پرش به محتوای اصلی

ادبیات جهان — فارسی تیزهوشان نهم (استعداد درخشان)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

ادبیات جهان (فارسی تیزهوشان نهم)

آثار بزرگ ادبی با ترجمه از مرز زبان عبور می‌کنند، چون تجربه‌هایی مانند دوستی، امید، فداکاری و پاکی درون میان انسان‌ها مشترک است. این فصل از شعری از ویکتور هوگو، حکایت سعدی، حکایت نقاشان مولانا، شازده‌کوچولو و نیایش سعدی بهره می‌گیرد. متن‌ها یکسان نیستند، اما هرکدام از زاویه‌ای دربارهٔ آرزو، نقدپذیری، نگاه درونی و پیوند با دیگران سخن می‌گویند.

درس شانزدهم: آرزو

جملهٔ قابوس‌نامه «هرکه را دشمن نباشد، دشمن‌کام بود» می‌گوید داشتن مخالف لزوماً شکست نیست و می‌تواند نشانهٔ ایستادگی بر باور باشد. «دشمن‌کام» در برابر «دوست‌کام» است. برای پیوند با شعر هوگو، نخست گزارهٔ مشترک را بی‌طرفانه بنویس و بعد تفاوت لحن را نشان بده: قابوس‌نامه حکم کوتاه می‌دهد و شعر با آرزو و تصویر عاطفه را گسترش می‌دهد.

حکایت بوستان عارفی را نشان می‌دهد که از تظاهر به عرفان دور است. مردی بی‌خرد به او بد می‌گوید و او از خدا می‌خواهد اگر آن سخن درست است اصلاحش کند و اگر نادرست است، گوینده را از بداندیشی برهاند. اندرز پایانی: سخن دشمن را اگر درست است برای اصلاح بشنو و اگر بی‌پایه است، آرام بمان و همان‌گونه پاسخ نده. «مجرد به معنی» یعنی از دلبستگی دنیا رها؛ «عارف به دلق» کسی است که فقط خرقه پوشیده؛ «طبل تهی» مدعی پرآوازهٔ کم‌مایه است، چون صدایش از خالی بودن درونش است. «بدسگال» بداندیش، «نکوگوی» خیرخواه و «مجال» فرصت است. در بیت «اگر ابلهی مشک را گنده گفت، تو مجموع باش، او پراکنده گفت»، اگر دیگری از نادانی چیزی را بد بخواند، حقیقت آن چیز عوض نمی‌شود؛ تو منش یکپارچه‌ات را حفظ کن. با این حال از یک عیب درست حکم کلی دربارهٔ تمام وجود خود نساز و نقد درست را برای اصلاح به کار ببر.

در مقایسهٔ سبک، سعدی با حکایت و تمثیل اخلاقی پند می‌دهد و هوگو با صدای شاعرانه و تصویر عاطفی؛ مضمون ممکن است مشترک باشد ولی ابزار انتقال فرق می‌کند. نقد باید به خودشناسی بینجامد، نه انتقام.

«گذار» یا «گزار»؟ «گذار» از «گذاشتن» است (قرار دادن، وضع کردن، اثر گذاشتن): بنیان‌گذار، قانون‌گذار، تأثیرگذار و «احترام گذاشتن». «گزار» از «گزاردن» است (ادا کردن، به‌جا آوردن، شرح کردن): خدمت‌گزار، نمازگزار، سپاسگزار، کارگزار، خبرگزاری و برگزار کردن. برای تشخیص، مصدر را به گذشته ببر: «قانون گذاشت» درست است و «نماز گزارد» درست؛ «خدمت گذاشت» نادرست است. «احترام گذاشتن» استثنای جاافتاده است.

درس هفدهم: شازده‌کوچولو

روباه در بسیاری از روایت‌ها (مثل پینوکیو) فریبکار و سودجوست، اما در شازده‌کوچولو آموزگار پیوند و مسئولیت است. «اهلی کردن» در این داستان رام کردن حیوان نیست؛ ساختن رابطه‌ای یگانه با زمان گذاشتن، شناختن و مسئولیت پذیرفتن است. نویسنده از کلیشهٔ روباه فاصله می‌گیرد و معنایی دیگر به آن می‌دهد؛ این برهم‌زدن انتظار آشنایی‌زدایی است. آغاز داستان هم همین کار را می‌کند: کودک در نقاشی روشن می‌بیند، اما بزرگسال گرفتار عادت و عدد، تصویر نهفته را نمی‌فهمد. در پاسخ هر دو طرف را مشخص کن و بگو تضاد نگاه چه پیامی می‌سازد.

فعل آینده: «خواه + شناسه + مصدر کوتاه‌شده»؛ خواهم گفت، خواهی گفت، خواهد گفت. شناسه به «خواه» می‌چسبد، نه به جزء پایانی، و همین آینده را از دیگر ساخت‌ها جدا می‌کند. در فارسی کهن ساخت «خواهیم گفتن» بود و بعدها «ـَن» مصدر افتاد و شکل پایانی به بن ماضی شبیه شد. «خواهد درخشید» = خواه + د + درخشید. جزء پایانی را مصدر بدان: مصدر «درخشیدن»، بن ماضی «درخشید». مفهوم‌هایی مثل وعده یا پیش‌بینی از بافت می‌آیند، نه از صرف آینده.

روان‌خوانی «دو نقاش»

چینیان دیوار را با رنگ‌های فراوان نقاشی می‌کنند و رومیان دیوار روبه‌رو را فقط می‌سایند و صیقل می‌دهند. وقتی پرده کنار می‌رود، نقش رنگارنگ در سطح صیقلی بازمی‌تابد و روشن‌تر دیده می‌شود. در رمزگشایی مولانا، رومیان عارفانی‌اند که سینه را از آز، حرص، بخل و کینه صیقل داده‌اند و آینه نماد دل پاک است. پیام: زیبایی از انباشتن نقش نمی‌آید؛ از زدودن زنگار نفس می‌آید. در مقایسه، شباهت رقابت دو گروه و تفاوت روش را بنویس: چینیان رنگ و نقش، رومیان صاف کردن سطح و بازتاب. پیوند با آفتابگردان: هر دو از حرکت یا صفا برای رسیدن به حقیقت روشن سخن می‌گویند.

در روان‌خوانی گاهی مضارع التزامی بدون «ب‌ـ» می‌آید. فقط نبودن «ب‌ـ» کافی نیست؛ صورت باید واقعاً التزامی باشد، نه اخباری یا امر. جملهٔ کامل را نقل کن تا بافت گونهٔ فعل را نشان دهد.

نیایش «بیا تا برآریم دستی ز دل»

«دست برآوردن» بالا بردن دست برای دعاست و «دل» عمق وجود و عاطفهٔ صادقانه. «فردا» در «که نتوان برآورد فردا ز گِل» روز بعد نیست؛ مجازاً زمانی است که انسان مرده و فرصت دعا ندارد. پس اکنون باید از صمیم دل دعا کرد. حرف «به» کارکردهای گوناگون دارد: در «به رزق تو پرورده‌ایم» وسیله/سبب، در «به دنیا» قلمرو زندگی و در «به ذلت مران» حالت. معنی را از فعل و کل مصراع تعیین کن. «که» در «که نتوان» علت می‌آورد (زیرا).

بیت سعدی «ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟» با نیایش هم‌مضمون است: «شاید» از «شایستن» به معنی توانستن است، «کجا شاید رفت؟» پرسش انکاری است (جایی نمی‌توان رفت) و «ببخشای» یعنی عفو کن.

زنجیرهٔ تبدیل فعل: هر خانه چهار چیز دارد: مصدر، زمان و گونهٔ زمان، شخص و شمار، و شکل شناسه. فقط همان مؤلفه‌ای را عوض کن که دستور خانه می‌خواهد. «زمان» با «گونهٔ زمان» یکی نیست؛ ماضی نقلی و بعید هر دو گذشته‌اند ولی ساختشان فرق دارد. در فعل مستمر شناسه به فعل کمکی می‌چسبد («دارند می‌بازند»)، سوم‌شخص مفرد می‌تواند شناسهٔ تهی داشته باشد و در آینده شناسه پیش از جزء فعلی است. اگر زنجیره با پیکان نمی‌خواند، از همان خانه بازبینی کن.

اشتباه‌های رایج

اشتباه درست
«خدمت‌گذار» درست است. «گزاردن» (ادا کردن) پس «خدمت‌گزار».
در فعل آینده شناسه به مصدر می‌چسبد. شناسه به «خواه» می‌چسبد.
روباه همیشه نماد فریب است. در شازده‌کوچولو آموزگار پیوند و مسئولیت است.
«فردا» در نیایش یعنی روز بعد. مجازاً زمان پس از مرگ و از دست رفتن فرصت.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه ساختِ آینده را نشان می‌دهد؟

  • نقلی: «رسیده است»
  • التزامی: «برسد»
  • آینده: «خواهد رسید»
  • اخباری: «می‌رسد»

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا «خواهد» فعلِ کمکیِ ساختِ آینده است و با بنِ «رسید» فعلِ «خواهد رسید» را می‌سازد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «اخباری: «می‌رسد»»: «می‌رسد» مضارع اخباری است و بسته به بافت می‌تواند حال یا عادت باشد.؛ «نقلی: «رسیده است»»: «رسیده است» ماضیِ نقلی است.؛ «التزامی: «برسد»»: «برسد» مضارعِ التزامی است. پ) تلهٔ تستی: مضارع را همیشه آینده نگیریم؛ ساختِ فعلِ کمکیِ آینده را تشخیص دهیم. در نتیجه، «آینده: «خواهد رسید»» پاسخ درست است.

2. جای خالی را درست کامل کنید: «او کتاب را روی میز ... و سپس نماز را ...».

  • گزارد؛ گزارد
  • گذاشت؛ گزارد
  • گزارد؛ گذاشت
  • گذاشت؛ گذاشت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا گذاشتن به معنی قرار دادن است و گزاردن در ترکیب‌هایی مانند نمازگزاردن به معنی به‌جا آوردن. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «گزارد؛ گذاشت»: فعل‌ها وارونه شده‌اند: کتاب را می‌گذارند و نماز را می‌گزارند.؛ «گذاشت؛ گذاشت»: «گذاشت» برای کتاب درست است، اما برای به‌جا‌آوردن نماز نادرست است.؛ «گزارد؛ گزارد»: «گزارد» در هر دو جایگاه نمی‌نشیند؛ میز محل قرار دادن کتاب است. پ) تلهٔ تستی: دو فعل هم‌آوا را با مفعول و ترکیبِ همراهشان جدا کنیم: شیء را می‌گذاریم، عمل را می‌گزاریم. در نتیجه، «گذاشت؛ گزارد» پاسخ درست است.

3. در «دانش‌آموز فردا پاسخ را خواهد نوشت»، کدام بخش فعل کمکیِ سازندهٔ آینده است؟

  • خواهد
  • نوشت
  • پاسخ را
  • فردا

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا صورتِ «خواهد» از فعل خواستن آمده و همراهِ بنِ «نوشت» زمان آینده را می‌سازد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «نوشت»: «نوشت» بن/جزء اصلیِ فعل است، اما به‌تنهایی نشانگر آینده نیست.؛ «پاسخ را»: این گروه مفعول جمله است.؛ «فردا»: «فردا» قید زمان است، نه جزء صرفیِ فعل. پ) تلهٔ تستی: قید آینده را با جزء دستوریِ ساخت آینده اشتباه نگیریم؛ «فردا» زمان را می‌گوید، «خواهد» ساخت را می‌سازد. در نتیجه، «خواهد» پاسخ درست است.

4. در روایتی، روباهی ابتدا فقط به دنبالِ خوراک است؛ پس از آشنایی با باغبانی، هر سال برای دیدار او بازمی‌گردد. کدام تغییرِ معنایی در رفتار روباه دیده می‌شود؟

  • از رفتار واقعی به ساختِ فعل آینده
  • از نیازِ آنی به رابطه و دلبستگیِ پایدار
  • از دوستی به بی‌تفاوتی کامل
  • از دانایی به ناتوانی جسمی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا بازگشتِ سالانه برای دیدار، انگیزه را از خوراکِ لحظه‌ای به پیوندِ پایدار گسترش می‌دهد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «از دوستی به بی‌تفاوتی کامل»: بازگشت و دیدار نشانهٔ بی‌تفاوتی نیست.؛ «از دانایی به ناتوانی جسمی»: در روایت تغییری از دانایی به ناتوانی جسمی مطرح نشده است.؛ «از رفتار واقعی به ساختِ فعل آینده»: هیچ پرسشی دربارهٔ دستور فعل در این موقعیت نیست. پ) تلهٔ تستی: تحولِ شخصیت را از تکرارِ انتخاب‌هایش استنباط کنیم، نه از یک رفتارِ منفرد. در نتیجه، «از نیازِ آنی به رابطه و دلبستگیِ پایدار» پاسخ درست است.

5. در «او هر روز را به امیدِ دیدار می‌شمرد»، فعل «می‌شمرد» چه معنی‌ای دارد؟

  • روزها را یکی‌یکی حساب می‌کرد
  • روزها را بی‌اهمیت می‌دانست
  • روزها را با صدای بلند تعریف می‌کرد
  • روزها را به دیگری واگذار می‌کرد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا امیدِ دیدار و گذشتِ هر روز، معنیِ شمارشِ زمان تا رسیدن به دیدار را می‌رساند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «روزها را بی‌اهمیت می‌دانست»: انتظارِ دیدار نشان می‌دهد روزها برای او مهم‌اند.؛ «روزها را با صدای بلند تعریف می‌کرد»: تعریف‌کردنِ داستان با قرینهٔ روز و دیدار سازگار نیست.؛ «روزها را به دیگری واگذار می‌کرد»: هیچ واگذاری یا سپردنی در جمله وجود ندارد. پ) تلهٔ تستی: معنی فعل را با مفعول و هدف جمله بسنجیم؛ فعل‌های ساده گاهی در بافت رنگِ اصطلاحی می‌گیرند. در نتیجه، «روزها را یکی‌یکی حساب می‌کرد» پاسخ درست است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. «گذار» و «گزار» از چه مصدرهایی‌اند و چگونه املای «قانون‌گذار» و «سپاسگزار» را درست تشخیص می‌دهید؟

پاسخ نمونه

«گذار» از گذاشتن (قرار دادن، وضع کردن) و «گزار» از گزاردن (ادا کردن، به‌جا آوردن) است.

برای تشخیص، مصدر را به گذشته ببرید: «قانون گذاشت» درست است، پس «قانون‌گذار»؛ «سپاس گزارد» درست است، پس «سپاسگزار». «خدمت گذاشت» نادرست است، پس «خدمت‌گزار». «احترام گذاشتن» استثنای جاافتاده است.

۲. «خواهد درخشید» را تجزیه کنید و بگویید شناسه به کدام جزء می‌چسبد.

پاسخ نمونه

«خواهد درخشید» = خواه + ـد + درخشید.

«خواه» فعل کمکی و شناسهٔ سوم‌شخص مفرد (ـد) به آن پیوسته است. جزء پایانی «درخشید» از مصدر «درخشیدن» و برگرفته از مصدر کوتاه‌شده است. بنابراین شناسه به «خواه» تعلق دارد، نه به «درخشید». این ساخت در فعل‌های گذشته و حال متفاوت است، چون شناسه پس از بن می‌آید.

۳. پیام داستان «دو نقاش» (چینیان و رومیان) چیست و نمادهای آن را بنویسید.

پاسخ نمونه

چینیان با رنگ‌ها و نقش‌های فراوان دیوار را می‌آرایند و رومیان با سودن و صیقل دادن، سطح را آینه می‌کنند؛ وقتی پرده کنار می‌رود، نقش رنگارنگ در دیوار صیقلی بازمی‌تابد و روشن‌تر دیده می‌شود.

نمادها: آینهٔ صیقلی دل پاک است و رومیان عارفانی‌اند که سینه را از آز، حرص، بخل و کینه صیقل داده‌اند. پیام: زیبایی با انباشتن نقش به دست نمی‌آید، بلکه با زدودن زنگار نفس حاصل می‌شود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان