پرش به محتوای اصلی

آمار (انسانی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

شاخص‌های آماری اقتصادی

شاخص معیاری است که تغییرات نسبی در جامعه را نشان می‌دهد و امکان مقایسه در طول زمان را فراهم می‌کند.

خط فقر:

خط فقر=میانه یا میانگین درآمد ماهانه2\text{خط فقر} = \frac{\text{میانه یا میانگین درآمد ماهانه}}{2}

کتاب هر دو تعریف (نصف میانه / نصف میانگین) را می‌پذیرد؛ در حل مسئله باید مشخص کنی کدام روش خواسته شده است.

شاخص بهای کالاها (CPI): نسبت هزینهٔ خرید یک سبد ثابت کالا در سال جاری به سال پایه، ضربدر ۱۰۰:

CPI=(قیمت جاری×مقدار مصرف پایه)(قیمت پایه×مقدار مصرف پایه)×100\text{CPI} = \frac{\sum(\text{قیمت جاری}\times\text{مقدار مصرف پایه})}{\sum(\text{قیمت پایه}\times\text{مقدار مصرف پایه})} \times 100

مقدار مصرف همیشه از سال پایه ثابت می‌ماند. مثال: با نان (قیمت پایه ۱۰۰۰ به جاری ۱۵۰۰ ریال، مصرف ۲۰۰ کیلو) و گوشت (۵۰۰۰۰ به ۷۰۰۰۰ ریال، مصرف ۸۰ کیلو)، CPI140.5\text{CPI}\approx140.5 یعنی سطح قیمت‌ها نسبت به سال پایه ۴۰.۵٪ افزایش یافته است.

نرخ تورم:

نرخ تورم=CPI سال جاریCPI سال پایه\boxed{\text{نرخ تورم} = \text{CPI سال جاری} - \text{CPI سال پایه}}

تورم تفاضل CPI دو سال است، نه نسبت؛ اگر CPI از ۲۰۰ به ۲۴۰ برسد، تورم ۴۰٪ است نه ۲۴۰٪.

نرخ بیکاری:

نرخ بیکاری=جمعیت بیکارجمعیت فعال×100\boxed{\text{نرخ بیکاری} = \frac{\text{جمعیت بیکار}}{\text{جمعیت فعال}} \times 100}

جمعیت فعال = شاغلان + بیکاران؛ افرادی که اصلاً دنبال کار نمی‌گردند (مثل خانه‌داران) جزء جمعیت غیرفعالاند و در این محاسبه نمی‌آیند.

شاخص تودهٔ بدنی: BMI=وزن (kg)قد2(m)BMI=\dfrac{\text{وزن (kg)}}{\text{قد}^2\text{(m)}} — قد باید به متر تبدیل شود، سپس به توان ۲ برسد؛ بازهٔ طبیعی ۱۸.۵ تا ۲۴.۹ است. مثال: وزن ۶۲ کیلو، قد ۱.۷۷ متر ← BMI19.8BMI\approx19.8، طبیعی.

شاخص خوانایی: 0.4×(میانگین کلمات هر جمله+درصد کلمات دشوار)0.4\times(\text{میانگین کلمات هر جمله}+\text{درصد کلمات دشوار}) عددی بین ۱ تا ۱۲ می‌دهد که معادل پایهٔ تحصیلی مناسب خواننده است.


سری‌های زمانی

سری زمانی: مجموعه داده‌هایی که در فواصل زمانی مساوی و منظم گردآوری شده‌اند (مثل دمای هوا در هر روز)؛ داده‌های بدون فاصلهٔ زمانی منظم سری زمانی نیستند.

در نمودار سری زمانی، نقاط را با پاره‌خط به هم وصل می‌کنیم چون بین دو لحظهٔ اندازه‌گیری، پدیده ادامه داشته است. الگوها سه دسته‌اند: خطی (روند یکنواخت)، تناوبی (تکرار دوره‌ای) و نامنظم.

درون‌یابی (تخمین بین دو دادهٔ موجود، با فرض تغییر خطی):

y=y1+y2y1x2x1(xx1)y = y_1 + \frac{y_2 - y_1}{x_2 - x_1}(x - x_1)

مثال: تعداد مشتریان ساعت ۹ برابر ۳۵۰ و ساعت ۱۱ برابر ۵۷۰ نفر؛ برای ساعت ۱۰: y=350+2202(1)=460y=350+\frac{220}{2}(1)=460 نفر.

برون‌یابی (تخمین خارج از بازهٔ داده‌ها): خطی از نقطهٔ میانگین (xˉ,yˉ)(\bar{x},\bar{y}) به آخرین نقطهٔ داده رسم می‌شود و معادلهٔ آن برای پیش‌بینی استفاده می‌شود.

خطای تخمین همیشه با قدرمطلق سنجیده می‌شود:

خطا=مقدار واقعیمقدار تخمینی\text{خطا} = |\text{مقدار واقعی} - \text{مقدار تخمینی}|

درون‌یابی و برون‌یابی خطی تنها وقتی دقیق‌اند که نمودار واقعاً خطی باشد؛ برای الگوی تناوبی یا نامنظم، برون‌یابی خطی گمراه‌کننده است.

نکات کنکوری جمع‌بندی: خط فقر ← دقت کن نصف میانه خواسته شده یا نصف میانگین؛ نرخ بیکاری ← مخرج جمعیت فعال است نه کل جمعیت؛ سری زمانی ← فاصلهٔ زمانی باید مساوی و منظم باشد وگرنه اصلاً سری زمانی نیست.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. مثال «داشبورد خودرو» در توضیح مفهوم شاخص آماری، برای نشان‌دادن کدام ایده به کار می‌رود؟

  • از میان اطلاعات فراوان، فقط معیارهای مهم نمایش داده می‌شوند
  • هر شاخص باید به صورت نمودار دایره‌ای نمایش داده شود
  • شاخص همیشه از چند متغیر مستقل ساخته می‌شود
  • شاخص فقط در فیزیک و مهندسی به کار می‌رود

پاسخنامه‌ی تحلیلی

داشبورد خودرو همهٔ جزئیات موتور را نشان نمی‌دهد؛ فقط چند معیار مهم مثل سرعت و دما را نمایش می‌دهد. شاخص آماری هم دقیقاً همین نقش را دارد: از میان اطلاعات فراوان، فقط معیارهای کلیدی و خلاصه را ارائه می‌کند. تلهٔ تستی: گزینه‌هایی که شاخص را به یک حوزهٔ خاص (مثل فیزیک) یا یک نوع نمودار خاص محدود می‌کنند، نادرستند — این مثال دربارهٔ خلاصه‌سازی است، نه محدودیتِ حوزه.

2. اگر درآمدهای ماهانه 5 خانوار به هزار تومان برابر 1200، 1600، 2200، 2600 و 3000 باشد، خط فقر بر اساس نصف میانه کدام است؟

  • 1300
  • 1500
  • 800
  • 1100

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دادهٔ مرتب‌شده ۵تایی است، پس میانه همان دادهٔ سوم یعنی ۲۲۰۰ است؛ خط فقر بر پایهٔ نصف میانه برابر ۲۲۰۰/۲ = ۱۱۰۰ هزار تومان می‌شود. تلهٔ تستی: پیش از یافتن میانه، حتماً داده‌ها را مرتب کنید؛ اینجا داده‌ها از قبل مرتب‌اند اما در سؤال‌های مشابه اغلب به‌عمد نامرتب داده می‌شوند.

3. در مجموعه داده‌های 1000، 1000، 2000، 3000، 5000، 7000، میانه درآمد کدام است؟

  • 3000
  • 3500
  • 2000
  • 2500

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دادهٔ مرتب‌شده ۶تایی (زوج) است؛ میانه برابر میانگین دو دادهٔ میانی (سوم و چهارم) یعنی (۲۰۰۰+۳۰۰۰)/۲ = ۲۵۰۰ می‌شود. تلهٔ تستی: برای تعداد زوج داده، میانه یک عدد از میان داده‌ها نیست، بلکه میانگین دو دادهٔ وسط است — این تفاوت با حالتِ فرد رایج‌ترین تلهٔ این نوع سؤال است.

4. در داده‌های مرتب‌شده 800، 1200، 1200، 1600، 2400، 3200، 4000، خط فقر بر اساس نصف میانه چقدر است؟

  • 600
  • 800
  • 1200
  • 1600

پاسخنامه‌ی تحلیلی

این مجموعه ۷ داده (فرد) دارد؛ میانه دادهٔ چهارم یعنی ۱۶۰۰ است، پس خطِ فقر بر پایهٔ نصفِ میانه برابر ۱۶۰۰/۲ = ۸۰۰ می‌شود. وارسیِ مستقل: سه داده (۸۰۰، ۱۲۰۰، ۱۲۰۰) پیش از ۱۶۰۰ و سه داده (۲۴۰۰، ۳۲۰۰، ۴۰۰۰) پس از آن قرار دارند؛ تقارنِ سه‌به‌سه تأیید می‌کند که ۱۶۰۰ میانه است ✓. ردِ بقیه: «۶۰۰» از نصف‌کردنِ ۱۲۰۰ (دادهٔ سوم، که مُد است نه میانه) می‌آید. «۱۲۰۰» خودِ آن دادهٔ سوم است و اصلاً نصف نشده. «۱۶۰۰» خودِ میانه است؛ یعنی گامِ آخر (تقسیم بر ۲) فراموش شده. تلهٔ تستی: در دادهٔ فردتعداد، میانه یکی از خودِ داده‌هاست و نیازی به میانگین‌گیری ندارد؛ ولی مکانِ آن دادهٔ (n+۱)/۲ اُم است، یعنی اینجا چهارمی — نه سومی که در وسطِ نگاهِ سرسری به چشم می‌آید.

5. اگر درآمدهای ماهانه افراد جامعه 2، 4، 6، 8 و 20 میلیون تومان باشد، کدام عبارت درست است؟

  • میانه و میانگین برابرند
  • نصف میانگین از نصف میانه کوچک‌تر است
  • نصف میانگین از نصف میانه بزرگ‌تر است
  • نمی‌توان میانه را محاسبه کرد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

میانه دادهٔ سوم یعنی ۶ است، پس نصف میانه ۳ می‌شود؛ میانگین برابر (۲+۴+۶+۸+۲۰)/۵=۸ است، پس نصف میانگین ۴ می‌شود؛ در نتیجه نصف میانگین از نصف میانه بزرگ‌تر است. تلهٔ تستی: دادهٔ پرت (۲۰) فقط روی میانگین اثر زیادی می‌گذارد، نه روی میانه — این همان دلیلی است که این دو معیار در وجود دادهٔ پرت از هم فاصله می‌گیرند.

6. اگر CPI یک سال برابر 175 باشد، تفسیر درست آن چیست؟

  • سطح قیمت‌ها نسبت به سال پایه 75 درصد افزایش یافته است
  • نرخ تورم همان سال دقیقاً 175 درصد است
  • قدرت خرید دقیقاً 175 برابر شده است
  • سطح قیمت‌ها 175 درصد کمتر از سال پایه است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

CPI=۱۷۵ یعنی هزینهٔ همان سبد نسبت به سال پایه ۱٫۷۵ برابر شده، یعنی سطح قیمت ۷۵ درصد (نه ۱۷۵ درصد) افزایش یافته است. تلهٔ تستی: نرخ تورم از تفاضل CPI و ۱۰۰ به دست می‌آید (۱۷۵-۱۰۰=۷۵٪)، نه از خودِ عدد CPI.

7. در محاسبه CPI برای دو کالا، کدام رابطه درست است؟

  • میانگین قیمت جاری منهای میانگین قیمت پایه، ضربدر ۱۰۰
  • مجموع قیمت‌های جاری بر مجموع قیمت‌های پایه، ضربدر ۱۰۰
  • مجموع (قیمت جاری×مقدار پایه) بر مجموع (قیمت پایه×مقدار پایه)، ضربدر ۱۰۰
  • مجموع مقدارهای جاری بر مجموع مقدارهای پایه، ضربدر ۱۰۰

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فرمول استاندارد CPI برای چند کالا برابر است با: مجموع (قیمت جاری × مقدار پایه) تقسیم بر مجموع (قیمت پایه × مقدار پایه)، ضرب‌در ۱۰۰. تلهٔ تستی: در هر دو صورت و مخرج کسر باید از «مقدار مصرف سال پایه» استفاده شود، نه مقدار مصرف جاری — تغییر این مقدار، فرمول را کاملاً خراب می‌کند.

8. اگر CPI از 180 به 225 برسد، نرخ تورم کدام است؟

  • 45 درصد
  • 125 درصد
  • 225 درصد
  • 25 درصد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نرخِ تورم یعنی «درصدِ تغییرِ شاخصِ قیمت نسبت به دورهٔ قبل»، پس مبنای درصدگیری همان CPI دورهٔ قبل است: نرخِ تورم = ((CPI جدید − CPI قبل)/CPI قبل)×۱۰۰ = ((۲۲۵−۱۸۰)/۱۸۰)×۱۰۰ = (۴۵/۱۸۰)×۱۰۰ = ۲۵ درصد. وارسیِ مستقل: اگر سطحِ قیمت‌ها ۲۵٪ رشد کند، CPI باید در ۱٫۲۵ ضرب شود؛ ۱۸۰×۱٫۲۵=۲۲۵ ✓ — دقیقاً همان عددِ صورتِ سؤال. ردِ بقیه: «۴۵ درصد» تفاضلِ خامِ دو شاخص (۲۲۵−۱۸۰) است و فقط وقتی نرخِ تورم می‌شود که شاخصِ دورهٔ قبل دقیقاً ۱۰۰ باشد — اینجا ۱۸۰ است، نه ۱۰۰. «۱۲۵ درصد» عددِ نسبتِ ۲۲۵/۱۸۰=۱٫۲۵ است که ضرب‌در ۱۰۰ شده ولی از آن یک واحد (۱۰۰٪ اولیه) کم نشده است. «۲۲۵ درصد» خودِ سطحِ شاخص است، نه مقدارِ تغییرِ آن. تلهٔ تستی: تفاضلِ CPI فقط در سالِ پایه (که CPI=۱۰۰ است) با نرخِ تورم یکی درمی‌آید؛ برای دو سالِ غیرپایه حتماً باید بر CPI سالِ قبل تقسیم کرد.

9. اگر CPI سال جاری 240 و سال پایه 100 باشد، کدام تفسیر درست است؟

  • تورم ۱۴۰ درصد است طبق این داده
  • تورم ۱۰۰ درصد است طبق این داده
  • قدرت خرید ۱۴۰ درصد زیاد شده است
  • تورم ۲۴۰ درصد است طبق این داده

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نرخ تورم از تفاضل ۲۴۰ و ۱۰۰ به دست می‌آید، یعنی ۱۴۰ درصد. تلهٔ تستی: اشتباه رایج این است که خودِ عدد ۲۴۰ را به‌عنوان نرخ تورم گزارش کنند، در حالی‌که ۲۴۰ فقط سطح شاخص است.

10. قدرت خرید واقعی مبلغ 500000 تومان در سالی با CPI=125 تقریباً چقدر است؟

  • 500000 تومان
  • 625000 تومان
  • 375000 تومان
  • 400000 تومان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قدرت خرید واقعی = ۵۰۰۰۰۰/(۱۲۵/۱۰۰) = ۵۰۰۰۰۰/۱٫۲۵ = ۴۰۰۰۰۰ تومان. تلهٔ تستی: باید بر CPI/۱۰۰ تقسیم کرد، نه بر خودِ CPI (۵۰۰۰۰۰/۱۲۵ عددی بی‌معنا و بسیار کوچک می‌دهد).

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان