پرش به محتوای اصلی

فصل 01 (علوم تجربی هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فصل ۱: مخلوط و جداسازی مواد

علوم تجربی — پایه هشتم


بخش ۱: مواد خالص و مخلوط

ماده خالص: ماده‌ای که فقط از یک نوع ماده تشکیل شده باشد. مثال: آب مقطر، مس، شکر

مخلوط (ماده ناخالص): ماده‌ای که از دو یا چند ماده تشکیل شده باشد. مثال: نمک خوراکی، آجیل، شربت آب لیمو، دوغ، سکه

نکته‌ی طلایی: بیشتر موادی که در زندگی روزمره با آن‌ها سروکار داریم مخلوط هستند، نه ماده خالص.

ویژگی کلیدی مخلوط‌ها: اجزای تشکیل‌دهنده مخلوط، خواص اولیه خود را حفظ می‌کنند — چون در مخلوط، مواد فقط با هم آمیخته می‌شوند، نه اینکه تغییر ماهیت بدهند. مثال: در آب نمک، شوری از نمک است و جاری‌شدن از آب — هر دو خاصیت خود را حفظ کرده‌اند.


بخش ۲: انواع مخلوط

مخلوط همگن (محلول)

تعریف: مخلوطی که ذرات مواد تشکیل‌دهنده‌اش به‌طور یکنواخت در هم پراکنده‌اند. ویژگی‌ها: شفاف است، ذرات قابل تشخیص نیستند، در همه نقاط یکسان است. مثال: آب نمک، چای شیرین، نوشابه.

مخلوط ناهمگن

تعریف: مخلوطی که ذرات آن به‌طور غیریکنواخت پراکنده‌اند. ویژگی‌ها: کدر است، اجزا قابل تشخیص هستند.

زیرنوع مهم — تعلیقه (سوسپانسیون): مخلوط ناهمگنی که در آن ذرات جامد به‌صورت معلق در مایع پراکنده‌اند.

نکته‌ی طلایی: تعلیقه با گذشت زمان ته‌نشین می‌شود — این همان ویژگی اصلی آن است. برعکس، محلول هرگز خودبه‌خود ته‌نشین نمی‌شود، چون ذراتش (یون یا مولکول) به‌قدری ریزند که هیچ‌گاه زیر اثر گرانش رسوب نمی‌کنند.

مثال‌های تعلیقه: شربت پادزیست (آنتی‌بیوتیک)، شربت معده، دوغ، آبلیمو، شربت خاکشیر

جدول مقایسه محلول و تعلیقه

ویژگی محلول (همگن) تعلیقه (ناهمگن)
ظاهر شفاف کدر
پراکندگی ذرات یکنواخت غیریکنواخت
ته‌نشینی ندارد دارد
مثال آب نمک دوغ، شربت معده

بخش ۳: اجزای محلول

حلّال: ماده‌ای که جزء بیشتری از محلول را تشکیل می‌دهد و حل‌شونده را در خود حل می‌کند.

حل‌شونده: ماده‌ای که در حلّال حل می‌شود (معمولاً مقدار کمتری دارد).

نکته‌ی طلایی: در محلول آب نمک ← آب = حلّال / نمک = حل‌شونده

هر چه مقدار حل‌شونده در حلّال بیشتر باشد ← محلول غلیظ‌تر می‌شود (مثال: در فعالیت کتاب با کات‌کبود، هر چه مقدار کات‌کبود بیشتر، رنگ محلول تیره‌تر است).


بخش ۴: حالت فیزیکی محلول‌ها

محلول‌ها فقط مایع نیستند — می‌توانند جامد، مایع یا گاز باشند.

نوع محلول حلّال حل‌شونده مثال
جامد در جامد جامد جامد آلیاژ (سکه طلا، فولاد)
جامد در مایع مایع جامد چای شیرین
مایع در مایع مایع مایع گلاب در آب
گاز در مایع مایع گاز نوشابه گازدار
گاز در گاز گاز گاز هوای پاک

نکته‌ی طلایی: آلیاژ = محلول جامد در جامد. خواص آلیاژ با فلزات سازنده‌اش متفاوت است.


بخش ۵: انحلال‌پذیری و تأثیر دما و فشار

انحلال‌پذیری: بیشترین مقدار حل‌شونده‌ای که در مقدار معینی از حلّال، در دمای مشخص، حل می‌شود.

نکته‌ی طلایی: عدد مهم: در دمای ۲۰ درجه سلسیوس، حدود ۳۸ گرم نمک خوراکی در ۱۰۰ میلی‌لیتر آب حل می‌شود.

تأثیر دما

ماده تأثیر افزایش دما
نمک پتاسیم نیترات انحلال‌پذیری افزایش می‌یابد
گاز اکسیژن در آب انحلال‌پذیری کاهش می‌یابد

چرا گاز با افزایش دما کمتر حل می‌شود؟ ← چون دما باعث می‌شود مولکول‌های گاز انرژی بیشتری بگیرند و راحت‌تر از مایع خارج شوند.

فشار و محلول اشباع

برای گازها، فشار هم روی انحلال‌پذیری اثر مستقیم دارد: هر چه فشار وارد بر مایع بیشتر باشد، گاز بیشتری در آن حل می‌شود. به همین دلیل نوشابه‌های گازدار را زیر فشار بالا از گاز کربن دی‌اکسید پر می‌کنند؛ وقتی درِ بطری را باز می‌کنیم، فشار ناگهان افت می‌کند و گاز اضافه به‌صورت حباب و کف خارج می‌شود.

وقتی مقدار حل‌شونده در یک محلول، در دمای معین، به بیشترین حد ممکن برسد، به آن محلول اشباع می‌گویند. اگر مقدار حل‌شونده کمتر از این حد باشد، محلول سیرنشده (غیراشباع) است.


بخش ۶: کاربرد مخلوط‌ها در زندگی

مخلوط‌ها در همه جنبه‌های زندگی حضور دارند: نوشیدنی‌ها (قهوه، شربت آب لیمو، دوغ)، مواد خوراکی (آجیل، لقمه، روغن زیتون)، داروها (شربت آنتی‌بیوتیک، شربت معده)، مواد بهداشتی (شامپو، صابون) و موارد خاص (گلاب).

نکته‌ی طلایی: روغن‌های مایع مانند روغن زیتون نسبت به روغن‌های جامد سالم‌تر هستند — چون چربی اشباع کمتری دارند.


بخش ۷: pH و اسیدی/بازی بودن مواد

pH معیاری است برای سنجش اسیدی یا بازی بودن مواد، در بازه ۰ تا ۱۴.

pH نوع ماده مزه مثال
کمتر از ۷ اسیدی ترش لیمو، آب پرتقال
برابر ۷ خنثی بی‌مزه آب خالص
بیشتر از ۷ بازی تلخ مایع ظرفشویی، شیر

نکته‌ی طلایی: هر چه pH از ۷ دورتر باشد، ماده اسیدی‌تر (سمت صفر) یا بازی‌تر (سمت ۱۴) است.

نکته‌ی طلایی: برای اندازه‌گیری pH از کاغذ pH استفاده می‌شود. علاوه بر آن، عصاره‌ی برخی گیاهان مثل کلم‌قرمز هم به‌عنوان شناساگر طبیعی اسید و باز عمل می‌کند؛ رنگ عصاره در محیط اسیدی و بازی با هم فرق می‌کند.


بخش ۸: جداسازی اجزای مخلوط

گاهی باید اجزای مخلوط را از هم جدا کنیم تا از هر جزء به‌تنهایی استفاده کنیم — مثل جداسازی چربی از شیر یا تصفیه آب.

وسیله/دستگاه کاربرد
کمباین جداسازی دانه گندم از ساقه
کاغذ صافی جداسازی جامد از مایع
قیف جداکننده جداسازی دو مایع که با هم مخلوط نمی‌شوند
گریزانه (سانتریفیوژ) جداسازی چربی از شیر / یاخته‌های خون از خونابه
دستگاه دیالیز تصفیه خون در بیماران کلیوی
دستگاه تصفیه آب حذف ناخالصی از آب
دستگاه تقطیر جداسازی مایعات بر اساس نقطه جوش
آهن‌ربا جداسازی مواد مغناطیسی (مثل براده‌ی آهن) از مواد غیرمغناطیسی
غربال (الک) جداسازی ذرات جامد بر اساس اختلاف اندازه (مثل جدا کردن شن از سنگ‌ریزه)

نکته‌ی طلایی: گریزانه (سانتریفیوژ) با چرخش سریع، اجزای سنگین‌تر را به کنار پرتاب می‌کند — بر اساس اختلاف چگالی کار می‌کند.

نکته‌ی طلایی: آهن‌ربا فقط مواد مغناطیسی (مثل آهن، نیکل، کبالت) را جذب می‌کند، نه هر فلزی را — مثلاً آلومینیوم و مس با آهن‌ربا جدا نمی‌شوند.

مثال: جداسازی ماسه و نمک — ۱. آب اضافه کن ← نمک حل می‌شود، ماسه ته‌نشین می‌شود. ۲. صاف کن ← ماسه روی کاغذ صافی می‌ماند. ۳. آب نمک را حرارت بده ← آب تبخیر می‌شود، نمک باقی می‌ماند. این روش از تفاوت خاصیت انحلال‌پذیری استفاده می‌کند.


نکات فراتر از کتاب

آلیاژها: محلول‌های جامد در جامد هستند که خواص کاملاً متفاوتی نسبت به فلزات سازنده‌شان دارند. فولاد (آهن + کربن) محکم‌تر از آهن خالص، و برنز (مس + قلع) مقاوم‌تر از مس خالص است.

pH در طبیعت: خون انسان باید pH بین ۷.۳۵ تا ۷.۴۵ داشته باشد — هر انحرافی از این بازه خطرناک است.

دلیل کدر بودن تعلیقه: ذرات معلق در تعلیقه به‌قدری درشت‌اند که نور را پراکنده می‌کنند، برخلاف محلول که نور از آن عبور می‌کند.

چرا همه‌ی مایعات با هم مخلوط نمی‌شوند؟ روغن در آب حل نمی‌شود، اما نمک یا شکر به‌خوبی در آب حل می‌شوند. قاعده‌ی کلی: موادی که از نظر ساختار به هم شبیه‌ترند، بهتر در هم حل می‌شوند («شبه، شبه را حل می‌کند»). به همین دلیل، برای پاک کردن لکه‌ی روغن، آب کافی نیست و باید از مواد شوینده کمک گرفت.


اشتباهات رایج دانش‌آموزان

۱. غلظت و افزودن حلّال: افزودن حلّال بدون افزودن حل‌شونده، محلول را رقیق‌تر می‌کند، نه غلیظ‌تر.

۲. حلّال همیشه آب نیست: حلّال هر ماده‌ای است که جزء بیشتر محلول را تشکیل می‌دهد — می‌تواند جامد (فلز پایه‌ی آلیاژ) یا گاز (نیتروژن در هوا) باشد.

۳. اثر دما بر گازها: گرم کردن برای بیشتر جامدها انحلال‌پذیری را زیاد می‌کند، اما برای گازها انحلال‌پذیری را کم می‌کند.

۴. کاغذ صافی نمک را جدا نمی‌کند: کاغذ صافی فقط جامدِ حل‌نشده (مثل ماسه) را می‌گیرد؛ نمکِ حل‌شده فقط با تبخیر آب جدا می‌شود.

۵. سانتریفیوژ بر اساس اندازه کار نمی‌کند: مبنای کار آن اختلاف چگالی است، نه اندازه‌ی ذرات.

۶. pH پایین‌تر یعنی اسیدی‌تر، نه لزوماً خطرناک‌تر: هم مواد بسیار اسیدی (pH نزدیک صفر) و هم مواد بسیار بازی (pH نزدیک ۱۴) می‌توانند خورنده و خطرناک باشند.


نمونه سؤال

سؤال ۱ (عادی)

کدام یک از موارد زیر «ماده خالص» و کدام «مخلوط» است؟
الف) آب مقطر ب) آب لوله‌کشی ج) طلای ۱۸ عیار د) گاز اکسیژن خالص

پاسخ تشریحی:

  • آب مقطر: ماده خالص — فقط از مولکول‌های H₂O ساخته شده.
  • آب لوله‌کشی: مخلوط — شامل املاح معدنی محلول و گاهی گاز کلر است.
  • طلای ۱۸ عیار: مخلوط — آلیاژی از طلا با فلزاتی مثل مس یا نقره.
  • گاز اکسیژن خالص: ماده خالص — فقط از یک نوع مولکول (O₂) تشکیل شده است.

سؤال ۲ (تیزهوشانی — سخت، چندمرحله‌ای)

مخلوطی داریم شامل: براده‌ی آهن، نمک خوراکی، و ماسه‌ی نامحلول در آب. با ترتیب درست، چگونه می‌توان این سه جزء را کاملاً از هم جدا کرد؟

پاسخ تشریحی گام‌به‌گام:
۱. یک آهن‌ربا را از روی مخلوط خشک عبور می‌دهیم — آهن مغناطیسی است، نمک و ماسه نیستند. براده‌ی آهن جدا می‌شود.
۲. به مخلوط باقی‌مانده (نمک + ماسه) آب اضافه می‌کنیم — نمک حل می‌شود، ماسه حل نمی‌شود.
۳. مخلوط را با کاغذ صافی صاف می‌کنیم — ماسه روی کاغذ می‌ماند، آب‌نمک عبور می‌کند.
۴. آب‌نمکِ عبوری را حرارت می‌دهیم تا آب تبخیر شود — نمک جامد و خالص باقی می‌ماند.
نتیجه: هر مرحله از یک خاصیت فیزیکی متفاوت (مغناطیسی، انحلال‌پذیری، نقطه‌ی جوش) استفاده کرد.

سؤال ۳ (تیزهوشانی — مقایسه‌ای)

ظرف A حاوی آب‌نمک (محلول همگن) و ظرف B حاوی آب و آرد (مخلوط ناهمگن) است. اگر هر دو ظرف چند ساعت بدون دست زدن رها شوند، چه تفاوتی مشاهده می‌شود؟

پاسخ تشریحی:
ظرف A شفاف باقی می‌ماند، چون ذرات نمک (یون‌ها) آن‌قدر ریزند که یکنواخت و پایدار در آب پخش می‌مانند و ته‌نشین نمی‌شوند. در ظرف B، آرد به‌صورت ذرات جامد معلق است (تعلیقه)؛ با گذشت زمان به‌دلیل جاذبه ته‌نشین می‌شود و رسوب تشکیل می‌دهد. تفاوت اصلی: پایداری در برابر ته‌نشینی — ویژگی تعریف‌کننده‌ی محلول در برابر تعلیقه.


جمع‌بندی کلی فصل

این فصل سه محور اصلی دارد:

۱. شناخت مخلوط‌ها: مواد یا خالص‌اند یا مخلوط. مخلوط‌ها یا همگن (محلول — شفاف) هستند یا ناهمگن (کدر). تعلیقه نوع خاصی از مخلوط ناهمگن است.

۲. رفتار محلول‌ها: هر محلول از حلّال و حل‌شونده ساخته می‌شود. انحلال‌پذیری به دما و فشار (برای گازها) وابسته است — برای جامدات معمولاً با افزایش دما، و برای گازها با کاهش دما یا افزایش فشار، انحلال‌پذیری بیشتر می‌شود.

۳. کاربرد و جداسازی: مخلوط‌ها در همه جنبه‌های زندگی حضور دارند و برای جداسازی آن‌ها از تفاوت خواص فیزیکی اجزا (انحلال‌پذیری، چگالی، نقطه جوش، خاصیت مغناطیسی، اندازه‌ی ذرات) استفاده می‌شود.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. یک دانش‌آموز مخلوطی از ماسه، نمک خوراکی و براده‌های آهن دارد. او می‌خواهد هر سه ماده را به صورت جداگانه بازیابی کند. کدام ترتیب از روش‌های جداسازی بهترین نتیجه را می‌دهد؟

  • استفاده از آهنربا → افزودن آب → تقطیر → صاف کردن
  • استفاده از آهنربا → افزودن آب → صاف کردن → تبخیر آب
  • افزودن آب → صاف کردن → تبخیر آب → استفاده از آهنربا
  • الک کردن → استفاده از آهنربا → افزودن آب → تقطیر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «استفاده از آهنربا → افزودن آب → صاف کردن → تبخیر آب» درست است؛ این ترتیب هر مرحله را برای یک جزء مشخص طراحی می‌کند: ابتدا آهن‌ربا براده‌های آهن را (بر پایه‌ی خاصیت مغناطیسی) از مخلوط خشک جدا می‌کند؛ سپس افزودن آب باعث حل شدن نمک می‌شود در حالی‌که ماسه حل نمی‌شود؛ صاف کردن، ماسه‌ی نامحلول را از آب‌نمک جدا می‌کند؛ و در پایان تبخیر آب، نمک را به‌صورت جامد بازمی‌گرداند. «افزودن آب → صاف کردن → تبخیر آب → استفاده از آهنربا» نادرست است؛ اگر آهن‌ربا در پایان استفاده شود، براده‌های آهن مدتی در مخلوط مرطوب باقی می‌مانند و جداسازی آن‌ها دشوارتر می‌شود. «الک کردن → استفاده از آهنربا → افزودن آب → تقطیر» نادرست است؛ الک کردن برای این سه ماده (که اندازه‌ی مشابهی دارند) مناسب نیست و تقطیر برای بازیابی نمک از آب‌نمک کاربردی ندارد، چون هدف گرفتن نمک است نه آب. «استفاده از آهنربا → افزودن آب → تقطیر → صاف کردن» نادرست است؛ اگر صاف کردن بعد از تقطیر انجام شود، ماسه هنوز در مخلوط اولیه باقی مانده و ترتیب منطقی مراحل به‌هم می‌خورد. تلهٔ تستی: آهن‌ربا باید همیشه اول و روی مخلوط خشک استفاده شود، نه بعد از افزودن آب؛ چون براده‌های خیس جدا کردنشان کندتر و ناقص‌تر است.

2. در دمای 20C20\,^\circ\text{C}، حداکثر 38g38\,\text{g} نمک خوراکی در 100mL100\,\text{mL} آب حل می‌شود. اگر 50g50\,\text{g} نمک به 100mL100\,\text{mL} آب 20C20\,^\circ\text{C} اضافه شود، چه اتفاقی می‌افتد؟

  • 38g38\,\text{g} نمک حل می‌شود و 12g12\,\text{g} به صورت جامد ته‌نشین می‌شود
  • 50g50\,\text{g} نمک حل می‌شود اما محلول فوق‌اشباع تشکیل می‌شود
  • 12g12\,\text{g} نمک حل می‌شود و 38g38\,\text{g} به صورت ته‌نشین باقی می‌ماند
  • 50g50\,\text{g} نمک کاملاً حل می‌شود و محلول اشباع می‌گردد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «38g38\,\text{g} نمک حل می‌شود و 12g12\,\text{g} به صورت جامد ته‌نشین می‌شود» درست است؛ چون انحلال‌پذیری نمک در دمای 20C20\,^\circ\text{C} برابر 38g38\,\text{g} در 100mL100\,\text{mL} آب است، از 50g50\,\text{g} نمک اضافه‌شده فقط 38g38\,\text{g} حل می‌شود و مابقی (5038=12g50-38=12\,\text{g}) به‌صورت جامد ته‌نشین باقی می‌ماند. «12g12\,\text{g} نمک حل می‌شود و 38g38\,\text{g} به صورت ته‌نشین باقی می‌ماند» نادرست است؛ این گزینه اعداد را برعکس کرده — مقدار حل‌شده باید برابر با ظرفیت انحلال (38g38\,\text{g}) باشد، نه مقدار ته‌نشین‌شده. «50g50\,\text{g} نمک کاملاً حل می‌شود و محلول اشباع می‌گردد» نادرست است؛ چون 50g50\,\text{g} از ظرفیت انحلال (38g38\,\text{g}) بیشتر است، همه‌ی آن نمی‌تواند حل شود. «50g50\,\text{g} نمک حل می‌شود اما محلول فوق‌اشباع تشکیل می‌شود» نادرست است؛ فوق‌اشباع حالتی ناپایدار و خاص است که با شرایط ساده‌ی این سؤال (افزودن مستقیم و هم‌زدن) ایجاد نمی‌شود؛ مازاد نمک در این حالت رسوب می‌کند. تلهٔ تستی: در این نوع مسائل، مقدار «حل‌شده» همیشه برابر با ظرفیت انحلال در همان دماست، نه مقدار اضافه‌شده؛ باید مراقب بود اعداد حل‌شده و ته‌نشین‌شده با هم جابه‌جا نشوند.

3. مخلوطی از دو جامد A و B داریم. A در آب حل می‌شود ولی B حل نمی‌شود. همچنین A در دمای بالا تصعید می‌شود ولی B تصعید نمی‌شود. برای جداسازی کامل این دو جامد، کدام توالی عملیات مناسب‌تر است؟

  • حرارت دادن مستقیم مخلوط و جمع‌آوری بخار A
  • افزودن آب، تقطیر محلول، سپس صاف کردن باقی‌مانده
  • قرار دادن مخلوط در قیف جداکننده
  • افزودن آب، صاف کردن، سپس تبخیر آب از محلول صاف‌شده

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «افزودن آب، صاف کردن، سپس تبخیر آب از محلول صاف‌شده» درست است؛ چون A در آب حل می‌شود ولی B حل نمی‌شود، افزودن آب باعث می‌شود A به محلول برود و B به‌صورت جامد باقی بماند؛ صاف کردن، B را از محلول جدا می‌کند؛ و تبخیر آب از محلول صاف‌شده، A را به‌صورت جامد خالص بازمی‌گرداند. «افزودن آب، تقطیر محلول، سپس صاف کردن باقی‌مانده» نادرست است؛ B پیش از افزودن آب هم به‌صورت جامد نامحلول در مخلوط حضور دارد، پس باید پیش از تقطیر صاف شود، نه پس از آن. «حرارت دادن مستقیم مخلوط و جمع‌آوری بخار A» نادرست است؛ حرارت دادن مستقیمِ کل مخلوط (بدون افزودن آب) هر دو جزء را با هم درگیر می‌کند و به جداسازی تمیز و کامل A از B منجر نمی‌شود. «قرار دادن مخلوط در قیف جداکننده» نادرست است؛ قیف جداکننده برای دو مایع غیرقابل‌امتزاج طراحی شده، نه برای مخلوط دو جامد. تلهٔ تستی: باید بین «حل‌شدن در آب» (که مبنای این جداسازی است) و سایر خواص احتمالی مواد تمایز قائل شد؛ فقط تفاوت انحلال‌پذیری در آب است که در این سؤال کاربرد دارد.

4. کدام یک از مقایسه‌های زیر در مورد pH محلول‌ها نادرست است؟

  • هر چه مقدار pHpH بیشتر باشد، محلول اسیدی‌تر است.
  • محلولی با pH=2pH=2 نسبت به محلولی با pH=5pH=5 غلظت یون هیدرونیوم بیشتری دارد.
  • محلولی با pH=9pH=9 نسبت به محلولی با pH=7pH=7 غلظت یون هیدروکسید بیشتری دارد.
  • با افزودن مقدار کمی اسید به یک محلول خنثی، pHpH آن کمتر از 77 می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «هر چه مقدار pHpH بیشتر باشد، محلول اسیدی‌تر است.» درست است؛ این عبارت دقیقاً برعکس واقعیت است — هر چه pHpH بیشتر (بالاتر از 77) باشد، محلول بازی‌تر است، نه اسیدی‌تر؛ اسیدی‌تر بودن با pHpH کمتر (نزدیک‌تر به صفر) مشخص می‌شود. «محلولی با pH=2pH=2 نسبت به محلولی با pH=5pH=5 غلظت یون هیدرونیوم بیشتری دارد.» نادرست است؛ این عبارت درست است؛ چون pHpH پایین‌تر همیشه یعنی غلظت یون هیدروژن (هیدرونیوم) بیشتر. «محلولی با pH=9pH=9 نسبت به محلولی با pH=7pH=7 غلظت یون هیدروکسید بیشتری دارد.» نادرست است؛ این عبارت درست است؛ چون pHpH بالاتر همیشه یعنی غلظت یون هیدروکسید بیشتر. «با افزودن مقدار کمی اسید به یک محلول خنثی، pHpH آن کمتر از 77 می‌شود.» نادرست است؛ این عبارت درست است؛ افزودن هر مقدار اسید به یک محلول خنثی، pHpH آن را به زیر 77 می‌برد. تلهٔ تستی: «pHpH بیشتر» و «اسیدی‌تر» دو مفهوم متضادند، نه هم‌جهت؛ این دقیقاً همان اشتباه رایجی است که دانش‌آموزان معمولاً بین جهت افزایش pHpH و جهت افزایش اسیدیته با هم قاطی می‌کنند.

5. مخلوطی از دو مایع AA و BB کاملاً شفاف است و پس از یک ساعت هیچ ته‌نشینی در آن مشاهده نمی‌شود. این مخلوط قطعاً کدام نوع است؟

  • تعلیقه (سوسپانسیون)
  • یک مخلوط کاملاً ناهمگن
  • نوعی کلوئید نامشخص
  • یک محلول کاملاً همگن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «یک محلول کاملاً همگن» درست است؛ چون این مخلوط شفاف است و پس از گذشت زمان طولانی هیچ ته‌نشینی در آن دیده نمی‌شود، طبق تعریف، ذرات آن به‌قدری ریزند (مولکولی) که هرگز زیر اثر گرانش رسوب نمی‌کنند — این دقیقاً معیار قطعی محلول همگن است. «تعلیقه (سوسپانسیون)» نادرست است؛ تعلیقه با گذشت زمان ته‌نشین می‌شود، اما در این مخلوط پس از یک ساعت هیچ ته‌نشینی مشاهده نشده است. «یک مخلوط کاملاً ناهمگن» نادرست است؛ شفافیت و پایداری این مخلوط دقیقاً نشانه‌ی همگن بودن آن است، نه ناهمگن بودن. «نوعی کلوئید نامشخص» نادرست است؛ کلوئید مفهومی فراتر از دو دسته‌ی درسنامه (محلول و تعلیقه) است و در این فصل تدریس نشده؛ در چارچوب همین فصل، تنها دو گزینه‌ی معتبر محلول یا تعلیقه‌اند. تلهٔ تستی: تنها معیار قطعی برای تشخیص محلول از تعلیقه، رفتار مخلوط با گذشت زمان است (ته‌نشینی یا عدم ته‌نشینی)، نه شفافیت لحظه‌ای به‌تنهایی.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان