که اینجا ممکن است. «منفصل مانعة الرفع» نادرست است چون در مانعة الرفع باید صدق هر دو ممکن باشد، نه کذب هر دو. «شرطی متصل» هم نادرست است چون ادات «یا...یا» نشانهٔ انفصال است. تلهٔ تستی: باید توجه کرد که گروه‌های خونی محدود به A و B نیستند (AB و O هم وجود دارند)، پس صرفاً از دیدن «یا A یا B» نباید نتیجه گرفت این دو تنها حالت‌های ممکن‌اند.

7. کدام قضیه، یک منفصل مانعة الرفع است؟

  • یا در این کارگاه از شیرهٔ خرما استفاده می‌شود یا از شیرهٔ انگور
  • یا او بیدار است یا خواب
  • یا می‌توانی به نامزد الف رأی بدهی یا به نامزد ب
  • یا این عددِ ناصفر مثبت است یا منفی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«یا در این کارگاه از شیرهٔ خرما استفاده می‌شود یا از شیرهٔ انگور» پاسخ درست است. گامِ اول (جمع در صدق): آیا هر دو می‌توانند هم‌زمان صادق باشند؟ بله؛ کارگاه می‌تواند از هر دو شیره با هم استفاده کند، چون این دو راه با هم ناسازگار نیستند. گامِ دوم (جمع در کذب): آیا هر دو می‌توانند هم‌زمان کاذب باشند؟ خیر؛ کارگاهی که کارش شیره است دست‌کم یکی از این دو را به‌کار می‌برد. صدقِ هم‌زمان ممکن و کذبِ هم‌زمان محال، دقیقاً تعریفِ مانعةالرفع است. وارسیِ مستقل با آزمونِ استنتاج: در مانعةالرفع فقط مسیرِ «نفی یکی ← اثبات دیگری» معتبر است؛ اینجا از «شیرهٔ خرما به‌کار نرفته» می‌توان «شیرهٔ انگور به‌کار رفته» را نتیجه گرفت، ولی از «شیرهٔ خرما به‌کار رفته» هیچ نتیجه‌ای دربارهٔ شیرهٔ انگور به‌دست نمی‌آید — همان رفتارِ مانعةالرفع. «یا این عددِ ناصفر مثبت است یا منفی» منفصل حقیقی است، چون عددِ ناصفر نه هم‌زمان هر دو است و نه هیچ‌کدام. «یا او بیدار است یا خواب» نیز حقیقی است، چون این دو حالت نه هم‌زمان ممکن‌اند و نه هم‌زمان منتفی. «یا می‌توانی به نامزد الف رأی بدهی یا به نامزد ب» مانعةالجمع است، چون هر دو رأی با هم ممکن نیست ولی می‌توان به هیچ‌کدام رأی نداد. تلهٔ تستی: مانعةالرفع را باید از حقیقی افتراق داد؛ در مانعةالرفع، برخلافِ حقیقی، امکانِ صدقِ هم‌زمانِ هر دو طرف وجود دارد و تنها کذبِ هم‌زمان ممنوع است.

8. تفاوت اصلی قیاس اقترانی و استثنایی در چیست؟

  • اقترانی فقط از شرطیه تشکیل می‌شود
  • تفاوت در تعداد مقدمات آنهاست
  • وجود عین یا نقیض نتیجه در مقدمات
  • استثنایی همیشه قطعی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تفاوت اصلی قیاس اقترانی و استثنایی این است که در قیاس استثنایی، عین نتیجه یا نقیض آن در یکی از مقدمات ذکر شده، در حالی‌که در قیاس اقترانی نتیجه از ترکیب دو مقدمهٔ حملی به‌دست می‌آید و در هیچ‌کدام از مقدمات عیناً نیامده است؛ به همین دلیل «وجود عین یا نقیض نتیجه در مقدمات» پاسخ درست است. «تفاوت در تعداد مقدمات آنهاست» نادرست است چون هر دو نوع قیاس معمولاً دو مقدمه دارند. «استثنایی همیشه قطعی است» نادرست است چون برخی حالات قیاس استثنایی (مانند رفع مقدم و وضع تالی) نامعتبر و مغالطه‌اند. «اقترانی فقط از شرطیه تشکیل می‌شود» نادرست است چون مقدمات قیاس اقترانی معمولاً از قضایای حملی (محصورات چهارگانه) تشکیل می‌شوند. تلهٔ تستی: نباید «استثنایی» را با «همیشه معتبر بودن» اشتباه گرفت؛ استثنایی‌بودن فقط به ساختار مقدمات مربوط است، نه به اعتبار قطعی نتیجه.

9. قاعده «وضع مقدم» در قیاس استثنایی اتصالی چه نتیجه‌ای در پی دارد؟

  • اثبات مقدم
  • اثبات تالی
  • نفی مقدم
  • نفی تالی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قاعده وضع مقدم می‌گوید وقتی مقدم (شرط) اثبات شود، تالی (نتیجه) نیز حتماً اثبات می‌شود؛ چون ملازمه از این طرف قطعی است. «نفی مقدم» ربطی به وضع مقدم ندارد و اصلاً نتیجهٔ آن نیست، بلکه نام قاعده‌ای دیگر (رفع مقدم) است. «نفی تالی» هم نتیجهٔ قاعدهٔ رفع تالی است نه وضع مقدم. «اثبات مقدم» با وضع مقدم اشتباه گرفته نشود؛ اثبات مقدم، مقدمهٔ حملیِ به‌کاررفته در این قاعده است، نه نتیجهٔ آن. تلهٔ تستی: نباید «اثبات مقدم» (که در مقدمهٔ حملی می‌آید) را با «اثبات تالی» (که نتیجهٔ نهایی است) اشتباه گرفت.

10. قیاس «اگر باران ببارد هوا ابری است. هوا ابری نیست. پس باران نمی‌بارد» از چه قاعده‌ای پیروی می‌کند؟

  • وضع مقدم
  • وضع تالی
  • رفع تالی
  • رفع مقدم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در این قیاس، مقدمهٔ حملی «هوا ابری نیست» نقیض تالی (هوا ابری است) را بیان می‌کند و نتیجه، نقیض مقدم (باران نمی‌بارد) است؛ این دقیقاً ساختار قاعدهٔ «رفع تالی» است. «وضع مقدم» نادرست است چون در وضع مقدم باید خود مقدم (باران می‌بارد) اثبات شود، نه نقیض تالی. «وضع تالی» نادرست است چون در وضع تالی باید خود تالی (هوا ابری است) اثبات شود، نه نقیضش. «رفع مقدم» هم نادرست است چون در رفع مقدم باید نقیض مقدم در مقدمهٔ حملی بیاید، نه نقیض تالی. تلهٔ تستی: کلید تشخیص، دقت به این نکته است که در مقدمهٔ حملی «نقیضِ کدام بخش» (مقدم یا تالی) آمده است، نه صرفاً وجود کلمهٔ «نیست».

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان