پرش به محتوای اصلی

حکومت و مردم (نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

حکومت و مردم (نهم)

بخش اول: نهاد حکومت

نهاد حکومت: نظام سازمان‌یافته‌ای که وظیفه اداره امور مشترک جامعه را بر عهده دارد — از وضع قانون تا اجرا و دفاع.

قانون: مجموعه مقررات لازم‌الاجرا که رفتار افراد جامعه را تنظیم می‌کند.

هرج‌ومرج: وضعیتی که در غیاب حکومت پدید می‌آید — بی‌نظمی، ناامنی و اختلال در زندگی اجتماعی.

تمامیت ارضی: حفظ مرزهای جغرافیایی کشور از تجاوز بیگانگان.

طاغوت: هر قدرت و حکومتی که بر خلاف قوانین الهی باشد — نقطه مقابل «ولایت الهی». پس طاغوت یک مفهوم کلی است، نه توصیف یک فرد خاص.

ولایت: سرپرستی؛ از دیدگاه اسلام، سرپرستی جامعه از طرف خداوند واگذار می‌شود.

ولایت فقیه: در زمان غیبت امام زمان (عج)، سرپرستی جامعه اسلامی به فقیه عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر واگذار می‌شود.

جمهوری: شکل حکومتی که در آن حق انتخاب و مشارکت مردم به رسمیت شناخته می‌شود.

شوراهای اسلامی: نهادهای منتخب مردم در سطوح روستا، شهر، شهرستان و استان برای همکاری مردم در پیشبرد برنامه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عمرانی.

چرا حکومت ضروری است؟

انسان موجودی اجتماعی است ← نیازهای مشترک پدید می‌آید ← برای تنظیم این امور به قانون نیاز است ← برای اجرای قانون به نهادی با اقتدار نیاز است ← این نهاد همان حکومت است.

بدون حکومت، اجرای قوانین ممکن نیست و هر کس به میل خود رفتار می‌کند؛ در حل اختلافات زور جای عدالت را می‌گیرد؛ نظم و امنیت از بین می‌رود؛ هماهنگی فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی از هم می‌پاشد؛ و دشمنان می‌توانند آزادانه تجاوز کنند. نتیجه کلیدی: هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند بدون حکومت باقی بماند.

وظایف حکومت (چهار دسته)

  • حقوقی و قضایی: وضع قوانین و مقررات، اجرای قوانین، رسیدگی به اختلافات و شکایت‌ها.
  • امنیتی و دفاعی: برقراری نظم و امنیت، دفاع از کشور و حفظ تمامیت ارضی.
  • فرهنگی و آموزشی: تعلیم و تربیت، حفظ میراث فرهنگی، سیاست‌گذاری فرهنگی.
  • اقتصادی و رفاهی: عمران و آبادانی، ایجاد امکانات برای رفع نیازهای معیشتی و اجتماعی و اقتصادی، هماهنگی بین فعالیت‌های مختلف، مدیریت منابع طبیعی و ثروت‌های عمومی، و حمایت از گروه‌های نیازمند (کودکان بی‌سرپرست، معلولان، ازکارافتادگان).

نهاد حکومت در همه کشورها هست و وظایف مشابهی دارد، اما تفاوت‌های اساسی هم بین حکومت‌ها وجود دارد؛ چون نهاد حکومت مهم‌ترین ویژگی‌های ارزشی و فرهنگی یک کشور را نمایان می‌سازد.

اسلام و حکومت

اسلام وجود حکومت را ضروری می‌داند، چون بسیاری از احکام الهی (مانند عدالت) جز با تشکیل جامعه و حکومت الهی محقق نمی‌شوند؛ به همین دلیل پیامبر اکرم (ص) پس از هجرت به مدینه حکومت اسلامی تشکیل داد.

مبدأ قوانین: حکمت و اراده خداوند. دو وسیله شناخت آنها: عقل و وحی الهی. هدفشان: عدالت، رشد و تعالی مردم، آزادی واقعی و نفی سلطه بیگانگان.

ارزش‌های اجتماعی اسلام در حکومت: عدالت (پایه همه امور)، آزادی انسان‌ها، استقلال و نفی سلطه بیگانگان، ظلم نکردن، مسئولیت در قبال مظلومان، تأمین اجتماعی، و عمران و آبادانی زمین.

چه کسانی شایستگی حکومت دارند؟ حاکم باید دو ویژگی داشته باشد: عدالت را بشناسد (علم به قوانین الهی) و به عدالت رفتار کند (تقوا و عدالت عملی). اولویت: ۱) پیامبران الهی ۲) امامان معصوم ۳) در زمان غیبت، فقهای باتقوا و عادلی که آگاهی لازم به دستورات اسلام دارند و می‌توانند آن دستورات را بر شرایط مختلف تطبیق دهند.

آیه بقره ۲۵۷: «خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند... اما کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند که آنها را از نور به سوی ظلمت‌ها بیرون می‌برند.» آیه نساء ۵۹ نیز اطاعت از خدا، پیامبر و حاکمانی که از طرف خدا و پیامبرش تعیین شده‌اند را واجب می‌شمارد — این آیه پایه نظری ولایت و حکومت اسلامی است.

حکومت در کشور ما

پس از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی جایگزین حکومت شاهنشاهی شد. بنیان‌گذار آن امام خمینی (ره) بود.

  • «جمهوری» = شکل حکومت: حق انتخاب و مشارکت مردم به رسمیت شناخته می‌شود.
  • «اسلامی» = محتوای حکومت: کشور با اصول و قوانین اسلامی اداره می‌شود.

این دو مکمل هم‌اند، نه دو گزینه جدا. شرط زمامداران هم این است که مؤمن و معتقد به اسلام و متعهد به اجرای آن باشند.

ارکان حکومت: مهم‌ترین رکن، رهبری (ولی فقیه) است و سه قوه زیر نظارت او اداره می‌شوند:

قوه متولیان وظیفه اصلی
مقننه نمایندگان مجلس شورای اسلامی + اعضای شورای نگهبان قانون‌گذاری
قضائیه رئیس قوه قضائیه، قضات، دیوان عالی، دادگاه‌ها و دادسراها رسیدگی به اختلافات و شکایات
مجریه رئیس‌جمهور، معاونان، وزارتخانه‌ها اجرای قوانین و اداره امور کشور

جایگاه رهبری: پایه آن ولایت فقیه است (اصل پنجم قانون اساسی) و وظیفه کلی رهبر، مدیریت کلان و ارزشی کشور است؛ یعنی مراقبت از حرکت کلی کشور تا از اهداف و ارزش‌های انقلاب اسلامی منحرف نشود.

مهم‌ترین اختیارات رهبر (اصل ۱۱۰): تعیین سیاست‌های کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آنها؛ فرماندهی کل نیروهای مسلح؛ نصب و عزل فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صداوسیما و فرماندهان نظامی، انتظامی و سپاه پاسداران؛ و عفو یا تخفیف مجازات محکومان در حدود موازین اسلامی.

نهادهای ویژه: مجلس خبرگان رهبری (انتخاب، نظارت و عزل رهبر)، شورای نگهبان (نظارت بر انتخابات + تطبیق مصوبات مجلس با اسلام و قانون اساسی)، مجمع تشخیص مصلحت نظام (حل اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان)، شورای عالی امنیت ملی، و شورای عالی انقلاب فرهنگی.

شوراهای اسلامی: چون نوع حکومت جمهوری است، مردم باید در همه شئون حکومت نقش و مشارکت داشته باشند؛ به همین دلیل شوراهای روستا، شهر، شهرستان و استان از میان خود مردم انتخاب می‌شوند تا برنامه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عمرانی را با توجه به شرایط و مقتضیات هر منطقه پیش ببرند.

بخش دوم: حقوق و تکالیف شهروندی

شهروندی: ارتباطی که افراد را به یک حکومت مشخص پیوند می‌دهد و در نتیجه برای هر دو طرف حقوق و تکالیفی ایجاد می‌کند. این رابطه دوطرفه است: وقتی از حقوق شهروندان حرف می‌زنیم، در واقع تکالیف حکومت نسبت به مردم را بیان می‌کنیم.

حقوق و تکالیف شهروندی در قانون اساسی هر کشور تعریف می‌شود؛ به همین دلیل از کشوری به کشور دیگر فرق می‌کند، هرچند امروزه شباهت‌های زیادی هم دیده می‌شود.

حقوق شهروندی

۱) عدالت قانونی: حکومت در وضع، اجرا و نظارت بر اجرای قوانین بین شهروندان تبعیض قائل نشود. پیامبر اکرم (ص): «امت‌های پیشین گرفتار و نابود شدند؛ زیرا وقتی اشراف آنها جرمی مرتکب می‌شدند از مجازات معاف می‌کردند، اما زیردستان را به شدت مجازات می‌کردند.»

۲) عدالت قضایی: هر شهروند حق دادخواهی دارد (اصل ۳۴)، می‌تواند متناسب با دادخواستش به دادگاه صالح مراجعه کند، در همه دادگاه‌ها حق انتخاب وکیل مدافع دارد و هیچ‌کس را نمی‌توان از دادگاهی که حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.

۳) رفاه و تأمین اجتماعی: دریافت خدمات عمومی به‌صورت برابر، عادلانه و در کوتاه‌ترین زمان (آموزش‌وپرورش، مراکز فرهنگی-ورزشی، آتش‌نشانی، پلیس)؛ تأمین اجتماعی به‌عنوان حقی همگانی طبق اصل ۲۹ در موارد بیکاری، معلولیت، پیری، بازنشستگی، بی‌سرپرستی، ازکارافتادگی، حوادث و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی — که دولت موظف است از محل درآمدهای عمومی و مشارکت مردم تأمین کند؛ حق زندگی در محیطی پاک و بدون آلودگی؛ و برنامه‌ریزی حکومت برای رفع فقر و محرومیت.

۴) مشارکت سیاسی: توانایی هر شهروند در دخالت در امور سیاسی و داشتن نقش در سرنوشت کشور — از راه شرکت در انتخابات، عضویت و همکاری در احزاب و انجمن‌های سیاسی، و شرکت در راهپیمایی‌ها و تظاهرات. شهروند می‌تواند انتخاب‌کننده باشد یا داوطلب. در نظام جمهوری اسلامی، رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای شوراهای شهر و روستا مستقیم انتخاب می‌شوند؛ اما رهبر غیرمستقیم برگزیده می‌شود: مردم اعضای مجلس خبرگان را انتخاب می‌کنند و آنها رهبر را.

۵) حقوق فرهنگی: حمایت از تشکیل خانواده و پاسداری از روابط خانوادگی، حمایت از تعلیم و تربیت شایسته، و آزاد بودن استفاده از زبان‌های قومی و محلی در مطبوعات و رسانه‌ها و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی (اصل ۱۵).

۶) تجاوز نکردن به منافع عمومی و حقوق دیگران: این یک حق جداگانه نیست، بلکه شرط استفاده از همه حقوق است. طبق اصل ۴۰، شهروندان مجاز نیستند برای استفاده از حقوق خود به منافع عمومی زیان برسانند یا حقوق دیگران را ضایع کنند. مثال: حق انتخاب شغل هست، اما در شهر نمی‌توان دامداری ایجاد کرد؛ حق رانندگی هست، اما نمی‌توان با سرعت غیرمجاز حرکت کرد.

تکالیف شهروندی

۱) رعایت قانون و مقررات: نادیده گرفتن قانون به اختلال و هرج‌ومرج می‌انجامد. قانون زمانی جایگاه واقعی خود را می‌یابد که همه — کارگزاران و مسئولان و مردم — آن را رعایت کنند.

۲) همکاری با دولت: برنامه‌های دولت وقتی ثمر می‌دهد که شهروندان دلسوز و حساس باشند و مشارکت کنند. رهبری: «دولت کارگزار ملت است و ملت کارفرمای دولت است.»

۳) پرداخت مالیات و عوارض:

  • مالیات: مبلغی که شهروندان بر اساس قانون و بالعوض (بدون دریافت خدمت مستقیم در برابر آن) به دولت می‌پردازند تا صرف هزینه‌های عمومی شود — مثل مالیات بر درآمد.
  • عوارض: مبلغی که در مقابل دریافت خدمتی مشخص پرداخت می‌شود — مثل کنتور آب و برق، گواهینامه رانندگی، عبور از بزرگراه.

۴) حفظ و تقویت اقتدار کشور: طبق آیه «وَ اَعِدّوا لَهُم مَاستَطَعتُم مِن قُوَّة». اقتدار ملی از این عناصر ساخته می‌شود: علم، اقتصاد، سازندگی، پیشرفت، عزت و اعتبار بین‌المللی، و توان دفاعی — و همه اینها باید از درون ملت بجوشد. مصادیق عملی: تلاش مردم برای تقویت این عناصر، حراست نیروهای نظامی و انتظامی از مرزها، عضویت در بسیج و انجام خدمت سربازی.

۵) امر به معروف و نهی از منکر: دعوت به خیر و بازداشتن از بدی؛ طبق اصل ۸ وظیفه‌ای همگانی و متقابل است: مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم، و مردم نسبت به دولت.

اصول مهم قانون اساسی در این درس

اصل ۶ (اداره کشور به اتکای آرای عمومی از راه انتخابات یا همه‌پرسی) | اصل ۸ (امر به معروف و نهی از منکر) | اصل ۱۰ (آسان کردن تشکیل خانواده و پاسداری از آن) | اصل ۱۵ (زبان رسمی فارسی، آزادی زبان‌های قومی در رسانه و مدرسه) | اصل ۲۸ (حق انتخاب شغل دلخواه، به شرط مخالف نبودن با اسلام و حقوق دیگران) | اصل ۲۹ (تأمین اجتماعی) | اصل ۳۱ (حق مسکن متناسب) | اصل ۳۴ (دادخواهی) | اصل ۴۰ (محدودیت حقوق) | اصل ۷۶ (حق تحقیق و تفحص مجلس در تمام امور کشور) | اصل ۸۱ (دادن امتیاز تشکیل شرکت و مؤسسه به خارجیان مطلقاً ممنوع است).

اشتباه‌های رایج

  • ولایت فقیه به معنای قدرت مطلق و بی‌چارچوب نیست؛ جایگاه رهبری در اصل پنجم تعریف و اختیاراتش در اصل ۱۱۰ فهرست شده و خودِ رهبر را مجلس خبرگان انتخاب و بر او نظارت می‌کند.
  • رئیس‌جمهور بالاترین مقام کشور نیست؛ رهبری مهم‌ترین رکن است و هر سه قوه زیر نظارت او اداره می‌شوند.
  • تفکیک قوا یعنی نظارت متقابل برای جلوگیری از تمرکز قدرت، نه بی‌خبری کامل قوا از هم.
  • شورای نگهبان با مجمع تشخیص مصلحت نظام فرق دارد؛ حل اختلاف مجلس و شورای نگهبان کار مجمع است.
  • مالیات و عوارض یکی نیستند: مالیات بالعوض است، عوارض در برابر خدمتی مشخص.
  • رهبر مانند رئیس‌جمهور مستقیم انتخاب نمی‌شود.
  • «حق» بودن یک چیز به معنای بی‌مرز بودن آن نیست (اصل ۴۰).
  • رعایت قانون فقط تکلیف مردم عادی نیست؛ مسئولان هم شاملش می‌شوند.

نمونه سؤال

سؤال ۱: «ولایت فقیه» به چه معناست و فقیهِ واجد شرایط باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

پاسخ: ولایت فقیه یعنی در زمان غیبت امام زمان (عج)، سرپرستی جامعه اسلامی بر عهده فقیهی گذاشته می‌شود که عادل، باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر باشد. این جایگاه بر اساس اصل پنجم قانون اساسی تعریف شده است.

سؤال ۲ (تیزهوشانی): به ترتیب، هر یک از اقدامات زیر جزو وظیفه کدام قوه یا نهاد است؟ «تصویب لایحه بودجه سالانه کشور — نصب و عزل فرماندهان سپاه پاسداران — اداره وزارتخانه‌ها و اجرای قوانین — رسیدگی به دعوای دو شهروند»
۱) قوه مقننه – رهبری – قوه مجریه – قوه قضائیه
۲) رهبری – قوه مقننه – قوه مجریه – قوه قضائیه
۳) قوه مقننه – قوه مجریه – رهبری – قوه قضائیه
۴) قوه مجریه – رهبری – قوه مقننه – قوه قضائیه

پاسخ گام‌به‌گام: تصویب لایحه بودجه کار مجلس شورای اسلامی است ← قوه مقننه. نصب و عزل فرماندهان سپاه طبق اصل ۱۱۰ از اختیارات مستقیم رهبری است، نه هیچ‌کدام از سه قوه ← رهبری. اداره وزارتخانه‌ها و اجرای قوانین وظیفه دولت است ← قوه مجریه. رسیدگی به دعوای دو شهروند یعنی حل اختلاف حقوقی ← قوه قضائیه. پس پاسخ صحیح گزینه ۱ است.

سؤال ۳ (تیزهوشانی): کدام موقعیت نشان‌دهنده درک نادرست از حقوق و تکالیف شهروندی است؟
۱) کارگری از کارفرمای خود به دادگاه صالح شکایت می‌کند و برای دفاع از خود وکیل می‌گیرد.
۲) صاحب یک کارگاه، فاضلاب صنعتی خود را بدون تصفیه وارد رودخانه‌ای می‌کند که آب شرب چند روستا از آن تأمین می‌شود و می‌گوید: «زمین مال خودم است، هرکاری بخواهم می‌کنم.»
۳) شهروندی داوطلب انتخابات شورای شهر می‌شود و برای معرفی برنامه‌هایش با اهالی محل گفت‌وگو می‌کند.
۴) دانش‌آموزی برادر کوچک‌ترش را از انجام یک کار خلاف منع می‌کند.

پاسخ گام‌به‌گام: گزینه ۱ استفاده درست از حق دادخواهی و وکیل مدافع است؛ گزینه ۳ نمونه درست حق مشارکت سیاسی؛ گزینه ۴ نمونه درست امر به معروف و نهی از منکر میان مردم. اما در گزینه ۲ صاحب کارگاه به بهانه مالکیت خصوصی به منافع عمومی (سلامت اهالی چند روستا) آسیب می‌زند، در حالی که طبق اصل ۴۰ هیچ‌کس حق ندارد برای استفاده از حق خود به منافع عمومی و حقوق دیگران زیان برساند. پس پاسخ صحیح گزینه ۲ است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه تفاوت مالیات و عوارض را به‌درستی نشان می‌دهد؟

  • هر دو نوع پرداخت، در مقابل خدمتی کاملاً مشخص، انجام می‌شوند.
  • مالیات بدون خدمت مستقیم پرداخت می‌شود؛ عوارض در مقابل خدمتی مشخص است.
  • مالیات در مقابل خدمتی مشخص است؛ عوارض بدون خدمت مستقیم پرداخت می‌شود.
  • هر دو نوع پرداخت، بدون دریافت هیچ‌گونه خدمتی، انجام می‌شوند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مالیات بدون خدمت مستقیم پرداخت می‌شود؛ عوارض در مقابل خدمتی مشخص است» درست است زیرا این دقیقاً تعریف صحیح مالیات (بالعوض) و عوارض (در ازای خدمت مشخص) است. «مالیات در مقابل خدمتی مشخص است؛ عوارض بدون خدمت مستقیم پرداخت می‌شود» نادرست است چون این تعریف مالیات و عوارض را دقیقاً برعکس کرده است. «هر دو نوع پرداخت، بدون دریافت هیچ‌گونه خدمتی، انجام می‌شوند» نادرست است چون عوارض برخلاف مالیات، در ازای خدمتی مشخص پرداخت می‌شود. «هر دو نوع پرداخت، در مقابل خدمتی کاملاً مشخص، انجام می‌شوند» نادرست است چون مالیات برخلاف عوارض، بالعوض است. تلهٔ تستی: رایج‌ترین اشتباه، جابه‌جا کردن تعریف مالیات و عوارض با یکدیگر است؛ باید همیشه به خاطر داشت مالیات = بالعوض، عوارض = در مقابل خدمت مشخص.

2. بر اساس اصل ۴۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کدام عبارت صحیح است؟

  • در صورت تعارض، منافع عمومی همیشه بر حقوق فردی مقدم است بدون استثنا.
  • شهروندان می‌توانند از هر یک از حقوق خود به هر شکلی که بخواهند استفاده کنند.
  • هیچ‌کس نمی‌تواند برای استفاده از حقوق خود به منافع عمومی یا حقوق دیگران زیان برساند.
  • حقوق فردی مطلق است و تحت هیچ شرایطی نمی‌توان آن را محدود کرد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هیچ‌کس نمی‌تواند برای استفاده از حقوق خود به منافع عمومی یا حقوق دیگران زیان برساند» درست است زیرا این دقیقاً متن اصل ۴۰ قانون اساسی است. «شهروندان می‌توانند از هر یک از حقوق خود به هر شکلی که بخواهند استفاده کنند» نادرست است چون این ادعا نادیده می‌گیرد که استفاده از حقوق، مشروط به عدم زیان به دیگران است. «حقوق فردی مطلق است و تحت هیچ شرایطی نمی‌توان آن را محدود کرد» نادرست است چون اصل ۴۰ دقیقاً همین اطلاق را رد می‌کند. «در صورت تعارض، منافع عمومی همیشه بر حقوق فردی مقدم است بدون استثنا» نادرست است چون اصل ۴۰ درباره‌ی منع زیان‌رسانی است، نه برتری مطلقِ همیشگیِ منافع عمومی بر حقوق فردی در هر شرایطی. تلهٔ تستی: نباید محدودیتِ مشروطِ اصل ۴۰ (منوط به زیان‌رسانی) را با اطلاقِ حقوق یا برتریِ مطلقِ منافع عمومی اشتباه گرفت؛ اصل ۴۰ یک قاعده‌ی شرطی است، نه یک حکم مطلق.

3. در نظام جمهوری اسلامی ایران، انتخاب رهبر به کدام طریق صورت می‌گیرد؟

  • توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی.
  • با رأی مستقیم و بی‌واسطه‌ی همه‌ی مردم کشور.
  • توسط رئیس‌جمهور و با تأیید شورای نگهبان.
  • توسط مجلس خبرگان که خود منتخب مردم هستند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«توسط مجلس خبرگان که خود منتخب مردم هستند» درست است زیرا رهبر با واسطه‌ی مجلس خبرگان رهبری انتخاب می‌شود و اعضای این مجلس خود با رأی مردم برگزیده شده‌اند. «با رأی مستقیم و بی‌واسطه‌ی همه‌ی مردم کشور» نادرست است چون انتخاب رهبر مستقیم نیست، بلکه با واسطه صورت می‌گیرد. «توسط رئیس‌جمهور و با تأیید شورای نگهبان» نادرست است چون نه رئیس‌جمهور و نه شورای نگهبان، هیچ‌کدام در انتخاب رهبر نقشی ندارند. «توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی» نادرست است چون این وظیفه بر عهده‌ی مجلس خبرگان رهبری است، نه مجلس شورای اسلامی. تلهٔ تستی: مجلس خبرگان رهبری نباید با مجلس شورای اسلامی اشتباه گرفته شود؛ این دو نهاد کاملاً متفاوت‌اند و فقط اولی در انتخاب رهبر نقش دارد.

4. کدام یک از موارد زیر در دسته وظایف امنیتی و دفاعی حکومت قرار می‌گیرد؟

  • سیاست‌گذاری فرهنگی و آموزشی.
  • ایجاد هماهنگی بین فعالیت‌های اقتصادی.
  • حفظ تمامیت ارضی و دفاع از کشور.
  • وضع قوانین و مقررات کشور.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«حفظ تمامیت ارضی و دفاع از کشور» درست است زیرا این دقیقاً یکی از وظایف امنیتی و دفاعی حکومت است. «وضع قوانین و مقررات کشور» نادرست است چون این وظیفه در دسته‌ی وظایف حقوقی و قضایی قرار می‌گیرد. «سیاست‌گذاری فرهنگی و آموزشی» نادرست است چون این وظیفه در دسته‌ی وظایف فرهنگی و آموزشی قرار می‌گیرد. «ایجاد هماهنگی بین فعالیت‌های اقتصادی» نادرست است چون این وظیفه در دسته‌ی وظایف اقتصادی و رفاهی قرار می‌گیرد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه وظایف واقعیِ حکومت‌اند؛ تفاوتشان فقط در دسته‌بندی است، پس باید دقیقاً دسته‌ی هر وظیفه را با متن درس تطبیق داد، نه صرفاً واقعی یا غیرواقعی بودنِ خودِ وظیفه.

5. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، امر به معروف و نهی از منکر چگونه توصیف شده است؟

  • وظیفه‌ای همگانی و متقابل بین دولت و مردم و همچنین بین مردم با یکدیگر.
  • وظیفه‌ای که فقط بر عهده مردم است و دولت نقشی در آن ندارد.
  • وظیفه‌ای که فقط بر عهده دولت است و مردم حق دخالت ندارند.
  • وظیفه‌ای همگانی و یک‌طرفه از سوی دولت نسبت به مردم.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«وظیفه‌ای همگانی و متقابل بین دولت و مردم و همچنین بین مردم با یکدیگر» درست است زیرا این دقیقاً توصیف اصل ۸ قانون اساسی از امر به معروف و نهی از منکر است. «وظیفه‌ای همگانی و یک‌طرفه از سوی دولت نسبت به مردم» نادرست است چون این وظیفه یک‌طرفه نیست، بلکه متقابل است. «وظیفه‌ای که فقط بر عهده مردم است و دولت نقشی در آن ندارد» نادرست است چون دولت هم در این وظیفه نسبت به مردم مکلف است. «وظیفه‌ای که فقط بر عهده دولت است و مردم حق دخالت ندارند» نادرست است چون مردم نیز نسبت به یکدیگر و نسبت به دولت این وظیفه را دارند. تلهٔ تستی: کلیدواژه‌ی «متقابل» یعنی این وظیفه سه‌جهته است (مردم با هم، دولت با مردم، مردم با دولت)، نه صرفاً یک‌طرفه از سوی هر یک از این دو طرف.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان