پرش به محتوای اصلی

درس 6 (عربی نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

درس 6 (عربی نهم)

موضوع و پیام درس

درس ششم عربی نهم با عنوان مَدْرَسَةُ الْقَرْیَةِ (مدرسۀ روستا) دربارۀ معلمی است که پروندۀ دانش‌آموز مردودش «سارة» را می‌خواند و می‌فهمد ریشۀ افت او مرگ مادرش بوده است. معلمه خودش را سرزنش می‌کند، روش تدریسش را عوض می‌کند و سارة سال‌ها بعد پزشک می‌شود و معلمه را به جشن عروسی‌اش دعوت می‌کند تا به جای مادر عروس بنشیند.

پیام درس: یک معلم می‌تواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد.
قاعدۀ درس: فِعْلُ النَّهْی (۲) — نهی برای جمع و مثنی.

واژگان کلیدی

کلمه معنی نکته
اِسْتَلَمَ — یَسْتَلِمُ دریافت کرد باب اِفْتِعَال (ریشه: س‌ل‌م)
تَعَلَّمَ — یَتَعَلَّمُ یاد گرفت باب تَفَعُّل
غَیَّرَ — یُغَیِّرُ تغییر داد باب تَفْعِیل
لَامَ — یَلُومُ سرزنش کرد اجوف واوی
رَسَبَ — یَرْسُبُ مردود شد
رَائِحَةٌ (ج: رَوَائِحُ) بو
مِلَفٌّ پرونده از لَفَّ
رَاسِبٌ / رَاقِدٌ مردود / بستری وزن فاعِل، نقشِ صفت
مُزْدَحِمٌ شلوغ باب اِفْتِعَال از زَحَمَ
زُجَاجَةُ عِطْرٍ شیشۀ عطر ترکیب اضافی
حَفْلَةُ زَوَاجٍ جشن عروسی حَفْلَةُ مِیلَادٍ = جشن تولد

نکتۀ امتحانی: «رَاسِبٌ» و «رَاقِدٌ» وزن فاعل دارند و صفت‌اند، نه فعل؛ در «تِلْمِیذَةٌ رَاسِبَةٌ» کلمۀ «رَاسِبَة» نقش صفت دارد.

قاعده: نهی جمع و مثنی

شخص فعل نهی معنی مثال
مفرد مذکر لا تَفْعَلْ نکن لا تَصْعَدْ
مفرد مؤنث لا تَفْعَلِی نکن لا تَصْعَدِی
جمع مذکر لا تَفْعَلُوا نکنید لا تَضْحَکُوا — نخندید
جمع مؤنث لا تَفْعَلْنَ نکنید لا تَضْحَکْنَ — نخندید
مثنی (مذکر و مؤنث) لا تَفْعَلَا نکنید (شما دو نفر) لا تَجْلِسَا

نکتۀ مهم: نهیِ مثنی مذکر و مؤنث یکسان است: هر دو لا تَفْعَلَا.

فرق نهی با مضارع منفی

شخص مضارع منفی (خبری) نهی (انشایی)
مفرد مذکر لا تَفْعَلُ — نمی‌کنی لا تَفْعَلْ — نکن
جمع مذکر لا تَفْعَلُونَ — نمی‌کنید لا تَفْعَلُوا — نکنید
جمع مؤنث لا تَفْعَلْنَ — نمی‌کنید لا تَفْعَلْنَ — نکنید
مثنی لا تَفْعَلَانِ — نمی‌کنید لا تَفْعَلَا — نکنید

قانون تشخیص: به نونِ آخر نگاه کنید — نون هست = مضارع منفی، نون نیست (یا آخر ساکن است) = نهی. فقط جمع مؤنث استثناست: «لا تَفْعَلْنَ» هم نهی است هم مضارع منفی، و فقط از سیاق جمله تشخیص داده می‌شود.

اشتباهات رایج

۱. «هر لا فعل را نهی می‌کند.» نه؛ اگر فعلِ بعد از «لا» نونِ اعرابی داشته باشد (لا تَضْحَکُونَ) یا غایب باشد (لا یَکْتُبْنَ)، جمله خبری است و «نمی‌...» ترجمه می‌شود.

۲. «در جمع مؤنث هم نون حذف می‌شود.» نه؛ نونِ «لا تَفْعَلْنَ» نونِ جمع مؤنث است، نه نونِ اعرابی؛ هرگز حذف نمی‌شود و به همین دلیل نفی و نهیِ جمع مؤنث هم‌شکل‌اند.

۳. «اِسْتَلَمَ باب استفعال است.» نه؛ باب اِفْتِعَال است؛ ریشه «س‌ل‌م» است و سین جزء ریشه است. استفعالِ همین ریشه «اِسْتَسْلَمَ» (تسلیم شد) می‌شود.

۴. «جمع غیرعاقل فعل جمع می‌گیرد.» نه؛ حکم مفرد مؤنث دارد: «اَلْهَدَایَا جَاءَتْ»، نه «جَاؤُوا».

۵. «الفِ آخرِ لا تَفْعَلُوا خوانده می‌شود.» نه؛ «الف فارقه» است و فقط در نوشتن می‌آید.

نکات فراتر از کتاب

  • پیوند امر و نهی: هر دو از مضارعِ مخاطب ساخته می‌شوند و هر دو نونِ اعرابی را می‌اندازند: تَجْلِسُونَ ← اِجْلِسُوا / لا تَجْلِسُوا؛ تَجْلِسَانِ ← اِجْلِسَا / لا تَجْلِسَا.
  • ابدال در باب افتعال: در «مُزْدَحِم» تاءِ باب افتعال به دال تبدیل شده (اِزْتَحَمَ ← اِزْدَحَمَ)؛ وزنش همان «مُفْتَعِل» است.
  • در قرآن و حدیث: ﴿لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ﴾ (زمر:۵۳) نهی جمع مذکر؛ ﴿لَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ﴾ (اعراف:۱۹) نهی مثنی؛ و حدیثِ متن درس از امام علی (ع): «اِنْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ».

نمونه سؤال

سؤال (تیزهوشانی). عَیِّنِ الَّذِی یَخْتَلِفُ فِیهِ نَوْعُ «لا»:

  • ۱) لَا تَضْحَکُوا عَلَی الْآخَرِینَ.
  • ۲) لَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ.
  • ۳) اَلتِّلْمِیذَاتُ لَا یَکْتُبْنَ الْوَاجِبَ فِی الصَّفِّ.
  • ۴) لَا تَنَامُوا فِی الصَّفِّ.

پاسخ تشریحی: گزینۀ ۳ متفاوت است.

  • گزینه‌های ۱ و ۴: فعل مخاطب است و نونِ اعرابی حذف شده (تَضْحَکُوا، تَنَامُوا) ← «لا»ی نهی.
  • گزینۀ ۲: الفِ مثنی بدون نون آمده (تَقْرَبَا) ← نهی مثنی.
  • گزینۀ ۳: فعل «یَکْتُبْنَ» با «یـ» شروع شده و فاعلش «التِّلْمِیذَاتُ» است، یعنی غایب است نه مخاطب ← «لا»ی نفی: «نمی‌نویسند».
  • کلید: برای مخاطب‌بودن، به حرف مضارعه نگاه کنید: «تـ» مخاطب، «یـ» غایب.

سؤال (سطح امتحان مدرسه). فعل نهیِ ساخته‌شده از «تَضْحَکُونَ» کدام است؟

  • ۱) لا تَضْحَکُونَ ۲) لا تَضْحَکُوا ۳) لا تَضْحَکْ ۴) مَا تَضْحَکُوا

پاسخ تشریحی: گزینۀ ۲ درست است. «تَضْحَکُونَ» مضارعِ جمع مذکر مخاطب است؛ برای ساخت نهی «لا» می‌آوریم و نونِ اعرابی را حذف می‌کنیم: لا تَضْحَکُوا (نخندید) — همان فعلی که معلمه در متن درس به کار برد. گزینۀ ۱ مضارع منفی است (نمی‌خندید)، گزینۀ ۳ صیغه را به مفرد تغییر داده و گزینۀ ۴ نادرست است چون «مَا» برای منفی کردن ماضی است، نه ساخت نهی.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام فعل ماضی از باب تفعیل به معنای «تغییر دادن» است؟

  • غَیَّرَ
  • دَفَعَ
  • تَعَلَّمَ
  • اسْتَلَمَ

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«غَیَّرَ» بر وزنِ «فَعَّلَ» (بابِ تفعیل) است و دقیقاً به معنایِ «تغییر دادن» می‌آید. «تَعَلَّمَ» بابِ تفعّل است (یاد گرفت). «اسْتَلَمَ» بابِ افتعال است (دریافت کرد). «دَفَعَ» فعلِ ثلاثیِ مجرد است. تلهٔ تستی: باید هم بابِ صرفی (تفعیل) و هم معنایِ دقیق (تغییر دادن) هر دو هم‌زمان درست باشند؛ ممکن است فعلی از بابِ تفعیل باشد ولی معنایِ دیگری بدهد.

2. ترجمهٔ صحیح «اَلْهَدَایَا جَاءَتْ» به فارسی کدام است؟

  • هدیه‌ها آمدند
  • هدیه‌ها آمد
  • هدیه‌ها آمدی
  • هدیه آمد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هَدَایَا» جمعِ غیرعاقل است، پس فعلش («جَاءَتْ») به‌صورتِ مفردِ مؤنث می‌آید که در فارسی با «آمد» (مفرد) ترجمه می‌شود، نه «آمدند». «هدیه‌ها آمدند» جمع را حفظ کرده که با ساختارِ عربی (فعلِ مفرد) هماهنگ نیست. «هدیه‌ها آمدی» صیغهٔ نادرستی دارد. «هدیه آمد» مفردِ اسم را از دست داده. تلهٔ تستی: در ترجمهٔ جمعِ غیرعاقل، باید به فعلِ عربی (مفردِ مؤنث) وفادار ماند، نه به تصورِ فارسیِ «جمع باید فعلِ جمع بگیرد»؛ این تفاوتِ دستوریِ دو زبان محلِ خطایِ رایج است.

3. فعل «تَغَیَّرَ» با «غَیَّرَ» چه رابطه‌ای دارد؟

  • مطاوعه
  • مترادف
  • متضاد
  • مشتق

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تَغَیَّرَ» (باب تفعّل) نتیجهٔ پذیرفتنِ اثرِ فعلِ «غَیَّرَ» (باب تفعیل) است: کسی چیزی را تغییر می‌دهد و آن چیز نیز تغییر می‌کند/متأثر می‌شود؛ این دقیقاً رابطهٔ مطاوعه است. «مترادف» نادرست است چون معنایِ متعدی با لازم یکی نیست. «متضاد» نادرست است چون این دو معنایِ نزدیک و مرتبط دارند. «مشتق» هم دقیق نیست، چون رابطهٔ اصطلاحیِ آن‌ها دقیقاً «مطاوعه» نام دارد. تلهٔ تستی: بابِ تفعیل (فعلِ متعدی، غَیَّرَ=تغییر داد) و بابِ تفعّلِ هم‌ریشه‌اش (فعلِ لازم، تَغَیَّرَ=تغییر کرد) رابطهٔ مطاوعه دارند؛ این الگو در «عَلَّمَ/تَعَلَّمَ» و «کَسَّرَ/تَکَسَّرَ» هم تکرار می‌شود.

4. دربارهٔ عبارت «حَفْلَةُ زَوَاجٍ» کدام گزینه نادرست است؟

  • این ترکیب، اضافی است
  • «زَوَاجٍ» مجرور به کسره است
  • به معنای جشن عروسی است
  • «حَفْلَةُ» همیشه مرفوع است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«این ترکیب، اضافی است» یکی از گزاره‌های درست است (نه پاسخِ این سؤال)، اما پاسخِ سؤال گزینه‌ی نادرست را می‌خواهد: «حَفْلَةُ» در ترکیبِ اضافیِ «حَفْلَةُ زَوَاجٍ» مضاف است و اعرابش بسته به جایگاهِ آن در جمله تغییر می‌کند (مثلاً در «ذَهَبْتُ إِلَی حَفْلَةِ زَوَاجٍ» مجرور می‌شود)؛ پس ادعایِ «حَفْلَةُ همیشه مرفوع است» نادرست است و باید همین گزینه انتخاب شود. «به معنای جشن عروسی است» درست است. «این ترکیب، اضافی است» درست است. «زَوَاجٍ مجرور به کسرهٔ ظاهری است» هم درست است. تلهٔ تستی: هیچ اسمِ معربی همیشه یک اعرابِ ثابت ندارد؛ اعرابِ مضاف در ترکیبِ اضافی کاملاً به نقشِ آن در جملهٔ بزرگ‌تر بستگی دارد.

5. ترجمهٔ دقیق ترکیب «زُجَاجَةُ عِطْرٍ» کدام است؟

  • عطر شیشه‌ای
  • شیشه و عطر
  • شیشه عطر
  • بطری عطر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«شیشه عطر» پاسخِ درست است؛ «زُجَاجَةُ عِطْرٍ» ترکیبِ اضافی است («زُجَاجَةُ»=مضاف، شیشه؛ «عِطْرٍ»=مضاف‌إلیه، عطر) و در فارسی به‌ترتیبِ «شیشهٔ عطر» ترجمه می‌شود. «بطری عطر» دقیقِ کلمه‌به‌کلمه نیست. «عطر شیشه‌ای» ترتیبِ مضاف و مضاف‌إلیه را برعکس کرده. «شیشه و عطر» رابطهٔ اضافی را به عطفی تبدیل کرده. تلهٔ تستی: در ترکیبِ اضافیِ عربی، مضاف همیشه در ترجمهٔ فارسی هم اول می‌آید؛ برعکس‌کردنِ ترتیب رایج‌ترین خطایِ ترجمه در این نوع ترکیب است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان