پرش به محتوای اصلی

فصل 14 (علوم تجربی هشتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فصل 14 (علوم تجربی هشتم)

چشمه‌های نور

جسم منیر خودش نور تولید می‌کند؛ خورشید، لامپ، شمع. جسم غیرمنیر نور تولید نمی‌کند و ما آن را به‌خاطر نوری می‌بینیم که از سطحش بازمی‌تابد؛ مداد، کتاب، صخره.

چشمه‌های نور دو نوع‌اند: نقطه‌ای (از دور به نظر می‌رسد نور از یک نقطه بیرون می‌آید؛ مثل ستاره) و گسترده (سطح پهن و قابل اندازه‌گیری دارد؛ مثل خورشید یا لامپ نزدیک). این تفاوت در بحث سایه مهم می‌شود.

انتشار نور

نور همیشه در خط راست منتشر می‌شود. چند نشانهٔ ساده آن را تأیید می‌کند: پرتوهای خورشید که از لابه‌لای برگ درختان به شکل خطوط مستقیم می‌تابند، تشکیل سایه، و کارِ دوربین روزنه‌ای که حدود ۵۰۰ سال پیش ساخته شد.

هر باریکهٔ نور از بی‌شمار پرتو تشکیل شده است. پرتو، نازک‌ترین تصور ممکن از مسیر نور است و برای نمایش مسیر نور روی کاغذ به کار می‌رود. باریکه‌ها سه شکل دارند: موازی، واگرا (پرتوها از هم دور می‌شوند) و همگرا (به هم نزدیک می‌شوند).

هشدار ایمنی: هرگز نور لیزر را به چشم خود یا دیگران نیندازید.

اجسام از نظر عبور نور

  • شفاف: نور را کامل عبور می‌دهد و پشتش واضح دیده می‌شود؛ شیشه، آب.
  • نیم‌شفاف: بخشی از نور را عبور می‌دهد و پشتش تار است؛ کاغذ پوستی، شیشهٔ مات.
  • کدر: نور را عبور نمی‌دهد؛ چوب، سنگ.

سایه و نیم‌سایه

سایه فضای تاریکی است که پشت جسم کدر تشکیل می‌شود، چون نور در خط راست می‌رود و از جسم کدر رد نمی‌شود.

  • چشمهٔ نقطه‌ای یا کوچک ← سایه با مرز واضح.
  • چشمهٔ گسترده ← سایه به‌همراه نیم‌سایه: ناحیه‌ای که نور جزئی به آن می‌رسد؛ نه کاملاً روشن، نه کاملاً تاریک.

کسوف (خورشیدگرفتگی): ماه بین زمین و خورشید قرار می‌گیرد و سایه‌اش روی زمین می‌افتد. کسانی که در مرکز سایه‌اند کسوف کامل و کسانی که در نیم‌سایه‌اند کسوف جزئی می‌بینند. چون سایهٔ ماه ناحیهٔ کوچکی از زمین را می‌پوشاند، کسوف را افراد کمتری می‌بینند.

خسوف (ماه‌گرفتگی): زمین بین ماه و خورشید قرار می‌گیرد و سایهٔ زمین روی ماه می‌افتد. چون این سایه بزرگ‌تر است، خسوف را افراد بیشتری می‌بینند.

هشدار: هرگز حتی هنگام خورشیدگرفتگی، بدون محافظ مخصوص به خورشید نگاه نکنید.

بازتاب نور

بازتاب نور: برگشت نور از سطح اجسام؛ اجسام غیرمنیر را به همین دلیل می‌بینیم.

  • منظم: روی سطح صاف (مثل آینهٔ تخت)؛ پرتوهای موازی پس از بازتاب هم موازی می‌مانند.
  • نامنظم: روی سطح ناهموار (مثل کاغذ یا دیوار)؛ پرتوها در جهت‌های مختلف پراکنده می‌شوند.

قانون بازتاب: زاویهٔ تابش = زاویهٔ بازتاب؛ یعنی زاویهٔ پرتو تابش با خط عمود بر سطح، برابر زاویهٔ پرتو بازتاب با همان خط عمود است. این قانون برای همهٔ سطوح — حتی ناهموار — برقرار است؛ فقط جهت خط عمود در هر نقطه فرق می‌کند.

آینهٔ تخت

پرتوها از جسم به آینه می‌تابند، بازمی‌تابند و به چشم می‌رسند؛ چشم آن‌ها را دنبال می‌کند و تصور می‌کند از پشت آینه آمده‌اند.

ویژگی‌های تصویر: مجازی (روی پرده نمی‌افتد)، مستقیم و هم‌اندازهٔ جسم. فاصلهٔ تصویر از آینه هم برابر فاصلهٔ جسم از آینه است.

پیرابین: دو آینهٔ تخت موازی که نور را چند بار بازمی‌تابانند تا اجسام پشت مانع دیده شوند؛ در زیردریایی‌ها کاربرد دارد.

آینه‌های کروی

سطح این آینه‌ها بخشی از یک کرهٔ توخالی است. اگر سطح درونی بازتابنده باشد آینهٔ کاو (مقعر) — فرورفته مثل کاسه — و اگر سطح بیرونی باشد آینهٔ کوژ (محدب) — برآمده مثل پشت قاشق — داریم.

آینهٔ کاو: پرتوهای موازی پس از بازتاب همگرا می‌شوند و در نقطه‌ای به نام کانون جمع می‌شوند؛ این کانون حقیقی است، چون پرتوها واقعاً از آن می‌گذرند. تصویر به موقعیت جسم بستگی دارد:

  • جسم خارج از کانون ← تصویر حقیقی، کوچک‌تر و وارونه (روی پرده می‌افتد).
  • جسم بین آینه و کانون ← تصویر مجازی، بزرگ‌تر و مستقیم.

کاربردها: آینهٔ دندان‌پزشکی، تلسکوپ بازتابی و متمرکز کردن نور خورشید.

آینهٔ کوژ: پرتوهای موازی پس از بازتاب واگرا می‌شوند و فقط امتدادشان پشت آینه همدیگر را قطع می‌کند؛ پس کانونش مجازی است. تصویر در آن، فارغ از موقعیت جسم، همیشه مجازی، مستقیم و کوچک‌تر است. چون ناحیهٔ دید بزرگ‌تری نشان می‌دهد، در آینهٔ عقب خودرو، فروشگاه‌ها و پیچ‌های تند جاده به کار می‌رود.

نکات فراتر

  • سرعت نور در خلأ حدود ۳۰۰٬۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه است. نور خورشید ۸ دقیقه در راه است؛ یعنی خورشید را با ۸ دقیقه تأخیر می‌بینیم.
  • چرا کسوف و خسوف هر ماه رخ نمی‌دهند؟ مدار ماه حدود ۵ درجه نسبت به صفحهٔ مدار زمین کج است؛ پس معمولاً ماه کمی بالاتر یا پایین‌تر از راستای خورشید-زمین می‌افتد.

اشتباهات رایج

  • ماه منیر نیست؛ «مهتاب» نور خورشید است که از سطح ماه بازتابیده.
  • «تصویر مجازی» یعنی روی پرده نمی‌افتد، نه اینکه دیده نشود.
  • آینهٔ کاو همیشه بزرگ‌نمایی نمی‌کند؛ جسم خارج از کانون تصویری کوچک‌تر و وارونه دارد.
  • در بازتاب نامنظم هم قانون بازتاب برقرار است؛ فقط جهت سطح در هر نقطه فرق می‌کند.
  • کسوف روز رخ می‌دهد و خسوف شب؛ جابه‌جایشان نگیرید.

نمونه سؤال

سؤال ۱: چرا اجسام غیرمنیر مثل کتاب یا مداد را می‌بینیم، با اینکه خودشان نور تولید نمی‌کنند؟

پاسخ: چون نوری را که از یک چشمه (خورشید یا لامپ) به آن‌ها می‌تابد از سطح خود بازمی‌تابانند؛ این نور به چشم ما می‌رسد و جسم را می‌بینیم.

سؤال ۲: دانش‌آموزی می‌گوید: «دیشب یک کسوف کامل دیدیم؛ همه‌جا چند دقیقه تاریک شد.» هم‌کلاسی‌اش می‌گوید این حرف علمی نیست. کدام‌یک درست می‌گویند؟ چرا؟

پاسخ: هم‌کلاسی درست می‌گوید. کسوف وقتی رخ می‌دهد که ماه بین زمین و خورشید قرار بگیرد، پس خورشید باید در آسمان (روز) باشد تا سایهٔ ماه روی زمین بیفتد. «دیشب» با کسوف در تناقض است؛ آنچه شب رخ می‌دهد خسوف است.

جمع‌بندی

نور از چشمه‌های منیر تولید می‌شود و اجسام غیرمنیر را از راه بازتاب می‌بینیم. نور در خط راست منتشر می‌شود و همین باعث سایه، کسوف و خسوف می‌شود. قانون بازتاب (زاویهٔ تابش = زاویهٔ بازتاب) برای همهٔ سطوح برقرار است. آینهٔ تخت تصویر مجازی و هم‌اندازه می‌دهد، آینهٔ کاو بسته به موقعیت جسم تصویر بزرگ‌تر یا وارونه می‌سازد، و آینهٔ کوژ همیشه تصویری مجازی، مستقیم و کوچک‌تر می‌دهد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. چند مورد از موارد زیر، جسمی «منیر» است؟ - شعلهٔ روشن یک شمع - ماه در یک شب پرنور - رشتهٔ داغ‌شدهٔ یک لامپ روشن - سطح یک آینه که در نور خورشید می‌درخشد

  • سه مورد
  • چهار مورد
  • یک مورد
  • دو مورد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«دو مورد» درست است، زیرا فقط «شعلهٔ روشن یک شمع» و «رشتهٔ داغ‌شدهٔ یک لامپ روشن» خودشان نور تولید می‌کنند رد گزینه‌های دیگر: «یک مورد» نادرست است چون تعداد واقعی موارد منیر (دو مورد) بیشتر از یک مورد است؛ «سه مورد» نادرست است چون هم «ماه در یک شب پرنور» و هم «سطح یک آینه که در نور خورشید می‌درخشد» فقط بازتاب‌دهندهٔ نور خورشیدند، نه تولیدکننده، پس نباید هر دو را همراه دو موردِ واقعی به‌حساب آورد؛ «چهار مورد» نادرست است چون همان دلیل بالا؛ اضافه‌کردن هر دو مورد غیرمنیر به شمارش، تعداد را نادرست بزرگ می‌کند. تلهٔ تستی: بسیاری «درخشیدن» را با «تولید نور» یکی می‌گیرند؛ ماه و آینهٔ درخشان هرچند به چشم روشن می‌رسند، تنها بازتاب‌دهندهٔ نور خورشیدند، نه چشمهٔ نور.

2. ستاره‌ای که فاصلهٔ آن تا زمین چند سال نوری است، با اینکه در واقعیت کره‌ای بسیار بزرگ است، در آسمان همچون یک چشمهٔ نقطه‌ای در نظر گرفته می‌شود. علت اصلی این طبقه‌بندی چیست؟

  • نور ستاره‌های دور، ضعیف و اصلاً برای چشم قابل‌تشخیص نیست
  • ستاره‌ها همیشه شکلی کاملاً کروی و متقارن دارند
  • به دلیل فاصلهٔ بسیار زیاد، ابعاد ظاهری آن برای ناظر ناچیز می‌شود
  • ستاره‌ها بر خلاف خورشید، نور را پیوسته تولید نمی‌کنند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«به دلیل فاصلهٔ بسیار زیاد، ابعاد ظاهری آن برای ناظر ناچیز می‌شود» درست است، زیرا نقطه‌ای یا گسترده بودن یک چشمه به اندازهٔ ظاهری آن از دید ناظر بستگی دارد، نه به اندازهٔ واقعی‌اش رد گزینه‌های دیگر: «ستاره‌ها بر خلاف خورشید، نور را پیوسته تولید نمی‌کنند» نادرست است چون ستاره‌ها هم مانند خورشید پیوسته نور تولید می‌کنند؛ «نور ستاره‌های دور، ضعیف و اصلاً برای چشم قابل‌تشخیص نیست» نادرست است چون بسیاری از ستاره‌ها با چشم غیرمسلح به‌راحتی دیده می‌شوند؛ «ستاره‌ها همیشه شکلی کاملاً کروی و متقارن دارند» نادرست است چون کروی بودن شکل واقعی جسم ربطی به نقطه‌ای یا گسترده دیده‌شدنش ندارد؛ حتی یک جسم کروی بزرگ هم می‌تواند از نزدیک گسترده به‌نظر برسد. تلهٔ تستی: نقطه‌ای بودن یک چشمه ویژگی مطلق آن نیست، بلکه به فاصلهٔ ناظر تا آن بستگی دارد.

3. یک لامپ روشن، وقتی از فاصلهٔ خیلی نزدیک به آن نگاه کنیم چشمه‌ای گسترده و وقتی از فاصلهٔ خیلی دور به آن نگاه کنیم چشمه‌ای نقطه‌ای در نظر گرفته می‌شود. این تغییرِ طبقه‌بندی اصلی‌ترین وابستگی را به کدام عامل دارد؟

  • جنس و ساختار رشتهٔ داخلی لامپ روشن
  • فاصلهٔ ناظر نسبت به ابعاد چشمه
  • شدت (روشنایی) نوری که از لامپ ساطع می‌شود
  • رنگ نوری که از لامپ ساطع می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فاصلهٔ ناظر نسبت به ابعاد چشمه» درست است، زیرا معیار نقطه‌ای یا گسترده بودن یک چشمه دقیقاً همین نسبت است: هر چه فاصله نسبت به ابعاد چشمه بزرگ‌تر باشد، چشمه نقطه‌ای‌تر به‌نظر می‌رسد رد گزینه‌های دیگر: «شدت (روشنایی) نوری که از لامپ ساطع می‌شود» نادرست است چون شدت نور بر روشن یا کم‌نور بودن چشمه اثر دارد، نه بر نقطه‌ای یا گسترده بودن آن؛ «رنگ نوری که از لامپ ساطع می‌شود» نادرست است چون رنگ نور هیچ ارتباطی به ابعاد ظاهری چشمه ندارد؛ «جنس و ساختار رشتهٔ داخلی لامپ روشن» نادرست است چون جنس رشتهٔ داخلی عاملی درونی و بی‌ربط به دیدهٔ ناظر از بیرون است. تلهٔ تستی: شدت نور و نوع چشمه دو مفهوم کاملاً جداگانه‌اند؛ یک لامپ کم‌نور از فاصلهٔ نزدیک همچنان می‌تواند گسترده به‌نظر برسد.

4. کدام زنجیرهٔ علّی، ترتیب درست رویدادها را در «دیدنِ یک جسم غیرمنیر» (مثل یک کتاب) نشان می‌دهد؟

  • نور از چشم ناظر به سمت کتاب ساطع می‌شود ← از سطح کتاب بازمی‌تابد ← به چشمهٔ نور اصلی بازمی‌گردد
  • نور از چشمه به چشم ناظر می‌رسد ← سپس جداگانه از سطح کتاب هم عبور می‌کند ← کتاب دیده می‌شود
  • نور از یک چشمه به سطح کتاب می‌تابد ← بخشی از آن بازمی‌تابد ← نور بازتابیده به چشم ناظر می‌رسد
  • کتاب ابتدا مقداری نور ضعیف تولید می‌کند ← این نور به چشم ناظر می‌رسد ← سپس نور چشمهٔ اصلی هم اضافه می‌شود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«نور از یک چشمه به سطح کتاب می‌تابد ← بخشی از آن بازمی‌تابد ← نور بازتابیده به چشم ناظر می‌رسد» درست است، زیرا این دقیقاً مکانیزم دیدن اجسام غیرمنیر است: تابش، بازتاب، سپس رسیدن به چشم رد گزینه‌های دیگر: «کتاب ابتدا مقداری نور ضعیف تولید می‌کند ← این نور به چشم ناظر می‌رسد ← سپس نور چشمهٔ اصلی هم اضافه می‌شود» نادرست است چون کتاب جسمی غیرمنیر است و اصلاً نور تولید نمی‌کند؛ «نور از چشم ناظر به سمت کتاب ساطع می‌شود ← از سطح کتاب بازمی‌تابد ← به چشمهٔ نور اصلی بازمی‌گردد» نادرست است چون جهت واقعی نور را کاملاً وارونه بیان می‌کند، در حالی‌که چشم منبع نور نیست؛ «نور از چشمه به چشم ناظر می‌رسد ← سپس جداگانه از سطح کتاب هم عبور می‌کند ← کتاب دیده می‌شود» نادرست است چون ترتیب رویدادها را جابه‌جا کرده و نقش بازتاب از سطح کتاب، که پیش‌نیاز دیدنِ آن است، نادیده گرفته شده. تلهٔ تستی: دیدن جسم غیرمنیر همیشه سه مرحلهٔ به‌هم‌پیوسته دارد: تابش چشمه به جسم، بازتاب از سطح جسم، و سپس رسیدن به چشم؛ جابه‌جا کردن این ترتیب، زنجیرهٔ علّی را خراب می‌کند.

5. کدام دلیل، علت واقعی درخشیدن ماه در آسمان شب را به‌درستی توضیح می‌دهد؟

  • سطح خاکی ماه دارای خاصیت فسفرسانس است و در شب به‌تنهایی می‌درخشد
  • نوری که از ماه می‌بینیم بازتاب نور ستارگان دوردست است، نه نور خورشید
  • ماه جسمی غیرمنیر است و نوری را که از خورشید به آن می‌تابد بازمی‌تاباند
  • ماه مانند خورشید، خودش مقدار کمی نور تولید می‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ماه جسمی غیرمنیر است و نوری را که از خورشید به آن می‌تابد بازمی‌تاباند» درست است، زیرا آنچه «نور مهتاب» می‌نامیم، نور خورشید است که از سطح خاکی و غبارآلود ماه بازتابیده است رد گزینه‌های دیگر: «ماه مانند خورشید، خودش مقدار کمی نور تولید می‌کند» نادرست است چون ماه به‌طور کامل غیرمنیر است و هیچ نوری تولید نمی‌کند؛ «سطح خاکی ماه دارای خاصیت فسفرسانس است و در شب به‌تنهایی می‌درخشد» نادرست است چون ادعایی ساختگی است و درخشش ماه ربطی به فسفرسانس ندارد؛ «نوری که از ماه می‌بینیم بازتاب نور ستارگان دوردست است، نه نور خورشید» نادرست است چون منبع اصلی نور بازتابیده از ماه، خورشید است نه ستارگان بسیار کم‌نورتر. تلهٔ تستی: با اینکه ماه در شب می‌درخشد، این درخشش هیچ ربطی به تولید نور توسط خودِ ماه ندارد؛ ماه دقیقاً مانند یک جسم غیرمنیر معمولی فقط بازتاب‌دهنده است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان