پرش به محتوای اصلی

درس 5 (عربی نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 5 (عربی نهم)

موضوع درس

درس پنجم عربی نهم با عنوان حَیَواناتُ الْغابَة (حیوانات جنگل) داستان روباه و آهویی است که در گودالِ صیادان می‌افتند. کبوتر و سگ آن‌ها را ناامید می‌کنند («بالا نرو، تو نمی‌توانی»)، اما روباه که کم‌شنواست گمان می‌کند دارند تشویقش می‌کنند و با تلاش بیرون می‌آید؛ آهو ناامید می‌شود و می‌ماند تا سرانجام با تشویق حیوانات او هم نجات می‌یابد. پیام درس: پشتکار و امید کلید موفقیت است. قاعدۀ درس: فِعْلُ النَّهْی (۱) — نهی برای مفرد مذکر و مؤنث.

حدیث درس: «مَنْ طَلَبَ شَیْئاً وَ جَدَّ، وَجَدَ، وَ مَنْ قَرَعَ باباً وَ لَجَّ وَلَجَ» — هر که چیزی خواست و کوشید، یافت؛ و هر که دری کوبید و پافشاری کرد، وارد شد.

واژگان کلیدی

کلمه معنی نکته
أَسَدٌ / ثَعْلَبٌ / کَلْبٌ شیر / روباه / سگ
ثَقِیلُ السَّمْعِ کم‌شنوا ترکیب وصفی
جَدَّ (یَجِدُّ) کوشید فعل مضاعف
لَجَّ (یَلِجُّ) پافشاری کرد فعل مضاعف
وَلَجَ داخل شد مترادف: دَخَلَ
قَرَعَ (یَقْرَعُ) کوبید مترادف: طَرَقَ
حاوَلَ (یُحاوِلُ) تلاش کرد باب مُفاعَلة
جَرَّحَ (یُجَرِّحُ) زخمی کرد باب تَفْعِیل
شَجَّعَ عَلی تشویق کرد به باب تَفْعِیل
مَصِیرٌ سرنوشت هم‌ریشه با صارَ
رائِدٌ جلودار، پیشرو وزن فاعِل
نَجاحٌ موفقیت مقابل: فَشَلٌ
الرَّجاءُ امید مقابل: الیأسُ
نَقَصَ (یَنْقُصُ) کم شد مقابل: زادَ
ظَنَّ (یَظُنُّ) گمان کرد فعل مضاعف
ماتَ (یَمُوتُ) مُرد اجوف واوی
حَدِیقَةُ الْحَیَوانات باغ‌وحش ترکیب اضافی

نکتۀ امتحانی: «ثَقِیلُ السَّمْعِ» یک ترکیب وصفی است، نه یک کلمۀ مستقل؛ در ترجمه «کم‌شنوا» یا «سنگین‌گوش».

قاعده: فعل نهی مفرد

فعل نهی برای بازداشتن از انجام کاری است و معنایش «نکن» می‌شود.

قانون: نهی = «لا» + فعل مضارعِ مجزوم

شخص مضارع نهی ترجمه
مفرد مذکر مخاطب تَفْعَلُ لا تَفْعَلْ نکن
مفرد مؤنث مخاطب تَفْعَلِینَ لا تَفْعَلِی نکن (به دختر)

«لا»یِ ناهیه فعل مضارع را مجزوم می‌کند: در مذکر حرف آخر ساکن می‌شود و در مؤنث «نَ» حذف می‌شود.

مهم‌ترین نکتۀ درس: فرق نهی با مضارع منفی

جمله نوع ترجمه
لا تَحْزَنُ مضارع منفی غمگین نمی‌شوی
لا تَحْزَنْ نهی غمگین نشو
لا تَکْذِبِینَ مضارع منفی دروغ نمی‌گویی
لا تَکْذِبِی نهی دروغ نگو

کلید تشخیص: آخرِ فعلِ مذکر ضمه (ُ) = مضارع منفی، ساکن (ْ) = نهی. آخرِ فعلِ مؤنث «ـِینَ» = مضارع منفی، «ـِی» = نهی.

نمونه از متن درس: لا تَصْعَدْ (بالا نرو) / لا تَصْعَدِی / لا تَیْأَسْ (ناامید نشو) / لا تَیْأَسِی.

نمونه‌های جدول کتاب: کَتَبَ ← لا تَکْتُبْ / لا تَکْتُبِی. صَرَخَ ← لا تَصْرُخْ / لا تَصْرُخِی. جَلَسَ ← لا تَجْلِسْ / لا تَجْلِسِی.

امر و نهی کنار هم: «اِزْرَعْ صَداقَةً وَ لا تَزْرَعْ عَداوَةً» (دوستی بکار و دشمنی نکار) — و «أَبَداً» در جملۀ مثبت یعنی «تا ابد» ولی در جملۀ منفی یعنی «هرگز».

انواع «لا» — دام محبوب طراحان سؤال

نوع «لا» بعدش چه می‌آید؟ اثر مثال
ناهیه فعل مضارع مخاطب مجزوم (ساکن / حذف نَ) لا تَیْأَسْ = ناامید نشو
نافیه فعل مضارع تغییری نمی‌دهد (مرفوع) لا یَسْمَعُ = نمی‌شنود
نفی جنس اسم منصوب بدون تنوین لا رَجاءَ = هیچ امیدی نیست
جواب منفی تنها می‌آید لا، ما نَجَحَ = نه، موفق نشد

کلید تشخیص: اول ببینید بعد از «لا» اسم آمده یا فعل؛ اگر فعل بود، به حرکت آخر و شخصِ فعل نگاه کنید: مجزومِ مخاطب = ناهیه، مرفوع یا غایب = نافیه.

اشتباهات رایج

۱. «هر لا + مضارع یعنی نکن.» نه؛ فقط وقتی فعل مجزوم باشد نهی است. «لا تَصْعَدُ» یعنی «بالا نمی‌روی»، ولی «لا تَصْعَدْ» یعنی «بالا نرو».

۲. «نهی مؤنث لا تَصْعَدِینَ است.» نه؛ در نهی «نَ» حذف می‌شود: لا تَصْعَدِی.

۳. «نهی از فعل امر ساخته می‌شود.» نه؛ ساختی مثل «لا اُکْتُبْ» در عربی وجود ندارد. نهی همیشه از مضارع ساخته می‌شود: لا تَکْتُبْ.

۴. «جمع غیرعاقل فعل جمع می‌گیرد.» نه؛ حکم مفرد مؤنث دارد: «اَلْحَیَواناتُ هَرَبَتْ»، نه «هَرَبُوا».

۵. «هر لایی ناهیه است.» نه؛ «لا» در «لا رَجاءَ لِنَجاتِکِ» لایِ نفی جنس است که بر سرِ اسم می‌آید؛ لایِ ناهیه فقط بر سرِ فعل مضارعِ مخاطب می‌آید.

نکات فراتر از کتاب

  • در قرآن: ﴿لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ﴾ (یوسف:۸۷)، ﴿لا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنا﴾ (توبه:۴۰)، ﴿لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ﴾ (زمر:۵۳).
  • آرایۀ جناس در حدیث درس: «جَدَّ» (کوشید) و «وَجَدَ» (یافت) شبیه هم‌اند اما دو ریشۀ متفاوت دارند (ج-د-د و و-ج-د)؛ همین شباهت، حدیث را به‌یادماندنی می‌کند.
  • نهیِ فعل‌های معتل و مضاعف (فقط برای شناختن، نه ساختن): قالَ ← لا تَقُلْ (نگو)، خافَ ← لا تَخَفْ (نترس)، نَسِیَ ← لا تَنْسَ (فراموش نکن)، ظَنَّ ← لا تَظُنَّ (گمان نکن). نمونۀ قرآنی: ﴿وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا﴾ (قصص:۷۷).
  • از کنز الحکمة: «قَوْلُ لا أَعْلَمُ نِصْفُ الْعِلْمِ» (گفتن «نمی‌دانم» نیمی از دانش است) — دقت کنید «لا» در «لا أَعْلَمُ» نافیه است، نه ناهیه؛ چون «أَعْلَمُ» مرفوع مانده و فعلِ متکلم است.

نمونه سؤال

سؤال (تیزهوشانی). نوع «لا» در کدام گزینه با بقیه فرق دارد؟

  • ۱) لا تَصْعَدْ أَیُّهَا الثَّعْلَبُ.
  • ۲) لا تَقْطَعْ أَشْجارَ الْغابَةِ.
  • ۳) اَلْغَزالَةُ لا تَسْمَعُ صَوْتَ الصَّیّادِینَ.
  • ۴) لا تَیْأَسِی مِنَ النَّجاةِ أَبَداً.

پاسخ تشریحی: گزینۀ ۳ فرق دارد.

  • در هر چهار گزینه بعد از «لا» فعل مضارع آمده، پس باید از حرکتِ آخر و شخصِ فعل کمک بگیریم.
  • گزینه‌های ۱ و ۲: آخر فعل ساکن است و مخاطب هم هست ← نهی.
  • گزینۀ ۴: «نَ» حذف شده ← نهی مؤنث.
  • گزینۀ ۳: «لا تَسْمَعُ» دو نشانه دارد که نهی نیست — آخرش ضمه دارد (مجزوم نیست) و فاعلش «اَلْغَزالَةُ» است، یعنی فعل غایب است نه مخاطب ← مضارع منفی: «آهو صدای صیادان را نمی‌شنود».

سؤال (سطح امتحان مدرسه). عبارت زیر را دقیق ترجمه کنید: «یا أُخْتِی، لا تَیْأَسِی وَ حاوِلِی مَرَّةً أُخْری.»

پاسخ تشریحی: «یا أُخْتِی» = ای خواهرم. «لا تَیْأَسِی» نهی مفرد مؤنث از «یَئِسَ» است («نَ» حذف شده) = ناامید نشو. «حاوِلِی» امر مفرد مؤنث از «حاوَلَ» (باب مُفاعَلة) = تلاش کن. «مَرَّةً أُخْری» = بارِ دیگر. ترجمۀ نهایی: «ای خواهرم، ناامید نشو و بارِ دیگر تلاش کن.»

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. كدام يك از جملات زير شامل يك فعل امر و يك فعل نهی است؟

  • اُصْدُقْ فِی حَیاتِکَ وَ لا تَکْذِبْ أَبَداً
  • لا تَحْزَنْ وَ لا تَیْأَسْ فِی حَیاتِکَ أَبَداً
  • اِدْرُسْ وَ اِجْتَهِدْ فِی حَیاتِکَ دائِماً
  • لا تَکْتُبُ الدَّرْسَ وَ لا تَقْرَأُ الْکِتابَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اُصْدُقْ» با همزهٔ وصل و بدونِ «لا» آمده، پس فعلِ امر است (راستگو باش). «لا تَکْذِبْ» با «لا» و آخرِ ساکن آمده، پس فعلِ نهی است (دروغ نگو). پس گزینهٔ «اُصْدُقْ فِی حَیاتِکَ وَ لا تَکْذِبْ أَبَداً» دقیقاً یک فعلِ امر و یک فعلِ نهی دارد. رد گزینه‌های نادرست: «لا تَحْزَنْ وَ لا تَیْأَسْ فِی حَیاتِکَ أَبَداً» هر دو فعلش با «لا» و آخرِ ساکن آمده، پس هر دو نهی‌اند، نه یک امر و یک نهی. «اِدْرُسْ وَ اِجْتَهِدْ فِی حَیاتِکَ دائِماً» هر دو فعلش بدونِ «لا» و با همزهٔ وصل آمده، پس هر دو امرند، نه یک امر و یک نهی. «لا تَکْتُبُ الدَّرْسَ وَ لا تَقْرَأُ الْکِتابَ» هر دو فعلش با «لا» اما با ضمهٔ آخر (نه سکون) آمده، پس هر دو مضارعِ منفی‌اند، نه امر یا نهی. تلهٔ تستی: باید دقت کرد که «امر» هرگز با «لا» همراه نمی‌شود و «نهی» همیشه با «لا» و آخرِ ساکنِ مخاطب می‌آید؛ فعلِ با «لا» و ضمهٔ آخر (مضارعِ منفی) با هیچ‌کدام از این دو اشتباه گرفته نشود.

2. در حديث «مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَ جَدَّ، وَجَدَ» كدام آرايهٔ ادبی ديده می‌شود؟

  • جناس
  • سجع
  • تضاد
  • تشبيه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در حدیثِ «مَنْ طَلَبَ شَیْئاً وَ جَدَّ، وَجَدَ»، دو کلمهٔ «جَدَّ» (کوشید) و «وَجَدَ» (یافت) از نظرِ آوایی به هم شبیه‌اند اما از دو ریشهٔ کاملاً متفاوت می‌آیند («ج-د-د» در برابرِ «و-ج-د»)؛ این دقیقاً تعریفِ آرایهٔ جناس است. پس گزینهٔ «جناس» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «سجع» نادرست است چون سجع به هم‌آهنگیِ آخرِ چند جمله (نه شباهتِ دو کلمهٔ منفرد در یک جمله) گفته می‌شود. «تضاد» نادرست است چون «جَدَّ» (کوشید) و «وَجَدَ» (یافت) دو مفهومِ متضاد نیستند، بلکه رابطهٔ علّی-معلولی (کوشش و نتیجه) دارند. «تشبیه» نادرست است چون تشبیه یعنی مانندکردنِ یک چیز به چیزِ دیگر با ادات یا قرینه، در حالی‌که در این حدیث چنین مقایسه‌ای دیده نمی‌شود. تلهٔ تستی: جناس را نباید با هم‌ریشگی اشتباه گرفت؛ «جَدَّ» و «وَجَدَ» با اینکه آوایاً شبیه‌اند، هیچ ریشهٔ مشترکی ندارند — همین تضادِ «شباهتِ ظاهری در برابرِ تفاوتِ ریشه» است که جناس را می‌سازد.

3. در عبارت «لا رَجاءَ لِنَجاتِکِ»، واژهٔ «رَجاءَ» چه نقش اعرابی دارد؟

  • اسمِ لای نفیِ جنس
  • مبتدا (در جملهٔ اسمیه)
  • خبر (در جملهٔ اسمیه)
  • مفعولٌ‌به (برایِ فعلی محذوف)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در «لا رَجاءَ لِنَجاتِکِ»، «رَجاءَ» بلافاصله بعد از «لا» آمده و منصوب و بدونِ تنوین است؛ این دقیقاً ساختارِ لای نفیِ جنس است که اسمِ خودش را منصوب می‌کند. پس گزینهٔ «اسمِ لای نفیِ جنس» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «مبتدا (در جملهٔ اسمیه)» نادرست است چون مبتدا باید مرفوع و با تنوین باشد («رَجاءٌ»)، در حالی‌که «رَجاءَ» منصوب و بدونِ تنوین است. «خبر (در جملهٔ اسمیه)» هم نادرست است؛ خبر هم معمولاً مرفوع می‌آید، و در ساختارِ لای نفیِ جنس اصلاً بحثِ خبرِ مرفوع در همان جایگاه مطرح نیست. «مفعولٌ‌به (برایِ فعلی محذوف)» نادرست است چون هیچ فعلی (نه ظاهر نه محذوفِ قابلِ‌تشخیص) در این عبارت وجود ندارد که «رَجاءَ» مفعولِ آن باشد؛ منصوب‌بودنِ «رَجاءَ» مستقیماً به‌خاطرِ «لا»ی نفیِ جنس است، نه یک فعل. تلهٔ تستی: منصوب‌بودنِ یک اسم همیشه به‌معنایِ مفعولٌ‌به‌بودن نیست؛ «لا»ی نفیِ جنس هم مستقلاً اسمِ بعدِ خودش را منصوب می‌کند، بدونِ نیاز به هیچ فعلی.

4. ترجمهٔ صحیح «لا تَیْأَسْ» و «لا تَیْأَسُ» به ترتیب کدام است؟

  • ناامید نمی‌شوی / ناامید نشو
  • هر دو به معنای «ناامید نشو»
  • هر دو به معنای «ناامید نمی‌شوی»
  • ناامید نشو / ناامید نمی‌شوی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لا تَیْأَسْ» با آخرِ ساکن آمده، پس فعلِ نهی است: «ناامید نشو». «لا تَیْأَسُ» با آخرِ ضمه (بدونِ جزم) آمده، پس فعلِ مضارعِ منفی است: «ناامید نمی‌شوی». پس گزینهٔ «ناامید نشو / ناامید نمی‌شوی» به همین ترتیب کاملاً درست است. رد گزینه‌های نادرست: «ناامید نمی‌شوی / ناامید نشو» ترجمهٔ دو فعل را کاملاً جابه‌جا کرده؛ فعلِ اولِ سؤال («لا تَیْأَسْ») با سکون آمده و باید «ناامید نشو» ترجمه شود، نه «ناامید نمی‌شوی». «هر دو به معنای «ناامید نشو»» تفاوتِ کلیدیِ حرکتِ آخر (سکون در برابرِ ضمه) را نادیده گرفته و هر دو فعل را یکسان ترجمه کرده، در حالی‌که این دو از نظرِ نوع (نهی در برابرِ مضارعِ منفی) کاملاً متفاوتند. «هر دو به معنای «ناامید نمی‌شوی»» هم همین اشتباه را از سمتِ دیگر تکرار کرده. تلهٔ تستی: تفاوتِ «لا تَیْأَسْ» (نهی) و «لا تَیْأَسُ» (مضارعِ منفی) فقط در یک حرکتِ آخر (سکون در برابرِ ضمه) نهفته است؛ این دقیقاً همان نکته‌ای است که متنِ درس آن را «مهم‌ترین نکتهٔ قاعدهٔ این درس» می‌داند.

5. در جمله «شَجَّعَتِ الْحَیَواناتُ الثَّعْلَبَ عَلَی الْخُرُوجِ»، نقش کلمهٔ «الثَّعْلَبَ» چیست؟

  • مبتدا و مرفوع
  • فاعل و مرفوع
  • مفعول و منصوب
  • خبر و منصوب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«الثَّعْلَبَ» در این جمله منصوب آمده (با فتحه) و چیزی است که فعلِ «شَجَّعَتِ» بر آن واقع شده؛ پس مفعولٌ‌به و منصوب است. معنایِ جمله: «حیوانات، روباه را به بیرون‌آمدن تشویق کردند». پس گزینهٔ «مفعول و منصوب» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «فاعل و مرفوع» نادرست است چون فاعلِ این جمله «الْحَیَواناتُ» است (که مرفوع آمده، با ضمه)، نه «الثَّعْلَبَ» که منصوب است. «مبتدا و مرفوع» نادرست است چون این جمله فعلیه است (با فعلِ «شَجَّعَتِ» آغاز شده)؛ در جملهٔ فعلیه مبتدایی وجود ندارد، و مبتدا هم باید مرفوع باشد نه منصوب. «خبر و منصوب» هم نادرست است؛ خبر مخصوصِ جملهٔ اسمیه است، و در همین جملهٔ فعلیه چنین نقشی اصلاً تعریف نمی‌شود. تلهٔ تستی: در جملهٔ فعلیهٔ متعدی، اسمِ منصوبِ بعد از فعل و فاعل معمولاً مفعولٌ‌به است؛ اما باید مطمئن شد که این اسم واقعاً دریافت‌کنندهٔ فعل است، نه یک ظرفِ مکان یا حالِ دیگر.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان