ایران در عصر مشروطه (نهم)
مفاهیم پایه
پادشاهی استبدادی: نظامی که شاه در آن قدرت نامحدود دارد و هیچ قانونی او را محدود نمیکند.
پادشاهی مشروطه: نظامی که اختیارات شاه بر اساس قانون محدود میشود و نهادهایی مثل مجلس شورا و هیئت وزیران در اداره کشور نقش دارند. دقت کن: در مشروطه، شاه حذف نمیشود؛ فقط محدود میشود.
نهضت: به حرکت درآمدن مردم برای رسیدن به هدفهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی مشخص.
امتیاز اقتصادی: اجازه فعالیت اقتصادی یا حق بهرهبرداری از منابع طبیعی که به افراد یا شرکتهای داخلی و خارجی داده میشود.
تحصن (بستنشینی): پناه بردن به مکانی مقدس یا رسمی به نشانه اعتراض، برای فشار آوردن به حکومت.
کودتا: برانداختن حکومت موجود و گرفتن قدرت با نیروی نظامی، بدون انتخابات و روند قانونی.
مجلس مؤسسان: مجلسی موقت از نمایندگان انتخابی که فقط برای تغییر یا اصلاح قانون اساسی تشکیل میشود (با مجلس عادی قانونگذاری فرق دارد).
ملی شدن: انتقال مالکیت یک صنعت یا منبع از دست بیگانگان یا بخش خصوصی به مالکیت دولت (ملت).
زمینههای نهضت مشروطه
از میانه دوران ناصرالدینشاه، نفوذ روسیه و انگلستان زیاد شد و اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رو به افول رفت. در دوران مظفرالدینشاه — که از پدرش ضعیفتر بود — اوضاع وخیمتر شد.
چیزی که مردم را به حرکت درآورد: تجربه تلخ استعمار، دیدن ناتوانی حکومت استبدادی در برابر بیگانگان، تکیه بر آموزههای اسلام و مذهب شیعه، و از همه مهمتر رهبری علما.
استعمارگران هم بیکار ننشستند: تضعیف حکومتهای مستقل، ایجاد فرقههای تازه، و دامن زدن به اختلافهای مذهبی — همه برای از بین بردن مقاومت مردمی.
نکته انحرافی مهم: برخی روشنفکران این دوره، ضمن تمجید از تمدن غربی، نهضت اصلاحطلبی مردم (که بر پایه عدالتخواهی و نفی استعمار بود) را با اندیشههای غربی آمیختند. همین آمیختن، یکی از عوامل اصلی انحراف بعدی نهضت شد.
چهار مرحله وقوع نهضت مشروطه
مرحله اول — اعتراضهای اولیه: موفقیت نهضت تنباکو و قتل ناصرالدینشاه انگیزه مبارزه را بالا برده بود. هزینه سنگین سفرهای خارجی مظفرالدینشاه، وضع بد اقتصادی، توهین به مقدسات دینی، گران شدن نان و قند، و سرانجام فلککردن تجار قند بهدست حاکم تهران (بهجای رسیدگی به شکایتشان) اعتراضها را شعلهور کرد. رهبران: آیتالله بهبهانی و آیتالله سیدمحمد طباطبایی.
مرحله دوم — تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم: خواسته معترضان تشکیل عدالتخانه در همه شهرها و عمل دقیق به قانون اسلامی بود. شاه قول همکاری داد، تحصن پایان یافت — اما به تعهدش عمل نکرد.
مرحله سوم — مهاجرت به قم و تحصن در سفارت: چون عدالتخانه تشکیل نشد، تهران نیمهتعطیل شد. طباطبایی و بهبهانی از شیخ فضلالله نوری (بزرگترین عالم تهران) خواستند بپیوندد؛ او پذیرفت و بیشتر روحانیون تهران هم ملحق شدند و چند هزار نفر راهی قم شدند. همزمان، با شایعه فشار دولت بر تجار، جمعی از تجار به تحریک وابستگان انگلستان به سفارت انگلیس پناه بردند و تعدادشان به هزاران نفر رسید. انگلیسیها با پذیرایی از آنها بر خواستههایشان اثر گذاشتند و القا کردند که باید «مشروطه» و مجلس شورا بخواهند. بسیاری برای اولین بار همانجا واژه مشروطه را شنیدند و از هدف واقعی انگلیس غافل بودند.
مرحله چهارم — فرمان مشروطه: با شورش همزمان مردم در ولایتها و تعطیلی بازارها و مساجد تهران، مظفرالدینشاه در مرداد ۱۲۸۵ فرمان تشکیل مجلس شورا را صادر کرد.
حوادث پس از مشروطه
متمم قانون اساسی: قانون اساسی با عجله نوشته شده بود. شیخ فضلالله نوری خواستار افزودن متمم شد و با تلاش او این اصل تصویب شد که چند مجتهد و فقیه در مجلس حضور داشته باشند تا قوانین مصوب مخالف احکام اسلام نباشد. اینجا دو دیدگاه شکل گرفت: مشروطه شرعی (شیخ فضلالله نوری، بر پایه ارزشهای اسلامی) در برابر مشروطه غربی (برخی روشنفکران، منطبق بر ارزشهای اروپایی).
تعطیلی مجلس: مظفرالدینشاه درگذشت و محمدعلیشاه مستبد جانشین شد. او با پشتیبانی روسیه مجلس را به توپ بست و منحل کرد. مقاومت اصلی در تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان (با حمایت مراجع نجف) شکل گرفت؛ مشروطهخواهان گیلان و اصفهان به تهران آمدند، تهران فتح شد، محمدعلیشاه برکنار و احمدشاه نوجوان جانشین شد.
شهادت شیخ فضلالله نوری: انتظار میرفت دشمنان واقعی نهضت مجازات شوند، اما محمدعلیشاه بدون محاکمه به خارج فرستاده شد و شیخ فضلالله پس از محاکمهای نمایشی به شکل دردناکی اعدام شد — نشانهای آشکار از انحراف مسیر مشروطه. او پیشنهاد پناهندگی روسیه را رد کرد و گفت: «من راضی هستم صد مرتبه زنده شوم و کشته شوم، اما پناهنده بیگانگان نشوم.»
قرارداد ۱۹۰۷: با قدرت گرفتن آلمان و متحدانش، انگلیس و روسیه بهجای رقابت با هم همکاری کردند و ایران را بدون رضایتش به سه منطقه تقسیم کردند: شمال زیر نفوذ روسیه، جنوب زیر نفوذ انگلیس، و مرکز بهعنوان «منطقه بیطرف» (که در عمل بیطرف نماند). پیامد: دخالت آزادانه روسیه، ورود نیروهایش به ایران، کشته شدن مشروطهخواهان در تبریز و به گلوله بستن حرم امام رضا (ع) در مشهد.
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴م / ۱۲۹۳ش): متحدین (آلمان، ایتالیا، اتریش، مجارستان، عثمانی) در برابر متفقین (انگلستان، روسیه، فرانسه و آمریکا در اواخر جنگ)؛ پس از چهار سال متفقین پیروز شدند. ایران بیطرفی اعلام کرد، اما انگلیس، روسیه و عثمانی آن را نادیده گرفتند و وارد خاک ایران شدند. نیروهای مردمی و عشایر در بوشهر، فارس و خوزستان مقاومت کردند و رئیسعلی دلواری از دلیرمردان تنگستانی ضربه سنگینی به انگلیسیها زد. پیامدها: ضعف دولت مرکزی، گسترش نافرمانی، قحطی (بهدلیل دخالت انگلیس در بازار و محدود کردن آذوقه)، شیوع بیماریهای واگیردار و مرگ چند میلیون ایرانی، و از بین رفتن امنیت. ایران برای جنگی که هیچ نقشی در ایجادش نداشت، بهای بسیار سنگینی پرداخت.
ایران در دوران حکومت پهلوی
قرارداد ۱۹۱۹: پس از سقوط حکومت تزاری روسیه و تبدیل آن به اتحاد جماهیر شوروی، نیروهای روس از ایران رفتند و انگلستان فرصت یافت. انگلیس با وثوقالدوله قراردادی بست که بر اساس آن اداره امور نظامی و مالی ایران به مستشاران انگلیسی سپرده میشد. با مخالفت گسترده مردم، آیتالله مدرس، شیخ محمد خیابانی و خودداری احمدشاه از امضا، این قرارداد اجرا نشد.
کودتای ۱۲۹۹: انگلستان پس از این شکست، سراغ کودتا رفت. دو مهره: رضاخان (رضا میرپنج) فرمانده نیروی قزاق بهعنوان مهره نظامی، و سیدضیاءالدین طباطبایی بهعنوان مهره سیاسی. در سوم اسفند ۱۲۹۹ نیروهای رضاخان مراکز مهم پایتخت را گرفتند و احمدشاه ناچار شد سیدضیاء را نخستوزیر و رضاخان را فرمانده کل قوا کند.
انتقال حکومت: رضاخان با ایجاد رعب و نظم ظاهری، تظاهر به مذهبداری، و بالا رفتن پلهپله (فرمانده کل قوا ← وزیر جنگ ← نخستوزیر) و وارد کردن طرفدارانش به مجلس، سرانجام در ۱۳۰۴ با رأی مجلس شورا برکناری احمدشاه و سپس با مجلس مؤسسان حکومت را به خود و خانوادهاش رساند. یعنی بین کودتا و سلطنت، پنج سال فاصله بود. آیتالله مدرس و شماری از نمایندگان مقاومت کردند.
شیوه حکومت رضاشاه: استبداد کامل (وزیران و نمایندگان تابع شاه، ممنوعیت احزاب و مطبوعات مستقل، تبعید و زندان و شکنجه و اعدام مخالفان)؛ سرکوب آزادیخواهان — آیتالله مدرس که در دوره ششم نماینده اول تهران بود، در دوره هفتم اعلام شد حتی یک رأی هم ندارد و گفت: «دستکم آن یک رأیی که بنده به خودم دادم، چه شد؟»؛ او دستگیر، تبعید و در سال ۱۳۱۶ در کاشمر به شهادت رسید. نهضت جنگل به رهبری میرزاکوچکخان جنگلی هم به بهانه امنیت سرکوب شد.
دو پروژه بزرگ با ظاهر توسعه: ارتش منظم (که با هدایت انگلیسیها ساخته شد، در ۱۳۰۴ قانون نظام وظیفه تصویب شد، و هدف واقعیاش تمرکز قدرت، سرکوب قیامها و خدمت به اهداف نظامی انگلیس بود — و در جنگ جهانی دوم بهسرعت شکست خورد)، و خط آهن سراسری (که در واقع برای انتقال سریع نیرو از جنوب به شمال طراحی شده بود و در جنگ جهانی دوم مهمترین راه ارتباطی متفقین شد).
تضعیف هویت اسلامی: اجبار به لباس یکسان و کلاه پهلوی، محدودیت مراسم مذهبی، مطرح شدن کشف حجاب، قیام مردم مشهد در مسجد گوهرشاد و سرکوب خونین آن در کنار حرم امام رضا (ع)، و سپس اجبار به کشف حجاب با زور. با باستانگرایی هم میخواستند اسلام را به حاشیه ببرند و پیوند دینی-ملی مردم را قطع کنند.
جنگ جهانی دوم: دولتهای محور (آلمان، ایتالیا، ژاپن) در برابر متفقین (انگلستان، فرانسه، شوروی، آمریکا). ایران باز هم بیطرفی اعلام کرد، اما متفقین به بهانه حضور چند کارشناس آلمانی در شهریور ۱۳۲۰ ایران را اشغال کردند، رضاشاه را به کنارهگیری واداشتند و تبعید کردند و پسرش محمدرضا شاه شد — شاهی که دستنشانده بیگانگان بود. پیامدها: اشغال تا پایان جنگ، کمبود و گرانی شدید نان، مرگ عده زیادی از گرسنگی، و عقبماندگی کشور. حتی سران متفقین در آذر ۱۳۲۲ در تهران جلسه گرفتند بدون آنکه به محمدرضاشاه اطلاع بدهند.
نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد
امتیاز نفت در زمان مظفرالدینشاه به انگلیسیها واگذار شده بود؛ رضاشاه آن را لغو کرد اما با قراردادی تازه دوباره منابع نفت را به انگلستان سپرد. پس از جنگ جهانی دوم که محمدرضاشاه هنوز ضعیف بود و مجلس، احزاب و مطبوعات نقش مؤثرتری داشتند، مردم خواهان لغو این قرارداد شدند.
رهبری نهضت: آیتالله کاشانی (رهبری دینی و مردمی) و دکتر محمد مصدق (رهبری سیاسی، نخستوزیر). در اسفند ۱۳۲۹ مجلس قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد و مصدق نخستوزیر شد. فدائیان اسلام به رهبری شهید نواب صفوی هم نقش مهمی داشتند (نواب و یارانش در دیماه ۱۳۳۴ تیرباران شدند).
اما اختلاف میان رهبران و گروههای پشتیبان، اتحاد را به تفرقه تبدیل کرد. انگلستان و آمریکا از این فرصت استفاده کردند و در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با اجرای سرلشکر فضلالله زاهدی کودتا کردند و دولت مصدق سرنگون شد. مصدق گمان میکرد میتواند از آمریکا علیه انگلیس استفاده کند، اما این دو دست به دست هم دادند.
پیامدهای کودتا: بازگشت نفت به دست بیگانگان (۵۰٪ درآمد به ایران، ۵۰٪ به شرکتهای انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی)؛ محمدرضاشاه که سلطنتش را مدیون انگلیس و آمریکا میدید، مستبدتر شد، ساواک را با کمک آمریکا تأسیس کرد و فضای ترس و خفقان بازگشت — همان زمینهای که بعدها به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ رسید.
اشتباههای رایج
- شیخ فضلالله نوری از اول مخالف مشروطه نبود؛ او از همان مرحله مهاجرت به قم به نهضت پیوست و متمم اسلامی را پیش برد. مخالفتش با انحراف مشروطه بود، نه اصل آن.
- «عدالتخانه» همان «مجلس شورا» نیست؛ عدالتخانه خواسته اولیه علما برای اجرای دقیق قانون اسلامی بود، مجلس شورا مفهومی بود که در سفارت انگلیس القا شد.
- قرارداد ۱۹۰۷ با ۱۹۱۹ فرق دارد: ۱۹۰۷ تقسیم مناطق نفوذ بین روس و انگلیس بود؛ ۱۹۱۹ تلاش مستقیم انگلیس برای در دست گرفتن امور نظامی و مالی ایران.
- رضاخان بلافاصله بعد از کودتا شاه نشد؛ پنج سال طول کشید.
- کودتای ۱۲۹۹ و ۲۸ مرداد یکی نیستند: اولی فقط طراحی انگلستان بود و سلسلهای تازه ساخت؛ دومی همکاری مشترک انگلستان و آمریکا بود و یک دولت منتخب را ساقط کرد.
- محمدرضاشاه از ابتدا مستبد نبود؛ استبداد شدید و ساواک، محصول دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد است.
نمونه سؤال
سؤال ۱: خواسته اصلی معترضان در تحصن حرم حضرت عبدالعظیم چه بود و نتیجه این تحصن چه شد؟
پاسخ: خواسته اصلی، تشکیل «عدالتخانه» در تمام شهرها و عمل دقیق به قانون اسلامی بود. شاه در ظاهر قول همکاری داد و تحصن پایان یافت، اما در عمل به تعهداتش عمل نکرد — و همین بیعملی، زمینهساز مرحله بعدی (مهاجرت به قم و تحصن در سفارت) شد.
سؤال ۲: در کودتای ۱۲۹۹، رضاخان و سیدضیاءالدین طباطبایی هر یک چه نقشی داشتند؟
پاسخ: رضاخان (رضا میرپنج) بهعنوان فرمانده نیروی قزاق مهره نظامی کودتا بود؛ سیدضیاءالدین طباطبایی، سیاستمدار طرفدار انگلیس، مهره سیاسی آن بود و پس از کودتا به نخستوزیری رسید. هر دو انتخاب انگلیسیها بودند.
سؤال ۳ (تیزهوشانی): رویدادهای زیر را به ترتیب وقوع مرتب کنید:
(۱) تحصن در سفارت انگلیس (۲) صدور فرمان مشروطه (۳) تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (۴) مهاجرت علما به قم
پاسخ گامبهگام: نخست تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (۳) برای خواستن عدالتخانه، که با بیعملی شاه بینتیجه ماند؛ سپس چون عدالتخانه تشکیل نشد، مهاجرت علما به قم (۴) و همزمان تحصن در سفارت انگلیس (۱)؛ و سرانجام با شورش ولایات، صدور فرمان مشروطه (۲). ترتیب صحیح: ۳ ← ۴ ← ۱ ← ۲
نکات کلیدی امتحانی
- فرمان مشروطه را مظفرالدینشاه در مرداد ۱۲۸۵ صادر کرد.
- رهبران نهضت: بهبهانی + سیدمحمد طباطبایی + شیخ فضلالله نوری.
- مجلس را محمدعلیشاه با حمایت روسیه به توپ بست؛ مقاومت اصلی در تبریز با ستارخان و باقرخان.
- قرارداد ۱۹۰۷: تقسیم ایران بین روسیه (شمال) و انگلستان (جنوب) — برای مقابله با قدرتگیری آلمان.
- علت اصلی قحطی جنگ جهانی اول: دخالت انگلیس در بازار ایران و محدود کردن آذوقه.
- سه علت ناکامی مشروطه: نفوذ استعمار از درون + سرکوب استبداد محمدعلیشاه + اختلاف داخلی مشروطهخواهان.
- علت شکست قرارداد ۱۹۱۹: مخالفت مردم، علما (مدرس، خیابانی) و امتناع احمدشاه از امضا.
- هدف واقعی خط آهن سراسری: انتقال سریع نیروهای انگلیسی از جنوب به شمال، نه توسعه اقتصادی.
- قانون ملی شدن صنعت نفت: اسفند ۱۳۲۹ — کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ — تأسیس ساواک ۱۳۳۵.