ساکنان سیارۀ زمین
این درس دربارهٔ جمعیت جهان است: چرا در دو قرن اخیر جمعیت اینقدر سریع زیاد شد، چطور رشد جمعیت را حساب میکنیم، چرا مردم در همهجای زمین یکسان پخش نشدهاند و مهاجرت و شهرنشینی چه پیامدهایی دارد.
رشد جمعیت جهان
جمعیت جهان در پایان سال ۲۰۲۲ از ۸ میلیارد نفر گذشت و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۱۱ میلیارد برسد. در بیشتر تاریخ بشر رشد جمعیت بسیار کند بود، اما در دویست سال اخیر ناگهان شتاب گرفت.
علت اصلی این شتاب، کاهش چشمگیر مرگومیر (بهویژه مرگومیر کودکان) بوده است، نه افزایش ناگهانی زاد و ولد. در گذشته بیماریهای واگیردار مانند وبا و طاعون، قحطی و گرسنگی، و جنگها باعث میشدند مرگومیر بالا بماند و جمعیت کم رشد کند. دو عامل این وضع را تغییر داد:
- بهبود بهداشت: پیشرفت پزشکی و تجهیزات آن و مهار بیماریهای واگیردار.
- بهبود تغذیه: کشاورزی صنعتی تولید غذا را بالا برد و پیشرفت حملونقل، رساندن غذا به نواحی دور را ممکن کرد.
رشد طبیعی جمعیت
رشد طبیعی جمعیت یعنی تفاوت میان میزان موالید (تولدها) و میزان مرگومیر در یک دورهٔ زمانی مشخص. سه حالت ممکن است پیش بیاید: اگر موالید و مرگومیر برابر باشند جمعیت ثابت میماند؛ اگر موالید بیشتر باشد جمعیت افزایش مییابد؛ و اگر مرگومیر بیشتر باشد جمعیت کاهش مییابد.
برای محاسبه، اختلاف موالید و مرگومیر (که هر دو «در هزار» بیان میشوند) را در ۱۰۰ ضرب و بر ۱۰۰۰ تقسیم میکنیم، یعنی در واقع اختلاف را در ۰/۱ ضرب میکنیم تا درصد به دست آید. برای نمونه اگر موالید ۳۹ در هزار و مرگومیر ۱۸ در هزار باشد: ۳۹ − ۱۸ = ۲۱ و ۲۱ × ۰/۱ = ۲/۱ درصد.
دقت کن که رشد طبیعی فقط با موالید و مرگومیر سروکار دارد؛ مهاجرت در این فرمول نمیآید و جداگانه به رشد کل جمعیت اضافه یا از آن کم میشود.
تفاوت کشورها و رشد منفی
رشد جمعیت در همهٔ کشورها یکسان نیست. برخی کشورهای آفریقایی و یمن رشد بالا دارند؛ ایران، هند و برزیل در گروه رشد متوسطاند؛ بسیاری از کشورهای اروپایی رشدی نزدیک به صفر دارند؛ و کشورهایی مانند روسیه، لهستان، رومانی و مجارستان رشد منفی دارند.
رشد منفی یعنی درصد رشد جمعیت از صفر کمتر شود، چون موالید کمتر از مرگومیر است. پیامدش این است که زاد و ولد کم، کمبود نیروی جوان میسازد و در کنار آن جمعیت سالخورده و از کار افتاده زیاد میشود؛ در نتیجه آیندهٔ کشور در تحصیل، کار و پیشرفت نگرانکننده میشود.
دولتهای چنین کشورهایی برای تشویق به فرزندآوری برنامههایی اجرا میکنند: پرداخت جایزه و کمک مالی، واگذاری مسکن، معافیت از مالیات و افزایش مرخصی تحصیلی و کاری مادران.
نکتهٔ مهم: خودِ رشد جمعیت نه خوب است نه بد. اگر برای آموزش، اشتغال و سرمایهگذاری برنامهریزی درستی وجود داشته باشد، جمعیت جوان یک نعمت و مایهٔ پیشرفت است؛ مشکل، رشدِ بیبرنامه است.
پراکندگی جمعیت
جمعیت روی کرهٔ زمین بسیار نامساوی و ناموزون پخش شده است. مناطق پرتراکم مانند اروپا، شرق چین، هند، بنگلادش و ژاپن در برابر مناطق کمتراکم مانند سیبری، کانادا، استرالیا، صحرای لیبی و چاد و جنگلهای آمازون قرار دارند.
عوامل طبیعی جذب جمعیت: آبوهوای معتدل با باران کافی، آبوهوای موسمی، جلگههای آبرفتی و حاصلخیز و منابع آب کافی.
عوامل انسانی جذب جمعیت: شهرهای بزرگ و پایتختها، مناطق صنعتی، مکانهای گردشگری و زیارتی، و امکانات آموزشی، اقتصادی و بهداشتی.
عوامل دفع جمعیت: آبوهوای گرم و خشک یا مرتفع و سرد، نبود آب و خاک حاصلخیز، کمبود امکانات، و جنگ و ناامنی.
مهاجرت
مهاجرت یعنی رفتن مردم از جایی به جای دیگر برای کار یا زندگی. از نظر مکان دو نوع است: داخلی (در داخل مرزهای یک کشور، مثل مهاجرت روستاییان به شهرها) و خارجی یا بینالمللی (از کشوری به کشور دیگر). از نظر اراده هم دو نوع است: اختیاری (با میل و تصمیم خود برای زندگی بهتر، مانند مهاجرت بیش از ۱۰۰ میلیون اروپایی به آمریکا و استرالیا در قرنهای نوزدهم و بیستم) و اجباری (بدون اراده و به دلیل شرایط بیرونی، مانند آوارگی مردم فلسطین، افغانستان، سوریه و عراق).
علل مهاجرت اجباری فقط جنگ نیست؛ قحطی، خشکسالی و بلایای طبیعی و اشغال نظامی هم از علتهای آناند. نمونهٔ تاریخی: در سال ۱۹۹۴ در رواندا، در چهار روز بیش از ۴۰۰ هزار نفر به دلیل جنگ داخلی به کشورهای همسایه پناهنده شدند.
مهاجرت روی جمعیت دو اثر متضاد دارد: به جمعیت مقصد (کشور مهاجرپذیر) اضافه و از جمعیت مبدأ (کشور مهاجرفرست) کم میکند.
افزایش شهرنشینی
در سال ۱۹۵۰ حدود ۲۵ درصد مردم جهان شهرنشین بودند، اما امروز این رقم از ۵۰ درصد گذشته و همچنان در حال افزایش است. علت اصلی، مهاجرت گستردهٔ مردم از روستاها به شهرها برای درآمد بیشتر و امکانات بهتر آموزشی، بهداشتی و شغلی است.
رشد سریع و بیبرنامهٔ شهرها مشکلاتی میسازد: ترافیک سنگین، آلودگی هوا، افزایش اختلاف طبقاتی، زاغهنشینی در حومهٔ شهرها و بیخانمانی. توجه کن که سرچشمهٔ این مشکلات خودِ شهرنشینی نیست، بلکه بیبرنامه بودن آن است. یکی از مهمترین راهحلها هم تقویت امکانات و اقتصاد روستایی است تا مردم انگیزهای برای ترک روستا نداشته باشند.
اشتباههای رایج
- رشد طبیعی شامل مهاجرت نمیشود.
- «تراکم جمعیت» یک وضعیت مکانی است و «رشد جمعیت» یک فرایند زمانی؛ ژاپن همزمان تراکم بالا و رشد منفی دارد.
- مهاجرت اجباری فقط با جنگ رخ نمیدهد.
نمونه سؤال
سؤال: دو کشور فرضی الف و ب را در نظر بگیرید. کشور الف: موالید ۱۲ در هزار و مرگومیر ۱۵ در هزار. کشور ب: موالید ۳۵ در هزار و مرگومیر ۱۰ در هزار. رشد طبیعی هر کشور چقدر است و کدام کشور بیشتر به سیاستهای تشویق فرزندآوری نیاز دارد؟
پاسخ تشریحی: برای کشور الف: ۱۲ − ۱۵ = ۳− و ۳− × ۰/۱ = ۰/۳− درصد، یعنی رشد منفی. برای کشور ب: ۳۵ − ۱۰ = ۲۵ و ۲۵ × ۰/۱ = ۲/۵ درصد، یعنی رشد بالا و مثبت. کشور الف چون موالیدش کمتر از مرگومیر است، با کمبود نیروی جوان و افزایش جمعیت سالخورده روبهرو میشود؛ پس همین کشور است که به سیاستهای تشویق فرزندآوری (کمک مالی، مسکن، معافیت مالیاتی و مرخصی مادران) نیاز دارد. کشور ب فعلاً چنین مشکلی ندارد.