پرش به محتوای اصلی

ایران از عهد نادرشاه تا ناصرالدین شاه (نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

ایران از عهد نادرشاه تا ناصرالدین شاه (نهم)

این مبحث دو درس را در بر می‌گیرد: «تلاش برای حفظ استقلال و اتحاد سیاسی ایران» و «در جست‌وجوی پیشرفت و رهایی از سلطهٔ خارجی». مسیر داستان روشن است: پس از سقوط صفویه ایران آشفته می‌شود، سه سلسلهٔ افشاریه، زندیه و قاجاریه پی‌درپی روی کار می‌آیند، اروپا با انقلاب صنعتی قدرت می‌گیرد و به سراغ ایران می‌آید، و سرانجام ایرانیان در دو مسیر — نوسازی از درون و مقاومت در برابر نفوذ خارجی — به چاره‌جویی می‌افتند.

چرا ایران آشفته شد؟

با سقوط صفویه به دست محمود افغان، ایران بدون حکومت مرکزی قدرتمند ماند. افغان‌ها فقط بر اصفهان مسلط بودند و توان ادارهٔ کشور را نداشتند؛ روسیه شمال و عثمانی غرب ایران را اشغال کردند و در هر گوشه مدعیان محلی سر برآوردند. ایران به رهبری قدرتمند نیاز فوری داشت.

افشاریه: حکومتی ناپایدار

نادر، سردار ایل افشار (از ایل‌های ترک ایران)، افغان‌های مهاجم را سرکوب کرد و روسیه و عثمانی را از ایران بیرون راند، سپس بر تخت شاهی نشست و سلسلهٔ افشاریه را بنیان گذاشت. توجه کن که نادر خودش صفویه را برنینداخت؛ صفویه پیش از او سقوط کرده بود.

دستاوردهای نادرشاه: یکپارچه کردن ایران با پاکسازی مهاجمان خارجی، لشکرکشی به هند در تعقیب افغان‌های شورشی تا دهلی و بازگشت با غنایم فراوان، و آغاز تأسیس نیروی دریایی در خلیج فارس که مرگ زودهنگامش آن را ناتمام گذاشت.

سقوط افشاریه یک چرخهٔ روشن داشت: شورش‌های پیاپی ← بدگمانی نادر به اطرافیان ← خشونت و بی‌رحمی فزاینده ← ترس فرماندهان از جان خود ← قتل نادرشاه به دست فرماندهانش ← تجزیهٔ ایران و جنگ حاکمان محلی. بیشتر دوازده سال پادشاهی نادر صرف جنگ با بیگانگان و فرونشاندن شورش‌های داخلی شد و اوضاع اجتماعی و اقتصادی کشور نابسامان ماند.

زندیه: آرامشی گذرا

کریم‌خان از ایل زند پس از پیروزی بر دیگر مدعیان، سلسلهٔ زندیه را بنیان گذاشت و بر بخش بزرگی از ایران به‌جز خراسان حکومت کرد. نکتهٔ متمایزکنندهٔ او این است که هرگز رسماً تاجگذاری نکرد و عنوان «شاه» را نپذیرفت؛ خود را «وکیل‌الرعایا» یعنی نمایندهٔ مردم نامید تا نشان دهد خادم مردم است، نه فرمانروای مطلق.

اولویت او صلح و آسایش مردم، جلوگیری از ناامنی و شورش، و رفاه عمومی بود. نتیجه، حدود ۳۰ سال ثبات و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی بود. پایتخت او شیراز بود و آثاری چون بازار وکیل، مسجد وکیل، حمام وکیل و ارگ کریم‌خان از او به یادگار مانده؛ فعالیت‌های علمی و فرهنگی هم در شیراز رونق گرفت.

در همین دوره تهدید تازه‌ای شکل گرفت: قدرت گرفتن زندیه هم‌زمان با تسلط انگلستان بر هندوستان بود، که به انگلیسی‌ها دسترسی بیشتری به اقیانوس هند و دریاهای جنوبی ایران داد و نفوذ تجاری آنان را در ایران افزایش داد. با مرگ کریم‌خان، خاندانش بر سر قدرت درگیر شدند و ایران دوباره صحنهٔ جنگ داخلی شد.

قاجاریه و ورود استعمار

آقامحمدخان از ایل قاجار (ترک‌تبار) پس از مرگ کریم‌خان وارد رقابت قدرت شد: لطفعلی‌خان زند (آخرین فرمانروای زندیه) را شکست داد، مردم کرمان را به سبب پناه دادن به او بی‌رحمانه مجازات کرد، بر سراسر ایران مسلط شد، حکومت قاجار را تأسیس کرد و تهران را پایتخت قرار داد. او مردی تندخو و بی‌رحم بود و سرانجام به دست خدمتکارانش کشته شد؛ پس از او برادرزاده‌اش فتحعلی‌شاه به قدرت رسید.

انقلاب صنعتی و تغییر موازنهٔ جهانی

انقلاب صنعتی یعنی جایگزین شدن نیروی ماشین و ابزار صنعتی به‌جای نیروی انسان و ابزارهای دستی در تولید. ریشهٔ آن ثروت افسانه‌ای برآمده از مستعمرات (هند و آمریکا) و برده‌داری و تجارت پرسود آفریقاییان بود؛ نخست در انگلستان شکل گرفت و سپس به دیگر کشورهای اروپایی گسترش یافت.

پیامدها: افزایش سرعت و میزان تولید، افزایش قدرت اقتصادی و نظامی و سیاسی اروپا، گسترش استعمار، نگاه ابزاری به انسان و آسیب به محیط زیست. منطق استعمار ساده بود: تولید انبوه در اروپا نیاز به مواد اولیه، نیروی کار ارزان و بازار مصرف داشت و همین قدرت‌های اروپایی را به سراغ کشورهای ضعیف‌تر برد.

جنگ‌های ایران و روسیه

روسیه پیش از پتر کبیر کشوری ضعیف بود، اما پس از او به قدرتی استعمارگر و توسعه‌طلب بدل شد. هدف استعماری آن از ایران، رسیدن به آب‌های خلیج فارس و اقیانوس هند بود.

در جنگ اول، سپاه ایران از جنگاوران ایل‌های مختلف با سلاح‌های ابتدایی و بدون آموزش نظامی مدرن بود، در برابر ارتشی منظم و مجهز به سلاح‌های جدید. پس از ۱۰ سال جنگ نابرابر ایران شکست خورد و عهدنامهٔ گلستان بسته شد: جدایی گرجستان، داغستان، باکو و گنجه از ایران و ممنوعیت داشتن کشتی جنگی در دریای مازندران (خزر).

مردم از این عهدنامه ناخشنود بودند و با فتوای علما برای آزادسازی سرزمین‌های اشغالی، سپاه ایران (ایلیاتی و داوطلبان مردمی) به‌سرعت مناطق اشغالی را پس گرفت. اما روسیه با تمام قوا وارد جنگ شد و ایران دوباره شکست خورد؛ حاصل، عهدنامهٔ ترکمانچای بود که ننگین‌تر از گلستان توصیف می‌شود: واگذاری تمام سرزمین‌های شمال رود ارس به روسیه، ممنوعیت دوبارهٔ کشتی جنگی در دریای مازندران و پرداخت غرامت سنگین.

علل شکست ایران: ضعف فرماندهی، خیانت برخی درباریان، کنار گذاشتن افراد کارآمد مانند قائم‌مقام، فریبکاری روس‌ها، و میانجیگری خائنانهٔ انگلیس که به‌جای عمل به تعهداتش در پی حفظ توازن قدرت به سود خودش بود.

اهداف انگلستان در ایران

مستعمرهٔ اصلی انگلیس هندوستان بود و هندوستان با ایران همسایه؛ پس هدف انگلیس جلوگیری از دسترسی کشورهای رقیب به هند از راه ایران بود. در ظاهر قراردادها، ایران متعهد می‌شد نگذارد کشوری از خاکش به هند لشکر بکشد و انگلیس متعهد می‌شد در صورت حمله به ایران کمک کند؛ اما انگلیس هرگز به تعهداتش عمل نکرد. اقدامات آن علیه ایران: حمله به جزایر و بنادر خلیج فارس و تبدیل جزایر به پایگاه نظامی، جدا کردن افغانستان در دورهٔ محمدشاه، و جدا کردن قسمت شرقی سیستان و بلوچستان در دورهٔ ناصرالدین‌شاه.

عباس میرزا: نخستین نوسازگر

عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی‌شاه و فرماندهٔ لشکر ایران در جنگ‌های روس، شکست را از نزدیک تجربه کرد و نتیجه گرفت که «تعداد زیاد سپاهیان و شجاعت، برای پیروزی کافی نیست»؛ نقطهٔ قوت روسیه دانش و تجهیزات پیشرفتهٔ نظامی بود. اقدامات او: اعزام دانشجو به انگلستان در رشته‌های فنی، نظامی و پزشکی؛ ترجمهٔ کتاب‌های تاریخ اروپایی به فارسی؛ و بهره‌گیری از صنعت چاپ که تازه وارد ایران شده بود. او پیش از لشکرکشی برای دفاع از هرات به‌طرز مشکوکی درگذشت و پسرش محمدمیرزا ولیعهد شد.

امیرکبیر: اصلاحگر بزرگ دورهٔ قاجار

میرزا تقی‌خان امیرکبیر اهل فراهان بود، از نوجوانی مورد توجه قائم‌مقام فراهانی قرار گرفت و در مأموریت‌های سیاسی به روسیه و عثمانی با نوسازی این کشورها آشنا شد. ناصرالدین‌شاه در آغاز سلطنت او را صدراعظم کرد. کشوری که او تحویل گرفت شورش در ایالت‌ها، دخالت روس و انگلیس، بی‌نظمی اداری و لشکری و خزانهٔ خالی داشت.

اصلاحات او همه‌جانبه بود: در مبارزه با فساد، منع رشوه‌خواری و پیشکش‌گرفتن، تعیین حقوق ثابت برای کارکنان دولت، منع فروش حکومت ایالت‌ها و کاهش حقوق شاه و درباریان؛ در مالیات، وادار کردن زمین‌داران بزرگ به پرداخت مالیات؛ در عدالت، اصلاح امور قضایی، منع شکنجهٔ متهمان و احترام به حقوق اقلیت‌های دینی؛ در نظام، تلاش برای ایجاد سپاه منظم و تأسیس کارخانهٔ اسلحه‌سازی؛ در فرهنگ و رسانه، تأسیس دارالفنون و انتشار روزنامهٔ وقایع اتفاقیه (نخستین روزنامهٔ رسمی ایران)؛ در زیرساخت و بهداشت، ساخت بیمارستان، مقابله با آبله و وبا و راه‌اندازی پست و ادارهٔ گذرنامه؛ و در سیاست خارجی، تلاش برای قطع نفوذ روسیه و انگلستان.

دارالفنون مهم‌ترین میراث اوست. اعزام دانشجو به اروپا گران بود، تعداد کمی را پوشش می‌داد و وابستگی به خارج می‌آورد؛ پس امیرکبیر علم جدید را به داخل ایران آورد و مدرسه‌ای به سبک نوین ساخت که در آن مهندسی، پزشکی و جراحی، فیزیک، شیمی، داروسازی، معدن‌شناسی و رشته‌های نظامی تدریس می‌شد. او معلمان را عمداً از کشورهای بی‌طرف مانند اتریش استخدام کرد، نه از روسیه یا انگلستان استعمارگر. نکتهٔ تلخ اینکه دارالفنون چند روز پس از برکناری امیرکبیر افتتاح شد و او ثمرهٔ اصلی‌ترین اقدامش را ندید.

اصلاحات او با منافع سه گروه در تضاد بود: شاهزادگان و درباریان (کاهش حقوق و الزام به مالیات)، مقام‌های فاسد (منع رشوه)، و عوامل وابسته به روسیه و انگلستان (قطع نفوذ خارجی). ائتلاف همین گروه‌ها علیه او توطئه کرد؛ ناصرالدین‌شاه ابتدا دستور برکناری و سپس دستور قتل او را داد و ایران از خدماتش محروم ماند.

مدارس جدید و امتیازات اقتصادی

ایران در گذشته مراکز علمی بزرگی مانند جندی‌شاپور و نظامیه‌ها داشت، اما در دورهٔ قاجار به دلیل ناکارآمدی برخی حاکمان، نوآوری علمی کند شد. در مکتب‌خانهٔ سنتی، قرآن و گلستان و بوستان در سطح ابتدایی تدریس می‌شد، اما در مدرسهٔ جدید در کنار قرآن، فیزیک و شیمی و ریاضی و زبان فرانسه هم آموزش داده می‌شد و معلمانش فارغ‌التحصیلان دارالفنون یا اروپا بودند. چالش مهم این بود که کشورهای استعمارگر می‌خواستند نظام آموزشی ایران را مطابق برنامه‌های خود شکل دهند.

امتیاز اقتصادی یعنی اجازهٔ فعالیت اقتصادی یا واگذاری حق بهره‌برداری از منابع طبیعی و معدنی به افراد یا شرکت‌های داخلی یا خارجی. دولت قاجار برای رفع نیاز مالی، امتیازها را به خارجی‌ها فروخت و سود به خارج رفت. به انگلیسی‌ها: احداث تلگراف، قرارداد رویتر (بهره‌برداری از جنگل‌ها و معادن به‌جز طلا و نقره)، کشتی‌رانی در کارون، بانک شاهنشاهی، انحصار توتون و تنباکو، و قرارداد دارسی (نفت). به روس‌ها: شیلات شمال، بانک استقراضی، تشکیل نیروی قزاق، راه شوسهٔ انزلی-قزوین و قرارداد گمرکی.

پیامد اقتصادی روشن بود: شرکت‌های خارجی کالا وارد می‌کردند و حقوق گمرکی نمی‌پرداختند، پس تولیدکنندگان ایرانی نمی‌توانستند رقابت کنند. دستگاه‌های بافندگی دستی شیراز از ۵۰۰ به ۱۰ واحد و کارگاه‌های حریربافی اصفهان از ۱۲۵۰ به ۱۲ واحد رسید.

نهضت تنباکو و سیدجمال‌الدین

توتون و تنباکو از عمده‌ترین محصولات کشاورزی ایران در دورهٔ ناصرالدین‌شاه بود. طبق قراردادی با یک تاجر انگلیسی، ایرانیان نمی‌توانستند محصول خود را به کسی جز آن شرکت بفروشند. با آگاهی مردم، اعتراض‌ها به رهبری روحانیون و بازرگانان در شهرها آغاز شد؛ اما ناصرالدین‌شاه توجهی نکرد. سپس آیت‌الله میرزا حسن شیرازی، مرجع تقلید مقیم سامرا، فتوا داد که استفاده از توتون و تنباکو حرام است. بایکوت سراسری شد — حتی در خانهٔ شاه — و ناصرالدین‌شاه ناچار قرارداد را لغو کرد.

اهمیت این نهضت چندلایه است: نخستین حرکت جدی مردم برای رهایی از نفوذ خارجی، همبستگی روحانیون و بازرگانان و مردم عادی، نقش مرجعیت شیعه در رهبری مبارزهٔ ملی، تقویت روحیهٔ مقاومت، و پیش‌زمینه‌شدن برای انقلاب مشروطه. نهضت یعنی برخاستن و قیام برای رسیدن به اهداف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معین.

سیدجمال‌الدین اسدآبادی مصلحی مذهبی بود که دغدغه‌اش فقر، عقب‌ماندگی و دخالت بیگانه در کشورهای مسلمان بود؛ هدفش بسیج مسلمانان در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی و اقدام برجسته‌اش انتشار روزنامهٔ عروةالوثقی بود.

اشتباه‌های رایج

  • کریم‌خان زند لقب «شاه» نداشت؛ خود را وکیل‌الرعایا نامید.
  • ممنوعیت کشتی جنگی مربوط به دریای مازندران بود، نه خلیج فارس.
  • گلستان: گرجستان، داغستان، باکو و گنجه؛ ترکمانچای: تمام شمال ارس.
  • عباس میرزا ولیعهد فتحعلی‌شاه بود و امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین‌شاه؛ دارالفنون را امیرکبیر ساخت.
  • «وقایع اتفاقیه» از امیرکبیر است و «عروةالوثقی» از سیدجمال‌الدین؛ امیرکبیر دهه‌ها پیش از نهضت تنباکو کشته شده بود و در آن نقشی نداشت.

نمونه سؤال

سؤال: دانش‌آموزی می‌گوید: «چون دورهٔ کریم‌خان زند ۳۰ سال آرامش به همراه داشت، پس زندیه در میان سه حکومت افشاریه، زندیه و قاجاریه، از نظر ساختاری پایدارترین حکومت بود.» این استدلال چه اشکالی دارد؟

۱) درست است؛ چون مدت حکومت زندیه از افشاریه بیشتر بود.
۲) نادرست است؛ چون ثبات ۳۰ ساله ناشی از شخصیت و سیاست کریم‌خان بود، نه ساختار اداری پایدار، و با مرگ او خاندانش هم مانند افشاریه و قاجاریه بر سر قدرت جنگیدند.
۳) نادرست است؛ چون کریم‌خان اصلاً ۳۰ سال حکومت نکرد.
۴) درست است؛ چون کریم‌خان برخلاف نادر و آقامحمدخان از یک ایل نبود.

پاسخ تشریحی: هر سه حکومت افشاریه، زندیه و قاجاریه بر پایهٔ قدرت نظامی یک ایل بنا شدند، نه بر ساختار اداری پایدار. آرامش ۳۰ سالهٔ دورهٔ زندیه محصول سیاست‌های شخصی کریم‌خان بود؛ به همین دلیل بلافاصله پس از مرگ او جانشینانش درگیر جنگ قدرت شدند — دقیقاً مانند آنچه پس از مرگ نادر و پس از مرگ آقامحمدخان رخ داد. گزینهٔ ۳ نادرست است چون کریم‌خان واقعاً حدود ۳۰ سال حکومت کرد، و گزینهٔ ۴ هم نادرست است چون کریم‌خان از ایل زند بود. گزینهٔ ۲ درست است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ایران در جنگ دوم با روسیه با وجود آزادسازی سریع مناطق اشغالی، در نهایت شکست خورد. مهم‌ترین دلیل این شکست چه بود؟

  • عدم حمایت علمای دین از جنگ با روسیه
  • ضعف در فرماندهی و خیانت برخی درباریان
  • کمبود نیروی داوطلب مردمی برای ادامه جنگ
  • مداخله نظامی مستقیم انگلیس به نفع روسیه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ضعف در فرماندهی و خیانت برخی درباریان» درست است؛ در فهرست علل شکست ایران در جنگ دوم، این دو عامل صراحتاً از دلایل اصلی شکست بودند، در کنار فریبکاری روس‌ها و میانجیگری خائنانهٔ انگلیس. «کمبود نیروی داوطلب مردمی برای ادامه جنگ» نادرست است؛ برعکس، سپاه ایلیاتی و داوطلبان مردمی توانستند مناطق اشغالی را به‌سرعت آزاد کنند؛ کمبود نیرو مشکل اصلی نبود. «مداخله نظامی مستقیم انگلیس به نفع روسیه» نادرست است؛ نقش انگلیس «میانجیگری خائنانه» بود، نه مداخلهٔ نظامی مستقیم در کنار روسیه. «عدم حمایت علمای دین از جنگ با روسیه» نادرست است؛ برعکس، علما با فتوا خواستار آزادسازی سرزمین‌های اشغالی و ادامهٔ مقاومت بودند. تلهٔ تستی: نباید «روحیهٔ بالای مردم و داوطلبان» را دلیل کافی برای پیروزی دانست؛ شکست از ضعف ساختاری فرماندهی و درباریان ناشی می‌شد، نه از کمبود نیروی مردمی یا نبود فتوا.

2. واگذاری امتیازات اقتصادی به خارجی‌ها در دوره قاجار چه تأثیری بر صنایع داخلی ایران داشت؟

  • صنایع داخلی را مدرن و رقابتی کرد
  • به دلیل رقابت ناعادلانه، صنایع داخلی ورشکست شدند
  • تأثیر قابل‌توجهی بر صنایع داخلی نداشت
  • سبب رونق و توسعه صنایع داخلی شد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«به دلیل رقابت ناعادلانه، صنایع داخلی ورشکست شدند» درست است؛ شرکت‌های خارجی کالای اروپایی را بدون تعرفهٔ گمرکی وارد می‌کردند و تولیدکنندگان ایرانی نمی‌توانستند با آن‌ها رقابت کنند، که به ورشکستگی صنایع داخلی انجامید. «سبب رونق و توسعه صنایع داخلی شد» نادرست است؛ نتیجهٔ واقعی دقیقاً برعکس (ورشکستگی) بود، نه رونق. «صنایع داخلی را مدرن و رقابتی کرد» نادرست است؛ رقابت ناعادلانهٔ کالای خارجی، صنایع داخلی را تضعیف کرد، نه مدرن. «تأثیر قابل‌توجهی بر صنایع داخلی نداشت» نادرست است؛ نمونهٔ واقعی کاهش شدید کارگاه‌های بافندگی شیراز و حریربافی اصفهان نشان می‌دهد این تأثیر بسیار قابل‌توجه بود. تلهٔ تستی: واژهٔ «امتیاز اقتصادی» را نباید با یک فرصت یا کمک مثبت اشتباه گرفت؛ در این درس، واگذاری امتیاز همواره به‌معنای تضعیف اقتصاد داخلی به سود بیگانگان بود.

3. هدف اصلی و راهبردی انگلستان از امضای قراردادهای سیاسی و اقتصادی با ایران در دورهٔ قاجار چه بود؟

  • کمک به ایران برای بازپس‌گیری سرزمین‌های ازدست‌رفته در قفقاز
  • دستیابی انحصاری به ذخایر نفت و گاز ایران برای تأمین انرژی کارخانه‌های خود
  • جلوگیری از دسترسی کشورهای رقیب (به‌ویژه روسیه) به مستعمرهٔ هند از طریق خاک ایران
  • تضعیف کامل توان نظامی امپراتوری عثمانی در مرزهای غربی و شرقی ایران

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«جلوگیری از دسترسی کشورهای رقیب (به‌ویژه روسیه) به مستعمرهٔ هند از طریق خاک ایران» درست است؛ مستعمرهٔ اصلی انگلیس یعنی هندوستان با ایران همسایه بود و هدف اصلی انگلیس جلوگیری از دسترسی رقبا به هند از طریق خاک ایران بود. «تضعیف کامل توان نظامی امپراتوری عثمانی در مرزهای غربی و شرقی ایران» نادرست است؛ هدف انگلیس مربوط به رقابت با روسیه بر سر هند بود، نه تضعیف عثمانی. «کمک به ایران برای بازپس‌گیری سرزمین‌های ازدست‌رفته در قفقاز» نادرست است؛ انگلیس هرگز به تعهدات کمک به ایران عمل نکرد و در عمل حتی در میانجیگری‌ها به ضرر ایران عمل کرد. «دستیابی انحصاری به ذخایر نفت و گاز ایران برای تأمین انرژی کارخانه‌های خود» نادرست است؛ این هدف (قرارداد دارسی) سال‌ها بعد و به‌عنوان یکی از امتیازات، نه هدف اصلی و راهبردی این قراردادهای اولیه، مطرح شد. تلهٔ تستی: باید «ظاهر قرارداد» (تعهد انگلیس به کمک نظامی و مالی) را از «واقعیت پنهان» (هدف راهبردی حفظ راه دسترسی به هند) تفکیک کرد؛ انگلیس هرگز به تعهد ظاهری خود عمل نکرد.

4. در میان اقدامات اصلاحی امیرکبیر، کدام یک از نظر تأثیرگذاری بر روند علمی و آموزشی ایران در اولویت بالاتری قرار دارد؟

  • انتشار روزنامهٔ وقایع اتفاقیه به عنوان نخستین روزنامهٔ رسمی کشور
  • ترجمهٔ کتاب‌های علمی اروپایی و توسعهٔ صنعت چاپ
  • ساخت بیمارستان و اقدامات بهداشتی برای مقابله با بیماری‌های مسری
  • تأسیس مدرسهٔ دارالفنون با رشته‌های مهندسی، پزشکی، شیمی و نظامی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تأسیس مدرسهٔ دارالفنون با رشته‌های مهندسی، پزشکی، شیمی و نظامی» درست است؛ دارالفنون مهم‌ترین اقدام امیرکبیر توصیف شده و راه‌حلی برای مشکل «فرستادن دانشجو به اروپا کافی نیست» بود؛ چون آموزش هم‌زمان تعداد زیادی دانشجو در رشته‌های متعدد و مستقل از خارج را ممکن می‌کرد. «انتشار روزنامهٔ وقایع اتفاقیه به عنوان نخستین روزنامهٔ رسمی کشور» نادرست است؛ این اقدام مهم بود، اما در حوزهٔ رسانه بود، نه مستقیماً آموزش رسمی علوم جدید مانند دارالفنون. «ترجمهٔ کتاب‌های علمی اروپایی و توسعهٔ صنعت چاپ» نادرست است؛ این هم اقدامی مکمل بود، اما تربیت مستقیم متخصص در رشته‌های گوناگون را مانند دارالفنون فراهم نمی‌کرد. «ساخت بیمارستان و اقدامات بهداشتی برای مقابله با بیماری‌های مسری» نادرست است؛ این اقدام در حوزهٔ زیرساخت و بهداشت بود، نه در اولویت اصلی روند علمی-آموزشی. تلهٔ تستی: دارالفنون را باید «مهم‌ترین میراث امیرکبیر» به‌حساب آورد، چون مستقیماً مشکل ساختاری (وابستگی به آموزش خارجی) را حل کرد؛ سایر اقدامات فرهنگی مکمل این هدف اصلی بودند، نه جایگزین آن.

5. عباس‌میرزا پس از تجربهٔ شکست ایران در جنگ با روسیه، مهم‌ترین نتیجه را کدام یک از موارد زیر دانست؟

  • توسعهٔ نیروی دریایی در خلیج فارس برای تغییر موازنهٔ قدرت
  • افزایش تعداد سپاهیان و بهره‌گیری از نیروهای ایلیاتی برای جنگ‌های آینده
  • ضرورت پیشرفت علمی و صنعتی برای جبران عقب‌ماندگی نظامی
  • اتحاد نظامی با انگلستان برای مقابلهٔ متحد با روسیه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ضرورت پیشرفت علمی و صنعتی برای جبران عقب‌ماندگی نظامی» درست است؛ عباس‌میرزا پس از تجربهٔ جنگ با روسیه به این نتیجه رسید که «تعداد زیاد سپاهیان و شجاعت، برای پیروزی کافی نیست» و باید در جهت پیشرفت علمی و صنعتی حرکت کرد. «افزایش تعداد سپاهیان و بهره‌گیری از نیروهای ایلیاتی برای جنگ‌های آینده» نادرست است؛ این دقیقاً همان راهبرد قدیمی بود که در جنگ با روسیه ناکافی ثابت شده بود. «اتحاد نظامی با انگلستان برای مقابلهٔ متحد با روسیه» نادرست است؛ چنین نتیجه‌گیری‌ای از سوی عباس‌میرزا در متن نیامده؛ اقدام او اعزام دانشجو بود، نه اتحاد نظامی. «توسعهٔ نیروی دریایی در خلیج فارس برای تغییر موازنهٔ قدرت» نادرست است؛ توسعهٔ نیروی دریایی در خلیج فارس اقدام نادرشاه در دورهٔ افشاریه بود، نه نتیجه‌گیری عباس‌میرزا در دورهٔ قاجار. تلهٔ تستی: نتیجه‌گیری عباس‌میرزا دربارهٔ «کافی نبودن شجاعت و تعداد سپاه» را نباید با راه‌حل‌های نظامی صرف (افزایش سپاه) اشتباه گرفت؛ راه‌حل او یک راه‌حل علمی-آموزشی بود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان