پرش به محتوای اصلی

درس 9 (عربی نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 9 (عربی نهم)

عنوان درس: تَأْثِیرُ الْأَلْوَانِ (تأثیر رنگ‌ها) — متنی علمی دربارهٔ اثر رنگ‌ها بر سلامت انسان و فواید ویتامین‌های A و C.

پیام درس: رنگ‌ها فقط برای زیبایی نیستند؛ بر اعصاب، خواب و سلامت اثر مستقیم دارند.

قاعدهٔ درس: ساعت‌خوانی در عربی + واژگان تخصصی علمی.

چکیدهٔ متن

دوست‌داشتنی‌ترین رنگ‌ها برای چشم، رنگ‌های طبیعی‌اند: سبز، آبی آسمانی و سپس زرد. اما نور قرمز اعصاب را تحریک می‌کند و احساس خستگی می‌آورد؛ برای همین قانون راهنمایی و رانندگی از آن در جاهایی که نیاز به توجه دارند (مثل چراغ راهنمایی) استفاده می‌کند. برای اتاق خواب، رنگ‌های آرام‌بخش مثل بنفش بهتر است. ویتامین A رشد کودکان را افزایش می‌دهد و برای چشم مفید است؛ خلبان‌ها در جنگ جهانی دوم پیش از حملات شبانه آن را می‌خوردند و در زردآلو، هویج و پوست پرتقال یافت می‌شود. ویتامین C در شیر تازه هست ولی در شیر خشک نیست؛ کمبودش را می‌توان با آب‌لیمو یا آب پرتقال جبران کرد.

واژگان کلیدی

واژه معنی نکته
تَأْثِیرٌ تأثیر مصدر باب تَفْعِیل از أَثَّرَ
تلْوِینٌ رنگ‌آمیزی مصدر باب تَفْعِیل از لَوَّنَ
أَحَبُّ / أَفْضَلُ / أَحْسَنُ محبوب‌تر / بهتر / نیکوتر اسم تفضیل، وزن أَفْعَلُ
سَمَاوِیٌّ آسمانی نسبت به سَمَاءٌ
مُهَدِّئٌ آرام‌بخش اسم فاعل باب تَفْعِیل
اِنْتِبَاهٌ توجه، دقت مصدر باب اِفْتِعَال
غَارَةٌ حمله، یورش جمع: غَارَاتٌ (جمع مؤنث سالم)
طَیّارٌ خلبان از طَارَ — یَطِیرُ
تَنَاولَ — یَتَنَاوَلُ خورد، دریافت کرد باب تَفَاعُل
طَازَجٌ ↔ مُجَفَّفٌ تازه ↔ خشک‌شده «طَازَجٌ» معرَّبِ فارسیِ «تازه»
قَلَّ — یَقِلُّ کم شد ضدّ: کَثُرَ — یَکْثُرُ
حَلِیبٌ / عَصِیرُ الْفَاکِهَة شیر / آب‌میوه ترکیب اضافی
جَزَرٌ / مِشْمِشٌ / قِشْرٌ هویج / زردآلو / پوست جمعِ قِشْر: قُشُورٌ
أَمْکَنَ — یُمْکِنُ ممکن بود باب إِفْعَال — فعل جامد
یَسْتَخْدِمُهُ آن را به کار می‌گیرد باب اِسْتِفْعَال + ضمیر مفعولی

نکتهٔ امتحانی: «یُمْکِنُ» فعل جامد است؛ فاعل انسانی نمی‌گیرد و فاعلش همیشه مصدر است — «یُمْکِنُ + مصدرِ مرفوع»، نه «هُوَ یُمْکِنُ».

قاعده: ساعت‌خوانی

چون «سَاعَةٌ» مؤنث است، برای ساعت از اعداد ترتیبی مؤنث استفاده می‌شود. استثنا: ساعت یک ← اَلْوَاحِدَةُ (نه اَلْأُولَی).

سه الگوی اصلی:

الگو ساخت مثال
ساعت کامل اَلسَّاعَةُ + عدد + تَمَاماً اَلسَّاعَةُ الْعَاشِرَةُ تَمَاماً (ساعت ده دقیقاً)
نیم و ربعِ گذشته اَلسَّاعَةُ + عدد + وَ + النِّصْفُ/الرُّبْعُ اَلسَّاعَةُ الثَّالِثَةُ وَالنِّصْفُ (سه و نیم)
ربع مانده اَلسَّاعَةُ + عددِ بعدی + إِلَّا رُبْعاً اَلسَّاعَةُ الثَّانِیَةُ إِلَّا رُبْعاً (یک ربع به دو)

اعداد ترتیبی مؤنث: اَلْوَاحِدَةُ، اَلثَّانِیَةُ، اَلثَّالِثَةُ، اَلرَّابِعَةُ، اَلْخَامِسَةُ، اَلسَّادِسَةُ، اَلسَّابِعَةُ، اَلثَّامِنَةُ، اَلتَّاسِعَةُ، اَلْعَاشِرَةُ، اَلْحَادِیَةَ عَشْرَةَ، اَلثَّانِیَةَ عَشْرَةَ.

پرسیدن ساعت: کَمِ السَّاعَةُ الْآنَ؟ — «کَمْ» مبتدا (محلاً مرفوع) و «السَّاعَةُ» خبرِ مرفوع است. کسرهٔ «کَمِ» فقط برای پرهیز از التقای دو ساکن است.

صبح یا عصر: بعد از عدد، قیدِ منصوبِ زمان می‌آید: صَبَاحاً (صبح)، ظُهْراً (ظهر)، مَسَاءً (عصر/شب) — اَلسَّاعَةُ السَّابِعَةُ صَبَاحاً.

تله‌های رایج

۱. «یُمْکِنُ مُعَالَجَةُ الْأَمْرَاضِ» — خیلی‌ها «مُعَالَجَةُ» را مفعولٌ‌به می‌گیرند و منصوب می‌نویسند؛ ولی فاعلِ «یُمْکِنُ» است و مرفوع می‌آید.

۲. «أَحَبُّ الْأَلوَانِ إِلَی الْعَیْنِ» — «إِلَی» بعد از اسم تفضیل یعنی «نزدِ»، نه «به‌سوی»: دوست‌داشتنی‌ترین رنگ‌ها نزدِ چشم.

۳. فعل پیش از فاعل، همیشه مفرد است: ذَهَبَ الطُّلَّابُ (نه ذَهَبُوا الطُّلَّابُ). در جملهٔ «کَانَ الطَّیَّارُونَ ... یَتَنَاوَلُونَهُ» هم «کَانَ» چون پیش از فاعلش آمده، مفرد است.

۴. ضمیر «هُ» در «یَسْتَخْدِمُهُ» ضمیر متصلِ مفعولی است و باید در ترجمه بیاید: «آن را (نور قرمز را) به کار می‌گیرد».

۵. «أَحَبُّ» استثنا نیست: اصلش «أَحْبَبُ» بر وزن أَفْعَلُ بوده که دو «ب» در آن ادغام شده‌اند. بقیهٔ اسم تفضیل‌ها: أَفْضَلُ، أَکْثَرُ، أَصْغَرُ، أَکْبَرُ.

۶. ساعت یک «اَلْوَاحِدَةُ» است، نه «اَلْأُولَی» — «اَلْأُولَی» برای ترتیب‌های دیگر است (مثل درسِ اول).

۷. «إِلَّا رُبْعاً» منصوب است، نه مجرور — «إِلَّا» ادات استثناست و «رُبْعاً» مستثنی.

۸. «کَمِ السَّاعَةُ؟» اضافه نیست — مضافٌ‌إلیه همیشه مجرور است، ولی «السَّاعَةُ» اینجا مرفوع آمده؛ پس مبتدا و خبر است.

فراتر از کتاب

چرا اعداد مرکب ۱۱ تا ۱۹ همیشه فتحه دارند؟ چون این اعداد در دستور عربی مبنی‌اند نه معرب؛ یعنی برخلاف بیشتر اسم‌ها، با تغییر نقششان در جمله حرکت آخرشان عوض نمی‌شود. برای همین «فِی السَّاعَةِ الثَّانِیَةَ عَشْرَةَ» با اینکه بعد از حرف جر آمده، باز هم در هر دو جزء فتحه دارد — این نه اشتباه است نه استثنا.

عدد ترتیبی باید در جنس با موصوفش بخواند: سَاعَةٌ مؤنث است ← اَلسَّاعَةُ الثَّالِثَةُ؛ ولی دَرْسٌ و صَفٌّ مذکرند ← اَلدَّرْسُ الثَّالِثُ، اَلصَّفُّ الثَّالِثُ. پیش از انتخاب شکل عدد، همیشه اول جنسِ موصوف را تشخیص بده.

ریشه‌شناسی: تَأْثِیرٌ از «أ-ث-ر» (أَثَرٌ، مُؤَثِّرٌ) — اِنْتِبَاهٌ از «ن-ب-ه» (نَبَّهَ، مُنَبِّهٌ، تَنْبِیهٌ که در اصل یعنی آگاه‌سازی) — طَیَّارٌ از «طَارَ» و هم‌ریشه با طَائِرٌ (پرنده)، طَائِرَةٌ (هواپیما) و مَطَارٌ (فرودگاه).

رنگ‌ها در قرآن: ﴿صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا﴾ (بقره: ۶۹) — ﴿وَ مِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَ غَرابِیبُ سُودٌ﴾ (فاطر: ۲۷). «غَرَابِیبُ سُودٌ» ترکیبی تأکیدی است: سیاه چون کلاغ (از غُرَاب).

نمونه سؤال

سؤال ۱. کلاس علوم ساعت «۸ و ربع» (اَلسَّاعَةُ الثَّامِنَةُ وَالرُّبْعُ) شروع می‌شود و یک ساعت و نیم طول می‌کشد. زمان پایان کلاس به عربی کدام است؟
۱) اَلسَّاعَةُ التَّاسِعَةُ وَالنِّصْفُ
۲) اَلسَّاعَةُ الْعَاشِرَةُ إِلَّا رُبْعاً
۳) اَلسَّاعَةُ التَّاسِعَةُ وَالرُّبْعُ
۴) اَلسَّاعَةُ الْعَاشِرَةُ تَمَاماً

پاسخ: گزینهٔ ۲. شروع ۸:۱۵ + یک ساعت = ۹:۱۵، به‌علاوهٔ نیم‌ساعت = ۹:۴۵. ساعت ۹:۴۵ یعنی یک ربع مانده به ۱۰ ← اَلسَّاعَةُ الْعَاشِرَةُ إِلَّا رُبْعاً. گزینه‌های ۱ و ۳ محاسبه را اشتباه کرده‌اند و گزینهٔ ۴ اصلاً دقیقه‌ها را حساب نکرده.

سؤال ۲. در عبارت «کَمِ السَّاعَةُ الْآنَ؟» نقش «کَمِ» و «السَّاعَةُ» به‌ترتیب کدام است؟
۱) مضاف — مضافٌ‌إلیه مجرور
۲) مبتدا — خبر مرفوع
۳) فاعل — مفعول‌به
۴) خبر مقدم — مبتدا مؤخر مجرور

پاسخ: گزینهٔ ۲. «کَمْ» مبتدا (محلاً مرفوع) و «السَّاعَةُ» خبرِ مرفوع آن است. گزینه‌های ۱ و ۴ هر دو «السَّاعَةُ» را مجرور فرض کرده‌اند، در حالی که با ضمه (السَّاعَةُ) آمده است؛ گزینهٔ ۳ هم نامرتبط است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. في عبارة «أحب الألوان إلی العين»، ما معنى «إلی»؟

  • في (در)
  • إلی (اتجاه)
  • عند (نزد)
  • من (از)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «عند (نزد)» درست است: در ساختارِ «اسمِ تفضیل + إِلَی» (مانندِ «أَحَبُّ … إِلَی»)، حرفِ «إِلَی» معنایِ «نزد/برای» می‌دهد، نه معنایِ رایجِ «جهت». گزینهٔ «إلی (اتجاه)» معنایِ لغویِ رایجِ «إِلَی» (جهت/به‌سویِ) را می‌دهد که در این ساختارِ خاص کاربرد ندارد. گزینه‌هایِ «من (از)» و «في (در)» اصلاً معادلِ حرفِ «إِلَی» نیستند؛ این‌ها ترجمهٔ حروفِ جرِ دیگری (مِنْ، فِی) هستند. تلهٔ تستی: خیلی‌ها فکر می‌کنند «إِلَی» همیشه معنایِ جهت (به‌سویِ) دارد؛ اما وقتی بعد از اسمِ تفضیل بیاید، این معنا به «نزد/برای» تغییر می‌کند.

2. أي الجمل التالية صحيحة من حيث القاعدة النحوية (تطابق الفعل مع الفاعل)؟

  • تذهب الطلاب
  • ذهب الطلاب
  • ذهبوا الطلاب
  • يذهبون الطلاب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «ذهب الطلاب» درست است: فعلِ «ذَهَبَ» پیش از فاعلِ جمعِ مذکرِ خود («الطُّلَّابُ») آمده و طبقِ قاعدهٔ «تقدمِ فعل بر فاعل»، مفرد باقی مانده — این دقیقاً شکلِ درست است. گزینهٔ «ذهبوا الطلاب» نادرست است؛ اینجا فعل پیش از فاعل آمده اما به‌اشتباه جمع بسته شده (ذَهَبُوا)، در حالی‌که باید مفرد بماند. گزینهٔ «يذهبون الطلاب» نیز به همین دلیل نادرست است؛ فعلِ مضارعِ جمع پیش از فاعل آمده، که خلافِ قاعده است. گزینهٔ «تذهب الطلاب» نادرست است؛ «تَذْهَبُ» صیغهٔ مؤنث است، در حالی‌که «الطُّلَّابُ» جمعِ مذکر است؛ این یک خطایِ مطابقتِ جنسیتی است، جدا از مسئلهٔ مفرد/جمع‌بودن. تلهٔ تستی: وقتی فعل پیش از فاعل می‌آید، همیشه مفرد می‌ماند — چه فاعل مفرد باشد، چه مثنی، چه جمع؛ فقط جنسیتِ فعل (مذکر/مؤنث) باید با فاعل مطابقت داشته باشد، نه عددش.

3. في جملة «يستخدمه قانون المرور»، إلى ماذا يعود الضمير «ه»؟

  • الْعَصِیرُ الْبَارِدُ
  • قانون المرور
  • النور الأحمر
  • اللَّیْلُ الْمُظْلِمُ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «النور الأحمر» درست است: در جملهٔ «یَسْتَخْدِمُهُ قَانُونُ الْمُرُورِ»، ضمیرِ «هُ» به «النُّورُ الْأَحْمَرُ» (نورِ قرمز) برمی‌گردد، چون این همان چیزی است که قانونِ راهنمایی «به‌کار می‌گیرد». گزینهٔ «قانون المرور» نادرست است؛ ضمیر نمی‌تواند به فاعلِ خودِ فعل (قانون المرور) برگردد، چون این خودِ استفاده‌کننده است، نه چیزی که استفاده می‌شود. گزینهٔ «اللَّیْلُ الْمُظْلِمُ» (شبِ تاریک) نادرست است؛ در این جمله هیچ اشاره‌ای به شب نیست که ضمیر به آن برگردد. گزینهٔ «الْعَصِیرُ الْبَارِدُ» (آب‌میوهٔ سرد) نیز نادرست است؛ این کلمه اصلاً در این جمله نیامده تا مرجعِ ضمیر باشد. تلهٔ تستی: باید مراقب بود که ضمیر به فاعلِ فعل (قانون المرور) برنگردد؛ فاعل، استفاده‌کننده است، و ضمیر به مفعولِ منطقیِ فعل (نورِ قرمز) اشاره دارد.

4. إلى أي ساعة تشير عبارة «ذهبت إلی المدرسة في الساعة الثانية عشرة»؟

  • 11:0011:00
  • 10:0010:00
  • 12:0012:00
  • 2:002:00

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «12:0012:00» درست است: «الثَّانِیَةَ عَشْرَةَ» عددِ ترتیبیِ مؤنثِ «دوازده» است؛ پس «فِی السَّاعَةِ الثَّانِیَةَ عَشْرَةَ» یعنی «در ساعتِ دوازده». گزینهٔ «10:0010:00» با عددِ «الْعَاشِرَةُ» (ده) اشتباه گرفته شده، در حالی‌که این عدد در جمله نیامده است. گزینهٔ «11:0011:00» با عددِ مرکبِ «الْحَادِیَةَ عَشْرَةَ» (یازده) اشتباه گرفته شده که شبیهِ ظاهریِ «الثَّانِیَةَ عَشْرَةَ» است اما جزءِ اولش متفاوت است. گزینهٔ «2:002:00» با عددِ ساده «الثَّانِیَةُ» (دو، بدونِ «عَشْرَةَ») اشتباه گرفته شده؛ وجودِ «عَشْرَةَ» در جمله دقیقاً همان چیزی است که عدد را از «دو» به «دوازده» تغییر می‌دهد. تلهٔ تستی: اعدادِ مرکبِ ۱۱ و ۱۲ (الْحَادِیَةَ عَشْرَةَ/الثَّانِیَةَ عَشْرَةَ) از نظرِ ظاهری شبیهِ هم‌اند؛ فقط جزءِ اول (الْحَادِیَةَ/الثَّانِیَةَ) است که آن‌ها را از هم متمایز می‌کند.

5. ضد «طازج» في النص هو:

  • جديد
  • قديم
  • يابس
  • مجفف

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «مجفف» درست است: «طَازَجٌ» به‌معنایِ «تازه» است و متضادِ آن، طبقِ نکتهٔ واژگانیِ درس، «مُجَفَّفٌ» (خشک‌شده) است. گزینهٔ «جديد» (جدید/نو) نادرست است؛ این کلمه معنایی نزدیک اما متفاوت دارد و متضادِ رسمیِ «طَازَجٌ» نیست. گزینهٔ «قديم» (قدیمی/کهنه) نیز نادرست است؛ این کلمه متضادِ «جدید» است، نه متضادِ «طَازَجٌ». گزینهٔ «يابس» (خشکیده) نادرست است؛ اگرچه از نظرِ معنایی به «مُجَفَّفٌ» نزدیک است، خودِ واژهٔ رسمیِ معرفی‌شده در درس «مُجَفَّفٌ» است، نه «يابس». تلهٔ تستی: چند گزینه از نظرِ معنایی به «تازه نبودن» نزدیک‌اند (جدید، قدیم، یابس)؛ باید دقیقاً همان واژه‌ای را انتخاب کرد که به‌طورِ رسمی به‌عنوانِ متضاد معرفی شده، نه هر واژهٔ نزدیک‌در‌معنا.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان