پرش به محتوای اصلی

فرهنگ و هویت (نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فرهنگ و هویت (نهم)

بخش اول: فرهنگ

فرهنگ: شیوه زندگی یک جامعه — مجموعه اشتراکات مردم در چگونگی ارتباط با یکدیگر، آداب و رسوم، پوشاک، تغذیه، باورها، قوانین و نحوه استفاده از محیط طبیعی. پس فرهنگ فقط «هنر و ادبیات» نیست؛ خیلی گسترده‌تر است.

رابطه فرهنگ و جامعه: این دو جدایی‌ناپذیرند — جامعه بدون فرهنگ وجود ندارد و فرهنگ هم بدون جامعه به وجود نمی‌آید.

چرا فرهنگ آموختنی است؟ چون از طریق ژن به ارث نمی‌رسد، بلکه از راه آموزش و تربیت از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. به همین دلیل فرهنگ را «آگاهی و اندیشه مشترک اعضای یک جامعه» هم می‌نامند. مورچه‌ها و زنبورها فرهنگ ندارند، چون رفتارشان غریزی است نه آموخته‌شده.

اجتماعی‌شدن (جامعه‌پذیری): فرایندی طولانی از تولد تا پایان عمر که فرد در آن زندگی در جامعه را می‌آموزد و خود را با آن منطبق می‌کند. دو کارکرد اصلی دارد: بدون آن فرد نمی‌تواند در جامعه زندگی کند، و به‌واسطه آن نسل جدید هنجارها و ارزش‌ها را می‌آموزد و جامعه تداوم می‌یابد.

کانون‌های اجتماعی‌شدن به ترتیب: خانواده (اولین و مهم‌ترین) ← گروه همسالان و دوستان ← مدرسه ← رسانه‌های جمعی ← دانشگاه، خدمت سربازی و محل کار. کودک در خانواده یاد می‌گیرد چطور صحبت کند، غذا بخورد، با مهمان رفتار کند، عبادت کند و در جشن یا عزا چه رفتاری داشته باشد.

لایه‌های فرهنگ

فرهنگ مثل لایه‌های یک پیاز است؛ از بیرون به درون: نمادها ← هنجارها ← ارزش‌ها ← عقاید. وقتی با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شویم، نخست نمادها و هنجارها را می‌بینیم؛ برای شناخت ارزش‌ها و عقاید باید عمیق‌تر بررسی کنیم.

۱) نمادها: نشانه‌ای که نماینده چیز دیگری است؛ با دیدنش به یاد آن چیز می‌افتیم. انواعش: زبان گفتاری و نوشتاری، علائم (مثل «؟» و «!» و علائم راهنمایی)، تصاویر (پرچم، آرم سازمان‌ها)، بناها و مکان‌ها (مسجد نماد اسلام، برج ایفل نماد فرانسه)، پوشاک، رفتارها (تعظیم کردن، دست دادن، سلام نظامی) و اشیا و دست‌ساخته‌ها.

۲) هنجارها: قواعد و شیوه‌های مورد قبول جامعه برای انجام کارها — شامل عادت‌ها، آداب و رسوم اجتماعی، مناسک مذهبی و قوانین. سه دلیل پیروی از هنجار: اعتقاد به آن هنجار، حفظ آبرو و احترام اجتماعی، و ترس از مجازات. مجازات هنجارشکنی یا غیررسمی است (سرزنش، پوزخند، تمسخر، طرد اجتماعی) یا رسمی و قانونی (جریمه، حکم قضایی).

نکته مهم: همه هنجارها الزاماً درست و مفید نیستند — مثل فال‌گیری، تظاهر یا مصرف‌گرایی. ملاک تشخیص هنجار درست، رواج داشتن آن نیست، بلکه سازگاری با اعتقادات اسلامی و ارزش‌های انسانی است.

۳) ارزش‌ها: تلقی مثبت، خوب و مطلوب از یک امر؛ ارزش‌ها به رفتار افراد جهت می‌دهند. مثلاً ارزشِ «حفظ محیط زیست» به رفتارهایی مثل صرفه‌جویی در آب و برق، تفکیک زباله و خودداری از ریختن زباله در طبیعت می‌انجامد. سه دسته‌اند: دینی (انفاق، شهادت‌طلبی)، انسانی (صداقت، شجاعت، کمک به دیگران) و اجتماعی (احترام به سالمندان، دفاع از وطن). نقطه مقابلشان ضدارزش‌هاست: فخرفروشی، ریاکاری، تجمل‌گرایی، مدگرایی.

۴) عقاید: باورهای بنیادینی که پایه شکل‌گیری ارزش‌ها و هنجارهایند. زنجیره‌اش این است: عقیده ← ارزش ← هنجار. مثال کتاب: عقیده «خداوند از انفاق خشنود می‌شود» ← ارزش «صدقه دادن و کمک به نیازمند» ← هنجار «نانوایی که نان صلواتی می‌دهد». برای مسلمانان، اعتقادات اسلامی ملاکی است که هنجارها و ارزش‌ها با آن سنجیده می‌شوند.

تغییر فرهنگ: فرهنگ ثابت نیست. عوامل تغییرش: پیشرفت‌های صنعتی و فناوری (مثلاً آپارتمان‌نشینی که فضای بازی کودکان و روابط همسایگی را تغییر داد)، پیشرفت حمل‌ونقل و افزایش مسافرت، رسانه‌های جمعی، و نفوذ فرهنگی بیگانگان.

خرده‌فرهنگ: فرهنگ‌های کوچک‌تری که در دل فرهنگ عمومی جامعه‌اند و نمادها و هنجارهای خاص خود را دارند — مثل تفاوت مراسم عروسی گیلان با فارس، سینه‌زنی سنتی بوشهر، یا لباس محلی هر منطقه. خرده‌فرهنگ‌ها با فرهنگ ملی در تضاد نیستند؛ غنای فرهنگی ملی را می‌افزایند.

بخش دوم: هویت

هویت: احساس، آگاهی و شناخت انسان از خود — پاسخ به پرسش «من کیستم؟». آگاهی از وجود و شخصیت خود، یکی از تفاوت‌های اساسی انسان با دیگر موجودات زنده است و خداوند این امتیاز را به انسان عطا کرده؛ حیوانات «خود» را نمی‌شناسند.

ابعاد هویت:

هویت فردی = مجموعه ویژگی‌هایی که فرد را از دیگران متمایز می‌کند؛ دو بخش دارد:

  • جسمانی: مربوط به بدن و خلقت خدادادی — جنسیت، قد، وزن، سن، گروه خونی.
  • روانی / اخلاقی: ویژگی‌های غیرجسمانی شخصیت — صبور بودن، پشتکار، زودرنجی، لجاجت، علاقه به هنر.

رابطه جسم و روان دوطرفه است: بیماری تیروئید خلق‌وخو را تغییر می‌دهد (جسم بر روان)، و خوش‌بینی و امید سلامت جسمانی را بهتر می‌کند (روان بر جسم).

هویت اجتماعی = ویژگی‌هایی که از راه عضویت در گروه‌های اجتماعی و آشنایی با ارزش‌ها و عقاید جامعه به دست می‌آید: در خانواده «فرزند»، در مدرسه «دانش‌آموز»، در جامعه ایران «ایرانی»، و در امت اسلام «مسلمان».

آیا هویت تغییر می‌کند؟ بعضی ویژگی‌ها ثابت‌اند (تاریخ تولد، محل تولد) و مسئولیتی برایمان ندارند؛ بعضی متغیرند (سطح تحصیلات، تقوا، ثروت، شخصیت اخلاقی) و ما نسبت به آنها مسئولیم. یعنی کسی نمی‌تواند بگوید «این طبیعت من است و تغییر نمی‌کند»؛ ویژگی‌های اخلاقی، علمی و اجتماعی قابل رشدند.

هویت ملی و پنج رکن هویت ایرانی

هویت ملی: احساس تعلق یک ملت به مجموعه‌ای از نمادها، هنجارها، ارزش‌ها و عقایدی که در سرزمینی مشخص و طی نسل‌های متوالی پدید آمده‌اند. سه عنصر اصلی‌اش: فرهنگ + تاریخ (زمان) + سرزمین (مکان).

۱) سرزمین ایران: مردم ایران از گذشته‌های دور در «فلات ایران» ساکن شده‌اند و در متون کهن از سرزمین ما با نام‌های «ایران‌شهر» و «ایران‌زمین» یاد شده است. احساس تعلق به وطن، انگیزه دفاع از آن را می‌آفریند.

۲) اسلام: بیش از ۹۸٪ مردم ایران مسلمان‌اند و فرهنگ، عقاید، ارزش‌ها، نظام سیاسی و قوانین ما از اسلام نشئت می‌گیرند. اسلام پیوند ما با جهان اسلام را برقرار می‌کند. اقلیت‌های دینی (زردشتی، مسیحی، کلیمی) هم هویت ایرانی را حفظ کرده و از کشور دفاع کرده‌اند.

۳) تاریخ کهن و میراث فرهنگی: ورود اسلام دگرگونی بزرگی در فرهنگ ایران ایجاد کرد؛ رسوم سازگار با اسلام (مانند نوروز) باقی ماندند، ایرانیان در شکوفایی تمدن اسلامی نقش داشتند و در برابر مهاجمان (مغول، تیموریان) مقاومت کرده و حتی آنان را از نظر فرهنگی جذب کردند. شهید مطهری می‌گوید: «ایرانیان از دین اسلام نیرو و حیات گرفتند و هم نیرو و حیات خود را صرف خدمت به آن کردند.»

۴) زبان فارسی: ریشه در تمدن ایران باستان دارد و پس از اسلام هم تداوم یافت؛ زبان علم، ادب و اداره در دوران اسلامی و «زبان دوم جهان اسلام» بود. مهم‌ترین کارکردش: عامل وحدت اقوام ایرانی — اقوام مختلف در کنار زبان محلی خود، آثار ارزشمندی به فارسی آفریده‌اند.

۵) انقلاب اسلامی: در دویست سال اخیر ایران با استبداد داخلی و استعمار خارجی روبه‌رو بود؛ مردم با بازگشت به هویت اسلامی، انقلاب اسلامی را پدید آوردند. انقلاب یعنی بازگشت از فرهنگ بیگانه به هویت اسلامی-ایرانی، با خواسته‌های استقلال، آزادی و جامعه اسلامی — آرمان‌هایی که الهام‌بخش مسلمانان جهان شده است.

ملت و امت

ملت: جمعیتی که در قلمرو سرزمینی مشخص مستقر شده و اشتراکات تاریخی، زبانی، مذهبی، اقتصادی و آرمان‌های مشترک دارد.

امت اسلامی: جمعیت بزرگی از مسلمانان که مرزهای جغرافیایی و سیاسی میانشان فاصله نمی‌اندازد و با انسجام، اتحاد و همکاری یک پیکره واحد می‌سازند. هدفش: اتحاد مسلمانان جهان، مقاومت در برابر استکبار جهانی و برپایی «تمدن نوین اسلامی». یکی از اهداف پیامبر اسلام پس از بعثت هم تشکیل امت واحد اسلامی بود.

تفاوت کلیدی: ملت محدود به مرز جغرافیایی و اشتراکات قومی-تاریخی است؛ امت فراتر از مرزهاست و پیوندش دینی است.

اشتباه‌های رایج

  • فرهنگ فقط هنر و ادبیات نیست؛ کل شیوه زندگی جامعه است.
  • اجتماعی‌شدن مخصوص کودکی نیست؛ تا پایان عمر ادامه دارد (دانشگاه، سربازی، محل کار جدید).
  • رفتارهای قابل‌مشاهده مثل تعظیم و دست‌دادن، طبق جدول کتاب زیر نمادها طبقه‌بندی شده‌اند، نه هنجارها — چون خودشان نشانه‌ای برای معنایی دیگرند.
  • رایج بودن یک هنجار به معنای درست بودن آن نیست.
  • خرده‌فرهنگ در تضاد با فرهنگ ملی نیست، مکمل آن است.
  • «شخصیت» با «هویت» یکی نیست؛ شخصیت فقط بخشی از هویت فردیِ روانی است.
  • ویژگی‌های روانی و سطح تحصیلات جزو ویژگی‌های متغیرند و ما در قبالشان مسئولیم.
  • رابطه جسم و روان یک‌طرفه نیست.
  • هویت ایرانی و هویت اسلامی در تضاد نیستند؛ نمونه نوروز نشان می‌دهد این دو درهم‌تنیده‌اند.

نمونه سؤال

سؤال ۱: چرا «زبان فارسی» نمونه‌ای از لایه نمادهاست، اما «صداقت» جزو لایه ارزش‌هاست؟

پاسخ: زبان نشانه‌ای قابل شنیدن و دیدن است که با شنیدنش به معنایی دیگر (مثلاً هویت گوینده) پی می‌بریم؛ پس دقیقاً تعریف «نماد» را دارد. اما صداقت یک تلقی درونی مثبت از یک رفتار است که مستقیماً دیده نمی‌شود و رفتار فرد (راست‌گویی) را جهت می‌دهد؛ پس در لایه عمیق‌تر ارزش‌ها جای می‌گیرد.

سؤال ۲ (تیزهوشانی): به هر یک از موارد زیر لایه درست فرهنگ را از میان «نماد، هنجار، ارزش، عقیده» نسبت دهید:
الف) تعظیم‌کردن هنگام دیدار بزرگ‌ترها
ب) این باور که «احترام به بزرگ‌تر پسندیده است»
ج) این باور بنیادین که «بزرگ‌ترها تجربه و حکمت بیشتری دارند»
۱) الف: نماد، ب: ارزش، ج: عقیده ۲) الف: هنجار، ب: ارزش، ج: عقیده
۳) الف: نماد، ب: عقیده، ج: ارزش ۴) الف: هنجار، ب: عقیده، ج: ارزش

پاسخ: گزینه ۱. «تعظیم‌کردن» رفتاری قابل‌مشاهده است و طبق جدول انواع نمادها در کتاب، رفتارهایی مثل تعظیم و دست‌دادن زیر ردیف نمادها آمده‌اند. «احترام به بزرگ‌تر پسندیده است» یک تلقی مثبت و مطلوب، یعنی ارزش است. و «بزرگ‌ترها تجربه و حکمت بیشتری دارند» باوری بنیادین، یعنی عقیده است که آن ارزش را می‌سازد.

سؤال ۳: چرا رنگ چشم یک فرد جزو مسئولیت‌های اخلاقی او نیست، اما میزان تحصیلاتش می‌تواند مورد سؤال قرار گیرد؟

پاسخ: رنگ چشم جزو ویژگی‌های ثابت هویت فردی است (مانند تاریخ و محل تولد) که فرد هیچ نقشی در انتخابش نداشته و توان تغییرش را ندارد؛ پس مسئولیتی هم در قبالش ندارد. اما میزان تحصیلات جزو ویژگی‌های متغیر است که فرد می‌تواند در طول زندگی آن را انتخاب و تغییر دهد؛ و طبق درس، انسان تنها نسبت به ویژگی‌هایی مسئول است که قابل تغییرند و در انتخابشان نقش دارد.

سؤال ۴ (تیزهوشانی): دو گزاره را در نظر بگیرید:
گزاره اول: «من به‌عنوان یک ایرانی، بخشی از هویتم را از طریق تعلق به سرزمین فلات ایران دارم.»
گزاره دوم: «من به‌عنوان یک مسلمان، بخشی از هویتم را از طریق پیوند با مسلمانان سراسر جهان دارم، فارغ از مرزهای جغرافیایی.»
این دو گزاره به‌ترتیب بیانگر تعلق فرد به کدام دو مفهوم‌اند؟
۱) ملت — امت ۲) هویت فردی — هویت اجتماعی ۳) امت — ملت ۴) هویت ملی — هویت فردی

پاسخ: گزینه ۱. گزاره اول معیار «سرزمین مشخص» را بیان می‌کند که رکن اصلی تعریف ملت است. گزاره دوم «فارغ از مرزهای جغرافیایی» را می‌گوید که دقیقاً ویژگی متمایزکننده امت از ملت است. هر دو گزاره در سطح کلی‌تر نمونه‌ای از «هویت اجتماعی» هم هستند، اما پرسش مفهوم دقیق‌تر را می‌خواهد؛ پس گزینه ۲ پاسخی کلی‌تر و کم‌دقیق‌تر است.

نکات کلیدی امتحانی

  • ترتیب لایه‌های فرهنگ از بیرون به درون: نمادها ← هنجارها ← ارزش‌ها ← عقاید.
  • اولین و مهم‌ترین کانون اجتماعی‌شدن: خانواده.
  • سه دلیل پیروی از هنجار: اعتقاد به آن + حفظ آبرو + ترس از مجازات.
  • ملاک تشخیص هنجار درست: سازگاری با اعتقادات اسلامی و ارزش‌های انسانی.
  • دو بُعد هویت: فردی (جسمانی + روانی) و اجتماعی.
  • سه عنصر هویت ملی: فرهنگ + تاریخ + سرزمین.
  • پنج رکن هویت ایرانی: سرزمین ایران، اسلام، تاریخ کهن و میراث فرهنگی، زبان فارسی، انقلاب اسلامی.
  • تفاوت ملت و امت: ملت محدود به مرز جغرافیایی؛ امت فراتر از مرزها با پیوند دینی.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. لایه‌های فرهنگ از بیرونی‌ترین (قابل مشاهده) به درونی‌ترین (بنیادی) به ترتیب در کدام گزینه به درستی آمده است؟

  • ارزش‌ها \leftarrow عقاید \leftarrow هنجارها \leftarrow نمادها
  • عقاید \leftarrow ارزش‌ها \leftarrow هنجارها \leftarrow نمادها
  • نمادها \leftarrow هنجارها \leftarrow ارزش‌ها \leftarrow عقاید
  • هنجارها \leftarrow نمادها \leftarrow عقاید \leftarrow ارزش‌ها

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«نمادها \leftarrow هنجارها \leftarrow ارزش‌ها \leftarrow عقاید» درست است چون طبقِ درس، ترتیبِ لایه‌ها از بیرونی‌ترین (قابلِ‌مشاهده) به عمیق‌ترین دقیقاً همین‌گونه است. «عقاید ← ارزش‌ها ← هنجارها ← نمادها» نادرست است چون ترتیب را کاملاً معکوس کرده است. «هنجارها ← نمادها ← عقاید ← ارزش‌ها» نادرست است چون ترتیب را به‌هم‌ریخته و عقاید را پیش از ارزش‌ها آورده، درحالی‌که باید آخرین لایه باشد. «ارزش‌ها ← عقاید ← هنجارها ← نمادها» نادرست است چون این ترتیب هم با توالیِ درست هم‌خوانی ندارد. تلهٔ تستی: به‌خاطرسپاریِ ترتیبِ «نماد، هنجار، ارزش، عقیده» با کلیدواژهٔ «از دیدنی به پنهان» کمک می‌کند تا با ترتیب‌هایِ معکوس یا چرخشی اشتباه گرفته نشود.

2. کدام یک از موارد زیر جزو دلایل پیروی افراد از هنجارهای اجتماعی محسوب نمی‌شود؟

  • حفظ آبرو و احترام در میان دیگران
  • ناآگاهی از هنجارهای جایگزین
  • ترس از مجازات‌های رسمی و غیررسمی
  • اعتقاد درونی به درستی آن هنجار

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ناآگاهی از هنجارهای جایگزین» درست است چون طبقِ درس، سه دلیلِ پیروی از هنجار عبارت‌اند از اعتقادِ درونی، حفظِ آبرو و ترسِ از مجازات؛ «ناآگاهی از هنجارهای جایگزین» هیچ‌کدام از این سه نیست. «اعتقاد درونی به درستی آن هنجار» نادرست است چون این دقیقاً یکی از سه دلیلِ صریحِ متن است. «حفظ آبرو و احترام در میان دیگران» نادرست است چون این هم یکی از سه دلیلِ متن است. «ترس از مجازات‌های رسمی و غیررسمی» نادرست است چون این نیز جزوِ همان سه دلیل است. تلهٔ تستی: باید سه دلیلِ دقیقِ متن را از هم تشخیص داد و گزینه‌ای را که خارج از این سه‌گانه است، انتخاب کرد.

3. کدام عبارت دربارهٔ خرده‌فرهنگ‌ها درست است؟

  • خرده‌فرهنگ‌ها مختص جوامع مدرن هستند و در جوامع سنتی وجود ندارند.
  • خرده‌فرهنگ‌ها فقط شامل اقوام می‌شوند و سایر گروه‌ها را شامل نمی‌شوند.
  • خرده‌فرهنگ‌ها درون فرهنگ عمومی قرار دارند و غنای آن را افزایش می‌دهند.
  • خرده‌فرهنگ‌ها با فرهنگ ملی در تضاد بوده و هویت ملی را تضعیف می‌کنند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«خرده‌فرهنگ‌ها درون فرهنگ عمومی قرار دارند و غنای آن را افزایش می‌دهند.» درست است و عیناً در متن آمده. «خرده‌فرهنگ‌ها با فرهنگ ملی در تضاد بوده و هویت ملی را تضعیف می‌کنند» نادرست است چون مستقیماً با تأکیدِ متن که خرده‌فرهنگ‌ها در تضاد نیستند، مغایرت دارد. «خرده‌فرهنگ‌ها مختص جوامع مدرن هستند و در جوامع سنتی وجود ندارند» نادرست است چون چنین محدودیتی در متن نیامده. «خرده‌فرهنگ‌ها فقط شامل اقوام می‌شوند و سایر گروه‌ها را شامل نمی‌شوند» نادرست است چون این ادعا با نمونه‌های متن (مانند تفاوت‌های منطقه‌ای) هم‌خوانی محدودکننده‌ای ندارد که در متن تأیید شده باشد. تلهٔ تستی: تصورِ تضادِ خرده‌فرهنگ با فرهنگِ ملی، رایج‌ترین اشتباه دربارهٔ این مفهوم است؛ متن دقیقاً عکسِ آن را می‌گوید.

4. کدام یک از موارد زیر جزء هویت اجتماعی فرد محسوب می‌شود؟

  • داشتن وزن و قدِ مشخص
  • داشتن نقش دانش‌آموزی
  • صبور بودن در رفتار
  • داشتن گروه خونیِ خاص

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«داشتن نقش دانش‌آموزی» درست است چون طبقِ درس، هویتِ اجتماعی از طریقِ عضویت در گروه‌های اجتماعی (مانندِ مدرسه) به دست می‌آید. «داشتن وزن و قدِ مشخص» نادرست است چون این‌ها ویژگی‌های جسمانیِ هویتِ فردی‌اند، نه اجتماعی. «صبور بودن در رفتار» نادرست است چون این صفتِ روانی/اخلاقیِ هویتِ فردی است، نه اجتماعی. «داشتن گروه خونیِ خاص» نادرست است چون این هم ویژگیِ جسمانیِ هویتِ فردی است. تلهٔ تستی: ویژگی‌های جسمانی و روانی (فردی) را نباید با نقش‌ها و عضویت‌های گروهی (اجتماعی) خلط کرد.

5. کدام یک از موارد زیر جزو پنج رکن هویت ایرانی محسوب نمی‌شود؟

  • سرزمین ایران
  • اسلام و دین
  • قومیت و تبار
  • زبان فارسی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«قومیت و تبار» درست است چون طبقِ درس، پنج رکنِ هویتِ ایرانی عبارت‌اند از سرزمین، اسلام، تاریخِ کهن، زبانِ فارسی و انقلابِ اسلامی؛ قومیت و تبار جزوِ این پنج رکن نیست. «سرزمین ایران» نادرست است چون این رکنِ اول است. «اسلام و دین» نادرست است چون این رکنِ دوم است. «زبان فارسی» نادرست است چون این رکنِ چهارم است. تلهٔ تستی: نباید «قومیت» را که در متن اصلاً جزوِ ارکانِ رسمی نیست، با یکی از پنج رکنِ واقعی اشتباه گرفت.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان