پرش به محتوای اصلی

جامعه‌پذیری، کژروی و تحرک اجتماعی

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

درسنامه

درس ۰۶: بازتولید هویت اجتماعی

بازتولید هویت اجتماعی چیست؟

بازتولید هویت یعنی انتقالِ هویت از نسلی به نسل دیگر، به‌گونه‌ای که با وجودِ گذر زمان و پذیرشِ تغییرات، ویژگی‌های اساسیِ آن پایدار بمانند و دوام بیاورند.

زنبورِ عسل غریزی می‌داند چه‌کار کند؛ تو چطور؟

در یک کندوی زنبورِ عسل، هر گروه دقیقاً می‌داند وظیفه‌اش چیست — بدونِ کلاس، بدونِ کتاب، بدونِ راهنما. این دانستن، غریزی است؛ یعنی از بدو تولد، بدونِ یادگیری، در وجودِ زنبور کاشته شده.

انسان این‌طور نیست. هیچ نوزادی از بدو تولد نمی‌داند در جامعه چه جایگاهی دارد، چه حقوق و چه تکالیفی برعهده‌اش است. این‌ها را باید یاد بگیرد. و دقیقاً همین یادگیری‌ست که موضوعِ این درس است.

جامعه‌پذیری: مسیری که هرکداممان طی می‌کنیم

به فرایندی که هر فرد برای مشارکت در زندگیِ اجتماعی طی می‌کند — یعنی یادگرفتنِ عقاید، ارزش‌ها، هنجارها و شیوهٔ زندگیِ جامعه‌اش — جامعه‌پذیری می‌گویند. این مسیر از کجا شروع می‌شود؟ اولین و ماندگارترین آموزش‌ها را در خانواده می‌بینیم؛ بعد مدرسه، مسجد، مجالسِ علمی‌ومذهبی، گروهِ همسالان و رسانه‌های جمعی هم به این مسیر اضافه می‌شوند.

نکتهٔ جالب این‌جاست: صدورِ یک شناسنامه برای نوزاد، در واقع اولین گامِ جامعه است برای به‌رسمیت‌شناختنِ او به‌عنوانِ یکی از اعضایش — قبل از این‌که خودِ نوزاد حتی بفهمد این ماجرا چیست.

وقتی جامعه‌پذیری کامل نمی‌شود: کژروی

فرایندِ جامعه‌پذیری همیشه صد‌درصد موفق نیست. ممکن است کسی هویتی را که جامعه برایش در نظر گرفته، نپذیرد و رفتاری برخلافِ عقاید و هنجارهای پذیرفته‌شده انجام دهد. به این نوع کنش‌ها کژرویِ اجتماعی می‌گویند.

چطور جامعه، خودش را از کژروی محافظت می‌کند؟

هر جامعه‌ای، برای پیشگیری از کژروی و کنترلِ آن، سه روشِ اصلی در اختیار دارد:

تبلیغ و اقناع: تلاش می‌کند از راهِ آموزش، افراد را متقاعد کند که عقاید و ارزش‌های جامعه را از دل بپذیرند — پیش از آن‌که کارِ اشتباهی سر بزند.
تشویق و پاداش: به کسانی که مطابقِ هنجارها عمل می‌کنند، پاداش می‌دهد تا هم آن‌ها را دلگرم کند و هم دیگران را به همان مسیر ترغیب کند.
تنبیه و مجازات: وقتی کژروی رخ داده، با تنبیه، سعی می‌کند از تکرارِ آن جلوگیری کند.

این فعالیت‌ها برای پذیرفتنِ فرهنگِ جامعه و هماهنگ‌شدنِ افراد با انتظارهای آن انجام می‌شوند؛ به مجموعهٔ آن‌ها کنترلِ اجتماعی می‌گویند. در فرهنگِ اسلامی، «امر به معروف و نهی از منکر» دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند: در صدرِ اسلام، مسلمانان هنگامِ احوال‌پرسی، سورهٔ عصر را با هم می‌خواندند — یکی بخشی از آن را می‌گفت، دیگری ادامه می‌داد — و همین کارِ ساده، خودش یک ابزارِ کنترلِ اجتماعی بود که یکدیگر را به «رعایتِ حق» و «شکیبایی» سفارش می‌کردند.

جامعه‌ای که ابزارِ کنترلِ اجتماعیِ مناسبی نداشته باشد، بیشتر در معرضِ آسیب قرار می‌گیرد و بقایش تهدید می‌شود.

تحرکِ اجتماعی: وقتی جایگاهت در جامعه عوض می‌شود

هویتِ اجتماعیِ ما، در طولِ زندگی تغییر می‌کند — و این تغییر، معمولاً با جابه‌جاییِ جایگاهِ ما در جامعه همراه است. به این جابه‌جایی، تحرکِ اجتماعی می‌گویند و سه شکل دارد:

می‌شود این سه شکل را مثلِ حرکتِ یک آسانسور و یک راهرو تصور کرد: صعودی یعنی آسانسور بالا می‌رود (کارمندی که مدیرِ بخش می‌شود)؛ نزولی یعنی آسانسور پایین می‌آید (مدیری که از سِمَتش عزل و دوباره کارمندِ عادی می‌شود)؛ و افقی یعنی از یک اتاق به اتاقِ دیگرِ همان طبقه می‌روی — جایت عوض شده اما ارتفاعت (جایگاهِ اجتماعی‌ات) همان است، مثلِ کارمندی که فقط از یک بخشِ اداره به بخشِ دیگر منتقل می‌شود.

نکتهٔ مهم: جایگاهِ اجتماعیِ افراد، فقط تابعِ شغل نیست؛ به علم، ایمان، تقوا، هنر، مهارت و احترام هم بستگی دارد — و رتبه‌بندیِ مشاغل هم در همهٔ کشورها یکسان نیست.

آیا همه می‌توانند هر هویتی را کسب کنند؟

جواب، نه است — و این شاید تلخ‌ترین بخشِ این درس باشد. فرصتِ تحرکِ اجتماعی، در جوامعِ مختلف، یکسان تقسیم نشده است:

جامعه‌ای که بر پایهٔ ارزش‌های نژادی شکل گرفته، فقط برای یک نژادِ خاص امکانِ تحرکِ صعودی فراهم می‌کند — نمونهٔ تلخِ این ماجرا، تابلوی «ما با سیاهان به یک مدرسه نخواهیم رفت» در آمریکای قرنِ بیستم است.
جامعه‌ای که به ارزش‌های اقتصادی اولویت می‌دهد، تحرکِ صعودی را فقط برای کسانی ممکن می‌کند که ثروت دارند — مثلِ کارگرانِ کارخانهٔ آجرپزی در هند که به‌خاطرِ زاده‌شدن در یک کاست (طبقهٔ اجتماعیِ موروثی) پایین، هرگز فرصتِ ارتقا نمی‌یابند.
جامعهٔ غیردینی، به هویتِ دینی و معنویِ افراد اجازهٔ بروزِ اجتماعی نمی‌دهد — مثلِ قانونی در فرانسه که مانعِ تحصیلِ دخترانِ باحجاب در مدارس می‌شود؛ در حالی که همین قانون، با شعارِ خودِ انقلابِ فرانسه («آزادی، برابری، برادری») در تضاد است.

جایگاهِ شغل در تربیت و هویت، از نگاهِ اسلام

از آن‌جا که شغلِ هرکس یکی از عواملِ تأثیرگذار در هویت‌یابیِ اوست، اسلام نسبت به مشاغل بی‌تفاوت نیست: برخی مشاغل (مثلِ ربا‌خواری) حراماند و مسلمان نباید به آن‌ها نزدیک شود؛ برخی دیگر با این‌که حرام نیستند، مکروهاند (مثلِ دلالی)؛ و برخی، جامعه را به سمتشان مستحباً ترغیب می‌کند (مثلِ زراعت). ملاکِ این تفکیک، اثرِ مخرب یا سازندهٔ آن حرفه بر تربیت و هویتِ انسان است — چون اسلام، تربیتِ انسان‌هایی متعالی را هدفِ اصلیِ خود می‌داند.

جمع‌بندی

از روزی که به دنیا می‌آیی تا روزی که جایگاهت در جامعه تثبیت می‌شود، یک مسیرِ طولانی طی می‌کنی: ابتدا در خانواده هویتی به تو داده می‌شود که خودت در آن نقشی نداشته‌ای؛ بعد، قدم‌به‌قدم، یاد می‌گیری قواعدِ بازی چیست، پاداشش چیست و تنبیهش چیست؛ و در نهایت، بر اساسِ تلاش، مهارت و گاهی هم شرایطی که از قبل تعیین شده، جایگاهت در جامعه بالا می‌رود، پایین می‌آید یا افقی جابه‌جا می‌شود. تفاوتِ کلیدیِ انسان با زنبورِ عسل، دقیقاً همین‌جاست: زنبور جایگاهش را از پیش می‌داند و هرگز از آن خارج نمی‌شود؛ اما تو، در هر لحظه، انتخاب می‌کنی که این مسیر را بپذیری، بازتولید کنی، یا از آن سرباز بزنی.


نمونه سؤال‌های تشریحی با پاسخ

۱. «جامعه‌پذیری» را تعریف کنید و بگویید مهم‌ترین عواملِ آن کدام‌اند.

جامعه‌پذیری فرایندی است که هر فرد برای مشارکت در زندگیِ اجتماعی طی می‌کند؛ یعنی یادگرفتنِ عقاید، ارزش‌ها، هنجارها و شیوهٔ زندگیِ جامعه‌ای که در آن به دنیا آمده است.

نخستین و ماندگارترین آموزش‌ها در خانواده شکل می‌گیرند. سپس مدرسه، مسجد، مجالسِ علمی و مذهبی، گروهِ همسالان و رسانه‌های جمعی به این مسیر افزوده می‌شوند.

متن یادآوری می‌کند که صدورِ شناسنامه برای نوزاد، نخستین گامِ جامعه برای به‌رسمیت‌شناختنِ او به‌عنوان یکی از اعضایش است؛ گامی که پیش از فهمِ خودِ نوزاد از این ماجرا برداشته می‌شود.

۲. تفاوتِ انسان و زنبورِ عسل در شناختِ جایگاهشان چیست و این تفاوت چه ضرورتی پدید می‌آورد؟

در کندوی زنبورِ عسل، هر گروه بدونِ کلاس و کتاب و راهنما دقیقاً می‌داند وظیفه‌اش چیست. این دانستن غریزی است؛ یعنی از بدوِ تولد و بدونِ یادگیری در وجودِ زنبور نهاده شده است.

انسان چنین نیست. هیچ نوزادی از بدوِ تولد نمی‌داند در جامعه چه جایگاهی دارد و چه حقوق و تکالیفی بر عهدهٔ اوست؛ همهٔ این‌ها را باید یاد بگیرد.

همین تفاوت است که فرایندِ جامعه‌پذیری را برای انسان ضروری می‌کند. نتیجهٔ دیگرِ آن نیز در جمع‌بندیِ درس آمده است: زنبور جایگاهش را از پیش می‌داند و هرگز از آن خارج نمی‌شود، اما انسان در هر لحظه انتخاب می‌کند که مسیر را بپذیرد، بازتولید کند، یا از آن سرباز زند.

۳. کژرویِ اجتماعی چیست و جامعه برای پیشگیری و کنترلِ آن از چه ابزارهایی استفاده می‌کند؟

فرایندِ جامعه‌پذیری همیشه به‌طورِ کامل موفق نیست. اگر کسی هویتی را که جامعه برایش در نظر گرفته نپذیرد و رفتاری برخلافِ عقاید و هنجارهای پذیرفته‌شده انجام دهد، آن کنش «کژرویِ اجتماعی» نامیده می‌شود.

هر جامعه‌ای سه ابزار در اختیار دارد. نخست تبلیغ و اقناع، یعنی تلاش برای متقاعدکردنِ افراد از راهِ آموزش تا عقاید و ارزش‌های جامعه را از دل بپذیرند، پیش از آنکه کژروی رخ دهد. دوم تشویق و پاداش به کسانی که مطابقِ هنجارها عمل می‌کنند، هم برای دلگرمیِ خودشان و هم برای ترغیبِ دیگران. سوم تنبیه و مجازات، که پس از وقوعِ کژروی برای جلوگیری از تکرارِ آن به کار می‌رود.

به مجموعهٔ این فعالیت‌ها کنترلِ اجتماعی می‌گویند. در فرهنگِ اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر همین نقش را بر عهده دارد. درس می‌افزاید جامعه‌ای که ابزارِ کنترلِ اجتماعیِ مناسبی نداشته باشد، بیشتر در معرضِ آسیب قرار می‌گیرد و بقایش تهدید می‌شود.

۴. سه نوعِ تحرکِ اجتماعی را با هم مقایسه کنید و برای هرکدام مثالی بیاورید.

تحرکِ اجتماعی یعنی جابه‌جاییِ جایگاهِ فرد در جامعه، که معمولاً همراهِ تغییرِ هویتِ اجتماعیِ او در طولِ زندگی است. درس آن را به حرکتِ آسانسور و راهرو تشبیه می‌کند.

تحرکِ صعودی مانندِ بالارفتنِ آسانسور است؛ نمونهٔ آن کارمندی است که مدیرِ بخش می‌شود. تحرکِ نزولی مانندِ پایین‌آمدنِ آسانسور است؛ نمونهٔ آن مدیری است که از سِمَتش عزل می‌شود و دوباره کارمندِ عادی می‌گردد. تحرکِ افقی مانندِ رفتن از اتاقی به اتاقِ دیگرِ همان طبقه است؛ جای فرد عوض شده اما جایگاهِ اجتماعی‌اش همان مانده است، مانندِ کارمندی که تنها از بخشی از اداره به بخشِ دیگر منتقل می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی آنکه جایگاهِ اجتماعیِ افراد تنها تابعِ شغل نیست و به علم، ایمان، تقوا، هنر، مهارت و احترام نیز بستگی دارد؛ ضمنِ اینکه رتبه‌بندیِ مشاغل در همهٔ کشورها یکسان نیست.

۵. کسی می‌گوید: «در هر جامعه‌ای، هرکس بخواهد می‌تواند هر هویتی را کسب کند.» این دیدگاه را بر پایهٔ نمونه‌های درس بررسی کنید.

متنِ درس این دیدگاه را نمی‌پذیرد و تصریح می‌کند که فرصتِ تحرکِ اجتماعی در جوامعِ مختلف یکسان تقسیم نشده است.

جامعه‌ای که بر پایهٔ ارزش‌های نژادی شکل گرفته، امکانِ تحرکِ صعودی را تنها برای نژادی خاص فراهم می‌کند؛ نمونهٔ آن تابلوی «ما با سیاهان به یک مدرسه نخواهیم رفت» در آمریکای قرنِ بیستم است.

جامعه‌ای که به ارزش‌های اقتصادی اولویت می‌دهد، تحرکِ صعودی را تنها برای صاحبانِ ثروت ممکن می‌سازد؛ نمونهٔ آن کارگرانِ کارخانهٔ آجرپزی در هند هستند که به‌سببِ زاده‌شدن در کاستِ پایین، فرصتِ ارتقا نمی‌یابند.

جامعهٔ غیردینی نیز به هویتِ دینی و معنویِ افراد اجازهٔ بروزِ اجتماعی نمی‌دهد؛ نمونهٔ آن قانونی در فرانسه است که مانعِ تحصیلِ دخترانِ باحجاب در مدارس می‌شود، در حالی که همین قانون با شعارِ آزادی، برابری، برادری در تضاد است. بنابراین کسبِ هویت، افزون بر تلاشِ فرد، به ساختارِ ارزشیِ جامعه نیز وابسته است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. الف) «جامعه‌پذیری» را تعریف کنید و بگویید مهم‌ترین عواملِ آن کدام‌اند. ب) یک نمونهٔ تازه بسازید و نشان دهید کدام ویژگیِ مفهوم در آن دیده می‌شود. استدلالِ خود را با یک معیارِ مشخص توضیح دهید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) جامعه‌پذیری فرایندی است که هر فرد برای مشارکت در زندگیِ اجتماعی طی می‌کند؛ یعنی یادگرفتنِ عقاید، ارزش‌ها، هنجارها و شیوهٔ زندگیِ جامعه‌ای که در آن به دنیا آمده است. نخستین و ماندگارترین آموزش‌ها در خانواده شکل می‌گیرند. سپس مدرسه، مسجد، مجالسِ علمی و مذهبی، گروهِ همسالان و رسانه‌های جمعی به این مسیر افزوده می‌شوند. متن یادآوری می‌کند که صدورِ شناسنامه برای نوزاد، نخستین گامِ جامعه برای به‌رسمیت‌شناختنِ او به‌عنوان یکی از اعضایش است؛ گامی که پیش از فهمِ خودِ نوزاد از این ماجرا برداشته می‌شود.
ب) نمونهٔ تازه می‌تواند متفاوت باشد؛ برایِ نمرهٔ کامل باید ویژگیِ مرتبط را در آن مشخص کند و پیوندش با مفهوم را توضیح دهد. نام‌بردنِ مثال بدونِ این پیوند کافی نیست.
کجا بخوانم:
درسنامهٔ «هویت اجتماعی ـ درس ۰۶: بازتولید هویت اجتماعی» — بخشِ «جامعه‌پذیری: مسیری که هرکداممان طی می‌کنیم»
نکته مهم: در بخشِ ب، معیارِ اصلی را در مثالِ خود نشان دهید؛ صرفِ نام‌بردنِ نمونه پاسخِ کامل نیست.

۲. الف) تفاوتِ انسان و زنبورِ عسل در شناختِ جایگاهشان چیست و این تفاوت چه ضرورتی پدید می‌آورد؟ ب) اگر یکی از شرط‌های اصلی تغییر کند، نتیجه چه تفاوتی می‌کند؟ با دلیل توضیح دهید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) در کندوی زنبورِ عسل، هر گروه بدونِ کلاس و کتاب و راهنما دقیقاً می‌داند وظیفه‌اش چیست. این دانستن غریزی است؛ یعنی از بدوِ تولد و بدونِ یادگیری در وجودِ زنبور نهاده شده است. انسان چنین نیست. هیچ نوزادی از بدوِ تولد نمی‌داند در جامعه چه جایگاهی دارد و چه حقوق و تکالیفی بر عهدهٔ اوست؛ همهٔ این‌ها را باید یاد بگیرد. همین تفاوت است که فرایندِ جامعه‌پذیری را برای انسان ضروری می‌کند. نتیجهٔ دیگرِ آن نیز در جمع‌بندیِ درس آمده است: زنبور جایگاهش را از پیش می‌داند و هرگز از آن خارج نمی‌شود، اما انسان در هر لحظه انتخاب می‌کند که مسیر را بپذیرد، بازتولید کند، یا از آن سرباز زند.
ب) پاسخ باید شرطِ تغییرکرده را نام ببرد و پیامد را از رابطهٔ اصلی نتیجه بگیرد؛ نتیجه‌گیریِ کلی بدونِ توضیحِ سازوکار پذیرفته نیست.
کجا بخوانم:
درسنامهٔ «هویت اجتماعی ـ درس ۰۶: بازتولید هویت اجتماعی» — بخشِ «زنبورِ عسل غریزی می‌داند چه‌کار کند؛ تو چطور؟»
نکته مهم: تغییرِ یک شرط را به پیامدِ مشخص وصل کنید و از نتیجه‌گیریِ بی‌دلیل بپرهیزید.

۳. الف) کژرویِ اجتماعی چیست و جامعه برای پیشگیری و کنترلِ آن از چه ابزارهایی استفاده می‌کند؟ ب) یک پیامدِ عملی را با زنجیرهٔ علت و معلول تحلیل کنید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) فرایندِ جامعه‌پذیری همیشه به‌طورِ کامل موفق نیست. اگر کسی هویتی را که جامعه برایش در نظر گرفته نپذیرد و رفتاری برخلافِ عقاید و هنجارهای پذیرفته‌شده انجام دهد، آن کنش «کژرویِ اجتماعی» نامیده می‌شود. هر جامعه‌ای سه ابزار در اختیار دارد. نخست تبلیغ و اقناع، یعنی تلاش برای متقاعدکردنِ افراد از راهِ آموزش تا عقاید و ارزش‌های جامعه را از دل بپذیرند، پیش از آنکه کژروی رخ دهد. دوم تشویق و پاداش به کسانی که مطابقِ هنجارها عمل می‌کنند، هم برای دلگرمیِ خودشان و هم برای ترغیبِ دیگران. سوم تنبیه و مجازات، که پس از وقوعِ کژروی برای جلوگیری از تکرارِ آن به کار می‌رود. به مجموعهٔ این فعالیت‌ها کنترلِ اجتماعی می‌گویند. در فرهنگِ اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر همین نقش را بر عهده دارد. درس می‌افزاید جامعه‌ای که ابزارِ کنترلِ اجتماعیِ مناسبی نداشته باشد، بیشتر در معرضِ آسیب قرار می‌گیرد و بقایش تهدید می‌شود.
ب) پاسخِ کامل، عاملِ آغازین و دست‌کم یک پیامدِ میانی را روشن می‌کند و نشان می‌دهد پیامدِ نهایی چگونه از آن‌ها پدید می‌آید.
کجا بخوانم:
درسنامهٔ «هویت اجتماعی ـ درس ۰۶: بازتولید هویت اجتماعی» — بخشِ «چطور جامعه، خودش را از کژروی محافظت می‌کند؟»
نکته مهم: زنجیرهٔ علت و معلول باید روشن باشد؛ پیامدِ مستقیم را از پیامدِ دورتر جدا کنید.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان