پرش به محتوای اصلی

فصل 10 (علوم تجربی هفتم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فصل 10 (علوم تجربی هفتم)

این فصل دو مفهوم نزدیک اما متفاوت را از هم جدا می‌کند — دما و گرما — و بعد نشان می‌دهد گرما چطور جابه‌جا می‌شود و چطور جلوی هدررفتنش را بگیریم.

دما و دماسنج

دما کمیتی است که نشان می‌دهد جسم چقدر گرم یا سرد است. حس لامسه فقط می‌تواند بگوید چیزی گرم‌تر است یا سردتر، ولی عدد دقیق نمی‌دهد؛ برای همین از دماسنج استفاده می‌کنیم.

نوع دماسنج اصل کار
جیوه‌ای و الکلی انبساط مایع در اثر گرما و بالا رفتن ستون مایع
نواری تغییر رنگ ماده

لولهٔ دماسنج عمداً بلند و نازک ساخته می‌شود: تغییر کوچک در حجم مایع، در لولهٔ باریک جابه‌جایی بزرگ و قابل‌دیدن ایجاد می‌کند، پس دقت بالا می‌رود.

درجه‌بندی سلسیوس با دو نقطهٔ ثابت انجام می‌شود: مخزن در مخلوط آب و یخ ← عدد صفر؛ مخزن در بخار آب جوشان ← عدد ۱۰۰؛ فاصلهٔ این دو به ۱۰۰ قسمت مساوی تقسیم می‌شود و هر قسمت 1°C1°C است.

انجماد آب خالص=0°C,جوش آب خالص=100°C\text{انجماد آب خالص} = 0°C \quad , \quad \text{جوش آب خالص} = 100°C

این اعداد در فشار یک اتمسفر معتبرند.

گرما و دمای تعادل

گرما مقدار انرژی‌ای است که به دلیل اختلاف دما از جسمی به جسم دیگر منتقل می‌شود. گرما همیشه از جسم گرم‌تر به سردتر می‌رود و یکایش ژول (J) است. دقت کن: گرما انرژی در حال انتقال است، نه انرژی ذخیره‌شده در جسم.

اگر میخ آهنی داغ را در آب سرد بیندازیم، دمای میخ کم و دمای آب زیاد می‌شود تا دمای هر دو برابر شود. به این دما دمای تعادل می‌گویند و از آن لحظه انتقال گرما متوقف می‌شود.

در سطح مولکولی: در جسم گرم‌تر مولکول‌ها تندتر حرکت می‌کنند و انرژی متوسطشان بیشتر است؛ در جسم سردتر کندتر. پس از رسیدن به تعادل گرمایی، انرژی متوسط مولکول‌های هر دو جسم برابر می‌شود. (گرم‌ترین نقطهٔ زمین کویر لوت ایران تا 70°C70°C و سردترین نقطه در قطب جنوب تا 89°C-89°C.)

سه روش انتقال گرما

۱) رسانش: انتقال گرما با تماس مستقیم اتم‌ها و مولکول‌ها، بدون جابه‌جا شدن ماده. سرِ داغ میله، اتم‌هایش تندتر ارتعاش می‌کنند و به اتم‌های کناری انرژی می‌دهند تا گرما به سر سرد برسد. فلزها (مس، آلومینیم، آهن) رسانای خوبی‌اند و شیشه، چوب، هوا، پشم و پنبه نارسانا (عایق). ترتیب رسانایی: مس > آلومینیم > آهن. پشم‌شیشه و فایبرگلاس چون هوای محبوس دارند عایق خوبی‌اند.

۲) همرفت: انتقال گرما با جابه‌جایی بخشِ گرم‌شدهٔ مایع یا گاز. آب پایین ظرف گرم می‌شود ← مولکول‌ها تندتر و فاصله‌شان بیشتر می‌شود ← چگالی کم می‌شود ← آب گرم بالا می‌رود و آب خنک جایش را می‌گیرد. همرفت فقط در مایع‌ها و گازها رخ می‌دهد. نسیم دریا و خشکی و بالا نصب نکردن رادیاتور شوفاژ (که پایین دیوار می‌گذارند تا جریان همرفتی کل اتاق را گرم کند) نمونه‌های همین روش‌اند.

۳) تابش: انتقال انرژی گرمایی به‌صورت امواج، که نیازی به محیط مادی ندارد و از خلأ هم عبور می‌کند. گرمای خورشید از ۱۵۰ میلیون کیلومتر خلأ فقط با تابش به ما می‌رسد.

دمای بیشترتابش بیشتر\text{دمای بیشتر} \Rightarrow \text{تابش بیشتر}

سطح تیره و مات (مثل آسفالت) تابش را بیشتر جذب می‌کند؛ سطح سفید، صیقلی و براق (مثل آینه) آن را بیشتر بازتابش می‌دهد.

ویژگی رسانش همرفت تابش
نیاز به محیط مادی بله بله خیر
جابه‌جایی ماده خیر بله خیر
مناسب برای جامدات مایع و گاز همه + خلأ

کاهش اتلاف گرما

دمای مناسب داخل خانه در فصل سرد 18°C18°C تا 21°C21°C است. هرچه اختلاف دمای داخل و بیرون بیشتر باشد، گرمای بیشتری هدر می‌رود؛ نتیجه‌اش قبض سنگین و آلودگی زیست‌محیطی است.

راه‌حل‌ها هرکدام یکی از سه روش انتقال را می‌بندند: سقف و دیوار عایق (رسانش و همرفت)، پنجرهٔ دوجداره با لایهٔ هوای محبوس (رسانش)، درزگیر لبهٔ در و پنجره (همرفت)، فرش و موکت (رسانش در کف)، مخزن آب با سطح نقره‌اندود (تابش).

دمابان خلأ (فلاسک) کامل‌ترین نمونه است، چون هر سه راه را می‌بندد: خلأ بین دو جداره رسانش و همرفت را ناممکن می‌کند، سطح نقره‌اندود تابش را بازتابش می‌دهد و درپوش عایق راه بالا را می‌بندد. به همین دلیل هم نوشیدنی داغ را داغ نگه می‌دارد و هم سرد را سرد — جهت انتقال فرقی نمی‌کند.

رادیاتور خودرو برعکس عمل می‌کند و هر سه روش را به کار می‌گیرد تا موتور خنک شود: جنس فلزی (رسانش)، رنگ تیره (تابش)، سطح بزرگ و فن خنک‌کننده (همرفت اجباری).

چند نکتهٔ خوب برای دانستن

مقیاس‌های دیگر دما: جز سلسیوس دو مقیاس دیگر هم داریم. فارنهایت (F) در آمریکا رایج است و آب در آن در 32°F32°F منجمد و در 212°F212°F می‌جوشد: F=95C+32F = \frac{9}{5}C + 32. کلوین (K) مقیاس علمی است و از صفر مطلق (پایین‌ترین دمای ممکن) شروع می‌شود: K=C+273K = C + 273.

گرمای نهان: وقتی آبِ در حال جوشیدن به 100°C100°C می‌رسد، حتی با روشن ماندن شعله دمایش بالاتر نمی‌رود تا همهٔ آب بخار شود. علتش این است که گرمای دریافتی صرف تغییر حالت می‌شود، نه بالا بردن دما. به همین دلیل دما در طول ذوب یا جوش ثابت می‌ماند.

درز انبساط: فلز با گرما منبسط می‌شود، پس در پل‌های فلزی و بین قطعات ریل راه‌آهن فاصله‌های کوچکی می‌گذارند تا فلز در تابستان آسیب نبیند.

اثر گلخانه‌ای در زهره: جو ضخیم CO2CO_2 زهره دمای سطح آن را به حدود 465°C465°C رسانده — هشداری دربارهٔ گرمایش جهانی.

تله‌های رایج

  • دما و گرما یکی نیستند: دما گرمی یا سردی جسم را نشان می‌دهد (یکایش درجه)، گرما انرژیِ در حال انتقال است (یکایش ژول).
  • دستگیرهٔ فلزی در زمستان سردتر «حس» می‌شود، ولی هم‌دمای هوای اتاق است؛ فلز فقط چون رسانای بهتری است، گرما را سریع‌تر از دست ما می‌گیرد.
  • «سرما» چیزی نیست که منتقل شود؛ فلاسک و پنجرهٔ دوجداره جلوی انتقال گرما را می‌گیرند، نه ورود سرما.

نمونه سؤال

سؤال ۱. کدام‌یک از روش‌های انتقال گرما نیازی به محیط مادی ندارد و می‌تواند از خلأ هم عبور کند؟

۱) رسانش
۲) همرفت
۳) تابش
۴) هدایت الکتریکی

پاسخ: گزینهٔ ۳. رسانش به تماس مستقیم ذرات ماده نیاز دارد و همرفت به جابه‌جایی مایع یا گاز؛ هر دو به محیط مادی وابسته‌اند. تابش به شکل موج منتقل می‌شود و به ماده نیاز ندارد — دقیقاً به همین دلیل گرمای خورشید با وجود ۱۵۰ میلیون کیلومتر خلأ به زمین می‌رسد. «هدایت الکتریکی» اصلاً یکی از سه روش انتقال گرما نیست.

سؤال ۲. مقداری آب در حال جوشیدن است و دمایش روی 100°C100°C ثابت مانده، در حالی که شعله زیر ظرف هنوز روشن است. کدام گزینه توضیح درست است؟

۱) آب پس از رسیدن به دمای جوش دیگر از شعله گرما دریافت نمی‌کند.
۲) گرمای دریافتی در این مرحله صرف تغییر حالت آب از مایع به بخار می‌شود، نه بالا بردن دما.
۳) دماسنج در دماهای بالای ۱۰۰ درجه دقتش را از دست می‌دهد.
۴) هنگام جوشیدن جهت انتقال گرما معکوس می‌شود و از آب به شعله می‌رود.

پاسخ: گزینهٔ ۲. در نقطهٔ جوش، گرمای اضافه‌شده به‌جای افزایش جنبش مولکولی (و در نتیجه دما)، صرف جدا کردن مولکول‌های آب برای تبدیل به بخار می‌شود. تا وقتی همهٔ آب بخار نشده، دما ثابت می‌ماند؛ به این پدیده «گرمای نهان» می‌گویند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در ساخت پل‌های فلزی و ریل قطار، بین قطعات فلزی فاصله‌های کوچکی به نام درز انبساط در نظر گرفته می‌شود. هدف اصلی از این کار چیست؟

  • جلوگیری از انتقال حرارت بین قطعات
  • افزایش استحکام سازه در برابر زلزله
  • اجازه انبساط فلز در گرما و جلوگیری از تاب‌برداشتن
  • کاهش وزن کلی سازهٔ پل یا خط راه‌آهن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اجازه انبساط فلز در گرما و جلوگیری از تاب‌برداشتن» درست است زیرا فلزات در گرما منبسط می‌شوند و درز انبساط از تغییر شکل جلوگیری می‌کند. «جلوگیری از انتقال حرارت بین قطعات» رد می‌شود درزها برای انبساط هستند نه عایق‌کاری. «افزایش استحکام سازه در برابر زلزله» رد می‌شود هدف اصلی انبساط گرمایی است. «کاهش وزن کلی سازهٔ پل یا خط راه‌آهن» رد می‌شود درزها وزن را کم نمی‌کنند. تلهٔ تستی این سؤال نسبت‌دادن درز انبساط به اهداف دیگر مانند عایق‌کاری یا زلزله است.

2. در یک دماسنج جیوه‌ای، اگر لولهٔ مویین بسیار باریک‌تر از حالت استاندارد ساخته شود (اما درجه‌بندی همچنان بین نقاط ثابت صفر و صد باشد)، کدام یک از موارد زیر رخ می‌دهد؟

  • دماسنج دیگر قادر به اندازه‌گیری دمای زیر صفر نخواهد بود.
  • دقت دماسنج افزایش می‌یابد، زیرا تغییر کوچک حجم جیوه ارتفاع بیشتری در لوله ایجاد می‌کند.
  • دقت دماسنج کاهش می‌یابد، زیرا جیوه در لولهٔ باریک کندتر حرکت می‌کند.
  • دقت دماسنج تغییری نمی‌کند، زیرا نقاط ثابت صفر و صد ثابت هستند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«دقت دماسنج افزایش می‌یابد، زیرا تغییر کوچک حجم جیوه ارتفاع بیشتری در لوله ایجاد می‌کند.» درست است زیرا هر چه لوله باریک‌تر باشد، تغییر حجم یکسان مایع، ارتفاع بیشتری ایجاد می‌کند و در نتیجه تغییرات دمای کوچک‌تری قابل خواندن است. «دقت دماسنج کاهش می‌یابد، زیرا جیوه در لولهٔ باریک کندتر حرکت می‌کند.» رد می‌شود چون سرعت حرکت جیوه به باریکی لوله ربطی به دقت ندارد و کندی لزوماً کاهش دقت نیست. «دقت دماسنج تغییری نمی‌کند، زیرا نقاط ثابت صفر و صد ثابت هستند.» رد می‌شود زیرا دقت به فاصله بین این نقاط و تعداد تقسیمات بستگی دارد، و باریکی لوله باعث می‌شود تقسیمات از هم فاصله بیشتری داشته باشند. «دماسنج دیگر قادر به اندازه‌گیری دمای زیر صفر نخواهد بود.» رد می‌شود زیرا باریکی لوله تأثیری بر محدوده دمایی ندارد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است فکر کند باریک‌شدن لوله باعث کندی حرکت جیوه و کاهش دقت می‌شود، در حالی که در واقع دقت را افزایش می‌دهد.

3. دو سطح یکی تیره و مات و دیگری سفید و براق در معرض تابش خورشید قرار دارند. کدام یک از موارد زیر درست است؟

  • سطح سفید و براق تابش را بیشتر جذب می‌کند.
  • هر دو سطح تابش را به یک اندازه جذب می‌کنند.
  • سطح تیره و مات تابش را بیشتر بازتابش می‌کند.
  • سطح تیره و مات تابش را بیشتر جذب می‌کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«سطح تیره و مات تابش را بیشتر جذب می‌کند.» درست است زیرا رنگ تیره و مات جذب بالایی دارد. «سطح سفید و براق تابش را بیشتر جذب می‌کند.» رد می‌شود زیرا سطوح سفید و براق بازتابش بالایی دارند. «هر دو سطح تابش را به یک اندازه جذب می‌کنند.» رد می‌شود زیرا جذب به رنگ و بافت بستگی دارد. «سطح تیره و مات تابش را بیشتر بازتابش می‌کند.» رد می‌شود زیرا سطوح تیره بازتابش کمی دارند. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است فکر کند سطوح براق جذب بیشتری دارند یا تیره بازتابش بیشتری دارند.

4. در یک شب زمستانی در ساحل دریا، هوای روی خشکی سردتر از سطح دریاست. جهت جریان همرفتی هوا (نسیم) در این شرایط چگونه است؟

  • جریان هوا ابتدا از خشکی به دریا و سپس برعکس می‌شود.
  • هوا از خشکی به سوی دریا جریان دارد.
  • هوا از دریا به سوی خشکی جریان دارد.
  • هوا به طور عمودی بالا می‌رود و جریان افقی وجود ندارد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هوا از خشکی به سوی دریا جریان دارد.» درست است زیرا در شب خشکی زودتر خنک می‌شود و هوای گرم روی دریا بالا می‌رود و هوای خنک خشکی جای آن را می‌گیرد. «هوا از دریا به سوی خشکی جریان دارد.» رد می‌شود این مربوط به روز است. «هوا به طور عمودی بالا می‌رود و جریان افقی وجود ندارد.» رد می‌شود زیرا جریان افقی برقرار است. «جریان هوا ابتدا از خشکی به دریا و سپس برعکس می‌شود.» رد می‌شود زیرا جهت در شب ثابت است. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز ممکن است جهت نسیم در روز و شب را با هم اشتباه بگیرد.

5. یک کتری آب را روی شعله می‌جوشانیم. پس از رسیدن آب به 100C100^\circ C، با وجود اینکه شعله همچنان روشن است، دمای آب تغییر نمی‌کند تا زمانی که تمام آب به بخار تبدیل شود. کدام گزینه بهترین توجیه این پدیده است؟

  • گرمای شعله در این مرحله صرف افزایش انرژی پتانسیل مولکول‌ها می‌شود، نه انرژی جنبشی
  • دماسنج در دماهای بالای 100C100^\circ C از کار می‌افتد و عدد نادرست نشان می‌دهد
  • آب پس از جوشیدن دیگر هیچ‌گونه گرمایی از شعله دریافت یا جذب نمی‌کند
  • دمای بخار بالاتر از 100C100^\circ C است و آب برای رسیدن به تعادل با بخار دما را ثابت نگه می‌دارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«گرمای شعله در این مرحله صرف افزایش انرژی پتانسیل مولکول‌ها می‌شود، نه انرژی جنبشی» درست است (گرمای نهان تبخیر). «دماسنج در دماهای بالای 100C100^\circ C از کار می‌افتد و عدد نادرست نشان می‌دهد» رد می‌شود زیرا دماسنج تا بالای 100 را هم می‌تواند نشان دهد. «آب پس از جوشیدن دیگر هیچ‌گونه گرمایی از شعله دریافت یا جذب نمی‌کند» رد می‌شود چون آب همچنان گرما جذب می‌کند. «دمای بخار بالاتر از 100C100^\circ C است و آب برای رسیدن به تعادل با بخار دما را ثابت نگه می‌دارد» رد می‌شود چون بخار هم دمای 100C100^\circ C دارد. تلهٔ تستی این سؤال این است که دانش‌آموز تصور کند پس از جوشیدن گرمای دریافتی صرف افزایش دما می‌شود یا دماسنج خراب است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان