پرش به محتوای اصلی

شکفتن: مثل آیینه و هلن کلر (فارسی نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

شکفتن (نهم)

این فصل دربارهٔ رشد کردن است: اینکه نوجوانی چه فرصتی است، دوستِ خوب چه نقشی دارد، و آدم چطور با تلاش و آموختن از دلِ سخت‌ترین شرایط بیرون می‌آید. فصل از دو درس ساخته شده: «مثل آیینه» و «هم‌نشین / هلن کلر».

نوع متن و لحن

هر دو درس تعلیمی‌اند؛ یعنی هدفشان آموزش و اندرز دادن است. لحن تعلیمی یعنی آرام و نرم خواندن، با روحیهٔ خیرخواهی. نکتهٔ مهم این است که نرمیِ لحن، تأثیر اندرز را بیشتر می‌کند نه کمتر؛ اندرز با دستور فرق دارد. لحنِ بخش «هم‌نشین» کمی متفاوت است: استدلالی و اندرزگو، چون نویسنده حرفش را با آیه، حدیث و شعر تأیید می‌کند.

درس سوم — «مثل آیینه»

شاعران و نویسندگان این درس:

  • نظامی گنجوی (حدود ۵۳۵–۶۱۴ ق)، شاعر داستان‌های منظوم؛ مشهورترین اثرش خمسه (لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، هفت‌پیکر و...).
  • پروین اعتصامی (۱۲۸۵–۱۳۲۰ ش)، بزرگ‌ترین شاعر زنِ ادبیات معاصر فارسی؛ شعرش ساده اما محکم و پر از اندرز و عدالت‌خواهی است. نام اصلی‌اش رخشنده بود.
  • مرزبان‌نامه، اثر سعدالدین وراوینی — مجموعه‌ای از حکایت‌های تعلیمی به نثر.
  • متن نثرِ خودِ درس نویسندهٔ مشخصی ندارد؛ نظامی و پروین فقط شعرهای همراه درس‌اند، نه نویسندهٔ نثر.

پیام متن نثر: نوجوانی «تولد دوبارهٔ انسان» است. این عبارت یک استعاره است — منظور تولد جسمی نیست، بلکه آغازِ یک زندگی اجتماعیِ مستقل است؛ جایی که آدم برای اولین بار بیرون از خانه دوست پیدا می‌کند. دوستان واقعی مثل آیینه‌اند: هم خوبی‌ها را نشان می‌دهند و هم عیب‌ها را، آن هم بی‌هیاهو. رسمِ دوستی این است که فرصتِ بازاندیشی و شکوفایی بسازد، نه اینکه آدم را همان‌جا که هست نگه دارد.

واژه‌ها: شکوفایی = شکفته شدن استعدادها | بی‌هیاهو = بی‌سروصدا | بازاندیشی = دوباره فکر کردن | پیوند = ارتباط.

بیت نظامی — قلب درس

آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست

معنی: وقتی آیینه تصویر واقعی تو را نشان داد — حتی اگر خوشایند نبود — باید خودت را اصلاح کنی؛ شکستنِ آیینه اشتباه است.

آرایه‌ها: تشبیه (دوست به آیینه)، کنایه («آیینه شکستن» یعنی سرزنش کردنِ کسی که راست می‌گوید)، و تضاد میان «خود شکستن» و «آیینه شکستن».

تلمیح: خودِ مضمونِ «دوست مثل آیینه» اشاره‌ای است به حدیث «المؤمنُ مرآةُ المؤمن» (مؤمن آیینهٔ مؤمن است). وقتی شاعر یا نویسنده بدون آوردنِ کاملِ یک حدیث یا داستانِ مشهور به آن اشاره می‌کند، به آن آرایه تلمیح می‌گویند.

شعر پروین اعتصامی

جوانی، گهِ کار و شایستگی‌ست
گهِ خودپسندی و پندار نیست

گه = گاه و وقت؛ شایستگی = لایق و کاربلد شدن؛ پندار = تصور بزرگی از خود. یعنی جوانی وقت تلاش است، نه وقت غرور.

چو بفروختی، از که خواهی خرید؟
متاعِ جوانی به بازار نیست

متاع = کالای باارزش. مصراع اول یک پرسش انکاری است: شاعر جواب را می‌داند (هیچ‌کس) و پرسش فقط برای تأکید آمده. توجه کن معنی بیت این نیست که جوانی «گران» است؛ یعنی اصلاً قابل خرید نیست.

مپیچ از رهِ راست بر راهِ کج
چو در هست، حاجت به دیوار نیست

دو کنایه در یک بیت: «پیچیدن از راه راست» یعنی منحرف شدن، و «تا در هست، حاجت به دیوار نیست» یعنی وقتی راه درست و آسان موجود است، بی‌دلیل سراغ راهِ کج و سخت نرو.

به چشمِ بصیرت به خود در نگر
تو را تا در آیینه، زنگار نیست

بصیرت = بینایی درونی و دیدن با عقل؛ زنگار = لایهٔ کدرِ زنگ‌زدگی روی فلز. «آیینهٔ بی‌زنگار» استعاره از دلِ پاک و ذهنِ صافِ جوانی است: تا فرصت داری، خودت را بشناس. زنگار هیچ ربطی به «زنگِ در» ندارد؛ اینجا نمادِ غفلت است.

آرایه‌های ادبی درس سوم — یکجا
آرایه تعریف کوتاه نمونه از درس
تشبیه مانند کردن چیزی به چیز دیگر دوست، مثل آیینه
استعاره تشبیهِ فشرده (مشبّه‌به بدون ادات) «زنگار» به‌جای غفلت
کنایه جمله‌ای با معنای پنهان «آیینه شکستن» = سرزنشِ ناحق
تضاد آوردن دو مفهوم مخالف راه راست ↔ راه کج
پرسش انکاری پرسشِ بی‌نیاز از پاسخ «از که خواهی خرید؟»
تلمیح اشاره به حدیث یا داستانِ مشهور «دوست مثل آیینه» ← حدیث «المؤمن مرآةُ المؤمن»
حکایت مرزبان‌نامه

خسرو در صحرا پیرمردی را می‌بیند که نهال می‌کارد و می‌پرسد در این سن، این کارِ جوانی چرا؟ باغبان پاسخ می‌دهد: «دیگران کاشتند، ما خوردیم؛ اکنون ما می‌کاریم تا دیگران بخورند.» پیام: ایثار و خدمت به آینده، بدون انتظارِ پاداشِ شخصی.

دو نکتهٔ امتحانیِ درس سوم

۱) پرسش انکاری: پرسشی که جواب نمی‌خواهد و فقط برای تأکید یا رد کردنِ چیزی گفته می‌شود. مثل «من کی این حرف را زدم؟» یعنی «من این حرف را نزدم». ملاکِ تشخیص، وجودِ علامت سؤال نیست؛ باید ببینی گوینده جواب را از قبل می‌داند یا نه. «امروز در کلاس چه یاد گرفتی؟» پرسشِ واقعی است، نه انکاری.

۲) نکتهٔ املایی: در واژه‌هایی مانند آیینه، پاییز و کجایید، به‌جای همزه از «ی» استفاده می‌شود.

نادرست درست
آئینه آیینه
پائیز پاییز
کجائید کجایید

درس چهارم — «هم‌نشین» و «هلن کلر»

بخش اول: هم‌نشین

دوستی یکی از نیازهای اساسی انسان است؛ دوستِ واقعی در سختی کمک می‌کند و شادی را دوچندان می‌سازد.

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟
اَبری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

سعدی دیدارِ دوستِ دور را به بارانی در بیابان برای آدمِ تشنه تشبیه کرده — یعنی هم نایاب است، هم حیاتی.

متن سه گروه را مشاوران خوب معرفی می‌کند: پدر و مادر، معلمان دلسوز، مربیان باتجربه — کسانی که ما را از دام‌های مسیر آگاه می‌کنند. در مقابل، هم‌نشینِ بد ویرانگر است:

پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد

معنی: پسر نوح با بدان نشست و از خاندان نبوت جدا و گمراه شد؛ در مقابل، سگِ اصحاب کهف چند روز همراهِ نیکان شد و ارزش و شرافت یافت. این معروف‌ترین شعر درس است. توجه کن تمرکزِ بیت روی اثرِ هم‌نشین است، نه توضیح مجازات.

سعدی در گلستان هم می‌گوید: «هرکه با بدان نشیند، اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند، به طریقت ایشان متهم گردد» — یعنی حتی اگر بدیِ دوستِ بد در تو اثر نکند، مردم تو را هم مثل او می‌دانند. پایهٔ همهٔ این بحث، این سخن پیامبر (ص) است: «انسان بر دین و آیین دوستش است.» «دین و آیین» اینجا یعنی روش زندگی و منش، نه فقط باورِ مذهبی.

بخش دوم: هلن کلر

هلن کلر (۱۸۸۰–۱۹۶۸ م) نویسنده و فعال اجتماعی آمریکایی بود. مسیر زندگی‌اش در متن، مرحله‌به‌مرحله آمده:

۱. تا ۱۹ ماهگی سالم بود — در شش ماهگی اولین کلمه را گفت و در یک سالگی راه رفت. (نکته: او نابینای مادرزاد نبود.)
۲. بر اثر بیماری، بینایی و شنوایی‌اش را از دست داد و تنها ابزار ارتباطش لمس شد.
۳. کمی پیش از هفت‌سالگی، معلمش آن سالیوان آمد و اولین کلمه — «عروسک» — را با انگشت روی کف دستش هجی کرد.
۴. نقطهٔ عطف: معلم دستش را زیر آب گرفت و «آب» را هجی کرد؛ آنجا فهمید هر چیزی یک «اسم» دارد.
۵. خواندن با حروف برجسته (خط بریل)، سخن گفتن و سپس تحصیل در مدرسهٔ آماده‌سازی دانشگاه.
۶. ورود به دانشگاه و ادامهٔ کوشش با وجود همهٔ موانع. کتاب برای او «مانند نور خورشید» بود.

واژه‌ها: هجی کردن = تک‌تک حروف را گفتن یا نوشتن | مصمم = تصمیم‌گرفته | تأنّی = آرامش و بی‌شتابی | موانع = سدها | مواهب = نعمت‌ها | نقایص جسمی = کمبودهای بدنی | فراغ بال = آرامش خاطر | سرور = شادی.

پیوند دو بخشِ درس: داستان هلن کلر در روان‌شناسی نمونهٔ تاب‌آوری است؛ و تاب‌آوریِ واقعی معمولاً به یک رابطهٔ حمایتیِ پایدار نیاز دارد — همان نقشی که «هم‌نشین خوب» در بخش اول دارد.

دو نکتهٔ کمکی برای فهم بهتر: آنچه متن «تولد دوباره در نوجوانی» می‌نامد، در روان‌شناسی امروز هویت‌یابی نام دارد؛ مرحله‌ای که نوجوان دنبال پاسخِ «من کیستم؟» می‌گردد و دوست‌های واقعی بخش مهمی از این مسیرند. همچنین روشی که معلمِ هلن کلر برای هجی‌کردن روی دست به کار برد، در ادامه با خط بریل — نوشتنِ نقطه‌های برجسته روی کاغذ که با لمس خوانده می‌شود — تکمیل شد؛ خطی که هنوز هم در سراسر جهان استفاده می‌شود.

دستور زبان — صفت برتر و برترین

نوع نشانه مقایسه بین جایگاه
صفت ساده ندارد مقایسه‌ای نیست —
صفت برتر (تفضیلی) ـتر دو چیز بعد از اسم (پسین)
صفت برترین (عالی) ـترین یک چیز با همه قبل از اسم (پیشین)

نمونه: «میهن ما زیباتر از هر کشور دیگر است» → صفت برتر. «آقای حسینی مهربان‌ترین معلم مدرسه است» → صفت برترین، چون یک نفر با همهٔ معلمان مقایسه شده و پیش از اسم آمده.

دو دام: (۱) تفاوت اصلی این دو، فقط جایگاه نیست؛ دامنهٔ مقایسه است. (۲) بعضی صفت‌ها بی‌قاعده‌اند: «خوب» می‌شود «بهتر / بهترین»، نه «خوب‌تر».

اشتباهات رایج

  • «تولد دوباره» را تولد جسمی معنی کردن، در حالی که استعاره است.
  • هر جملهٔ پرسشی را «پرسش انکاری» دانستن.
  • نویسندهٔ نثرِ «مثل آیینه» را نظامی یا پروین دانستن؛ نویسندهٔ نثر نامشخص است.
  • «زنگار» را چیزی مربوط به در و دستگیره پنداشتن؛ زنگار استعاره از غفلت است.
  • آیینه را در ادبیات فقط نماد «راستگویی دوست» دانستن؛ آیینه نماد دلِ پاک، حقیقت و خودشناسی هم هست.

جمع‌بندی

دوستِ واقعی مثل آیینه است: حقیقت را بی‌سروصدا می‌گوید، برای خیرِ تو. اگر آیینه عیبی نشان داد، آیینه را نشکن — خودت را درست کن.
جوانی فرصتی است که دوباره خریدنی نیست؛ وقتِ آموختن، صبر و تلاش است.
و داستان هلن کلر می‌گوید ناتوانیِ جسمی مانعِ رشد نیست — با اراده و یک همراهِ دلسوز، می‌شود از هر تاریکی بیرون آمد.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در بیت پروین اعتصامی «به چشم بصیرت به خود در نگر / تو را تا در آیینه زنگار نیست»، واژه «زنگار» به چه معناست؟

  • غفلت و نداشتن بصیرت
  • گرد و غبار روی آیینه
  • زنگ فلز و لکه روی آیینه
  • پیری و فرسودگی جسمی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«غفلت و نداشتن بصیرت» درست است؛ زیرا در این بیتِ پروین، زنگار استعاره از آلودگیِ روحی و غفلت است، نه یک پدیدهٔ فیزیکی. «گرد و غبار روی آیینه» نادرست است؛ این معنیِ ظاهری و لفظیِ زنگار است، نه معنیِ استعاریِ موردنظرِ شاعر در این بیت. «زنگ فلز و لکه روی آیینه» نادرست است؛ این هم معنیِ تحت‌اللفظیِ زنگار روی فلز است، نه استعارهٔ روانیِ موردِ نظر. «پیری و فرسودگی جسمی» نادرست است؛ زنگار در این بیت ربطی به سنِ فیزیکی ندارد، بلکه دربارهٔ حالتِ روحی و ذهنی است. تلهٔ تستی: «زنگار» را نباید با کثیفیِ فیزیکیِ آیینه یا پیری اشتباه گرفت؛ در این بیت کاملاً استعاری و روانی است.

2. بیت «پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوتش گم شد / سگ اصحاب کهف روزی چند / پی نیکان گرفت و مردم شد» چه پیامی دارد؟

  • هم‌نشین خوب و بد بر سرنوشت انسان تأثیرگذار است
  • نسب خانوادگی در برابر هم‌نشینی ارزشی ندارد
  • سگ اصحاب کهف به سبب هم‌نشینی انسان شد
  • پیامبران نیز از گزند هم‌نشین بد مصون نیستند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«هم‌نشین خوب و بد بر سرنوشت انسان تأثیرگذار است» درست است؛ زیرا بیت هم‌زمان اثرِ هم‌نشینِ بد (پسر نوح) و اثرِ هم‌نشینِ خوب (سگ اصحابِ کهف) را نشان می‌دهد. «نسب خانوادگی در برابر هم‌نشینی ارزشی ندارد» نادرست است؛ بیت دقیقاً برعکس نشان می‌دهد: حتی نسبتِ خانوادگی (پسر نوح) هم نتوانست او را از اثرِ هم‌نشینِ بد در امان نگه دارد. «سگ اصحاب کهف به سبب هم‌نشینی انسان شد» نادرست است؛ بیت نمی‌گوید سگ «انسان» شد، بلکه می‌گوید به‌سببِ هم‌نشینی با نیکان «مردم» (شریف) شد؛ این یک تفاوتِ ظریف اما مهم است. «پیامبران نیز از گزند هم‌نشین بد مصون نیستند» نادرست است؛ اگرچه این نکته درست است، اما تنها بخشی از پیامِ بیت است و کلِ مقایسهٔ دو داستان را پوشش نمی‌دهد. تلهٔ تستی: نباید تصور کرد این بیت فقط دربارهٔ اثرِ هم‌نشینِ بد است؛ هر دو داستان (پسر نوح و سگ اصحاب کهف) با هم، هم اثرِ بد و هم اثرِ خوبِ هم‌نشینی را نشان می‌دهند.

3. در بیت «مپیچ از رهِ راست بر راهِ کج / چو در هست، حاجت به دیوار نیست»، «در» و «دیوار» به ترتیب نماد چیست؟

  • دوست واقعی و دشمنِ آشکار
  • دروازه و مانع فیزیکی
  • راه درست و راه دشوار
  • حقیقتِ محض و باطلِ صرف

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«راه درست و راه دشوار» درست است؛ زیرا «در» کنایه از راهِ آسان و درست، و «دیوار» کنایه از راهِ دشوار و انحرافی است. «دروازه و مانع فیزیکی» نادرست است؛ «در» و «دیوار» در این بیت نمادین‌اند، نه اشیایِ فیزیکیِ واقعی در معماری. «حقیقتِ محض و باطلِ صرف» نادرست است؛ این بیت دربارهٔ راهِ آسان در برابرِ راهِ دشوار است، نه دربارهٔ حقیقت در برابرِ باطل. «دوست واقعی و دشمنِ آشکار» نادرست است؛ این بیت هیچ اشاره‌ای به رابطهٔ دوست و دشمن ندارد؛ موضوعش انتخابِ مسیرِ زندگی است. تلهٔ تستی: نباید «در» و «دیوار» را نمادهای فیزیکیِ صرف (دروازه، ساختمان) دانست؛ این دو در این بیت کاملاً نمادین‌اند.

4. در بیت «آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن، آیینه شکستن خطاست»، عبارت «آیینه شکستن» کنایه از چیست؟

  • سرزنش کسی که حقیقت را می‌گوید
  • بی‌اعتنایی به نصیحت
  • نابود کردن نماد حقیقت
  • از بین بردن رابطه دوستی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«سرزنش کسی که حقیقت را می‌گوید» درست است؛ زیرا این عبارت کنایه از سرزنشِ ناحقِ کسی است که حقیقت را می‌گوید. «نابود کردن نماد حقیقت» نادرست است؛ این برداشتِ تحت‌اللفظی از عبارت است، در حالی‌که «آیینه شکستن» یک کنایه با معنایِ انتزاعی است. «از بین بردن رابطه دوستی» نادرست است؛ بیت دربارهٔ واکنش به شنیدنِ حقیقت است، نه دربارهٔ نابودیِ خودِ رابطهٔ دوستی. «بی‌اعتنایی به نصیحت» نادرست است؛ بیت دقیقاً برعکس توصیه می‌کند که نصیحت را بشنویم و به آن بی‌اعتنایی نکنیم. تلهٔ تستی: نباید «آیینه شکستن» را به‌معنیِ واقعیِ نابودکردنِ یک شیء گرفت؛ این عبارت یک کنایه با معنایِ کاملاً متفاوت است.

5. کدام گزینه از نظر املایی کاملاً درست نوشته شده است؟

  • کجائید ای مهربانان
  • جوانی گه کار و شایستگی است
  • آئینه مثل دوست است
  • پائیز فصل زیبایی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«جوانی گه کار و شایستگی است» درست است؛ زیرا هیچ همزه‌ای در آن به‌کار نرفته و مطابقِ قاعدهٔ املاییِ درس نوشته شده است. «آئینه مثل دوست است» نادرست است؛ شکلِ درستِ این واژه «آیینه» است، نه «آئینه» با همزه. «پائیز فصل زیبایی است» نادرست است؛ شکلِ درستِ این واژه «پاییز» است، نه «پائیز» با همزه. «کجائید ای مهربانان» نادرست است؛ شکلِ درستِ این واژه «کجایید» است، نه «کجائید» با همزه. تلهٔ تستی: نباید تصور کرد همهٔ واژه‌های دارایِ صدایِ «ای» باید با همزه نوشته شوند؛ قاعدهٔ درس دقیقاً عکسِ این را می‌گوید.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. نثرِ «مثل آیینه» نوجوانی را «تولد دوباره» می‌نامد. الف) این تعبیر را به زبان ساده معنا کنید. ب) توضیح دهید چرا پیدایشِ دوستی‌های بیرون از خانواده می‌تواند به خودشناسیِ نوجوان کمک کند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) «تولد دوباره» استعاره از آغازِ مرحله‌ای تازه در زندگیِ اجتماعی و روانیِ فرد است، نه تولدِ جسمی.
ب) نوجوان در روابطِ مستقل از خانواده با آدم‌ها و دیدگاه‌های متفاوت روبه‌رو می‌شود و واکنش‌ها و رفتارِ خودش را بهتر می‌شناسد. دوستِ واقعی با بازتاب‌دادنِ خوبی‌ها و عیب‌ها فرصتِ بازاندیشی می‌دهد؛ از این راه، دوستی می‌تواند به خودشناسی و رشد کمک کند.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «فارسی نهم _ فصل دوم» — بخشِ «بند اول — نوجوانی، تولد دوباره» و «بند دوم — دوستان واقعی مثل آیینه‌اند»

نکته مهم:
تعبیر را استعاری بگیرید و ارتباطِ دوستی و شناختِ خویشتن را توضیح دهید.

۲. در بیت نظامی «آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن، آیینه شکستن خطاست»، الف) معنای کناییِ «آیینه شکستن» را بنویسید. ب) توضیح دهید چرا شاعر مخاطب را به اصلاحِ خود فرامی‌خواند، نه سرزنشِ دوستِ راستگو.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) «آیینه شکستن» کنایه از سرزنش یا ردکردنِ کسی است که حقیقت را نشان می‌دهد.
ب) آیینه تصویر را با خودِ صاحبِ تصویر عوض نمی‌کند؛ دوستِ صادق نیز عیب را برای کمک به رشد نشان می‌دهد. اگر بازخورد ناخوشایند باشد، نادیده‌گرفتنِ آن یا سرزنشِ دوست مشکل را حل نمی‌کند؛ بازاندیشی و اصلاحِ رفتار راهِ سازنده‌تری است.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «فارسی نهم _ فصل دوم» — بخشِ «۴. شرح بیت نظامی گنجوی» و «بند دوم — دوستان واقعی مثل آیینه‌اند»

نکته مهم:
معنای غیرمستقیمِ کنایه را با معنای ظاهریِ شکستنِ یک شیء اشتباه نگیرید.

۳. در بیتِ پروین «چو بفروختی، از که خواهی خرید؟ / متاعِ جوانی به بازار نیست»، الف) معنای «متاع» و پاسخِ ضمنیِ پرسش را بنویسید. ب) نوعِ پرسش را مشخص کنید و توضیح دهید چگونه شاعر با آن برگشت‌ناپذیریِ جوانی را برجسته می‌کند.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل:
الف) «متاع» یعنی کالا یا چیزِ ارزشمند. پاسخِ ضمنیِ پرسش «از هیچ‌کس» است؛ جوانی را نمی‌توان پس از گذشتن دوباره خرید.
ب) این پرسش، پرسشِ انکاری است؛ شاعر برای گرفتنِ اطلاعات سؤال نمی‌کند، بلکه ناممکن‌بودنِ بازخریدِ جوانی را تأکید می‌کند. ساختِ پرسشی، مخاطب را وامی‌دارد خود پاسخِ روشن را دریابد و بر ارزشِ زمان مکث کند.

کجا بخوانم:
درسنامهٔ «فارسی نهم _ فصل دوم» — بخشِ «بیت ۲» و «۷. دستور زبان — پرسش انکاری»

نکته مهم:
پرسشِ واقعی پاسخ می‌خواهد؛ پرسشِ انکاری پاسخ را از پیش روشن می‌داند و برای تأکید به‌کار می‌رود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان