پرش به محتوای اصلی

تابع (انسانی)(ریاضی و آمار 1)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

مفهوم تابع

هر قانونی که دو مجموعه را به هم ربط دهد یک رابطه است. هر جفت مقدار (x,y)(x,y) زوج مرتب نام دارد و (a,b)=(c,d)(a,b)=(c,d) فقط وقتی برقرار است که a=ca=c و b=db=d.

تعریف تابع ⭐: رابطه‌ای از AA به BB را تابع می‌گوییم اگر به‌ازای هر عضو AA، دقیقاً یک عضو از BB متناظر باشد — نه صفر، نه دو.

سه معیار تشخیص:

  • زوج مرتب: هیچ دو زوج مرتب متمایز با مؤلفهٔ اول یکسان نداشته باشیم.
  • نمودار پیکانی: از هر عضو AA دقیقاً یک پیکان خارج شود.
  • نمودار مختصاتی: هر خط عمود بر محور xx (آزمون خط عمودی) نمودار را حداکثر در یک نقطه قطع کند.

مثال: J={(1,1),(2,2),(3,3),(2,4)}J=\{(1,1),(2,2),(3,3),(2,4)\} تابع نیست چون 22 دو نظیر دارد. در تشخیص تابع فقط مؤلفهٔ اول را بررسی کن — مؤلفهٔ دوم تکراری اشکالی ندارد.

مثال‌های واقعی:

رابطه تابع؟ دلیل
به هر فرد، روز تولدش هر نفر یک روز تولد دارد
به هر شهر، سوغاتی‌اش یک شهر ممکن است چند سوغاتی داشته باشد
به هر مسلمان، قبله‌اش قبله برای همه یکی است
به هر شهر، نماینده‌اش برخی شهرها چند نماینده دارند

ضابطهٔ جبری، دامنه و برد

وقتی رابطهٔ بین مؤلفه‌های اول و دوم یک تابع را با یک فرمول بیان کنیم، آن را ضابطهٔ جبری می‌نامند. نماد استاندارد:

f:ABy=f(x)f: A \to B \qquad y = f(x)

f(x)f(x) یعنی «مقدار تابع در xx»، نه ff ضربدر xx.

مفهوم تعریف نماد
دامنه مجموعهٔ همهٔ ورودی‌ها DfD_f
برد مجموعهٔ همهٔ خروجی‌های واقعی RfR_f

برد با مجموعهٔ BB فرق دارد: BB همهٔ خروجی‌های ممکن است، برد فقط خروجی‌هایی که واقعاً اتفاق افتاده‌اند؛ همیشه RfBR_f\subseteq B.

برای محاسبهٔ f(a)f(a) کافی است x=ax=a را در ضابطه جایگذاری کنی. دامنهٔ طبیعی (وقتی دامنه مشخص نشده): برای کسر، مخرج 0\neq0؛ برای رادیکال زوج، زیر رادیکال 0\geq0.

پیدا کردن ضابطه از روی داده‌ها: الگوی تغییر xx و yy را پیدا کن و چند فرم (خطی، درجهٔ دوم و...) امتحان کن. مثال: در {(0,1),(1,3),(2,5),(1,1)}\{(0,1),(1,3),(2,5),(-1,-1)\} تفاضل yyها ثابت (۲) است، پس تابع خطی y=2x+1y=2x+1 است.

تابع به‌عنوان ماشین: xff(x)x\xrightarrow{f}f(x) — دیدگاهی کاربردی در برنامه‌نویسی و مهندسی. ترکیب توابع (آشنایی اولیه): g(f(x))=(gf)(x)g(f(x))=(g\circ f)(x)؛ مثلاً با f(x)=x+1f(x)=x+1 و g(x)=x2g(x)=x^2، داریم g(f(x))=(x+1)2g(f(x))=(x+1)^2.


نمودار تابع خطی

f(x)=mx+hf(x) = mx + h

mm: شیب (نرخ تغییر)، hh: عرض از مبدأ. نمودار همیشه خط راست است؛ برای رسم آن دو نقطه (معمولاً تقاطع با محورها) کافی است.

شیب از روی دو نقطه:

m=y2y1x2x1m = \frac{y_2 - y_1}{x_2 - x_1}

اگر m>0m>0 تابع صعودی، اگر m<0m<0 نزولی، اگر m=0m=0 ثابت (خط افقی) است.

مثال‌های کاربردی: قانون هوک برای فنر با طول اولیهٔ ۵ سانتی‌متر که به‌ازای هر کیلوگرم ۰.۵ سانتی‌متر کش می‌آید: f(x)=0.5x+5f(x)=0.5x+5. رابطهٔ سانتی‌گراد و فارنهایت: F=95C+32F=\tfrac95C+32 — اگر دما ۲۰ درجهٔ سانتی‌گراد بالا برود، فارنهایت 95×20=36\tfrac95\times20=36 درجه افزایش می‌یابد.

مدل رشد خطی جمعیت: اگر جمعیت با نرخ ثابت رشد کند، با تابع خطی مدل می‌شود؛ مثلاً از 1,050,0001{,}050{,}000 نفر در سال ۱۳۸۵ به 1,280,0001{,}280{,}000 نفر در سال ۱۳۹۵، شیب m=23,000m=23{,}000 نفر در سال است.

کاربرد اقتصادی: P(x)=R(x)C(x)P(x)=R(x)-C(x). مثال: C(x)=3000+50xC(x)=3000+50x، R(x)=70xR(x)=70xP(x)=20x3000P(x)=20x-3000؛ نقطهٔ سربه‌سر (P=0P=0) در x=150x=150 — یعنی باید حداقل ۱۵۰ کالا بفروشد تا سود کند.


نمودار تابع درجهٔ دوم

f(x)=ax2+bx+c(a0)f(x) = ax^2 + bx + c \qquad (a \neq 0)

نمودار آن سهمی است؛ برای a>0a>0 رو به بالا با رأس کمینه، برای a<0a<0 رو به پایین با رأس بیشینه.

رأس:

xرأس=b2a,yرأس=f ⁣(b2a)x_{\text{رأس}} = -\frac{b}{2a}, \qquad y_{\text{رأس}} = f\!\left(-\frac{b}{2a}\right)

فرم رأسی (پرکاربرد در کنکور): f(x)=a(xp)2+qf(x)=a(x-p)^2+q ← رأس مستقیماً (p,q)(p,q) است.

مثال کاربردی (سود): با درآمد x(1200x)x(1200-x) و هزینهٔ 30000+200x30000+200x:

P(x)=x2+1000x30000P(x) = -x^2 + 1000x - 30000

بیشینهٔ سود در رأس: x=500x=500، P(500)=220,000P(500)=220{,}000 تومان. نقطهٔ سربه‌سر با حل P(x)=0P(x)=0 حدود x31x\approx31 و x969x\approx969 به دست می‌آید — بین این دو بازه سود مثبت است.

تعداد ریشه‌ها با دلتا:

Δ\Delta تعداد ریشه برخورد با محور xx
>0>0 ۲ ریشهٔ مجزا دو نقطه
=0=0 ۱ ریشهٔ مضاعف رأس روی محور xx
<0<0 بدون ریشهٔ حقیقی بدون برخورد

نکات طلایی:

  • a>0a>0 ← رأس کمینه؛ a<0a<0 ← رأس بیشینه.
  • در مسائل مساحت با محیط ثابت، بیشترین مساحت وقتی است که شکل به مربع نزدیک شود — مثلاً مستطیلی با محیط ثابت ۲۰ متر، بیشترین مساحت (۲۵ متر مربع) را وقتی دارد که هر دو ضلعش ۵ متر باشد.
  • فرم رأسی را سریع بخوان: رأس (p,q)(p,q) در a(xp)2+qa(x-p)^2+q.
  • برای رسم سهمی: رأس، محور تقارن، تقاطع با محور yy (مقدار cc)، تقاطع با محور xx (حل ax2+bx+c=0ax^2+bx+c=0) و چند نقطهٔ کمکی کافی است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx3f(x)=ax^2+bx-3 را در نظر بگیرید. اگر f(1)=4f(-1)=-4 و f(1)=0f(1)=0 باشد، مقدارِ f(3)f(3) کدام است؟

  • 1010
  • 1515
  • 99
  • 1212

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=3c=-3 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=1a=1 و b=2b=2 می‌دهد، پس f(x)=x2+2x3f(x)=x^2+2x-3 و f(3)=12f(3)=12. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

2. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+3f(x)=ax^2+bx+3 را در نظر بگیرید. اگر f(2)=13f(-2)=13 و f(1)=5f(-1)=5 باشد، مقدارِ f(4)f(4) کدام است؟

  • 5252
  • 5151
  • 5555
  • 5959

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=3c=3 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=3a=3 و b=1b=1 می‌دهد، پس f(x)=3x2+x+3f(x)=3x^2+x+3 و f(4)=55f(4)=55. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

3. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+2f(x)=ax^2+bx+2 را در نظر بگیرید. اگر f(2)=2f(2)=-2 و f(4)=2f(4)=2 باشد، مقدارِ f(1)f(1) کدام است؟

  • 22
  • 4-4
  • 1-1
  • 33

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=2c=2 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=1a=1 و b=4b=-4 می‌دهد، پس f(x)=x24x+2f(x)=x^2-4x+2 و f(1)=1f(1)=-1. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

4. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+3f(x)=ax^2+bx+3 را در نظر بگیرید. اگر f(1)=1f(-1)=1 و f(2)=13f(2)=13 باشد، مقدارِ f(2)f(-2) کدام است؟

  • 3-3
  • 2-2
  • 11
  • 44

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=3c=3 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=1a=1 و b=3b=3 می‌دهد، پس f(x)=x2+3x+3f(x)=x^2+3x+3 و f(2)=1f(-2)=1. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

5. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+1f(x)=ax^2+bx+1 را در نظر بگیرید. اگر f(1)=0f(1)=0 و f(1)=8f(-1)=8 باشد، مقدارِ f(2)f(-2) کدام است؟

  • 2323
  • 2121
  • 1919
  • 1818

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=1c=1 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=3a=3 و b=4b=-4 می‌دهد، پس f(x)=3x24x+1f(x)=3x^2-4x+1 و f(2)=21f(-2)=21. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

6. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx1f(x)=ax^2+bx-1 را در نظر بگیرید. اگر f(1)=1f(-1)=-1 و f(4)=41f(4)=-41 باشد، مقدارِ f(1)f(1) کدام است؟

  • 2-2
  • 5-5
  • 7-7
  • 1-1

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=1c=-1 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=2a=-2 و b=2b=-2 می‌دهد، پس f(x)=2x22x1f(x)=-2x^2-2x-1 و f(1)=5f(1)=-5. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

7. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx3f(x)=ax^2+bx-3 را در نظر بگیرید. اگر f(1)=2f(-1)=2 و f(3)=6f(3)=6 باشد، مقدارِ f(1)f(1) کدام است؟

  • 4-4
  • 2-2
  • 7-7
  • 1-1

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=3c=-3 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=2a=2 و b=3b=-3 می‌دهد، پس f(x)=2x23x3f(x)=2x^2-3x-3 و f(1)=4f(1)=-4. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

8. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+1f(x)=ax^2+bx+1 را در نظر بگیرید. اگر f(3)=11f(3)=-11 و f(4)=19f(4)=-19 باشد، مقدارِ f(2)f(-2) کدام است؟

  • 3-3
  • 1-1
  • 22
  • 33

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=1c=1 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=1a=-1 و b=1b=-1 می‌دهد، پس f(x)=x2x+1f(x)=-x^2-x+1 و f(2)=1f(-2)=-1. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

9. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+3f(x)=ax^2+bx+3 را در نظر بگیرید. اگر f(2)=3f(-2)=-3 و f(2)=1f(2)=1 باشد، مقدارِ f(1)f(1) کدام است؟

  • 33
  • 00
  • 1-1
  • 66

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=3c=3 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=1a=-1 و b=1b=1 می‌دهد، پس f(x)=x2+x+3f(x)=-x^2+x+3 و f(1)=3f(1)=3. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

10. تابع درجهٔ دومِ f(x)=ax2+bx+2f(x)=ax^2+bx+2 را در نظر بگیرید. اگر f(3)=17f(3)=17 و f(2)=2f(-2)=2 باشد، مقدارِ f(1)f(-1) کدام است؟

  • 11
  • 2-2
  • 3-3
  • 33

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از دو شرطِ داده‌شده یک دستگاهِ دومجهولی برایِ aa و bb به دست می‌آید (چون c=2c=2 از پیش معلوم است)؛ حلِ دستگاه a=1a=1 و b=2b=2 می‌دهد، پس f(x)=x2+2x+2f(x)=x^2+2x+2 و f(1)=1f(-1)=1. تلهٔ تستی: چون cc از قبل معلوم است، فقط دو مجهولِ aa و bb باقی می‌ماند؛ استفاده از هر دو شرط هم‌زمان (نه فقط یکی) برایِ حلِ دستگاه لازم است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان