پرش به محتوای اصلی

کنش‌های ما

درسنامه‌ی کامل این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

کنشِ ما دقیقاً چه فرقی با رفتارِ بقیهٔ موجودات دارد؟

ماه دور زمین می‌چرخد، رودخانه جاری‌ست، قلبِ تو همین الان دارد می‌تپد، و آن گنجشکِ روی دیوار هم مشغولِ کاری‌ست. همهٔ اینها «کار» انجام می‌دهند. اما وقتی تو صبح از خواب بلند می‌شوی، مسواک می‌زنی، تصمیم می‌گیری امروز درس بخوانی یا نه، یا برای دوستت دست تکان می‌دهی — یک چیزِ دیگر در حال رخ‌دادن است؛ چیزی که با تپیدنِ قلب یا چرخیدنِ ماه فرق دارد، هرچند هر دو «فعالیت»اند. علومِ انسانی برای این نوعِ خاص از فعالیتِ آدمی یک اسمِ مخصوص گذاشته‌اند: کُنش؛ و به کسی که آن را انجام می‌دهد می‌گویند کنشگر.

سؤال این است: کنش، دقیقاً چه ویژگی‌ای دارد که تپیدنِ قلب یا چرخیدنِ ماه را از آن جدا می‌کند؟

۱. کنش، آگاهانه است

فرض کن یک دستگاهِ تازه — مثلاً یک دوربینِ حرفه‌ای — دستت رسیده. دفعهٔ اول، حتماً دفترچهٔ راهنما را ورق می‌زنی. اما بعد از چند بار استفاده، دیگر سراغِ دفترچه نمی‌روی؛ چون حالا «می‌دانی» چه‌کار کنی. همین «دانستن» است که کنش را ممکن می‌کند. اگر آگاهیِ لازم را نداشته باشی، اصلاً نمی‌توانی آن کار را انجام بدهی. حرف‌زدن نمونهٔ خیلی روشنِ این موضوع است: کسی که معنای کلمه‌ها و دستورِ یک زبان را نمی‌داند، هرقدر هم اراده کند، نمی‌تواند به آن زبان سخن بگوید. زبان بدونِ آگاهی، فقط صداست.

اما نکتهٔ ظریف‌تر این‌جاست: همیشه آگاهیِ ما به کنش‌مان کامل و بی‌خطا نیست. گاهی فکر می‌کنیم داریم درست عمل می‌کنیم، ولی بعداً می‌فهمیم اطلاعات‌مان ناقص یا غلط بوده. آگاهانه‌بودنِ کنش یعنی کنش بدونِ هیچ آگاهی ممکن نیست — نه اینکه آن آگاهی همیشه صحیح باشد.

۲. کنش، ارادی است

حالا این را تصور کن: بعد از مدرسه سرِ یک دوراهی‌ای — اول استراحت کنم یا اول تکالیف را بنویسم؟ همینِ لحظهٔ مکث، دارد یک چیز را نشانت می‌دهد: تو مجبور نیستی؛ باید انتخاب کنی. کنش بدونِ ارادهٔ کنشگر شکل نمی‌گیرد. حتی وقتی کسی از خطر فرار می‌کند، باز هم دارد با ارادهٔ خودش فرار می‌کند — می‌توانست بماند، می‌توانست جورِ دیگری واکنش نشان دهد. همین که گزینهٔ دیگری روی میز بوده و او یکی را برگزیده، اراده را وارد ماجرا می‌کند.

توجه کن که آگاهی به‌تنهایی کافی نیست: ممکن است کسی از یک کار کاملاً باخبر باشد اما هیچ تصمیمی برای انجام‌دادنش نگیرد. پس کنش، هم به آگاهی نیاز دارد هم به اراده — این دو با هم، نه هرکدام به‌تنهایی.

در مقابل، فعالیت‌هایی مثل تپشِ قلب، گردشِ خون، یا بسته‌شدنِ ناخودآگاهِ چشم جلوی نور شدید، کنش محسوب نمی‌شوند؛ چون نه از ارادهٔ ما پیروی می‌کنند و نه می‌توانیم آن‌ها را متوقف کنیم.

۳. کنش، هدف‌دار است

از هر کنشگری، دربارهٔ هر کاری که کرده، می‌توانی بپرسی: «چرا این‌کار را کردی؟» و او همیشه یک جوابی برای گفتن دارد — حتی اگر جواب‌اش «همین‌جوری» باشد. این خودش نشان می‌دهد که پشتِ هر کنش، یک قصد و هدف نشسته، هرچند ممکن است کنشگر به آن هدف نرسد. کسی که دستش را در کلاس بالا می‌برد، این کار را بی‌هدف انجام نمی‌دهد؛ هدفش گرفتنِ اجازه از معلم است.

پس، کنش «معنادار» است

وقتی سه ویژگیِ بالا — آگاهانه‌بودن، ارادی‌بودن، هدف‌داربودن — کنارِ هم می‌نشینند، نتیجه‌ای به دست می‌آید که هیچ فعالیتِ دیگری در طبیعت آن را ندارد: معنا. دستِ بالارفته در کلاس، فقط یک حرکتِ فیزیکی نیست؛ یک پیام است. معلم هم فقط وقتی می‌تواند درست پاسخ بدهد که معنای آن حرکت را دریابد. حتی بوق‌زدنِ یک راننده، بسته به موقعیت، می‌تواند معنای «مواظب باش»، «سلام»، یا «برو کنار» داشته باشد — و همهٔ اطرافیان، ناخودآگاه، دارند آن را «تفسیر» می‌کنند.

اینجا یک نکتهٔ قابلِ‌تأمل هست: خودِ سخن‌گفتن هم یک کنش است، و به همین دلیل باید با آگاهی، اراده و هدف همراه باشد — نه صرفاً یک صدا که از دهان بیرون می‌آید. حکایتِ معروفی هست که یک روز کسی هیجان‌زده نزدِ سقراط آمد تا خبری دربارهٔ یکی از شاگردانش بگوید. سقراط پیش از شنیدن، سه سؤال از او پرسید: مطمئنی این خبر حقیقت دارد؟ خبرِ خوبی است؟ برای من سودمند است؟ وقتی مرد به هر سه «نه» جواب داد، سقراط گفت: پس اگر نه حقیقت دارد، نه خوب است، نه سودمند — چرا اصلاً می‌خواهی آن را به من بگویی؟ این حکایت نشان می‌دهد که حتی «حرف‌زدن» را هم می‌شود — و باید — قبل از انجام، با همان معیارهای یک کنشِ آگاهانه سنجید.

وقتی کنش تمام می‌شود، ماجرا تمام نشده: پیامدهای کنش

هر کنشی، بعد از انجام‌شدن، دنباله‌ای دارد. اینجا یکی از رایج‌ترین اشتباه‌های ذهنی رخ می‌دهد: فکر می‌کنیم همهٔ پیامدهای یک کنش، مثلِ خودِ کنش، به ارادهٔ ما وابسته‌اند. اما این‌طور نیست.

بیا با یک مثال روشنش کنیم. وقتی پنجرهٔ کلاس را باز می‌کنی، دو اتفاق می‌افتد:
یکی این‌که هوای کلاس عوض می‌شود — این اتفاق حتماً می‌افتد؛ هیچ‌کس نمی‌تواند جلویش را بگیرد، چون نتیجهٔ طبیعیِ باز‌شدنِ پنجره است، نه یک کنشِ دیگر. به این می‌گویند پیامدِ غیرارادی: قطعی‌ست، و کسی مجبور نیست آن را «انجام» بدهد — خودش رخ می‌دهد.
اما اگر همان لحظه یکی از دوستانت که در راهرو بوده، صدای باز‌شدنِ پنجره را بشنود و بیاید داخل بپرسد «چرا پنجره را باز کردی؟» — این آمدنِ او، یک پیامدِ ارادی است: به ارادهٔ خودِ او وابسته بود، ممکن بود بیاید یا نیاید.

فرقِ این دو دسته پیامد، شبیهِ فرقِ دومینو با شطرنج است: در دومینو، وقتی یک مهره را هل می‌دهی، افتادنِ بقیه قطعی و از پیش تعیین‌شده است — همان پیامدِ غیرارادی. اما در شطرنج، حرکتِ تو فقط زمینه را برای حرکتِ بعدیِ حریف باز می‌کند؛ او آزاد است چه جوابی بدهد — همان پیامدِ ارادی، که همیشه احتمالی‌ست، نه قطعی.

دانشجویی که کتابش را می‌خواند، دو نوع پیامدِ ارادی پیشِ رو دارد: پاسخ‌دادنِ خودش به سؤالات امتحان (وابسته به ارادهٔ خودش) و نمره‌دادنِ استاد (وابسته به ارادهٔ دیگری). اما پاکیزه‌شدنِ دست و صورت هنگامِ وضو، یک پیامدِ غیرارادی است — نتیجهٔ طبیعیِ عمل، نه یک کنشِ جداگانه.

چرا این تفاوت مهم است؟ چون ما معمولاً کنش‌هایمان را با توجه به پیامدهای ارادیِ محتمل می‌سنجیم و از انجامِ کنش‌هایی که پیامدِ نامطلوب دارند خودداری می‌کنیم. حدیثی از پیامبر اکرم نقل شده که ایشان از کسی که سه بار قول گرفت پندش را به‌کار ببندد، خواستند: «هرگاه تصمیم به کاری گرفتی، اول در نتیجه و عاقبتِ آن تأمل کن؛ اگر عاقبتش درست بود دنبالش کن، وگرنه از تصمیمت صرف‌نظر کن.» این دقیقاً همان چیزی‌ست که یک کنشگرِ آگاه و هدف‌مند، پیش از هر کاری، باید انجام دهد.

جمع‌بندی: چرا اصلاً این حرف‌ها مهم است؟

از فردا صبح که چشم باز می‌کنی تا شب که می‌خوابی، صدها کنش انجام می‌دهی — از سلام‌کردن گرفته تا انتخابِ رشته‌ات در آینده. هیچ‌کدام از این‌ها تصادفی نیستند: هرکدام آگاهی می‌خواهند، اراده می‌خواهند، هدفی دارند، و معنایی حمل می‌کنند که دیگران — خواسته یا ناخواسته — آن را می‌خوانند. و مهم‌تر از خودِ کنش، دنباله‌ای‌ست که به راه می‌اندازد: بخشی از این دنباله دستِ خودت است، بخشی دیگر قطعی و خارج از کنترل. کسی که این فرق را بشناسد، پیش از هر تصمیم، یک قدم عقب‌تر می‌ایستد و می‌پرسد: «اگر این کار را بکنم، بعدش چه می‌شود؟» — و همین یک پرسش، می‌تواند مسیرِ زندگی‌اش را عوض کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان