پرش به محتوای اصلی

معادلۀ درجۀ دوم

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

معادله چیست؟

معادله تساوی‌ای است که حداقل یک مجهول دارد؛ مقداری که آن را به تساوی عددی درست تبدیل کند، جواب یا ریشه نام دارد. معادله با عبارت جبری فرق دارد — معادله حتماً علامت == دارد.

معادلهٔ درجهٔ اول: ax+b=0 (a0)ax+b=0\ (a\neq0) با تنها جواب x=b/ax=-b/a و دقیقاً یک جواب.

معادلهٔ درجهٔ دوم: ax2+bx+c=0 (a0)ax^2+bx+c=0\ (a\neq0) می‌تواند ۰، ۱ یا ۲ جواب داشته باشد.

مثال مدل‌سازی (سن نیما و کیان): نیما ۳ سال از کیان بزرگ‌تر است و حاصل‌ضرب سن‌هایشان ۴۰ است:

x(x+3)=40    x2+3x40=0    (x+8)(x5)=0x(x+3)=40 \implies x^2+3x-40=0 \implies (x+8)(x-5)=0

جواب x=8x=-8 چون سن منفی بی‌معناست حذف می‌شود؛ پس کیان ۵ سال و نیما ۸ سال دارد — همیشه در مسائل واقعی جواب منفی را با شرایط مسئله بسنج.


سه روش حل معادلهٔ درجهٔ دوم

۱) تجزیه با اتحادها: اگر c=0c=0 ← جملهٔ مشترک بگیر (x2+6x=x(x+6)=0x^2+6x=x(x+6)=0)؛ اگر b=0b=0 ← مزدوج یا ریشه‌گیری مستقیم (x216=0x=±4x^2-16=0\Rightarrow x=\pm4)؛ حالت کلی ← دو جمله‌ای x2+(a+b)x+ab=(x+a)(x+b)x^2+(a+b)x+ab=(x+a)(x+b). ریشهٔ مضاعف یعنی (x+k)2=0(x+k)^2=0.

۲) مربع کامل: معادله را به شکل (x+k)2=m(x+k)^2=m در می‌آوری — عدد اضافه‌شده همیشه (b2a)2\left(\dfrac{b}{2a}\right)^2 است.

۳) فرمول کلی (دلتا) ⭐ — مهم‌ترین روش:

x=b±Δ2aΔ=b24ac\boxed{x = \frac{-b \pm \sqrt{\Delta}}{2a}} \qquad \Delta = b^2 - 4ac
علامت Δ\Delta تعداد جواب
Δ>0\Delta>0 ۲ جواب حقیقی متمایز
Δ=0\Delta=0 ۱ جواب (ریشهٔ مضاعف)
Δ<0\Delta<0 بدون جواب حقیقی

مثال: 4x2+7x2=0Δ=49+32=81x=7±98x=144x^2+7x-2=0 \Rightarrow \Delta=49+32=81 \Rightarrow x=\dfrac{-7\pm9}{8} \Rightarrow x=\tfrac14 یا x=2x=-2.

روابط ویتا (فراتر از کتاب): برای ریشه‌های x1,x2x_1,x_2:

x1+x2=bax1x2=cax_1+x_2=-\frac{b}{a} \qquad x_1\cdot x_2=\frac{c}{a}

اگر مجموع ضرایب صفر شود (a+b+c=0a+b+c=0)، همیشه x=1x=1 یک جواب است (چون f(1)=a+b+c=0f(1)=a+b+c=0).

نکات کلیدی انتخاب روش:

موقعیت بهترین روش
c=0c=0 جملهٔ مشترک
b=0b=0 ریشه‌گیری مستقیم
معادله فاکتور می‌شود تجزیه
هر معادله‌ای فرمول کلی (دلتا)

کاربرد اقتصادی: سود، هزینه، درآمد

P(x)=R(x)C(x)P(x) = R(x) - C(x)

با C(x)C(x) هزینه، R(x)R(x) درآمد و P(x)P(x) سود. نقطهٔ سربه‌سر جایی است که P(x)=0P(x)=0؛ بین دو ریشهٔ این معادله، کسب‌وکار سود می‌کند.

مثال (کارگاه چتر): P(x)=x2+2000x24000P(x)=-x^2+2000x-24000. اگر هیچ چتری فروخته نشود: P(0)=24,000P(0)=-24{,}000 یعنی کارگاه ۲۴٬۰۰۰ واحد ضرر می‌کند. نقطهٔ سربه‌سر:

x22000x+24000=0Δ=3,904,000x12 یا x1988x^2-2000x+24000=0 \Rightarrow \Delta=3{,}904{,}000 \Rightarrow x\approx12 \text{ یا } x\approx1988

یعنی کارگاه با تولید ۱۲ یا ۱۹۸۸ چتر به نقطهٔ سربه‌سر می‌رسد و بین این دو، سود مثبت است.


معادله‌های شامل عبارت گویا

معادله‌ای که مجهول در مخرج کسر ظاهر شود. این معادلات شرط دارند: مقادیری که مخرج را صفر کنند، حتی اگر از حل به دست بیایند، جواب قابل قبول نیستند.

روش حل — ۴ گام:

  1. همه را به یک طرف ببر: P(x)Q(x)=0\dfrac{P(x)}{Q(x)}=0
  2. مخرج مشترک بگیر
  3. صورت را مساوی صفر قرار بده: P(x)=0P(x)=0 (چون کسر فقط وقتی صفر می‌شود که صورتش صفر شود)
  4. جواب‌ها را در شرط Q(x)0Q(x)\neq0 بررسی کن

مثال (با xx در صورت و مخرج):

x22x+1x25x+46x5x25x+4=0\frac{x^2-2x+1}{x^2-5x+4} - \frac{6x-5}{x^2-5x+4} = 0

مخرج تجزیه می‌شود به (x1)(x4)(x-1)(x-4)، پس شرط: x1x\neq1 و x4x\neq4. صورت مشترک را صفر می‌کنیم:

x28x+6=0    Δ=40    x=4±10x^2-8x+6=0 \implies \Delta=40 \implies x=4\pm\sqrt{10}

هر دو جواب (7.16\approx7.16 و 0.84\approx0.84) در شرط صدق می‌کنند و قابل قبول‌اند.

مثال — یافتن پارامتر: معادلهٔ 1x+1+a=ax+1\dfrac{1}{x+1}+a=\dfrac{a}{x+1} به‌ازای چه aaای دارای جواب x=1x=1 است؟ با جایگذاری x=1x=1: 12+a=a2a=1\tfrac12+a=\tfrac{a}{2} \Rightarrow a=-1. همیشه ابتدا جواب دادهٔ سؤال را جایگذاری کن، پارامتر را بیاب، سپس در شرط بررسی کن.

مثال — مسئلهٔ شیر و استخر: شیر BB استخر را در xx ساعت و شیر AA در x10x-10 ساعت پر می‌کند؛ با هم در ۱۲ ساعت:

1x+1x10=112    x234x+120=0    x=30 یا x=4\frac{1}{x} + \frac{1}{x-10} = \frac{1}{12} \implies x^2-34x+120=0 \implies x=30 \text{ یا } x=4

x=4x=4 رد می‌شود چون x10<0x-10<0 بی‌معنی است؛ پس xB=30x_B=30 و xA=20x_A=20 ساعت. نرخ کار همیشه 1زمان کل\dfrac{1}{\text{زمان کل}} است و نرخ‌ها (نه زمان‌ها) با هم جمع می‌شوند.


مدل‌سازی — ترجمهٔ مسئله به معادله

مهم‌ترین مهارت این فصل: ۱) مجهول را تعریف کن، ۲) روابط را به فارسی بنویس، ۳) به معادله تبدیل کن، ۴) حل کن، ۵) جواب را در متن مسئله بررسی کن — جواب‌های منفی یا بی‌معنی (سن، طول، زمان منفی) باید حذف شوند.

مثال دیگر (تقسیم کیک): با nn نفر، سهم هر نفر 1n\tfrac1n است؛ با اضافه‌شدن یک نفر، سهم به 1n+1\tfrac{1}{n+1} کاهش می‌یابد. اگر این کاهش 16\tfrac16 باشد:

1n1n+1=16    n(n+1)=6    n2+n6=0    n=2 (n=3 رد می‌شود)\frac{1}{n}-\frac{1}{n+1}=\frac16 \implies n(n+1)=6 \implies n^2+n-6=0 \implies n=2 \ (n=-3 \text{ رد می‌شود})

نکات طلایی:

  • قبل از حل، معادله را به شکل استاندارد (=0=0) دربیاور.
  • در معادلات گویا، فراموش‌کردن بررسی شرط رایج‌ترین اشتباه کنکور است.
  • اصل صفر‌بودن حاصل‌ضرب: AB=0    A=0A\cdot B=0 \iff A=0 یا B=0B=0 — پایهٔ تجزیه در تمام دبیرستان.
  • در مسائل واقعی، علامت aa و cc را بررسی کن: اگر c/a<0c/a<0 حتماً دو ریشه با علامت مخالف داری.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. اساسی‌ترین تفاوت میان یک «معادله» و یک «عبارت جبری» در چیست و کاربرد اصلی معادله کدام است؟

  • عبارت جبری مقادیر مشخصی را به عنوان خروجی تولید می‌کند، اما معادله صرفاً رابطه‌ای بدون جواب در ریاضیات است.
  • معادله و عبارت جبری تفاوت ماهوی ندارند و هر دو برای نشان دادن توابع در نمودارهای مختصات استفاده می‌شوند.
  • معادله یک تساوی شامل مجهول است که به ازای مقادیر خاصی درست درمی‌آید، اما عبارت جبری فاقد علامت تساوی است.
  • معادله همیشه دارای دو یا چند متغیر مستقل است، در حالی که عبارت جبری تنها یک متغیر مجهول را در خود جای می‌دهد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

معادله حتماً دارای علامت == است و برای یافتن مقداری که تساوی را برقرار کند (ریشه) استفاده می‌شود، اما عبارت جبری فقط ترکیبی از متغیرها و اعداد است. سایر گزینه‌ها ویژگی‌های غلط را به معادله یا عبارت جبری نسبت می‌دهند (تعداد متغیر، وجود جواب، یا کاربرد در نمودار) که هیچ‌کدام تعریف واقعی این دو مفهوم نیست. تلهٔ تستی: نباید تفاوت معادله و عبارت جبری را با تفاوت «تابع» و «عبارت جبری» اشتباه گرفت؛ معیار اصلی، وجود علامت مساوی در معادله است.

2. در معادله درجه اول ax+b=0ax + b = 0، شرط حیاتی a0a \neq 0 دقیقاً به چه دلیلی در ریاضیات وضع شده است؟

  • زیرا اگر aa صفر باشد، معادله همواره بی‌نهایت جواب حقیقی خواهد داشت و حل آن ناممکن است.
  • برای اینکه عبارت به یک تساوی عددی فاقد متغیر تبدیل نشود و ساختار درجه اول خود را حفظ کند.
  • زیرا متغیر bb در صورت صفر بودن aa، خاصیت قرینه‌پذیری خود را در انتقال به سمت دیگر از دست می‌دهد.
  • به این دلیل که مقدار مجهول همواره باید عددی مثبت باشد و صفر بودن ضریب، آن را منفی می‌کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

اگر a=0a=0 باشد، متغیر xx حذف شده و عبارت به یک گزاره ثابت b=0b=0 تبدیل می‌شود که دیگر معادله درجه اول نیست و یکتا بودن جواب نقض می‌شود. سایر گزینه‌ها ادعاهایی درباره جواب‌های بی‌نهایت، قرینه‌پذیری bb یا مثبت‌بودن اجباری xx مطرح می‌کنند که هیچ‌کدام دلیل واقعی شرط a0a\neq 0 نیست. تلهٔ تستی: دانش‌آموز معمولاً فکر می‌کند a=0a=0 یعنی «بی‌نهایت جواب»، در حالی که اگر b0b\neq 0 باشد، اصلاً هیچ جوابی برای xx وجود ندارد (تساوی b=0b=0 نادرست است).

3. چنانچه در حل یک مسئله واقعی (مانند محاسبه طول اضلاع یک مستطیل)، معادله درجه دومی به دست آید که ریشه‌های آن x=4x=4 و x=2x=-2 باشند، تحلیل نهایی چیست؟

  • هر دو ریشه معتبر هستند و مستطیل می‌تواند با توجه به جهت محور مختصات، ابعاد منفی داشته باشد.
  • مسئله از اساس غلط مدل‌سازی شده است، زیرا معادلات هندسی هرگز نباید ریشه منفی تولید کنند.
  • تنها ریشه x=4x=4 قابل قبول است، زیرا در دنیای واقعی اندازه‌گیری طول با اعداد منفی کاملاً بی‌معنی است.
  • باید از قدر مطلق ریشه منفی استفاده کرد و هر دو مقدار x=4x=4 و x=2x=2 را به عنوان اضلاع پذیرفت.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در مدل‌سازی مسائل واقعی، جواب‌های ریاضی باید با شرایط منطقی مسئله تطبیق داده شوند. طول، زمان و سن نمی‌توانند اعداد منفی باشند. گزینه‌هایی که هر دو ریشه یا قدرمطلق ریشهٔ منفی را می‌پذیرند، محدودیت فیزیکی طول (نامنفی‌بودن) را نادیده می‌گیرند. تلهٔ تستی: دانش‌آموز گاهی فکر می‌کند چون معادله دو ریشهٔ ریاضی درست تولید کرده، هر دو باید به‌کار روند؛ اما بررسی جواب در متن مسئله همیشه گام آخر و اجباری است.

4. در روش حل معادله درجه دوم با استفاده از «مربع کامل»، برای معادله 2x2+5x7=02x^2 + 5x - 7 = 0، چه عددی باید به طرفین معادله افزوده شود؟

  • عدد 4916\frac{49}{16} که از مجذور کردن عدد ثابت معادله پس از انتقال حاصل می‌شود.
  • عدد 254\frac{25}{4} که مربع نصف ضریب xx در حالت اولیه معادله است.
  • عدد 2516\frac{25}{16} که مربع نصف ضریب xx پس از تقسیم بر ضریب x2x^2 است.
  • عدد 52\frac{5}{2} که معادل نصف ضریب xx پس از ساده‌سازی اولیه معادله است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ابتدا باید ضریب x2x^2 یک شود، پس بر 22 تقسیم می‌کنیم: x2+52x=72x^2 + \frac{5}{2}x = \frac{7}{2}. سپس مربع نصف ضریب xx یعنی (54)2=2516(\frac{5}{4})^2 = \frac{25}{16} اضافه می‌شود. سایر گزینه‌ها یا مربع نصف ضریب xx را پیش از تقسیم بر ضریب x2x^2 محاسبه می‌کنند، یا به‌جای مربع کردن، خودِ عدد را می‌آورند. تلهٔ تستی: فراموش کردن تقسیم کل معادله بر ضریب x2x^2 (اینجا 22) پیش از محاسبهٔ «نصف ضریب xx»، رایج‌ترین اشتباه در روش مربع کامل است.

5. معادله x27x+12=0x^2 - 7x + 12 = 0 را در نظر بگیرید. با استفاده از اتحاد جمله‌مشترک، ریشه‌های این معادله کدام‌اند و مفهوم آن‌ها چیست؟

  • ریشه‌ها 33 و 44 هستند که از تجزیه عبارت (x3)(x4)=0(x-3)(x-4)=0 حاصل شده و نقاط برخورد با محور طول‌ها را نشان می‌دهند.
  • ریشه‌ها 1212 و 11 هستند که با قانون ضرب ریشه‌ها در معادلات درجه دوم همخوانی کامل دارند.
  • ریشه‌ها 33 و 44 هستند و نشان‌دهنده نقاط برخورد نمودار سهمی با محور عرض‌ها می‌باشند.
  • ریشه‌ها 3-3 و 4-4 هستند که از تجزیه عبارت (x+3)(x+4)=0(x+3)(x+4)=0 به دست می‌آیند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دو عدد که جمعشان 7-7 و ضربشان 1212 باشد، 3-3 و 4-4 هستند. پس (x3)(x4)=0(x-3)(x-4)=0 که ریشه‌ها x=3x=3 و x=4x=4 می‌شوند. گزینه‌هایی که علامت ریشه‌ها را برعکس می‌کنند یا ریشه‌ها را با ضرایب معادله (۱۲ و ۱) اشتباه می‌گیرند، از خلط قانون جمع/ضرب ریشه‌ها ناشی می‌شوند. تلهٔ تستی: در تجزیهٔ (x3)(x4)=0(x-3)(x-4)=0 باید علامت‌های داخل پرانتز را قرینهٔ ریشه‌ها گرفت، نه خودِ ریشه‌ها؛ اشتباه رایج، نوشتن (x+3)(x+4)(x+3)(x+4) است.

6. بر اساس مفهوم «دلتا» (Δ\Delta)، اگر در معادله ax2+bx+c=0ax^2 + bx + c = 0 حاصل b2<4acb^2 < 4ac باشد، وضعیت ریشه‌های معادله چگونه توصیف می‌شود؟

  • معادله دو ریشه حقیقی متمایز دارد که علامت آن‌ها وابسته به مقدار bb است.
  • معادله هیچ ریشه حقیقی ندارد، زیرا مقدار زیر رادیکال در فرمول کلی منفی خواهد شد.
  • معادله ریشه‌های قرینه دارد، زیرا مقادیر aa و cc دارای علامت‌های متضادی هستند.
  • معادله یک ریشه مضاعف دارد زیرا تفاضل این دو مقدار به صفر نزدیک می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

شرط b2<4acb^2 < 4ac معادل Δ<0\Delta < 0 است. در این حالت زیر رادیکال منفی شده و معادله در مجموعه اعداد حقیقی فاقد جواب خواهد بود. گزینه‌هایی که ریشهٔ مضاعف یا ریشه‌های حقیقی متمایز را نتیجه می‌گیرند، شرط Δ<0\Delta<0 را با Δ=0\Delta=0 یا Δ>0\Delta>0 اشتباه گرفته‌اند. تلهٔ تستی: شرط داده‌شده b2<4acb^2 < 4ac باید ابتدا به فرم استاندارد Δ=b24ac<0\Delta = b^2-4ac < 0 بازنویسی شود؛ خواندن مستقیم بدون این بازآرایی باعث اشتباه در تشخیص علامت دلتا می‌شود.

7. در یک کارگاه تولید چتر، معادله سود به صورت P(x)=2x2+8000x6000000P(x) = -2x^2 + 8000x - 6000000 مدل‌سازی شده است. مقدار ضرر در صورت عدم تولید (x=0x=0) چقدر است؟

  • مبلغ ضرر دقیقاً برابر با هشت هزار واحد پولی خواهد بود.
  • کارگاه به میزان شش میلیون واحد پولی متحمل ضرر ثابت می‌گردد.
  • ضرر صفر است زیرا بدون تولید، هزینه‌ای متوجه کارگاه نخواهد بود.
  • مبلغ ضرر به دو میلیون واحد پولی معادل ضریب اول معادله می‌رسد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

با قرار دادن x=0x=0 در تابع سود، P(0)=6000000P(0) = -6000000 می‌شود که این همان هزینه ثابت اولیه است و به عنوان ضرر هنگام عدم تولید محسوب می‌شود. گزینه‌هایی که ضرر را با ضریب xx (هشت‌هزار) یا ضریب x2x^2 (دو میلیون) اشتباه می‌گیرند، به‌جای جایگذاری واقعی x=0x=0، مستقیماً یکی از ضرایب معادله را برداشته‌اند. تلهٔ تستی: عرض از مبدأ تابع سود (c=6,000,000c=-6{,}000{,}000) دقیقاً همان هزینهٔ ثابت (با علامت منفی) است؛ نباید آن را با ضرایب xx یا x2x^2 اشتباه گرفت.

8. برای حل معادله گویای 2xx1+3x+2=0\frac{2x}{x-1} + \frac{3}{x+2} = 0، اولین و حیاتی‌ترین گام پیش از حل کامل تساوی چیست؟

  • معادل قرار دادن صورت هر دو کسر با عدد صفر و حل دو معادله درجه اول مجزا.
  • یافتن مخرج مشترک و ضرب مقادیر صورت‌ها در یکدیگر به منظور ساده‌سازی.
  • انتقال یکی از کسرها به سمت راست و استفاده از خاصیت طرفین‌وسطین در تساوی.
  • تعیین مقادیری که مخرج کسرها را صفر می‌کنند (یعنی x1x \neq 1 و x2x \neq -2) به عنوان شروط مسئله.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در معادلات گویا، پیش از هر کاری باید دامنه تعریف را مشخص کرد؛ یعنی ریشه‌های مخرج‌ها که در اینجا 11 و 2-2 هستند، باید از جواب‌های نهایی استثنا شوند. گزینه‌هایی که مستقیماً مخرج مشترک می‌گیرند یا طرفین‌وسطین را پیش از تعیین دامنه به‌کار می‌برند، ترتیب درست حل معادلهٔ گویا را نادیده می‌گیرند. تلهٔ تستی: تعیین دامنه (مقادیر ممنوعهٔ مخرج) باید همیشه پیش از هرگونه ساده‌سازی انجام شود، وگرنه ریشهٔ کاذب احتمالی در پایان کار دیده نمی‌شود.

9. رابطه ویتا مجموع و حاصل‌ضرب ریشه‌های یک معادله درجه دوم را بدون حل آن بیان می‌کند. در معادله 3x25x+1=03x^2 - 5x + 1 = 0، مقدار x1x2x_1 \cdot x_2 چقدر است؟

  • حاصل‌ضرب برابر با 13-\frac{1}{3} است و بیانگر این است که یکی از ریشه‌ها معکوس دیگری است.
  • حاصل‌ضرب برابر با 13\frac{1}{3} است که معادل نسبت عدد ثابت به ضریب x2x^2 می‌باشد.
  • حاصل‌ضرب برابر با 53\frac{5}{3} است که نشان از هم‌علامت بودن ریشه‌ها دارد.
  • حاصل‌ضرب برابر با 53-\frac{5}{3} است که از تقسیم ضریب xx بر ضریب اول حاصل می‌شود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق روابط ویتا در معادله ax2+bx+c=0ax^2+bx+c=0، حاصل‌ضرب ریشه‌ها برابر با ca\frac{c}{a} است. در اینجا c=1c=1 و a=3a=3 است، پس جواب 13\frac{1}{3} می‌شود. گزینه‌هایی که 53\frac{5}{3}، 53-\frac{5}{3} یا 13-\frac{1}{3} را می‌دهند، فرمول حاصل‌ضرب (ca\frac{c}{a}) را با فرمول مجموع (ba-\frac{b}{a}) یا با علامت اشتباه خلط کرده‌اند. تلهٔ تستی: در روابط ویتا، حاصل‌ضرب ریشه‌ها ca\frac{c}{a} است (بدون علامت منفی)، در حالی‌که مجموع ریشه‌ها ba-\frac{b}{a} است؛ خلط این دو فرمول رایج‌ترین اشتباه تستی این مبحث است.

10. نیما 44 سال از کیان بزرگ‌تر است و حاصل‌ضرب سن آن‌ها 9696 می‌باشد. معادله ریاضی مدل‌کننده این مسئله و سن کیان به ترتیب کدام است؟

  • x2+4x96=0x^2 + 4x - 96 = 0 و سن کیان ۱۲ سال است.
  • x24x+96=0x^2 - 4x + 96 = 0 و سن کیان ۸ سال است.
  • x(x4)=96x(x-4) = 96 و سن کیان ۱۲ سال است.
  • x(x+4)=96x(x+4) = 96 و سن کیان ۸ سال است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

اگر سن کیان xx باشد، سن نیما x+4x+4 است. معادله x(x+4)=96    x2+4x96=0x(x+4)=96 \implies x^2+4x-96=0 است. ریشه‌ها 88 و 12-12 هستند که 12-12 رد می‌شود. گزینه‌هایی که x(x4)=96x(x-4)=96 می‌نویسند، رابطهٔ «نیما ۴ سال بزرگ‌تر است» را برعکس مدل کرده‌اند و سن کیان را ۱۲ سال (بدون رد ریشهٔ منفی) گزارش می‌کنند. تلهٔ تستی: باید مشخص شود کدام متغیر (xx) نمایندهٔ سن کوچک‌تر (کیان) است؛ نوشتن معادله برای فرد بزرگ‌تر به‌جای کوچک‌تر، علامت رابطه را برعکس می‌کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان