پرش به محتوای اصلی

سبک زندگی — فارسی تیزهوشان نهم (استعداد درخشان)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

سبک زندگی (فارسی تیزهوشان نهم)

سبک زندگی فقط سلیقهٔ شخصی نیست؛ رفتار فردی، عادت‌ها، رابطه با دیگران و پیامدهای اجتماعی انتخاب‌ها را هم دربر می‌گیرد. این فصل از ادب کهن، شعر معاصر، زبان‌شناسی و متن میهنی مثال می‌آورد. موضوع‌های زبانی آن به هم پیوسته‌اند: شناخت مصدر و بن‌ها فعل‌ها را روشن می‌کند، زبان گفتار نشان می‌دهد نوشتار تنها صورت زندهٔ زبان نیست و فهم استعاره خواندن متن کهن را آسان می‌کند. در هر پاسخ، صورت درست را با ساخت و بافت جمله توجیه کن.

درس ششم: آداب زندگانی

گوهر و هنر: گوهر سرشت و توانایی درونی انسان و هنر همان توانایی پرورش‌یافته و آشکار در رفتار یا مهارت است. هوش بدون مطالعه دانشمند نمی‌سازد و بخشندگی بی‌عمل به دستگیری نمی‌رسد. فردوسی از دو سو می‌پرسد: هنر بی‌گوهر ممکن است؟ گوهر بلند بی‌هنر به ثمر می‌رسد؟ پاسخ متعادل این است که استعداد ارزشمند است ولی با آموزش، تمرین و عمل معنی می‌یابد. جملهٔ «تربیت نامستعد ضایع است و مستعد بی‌تربیت دریغ» را دوطرفه بخوان.

سنجیدن سخن: قابوس‌نامه می‌گوید آنچه درستی‌اش را نمی‌دانی نگو، هرچه را می‌دانی هم لازم نیست بی‌موقع بگویی و پیش از پاسخ بسنج که پرسیده شده‌ای و سخنت سودمند است یا نه. نصیحت خودرأی تناقض‌آمیز است، چون کسی که خود به پند نیاز دارد اثری نمی‌گذارد. هشدار دربارهٔ بدگمانی و هشدار دربارهٔ قرار گرفتن در جایگاه تهمت با هم تناقض ندارند: دیگران را بی‌دلیل متهم نکن و با رفتار مبهم هم خودت را مشکوک نساز. نصیحت در خلوت فرصت پذیرش می‌دهد، اما پند در جمع ممکن است به سرزنش و شرمندگی برسد.

مضارع اخباری و التزامی: مضارع اخباری «می‌ـ + بن مضارع + شناسه» است: می‌دانم، می‌دانی، می‌داند… در گفتار «می‌دونم» یا «می‌شینم» شنیده می‌شود؛ آن را برای شناخت زبان گفتار ثبت کن، ولی در نوشتار رسمی صورت معیار را بنویس. مضارع التزامی («ب‌ـ + بن + شناسه») با شرط، آرزو، احتمال، دعا و خواسته می‌آید: «اگر به‌موقع برسی، راه می‌افتیم» (شرط)، «کاش چاره‌ای بیندیشند» (آرزو)، «شاید امروز دبیر درس بپرسد» (احتمال)، «خدا رفتگان شما را بیامرزد» (دعا). وجه مشترک آنها قطعی نبودن یا خواسته بودن رویداد است، نه آینده بودن.

حکایت «شو خطر کن»

در فارسی امروز حرف اضافه پیش از متمم می‌آید («در دریا»)، اما در سبک کهن گاهی حرف دیگری پس از متمم هم می‌نشست («به دریا در»). برای بازنویسی، یکی را نگه دار و جمله را طبیعی کن. در «از خطر خیزد خطر، زیرا که سود ده چهل»، سخن از معاملهٔ قدیم است و سود بدون پذیرش خطر ممکن نیست؛ البته مقصود اقدام بی‌محابا نیست، بلکه جرئت سنجیده است.

حکایت سعدی عابدی را نشان می‌دهد که با دیدن جمجمه و شنیدن پند از غفلت بیرون می‌آید. «پنبهٔ غفلت از گوش برکندن» یعنی مانع شنیدن حقیقت را برداشتن. «هوا» در شاهد مربوط دو معنی دارد، آسمان و آرزو؛ دو واژه هم‌آوا و هم‌نویسه‌اند و این نمونهٔ جناس تام است. جناس فقط بازی صوتی نیست و به شاعر امکان می‌دهد دو معنی را در یک قافیه جمع کند.

درس هفتم: پرتو امید

غزل حافظ با تصویر راه دشوار، کعبه، بیابان، خار مغیلان، سراب، بازی پنهان و سرانجام راه ساخته شده است. معنی لغوی را از پیام عاطفی جدا نکن: خار واقعاً آزار می‌دهد ولی در بافت سلوک رنج راه است، کعبه مقصد مقدس و مقصد جست‌وجوی عاشقانه است و سراب وعدهٔ فریبنده‌ای است که آب نیست. «غم مخور» دلگرمی است، نه انکار دشواری. جهان یک‌رو نیست و وضع دگرگون می‌شود؛ رسیدن هنر زمان و گام برداشتن است و دیر رسیدن دلیل رها کردن راه نمی‌شود. عبید زاکانی همان تصویر را طنزآمیز و نومیدانه می‌کند؛ در مقایسه هم نمادهای مشترک را بنام و هم تفاوت داوری دو شاعر را.

«مغیلان» بوته‌های خاردار بیابانی است، اما برای مسافر ممکن است زیر آن پناهی از ماندن در بیابان امن‌تر باشد؛ ارزش پدیده به موقعیت وابسته است. «بازی‌های پنهان» با نمایش پشت پرده مناسب است: رازِ غیب پوشیده است و نباید از ندیدن پشت پرده نومید شد. «حافظ، حافظهٔ ماست» با هم‌آوایی دو واژه می‌گوید شعر حافظ در حافظهٔ فرهنگی مردم ایران ماندگار است. در ساخت کهن «مرا… است»، «را» ممکن است نقش مفعولی نداشته باشد و «مرا نامه است» یعنی «من نامه دارم»؛ این را بدون قرینه تعمیم نده.

بن‌های مضارع و مصدر

بن ماضی معمولاً با حذف «ـن» مصدر به دست می‌آید (خوردن ← خورد) و بن مضارع را از صورت‌های مضارع و امر پیدا می‌کنیم (می‌خورم/بخور ← خور). رابطهٔ منظم: خورد/خور، کشت/کش، افتاد/افت، پرید/پر. نامنظم: بستن/بند، نشستن/نشین، پختن/پز، شنیدن/شنو، دیدن/بین. در مصدر منظم با افزودن واج («ـد»، «ـت»، «ـاد»، «ـید»، «ـست») به بن مضارع، بن ماضی ساخته می‌شود؛ هر بن را دلخواه با «ـید» نساز. در نامنظم‌ها ممکن است تغییر و افزایش با هم رخ دهد: «کاشتن» و «آزمودن». گاهی مصدر منظمِ هم‌معنی پذیرفته شده (گشتن/گردیدن)، اما «آسودن» را «آساییدن» و «پرداختن» را «پردازیدن» نمی‌کنیم؛ معیار رواج است، نه امکان صوری.

برای خوشهٔ واژگانی از بن مضارع شروع کن: از «خوان»: خوانا، خواننده، خوانش، کتابخوان؛ از «گو»: گوینده، گویا، سخنگو. ترکیب‌ها باید معنی‌دار و رایج باشند. کودک گاه از نمونه‌های آموخته‌شده قاعده می‌سازد؛ «چیندم» به‌جای «چیدم» و «می‌سوخم» به‌جای «می‌سوزم» نشانهٔ قیاس است و باید توضیحی تصحیح شود، نه تمسخرآمیز.

درس هشتم: همزیستی با مام میهن

شعر شجاع‌پور وطن را مادر تاریخ‌ساز می‌خواند و با یاد آرش، بهرام، کاوه و رستم، دفاع از میهن را از مفهوم انتزاعی به تصویر حماسی تبدیل می‌کند. نام‌ها فقط فهرست نیستند و هرکدام بخشی از حافظهٔ حماسی را فعال می‌کنند. «آرشی داری به تیر انداختن» یعنی پهلوانی چون آرش داری؛ در نثر معیار اسم خاص «ی نکره» نمی‌گیرد. «خاک تو گر نیست، جان من مباد» اغراق و سوگندگونه است و نشان می‌دهد زندگی شاعر به وطن بسته است.

برای جناس دو واژه با صورت یکسان و معنی متفاوت را در پایان مصراع‌های هم‌قافیه پیدا کن؛ هم‌قافیه بودن به‌تنهایی جناس نیست. در جهش ضمیر، ضمیر را به جای طبیعی‌اش برگردان. «مام» صورت کوتاه «ماما» به معنی مادر است. شباهت آوایی هم‌ریشگی را ثابت نمی‌کند؛ هم‌ریشگی نیازمند دگرگونی‌های تاریخی و رابطهٔ منظم آوایی است و واژهٔ قرضی با واژهٔ هم‌ریشه فرق دارد.

شعرخوانی «دوراندیشی»

شعر نظامی بر پیش‌بینی پیامد عمل تکیه دارد. بیتی که دشمن دانا را بر دوست نادان ترجیح می‌دهد، مقصود را حفظ می‌کند: شناخت زیان از دشمن آگاه گاهی سودمندتر از همراهی دوست ناآگاه است. اگر ضبط بیت در نسخه‌ای جابه‌جا باشد، با مقایسهٔ آهنگ، تقابل واژه‌ها و تأکید داوری کن. در «مهر دل و مهرهٔ پشتش شکست»، «مهر» میان پیوند عاطفی و مهره بازی معنایی دارد. تشبیه دو سوی همانندی دارد و جناس دو واژهٔ هم‌صورت با معنی متفاوت.

فرهنگستان: فارسی‌شدگی وام‌واژه

«خبر» عربی‌تبار است ولی خانواده‌ای ساخته: بی‌خبر، باخبر، خبرگزاری، خبرنگار. «طلب» هم به الگوی فعل فارسی صرف می‌شود: طلبید، می‌طلبد، خواهد طلبید. وام‌واژه می‌تواند وارد نظام صرف و ترکیب زبان مقصد شود. در نقد واژه‌گزینی (وبگاه، وب‌نوشت) به معنی، شفافیت و امکان ساخت خانواده نگاه کن، نه صرفاً حضور جزء غیرفارسی. نگرانی دربارهٔ «تایم» ورود یک واژه نیست؛ گسترش خوشه‌ای است که فرصت واژه‌سازی فارسی را کم می‌کند.

اشتباه‌های رایج

اشتباه درست
هر مضارع التزامی آینده است. شرط، آرزو، احتمال و دعا را هم می‌رساند.
مصدر نامنظم را می‌توان با «ـید» منظم کرد. معیار رواج در زبان است، نه امکان صوری.
دو واژهٔ هم‌قافیه جناس‌اند. جناس هم‌صورتی یا شباهت صورت با تفاوت معنی است.
شباهت آوایی یعنی هم‌ریشگی. هم‌ریشگی به رابطهٔ تاریخی نیاز دارد.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام صورت فعل «دانستن» مضارع اخباریِ اول‌شخصِ مفرد است؟

  • دانستم
  • دانسته‌ام
  • می‌دانم
  • بدانم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا «می‌ + بن مضارعِ دان + شناسهٔ ـم» صورتِ مضارع اخباریِ اول‌شخص مفرد را می‌سازد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «بدانم»: «بدانم» مضارع التزامی است و با «بـ» آغاز می‌شود.؛ «دانستم»: «دانستم» ماضی ساده است.؛ «دانسته‌ام»: «دانسته‌ام» ماضی نقلی است. پ) تلهٔ تستی: پیشوندِ «میـ» را با «بـ» التزامی اشتباه نگیریم؛ زمان و وجه را با هم تشخیص دهیم. در نتیجه، «می‌دانم» پاسخ درست است.

2. در «شاید داور نتیجه را تغییر دهد»، فعل «تغییر دهد» چه وجهی دارد و چرا؟

  • مضارع اخباری، چون گزارشی قطعی می‌دهد
  • مضارع التزامی، چون احتمال با «شاید» همراه است
  • ماضی التزامی، چون تغییر قبلاً رخ داده
  • مضارع اخباری، چون «دهد» شناسهٔ حال دارد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا ساختِ «بـ + بن مضارع + شناسه» در کنارِ «شاید» رویدادِ نامطمئن را نشان می‌دهد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «مضارع اخباری، چون گزارشی قطعی می‌دهد»: «شاید» قطعیت را نفی می‌کند و وجه التزامی مناسب است.؛ «ماضی التزامی، چون تغییر قبلاً رخ داده»: فعل دربارهٔ رخدادِ گذشته نیست.؛ «مضارع اخباری، چون «دهد» شناسهٔ حال دارد»: صورتِ «دهد» در این جمله التزامی است، نه اخباریِ قطعی. پ) تلهٔ تستی: وجه فعل را فقط از ظاهرِ پایانه حدس نزنیم؛ قیدهای احتمال و آرزو را هم بخوانیم. در نتیجه، «مضارع التزامی، چون احتمال با «شاید» همراه است» پاسخ درست است.

3. در ساختِ «به دریا در»، کدام تحلیلِ دستوری دقیق‌تر است؟

  • «به دریا» و «در» دو متمم مستقل‌اند
  • «در» فعل و «دریا» شناسهٔ آن است
  • «دریا» متمم است و «به/در» آن را نشان‌گذاری می‌کنند
  • «دریا» نهاد است و «به» مفعول را می‌سازد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا در کاربرد کهن، دو حرف اضافه می‌توانند یک متمم را در ساختی واحد نشان دهند؛ «دریا» هستهٔ گروه است. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: ««دریا» نهاد است و «به» مفعول را می‌سازد»: متمم با دو حرف اضافه نشان‌گذاری شده و نهادِ جمله نیست.؛ ««به دریا» و «در» دو متمم مستقل‌اند»: دو حرف به یک گروهِ متممی تعلق دارند، نه دو متمم مستقل.؛ ««در» فعل و «دریا» شناسهٔ آن است»: «در» در این عبارت حرف اضافه است و «دریا» اسم است. پ) تلهٔ تستی: دو حرف اضافهٔ پیاپی را بدونِ بررسیِ پیوندشان دو متمم جدا حساب نکنیم. در نتیجه، ««دریا» متمم است و «به/در» آن را نشان‌گذاری می‌کنند» پاسخ درست است.

4. از صورت‌های «می‌روید، رویید، روییدن، برو» کدام زوج به ترتیب بنِ ماضی و مصدر را نشان می‌دهد؟

  • برو؛ رو
  • رویید؛ روییدن
  • رو؛ می‌روید
  • روییدن؛ رویید

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا «رویید» بن ماضی و «روییدن» مصدر است؛ صورت‌های دیگر فعل صرف‌شده یا بن مضارع‌اند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «رو؛ می‌روید»: «رو» بن مضارع و «می‌روید» صورت اخباری است.؛ «روییدن؛ رویید»: ترتیبِ مصدر و بن ماضی وارونه شده است.؛ «برو؛ رو»: «برو» فعل امر و «رو» بن مضارع است. پ) تلهٔ تستی: مصدر، بن و فعل صرف‌شده را در یک ردیف با شناسه و پیشوند تشخیص دهیم. در نتیجه، «رویید؛ روییدن» پاسخ درست است.

5. شاهد فقط می‌گوید فردی دیر به جلسه رسیده است؛ کدام داوری از داده فراتر نمی‌رود؟

  • او دیر رسیده؛ علتِ تأخیر هنوز معلوم نیست
  • او همیشه بی‌مسئولیت است
  • او عمداً خواسته جلسه را مختل کند
  • او حتماً جلسه را بی‌اهمیت دانسته است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا تنها دادهٔ مشاهده‌شده زمانِ رسیدن است و نیت یا علت در آن وجود ندارد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «او حتماً جلسه را بی‌اهمیت دانسته است»: بی‌اهمیت‌دانستن از دیررسیدن به‌تنهایی نتیجه نمی‌شود.؛ «او همیشه بی‌مسئولیت است»: واژهٔ «همیشه» تعمیمی بی‌پشتوانه می‌سازد.؛ «او عمداً خواسته جلسه را مختل کند»: عمدی‌بودن نیازمند شاهدی دربارهٔ نیت است. پ) تلهٔ تستی: رفتارِ مشاهده‌شده را از گمان دربارهٔ نیت جدا کنیم؛ علتِ نامعلوم را قطعی نخوانیم. در نتیجه، «او دیر رسیده؛ علتِ تأخیر هنوز معلوم نیست» پاسخ درست است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. معنی «گوهر» و «هنر» را در بخش «آداب زندگانی» بنویسید و بگویید چرا جملهٔ «تربیت نامستعد ضایع است و مستعد بی‌تربیت دریغ» را باید دوطرفه خواند.

پاسخ نمونه

گوهر سرشت و توانایی درونی انسان است و هنر توانایی پرورش‌یافته‌ای است که در رفتار یا مهارت آشکار می‌شود.

جمله دو سو دارد: اگر زمینه و استعداد نباشد، تربیت کم‌ثمر است («نامستعد ضایع است»)؛ و اگر استعداد باشد ولی پرورش نیابد، فرصتی از دست رفته است («مستعد بی‌تربیت دریغ»). پس نتیجه این است که استعداد و تربیت هر دو لازم‌اند.

۲. کاربرد مضارع التزامی را با چهار مثال از شرط، آرزو، احتمال و دعا نشان دهید و وجه مشترک آنها را بنویسید.

پاسخ نمونه

  • شرط: «اگر به‌موقع برسی، راه می‌افتیم.»
  • آرزو: «کاش چاره‌ای بیندیشند.»
  • احتمال: «شاید امروز دبیر درس بپرسد.»
  • دعا: «خدا رفتگان شما را بیامرزد.»

وجه مشترک: در همه رویداد قطعی نیست و وابسته به شرط، آرزو، احتمال یا خواسته است. مضارع التزامی الزاماً به معنی آینده نیست.

۳. در غزل «پرتو امید» حافظ، نمادهای «خار مغیلان»، «کعبه» و «سراب» چه معنایی دارند و جملهٔ «غم مخور» چه نقشی دارد؟

پاسخ نمونه

  • خار مغیلان: رنج و دشواری راه سلوک؛ خار در لایهٔ لفظی هم آزار می‌دهد.
  • کعبه: مقصد مقدس و مقصد جست‌وجوی عاشقانه.
  • سراب: وعدهٔ فریبنده‌ای که آب نیست و مسافر را از مقصد منحرف می‌کند.

«غم مخور» دلگرمی و تسلی است، نه انکار دشواری. شاعر رنج راه را می‌پذیرد ولی رهرو را از نومیدی بازمی‌دارد، چون وضع جهان دگرگون می‌شود و رسیدن با گام برداشتن ممکن است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان