فصل ۵
مصاحبه انگیزشی: کمک به مشاوران برای ایجاد تغییر در رفتار دانشآموزان
جودی هاگی و رابرت پتی
مشاوران تحصیلی با دانشآموزان در فرآیند تصمیمگیری در مورد رشتهها، درسها و مشاغل و همچنین مسائل شخصی درباره رفتارهایی که بر توانایی دانشآموزان برای دستیابی به موفقیت در مدرسه تأثیر میگذارند، کار میکنند. تصمیمات مربوط به عادات مطالعه، رفتارهای مربوط به سلامت (از جمله خواب، تغذیه و رفتارهای پرخطر) و روابط، بر احتمال موفقیت یا شکست در دوران تحصیلی دانشآموز تأثیر میگذارد. مصاحبه انگیزشی (MI) رویکردی مناسب برای بررسی این تصمیمات و سایر مسائل دانشآموزی است. مشاور میتواند از MI برای کمک به دانشآموزان در ایجاد انگیزه برای انتخاب یا تغییر رفتار استفاده کند. تغییر که برای رشد دانشآموز ضروری است، ممکن است در نتیجه رشد و زمان به طور طبیعی رخ دهد، تحت تأثیر مداخلات کوتاه با یک متخصص یا فرد دیگر قرار گیرد، یا توسط ایمان و امید فرد تسهیل شود (میلر و رولنیک، ۲۰۰۲).
MI شکلی از راهنماییِ مشارکتی و فردمحور برای برانگیختن و تقویت انگیزهٔ تغییر است و بر چهار اصل کلی استوار است: الف) ابراز همدلی، ب) ایجاد ناهماهنگی، ج) همراهی با مقاومت، و د) حمایت از خودکارآمدی (مارتینو و هاپفر، ۲۰۰۹). انگیزه برای تغییر اساسی است و نیازمند آمادگی، تمایل و باور به توانایی تغییر است. انگیزه درونی برای تغییر در یک تعامل پذیرا، همدلانه و توانمندساز ایجاد میشود که منطقهای امن برای فرد فراهم میکند تا ریسک کند و ارزشها و نیازها را کشف کند (میلر و رولنیک، ۲۰۰۲). این منطقه امن برای یک دانشآموز اغلب در حضور یک مشاور تحصیلی از طریق بحث در مورد تغییر احتمالی و تحلیل سطح انگیزه دانشآموز برای تطبیق، شکل میگیرد. بنابراین، مشاوران نیازی به پرسیدن «چرا این دانشآموز انگیزه بیشتری ندارد؟» ندارند، بلکه باید سوال کنند «دانشآموز برای چه چیزی انگیزه دارد؟» مشاوران باید به دانشآموزان کمک کنند تا سطوح تمایل و اعتماد به نفس خود را برای بهبود تجربه تحصیلی خود تعیین کنند. با استفاده از MI، مشاوران به دانشآموزان در شناسایی مسائلی که بر پیشرفت تحصیلی یا رشد شخصی آنها تأثیر میگذارد، کمک میکنند و برای غلبه بر دوسوگرایی در مورد تغییر، حمایت ارائه میدهند.
MI بر اساس همکاری، برانگیختن و خودمختاری (میلر و رولنیک، ۲۰۱۰a)، به مشاور و دانشآموز اجازه میدهد تا در مشارکت کار کنند تا دانشآموز آرزوها را بیان کند و به اهداف برسد. به عنوان یک عامل خودمختار، دانشآموز حق و ظرفیت خودجهتدهی و توانایی انتخاب آگاهانه را دارد. ما MI را به عنوان یک رویکرد مناسب برای مشاوران تحصیلی ارائه میدهیم تا به دانشآموزان با مسائل مختلف از جمله انتخاب یا تغییر رشته، شغل، یا رفتار تحصیلی یا شخصی کمک کنند. ما توصیه میکنیم که مشاوران تحصیلی راهبردهای MI را با دانشآموزانی که نیاز به ایجاد تغییرات رفتاری برای موفقیت شخصی یا تحصیلی دارند، پیادهسازی کنند. رویکرد MI اصول مشترکی دارد و میتواند با رویکردهای دیگر از جمله مشاوره قدردان (بلوم، هاتسون و هی، ۲۰۰۸) به طور مشارکتی اجرا شود.
ریشههای MI در رواندرمانی فردمحور کارل راجرز نهفته است (مارکلند، رایان، توبین و رولنیک، ۲۰۰۵) با سازههای نظریه انسانگرایانه راجرز که با ویژگیهای MI از جمله همدلی، گرمی، اصالت و بیواسطگی سازگار است. نظریه راجرز که دانشآموز-محور و ذاتاً درونی است، نیازمند «شرایط بینفردی لازم و کافی برای پرورش تغییر» است (میلر و رز، ۲۰۰۹، ص. ۲). MI مسئولیتِ برانگیختنِ انگیزهٔ تغییر در دانشآموزان را بر عهدهٔ مشاور میگذارد و مسئولیتِ ایجاد و حفظِ خودِ تغییر را بر عهدهٔ دانشآموز. MI بر اساس اصول انسانگرایانه راجرز از توجه مثبت بیقیدوشرط، احترام به دانشآموز و حمایت از عزت نفس است، زیرا دانشآموز نیاز به تغییر و انگیزه برای درگیر شدن در فرآیند تغییر را بررسی میکند.
چهار فرآیند در استفاده از مصاحبه انگیزشی
میلر و رولنیک (۲۰۱۰b) چهار فرآیند MI را شناسایی کردند: درگیرسازی، راهنمایی، برانگیختن و برنامهریزی.
درگیرسازی، بنیاد رابطهای، یعنی گوش دادن به معضل دانشآموز تا معلوم شود آیا MI رویکرد مناسبی است یا نه.
راهنمایی شامل تمرکز جهتی MI از جمله شناسایی یک هدف تغییر، تنظیم دستور کار، و در صورت لزوم، ارائه اطلاعات و مشاوره—اما فقط با اجازه دانشآموز و به روشی که به خودمختاری دانشآموز احترام بگذارد. هنگام ارائه پیشنهادات، مشاوران باید سعی کنند چندین گزینه را به دانشآموز ارائه دهند.
برانگیختن، اصل MI، نیازمند آن است که مشاور «گفتار تغییر» را از دانشآموز تشخیص داده و برانگیزد، یک مؤلفه حیاتی که مشاوران باید به آن توجه داشته باشند (میلر و رولنیک، ۲۰۱۰b).
برنامهریزی شامل مذاکره در مورد اهداف و برنامههای تغییر، تقویت تعهد، و اجرا و تنظیم تغییر رفتار است. برنامه تغییر خاص زمانی مذاکره میشود که دانشآموز آماده باشد و شامل تعیین اهداف، در نظر گرفتن گزینههای تغییر، رسیدن به یک برنامه، و جلب تعهد است.
نتایج مصاحبه انگیزشی
به غیر از اعتبارسنجی پایگاه تحقیقاتی و اثربخشی MI، نتایج تحقیق اغلب برای مشاوران انتزاعی به نظر میرسند. با این حال، آنها دادههای مربوط به اجرا را ارائه میدهند. آمهاین، میلر، یانه، پالمر و فولچر (۲۰۰۳) تکنیکهای مبتنی بر مهارت را ارائه کردند که مشاوران میتوانند هنگام اجرای MI با دانشآموزان از آنها استفاده کنند. دادههای آنها نشاندهنده نیاز به اندازهگیری قدرت (نه فراوانی) گفتار تغییر دانشآموز است. آنها در مورد نیاز به ارزیابی الگوی زبان از جمله درجه تعهدی که دانشآموز در طول جلسه بیان میکند و کلمات استفادهشده برای پایان جلسه بحث کردند. افزایش زبان تعهد که نیاز، خواست، توانایی و پایبندی به تغییر را بیان میکند، به طور مثبت تغییر پایدار را پیشبینی میکند.
مویرز، میلر و هندریکسون (۲۰۰۵) دریافتند که وقتی در یک محیط دانشآموز-محور و توسط یک تسهیلکننده با استفاده از مهارتهای روابط بینفردی به خوبی توسعهیافته اجرا میشود، MI با تغییر رفتار همبستگی دارد. مهارتهای مهم روابط بینفردی استفادهشده در MI شامل تأمل پیشرفته، تقویت نقاط قوت، شناسایی ناهماهنگیها، رویارویی مناسب و انگیزه برای فرآیند تغییر است. توانایی مشاور در درگیر کردن دانشآموز به طور همدلانه در یک محیط حمایتی و اینکه دانشآموز قصدِ خود را برای تغییرِ مثبت به زبان بیاورد — آن هم در چارچوب یک برنامهٔ عمل برای اجرای تغییر، به طور قابل توجهی احتمال تغییر رفتار را افزایش میدهد (گلویتزر، ۱۹۹۹).
اصول کلی مصاحبه انگیزشی
چهار اصل کلی زیربنای MI هستند: ابراز همدلی، ایجاد ناهماهنگی، همراهی با مقاومت، و حمایت از خودکارآمدی (مارتینو و هاپفر، ۲۰۰۹). مشاور در طول فرآیند MI از گوش دادن همدلانه، که با نگرش پذیرش مشخص میشود، استفاده میکند (مارتینو و هاپفر، ۲۰۰۹). مؤلفههای حیاتی گوش دادن همدلانه، و همچنین پذیرش فرد، به همراهی با مقاومت مربوط میشود. مشاوران همدل رفتارها و دیدگاههای دانشآموز را قابل درک، قابل فهم و معتبر میدانند؛ آنها دوسوگرایی دانشآموز را نسبت به تغییر غیرعادی نمیدانند.
موتارلا، فریتزش و سرابینو (۲۰۰۴) بیان کردند که «مشاور باید دقتِ ویژهای به خرج دهد تا با دانشآموز رابطه بسازد و در آن رابطه گرمی و حمایت منتقل کند» (ص. ۵۷). ماهونی (۲۰۰۹) پیشنهاد کرد که مهارتهای ارتباطی قدردانی از فرد، حضور و شفقت برای ایجاد یک رابطه قوی و تسهیلکننده با دانشآموز ضروری هستند.
پذیرش تجارب منحصربهفرد دانشآموز، رابطه را پرورش میدهد؛ با این حال، مشاور از MI برای تشویق تغییر رفتار با کمک به دانشآموز در حل دوسوگرایی در مورد تغییر استفاده میکند. مشاور با نشان دادن ناهماهنگی بین وضعیت فعلی دانشآموز و وضعیت مطلوب او، به دانشآموز کمک میکند تا اهمیت تغییر را ببیند؛ با این حال، مشاور باید به دانشآموز اجازه دهد تا نگرانیهای خود را بیان کند و دلایلی برای تغییر ارائه دهد، نه فشار یا اجبار. از طریق سوالات باز، مشاور به دانشآموز کمک میکند تا اهداف و ارزشهایی را که با رفتار فعلی در تضاد است، روشن کند. علاوه بر این، مشاور میتواند پیامدهای احتمالی ادامه رفتار را ارائه دهد.
«همراهی با مقاومت» به روشی اشاره دارد که مشاور به دانشآموزان مقاوم در برابر تغییر پاسخ میدهد. اول، مشاور نباید با دانشآموز در مورد تغییر بحث کند، زیرا با دفاع از وضعیت موجود، دانشآموز میتواند بیشتر در رفتاری که حتی خودش میخواهد تغییر دهد، تثبیت شود. مشاور میتواند اطلاعات ارائه دهد و دیدگاههای مختلفی را در مورد یک موقعیت ارائه دهد، اما تصمیم نهایی در مورد اهداف و تغییر در اختیار دانشآموز است.
یک دانشآموز ممکن است تغییر را مطلوب بداند و به اهمیت آن باور داشته باشد اما فاقد اعتماد به نفس در توانایی خود برای انجام انتقال باشد. بندورا (۱۹۹۴) خودکارآمدی را به عنوان باور فرد در مورد توانایی خود برای عملکرد به روشهایی که بر رویدادهای زندگی تأثیر میگذارد، توصیف کرد؛ این یک مؤلفه کلیدی انگیزه برای تغییر است. مشاور میتواند از طریق سوالات باز مربوط به باور به توانایی تغییر و تجارب موفقیتآمیز گذشته، از خودکارآمدی حمایت کند. به عنوان مثال، «چه چیزی به شما کمک کرد تا ترم گذشته معدل ۳٫۰ (از ۴) کسب کنید؟»
راهبردهای مصاحبه انگیزشی
میلر و رولنیک (۲۰۱۰b) چندین راهبرد برای ایجاد شتاب برای تغییر ارائه کردند. دانشآموز باید اهمیت تغییر را تعیین کند و سطح اعتماد به نفس خود را برای ایجاد تغییر مطلوب با استفاده از یک خطکش اعتماد به نفس که از ۰ تا ۱۰ درجهبندی شده است، تعیین کند. برای استفاده از خطکش اعتماد به نفس، یک مشاور ممکن است از دانشآموزی که مشروط است سوال زیر را بپرسد: «در مقیاس ۰ تا ۱۰، که ۰ به معنای اصلاً مهم نیست و ۱۰ به معنای بسیار مهم است، خروج از مشروطی برای شما چقدر مهم است؟» سوال زیر مربوط به اعتماد به نفس دانشآموز در توانایی خود برای تلاش برای موفقیت تحصیلی است: «در مقیاس ۰ تا ۱۰، که ۰ به معنای اصلاً مطمئن نیستم و ۱۰ به معنای کاملاً مطمئن هستم، چقدر مطمئن هستید که اگر تصمیم به خروج از مشروطی بگیرید، میتوانید این کار را انجام دهید؟»
پرسیدن سوالات باز، تأیید، بازتاب و خلاصهسازی
خطکشهای اهمیت و اعتماد به نفس به مشاور اجازه میدهد تا تعیین کند دانشآموز در حال حاضر در مورد رفتار یا موضوع مورد بحث در کجا قرار دارد. مشاور سپس میتواند از راهبردهای مختلف، مانند موارد ارائهشده توسط میلر و رولنیک (۲۰۱۰b)، برای اجرای MI برای تغییر مطلوب استفاده کند. به عنوان مثال، یک تکنیک پرسیدن سوالات باز، تأیید، بازتاب و خلاصهسازی (OARS) از دانشآموز در حل دوسوگرایی که در حال حاضر نسبت به تغییر مطلوب دارد، حمایت میکند.
با پرسیدن سوالات باز، مشاوران دانشآموزان را تشویق به صحبت میکنند و به ایجاد روابط پذیرا و قابل اعتماد کمک میکنند. مشاوران با اجتناب از تله پرسش-پاسخ، که در آن مشاور سوالاتی میپرسد که دانشآموز را به پاسخ بله یا خیر محدود میکند، میتوانند موضوع را بهتر درک کنند و همچنین عزم دانشآموز را برای تغییر بسنجند. میلر و رولنیک (۲۰۱۰b) مثال زیر را از یک سوال باز ارائه دادند: «سلام. آیا موضوعاتی وجود دارد که دوست دارید امروز با من در میان بگذارید؟»
با ارائه تأیید، مشاوران از دانشآموز حمایت میکنند، با او ارتباط برقرار میکنند و خودکارآمدی را تشویق میکنند. تأییدهای مستقیم نشاندهنده توجه مثبت است و میتواند به دانشآموز حسِ ارزشمندی بدهد و همچنین جنبههای مثبت رابطه را تقویت کند: «به نظر میرسد متعهد به بهتر کردن اوضاع هستید و صحبت با شما امروز لذتبخش بود.»
گوش دادن بازتابی یکی از مهمترین مهارتهای مورد نیاز برای MI است (میلر و رولنیک، ۲۰۱۰a) زیرا برای پیگیری گفتار و اهداف تغییر، باید به دانشآموز اجازه داده شود تا وضعیت فعلی را با صدای بلند بررسی کند و یک راهبرد معقول برای تغییر تعیین کند. عدم گوش دادن بازتابی ممکن است منجر به عبارات منفی مانند دستور دادن، هشدار دادن، توصیه کردن، متقاعد کردن با منطق و مخالفت شود (گوردون، ۱۹۷۰)، که دانشآموز را از تمرکز مطلوب منحرف میکند.
خلاصهسازی، مؤلفه نهایی OARS، به مشاور اجازه میدهد تا ایدهها را به هم متصل کند و مفاهیم بحثشده در جلسه را تقویت کند به طوری که گفتار تغییر دانشآموز منجر به درک روشنتری از موقعیت شود. خلاصهسازی همچنین به دانشآموز نشان میدهد که مشاور به طور فعال گوش داده و در فرآیند درگیر است. مشاور میتواند از خلاصهسازی برای انتقال از یک حوزه تمرکز به حوزه دیگر استفاده کند، که میتواند به عنوان خلاصهای برای جلسه عمل کند (میلر و رولنیک، ۲۰۰۲). لحن مشارکتی خلاصه به دانشآموز اجازه میدهد تا اطلاعات را اضافه یا حذف کند و میتواند در ابتدای جلسه بعدی برای بنا کردن بر پیشرفت استفاده شود.
برانگیختن گفتار تغییر
میلر و رولنیک (۲۰۱۰b) چهار دسته مختلف از سوالات گفتار تغییر را ارائه کردند که شامل برانگیختن تشخیص معایب وضعیت موجود و مزایای تغییر و همچنین الهامبخشی به خوشبینی و قصد تغییر است. برای توضیح معایب وضعیت موجود، مشاور ممکن است سوالات زیر را بپرسد:
- فکر میکنی اگر در مورد شغل تصمیم نگیری چه اتفاقی میافتد؟
- چه چیزی تو را در مورد مشروط شدن نگران میکند؟
- اگر تغییر نکنی، فکر میکنی در نهایت چه اتفاقی برایت میافتد؟
برای نشان دادن مزایای تغییر، مشاور ممکن است روشهای پرسش زیر را اتخاذ کند:
- مزایای انتخاب رشته چیست؟
- اگر از مشروطی خارج شوی، زندگیات چگونه متفاوت خواهد بود؟
- پیامدهای مثبت تصمیمگیری در مورد شغل چه خواهد بود؟
برای برانگیختن خوشبینی در مورد تغییر، مشاور ممکن است دانشآموز را با پرسشهای زیر ترغیب کند:
- چه چیزی باعث میشود باور کنی این تغییر امکانپذیر است؟
- در مورد موقعیتی به من بگو که در آن چالشهای مشابهی را با موفقیت پشت سر گذاشتهای.
- چه کسانی در دسترس هستند تا در ایجاد این تغییر از تو حمایت کنند؟
مشاوران میتوانند قصد تغییر را با پرسیدن موارد زیر بسنجند:
- در حال حاضر در مورد وضعیت تحصیلیات چه احساسی داری؟
- چه تغییراتی مایل به امتحان هستی؟
- الان قصد داری چه کار کنی؟
از طریق گوش دادن فعال و سوالات باز، مشاور فرصت دارد تا تعهد و اعتماد به نفس دانشآموز را برای تغییر تعیین کند. گفتار تغییر مقدماتی شامل تشخیص مسئله است و بر DARN تمرکز دارد (میلر و رولنیک، ۲۰۱۰b):
- D—میل به تغییر (Desire): «این رفتار چقدر برای تو نگرانکننده است؟»
- A—توانایی تغییر (Ability): «چگونه میتوانی این تغییر را ایجاد کنی؟»
- R—دلیل تغییر (Reason): «دلیل خوبی برای ایجاد این تغییر چیست؟»
- N—نیاز به تغییر (Need): «ایجاد این تغییر برای تو چقدر مهم است؟»
بیان تمایل دانشآموز برای تغییر رفتارهای فعلی، مشاور را به سمت مسائلی که دانشآموز تجربه میکند، هدایت میکند. در برخی موارد، مانند زمانی که دانشآموز با مشروط شدن مواجه است، یک جهت برای تغییر به وضوح ترجیح داده میشود. با این حال، برای نگرانیهای دیگر، مانند انتخاب شغل، مشاور باید به دانشآموز کمک کند تا دوسوگرایی را حل کند و با زندگی پیش رود. در هر صورت، از آنجا که تغییر نیازمند اقدام است، مشاور باید دانشآموز را از بحث به عمل ترغیب کند و بسته به موقعیت، میتواند از رویکرد مستقیم یا غیرمستقیم MI استفاده کند.
اجرای گفتار تغییر شامل برانگیختن تعهد به تغییر، فراخوانی به عمل، بیان مراحل فرآیند تغییر، و بسط اهدافی است که دانشآموز را به ادامه اکتشاف در یک جهت واحد ترغیب میکند. مشاور با پاسخ با علاقه و تشویق، از پیگیری یک خط فکری توسط دانشآموز حمایت میکند. او میتواند دانشآموز را با سوالات مستقیم مانند «تغییر به چه روشی بر موقعیت تو تأثیر میگذارد؟» یا «چه نگرانیهای دیگری در مورد ایجاد این تغییر داری؟» ترغیب کند.
بازتاب گفتار تغییر نیز میتواند اکتشاف محتوای موقعیتی را تشویق کند. با خلاصهسازی گفتار تغییر، مشاوران اظهارات تغییر مختلفی را که دانشآموز برای افزایش انگیزه بیان کرده است، جمعآوری میکنند. با اشاره انتخابی به مقاومت در زمان گذشته و گفتار تغییر در زمان حال، مشاور به حرکت دانشآموز به سمت نتیجه مطلوب کمک میکند.
در یک موقعیت غیرمستقیم، مشاور میتواند در حالی که دانشآموز سعی در حل دوسوگرایی و تصمیمگیری در مورد خود تغییر دارد، حمایت ارائه دهد. در این موقعیت مشاور میتواند با بررسی هر دو طرف یک موضوع به دانشآموز در انتخاب اهداف کمک کند و با کمک به دانشآموز در شناسایی حوزههایی که مهمترین آنها میداند، ارزشها را روشن کند.
برخورد با مقاومت
مقاومت در اوایل فرآیند اغلب با عقبنشینی و کاهش احتمال تغییر رفتار مرتبط است (مارتینو و هاپفر، ۲۰۰۹). مقاومت میتواند از طریق بحث کردن، به چالش کشیدن، بیاهمیت جلوه دادن، ابراز خصومت، حرفِ طرف را قطع کردن و نادیده گرفتن آشکار شود (میلر و رولنیک، ۲۰۱۰b).
راهبردهای پاسخ به مقاومت — در میان راههای دیگر — شامل عبارتهای گوش دادن بازتابی است. میلر و رولنیک (۲۰۰۲) در مورد بازتابهای ساده، تقویتشده و دوطرفه و همچنین فرآیندهای تغییر تمرکز، بازتعریف، موافقت با یک پیچش، تأکید بر انتخاب و کنترل شخصی، و همراهی به عنوان روشهای ممکن برای برخورد با مقاومت بحث کردند.
از طریق بازتاب ساده، مشاوران به مقاومت با عدم مقاومت پاسخ میدهند. تصدیق احساسات دانشآموز میتواند حالت تدافعی را از بین ببرد و به دانشآموز اجازه دهد تا احساسات مربوط به مسئله را بیشتر بررسی کند. در این سناریو، یک دانشآموز ممکن است بگوید، «من تلاش میکنم. کاش استاد به حال خودم رهایم کند.» مشاور پاسخ میدهد، «تو داری تلاش میکنی بهتر عمل کنی.»
در یک بازتاب تقویتشده، مشاور به مقاومت به شکل اغراقآمیز پاسخ میدهد. در حالی که با همدلی انجام میشود، باعث میشود دانشآموزان عقبنشینی کنند و دوسوگرایی خود را از دیدگاهی متفاوت بررسی کنند. به عنوان مثال، یک دانشآموز ممکن است ناامیدی را به این صورت بیان کند: «نمیتوانم شبها بیرون رفتن را کنار بگذارم. دوستانم چه فکری میکنند؟» مشاور با استفاده از یک پاسخ اغراقآمیز ممکن است دانشآموز را به چالش بکشد: «نمیتوانستی واکنش دوستانت را تحمل کنی.»
یک بازتاب دوطرفه هر دو طرف دوسوگرایی را از دیدگاه دانشآموز ثبت میکند. یک دانشآموز میگوید، «من میدانم که داری سعی میکنی به من کمک کنی، فقط نمیخواهم تغییر کنم.» مشاور پاسخ میدهد، «از یک طرف، احساس میکنی مسائلی وجود دارد که باید به آنها رسیدگی شود و من سعی میکنم به تو کمک کنم، و از طرف دیگر، پیشنهادات من قابل قبول نیست.»
برای تغییر تمرکز از یک مانع به ظاهر بزرگ برای تغییر، مشاور به طور کلی نگرانی اولیه دانشآموز را خنثی میکند، سپس مکالمه را به سمت یک راهحل عملیتر هدایت میکند. از طریق بازتعریف، مشاور نگرانیهای دانشآموز را بازتفسیر میکند تا معنای جدیدی یا تفسیری از موقعیت ارائه دهد (میلر و رولنیک، ۲۰۰۲). برای موافقت با یک پیچش، مشاور موافقت اولیه و همچنین یک تغییر جهت جزئی یا یک بازتاب و به دنبال آن یک بازتعریف ارائه میدهد. در همه راهبردها، با تأکید بر انتخاب و کنترل شخصی، مشاور به دانشآموز اذعان میکند که تصمیم نهایی بر عهده اوست.
ایجاد آمادگی
MI شامل ایجاد انگیزه درونی و تعهد به تغییر است. بنابراین، مشاوران باید به نشانههای آمادگی برای تغییر توجه کنند، از جمله کاهش مقاومت یا بحث در مورد مشکل، حل و فصل، گفتار تغییر، و سوالات در مورد تغییر و همچنین نشانههای تصور و آزمایش. برای شروع فرآیند با گفتار تغییر، یک مشاور میتواند از سوال زیر که توسط میلر و رولنیک (۲۰۱۰b) ارائه شده است استفاده کند: «فکر میکنی چه تغییراتی — اگر اصلاً تغییری لازم باشد — میتوانی برای بهبود وضعیت تحصیلیات انجام دهی؟»
همانطور که فرآیند ادامه مییابد، تخصص مشاور کاربردیتر میشود زیرا دانشآموز ممکن است برای اطلاعات، از جمله آنهایی که مربوط به منابع هستند، آماده باشد. در تعامل، مشاور فقط باید به دنبال افزایش انگیزه دانشآموز برای تغییر با تشویق تعیین اهداف، در نظر گرفتن گزینههای تغییر، رسیدن به یک راهبرد، و جلب تعهد باشد (میلر و رولنیک، ۲۰۱۰b). یک مشاور ممکن است سوال زیر را برای شروع بحث در مورد اهداف بپرسد: «دوست داری اوضاع چگونه متفاوت باشد؟»
برای اینکه دانشآموز به فکر راهحلها باشد، مشاور میتواند طوفان فکری را معرفی کند، یک رویکرد مؤثر هنگام در نظر گرفتن گزینههای تغییر و برنامههای اجرا. طوفان فکری که برای شروع فرآیند برنامهریزی استفاده میشود، اغلب زمانی آغاز میشود که مشاور از یک سوال باز مانند «به نظرت اولین قدم چیست؟» استفاده میکند.
برنامهریزی
عوامل رابطهای ایمنی و پذیرش ایجادشده در محیط مشاوره شروع به ترویج تغییر مثبت میکنند (میلر، ۱۹۸۳). مشاور با ارائه اعتبارسنجی و خوشبینی، انگیزه را برای ایجاد تغییرات مورد نیاز افزایش میدهد. سوال زیر خوشبینی دانشآموز را ایجاد میکند: «چه چیزی باعث میشود فکر کنی در ایجاد این تغییر موفق خواهی بود؟»
در محیط امنی که ایجاد کردهاند، مشاوران باید بهشکلی مناسب دانشآموزان را با پیامدهای رهاکردنِ مسائلِ حلنشده روبهرو کنند. مشاوران ممکن است برای ترس از پیامدها در صورت عدم موفقیت گفتگو، در به چالش کشیدن دانشآموزان تردید داشته باشند. با این حال، مشاوران باید توجه را به ناهماهنگیها و ناسازگاریهای بین گفتار و رفتار، یا رفتارها، ارزشها و اهداف نشاندادهشده توسط دانشآموز جلب کنند. مشاوران باید با لحنی کوتاه، قاطع و غیرقضاوتی، گفتار و رفتارِ دانشآموز را پیش رویش بگذارند:
تو میگویی تحصیلات برایت اولویت است. با این حال، ما ۶ هفته از ترم گذشته و من گزارشهایی از مربیان تو دارم که نشان میدهد حداقل یک بار در هفته کلاس را غیبت کردهای و نتوانستهای همه تکالیف را انجام دهی. خبر خوب این است که ما فقط ۶ هفته از ترم گذشتهایم. برای بررسی این مسائل چه ایدههایی داری؟
در حین ارائه ناهماهنگیها، اطلاعات و نگرانی، مشاوران باید تشخیص دهند که انتخاب دانشآموز هرگز نباید مورد سوال قرار گیرد. هنگامی که دانشآموز تعیین کرد چه چیزی را تغییر دهد، مشاور مراحل بعدی را انجام میدهد: جلب تعهد، آغاز برنامه، و تشویق دانشآموز به اجرای تغییر. در پایان جلسه مشاوره، مشاور میتواند نکات اصلی بحثشده را تکرار کند، ارزش دادهشده برای مسئله تغییر را به دانشآموزان یادآوری کند، توصیف مختصری از باورهای مشاور در مورد قویترین نقطه قوت دانشآموز ارائه دهد، و کلمات تأییدکنندهای ارائه دهد که دانشآموز را به سطوح بالاتری از خودکارآمدی تشویق کند.
مراحل تغییر پروچاسکا و دیکلمنته
مدل فرانظری (TTM)، که توسط پروچاسکا و دیکلمنته (۱۹۸۴) معرفی شد، قالبی برای نشان دادن پیشرفت فردی، و گاهی پسرفت، در یک پیوستار تغییر رفتار در طول پنج مرحله ارائه میدهد. در حالی که میلر و رولنیک (۲۰۰۹) بیان کردند که MI بر اساس آن نیست، TTM در همان بازه زمانی تکامل یافت و ویژگیهای مدلها ارتباط منطقی را نشان میدهد. TTM مفهومسازی از نحوه و دلایل وقوع تغییر در طول زمان را از طریق شش مرحله فراهم میکند: پیشتأملی، تأملی، آمادگی، اقدام، نگهداری و پایان (پروچاسکا و ولیسر، ۱۹۹۷).
در طول مرحله پیشتأملی، افراد قصد ندارند در آینده قابل پیشبینی (معمولاً ۶ ماه اندازهگیری میشود) اقدامی انجام دهند. دانشآموزان در مرحله پیشتأملی ممکن است از روشهایی که رفتارها یا تصمیمات فعلی آنها تأثیرات منفی بر رشد تحصیلی یا شخصی آنها اعمال میکند، بیاطلاع باشند، یا ممکن است در گذشته بدون موفقیت تغییر را امتحان کرده باشند.
در مرحله تأملی، فرد قصد تغییر در ۶ ماه آینده را دارد. یک دانشآموز در مرحله تأملی ممکن است از مزایای تغییر آگاه باشد، اما همچنین از معایب مرتبط با آن آگاه است.
آمادگی شامل قصد انجام اقدام در آینده نزدیک، معمولاً در ماه آینده است. دانشآموزان در مرحله آمادگی یک برنامه عمل برای ایجاد تغییر توسعه میدهند.
در مرحله اقدام، دانشآموز در ۶ ماه گذشته تغییراتی در رفتار ایجاد کرده است.
نگهداری شامل کار برای جلوگیری از عود است و تخمین زده میشود که از ۶ ماه تا ۵ سال طول بکشد (پروچاسکا و ولیسر، ۱۹۹۷). مشاوری که مرحله تغییر دانشآموز را میداند، میتواند راهبردهای MI مناسب را تعیین کند (جدول ۵.۱ را ببینید).
جدول ۵.۱. مراحل تغییر و راهبردهای مصاحبه انگیزشی
| مرحله تغییر | راهبردهای مصاحبه انگیزشی |
|---|---|
| پیشتأملی | • ایجاد ارتباط • برانگیختن درک دانشآموز از مشکل • بررسی مزایا و معایب رفتار • ابراز نگرانی، بازگذاشتنِ درِ گفتوگو |
| دانشآموز نه تمایلی به تغییر دارد، نه توانش را، و نه به آن متعهد است. | |
| تأملی | • بحث در مورد دوسوگرایی • بررسی ارزشهای دانشآموز در ارتباط با تغییر • تأکید بر انتخاب آزاد دانشآموز |
| دانشآموز نگرانیها را تأیید میکند و تغییر را در نظر میگیرد. | |
| آمادگی | • روشنسازی اهداف و راهبردهای تغییر • ارائه منوی گزینهها برای تغییر • جلب حمایت اجتماعی |
| دانشآموز متعهد به ایجاد تغییر در آینده نزدیک است. | |
| اقدام | • تشویق دانشآموز به حفظ رفتار • کمک به شناسایی موقعیتهای پرخطر • کمک به یافتن حمایت برای تغییر |
منبع: مرکز درمان سوءمصرف مواد (۱۹۹۹).
بهترین شیوهها
مشاوران تحصیلی باید در چارچوبهای نظری و بهترین شیوههایی که بر نیازهای تحصیلی و شغلی دانشآموزان تأثیر میگذارد، آگاه و ماهر باشند. مشاوران تحصیلی نظریههای رشد دانشآموز، راهبردها و مداخلات را بر اساس عوامل متعددی انتخاب میکنند: نقاط قوت مشاور، مهارتها و پایگاه دانش در محتوای آموزشی و همچنین نیازها و سطوح رشدی دانشآموز. آنها چالش پذیرش رویکردی را میپذیرند که به آنها در انجام مسئولیت مهم خود در «حمایت و تسهیل برنامهریزی تحصیلی و شغلی دانشآموزان» کمک میکند (هاگی و هاگی، ۲۰۰۹، ص. ۱).
MI یک رویکرد مؤثر ارائه میدهد و چارچوبی برای الهامبخشی و ترویج موفقیت فراهم میکند. انعطافپذیری، خلاقیت و توانایی تفکر راهبردی برای موفقیت در نیروی کار آینده حیاتی است. کاسنر-لوتو و بارینگتون (۲۰۰۶) بر دانش و مهارتهای زیر تأکید کردند که تحقیقات نشان داده است برای موفقیت شغلی آینده مهمترین هستند: الف) تفکر انتقادی و حل مسئله، ب) کاربرد فناوری اطلاعات، ج) مهارت در کار تیمی و همکاری، د) خلاقیت و نوآوری، و ه) قدردانی از تنوع. علاوه بر این، فلر و اوبروبا (۲۰۰۹) بیان کردند که «تعهد به بیشینهسازیِ نقاط قوت دانشآموزان، بیان اهداف ملموس، و ایجاد برنامههای عمل، نحوه افزودن ارزش توسط مشاوران را نشان میدهد» (صص. ۳۹-۴۰). رویکرد MI راهبردهای مناسبی برای ساخت مهارت و ارزش افزوده ارائه میدهد.
پاسخ مصاحبه انگیزشی
از آنجا که محل کار و اقتصاد کسانی را میطلبد که فرآیندهای یادگیری و تغییرِ مادامالعمر را ارج مینهند، دانشآموزان باید زمانی که یک مرکز آموزشی را ترک میکنند، برای انتقال در طول زندگی شخصی و حرفهای خود آماده شوند، و برنامههای مشاوره، که از طریق بینش متفکرانه ایجاد شده و با بالغ شدن دانشآموز تکامل مییابند، باید اهداف رفتار تغییر را در بر گیرند. برنامه مشاوره مبتنی بر همکاری بین مشاور و دانشآموز، نیازمند آن است که دانشآموزان اهداف بلندمدت و کوتاهمدت خاص را بیان کنند، موانع دستیابی به حداکثر موفقیت را در نظر بگیرند، و راهحلهای خاصی را برای غلبه بر موانع فهرست کنند (فیگلر و بولز، ۲۰۰۷). برنامهها باید شامل بحثهایی در مورد شبکه و سیستمهای حمایتی دانشآموز برای موفقیت در رفتارهای تغییر باشد. فلر و اوبروبا (۲۰۰۹) توصیه کردند که مشاوران تکالیف خانگی ارائه دهند که یادگیری را به عنوان یک فرآیند مادامالعمر تقویت کند و دانشآموزان را در مراحل لازم برای دستیابی به اهداف بلندمدت درگیر نگه دارد.
سناریوهای مصاحبه انگیزشی
سناریوی I
یک دانشآموز سال دوم نسل اول به نام رایلی پیش مشاوری به نام اسکایلار میآید و میگوید: «من در دو تا از کلاسهایم مشکل دارم. در یکی از آنها نمیفهمم استاد در مورد چه چیزی صحبت میکند، اما این یک درس الزامی در رشته من است. دیگری فقط یک درس عمومی است، اما من مدام نمرات پایینی در تکالیف نوشتاری میگیرم. من همیشه در متوسطهٔ اول در نوشتن خوب بودم. اگر ضعیف عمل کنم، این معدل مرا پایین میآورد، و من ترم گذشته از مشروطی خارج شدم. میخواهم در رشتهام بمانم، اما نمیدانم آیا میتوانم این یک درس را پاس کنم و این واقعاً خانوادهام را ناامید میکند. به نظرت چه کار کنم؟»
در این سناریو، اسکایلار بر اساس همکاری و احترام متقابل با رایلی ارتباط برقرار میکند. اسکایلار با استفاده از لحن صدای غیرقضاوتی و نشان دادن علاقه واقعی، رایلی را در بحثی درباره اهداف، مسائل، ارزشها، رفتارها و همچنین نیاز و انگیزه برای تغییر درگیر میکند. ابتدا، اسکایلار میتواند جلسه را با یکی از پیشنهادات زیر، با هدف تنظیم دستور کار و روشنسازی مسائل ارائهشده برای رایلی آغاز کند:
- از هدف شغلی نهاییات برایم بگو. نقاط قوتات را چگونه میبینی؟ علایقات را توصیف کن.
- تو را تحسین میکنم که برای بحث در مورد این مسائل تحصیلی مهم با من ملاقات کردی. شجاعت میخواهد که در مورد موضوعات دشوار صادق باشی.
- اهداف تحصیلیات چیست؟ به طور خاص، هدف تو برای نمره در هر یک از درسها چیست؟
اسکایلار میتواند به طور خاص با رتبهبندی شروع کند: «در مقیاس ۰ تا ۱۰، که ۰ به معنای اصلاً مهم نیست و ۱۰ به معنای بسیار مهم است، بهبود تحصیلات و کسب نمره B در هر درس چقدر برایت مهم است؟» اگر رایلی با گفتن «۹» پاسخ دهد، اسکایلار با پرسیدن «چه چیزی مانع از ۱۰ شدن آن میشود؟» و «برای رسیدن به ۱۰ چه چیزی لازم است؟» پیگیری میکند. پاسخ «۱۰» به این معنی است که رایلی احتمالاً درک خوبی از نیاز به تغییر دارد و برای ادامه بحث به سمت اجرای آن باز است. عملیاتیسازی برنامه برای رایلی شامل تغییر رفتارهایی است که موانعی برای موفقیت تحصیلی ایجاد میکنند، تعهد به درگیر شدن در رفتارهای جدید، که ممکن است شامل درگیر کردن دیگران باشد، پیگیری تعهد با نوشتن یک برنامه عمل، و در نهایت تکمیل عمل. گفتار تغییر میتواند به شرح زیر پیش رود:
اسکایلار: «به نظرت دو رفتار حیاتی که باید برای بهبود وضعیت تحصیلیات تغییر دهی کدامند؟ رفتارهای فعلیات چگونه با اهداف شغلیات همخوانی دارد؟»
رایلی: «احتمالاً باید بیرونرفتنِ شبهای چهارشنبه و پنجشنبه تا دیروقت و غیبت از کلاسهای صبحِ روز بعد را کنار بگذارم. همچنین وقتی سعی میکنم مطالعه کنم، حواسام پرت میشود.»
اسکایلار: «روایتِ خودت را از شبهایی که تصمیم میگیری با دوستانت بیرون بروی برایم تعریف کن. تفسیر تو از مزایای آن شبها چیست؟»
در طول بحث با رایلی در مورد اصلاح رفتار، اسکایلار آگاهیِ بیشتری از روشهایی که این شببیداریها بر اهداف تحصیلیِ رایلی اثر میگذارد پدید میآورد. با هدف افزایش انگیزه و تعهد رایلی به تغییر، اسکایلار جملات برانگیزانندهای مانند مثالهای زیر بیان میکند:
- میشنوم که میگویی همهٔ دوستانت شبها بیرون میروند. این بیرونرفتنها به تو کمک میکند آرام شوی و به مشکلاتِ درسهایت، استرسِ مدرسه و سرخوردگی از نمراتت فکر نکنی. از وقتگذراندن با دوستانت لذت میبری چون از نشستن در اتاق و مطالعهٔ درسهایی که دوستشان نداری سرگرمکنندهتر است. به نظر میرسد شاید از تنهایی بترسی؛ از اینکه خانه بمانی و درس بخوانی در حالی که بقیه بیروناند.
- در گذشته، سودِ بیرونرفتن با دوستانت در طول هفته بیشتر از زیانش بود. بیرون رفتن کمک میکرد دربارهٔ زندگی اجتماعیات حس خوبی داشته باشی و با نداشتنِ نمرات دلخواه کنار بیایی. اما حالا به نظر میرسد این بیرونرفتنهای میانهفته فقط نمراتت را بدتر میکند و شاید باعث میشود در مورد درسهایت و واقعیت مجبور شدن به ترک مدرسه به دلایل تحصیلی، اضطراب بیشتری داشته باشی.
اسکایلار میتواند با استفاده از یک بازتاب دوطرفه به رایلی در بازتاب دوسوگرایی برای تغییر کمک کند: «از یک طرف، میشنوم که میگویی متوجه میشوی اگر نمراتات بهبود نیابد، احتمالاً مجبور به ترک مدرسه خواهی شد. از طرف دیگر، از بیرونرفتنِ میانهفته با دوستانت لذت میبری. و باور داری میان همین بیرونرفتنهای میانهفته و نمراتت رابطهٔ مستقیمی هست.»
تشویق مداوم یک دانشآموز به در نظر گرفتن آینده به او کمک میکند تا بر اهداف بلندمدت و کوتاهمدت متمرکز بماند. اسکایلار با سوالات زیر، رایلی را به سمت دیدن دو نتیجه افراطی هدایت میکند:
- اگر بیرونرفتنِ شبهای هفته را کنار بگذاری، بدترین اتفاقی که میتواند بیفتد چیست؟
- اگر بیرونرفتنِ شبهای هفته را کنار بگذاری، بهترین اتفاقی که میتواند بیفتد چیست؟
- چشمانت را ببند و یک دقیقه در نظر بگیر که زندگیات اگر این رفتارها را دقیقاً همانطور که میخواهی تغییر دهی، چگونه خواهد بود.
این رشتهٔ پرسشها دانشآموز را تشویق میکند تا تفاوتهای ایجادشده توسط تغییر رفتار را ببیند و احساس کند. اذعان به نیاز به تغییر و بیان تمایل به انجام آن گاهی با قصد تغییر همخوانی ندارد. یک مشاور باید با ارزیابی زبان دانشآموز، قدرت تعهد به تغییر را اندازهگیری کند. افعالی که نشاندهنده تعهد بالا به تغییر هستند عبارتند از: خواهم کرد، قصد دارم، برنامه دارم، تضمین میکنم، عزم دارم، قسم میخورم و قول میدهم.
تغییر دشوار است. دانشآموزان که گاهی از شکست میترسند، ترجیح میدهند رفتارهای آشنا اما ناکارآمد را حفظ کنند تا اینکه خطر پذیرش رفتارهای جدید با پیامدهای ناشناخته را بپذیرند. مشاور میتواند با ابراز خوشبینی در مورد توانایی دانشآموز برای موفقیت در فرآیند تغییر کمک کند.
به طور خاص، اسکایلار باید هرگونه تمایل رایلی به رد فشار همسالان را تأیید کند و شجاعت و سختکوشی لازم برای ایجاد تغییرات برای دستیابی به اهداف مهم را تصدیق کند. اسکایلار ممکن است استفاده از برخی از پرسشهای زیر را با رایلی در نظر بگیرد:
- چه اهداف دشواری را در گذشته به دست آوردهای؟ از چه راهبردهایی برای موفقیت با آن اهداف استفاده کردی؟
- آیا میتوانی بیشتر در این مورد به من بگویی؟
- ترم گذشته چه راهبردهایی برایت کار کرد؟
- دوست داری این ترم چه چیزی تغییر کند؟
مشاوران باید تصمیمات خوبی را که دانشآموز در ترمهای گذشته گرفته است، تأیید کنند. وقتی دانشآموزان به موفقیت تحصیلی مورد انتظار دست نمییابند، گاهی احساس شرمندگی میکنند و از جملات تأییدکننده مشاور قدردانی میکنند.
دانشآموزان در صورت داشتن خودکارآمدی قوی، بیشتر درگیر تغییر میشوند و آن را حفظ میکنند. مشاوران میتوانند با ترغیب دانشآموزان به بیان موفقیتهای خود، خودکارآمدی را تقویت کنند:
- در گذشته تصمیمات خوب و نمرات خوبی گرفتهای. مطمئنم که باز هم میتوانی تصمیمات خوب و نمرات خوبی بگیری.
- بزرگترین موفقیت تحصیلیات در مدرسه چه بوده است؟
- در گذشته وقتی مشکلات تحصیلی را تجربه کردی، چه چیزی بیشتر برایت مؤثر بود؟
به طور خاص، اسکایلار ممکن است از ترغیبهای فکری با هدف تقویت خودکارآمدی رایلی برای تغییر استفاده کند:
- مزایا و معایبی برای ایجاد تغییرات رفتاری در زندگیات وجود دارد. برای رسیدن به اهدافات، به نظر میرسد که باید رفتارهایی را که برایت کار نمیکنند، تغییر دهی.
- جنبههای نه چندان خوب تغییر چیست؟
- چه چیزی را دوست نخواهی داشت؟
- این چگونه بر تو تأثیر میگذارد؟
- جنبههای خوب تغییر چیست؟
- چگونه بر تو تأثیر میگذارد؟
- میشنوم که میگویی اگر تصمیم بگیری شبها بیرون نروی و خانه بمانی و ابزارهای مطالعه متفاوتی را پیادهسازی کنی، میتوانی انرژی بیشتری برای اختصاص به فرآیند مطالعه داشته باشی، زمان بیشتری برای ملاقات با یک معلم خصوصی داشته باشی، و فرصت بیشتری برای افزایش یادگیری و عملکرد تحصیلیات داشته باشی. با این حال، ایجاد این تغییر به معنای یافتن راهبردهای جدید برای مقابله با استرس زندگی و زمانهای دیگر برای گذراندن وقت با دوستانت در محیطهای اجتماعی است.
یک دانشآموز ممکن است جملات ناهماهنگی را بدون اینکه از نظر شناختی از تعارض آگاه باشد، بیان کند. یک مشاور ماهر با لحنی دلسوزانه اما نه قضاوتگرانه و نه عصبانی، دانشآموز را از ناهمخوانیهای موجود در افکار، احساسات، رفتارها یا اهداف بر اساس اظهارات یا اقدامات قبلی آگاه میکند. اسکایلار با ارائه تناقضات به رایلی کمک میکند تا مسائل پنهان را کشف و برطرف کند. از طریق آگاهی بیشتر از رفتارهای ناسازگار با اهداف و ارزشها، دانشآموزان ممکن است رشدی را تجربه کنند که منجر به تغییر میشود. بنابراین، اسکایلار ممکن است به رایلی اشاره کند، «من نگران هستم زیرا از یک طرف، میگویی میخواهی نمراتات را بهبود بخشی و در درسهایت B بگیری. از طرف دیگر، همین الان به من گفتی چهارشنبه و پنجشنبهشب تا دیروقت با دوستانت بیرون بودهای و کلاسهای صبحِ پنجشنبه و جمعه را غیبت کردهای.»
اسکایلار سپس به دنبال درگیر کردن رایلی در گفتار تغییر و تقویت میل و جهت بحث با درخواست توضیحات در مورد تنظیمات مورد نیاز، تجارب گذشته، و نکات مثبت مهمی که میتواند از کمکردنِ بیرونرفتنهای شبهای هفته حاصل شود، خواهد بود. بحث میتواند شامل عبارات و سوالات مشاور زیر باشد:
- معمولاً بیش از یک راه عمل ممکن وجود دارد.
- میتوانم به تو بگویم که چه چیزی برای دیگران مؤثر بوده است.
- تو بهترین قاضی برای تشخیص آنچه برایت مؤثر است، هستی.
- بیایید در مورد چند ایده و راهبرد فکر کنیم. ممکن است برخی از موانعی که باعث میشوند این ایدهها موفق نباشند، چه باشند؟
- من ایدههایی در مورد چگونگی بهبود عادات تحصیلی، مهارتهای مطالعه و نمراتات دارم. با این حال، من به ایدههای تو علاقهمندم. چه چیزی میتوانی پیشنهاد کنی؟
- به نظرت چه چیزی با ترجیحات یادگیری، نقاط قوت، علایق و علایقات بیشتر سازگار است؟
- فکر میکنی چه کاری میتوانی انجام دهی یا چه کاری میتوانی انجام دهی؟
- کدام راهحل برای تو منطقیتر است؟
- آخرین باری که سعی کردی تغییری در رفتارت ایجاد کنی، چه اتفاقی افتاد؟
- این بار چگونه متفاوت خواهد بود؟
- بیایید در مورد راهبردهای خاص زمانی که موانع دوباره راه موفقیت را سد کردند، دقیق باشیم.
یک مشاور میتواند با نوشتن اهداف روی کاغذ و درخواست از دانشآموز برای امضای سند، تعهد دانشآموز را به تغییر افزایش دهد. چنین مستندسازی همچنین اهداف را ملموستر میکند. اسکایلار ممکن است راهبرد زیر را با رایلی پیادهسازی کند:
«رایلی، لطفاً سه عبارت در مورد تغییراتی که قصد داری در هفته آینده، ماه آینده و شش ماه آینده انجام دهی، بنویس.»
پس از پاسخ رایلی، اسکایلار میتواند ادامه دهد:
ممکن است از خدمات تدریس خصوصی برنامهریزیشده در این ترم در مرکز یادگیری مدرسه آگاه نباشی. من یک نسخه از برنامه را برای به اشتراک گذاشتن با تو دارم. علاوه بر این، من یک کتابچه راهنمای مهارتهای مطالعه و راهبردهای مدیریت زمان به تو میدهم. تو را تشویق میکنم که بعدازظهرهای چهارشنبه و پنجشنبه را با معلم خصوصی در مرکز یادگیری مدرسه بگذرانی. از آنجا که ریزنمرات تو را دیدهام و میدانم در سالهای گذشته از نظر تحصیلی موفق بودهای، و شنیدهام که میگویی تحصیلاتت برای اهداف شغلیات حیاتی است، مطمئنم که میتوانی در این درسها B بگیری. شما تمایل ۹ و شاید ۱۰ را در مقیاس تمایل به تغییر رفتارها نشان دادی. میل و تمایل تو وجود دارد. البته تصمیمات برای ایجاد تغییرات، تصمیماتی هستند که باید خودت بگیری. من اینجا هستم تا کمک و حمایت کنم. با این حال، تو کسی خواهی بود که باید تا آخر عمر با پیامدهای تصمیماتات زندگی کنی.
خلاصه
فرید (۲۰۰۶) بیان کرد که یکی از مهمترین اهداف نظام آموزشی، تغییر دانشآموز از نظر ذهنی، جسمی و عاطفی و ارتقای هر جنبه به سطح بالاتر است. مشاوران تحصیلی دارای توانایی توانمندسازی دانشآموزان از نظر تحصیلی، شخصی و اجتماعی هستند تا به فرصتهای شغلی و حرفهای پیشرفته منجر شود. MI رویکردی را ارائه میدهد که مشاوران تحصیلی میتوانند برای کمک در این فرآیند تغییر اجرا کنند.