پرش به محتوای اصلی

اسلام و انقلاب اسلامی — فارسی تیزهوشان نهم (استعداد درخشان)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

اسلام و انقلاب اسلامی (فارسی تیزهوشان نهم)

این فصل رابطهٔ تاریخی و فرهنگی ایران و اسلام را از راه زندگی پیامبر، ابوذر، سلمان فارسی، امامان و رزمندگان نشان می‌دهد. محورهایش عدالت، همدلی، دانش، وفاداری، پایداری و یاد فداکاری است. هر روایت را با سه پرسش بخوان: چه رخ داده؟ شخصیت با چه ارزش یا دشواری‌ای روبه‌روست؟ زبان و تصویر متن چگونه آن ارزش را برجسته می‌کند؟ پاسخ ادبی و دستوری را از هم جدا نکن؛ مثلاً جابه‌جایی ضمیر هم نکتهٔ دستوری است و هم بر آهنگ و تأکید اثر می‌گذارد.

درس دوازدهم: پیام‌آور رحمت

تمثیل مؤمنان به یک پیکر همدلی را از احساس فردی فراتر می‌برد: رنج یک عضو بقیه را بی‌قرار می‌کند. «رنجور» یعنی بیمار و ناتوان. بیت سعدی «صورت زیبای ظاهر هیچ نیست؛ ای برادر، سیرت زیبا بیار» می‌گوید ارزش انسان در ظاهر نیست، در خوی و رفتار نیک است. عبارت «طنین کلام ایشان فراتر از جغرافیای فرهنگی تاریخ بشری است» یعنی پیام پیامبر از محدودهٔ یک سرزمین و یک دوره فراتر رفته است؛ «جغرافیای فرهنگی» مرزهایی است که زبان، دین و ارزش‌های مشترک می‌سازند.

متن دربارهٔ ابوذر غفاری او را یار راستگو و صریحی معرفی می‌کند که اسراف از بیت‌المال و تقسیم ناعادلانه را نقد می‌کرد. «صحابی» یار پیامبر، «انفاق» بخشیدن از دارایی برای خدا و نیازمندان، «اعوان» یاران و کارگزاران و «صدق لهجه» راستگویی در گفتار است. معیار ابوذر مخالفت شخصی با حاکم نیست؛ عدالت و رعایت حق عمومی است. «سفارش» از ریشهٔ «سپردن» است و یعنی واگذار کردن کار یا پیام به دیگری.

حکایت «سیرت سلمان»

حکایت از «روضهٔ خلد» مجد خوافی است؛ این نام را با الهام از گلستان سعدی انتخاب کرده و «روضهٔ خلد» یعنی باغ جاویدان. نام کتاب‌ها اغلب به درون‌مایه‌شان اشاره دارد: «تذکرةالاولیا» یادنامهٔ اولیا، «اسرارالتوحید» رازهای یکتاپرستی و «مخزن‌الاسرار» گنجینهٔ رازها.

سلمان فارسی از دانش و تجربهٔ ایرانیان در ساخت خندق بهره گرفت و راهی برای دفاع از مدینه پیشنهاد داد. حکایت می‌گوید دانش سودمند به قومیت محدود نیست؛ مهاجر و انصار هر دو او را از خود می‌دانستند و پیامبر جایگاهش را ارج نهاد. دربارهٔ زادگاه سلمان چند روایت هست، پس یک روایت را قطعی نکن. وام‌گیری فقط جایگزینی صدای ناآشنا نیست؛ واژه برای سازگاری با آواها و الگوهای زبان وام‌گیرنده دگرگون می‌شود. در متن‌های کهن گاهی دو حرف اضافه برای یک متمم می‌آید و در فارسی امروز معمولاً یکی حذف می‌شود.

در تمرین ساخت فعل، شخص، شمار و زمان باید با جمله بخواند: «الهی دورت بگردم» مضارع التزامی دعایی؛ «الان خیلی کار داریم» مضارع اخباری اول‌شخص جمع؛ «از دیشب تا به حال خوابیده است» ماضی نقلی؛ «ضعیف شده بود» ماضی بعید؛ «ممکن است قبلاً دیده باشند» ماضی التزامی.

درس سیزدهم: آشنای غریبان

شعر مخاطبی را تصویر می‌کند که حتی ریگ‌های بیابان او را می‌شناسند؛ تشنگی پاسخ می‌خواهد و مخاطب آب است. این قرینه‌سازی نیاز جسمی به آب را با نیاز عاطفی و معنوی به حضور پیوند می‌دهد. برای شاه‌بیت معیار ثابتی نیست؛ بیتی را برگزین که عاطفه و باور مرکزی را فشرده‌تر می‌رساند و دو دلیل بیاور. «گل‌های این باغ» را فقط گل واقعی ندان؛ بافت غزل، باغ معنوی و انسان‌های پاک و دلبسته را تداعی می‌کند.

در شعر «میلاد گل»، تضاد را از تقابل روشن دو معنی تشخیص بده و جناس را از شباهت صوری با تفاوت معنی. خورشید پشت ابر در حدیث، تشبیه وجود پنهان اما سودمند است: نور و اثر برقرار است، پس غیبت با نبودن یکی نیست. در نمودار تبدیل فعل نخست مصدر را بیاب، بن را بساز و شناسه را درست بگذار؛ چون خانه‌ها زنجیره‌اند، پاسخ هر خانه را با خانهٔ پیش کنترل کن.

درس چهاردهم: پیدای پنهان

«پرداختن» چندمعنایی است: در جملهٔ درس فارغ شدن از فکر دشمن، در «از جنگ بپرداخت» پایان یافتن، در «به شکار پرداختن» مشغول شدن و در «پرداخت پول» ادا کردن. مفعول و حرف اضافه را با هم بخوان و یک معنی را به همهٔ نمونه‌ها تحمیل نکن.

در شواهد سعدی، واژه‌ها با رابطه‌های تصویری از معنی حقیقی به مجازی می‌روند: «دیگ معده» گوارش را به پختن در دیگ مانند می‌کند، گوش «جاسوس» دل است و «چشم نظر» هم بینایی جسمی و هم بینش را می‌رساند. برای پیدا کردن پل ارتباط، رابطهٔ ظرف/مظروف، علت/معلول یا ابزار/کارکرد را بسنج. «جود» (بخشش) و «سجود» (عبادت) جناس‌اند و بخشش خدا و بندگی انسان را کنار هم می‌گذارند.

دوبیتی: معمولاً مصراع‌های اول، دوم و چهارم هم‌قافیه‌اند و مصراع سوم آزاد است (AABA). رباعی نمودار قافیهٔ مشابه دارد ولی وزنش متفاوت است؛ پس قافیه به‌تنهایی برای تشخیص قالب کافی نیست. دوبیتی‌های باباطاهر به لهجهٔ محلی‌اند و به‌علت کوتاهی، زبان نزدیک به گفتار و عاطفهٔ مستقیم نزد مردم محبوب شده‌اند. قافیه را با صدای پایان مصراع تعیین کن، نه با جای واژه در صفحه.

کاریکلماتور آمیزهٔ کاریکاتور و کلمات است و با گرفتن معنی تحت‌اللفظی اصطلاح، تصویری کوتاه و طنزآمیز می‌سازد: «جزیره در دریا هم دل از خشکی نمی‌کند» اصطلاح «دل کندن» را زنده می‌کند. در فعل مرکب مثل «تقسیم می‌کند»، زمان را از جزء فعلی تشخیص بده.

بودن: بن ماضی «بود» و بن مضارع «باش» است. «است» سوم‌شخص مفرد حال است و شناسه یا «می‌ـ» نمی‌گیرد؛ برای دیگر شخص‌ها «هستم، هستی، هستیم، هستید، هستند» می‌آید. «می‌باشد» در نثر رسمی بیش از حد دیده می‌شود و «است» طبیعی‌تر است.

پیوست: «ایستاده بر چکاد» (افسانهٔ آرش)

دو سپاه ایران و توران می‌پذیرند مرز همان جایی باشد که تیر کماندار ایرانی فرود آید. آرش از فراز کوه تیر را رها می‌کند و جانش را همراه آن می‌سازد؛ مرگ او پایداری و یکپارچگی ایران را می‌آورد. پیام: فداکاری، همبستگی و گذشتن از منفعت فردی.

واژه‌ها: «چکاد» قله، «ستیغ» بلندترین خط کوه، «میغ» ابر، «زه» رشتهٔ کمان، «سوفار» انتهای تیر، «پیکان» سر تیز تیر و «چله» زهِ کشیده برای پرتاب. نثر داستان آهنگین است و سجع‌های پیاپی دارد؛ در بلندخوانی مکث و آهنگ را رعایت کن تا معنی گم نشود. «سره‌گرایی» کوشش برای به‌کار بردن واژهٔ فارسی به جای بیگانه است، اما متن در کنار واژه‌های سره واژه‌های عربی هم دارد. شباهت «آرش کمانگیر» و «آرشی دیگر»: فداکاری فرد برای جمع و گذر از مرگ فردی به بقای ایران.

فرهنگستان: واژه‌گزینی علمی

فرهنگستان برای ساخت واژهٔ علمی از ترکیب، اشتقاق، پسوند، احیای واژهٔ کهن و معنی تخصصی بهره می‌گیرد: «یاخته» (سلول)، «گویچه» (گوی + پسوند شباهت) و «سپردیس» (سپر + دیس). برابرنهاد لازم نیست جزءبه‌جزء معادل واژهٔ بیگانه باشد؛ باید در کاربرد تخصصی روشن، کوتاه و پذیرفتنی باشد. وقتی یک واژهٔ بیگانه دو معنی دارد (مثل «کاتالوگ» برای فهرست کالا و راهنمای دستگاه)، یک معادل کافی نیست و بافت تعیین‌کننده است.

اشتباه‌های رایج

اشتباه درست
«پرداختن» فقط یعنی پول دادن. بسته به مفعول و حرف اضافه معنی‌های دیگر هم دارد.
«است» شخص‌های مختلف می‌گیرد. «است» فقط سوم‌شخص مفرد است؛ «هستم» و… برای بقیه.
ترکیب قافیه (AABA) یعنی رباعی. وزن دوبیتی با رباعی فرق دارد.
فقط یک روایت دربارهٔ زادگاه سلمان هست. چند روایت هست و یکی را نباید قطعی کرد.

سؤال تستی

۵ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در جملهٔ «پرنده از دره به سوی قله عروج کرد»، «عروج» به کدام معنی نزدیک‌تر است؟

  • ایستادن در یک مکان
  • حرکت‌کردن به سوی دره
  • بالارفتن و اوج‌گرفتن
  • پایین‌آمدن از بلندی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا عروج و معراج با بالا رفتن و اوج گرفتن پیوند دارند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «پایین‌آمدن از بلندی»: این معنی جهت حرکت را وارونه می‌کند.؛ «ایستادن در یک مکان»: جمله حرکت را بیان می‌کند، نه ایستادن را.؛ «حرکت‌کردن به سوی دره»: حرکت به دره رو به پایین است و با عروج سازگار نیست. پ) تلهٔ تستی: جهتِ حرکت را از ریشه و بافت واژه تعیین کنیم؛ عروج رو به بالاست. در نتیجه، «بالارفتن و اوج‌گرفتن» پاسخ درست است.

2. در «در سپیده‌دم، پیام‌آور از راهِ دشوار رسید»، کدام تحلیل درست است؟

  • «از» نشانهٔ مفعول و «دشوار» قید زمان است
  • «در سپیده‌دم» قید زمان و «از راه دشوار» گروهِ مکانی است
  • «سپیده‌دم» نهاد و «راه دشوار» مفعول است
  • «پیام‌آور» متمم و «رسید» صفت است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا گروه نخست زمانِ رسیدن را مشخص می‌کند و گروه دوم مسیرِ حرکت را. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: ««سپیده‌دم» نهاد و «راه دشوار» مفعول است»: پیام‌آور نهادِ فعلِ رسیدن است و راه با حرف اضافه آمده است.؛ ««پیام‌آور» متمم و «رسید» صفت است»: «رسید» فعلِ جمله است و پیام‌آور انجام‌دهندهٔ آن است.؛ ««از» نشانهٔ مفعول و «دشوار» قید زمان است»: «از» حرف اضافهٔ مسیر است و دشوار ویژگیِ راه است. پ) تلهٔ تستی: گروه‌های حرف‌اضافه‌ای را با پرسشِ «کی؟» و «از کجا؟» از نهاد و مفعول جدا کنیم. در نتیجه، ««در سپیده‌دم» قید زمان و «از راه دشوار» گروهِ مکانی است» پاسخ درست است.

3. در «پس از شنیدنِ خبر، پایش سست شد»، کدام معنی از بافت بهتر برداشت می‌شود؟

  • با سرعت به راه افتاد
  • از خوشی به رقص درآمد
  • توانِ ایستادگی یا تصمیم‌گیری‌اش کم شد
  • پای او از نظر جسمی جدا شد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا تعبیر «پای کسی سست شدن» در برابر خبر، واکنشِ ترس یا درماندگی را کنایی بیان می‌کند. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «پای او از نظر جسمی جدا شد»: معنی ظاهری در این موقعیت ناممکن است.؛ «با سرعت به راه افتاد»: سستی با سرعت و شتاب تناقض دارد.؛ «از خوشی به رقص درآمد»: هیچ نشانه‌ای از شادی یا رقص وجود ندارد. پ) تلهٔ تستی: کنایه را از کنشِ فیزیکی جدا کنیم؛ واکنش پس از خبر قرینهٔ معنای روانی است. در نتیجه، «توانِ ایستادگی یا تصمیم‌گیری‌اش کم شد» پاسخ درست است.

4. در «فرمانده به سرباز گفت که فردا بازگردد»، چه کسی باید بازگردد؟

  • شخصی نامعلوم، چون «که» موصولی است
  • سرباز، چون مخاطبِ فرمان است
  • فرمانده، چون نهادِ «گفت» است
  • هر دو، چون فعل مفرد آمده

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا محتوای سخن پس از «گفت که» فرمانِ بازگشت به مخاطب، یعنی سرباز، است. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «فرمانده، چون نهادِ «گفت» است»: فاعلِ گفتن فرمان را صادر کرده و لزوماً مخاطبِ بازگشت نیست.؛ «هر دو، چون فعل مفرد آمده»: فعلِ «بازگردد» مفرد است و مخاطبِ فرمان مشخص است.؛ «شخصی نامعلوم، چون «که» موصولی است»: «که» محتوای گفته را معرفی می‌کند، نه جملهٔ موصولی را. پ) تلهٔ تستی: مرجعِ فعلِ وابسته را از کنشِ گفت‌وگو پیدا کنیم؛ فاعلِ فعلِ اصلی همیشه مخاطب نیست. در نتیجه، «سرباز، چون مخاطبِ فرمان است» پاسخ درست است.

5. در واژه‌های «دلیر، دلاور، دل‌آگاه»، کدام روش برای تشخیص ساخت واژه مطمئن‌تر است؟

  • شباهت نوشتاری را برای اثباتِ ریشهٔ مشترک کافی بدانیم
  • جزءهای سازنده و معنیِ پسوندها را بررسی کنیم
  • هر واژهٔ آغازشده با «دل» را یکسان و ساده بدانیم
  • فقط تعداد هجاها را بشماریم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) پاسخ درست این است، زیرا «دلیر» و «دلاور» ساخت‌های ونددار دارند و «دل‌آگاه» ترکیبِ دو جزء معنایی است؛ تحلیلِ اجزا تفاوت را نشان می‌دهد. ب) بررسی گزینه‌های نادرست: «هر واژهٔ آغازشده با «دل» را یکسان و ساده بدانیم»: پایهٔ مشترک به‌تنهایی کلِ ساخت و معنی را تعیین نمی‌کند.؛ «فقط تعداد هجاها را بشماریم»: تعداد هجا اطلاعاتِ کافی دربارهٔ وند و ترکیب نمی‌دهد.؛ «شباهت نوشتاری را برای اثباتِ ریشهٔ مشترک کافی بدانیم»: شباهت نوشتاری می‌تواند اتفاقی باشد و ریشه‌شناسیِ مستند لازم است. پ) تلهٔ تستی: هم‌ریشگی و شباهتِ نوشتاری را یکی نگیریم؛ نقشِ هر جزء را در معنی بررسی کنیم. در نتیجه، «جزءهای سازنده و معنیِ پسوندها را بررسی کنیم» پاسخ درست است.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. چرا ابوذر غفاری در متن درس نمونهٔ عدالت‌خواهی معرفی شده و معیار او با مخالفت شخصی چه فرقی دارد؟

پاسخ نمونه

ابوذر اسراف از بیت‌المال و تقسیم ناعادلانهٔ ثروت را نقد می‌کرد و صریح و راستگو بود. معیار او رعایت عدالت و حق عمومی است، نه دشمنی یا کینهٔ شخصی با حاکم؛ او به خاطر نابرابری و سوءاستفاده از بیت‌المال اعتراض می‌کرد.

پس اگر نقد از سر خیرخواهی و برای اصلاح و برابری باشد، عدالت‌خواهی است و اگر از دشمنی شخصی برخیزد، همان نیست.

۲. سه معنی از مصدر «پرداختن» را با مثال بنویسید و بگویید چگونه معنی درست را تشخیص می‌دهیم.

پاسخ نمونه

  • فارغ شدن: «از جنگ بپرداخت.»
  • مشغول شدن: «به شکار پرداختن.»
  • ادا کردن: «پرداخت پول.»

برای تشخیص، مفعول و حرف اضافهٔ همراه فعل را با هم بخوانید (مثلاً «از …» یا «به …») و یک معنی را به همهٔ نمونه‌ها تحمیل نکنید.

۳. دوبیتی را از نظر قافیه تعریف کنید و بگویید چرا قافیه به‌تنهایی برای تشخیص دوبیتی از رباعی کافی نیست.

پاسخ نمونه

در دوبیتی معمولاً مصراع‌های اول، دوم و چهارم هم‌قافیه‌اند و مصراع سوم آزاد است؛ یعنی الگوی AABA.

رباعی نیز نمودار قافیه‌ای مشابه دارد، اما وزن آن با وزن دوبیتی متفاوت است. بنابراین برای تشخیص قالب باید هم قافیه و هم وزن را سنجید. قافیه را هم با صدای پایانی مصراع تعیین کنید، نه جای واژه در صفحه.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان